جستجو در مقالات منتشر شده


12 نتیجه برای احمدی

شیرین دوائی، سید محمدرضا امام جمعه، غلامعلی احمدی،
دوره 1، شماره 1 - ( 11-1392 )
چکیده

هدف از این پژوهش، بررسی و تدوین مهارت‏ها و صلاحیت‏های مورد نیاز معلمان در زمینه کاربست ICT در آموزش و یادگیری می‏باشد. این مطالعه یک پژوهش توصیفی- پیمایشی می‏باشد که جمع‏آوری داده‏های آن به روش دلفی انجام شده است. بدین منظور از 10 نفر از کارشناسان و متخصصان برنامه درسی در حوزه فناوری‏های نوین از جمله ICT و مدرسان IT  در بنیاد ICDL و دست‏اندرکاران هوشمند سازی مدارس، همچنین 25 معلم منتخب شاغل در مدارس هوشمند با ویژگی‏های، تجربه تولید محتوای الکترونیکی و سابقه کاربست ICT در کلاس، دعوت به همکاری ومشارکت در طرح شد. در مرحله اول متخصصان گویه‏ها را اولویت‏بندی کردند و عدد هر گویه را با توجه به مهم بودن و به ترتیب نیاز و اولویت کاربست معلم در کلاس درس مشخص نمودند. در این مرحله با توجه به پاسخ های متخصصان با انجام 2 آزمون (ضریب همبستگی اسپیرمن وآزمون فریدمن) میزان توافق 10 استاد شرکت کننده واعتبار اولویت های تعیین شده کل افراد شرکت کننده در طرح مشخص گردید. در مرحله دوم پس از اعمال اولویت‏های تعیین شده، جهت کسب حصول حداکثری توافق، گویه‏ها مجدداً در اختیار مخاطبان طرح قرار گرفت و با توافق 48/ 95 درصدی به تأیید رسید. یافته‏های پژوهش نشان می‏دهد درمرحله دوم نسبت به مرحله اول میانگین نمرات افزایش ومتوسط انحراف معیار کاهش یافت که نشان از همگرا شدن نظرات مخاطبان شرکت کننده در طرح بود. کلیه ضرایب همبستگی در سطح آلفای 1 درصد معنا دار است که نشان از توافق بالا و روایی گویه‏های هر مؤلفه می‏باشد. نتیجه اینکه در این پژوهش مهارت‏های کاربست ICT به دو مؤلفه مهارت‏های عمومی و تخصصی و صلاحیت‏های کاربست ICT به سه مؤلفه شناختی، عملکردی و عاطفی با نظر متخصصان تعیین و اولویت بندی گردید.
دکتر محسن حاجی تبار فیروزجائی، دکتر حسن ملکی، دکتر غلامعلی احمدی،
دوره 4، شماره 7 - ( 6-1395 )
چکیده

چکیده: هدف پژوهش حاضر، طراحی و اعتبارسنجی الگوی مفهومی کاهش فاصلۀ برنامۀ‏درسی قصدشده، اجراشده و کسب‏شده در نظام آموزش عمومی ایران است. بدین منظور دو پرسش اساسی مورد بررسی قرار گرفت: با چه الگویی می¬توان فاصلۀ سه برنامۀ¬درسی یاد شده را کاهش داد؟ الگوی پیشنهادی، تا چه حد معتبر است؟ روش این پژوهش، ترکیبی (کمّی و کیفی) است، به گونه‏ای که برای تدوین الگو از فنون مختلف مانند مرور اسناد و مدارک و استنتاج استفاده شده است. بدین منظور ساختار الگو در هفت بخش شامل عوامل شکاف، مبانی نظری، فلسفه، هدف، جهت‌گیری، اصول و روش کاهش فاصلۀ ارائه شده است. هم‏چنین به منظور اعتبارسنجی الگوی پیشنهادی، با استفاده از شیوۀ نمونه‏گیری هدفمند، از نظرات صاحب‌نظرانِ برنامۀ‏درسی و کارشناسان شورای برنامه‏ریزی درسی استفاده شده است که این افراد درسطح بالایی الگوی پیشنهادی را تأیید کردند. نتایج بدست آمده نشان می‌دهد که با توجه به شناسایی عوامل اساسی شکاف، می‏توان الگوی متناسب با شرایط نظام آموزشی کشور طراحی نمود.


آقا جمال رزی، دکتر سید محمدرضا امام جمعه، دکتر غلامعلی احمدی، دکتر بهرام صالح صدق پور،
دوره 6، شماره 12 - ( 12-1397 )
چکیده

هدف اصلی­پژوهش، ­شناسایی­و اعتبارسنجی ویژگی‌های معلم اثربخش در دوره ابتدایی میباشد.در بخش اول از روش کیو استفاده‌ شد،جامعه آماری در این بخش کلیه اساتید علوم­تربیتی­دانشگاه‌های تهران بوده(349=N) که20نفر به‌صورت هدفمندوگلوله­برفی انتخاب­گردید.ابزار گردآوری داده­ها، نمودار کیو می­باشد که روایی آن با بررسی40سند و نظرات3 نفر از اساتید دانشگاهی مورد تائید قرار گرفت و به روش آزمون مجدد، پایایی آن نیز84/0 به­دست آمد.بخش دوم مبتنی بر تحلیل عاملی اکتشافی بوده که جامعه‌ی آماری آن کلیه اساتید علوم­تربیتی دانشگاه‌های تهران،اعضای انجمن مطالعات برنامه­درسی و گروه‌های آموزشی دوره ابتدایی تهران می‌باشد(987=N) با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی 325 نفرانتخاب شدند. ابزار گردآوری داده­ها،پرسشنامه محقق ساخته بوده که روایی محتوایی آن مورد تائید 3 نفر از صاحب‌نظران قرارگرفت و پایایی آن(96/0=α) بدست آمد.عمده نتایج بیانگر شناسایی65ویژگی بوده که در7 بعد ویژگی­های شخصیتی،تربیت دینی-اخلاقی،کاراندیشی، صلاحیت و شایستگی‌ها،تدریس مؤثر،مدیریت کارآمدکلاس و نظارت و ارزشیابیدسته‌بندی­گردید.7بعد مذکور اعتبارداشته ولی از بین65 ویژگی، 5ویژگی از اعتبار لازم برخوردار نبوده است.
 


خانم فهیمه شعبانی ثانی، دکتر افسانه نراقی زاده، دکتر پروین احمدی،
دوره 7، شماره 13 - ( 1-1398 )
چکیده

هدف پژوهش حاضر بررسی جایگاه آموزش بلوغ دختران در کتاب‌های درسی پایه هفتم دوره اول متوسطه بوده است. مؤلفه‌های بلوغ شامل: جنسی، جسمی، عاطفی، روانی (شخصیت)، ذهنی (شناختی)، اجتماعی، شرعی و عرفی در نظر گرفته‌شده است. روش پژوهش موردنظر، تحلیل محتوای کیفی و جامعه آماری آن کتاب‌های درسی پایه هفتم در دوره اول متوسطه در سال تحصیلی 1395 - 1394 بود که کتاب‌های تفکر و سبک زندگی (تفکر و سبک زندگی مشترک دختران و پسران و کتاب تکمیلی تفکر و سبک زندگی ویژه دختران)؛ پیام‌های آسمان، علوم تجربی و مطالعات اجتماعی پایه هفتم به‌عنوان نمونه انتخاب شدند. در مجموع 337 مقوله در کتاب‌های درسی مزبور در رابطه با مؤلفه‌های بلوغ یافت شد که نتایج نشان داد که بلوغ شرعی با 115 مقوله (12/34%) دارای بیشترین میزان و بلوغ عرفی با 22 مقوله (52/6%) دارای کمتربن میزان بود.


خانم هاله شیخ الاسلامی، دکتر غلامعلی احمدی، دکتر علیرضا عصاره، دکتر ابراهیم ریحانی،
دوره 7، شماره 13 - ( 1-1398 )
چکیده

پژوهش حاضر کتابهای ریاضی و آمار(1) و راهنمای معلم پایه دهم رشته انسانی با تاکید بر رویکرد زمینه محور به روش تحلیل محتوای کمی و کیفی مورد مطالعه قرار گرفته است. جامعه آماری کتابهای درسی و راهنمای معلم ریاضی دهم انسانی سال تحصیلی 96-1395 است. ابزار پژوهش، فرم تحلیل محتوا با توجه به رویکرد ریاضیات زمینه محور است. از روش تحلیل آنتروپی شانون  به منظور محاسبه میزان اهمیتی که در طراحی کتاب های درسی و راهنمای معلم ریاضی پایه دهم انسانی به چهار مؤلفه رویکرد زمینه محور شامل دارا بودن موقعیت عملی، واقعی بودن، مرتبط بودن با تجارب زندگی روزمره دانش آموزان و باز بودن داده شده، استفاده گردید. نتایج حاصل حاکی از این است که میزان توجه و درگیری با چهار مولفه ریاضیات زمینه محور و مقدار ضریب اهمیت هر یک از این مولفه ها کم بوده و محتوای درسی کتاب مذکور بر اصول ریاضیات زمینه محور منطبق نیست.
 
خانم مریم قاسمی، دکتر هاشم فردانش، دکتر جواد حاتمی، دکتر سلیمان احمدی،
دوره 8، شماره 15 - ( 1-1399 )
چکیده

چکیده
پژوهش حاضر با هدف طراحی، اجرا و ارزشیابی یادگیری الکترونیکی بر اساس پارادیم سوم و چهارم نظریه کاشمن انجام شد. روش پژوهش روش شبه آزمایشی و به روش آمیخته(کیفی و کمی) انجام شد. جامعه­ی آماری دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد مجازی دانشکده آموزش پزشکی شهید بهشتی تهران بودند، با روش نمونه­گیری در دسترس دانشجویان رشته آموزش پزشکی به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده­ها پرسشنامه رضایت، انگیزه و آزمون دوره بود. که میزان پایایی آنها به ترتیب 86% و86% و 83%محاسبه شد. داده­هایکمی و کیفی پژوهش به ترتیب با استفاده از روش تحلیل کواریانس چند متغیری و آزمون تعقیبی توکی و طریق نرم افزارmaxquda12  تجزیه و تحلیل شد. نتایج پژوهش نشان دهنده­ی اثربخشی طراحی­های انجام شده بر اساس پارادیم سوم و چهارم نسبت به روش­های موجود از نظر دانشجویان دانشکده آموزش پزشکی در هر سه متغییر پیشرفت، انگیزه و رضایت بود.
 
خانم صغری ملکی، دکتر غلامعلی احمدی، دکتر محمود مهرمحمدی، دکتر محمدرضا امام جمعه،
دوره 8، شماره 15 - ( 1-1399 )
چکیده

هدف این  مطالعه تطبیقی ، ارزیابی برنامه کارورزی دانشگاه فرهنگیان(برنامه قصد شده) از منظر تجارب جهانی بود. بدین منظور عناصر این برنامه به تفکیک، با عناصر برنامه کارورزی سه کشور استرالیا، کانادا و سنگاپور مقایسه و سپس تحلیل شد. این مطالعه که با روش تطبیقی و بهره گرفتن از الگوی بردی، در مرحله ای و روش تحلیلی استنباطی در مرحله ای دیگر انجام شده است، نشان داد برنامه کارورزی سه کشور سنگاپور، کانادا و استرالیا با وجود پراکندگی فرهنگی،جغرافیایی و ...، در بسیاری از عناصر، نزدیکی زیادی با هم و برنامه کارورزی ایران (دانشگاه فرهنگیان) اختلاف زیادی با آن ها دارد. این اختلاف ها در بخش اهداف، محتوا، تعیین نقش و مسئولیت معلمان راهنما، عنصر زمان و ارزشیابی بسیار بارز است.
 
خانم زینب احمدی آذر سنگان، دکتر فائقه محمدی، دکتر فیروز محمودی،
دوره 8، شماره 16 - ( 7-1399 )
چکیده

هدف پژوهش بررسی چالشها و راهکارهایی می باشد که معلمان مدارس ابتدایی هوشمند شهر تبریز هنگام تولید محتوای الکترونیکی با استفاده از منابع آموزشی موجود در وب جهت تدریس در کلاس با آنها مواجه هستند. روش تحقیق پدیدارشناسی و. نمونه مورد بررسی،  معلمان مدارس هوشمند ابتدایی شهر تبریز  به تعداد15 نفر می‌باشند . جهت تجزیه و تحلیل داده‌ها از کدگذاری گلاسر و استراوس استفاده شده است. بمنظور کسب روایی و پایایی از روش بازبینی و تطبیق مکرر و متوالی داده‏ها استفاده شده است. یافته ها نشان می دهد که معلمان مدارس هوشمند در ارتباط با تولید محتوا با دو نوع چالش مهم مواجهند
آقای عباس موحدی نسب، دکتر علیرضا عصاره، دکتر غلامعلی احمدی، دکتر جواد حاتمی،
دوره 8، شماره 16 - ( 7-1399 )
چکیده

هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی پایداری درونی برنامه درسی رشته الکتروتکنیک شاخه فنی و حرفهای از دیدگاه ذی‌نفعان است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ نوع جمعآوری داده‌ها، با روش کمی انجام شده است. جامعه آماری شامل مدیران آموزشی، هنرآموزان و هنرجویان رشته الکتروتکنیک استان یزد بود و نمونه با استفاده از روش سرشماری انتخاب شد. برای گردآوری اطلاعات، پرسشنامه محقق‌ساخته، مورد استفاده قرار گرفت و روایی پرسشنامه‌ با روش CVI و پایایی آن‌ توسط آلفای کرونباخ به تأیید رسید. در نهایت داده‌ها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی، تجزیه و تحلیل شد. بهطور کلی، از تطابق نظریات کسلز در مورد پایداری درونی برنامه درسی و یافته‌های این پژوهش، مشخص شد که برنامه درسی رشته الکتروتکنیک شاخه فنی و حرفه‌ای، از پایداری درونی لازم برخوردار نیست و متناسب با نظریات کسلز، تدابیری به منظور افزایش آن ارائه شد.
دکنر مریم سادات قریشی خوراسگانی، دکتر پروین احمدی، دکتر پروین صمدی،
دوره 9، شماره 17 - ( 1-1400 )
چکیده

هدف پژوهش حاضر، واکاوی برنامه‌های درسی تجربه‌شده نظام آموزش عالی مهارت‌ محور از منظر دانشجویان بود؛ بنابراین، از رویکرد کمی و روش توصیفی - پیمایشی بهره گرفته شد. جامعه آماری، دانشجویان دانشگاه‌های جامع علمی کاربردی کشور بود که با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای نسبتی و فرمول کوکران، تعداد 660 دانشجو به‌عنوان نمونه انتخاب شد. داده­ها توسط پرسشنامه محقق ساخته برنامه درسی مهارت محور در آموزش عالی گردآوری و از طریق، آزمون‌های فریدمن، (t) تک گروهی مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت. روایی محتوایی، توسط متخصصین برنامه درسی و روایی سازه‌ای با استفاده از نرم‌افزار (PLS) بررسی و تائید شد. ضریب پایایی نیز با استفاده از آلفای کرونباخ محاسبه و (86/0) به دست آمد. یافته‌ها نشان داد، وضعیت برنامه درسی تجربه‌شده در ابعاد «تطبیق برنامه درسی با اهداف دانشگاه»، «تطبیق برنامه درسی با اهداف نظام مهارت محور» و «جنبه‌های اجرایی برنامه درسی جدید» نسبتاً مطلوب بوده است. بر این اساس، نظام آموزش عالی مهارت محور کشور، نیازمند توجه بیشتر و تغییرات اساسی در برنامه‌های درسی و شیوه‌های آموزش است؛ بنابراین پیشنهاد می‌شود، برنامه‌های درسی دانشگاه جامع علمی کاربردی که باهدف یادگیری مهارت‌های مختلف و کاربست آن در زندگی شغلی و اجتماعی طراحی‌شده است؛ در محیط‌های آموزشی شبیه‌سازی‌شده و عملی تدریس شود تا اهداف موردنظر نظام مهارت محور محقق شود.
خانم مینا خداپناه، دکتر مهدی دوایی، دکتر نعمت اله موسی پور، دکتر غلامعلی احمدی،
دوره 9، شماره 17 - ( 1-1400 )
چکیده

هدف این مقاله تبیین زمینه‌ها و راهبردهای اجرای برنامه درسی سواد مالی برای دوره ابتدایی است. با استفاده از روش کیفی داده‌بنیاد، با 12 نفر از صاحب‌نظران حوزه برنامه‌ریزی درسی و آموزش ابتدایی، اقتصاد و امور مالی مصاحبه شد. یافته‌ها نشان داد که نیازها، سیاست‌ها و اهداف اجتماعی، اقتصادی، آموزشی و فرهنگی زمینه‌‌ساز تدوین و اجرای برنامه درسی سواد مالی دوره ابتدایی‌اند. مهمترین راهبردهای اجرای برنامه درسی سواد مالی در برگیرنده اقدامات آموزشی و ساختاری مانند غنی‌سازی برنامه درسی، فراهم ساختن امکانات دسترسی به منابع آموزشی، مشارکت معلمان در تولید برنامه درسی، ایجاد بستر همکاری‌ها بین سازمان‌های مالی با آموزش و پرورش، تبادل افکار و ایده‌های آموزشی بین کلاس‌ها و مدارس، همکاری سازمان‌ها در امر گسترش نوآوری‌های آموزشی در حیطه سوادمالی، تعامل مستمر با مراکز آموزشی و پرورشی حوزه مالی و توسعه تجهیزات آموزش مالی است.
خانم مژگان ماهرالنقش، دکتر علیرضا عصاره، دکتر غلامعلی احمدی، دکتر مهدی دوایی،
دوره 9، شماره 18 - ( 7-1400 )
چکیده

در این پژوهش، تلاش شده به تحلیل رابطه بین متغیرهای موثر بر برنامه درسی با تاکید بر کارآفرینی دانشگاه های شهر تهران پرداخته شود. در ابتدا با مطالعه پیشینه پژوهش های مرتبط متغیرها شناسائی و با نظرات خبرگان و به روش دلفی فازی غربالگری شدند. جامعه آماری، در بخش کیفی 30 خبره شامل اعضای هیات علمی دانشگاهی و خبرگان و در بخش کمی با فرمول کوکران  385  نفر می باشند و از تحلیل شبکه فازی برای تعیین وزن و از معادلات ساختاری تفسیری برای سطح بندی و تحلیل روابط بین متغیرها استفاده شده است. بر اساس یافته های تحلیل شبکه فازی، زیر متغیر های تعامل با موسسات حامی اجرای فعالیتهای مشترک بین المللی، نگرش کار آفرینی، اعطای وام از طریق بانکها، میزان استفاده از فن  آوری اطلاعات و ارتباطات در تدریس و هماهنگی دروس اختیاری با نیازهای فرد از نظر معلمین  بیشترین وزن و اهمیت را دارد

صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به دوفصلنامه نظریه و عمل در برنامه درسی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2022 CC BY-NC 4.0 | Theory & Practice in Curriculum Journal

Designed & Developed by : Yektaweb