شیما ملکی، عبدالله قاسم تبار، مهدی عربزاده،
جلد 10، شماره 44 - ( بهار و تابستان 1401 )
چکیده
هدف پژوهش حاضر طراحی و اعتبارسنجی پرسشنامهی آمادگی یادگیری مبتنی بر موک به منظور ارزیابی آمادگی یادگیرندگان برای شرکت در این دورهها است. روش این پژوهش از لحاظ نحوهی گردآوری اطلاعات توصیفی از نوع همبستگی (تحلیل عاملی) و از لحاظ هدف کاربردی است. جامعه آماری شامل متخصصان یادگیری الکترونیک و موک کشور و 200 نفر از افرادی که درباره دورههای موک اطلاع داشتند. ابزار جمعآوری دادهها، پرسشنامه محقق ساخته است که پایایی آن به روش آلفای کرونباخ (95/0=α) به دست آمده و به منظور روایی این ابزار از روش صوری و محتوایی به شکل کمی، از دو ضریب نسبی روایی محتوا (CVR) و شاخص روایی محتوا (CVI) استفاده شد و مورد تایید قرارگرفت. جهت تجزیه تحلیل اطلاعات از روش تحلیلهای کمی مانند تحلیل عامل اکتشافی و تاییدی با کمک نرمافزار spss و لیزرل استفاده شد. نتایج ده عامل را در پرسشنامه نشان میدهد. ارزشهای T برای تک تک نشانگرها با عاملهای مربوطه با بیشتر از 99 درصد اطمینان معنادار است، تأکید میکند نشانگرها به خوبی عاملهایشان را حمایت میکنند. با توجه به این موارد شواهد لازم جهت تایید اعتبار گویهها و عاملها فراهم شد. شاخصهای برازش نیز همگی از وضعیت مطلوب و نسبتاً مطلوب برخوردارند که نشان دهنده برازش مناسب دادهها با مدل است.
خانم معصومه محمدی، دکتر حمیدرضا حسن آبادی، دکتر مهدی عربزاده، دکتر جواد کاوسیان،
جلد 18، شماره 52 - ( بهار و تابستان 1405 )
چکیده
اگرچه پژوهشهای پیشین سبکهای تدریس انگیزشبخش و غیرانگیزشبخش را در چارچوب مدل دایرهای آموزش بررسی کردهاند، اما پیوند میان خودپنداره معلمان و این سبکها کمتر مورد توجه قرار گرفته است. هدف پژوهش حاضر بررسی این است که چگونه خودپنداره و جنسیت معلمان میتواند پیشبینیکننده سبکهای تدریس انگیزشبخش و غیرانگیزشبخش باشد. بر اساس تحلیل توان پیشین برای رگرسیون چندگانه با اثر متوسط، نمونهای شامل ۸۰ معلم دوره متوسطه شهر تهران در سال تحصیلی ۱۴۰۱–۱۴۰۲ به روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای انتخاب شد. دادهها از طریق پرسشنامه موقعیتهای مدرسه آلترمن و همکاران (2019) (α = 0.77) و پرسشنامه خودپنداره رتلسدورف و همکاران (2014) (α = 0.86) گردآوری گردید. تحلیل دادهها با آمار توصیفی، آزمون t مستقل، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه انجام شد. یافتهها نشان داد تفاوت معناداری از نظر جنسیت وجود نداشت، مگر در سبک سلطهجویانه که مردان نمرات بالاتری داشتند. همچنین، خودپنداره رابطه مثبت و معناداری با سبکهای تدریس انگیزشبخش (حامی خودمختاری و ساختار) داشت و بین ۱۳ تا ۲۴ درصد از واریانس آنها را تبیین کرد، اما با سبکهای غیرانگیزشبخش (کنترل و هرجومرج) ارتباطی نداشت. نتایج بر اهمیت خودپنداره در شکلگیری تدریس انگیزشبخش و آموزش معلمان تأکید دارد.