حسن محجوب عشرت آیادی، میترا عزتی، محمد مهدی بابائی،
دوره 13، شماره 1 - ( دوره سیزدهم ، شماره اول ، بهار 1404 )
چکیده
هدف از پژوهش حاضر به منظور طراحی الگوی انگیزه شناختی مرتبط با تصمیمات مالی کارآفرینان دانشگاهی در دانشگاه تهران بود. روش تحقیق آمیخته اکتشافی و با استفاده از روش تحلیل محتوا از طریق نرمافزار کیفی مکسکیودا پرداخته شد. میدان مطالعه و مشارکتکنندگان کارآفرینان دانشگاهی در دانشگاه تهران بودند، از بین آنها 16 نفر به شیوه هدفمند و گلولهبرفی انتخاب و مصاحبه عمیق انجام شد. در مرحله دوم پژوهش، الگوی طراحی شده در مرحله کیفی به صورت کمی آزمون شد. جامعه آماری تحقیق شامل 185 نفر از کارآفرینان دانشگاهی مستقر در پارک علم و فناوری دانشگاه تهران بودند که با نمونهگیری تصادفی ساده، 125 نفر بعنوان نمونه انتخاب شدهاند. برای بررسی روابط بیان شده در الگو از معادلات ساختاری و از نرمافزار PLS استفاده شد. یافتهها: نتایج کیفی نشان داد که "انگیزه تصمیمگیری مالی کارآفرینی" به عنوان عامل انگیزه شناختی و 3 مولفه "تحمل ابهامات فرایند تصمیم مالی"، "خودکارآمدی مالی در تصمیم گیری"، "انگیزش شناختی کارآفرینی" شناسایی شدند. در بخش کمی، از مدل معادلات ساختاری برای ارزیابی استفاده شد و نشان داد مدل از برازش قوی برخوردار است.
دا داریوش مالک پور، اب ابوالقاسم نادری، حس حسن محجوب، می میترا عزتی،
دوره 13، شماره 3 - ( دوره سیزدهم ، شماره سوم ، پاییز 1404 1404 )
چکیده
هدف پژوهش حاضر، تبیین و طراحی الگوی نظری تابآوری شناختی عملیاتی خلبانان در صنعت هوانوردی نظامی بود؛ مفهومی که بر سازوکار حفظ، بازیابی و بازتنظیم کارکردهای اجرایی و نظام پردازش اطلاعات ذهن در مواجهه با استرس حاد و مضایق عملیاتی پرواز دلالت دارد. این مطالعه با رویکرد کیفی و بر اساس راهبرد نظریه دادهبنیاد (نسخه اشتراس و کوربین، ۱۹۹۸) اجرا شد. دادههای مورد نیاز از طریق مصاحبههای عمیق نیمهساختاریافته با ۱۵ نفر از متخصصان حوزه علوم شناختی و خلبانان ارشد عملیاتی (با سابقه بیش از ۲۰۰۰ ساعت پرواز) گردآوری گردید؛ فرآیند نمونهگیری به شیوه نظری و تا دستیابی به کمال مفهومسازی (اشباع نظری) ادامه یافت. واکاوی دادهها مستند به فرآیند نظاممند کدگذاری در سه مرحله باز، محوری و انتخابی صورت پذیرفت.
تحلیلهای کیفی آشکار ساخت که پدیده محوری این پژوهش، تابآوری شناختی عملیاتی خلبانان بود که در قالب سازهای پویا، چندبعدی و بافتمحور تبیین شد. این سازه مفهومی، محصول تعامل همافزا و سیستماتیک سه بعد کلان قلمداد گردید: بعد فردی (شامل کارکردهای شناختی پایه و عالی، بازداری اجرایی، مؤلفههای هیجانی-انگیزشی، الگوهای شخصیتی، پایداری جسمانی و حافظه ضمنی ناشی از تجربه پروازی)، بعد سازمانی (مشتمل بر تکالیف تیمی و اشاعه فرهنگ ایمنی) و بعد خانوادگی (به عنوان منبع حمایت عاطفی و روانی). دستاورد بنیادین این تحقیق، ارائه یک چارچوب مفهومی منسجم جهت واکاوی رفتارهای شناختی خلبانان در شرایط بحرانی بود که میتواند به عنوان زیربنایی تحلیلی، مبنای توسعه مداخلات کاربردی و پژوهشهای تجربی آتی در این قلمرو قرار گیرد.