149 نتیجه برای شنا
دکتر علیاکبر گودینی، دکتر محمد گراوتدنیا،
دوره 13، شماره 3 - ( 10-1404 )
چکیده
هدف پژوهش حاضر باهدف مدل یابی معادلات ساختاری اعتیاد به گوشیهای هوشمند بر اساس شکلگیری اضطراب و افسردگی با میانجیگیری فراشناخت در دانشآموزان نوجوان پسر، انجام شد. پژوهش حاضر ازنظر روش، توصیفی از نوع همبستگی میباشد. جامعه آماری این پژوهش، دانش آموزان پسر ناحیه یک آموزشوپرورش کرج در سال تحصیلی 1404-1403 بودند که 361 نفر به روش تصادفی انتخاب شدند. برای گردآوری دادهها از پرسشنامه فراشناخت ولز و کارترایت هاتون(2004)، پرسشنامه DASS-21 لوی باند(1995) و پرسشنامه (SAS) اون و همکاران(2013) استفادهشده است. دادهها با روشهای همبستگی پیرسون و مدلسازی معادلات ساختاری تجزیهوتحلیل شدند. یافتهها نشان داد این مدل در دانشآموزان نوجوان پسر دارای برازش مناسبی بود. یافتههای دیگر نشان داد که اضطراب (β=0.42, p<0.01) ، افسردگی (11/0 = β ، 01/0p< ) و فراشناخت(40/0 = β ، 01/0p< ) اثر مستقیم و مثبت بر میزان اعتیاد به گوشیهای هوشمند دارند. نتایج پژوهش نشان میدهند که مداخلات روانشناختی مبتنی بر فراشناخت میتواند بهطور مؤثری در کاهش وابستگی به فناوریهای نوین نقش ایفا کند.
دا داریوش مالک پور، اب ابوالقاسم نادری، حس حسن محجوب، می میترا عزتی،
دوره 13، شماره 3 - ( 10-1404 )
چکیده
هدف پژوهش حاضر، تبیین و طراحی الگوی نظری تابآوری شناختی عملیاتی خلبانان در صنعت هوانوردی نظامی بود؛ مفهومی که بر سازوکار حفظ، بازیابی و بازتنظیم کارکردهای اجرایی و نظام پردازش اطلاعات ذهن در مواجهه با استرس حاد و مضایق عملیاتی پرواز دلالت دارد. این مطالعه با رویکرد کیفی و بر اساس راهبرد نظریه دادهبنیاد (نسخه اشتراس و کوربین، ۱۹۹۸) اجرا شد. دادههای مورد نیاز از طریق مصاحبههای عمیق نیمهساختاریافته با ۱۵ نفر از متخصصان حوزه علوم شناختی و خلبانان ارشد عملیاتی (با سابقه بیش از ۲۰۰۰ ساعت پرواز) گردآوری گردید؛ فرآیند نمونهگیری به شیوه نظری و تا دستیابی به کمال مفهومسازی (اشباع نظری) ادامه یافت. واکاوی دادهها مستند به فرآیند نظاممند کدگذاری در سه مرحله باز، محوری و انتخابی صورت پذیرفت.
تحلیلهای کیفی آشکار ساخت که پدیده محوری این پژوهش، تابآوری شناختی عملیاتی خلبانان بود که در قالب سازهای پویا، چندبعدی و بافتمحور تبیین شد. این سازه مفهومی، محصول تعامل همافزا و سیستماتیک سه بعد کلان قلمداد گردید: بعد فردی (شامل کارکردهای شناختی پایه و عالی، بازداری اجرایی، مؤلفههای هیجانی-انگیزشی، الگوهای شخصیتی، پایداری جسمانی و حافظه ضمنی ناشی از تجربه پروازی)، بعد سازمانی (مشتمل بر تکالیف تیمی و اشاعه فرهنگ ایمنی) و بعد خانوادگی (به عنوان منبع حمایت عاطفی و روانی). دستاورد بنیادین این تحقیق، ارائه یک چارچوب مفهومی منسجم جهت واکاوی رفتارهای شناختی خلبانان در شرایط بحرانی بود که میتواند به عنوان زیربنایی تحلیلی، مبنای توسعه مداخلات کاربردی و پژوهشهای تجربی آتی در این قلمرو قرار گیرد.
ندا براتی کلهر، پروانه سر کشیک زاده، مهری ازندریانی، فاطمه قاسم پور، زهره قنبری،
دوره 13، شماره 3 - ( 10-1404 )
چکیده
هدف پژوهش حاضر بررسی و مقایسه اثربخشی دو مداخله روانشناختی بر انعطافپذیری شناختی و کنترل بازداری در بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر بود. پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر طرح، نیمهآزمایشی با پیشآزمون، پسآزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر مراجعهکننده به مراکز مشاوره و روانپزشکی شهر تهران در سال ۱۴۰۴ بود و نمونه پژوهش شامل ۴۵ نفر بود که به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. دادهها با استفاده از پرسشنامه انعطافپذیری شناختی و آزمون کنترل بازداری جمعآوری شد و تحلیلها با نرمافزار SPSS نسخه ۲۷ در دو سطح توصیفی و استنباطی با استفاده از تحلیل کوواریانس انجام شد. نتایج نشان داد که هر دو مداخله موجب بهبود معنادار انعطافپذیری شناختی و کنترل بازداری شدند، اما اثر مداخله مبتنی بر پذیرش و ذهنآگاهی بر هر دو متغیر قویتر و برجستهتر بود. یافتههای حاضر میتواند راهنمای انتخاب مداخلات هدفمند و بهینه در درمان بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر باشد.
خانم مریم موگویی، دکتر مریم شاهنده،
دوره 13، شماره 4 - ( 12-1404 )
چکیده
هدف پژوهش تدوین مدل رابطه بهباشی، همجوشی شناختی، انعطافپذیری شناختی با میانجیگری خودکنترلی در نوجوانان بود. پژوهش از نوع مطالعات همبستگی و جامعه آماری شامل دانشآموزان دختر دوره متوسطه اول در سال تحصیلی 1402-1403 شهر اصفهان بود که تعداد 383 دانش آموز به روش خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. به منظور جمع آوری داده ها، پرسشنامههای بهباشی ذهنی کییز و ماگیارمو، همجوشی شناختی گیلاندرز، انعطافپذیری روانشناختی بوند، خود کنترلی تانجی استفاده شد. دادهها با روش همبستگی پیرسون و مدل سازی معادلات ساختاری تحلیل شد. یافتهها نشان داد که بین بهباشی ذهنی و ابعاد بهباشی هیجانی، بهباشی روانشناختی، بهباشی اجتماعی با انعطافپذیری شناختی از طریق خودکنترلی رابطه معنادار وجود دارد. بهباشی ذهنی از طریق خودکنترلی با همجوشی شناختی رابطه دارد و خودکنترلی یک متغیر میانجی کامل است. بهباشی هیجانی با همجوشی شناختی ارتباط مستقیم معنادار دارد، بین متغیر های بهباشی اجتماعی، بهباشی روانشناختی و همجوشی شناختی، خودکنترلی نقش میانجی کامل دارد. درنتیجه می توان گفت که خودکنترلی نقش بسیار مهم در بهباشی ذهنی، همجوشی شناختی و انعطافپذیری شناختی نوجوانان دارد. بنابراین می توان در نوجوانان به بهباشی، همجوشی و انعطافپذیری شناختی از طریق خودکنترلی آنها کمک کرد.
مریم حضرتی، محمد حسین عبداللهی، مهناز شاهقلیان، بلال ایزانلو،
دوره 13، شماره 4 - ( 12-1404 )
چکیده
مولتیپل اسکلروزیس (ام. اس) یک بیماری التهابی مزمن دستگاه عصبی مرکزی است که نشانههای این اختلال شامل دامنه گستردهای از علایم بالینی از جمله اختلال شناختی می باشد. درپژوهش حاضر، بررسی اثر بخشی برنامه آموزشی توانبخشی ریهاکام مبتنی برمدل جامع نارسایی شناختی(بر اساس مدل جامع تدوین شده توسط حضرتی و همکاران 1403که بر مبنای یک مرور نظام مند به چهار متغیر شناختی که در بیماری ام .اس دچار نارسایی شده اند( توجه، حافظه کاری، پردازش اطلاعات وخستگی اشاره می کند)، بر بهبود نارساییهای شناختی افراد مبتلا به ام.اس پرداخته شد. پژوهش کمی واز نوع کاربردی است واز نظر طرح پژوهش آزمایشی از نوع پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل وپیگیری بعد از یکماه گروه آزمایشی می باشد. پس از هماهنگی با انجمن ام.اس البرز ، 30 نفر مبتلا به بیماری ام.اس نوع عود کننده-فروکش کننده به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند ودر دوگروه آزمایشی وکنترل به روش تصادفی قرار گرفتند (هر گروه 15 نفر). سپس با استفاده از ابزارهای پژوهش از هر دوگروه آزمایش وکنترل پیش آزمون (آزمونهایPASAT وSDMT وFSS ) به عمل آمد و پروتکل برنامه آموزشی ریهاکام در 8 جلسه تنظیم شد.این جلسات به صورت هفتگی (دو جلسه در هفته ) و هر جلسه 40 تا 60 دقیقه برگزار شدند. در طی جلسات از طریق تکالیف شناختی رایانه ای ریهاکام آموزشها درجهت بهبود متغیرهای شناختی داده شد. نتایج پژوهش نشان داد که برنامه آموزشی توانبخشی ریهاکام اثر بخش بوده وبه نظر می رسد، این جلسات آموزشی بر بهبود نارسایی توجه، حافظه کاری، پردازش اطلاعات وخستگی موثر بوده است. و این بهبودی در نمرات پس آزمون و سپس نتایج آزمون پیگیری در گروه آزمایشی ، بعد از یکماه پایدار بوده است. با توجه به دامنه گسترده اختلالات و نارساییهای شناختی ناشی از بیماری ام.اس،یک برنامه آموزشی توانبخشی شناختی که بتواند متغیرهای نارسایی شناختی مدل جامع را دربربگیرد و به بهبود این متغییرهای شناختی بپردازد،کمک زیادی به بیماران ام.اس میکند.برنامه توانبخشی ریهاکام به خوبی توانست این نارسایی ها را در طی جلسات آموزشی بهبود ببخشد ونتایج آن پایدار بماند. نتایج این پژوهش، می تواند توجه محققان را به برنامهریزی درمانهای شناختی جلب کند.
مجتبی پورآقا، سامره اسدی مجره،
دوره 13، شماره 4 - ( 12-1404 )
چکیده
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش طرحوارههای هیجانی، خودکارآمدی تنظیم هیجانی و انعطافپذیری شناختی در پیشبینی نشخوار فکری انجام شد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، توصیفی ـ همبستگی و مبتنی بر تحلیل رگرسیون گامبهگام بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی واحد رشت در نیمسال دوم سال تحصیلی ۱۴۰۴–۱۴۰۳ تشکیل دادند که از میان آنان ۴۰۰ نفر به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. دادهها با استفاده از مقیاس طرحوارههای هیجانی، مقیاس خودکارآمدی تنظیم هیجانی، مقیاس انعطافپذیری شناختی و مقیاس نشخوار فکری گردآوری و با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون گامبهگام تحلیل شدند. نتایج نشان داد بین طرحوارههای هیجانی و نشخوار فکری رابطه مثبت و معنادار و بین انعطافپذیری شناختی، خودکارآمدی تنظیم هیجانی و نشخوار فکری رابطه منفی و معنادار وجود دارد. همچنین، نتایج رگرسیون گامبهگام نشان داد متغیرهای کنترل، احساس گناه، جایگزینها، سادهانگاری هیجانها، سرزنش دیگران و فقدان کنترل بهطور معناداری نشخوار فکری را پیشبینی میکنند. در مدل نهایی، کنترل قویترین رابطه معکوس را با نشخوار فکری داشت؛ درحالیکه احساس گناه، سادهانگاری هیجانها، سرزنش دیگران و فقدان کنترل با نشخوار فکری رابطه مستقیم و جایگزینها با آن رابطه معکوس نشان دادند. این متغیرها در مجموع ۶۱ درصد از واریانس نشخوار فکری را تبیین کردند. یافتههای پژوهش نشان میدهد که مؤلفههای طرحوارههای هیجانی، خودکارآمدی تنظیم هیجانی و انعطافپذیری شناختی در تبیین و پیشبینی نشخوار فکری نقش مهمی دارند. بنابراین، توجه به اصلاح طرحوارههای هیجانی ناکارآمد، تقویت مهارتهای تنظیم هیجان و افزایش انعطافپذیری شناختی میتواند در طراحی مداخلات روانشناختی برای کاهش نشخوار فکری مؤثر باشد.
خانم آفاق جعفری، دکتر روح الله حدادی، دکتر سعیده زمردی،
دوره 13، شماره 4 - ( 12-1404 )
چکیده
اضطراب اجتماعی یکی از شایعترین مشکلات روانشناختی در دوره جوانی، بهویژه در میان دانشجویان، است که میتواند پیامدهای نامطلوبی بر عملکرد تحصیلی، روابط بینفردی و سلامت روان داشته باشد. پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش میانجی ناگویی هیجانی در رابطه بین باورهای فراشناختی و اضطراب اجتماعی در دانشجویان زن انجام شد. این پژوهش از نوع توصیفی ـ همبستگی بود. جامعه آماری شامل تمامی دانشجویان زن دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران غرب در بهار ۱۴۰۴ بود که از میان آنها ۳۸۴ نفر به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. دادهها با استفاده از فرم کوتاه پرسشنامه باورهای فراشناختی، مقیاس ناگویی هیجانی تورنتو و پرسشنامه اضطراب اجتماعی گردآوری و با بهرهگیری از ضریب همبستگی پیرسون و مدلیابی معادلات ساختاری تحلیل شدند. یافتهها نشان داد باورهای فراشناختی با ناگویی هیجانی و اضطراب اجتماعی رابطه مثبت و معناداری دارند و ناگویی هیجانی نیز به طور معناداری اضطراب اجتماعی را پیشبینی میکند. همچنین، اثر غیرمستقیم باورهای فراشناختی بر اضطراب اجتماعی از طریق ناگویی هیجانی معنادار بود که بیانگر نقش میانجی جزئی ناگویی هیجانی در این رابطه است. به طور کلی، نتایج نشان میدهد باورهای فراشناختی علاوه بر اثر مستقیم، از طریق افزایش دشواری در شناسایی و توصیف هیجانها نیز به تشدید اضطراب اجتماعی منجر میشوند. این یافتهها بر اهمیت توجه همزمان به اصلاح باورهای فراشناختی و ارتقای مهارتهای پردازش هیجانی در طراحی مداخلات پیشگیرانه و درمانی برای کاهش اضطراب اجتماعی در دانشجویان تأکید دارد.
خانم الهام اسودی، دکتر افسانه خواجوند خوشلی، دکتر سمانه فرنیا، الناز پوراحمدی،
دوره 13، شماره 4 - ( 12-1404 )
چکیده
هدف پژوهش حاضر، مقایسه اثربخشی طرحوارهدرمانی و درمان فراتشخیصی بر تنظیم شناختی هیجان پسران نوجوان مبتلا به اختلال وسواس فکری-عملی بود. پژوهش حاضر از نوع نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون، پسآزمون، گروه کنترل و پیگیری سهماهه بود. جامعه آماری شامل پسران ۱۴ تا ۱۶ ساله مبتلا به اختلال وسواس فکری-عملی مراجعهکننده به مراکز و کلینیکهای روانشناختی شهر ساری بود. ۴۵ نوجوان واجد شرایط به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب و بهصورت تصادفی در سه گروه ۱۵ نفری طرحوارهدرمانی، درمان فراتشخیصی و کنترل جایگزین شدند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان گارنفسکی و همکاران بود و دادهها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازهگیریهای مکرر و آزمونهای تعقیبی تحلیل شدند. نتایج نشان داد بین سه گروه در تنظیم شناختی هیجان سازشیافته و سازشنایافته تفاوت معناداری وجود دارد. هر دو مداخله موجب افزایش معنادار راهبردهای سازشیافته و کاهش معنادار راهبردهای سازشنایافته تنظیم شناختی هیجان در مقایسه با گروه کنترل شدند. همچنین، میزان بهبود در گروه طرحوارهدرمانی در مقایسه با گروه درمان فراتشخیصی بیشتر بود. تفاوت معناداری بین نمرات پسآزمون و پیگیری سهماهه مشاهده نشد که بیانگر تداوم اثرات درمان در دوره پیگیری است. بر اساس یافتهها، هر دو رویکرد طرحوارهدرمانی و درمان فراتشخیصی میتوانند در بهبود تنظیم شناختی هیجان نوجوانان مبتلا به اختلال وسواس فکری-عملی مؤثر باشند؛ با این حال، طرحوارهدرمانی اثربخشی بیشتری نشان داد. به نظر میرسد تمرکز طرحوارهدرمانی بر طرحوارههای ناسازگار اولیه، نیازهای هیجانی اساسی و اصلاح الگوهای عمیق شناختی-هیجانی، زمینه بهبود مؤثرتر تنظیم شناختی هیجان را فراهم میکند.
امید نجف زاده رهقی، حسن میرزا حسینی،
دوره 13، شماره 4 - ( 12-1404 )
چکیده
هدف از پژوهش حاضر، اثربخشی گروه درمانی شناختی- رفتاری بر روی خودمهارگری در افراد دارای نشانگان افسردگی مراجعه کننده به مراکز مشاوره بوده است. روش پژوهش حاضر به لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ از نوع تحقیقات نیمه آزمایشی با پیش آزمون - پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری مورد مطالعه در این پژوهش شامل کلیه افراد دارای نشانگان افسردگی مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر قم در سال 1404 بود. آزمودنیها به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به طور تصادفی در یک گروه 10 نفره آزمایش و یک گروه 10 نفره کنترل جایگزین شدند. و در ابتدا هر دو گروه به پرسشنامه پژوهش پاسخ دادند (مرحله پیش آزمون) و سپس برای گروه آزمایش اول برنامه مداخلهای در طول دوره اجرای مداخلات درمانی که شامل 8 جلسه (آموزش شناختی- رفتاری) هفتگی به صورت گروهی و به مدت 60 دقیقه اجرا شد. ابزار گردآوری اطلاعات نیز پرسشنامه خود مهارگری تانجی و همکاران (2004) بوده است. برای تجزیه و تحلیل دادههای پرسشنامهها از نرم افزار spss نسخه 27 استفاده شد و تجزیه و تحلیلها در دو بخش آمار توصیفی (میانگین، انحراف معیار و ...) و بخش آمار استنباطی (آزمون تحلیل کوواریانس) ارائه شد. در نهایت این نتیجه حاصل شد که گروه درمانی شناختی- رفتاری بر روی خودمهارگری در افراد دارای نشانگان افسردگی مراجعه کننده به مراکز مشاوره اثربخش بوده است.