جستجو در مقالات منتشر شده



بهاره محمدی، یاسمن هاشمی، فاطمه جهانگیریان، عاطفه باتوانی،
دوره 12، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده

پژوهش حاضر با هدف مقایسه خرده‌مقیاس‌های شناختی شامل استدلال سیال، حافظه فعال و پردازش دیداری-فضایی در دانش‌آموزان دارای اختلال یادگیری در خواندن و ریاضیات، با تأکید بر رویکرد شناختی انجام شد. این مطالعه از نوع علّی-مقایسه‌ای بود و در ابتدا نمونه‌ای متشکل از ۹۰ دانش‌آموز (۳۰ نفر با اختلال خواندن، ۳۰ نفر با اختلال ریاضی، و ۳۰ نفر بدون اختلال یادگیری به‌عنوان گروه عادی) به روش نمونه‌گیری در دسترس از میان مراجعه‌کنندگان به مراکز مشاوره و کلینیک‌های روان‌شناسی شهر تهران انتخاب شدند. پس از حذف ۱۲ مورد دارای داده‌های ناقص، تحلیل نهایی بر روی ۷۸ دانش‌آموز انجام شد. به‌منظور سنجش مؤلفه‌های شناختی، از آزمون هوش استنفوردبینه (نسخه پنجم) استفاده گردید و داده‌ها با تحلیل واریانس چندمتغیره و آزمون‌های تعقیبی توکی تحلیل شدند. یافته‌ها نشان داد که عملکرد دانش‌آموزان دارای اختلال یادگیری در خرده‌مقیاس‌های استدلال سیال، حافظه فعال و پردازش دیداری-فضایی به‌طور معناداری پایین‌تر از گروه دانش‌آموزان عادی بود (p<0.05)، در حالی‌که بین دو گروه اختلال خواندن و اختلال ریاضی تفاوت معناداری مشاهده نشد. این نتایج نشان می‌دهد که نارسایی در مؤلفه‌های شناختی مورد سنجش، در هر دو نوع اختلال یادگیری خاص وجود دارد و می‌تواند در تضعیف عملکرد تحصیلی دانش‌آموزان نقش داشته باشد. در مجموع، یافته‌های این پژوهش با تأکید بر نقش خرده‌مقیاس‌های شناختی آزمون هوش استنفوردبینه در تبیین مشکلات یادگیری، بر ضرورت طراحی مداخلات شناخت‌محور جهت بهبود این مؤلفه‌ها تأکید می‌ورزد؛ مداخلاتی که می‌توانند زمینه ارتقاء عملکرد تحصیلی و کاهش علائم اختلالات خواندن و ریاضی را فراهم سازند.
مهدیار مخلص پور اصفهانی، علیرضا مرادی، مهرداد دادگستر، نوشین پورباقی، مصطفی خانزادی،
دوره 13، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده

هدف این پژوهش سنجش سطح رشد اخلاقی مهندسان عمران با استفاده از داستان‌های دوراهی اخلاقی کلبرگ و ثبت هم‌زمان داده‌های مغزی بود. 30 مهندس مرد راست‌دست با حداقل سه سال سابقه اجرایی در مطالعه شرکت کردند و فعالیت همودینامیک مغز آن‌ها با طیف‌سنجی فروسرخ نزدیک (NIRS) در نواحی قشر پیش‌پیشانی شکمی-میانی (VMPFC)، شکمی-جانبی (VLPFC) و پشتی-جانبی (DLPFC) در سه مرحله خواندن داستان، پاسخ به پرسش‌ها و اولویت‌بندی بررسی شد. داده‌ها با آزمون من‌ویتنی تحلیل شدند و نتایج نشان داد میزان HbO2 در DLPFC راست و VLPFC چپ هنگام خواندن داستان‌ها در مهندسان با قضاوت اخلاقی بالاتر به‌طور معناداری بیشتر بود (0.047 =p و 0.026 =p ). در مرحله اولویت‌بندی، میزان Hb در VLPFC راست در گروه با نمره اخلاقی پایین‌تر به‌طور معناداری افزایش یافت (0.015 = p). این یافته‌ها نقش کلیدی نواحی پیش‌پیشانی در پردازش قضاوت‌های اخلاقی را تأیید کرده و با مطالعات پیشین همسو است. هرچند NIRS مزایای متعددی دارد، محدودیت آن در عمق اندازه‌گیری فعالیت مغزی وجود دارد. پژوهش حاضر با ارائه شواهد زیستی همسو با پرسشنامه‌های دوراهی اخلاقی، گامی نوین در پیش‌بینی سطح اخلاقی مهندسان برداشته و امکان استفاده از داده‌های مغزی برای پیش‌بینی رشد اخلاقی با هوش مصنوعی را فراهم می‌کند. پیشنهاد می‌شود در مطالعات آینده مهندسان زن، افراد چپ‌دست و نواحی مغزی گسترده‌تر مورد بررسی قرار گیرند.

خانم صائمه خلیلی طرقبه، دکتر جواد صالحی فدردی، دکتر زهره سپهری شاملو، دکتر سید کاظم رسول زاده طباطبایی،
دوره 13، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده

سوگیری­های شناختی از عوامل اثرگذار در تبیین اختلال اضطراب بیماری هستند و به همین جهت شناخت سوگیری­ های موجود در اختلال اضطراب بیماری می­ تواند به درمان­ های اثربخش ­تر کمک نماید. پژوهش حاضر به منظور بررسی سوگیری‌های توجه، تفسیر و حافظه در افراد مبتلا و غیرمبتلا به اختلال اضطراب بیماری انجام گرفت. افراد نمونه شامل 142 نفر بودند که از سرتاسر کشور به صورت داوطلبانه در پژوهش شرکت کردند. در این پژوهش با استفاده از پرسشنامه­ ی اضطراب سلامت و افسردگی بک و تکالیف رایانه­ای سنجش سوگیری­ توجه، تفسیر و حافظه، تفاوت‌های موجود در پردازش اطلاعات بین دو گروه مورد بررسی قرار گرفت. داده­ های حاصل از پژوهش با آزمون تی مستقل و تحلیل کوواریانس و با استفاده از نرم افزار آماری SPSS 26 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که افراد مبتلا به اختلال اضطراب بیماری نسبت به افراد غیرمبتلا، تمایل بیشتری به سوگیری توجه به نشانه‌های تهدیدآمیز دارند و اطلاعات مبهم مرتبط با بیماری را به‌طور منفی ­تری تفسیر می‌کنند، اما در مورد سوگیری تفسیر مثبت، تفاوتی بین دو گروه مبتلا و غیر مبتلا مشاهده نشد. همچنین، افراد مبتلا، اطلاعات مرتبط با بیماری را بیشتر به یاد می­ آوردند. یافته‌ها نشان می­ دهد که افراد مبتلا به اضطراب بیماری در پردازش اطلاعات مربوط به بیماری، سوگیری در توجه، تفسیر منفی و حافظه نشان می­ دهند. این پژوهش بر اهمیت شناسایی و هدف‌گذاری این سوگیری‌ها در درمان‌های روان‌شناختی تأکید دارد و با توجه به نقش سوگیری­های شناختی در شکل‌گیری و تداوم اضطراب بیماری، به کارگیری روش­ های مداخله­ ای مانند تعدیل سوگیری شناختی به منظور اثرگذاری مستقیم بر این سوگیری­ها را پیشنهاد می­ کند.
 
عظیم رسولی منش،
دوره 13، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده

فلسفه تجربی حوزه‌ای رو به رشد در زمینه علوم شناختی و مسائل فلسفی-روانشناختی است. اثر جانبی یا اثر نوب یکی از موضوعات معروف در این حوزه است. اثر نوب به این موضوع اشاره دارد که مردم غالباً اثرات مخرب جانبی رفتار فاعل اخلاقی را عمدی ارزیابی می‌کنند، در حالی که غالباً اثرات مثبت و سازنده جانبی همان رفتار را غیرعمدی می‌دانند. هدف تحقیق حاضر، سنجش تکرارپذیری اثر نوب با استفاده از سناریوهای متنوع بود. بدین منظور ۱۶ سناریو (۸ سناریوی آسیب و ۸ سناریوی کمک) طراحی شد و در مجموع به ۴۱۶ دانشجوی دانشگاهی (هر سناریو دقیقاً به ۲۶ نفر) ارائه گردید. داده‌های جمع‌آوری‌شده با آزمون خی‌دو تحلیل شد. آماره خی‌دو برای سناریوهای آسیب ۱۰۶.۸۷ و برای سناریوهای کمک ۳۹.۴۵ به‌دست آمد (هر دو در سطح p < 0.01 معنادار). برخلاف یافته‌های اصلی جاشوا نوب، در هیچ‌یک از سناریوها الگوی ناهمگونی معنادار (بیشتر قائل شدن به عمدی بودن در شرایط آسیب نسبت به شرایط کمک) مشاهده نشد. بنابراین، در این پژوهش با نمونه ایرانی و سناریوهای متنوع، اثر نوب تکرار نشد و تکرارپذیری آن تأیید نگردید.

مجتبی احمدی، دکتر غلامرضا چلبیانلو، دکتر رضا عبدی،
دوره 13، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده

پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان پروتکل یکپارچه (UP) و تحریک فراجمجمه‌ای با جریان مستقیم (tDCS) بر حافظه کاری و توجه پیوسته بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر (GAD) انجام شد. طرح پژوهش یک مطالعه نیمه آزمایشی (با طرح پیش‌آزمون و پس‌آزمون با دو گروه آزمایشی و یک گروه کنترل) بود. جامعه آماری شامل بیماران با تشخیص GAD مراجعه‌کننده به درمانگاه‌ها و مراکز تخصصی اعصاب و روان شهر تهران در نیمه اول سال ۱۴۰۳ بودند. با در نظر گرفتن معیارهای ورود و خروج، نمونه‌ای به تعداد ۴۵ نفر (۳۱ نفر خانم و ۱۴ نفر آقا) به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند و به‌طور مساوی (هر گروه ۱۵ نفر) در گروه مداخله پروتکل یکپارچه، مداخله ترکیبی پروتکل یکپارچه و تحریک فراجمجمه‌ای و لیست انتظار قرار گرفتند. همچنین از مصاحبه بالینی ساختاریافته (SCID-V)، مقیاس ۷ آیتمی اختلال اضطراب فراگیر (GAD-7)، آزمون بلوک‌های کرسی (برای ارزیابی حافظه فعال) و آزمون ساعت (برای ارزیابی توجه پیوسته) استفاده شد. محاسبات آماری با استفاده از نرم‌افزار آماری SPSS-26 و تحلیل کوواریانس (ANCOVA) انجام گرفته است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهند که استفاده از پروتکل UP به‌طور جداگانه و به‌صورت ترکیبی با tDCS، به‌طور معناداری حافظه فعال و توجه پیوسته را بهبود داده است (05/0>P). علاوه بر این، این مطالعه نشان می‌دهد که هر دو مداخله UPو مداخله ترکیبی (UP+tDCS) رویکردهای مؤثری برای بهبود حافظه فعال و توجه پیوسته در بیماران GAD هستند و ممکن است به‌عنوان یک استراتژی جدید برای مدیریت این اختلال و بهبود عملکردهای اجرایی عمل کنند.

دکتر پیمان حاتمیان، دکتر علی کاظمی رضایی،
دوره 13، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده

مطالعه حاضر با هدف اثربخشی درمان فراشناختی بر افکار تکرار شونده منفی و حساسیت اضطرابی در دانشجویان انجام شد. مطالعه حاضر از نوع نیمه‌¬آزمایشی با پیش‌آزمون - پس‌آزمون و پیگیری بود. جامعه آماری شامل تمامی دانشجویان پسر دانشگاه رازی کرمانشاه بود که 30 نفر از آن‌ها با روش نمونه‌گیری هدفمند و با استفاده از معیارهای ورود انتخاب و در دو گروه‌ آزمایش و کنترل ( 15 نفر در گروه آزمایش و 15 نفر در گروه کنترل) گمارده شدند. ابزار پژوهش شامل پرسش‌نامه‌ افکار تکرار شونده مک آوی و همکاران (۲۰۱۴) و مقیاس حساسیت اضطرابی تیلور و کاکس (1998)‌ بود. گروه آزمایش در 8 جلسه ۶۰ دقیقه ای مداخله را دریافت کردند و گروه کنترل چنین آموزشی را دریافت نکرد. در نهایت داده‌ها با روش تحلیل کواریانس چند متغیره و با استفاده از نرم‌افزار SPSS  نسخه 24 مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج تحلیل کواریانس نشان دهنده تفاوت معنادار بین گروهای کنترل و آزمایش در مرحله پس¬آزمون وجود داشت (001/0p.). بنابراین می¬توان گفت که درمان فراشناختی بر افکار تکرار شونده منفی و حساسیت اضطرابی دانشجویان اثربخش بوده است. بر اساس یافته¬های به دست آمده می¬توان نتیجه گیری کرد که آموزش درمان فراشناختی می¬تواند در کاهش علائم مرتبط با افکار تکرار شونده منفی و اضطرابی موثر باشد. بنابراین پیشنهاد می¬شود که از مداخلات فراشناختی جهت کاهش علائم نامبرده استفاده نمود.

دکتر نجمه حمید، خانم اسرا مرادپور، دکتر سیدعلی مرعشی،
دوره 13، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده

هدف این پژوهش بررسی اثربخشی توان‌بخشی شناختی مبتنی بر رایانه و آموزش خوددلگرم‌سازی بر بهبود کارکردهای اجرایی و سرزندگی ذهنی در سالمندان است. این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش‌آزمون، پس‌آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل آزمودنی‌های سالمند (افراد بالای 60 سال سن) بود. در این پژوهش با استفاده از روش نمونه‌گیری در دسترس 45 نفر از سالمندان انتخاب شدند که با استفاده از پرسشنامه‌های سرزندگی ذهنی و توانایی شناختی و بر اساس ملاک‌های ورود و خروج 30 نفر از آن‌ها به‌عنوان نمونه نهایی انتخاب شدند که به‌صورت تصادفی در دو گروه کنترل و آزمایش قرار گرفتند (هرگروه 15 نفر). سالمندان گروه آزمایش به مدت 10 جلسه 90 دقیقه‌ای آموزش خود دلگرم‌سازی و همچنین به مدت 10 جلسه 45 دقیقه‌ای مداخلات توان‌بخشی شناختی ریهاکام دریافت کردند، اما گروه کنترل مداخله‌ای دریافت نکردند. نتایج تحلیل کوواریانس داده‌ها نشان داد که میان گروه آزمایش و کنترل تفاوت معنی داری در هریک از متغیرهای وابسته وجود داشت، یعنی میانگین عملکرد کارکردهای اجرایی و سرزندگی ذهنی در گروه آزمایش نسبت به پیش‌آزمون و گروه کنترل، به طور معنا‌داری افزایش یافت و این نتایج به‌طور معناداری در دوره پیگیری تداوم یافت. به‌طور کلی، مداخله توان‌بخشی شناختی (ریهاکام) و آموزش خوددلگرم سازی موجب بهبود و افزایش کارکردهای اجرایی و سرزندگی ذهنی در سالمندان شد. بنابراین پیشنهاد می‌شود که از مداخله توان‌بخشی شناختی ریهاکام و آموزش خوددلگرم ‌سازی به‌عنوان درمان‌های مکمل و یا جدا از هم برای ارتقاء کیفیت زندگی انسان در دوره سالمندی استفاده شود.

دکتر حسن محجوب، روح الله شهابی، سید قادر رضوی، حسن رضایی لیچایی،
دوره 13، شماره 3 - ( 10-1404 )
چکیده

توانایی‌های شناختی از مهم‌ترین پیش‌بینی‌کننده‌های عملکرد دقیق خلبانان است. با چنین نگاهی، هدف از پژوهش حاضر شناسایی مضامین و مهارت‌های شناختی اساسی برای خلبانان و پیشنهاد یک الگوی نظری بر اساس آن بوده است. این مطالعه با رویکرد کیفی و روش فراترکیب انجام گرفته است و برای اجرای آن از روش هفت مرحله‌ای سندولوسکی و باروسو (2007) استفاده شده است.  جامعه این مطالعه شامل کلیه اسناد علمی یافت شده در 26 سال اخیر  در 7 پایگاه  خارجی و 3 پایگاه داخلی  به تعداد 307 سند علمی بوده است که از میان آنها  23 سند پس از واکاوی، برای بررسی نهایی انتخاب شدند. تحلیل یافته‌ها با روش تحلیل تم انجام گرفته و به‌منظور  کنترل کیفیت پژوهش، تحلیل و واکاوی اسناد با دقت بالا به همراه مستندسازی مراحل، صورت گرفت و در طی فرایند از بازخوردهای خبرگان در گام‌های پژوهش استفاده شد. همچنین، از ابزار برنامه مهارت‌های سنجش و ارزیابی (CASP) ، به منظور کنترل کیفیت اسناد علمی برگزیده جهت تجزیه و تحلیل و برخورداری کیفیت یافته‌های پژوهش پیش‌رو استفاده شد. یافته‌ها، یک الگوی مفهومی  مشتمل بر 11 مضمون اصلی و 59 مضمون فرعی را پیشنهاد می‌دهد. مضامین اصلی عبارتند از توانایی‌های ادراکی- حرکتی، حافظه‌کاری، عملکرد توجه و تمرکز، انعطاف پذیری در پردازش اطلاعات، توانایی‌های توالی‌یابی/ برنامه‌ریزی، سرعت ادراک، تصمیم‌گیری / استدلال، مهارت‌های ادراکی- حسی، هماهنگی و توانایی روانی-حرکتی. از یافته‌های این مطالعه می‌توان در توسعه یک ابزار جامع ارزیابی همچنین طراحی برنامه تمرینی مستمر و هدفمند برای حفظ و ارتقای مهارتهای شناختی خلبانان بهره گرفت.

خانم سعیده مرادی، دکتر هادی پرهون،
دوره 13، شماره 3 - ( 10-1404 )
چکیده


 چکیده
مطالعه حاضر با هدف بررسی نقش میانجی خودکارآمدی در تأثیر کنترل مهاری، انعطاف‌پذیری شناختی و حمایت سازمانی ادراک‌شده بر فرسودگی شغلی معلمان انجام شد. این پژوهش در پارادایم فرا ‌اثبات‌گرایی، با رویکرد کمی و در قالب طرح همبستگی از نوع مدل‌سازی معادلات ساختاری (SEM) اجرا گردید. جامعه آماری شامل معلمان شهر کرمانشاه در سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۳ بود که از میان آن‌ها ۳۷۰ نفر به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای گردآوری داده‌ها شامل مقیاس ارزیابی کارکردهای اجرایی (هالست و تورل، ۲۰۱۸)، مقیاس انعطاف‌پذیری شناختی (دنیس و واندروال، ۲۰۱۰)، پرسشنامه حمایت سازمانی ادراک‌شده (ایزنبرگر و همکاران، ۱۹۸۶)، مقیاس خودکارآمدی معلمان (تشانن-مورن و وولکفولک هوی، ۲۰۰۱) و مقیاس فرسودگی شغلی معلمان (چانگ و همکاران، ۲۰۲۰) بود. تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزارهای SPSS-27 و SmartPLS-4 انجام شد. یافته‌ها نشان داد که مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار است. نتایج مدل‌سازی معادلات ساختاری حاکی از تأثیر مستقیم و معنادار کنترل مهاری، انعطاف‌پذیری شناختی و حمایت سازمانی ادراک‌شده بر فرسودگی شغلی و خودکارآمدی بود. همچنین خودکارآمدی تأثیر منفی و معناداری بر فرسودگی شغلی داشت (p<0.001). نتایج تحلیل میانجی‌ نشان داد که بخشی از اثر متغیرهای پیش‌بین بر فرسودگی شغلی، از طریق متغیر میانجی خودکارآمدی تبیین می‌شود. در مجموع، متغیرهای پژوهش 63.2 درصد از واریانس فرسودگی شغلی معلمان را پیش‌بینی کردند.
واژگان کلیدی: خودکارآمدی، حمایت سازمانی ادراک‌شده، فرسودگی شغلی، کنترل شناختی، معلمان، مدل‌سازی معادلات ساختاری.
آقای هیوا علی محمدی، دکتر رسول کرد نوقابی، دکتر ابوالقاسم یعقوبی، دکتر افشین افضلی،
دوره 13، شماره 3 - ( 10-1404 )
چکیده

 هدف پژوهش حاضر، بررسی تاثیر برنامه آموزشی خِردورز بر کارکردهای اجرایی دانش‌آموزان پایه سوم ابتدایی بود. روش پژوهش جزء تحقیقات نیمه‌آزمایشی از نوع پیش‌آزمون- پس‌آزمون و پیگیری سه ماهه با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش­آموزان مشغول به تحصیل پایه سوم ابتدایی مدارس غیرانتفاعی شهر همدان در سال تحصیلی 1403-1402 بودند. نمونه پژوهشی به صورت نمونه­گیری دردسترس شامل 60 دانش­آموز دختر و پسر پایه سوم ابتدایی بودنند که به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل ( هرگروه 30 دانش‌آموز) گمارده شدند. در این پژوهش گروه آزمایش طی 30 جلسه 45 دقیقه­ای تحت آموزش برنامه آموزشی خردورز قرار گرفت و در این بین گروه  کنترل هیچ آموزشی را دریافت نکرد. ابزار پژوهش شامل مقیاس کارکردهای اجرایی (بریف) نسخه دوم فرم والدین بود. تحلیل داده­ها با استفاده از  نرم­افزار SPSS-25 و روش­های تحلیل کوواریانس تک و چند متغیره انجام شد. یافته­ها نشان داد که برنامه آموزشی خردورز به طور معنی­داری منجر به بهبود کارکردهای اجرایی و ابعاد آن در دانش­آموزان گردید و این اثرات در مرحله پیگیری نیز حفظ شد. بنابراین می­توان نتیجه گرفت که برنامه آموزشی خردورز الگویی موثر در بهبود کارکردهای اجرایی در جمعیت­ دانش ­آموزی است.
 

دکتر علی‌اکبر گودینی، دکتر محمد گراوتدنیا،
دوره 13، شماره 3 - ( 10-1404 )
چکیده

هدف پژوهش حاضر باهدف مدل یابی معادلات ساختاری اعتیاد به گوشی‌های هوشمند بر اساس شکل‌گیری اضطراب و افسردگی با میانجیگیری فراشناخت در دانش‌آموزان نوجوان پسر، انجام شد. پژوهش حاضر ازنظر روش، توصیفی از نوع همبستگی می‌باشد. جامعه آماری این پژوهش، دانش آموزان پسر ناحیه یک آموزش‌وپرورش کرج در سال تحصیلی 1404-1403 بودند که 361 نفر به روش تصادفی انتخاب شدند. برای گردآوری داده‌ها از پرسشنامه  فراشناخت ولز و کارترایت هاتون(2004)، پرسشنامه DASS-21  لوی باند(1995) و پرسشنامه (SAS) اون و همکاران(2013) استفاده‌شده است. داده‌ها با روش‌های همبستگی پیرسون و مدل‌سازی معادلات ساختاری تجزیه‌وتحلیل شدند. یافته‌ها نشان داد این مدل در دانش‌آموزان نوجوان پسر دارای برازش مناسبی بود. یافته‌های دیگر نشان داد که اضطراب (β=0.42, p<0.01) ، افسردگی  (11/0 = β ، 01/0p< ) و فراشناخت(40/0 = β ، 01/0p< )  اثر مستقیم و مثبت بر میزان اعتیاد به گوشی‌های هوشمند دارند. نتایج پژوهش نشان می‌دهند که مداخلات روان‌شناختی مبتنی بر فراشناخت می‌تواند به‌طور مؤثری در کاهش وابستگی به فناوری‌های نوین نقش ایفا کند.

دا داریوش مالک پور، اب ابوالقاسم نادری، حس حسن محجوب، می میترا عزتی،
دوره 13، شماره 3 - ( 10-1404 )
چکیده

هدف پژوهش حاضر، تبیین و طراحی الگوی نظری تاب‌آوری شناختی عملیاتی خلبانان در صنعت هوانوردی نظامی بود؛ مفهومی که بر سازوکار حفظ، بازیابی و بازتنظیم کارکردهای اجرایی و نظام پردازش اطلاعات ذهن در مواجهه با استرس حاد و مضایق عملیاتی پرواز دلالت دارد. این مطالعه با رویکرد کیفی و بر اساس راهبرد نظریه داده‌بنیاد (نسخه اشتراس و کوربین، ۱۹۹۸) اجرا شد. داده‌های مورد نیاز از طریق مصاحبه‌های عمیق نیمه‌ساختاریافته با ۱۵ نفر از متخصصان حوزه علوم شناختی و خلبانان ارشد عملیاتی (با سابقه بیش از ۲۰۰۰ ساعت پرواز) گردآوری گردید؛ فرآیند نمونه‌گیری به شیوه نظری و تا دست‌یابی به کمال مفهوم‌سازی (اشباع نظری) ادامه یافت. واکاوی داده‌ها مستند به فرآیند نظام‌مند کدگذاری در سه مرحله باز، محوری و انتخابی صورت پذیرفت.
تحلیل‌های کیفی آشکار ساخت که پدیده محوری این پژوهش، تاب‌آوری شناختی عملیاتی خلبانان بود که در قالب سازه‌ای پویا، چندبعدی و بافت‌محور تبیین شد. این سازه مفهومی، محصول تعامل هم‌افزا و سیستماتیک سه بعد کلان قلمداد گردید: بعد فردی (شامل کارکردهای شناختی پایه و عالی، بازداری اجرایی، مؤلفه‌های هیجانی-انگیزشی، الگوهای شخصیتی، پایداری جسمانی و حافظه ضمنی ناشی از تجربه پروازی)، بعد سازمانی (مشتمل بر تکالیف تیمی و اشاعه فرهنگ ایمنی) و بعد خانوادگی (به عنوان منبع حمایت عاطفی و روانی). دستاورد بنیادین این تحقیق، ارائه یک چارچوب مفهومی منسجم جهت واکاوی رفتارهای شناختی خلبانان در شرایط بحرانی بود که می‌تواند به عنوان زیربنایی تحلیلی، مبنای توسعه مداخلات کاربردی و پژوهش‌های تجربی آتی در این قلمرو قرار گیرد.

مهرداد صالحی، حدیث خداشناس، محمد رضا علی پور، شروین محمدی، زینب حاجوی، مهسا بیگدلو،
دوره 13، شماره 3 - ( 10-1404 )
چکیده

مراقبت از بیماران مبتلا به دمانس آلزایمر به‌دلیل ماهیت پیش‌رونده و تخریب‌گر این بیماری، فشار روانی و جسمی بسیار سنگینی را بر مراقبین اصلی تحمیل می‌کند که می‌تواند منجر به بروز بار مراقبتی شدید و کاهش شفقت به خود شود. پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی آموزش تاب‌آوری و درمان مبتنی بر شفقت بر میزان بار مراقبتی و سطح شفقت به خود در مراقبین اصلی بیماران مبتلا به دمانس آلزایمر انجام شد.این پژوهش از نوع نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون، پس‌آزمون و پیگیری با گروه‌های کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل تمامی مراقبین اصلی بیماران مبتلا به دمانس آلزایمر در شهر تهران بود که در بازه زمانی تیر تا مرداد سال 1404 شرکت کردند. شرکت‌کنندگان به‌صورت هدفمند انتخاب و به‌طور تصادفی در سه گروه (هر گروه ۱۵ نفر) جایگزین شدند: گروه اول تحت پروتکل آموزش تاب‌آوری، گروه دوم تحت پروتکل درمان مبتنی بر شفقت و گروه سوم به‌عنوان گروه کنترل هیچ مداخله‌ای دریافت نکردند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس بار مراقبتی، مقیاس شفقت به خود و پرسشنامه‌های ویژگی‌های دمانس بود. داده‌ها با استفاده از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و با نرم‌افزار SPSS - 26تحلیل شد.نتایج نشان داد که هر دو مداخله (آموزش تاب‌آوری و درمان مبتنی بر شفقت) به‌طور معناداری منجر به کاهش بار مراقبتی و افزایش سطح شفقت به خود در مقایسه با گروه کنترل شده است. با این حال، تحلیل‌های مقایسه‌ای نشان داد که درمان مبتنی بر شفقت (CFT) در مقایسه با آموزش تاب‌آوری، اثرات معنادارتری در افزایش سطح شفقت به خود و کاهش میزان بار مراقبتی داشته و این اثرات در مرحله پیگیری نیز به‌صورت پایدارتری حفظ شده‌اند.اگرچه هر دو رویکرد آموزشی در بهبود وضعیت روان‌شناختی مراقبین مفید هستند، اما درمان مبتنی بر شفقت به‌دلیل تمرکز مستقیم بر فرآیندهای پذیرش، مهربانی با خود و کاهش خودانتقادی، کارآمدتر عمل می‌کند. پیشنهاد می‌شود در برنامه‌های حمایتی و مداخلات روان‌شناختی برای مراقبین بیماران مبتلا به دمانس، از پروتکل‌های مبتنی بر شفقت جهت پیشگیری از فرسودگی مراقبتی و ارتقای سلامت روان استفاده شود.
 
خانم مریم موگویی، دکتر مریم شاهنده،
دوره 13، شماره 4 - ( 12-1404 )
چکیده

هدف پژوهش تدوین مدل رابطه بهباشی، همجوشی شناختی، انعطاف‌پذیری شناختی با میانجی‌گری خودکنترلی در نوجوانان بود. پژوهش از  نوع مطالعات همبستگی و جامعه آماری شامل دانش‌آموزان دختر دوره متوسطه اول در سال تحصیلی 1402-1403 شهر اصفهان بود که تعداد 383 دانش آموز  به روش خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. به منظور جمع آوری داده ها، پرسشنامه‌های بهباشی ذهنی کی‌یز و ماگیارمو، همجوشی شناختی گیلاندرز، انعطاف‌پذیری روانشناختی بوند، خود کنترلی تانجی استفاده شد. داده‌ها با روش همبستگی پیرسون و مدل سازی معادلات ساختاری تحلیل شد. یافته‌ها نشان داد که بین بهباشی ذهنی و ابعاد بهباشی هیجانی، بهباشی روانشناختی، بهباشی اجتماعی با انعطاف‌پذیری شناختی از طریق خودکنترلی رابطه معنادار وجود دارد.  بهباشی ذهنی از طریق خودکنترلی با همجوشی شناختی رابطه دارد و خودکنترلی یک متغیر میانجی کامل است. بهباشی هیجانی با همجوشی شناختی ارتباط مستقیم معنادار دارد، بین متغیر های بهباشی اجتماعی، بهباشی روانشناختی و همجوشی شناختی، خودکنترلی نقش میانجی کامل دارد. درنتیجه می توان گفت که خودکنترلی نقش بسیار مهم در بهباشی ذهنی، همجوشی شناختی و انعطاف‌پذیری شناختی نوجوانان دارد. بنابراین می توان در نوجوانان به بهباشی، همجوشی و انعطاف‌پذیری شناختی از طریق خودکنترلی آنها کمک کرد.
 
مریم حضرتی، محمد حسین عبداللهی، مهناز شاهقلیان، بلال ایزانلو،
دوره 13، شماره 4 - ( 12-1404 )
چکیده

مولتیپل اسکلروزیس (ام. اس) یک بیماری التهابی مزمن دستگاه عصبی مرکزی است که نشانه‌های این اختلال شامل دامنه گسترده‌ای از علایم بالینی از جمله اختلال شناختی می باشد. درپژوهش حاضر، بررسی اثر بخشی برنامه آموزشی توانبخشی ریهاکام مبتنی برمدل جامع نارسایی شناختی(بر اساس مدل جامع تدوین شده توسط حضرتی و همکاران 1403که بر مبنای یک مرور نظام مند به چهار متغیر شناختی که در بیماری ام .اس دچار نارسایی شده اند( توجه، حافظه کاری، پردازش اطلاعات وخستگی اشاره می کند)، بر بهبود نارسایی­های شناختی افراد مبتلا به ام.اس پرداخته شد.  پژوهش کمی واز نوع کاربردی است واز نظر طرح پژوهش آزمایشی از نوع پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل وپیگیری بعد از یکماه گروه آزمایشی می باشد. پس از هماهنگی با انجمن ام.اس البرز ، 30 نفر مبتلا به بیماری ام.اس نوع عود کننده-فروکش کننده به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند ودر دوگروه آزمایشی وکنترل به روش تصادفی قرار گرفتند (هر گروه 15 نفر). سپس با استفاده از ابزارهای پژوهش از هر دوگروه آزمایش وکنترل پیش آزمون (آزمونهایPASAT وSDMT  وFSS ) به عمل آمد و پروتکل برنامه آموزشی ریهاکام در 8 جلسه تنظیم شد.این جلسات به صورت هفتگی (دو جلسه در هفته ) و هر جلسه 40 تا 60 دقیقه برگزار شدند. در طی جلسات از طریق تکالیف شناختی رایانه ای ریهاکام آموزشها درجهت بهبود متغیرهای شناختی داده شد.  نتایج پژوهش نشان داد که برنامه آموزشی توانبخشی ریهاکام اثر بخش بوده وبه نظر می رسد، این جلسات آموزشی بر بهبود نارسایی توجه، حافظه کاری، پردازش اطلاعات وخستگی موثر بوده است. و این بهبودی در نمرات پس آزمون و سپس نتایج آزمون پیگیری در گروه آزمایشی ، بعد از یکماه پایدار بوده است.  با توجه به دامنه گسترده اختلالات و نارسایی‌های شناختی ناشی از بیماری ام.اس،یک برنامه آموزشی توانبخشی شناختی که بتواند متغیرهای نارسایی شناختی مدل جامع را دربربگیرد و به بهبود این متغییرهای شناختی بپردازد،کمک زیادی به بیماران ام.اس میکند.برنامه توانبخشی ریهاکام به خوبی توانست این نارسایی ها را در طی جلسات آموزشی بهبود ببخشد ونتایج آن پایدار بماند. نتایج این پژوهش، می تواند توجه محققان را به برنامه‌ریزی درمان‌های شناختی جلب کند.

مجتبی پورآقا، سامره اسدی مجره،
دوره 13، شماره 4 - ( 12-1404 )
چکیده

پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش طرحواره‌های هیجانی، خودکارآمدی تنظیم هیجانی و انعطاف‌پذیری شناختی در پیش‌بینی نشخوار فکری انجام شد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، توصیفی ـ همبستگی و مبتنی بر تحلیل رگرسیون گام‌به‌گام بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی واحد رشت در نیمسال دوم سال تحصیلی ۱۴۰۴۱۴۰۳ تشکیل دادند که از میان آنان ۴۰۰ نفر به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. داده‌ها با استفاده از مقیاس طرحواره‌های هیجانی، مقیاس خودکارآمدی تنظیم هیجانی، مقیاس انعطاف‌پذیری شناختی و مقیاس نشخوار فکری گردآوری و با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون گام‌به‌گام تحلیل شدند. نتایج نشان داد بین طرحواره‌های هیجانی و نشخوار فکری رابطه مثبت و معنادار و بین انعطاف‌پذیری شناختی، خودکارآمدی تنظیم هیجانی و نشخوار فکری رابطه منفی و معنادار وجود دارد. همچنین، نتایج رگرسیون گام‌به‌گام نشان داد متغیرهای کنترل، احساس گناه، جایگزین‌ها، ساده‌انگاری هیجان‌ها، سرزنش دیگران و فقدان کنترل به‌طور معناداری نشخوار فکری را پیش‌بینی می‌کنند. در مدل نهایی، کنترل قوی‌ترین رابطه معکوس را با نشخوار فکری داشت؛ درحالی‌که احساس گناه، ساده‌انگاری هیجان‌ها، سرزنش دیگران و فقدان کنترل با نشخوار فکری رابطه مستقیم و جایگزین‌ها با آن رابطه معکوس نشان دادند. این متغیرها در مجموع ۶۱ درصد از واریانس نشخوار فکری را تبیین کردند. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که مؤلفه‌های طرحواره‌های هیجانی، خودکارآمدی تنظیم هیجانی و انعطاف‌پذیری شناختی در تبیین و پیش‌بینی نشخوار فکری نقش مهمی دارند. بنابراین، توجه به اصلاح طرحواره‌های هیجانی ناکارآمد، تقویت مهارت‌های تنظیم هیجان و افزایش انعطاف‌پذیری شناختی می‌تواند در طراحی مداخلات روان‌شناختی برای کاهش نشخوار فکری مؤثر باشد.


خانم الهام اسودی، دکتر افسانه خواجوند خوشلی، دکتر سمانه فرنیا، الناز پوراحمدی،
دوره 13، شماره 4 - ( 12-1404 )
چکیده

هدف پژوهش حاضر، مقایسه اثربخشی طرحواره‌درمانی و درمان فراتشخیصی بر تنظیم شناختی هیجان پسران نوجوان مبتلا به اختلال وسواس فکری-عملی بود. پژوهش حاضر از نوع نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون، پس‌آزمون، گروه کنترل و پیگیری سه‌ماهه بود. جامعه آماری شامل پسران ۱۴ تا ۱۶ ساله مبتلا به اختلال وسواس فکری-عملی مراجعه‌کننده به مراکز و کلینیک‌های روان‌شناختی شهر ساری بود. ۴۵ نوجوان واجد شرایط به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب و به‌صورت تصادفی در سه گروه ۱۵ نفری طرحواره‌درمانی، درمان فراتشخیصی و کنترل جایگزین شدند. ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان گارنفسکی و همکاران بود و داده‌ها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه‌گیری‌های مکرر و آزمون‌های تعقیبی تحلیل شدند. نتایج نشان داد بین سه گروه در تنظیم شناختی هیجان سازش‌یافته و سازش‌نایافته تفاوت معناداری وجود دارد. هر دو مداخله موجب افزایش معنادار راهبردهای سازش‌یافته و کاهش معنادار راهبردهای سازش‌نایافته تنظیم شناختی هیجان در مقایسه با گروه کنترل شدند. همچنین، میزان بهبود در گروه طرحواره‌درمانی در مقایسه با گروه درمان فراتشخیصی بیشتر بود. تفاوت معناداری بین نمرات پس‌آزمون و پیگیری سه‌ماهه مشاهده نشد که بیانگر تداوم اثرات درمان در دوره پیگیری است. بر اساس یافته‌ها، هر دو رویکرد طرحواره‌درمانی و درمان فراتشخیصی می‌توانند در بهبود تنظیم شناختی هیجان نوجوانان مبتلا به اختلال وسواس فکری-عملی مؤثر باشند؛ با این حال، طرحواره‌درمانی اثربخشی بیشتری نشان داد. به نظر می‌رسد تمرکز طرحواره‌درمانی بر طرحواره‌های ناسازگار اولیه، نیازهای هیجانی اساسی و اصلاح الگوهای عمیق شناختی-هیجانی، زمینه بهبود مؤثرتر تنظیم شناختی هیجان را فراهم می‌کند.
 

امید نجف زاده رهقی، حسن میرزا حسینی،
دوره 13، شماره 4 - ( 12-1404 )
چکیده

هدف از پژوهش حاضر، اثربخشی گروه درمانی شناختی- رفتاری بر روی خودمهارگری در افراد دارای نشانگان افسردگی مراجعه کننده به مراکز مشاوره بوده است. روش پژوهش حاضر به لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ از نوع تحقیقات نیمه آزمایشی با پیش آزمون - پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری مورد مطالعه در این پژوهش شامل کلیه افراد دارای نشانگان افسردگی مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر قم در سال 1404 بود. آزمودنی‌ها به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به طور تصادفی در یک گروه 10 نفره آزمایش و یک گروه 10 نفره کنترل جایگزین شدند. و در ابتدا هر دو گروه به پرسشنامه‌ پژوهش پاسخ دادند (مرحله پیش آزمون) و سپس برای گروه آزمایش اول برنامه مداخله‌ای در طول دوره اجرای مداخلات درمانی که شامل 8 جلسه (آموزش شناختی- رفتاری) هفتگی به صورت گروهی و به مدت 60 دقیقه اجرا شد. ابزار گردآوری اطلاعات نیز پرسشنامه خود مهارگری تانجی  و همکاران (2004) بوده است. برای تجزیه و تحلیل داده‌های پرسش‌نامه‌ها از نرم افزار spss نسخه 27 استفاده شد و تجزیه و تحلیل‌ها در دو بخش آمار توصیفی (میانگین، انحراف معیار و ...) و بخش آمار استنباطی (آزمون تحلیل کوواریانس) ارائه شد. در نهایت این نتیجه حاصل شد که گروه درمانی شناختی- رفتاری بر روی خودمهارگری در افراد دارای نشانگان افسردگی مراجعه کننده به مراکز مشاوره اثربخش بوده است.
 

خانم زهرا قلی‌زادگان، دکتر مریم طهرانی زاده، دکتر فاطمه رئیسی،
دوره 13، شماره 4 - ( 12-1404 )
چکیده

هدف این پژوهش بررسی اثربخشی آموزش ذهن‌اگاهی بر چشم‌انداز زمان و ادراک استعاری زمان و اعتیاد به اینترنت بود. روش مطالعه، نیمه‌آزمایشی از نوع پیش‌آزمون- پس‌آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دانشگاه پیام نور- استان البرز در سال 1404 بود. در این مطالعه، 50 دانشجو به‌صورت داوطلبانه انتخاب و در دو گروه آزمایشی (25 نفر) و کنترل (25 نفر) واگذاری تصادفی شدند. ابزارهای پژوهش شامل؛ سیاهه‌ چشم‌انداز زمان زیمباردو و بوید، پرسشنامه‌های ادراک استعاری زمان رئیسی و مقدسین، و اعتیاد به اینترنت یانگ بود. پروتکل آموزش ذهن‌آگاهی بر روی گروه آزمایش در هشت جلسه 90 دقیقه‌ای اجرا شد و گروه کنترل هیچ‌نوع مداخله‌ای دریافت نکرد. نتایج تحلیل کوواریانس مکرر نشان داد؛ آموزش ذهن‌آگاهی بر میانگین‌های چشم‌انداز زمان و ادراک استعاری زمان و اعتیاد به اینترنت در گروه آزمایشی دارای اثر ماندگار است. به‌نظر می‌رسد که استفاده از مداخلات آموزشی مبتنی بر ذهن‌آگاهی می‌توانند به عنوان راه حلی مؤثر برای مدیریت و دیدگاه نسبت به زمان و حل مشکلات اعتیاد به اینترنت در دانشجویان باشد.

خانم الهه بی غم لعل آبادی، دکتر نیلوفر میکائیلی، دکتر اکبر عطادخت، دکتر سجاد بشرپور، دکتر پرویز مولوی،
دوره 14، شماره 1 - ( 3-1405 )
چکیده

پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش اختصاصی‌سازی رویداد آینده‌نگر در کاهش ناامیدی و افکار خودکشی در نوجوانان مبتلا به اختلال افسردگی انجام شد. این پژوهش از نوع نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمونپس‌آزمون همراه با گروه کنترل و پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری شامل دانش‌آموزان دوره اول و دوم متوسطه شهر کرمانشاه در سال تحصیلی ۱۴۰۳۱۴۰۲ بود که علائم افسردگی و افکار خودکشی داشتند. پس از انجام فرایند غربالگری و مصاحبه‌های بالینی، ۴۰ شرکت‌کننده واجد شرایط انتخاب و به‌طور تصادفی در دو گروه آزمایش (۲۰ نفر) و کنترل (۲۰ نفر) گمارده شدند. گروه آزمایش در شش جلسه ۹۰ دقیقه‌ای آموزش اختصاصی‌سازی رویداد آینده‌نگر شرکت کرد، در حالی‌که گروه کنترل هیچ مداخله‌ای دریافت نکرد. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس ناامیدی کودکان (HSC) و مقیاس افکار خودکشی بک (BSSI) بود. داده‌ها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه‌گیری مکرر مختلط (ANOVA) تحلیل شدند. نتایج نشان داد آموزش اختصاصی‌سازی رویداد آینده‌نگر به‌طور معناداری ناامیدی و افکار خودکشی را در گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل کاهش داد و این اثرات در پیگیری دوماهه نیز پایدار باقی ماند. یافته‌ها نشان می‌دهد این مداخله شناختی کوتاه‌مدت می‌تواند در برنامه‌های درمانی و پیشگیرانه در مراکز روان‌شناختی و آموزشی کاربرد مؤثری داشته باشد.


 

صفحه 3 از 4     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه روانشناسی شناختی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 | فصلنامه روانشناسی شناختی

Designed & Developed by : Yektaweb