جستجو در مقالات منتشر شده


19 نتیجه برای حمید

بهرام پیمان‌نیا، حمید پورشریفی،
دوره 1، شماره 1 - ( 9-1392 )
چکیده

کارکرد اجرایی مجموعه­ای از فرایندها است که مسئولیت هدایت شناختی، عاطفی، رفتاری وعملکردی انسان را در زمان فعالیت وحل مسأله برعهده دارند. هدف این پژوهش مقایسه­ی کارکرد اجرایی سازمان بندی مجدد اندیشه در نوجوانان دارای اختلال سوءمصرف حشیش است. این پژوهش از نوع علی- مقایسه­ای است، بر این اساس50 نوجوان دارای اختلال سوءمصرف حشیش ساکن کانون اصلاح و تربیت شهر اهواز با دامنه­ی سنی 15 الی 18سال انتخاب شده و با 50 نفر از نوجوانان عادی مقطع دبیرستان از نواحی چهارگانه آموزش و پرورش شهر اهواز به عنوان گروه شاهد، که از لحاظ برخی متغیرهای جمعیت­شاختی با یکدیگر همتا شده بودند، به­صورت نمونه­ی در دسترس انتخاب شده و بایکدیگر مقایسه شدند. برای گردآوری داده­ها از آزمون بندرگشتالت،TOVA  (به­عنوان یک آزمون عملکرد مستمر) وآزمون شکل­گیری مفهوم ویگوتسکی استفاده شد. داده­ها با استفاده از تحلیل واریانس چند متغیره تحلیل شدند. نتایج نشان داد که نوجوانان دارای اختلال سوءمصرف حشیش نسبت به نوجوانان عادی، عملکرد ضعیف­تری در بازداری رفتار و بازسازی مجدد اندیشه داشتند، و تفاوت معناداری بین دو گروه وجود داشت. به­طور کلی با توجه به یافته­های پژوهش مبنی بر عملکرد ضعیف­تر نوجوانان دارای اختلال سوءمصرف حشیش نسبت به نوجوانان عادی در کارکردهای اجرایی (بازداری رفتار و بازسازی مجدداندیشه)، به­نظر می­رسد این ضعف منجر به مشکلاتی در رفتار اجتماعی نامناسب، مشکلات درتصمیم­گیری و عدم قضاوت مناسب، مشکلات با نوآوری­ها و تغییر، حواس­پرتی و مشکلات در جنبه های مختلف حافظه می­شود.
 


ریحانه شیخان، شهرام محمدخانی، حمیدرضا حسن‌آبادی،
دوره 1، شماره 1 - ( 9-1392 )
چکیده

مطالعه­ی حاضر با هدف بررسی اثر تکنیک آموزش توجه بر اضطراب، توجه معطوف به خود و فراشناخت­ها در نوجوانان دارای اضطراب اجتماعی انجام شد. از بین 200 شرکت کننده، 34 شرکت­کننده با توجه به نمره­ای که در پرسشنامه­ی اضطراب اجتماعی، افسردگی بک و مصاحبه­ی ساختار­یافته بر اساس DSM-IV-TR کسب کردند، غربال شده و در نهایت 16 شرکت کننده با نمره­ی بالا در مقیاس توجه معطوف به خود، پرسشنامه­ی فراشناخت و پس از ارائه­ی مطلبی در مقابل دو بزرگسال (غربال دوم)، انتخاب شدند. شرکت­کننده­ها به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. گروه آزمایش 8 جلسه تکنیک آموزش توجه دریافت کرد. بعد از جلسه­ی چهارم، جلسه­ی هشتم و 1 ماه بعد از آموزش هر دو گروه به مقیاس توجه معطوف به خود، پرسشنامه­ی فراشناخت، مقیاس سندرم شناختی- توجهی و پرسشنامه­ی اضطراب اجتماعی پاسخ دادند. طبق نتایج حاصل از تحلیل واریانس با اندازه­گیری مکرر، گروه آزمایش کاهش معناداری در توجه معطوف به خود، باورهای فراشناختی مثبت و منفی، نظارت شناختی، سندرم شناختی- توجهی و اضطراب اجتماعی نشان دادند. بر اساس نتایج این مطالعه، اضطراب می­تواند از طریق دستکاری توجه بدون به­کارگیری تکنیک­های شناختی- رفتاری به طور دیرپایی اصلاح شود؛ با این حال تصمیم­گیری قطعی مطالعات بیشتری را می­طلبد.


حمیده بخشایش، پروانه شفیع نیا، فاطمه بهمنی،
دوره 1، شماره 2 - ( 12-1392 )
چکیده

هدف از انجام این پژوهش بررسی تأثیر خودآگاهی و توجه بر افت عملکرد در دختران بسکتبالیست بود. 60 ورزشکار عضو باشگاه­های مختلف شهر اهواز، به روش تصادفی انتخاب شدند، سپس به چهار گروه آزمایشی در خودآگاهی (بالا / پایین) و توجه (مربوط / نامربوط) سازماندهی شدند. مهارت باز، بسته و پرسشنامه­ی خودآگاهی به­عنوان ابزار این پژوهش استفاده شد. نتایج تحلیل واریانس چند متغیره نشان داد که گروه خودآگاهی پایین- توجه نامربوط در شرایط فشار بالا نسبت به گروه­های دیگر بهتر بودند. افراد بالا در خودآگاهی به طور کلی بیشتر از افراد با خودآگاهی پایین برانگیخته می­شوند. افراد با خودآگاهی بالا عقیده دارند که خودشان در معرض هدف مشاهده­ی دیگران هستند. از این­رو، یافته­های پژوهش حاضر از مدل حواسپرتی حمایت می­کند. شکست و موفقیت مهارت به این بستگی دارد که چگونه محیط اجرا، توجه را تحت تأثیر قرار می­دهد و چه مقدار عملکرد مهارت به کنترل توجه بستگی دارد.  


سیده حمیده بخشایش، فاطمه بهمنی، محمد کمالی،
دوره 2، شماره 1 - ( 3-1393 )
چکیده

در این پژوهش تأثیر فشارهای روانی بر عملکرد زمان واکنش زنجیره ای مورد آزمایش قرار گرفت. در این تحقیق 75 نفر آزمودنی راست دست، به صورت تصادفی به سه گروه آزمایشی (هر گروه شامل 25 نفر) شامل فشار نتیجه، فشار کنترل شده و گروه کنترل تقسیم شدند. ابتدا همه گروه ها، زمان واکنش زنجیره ای را تمرین کردند و سپس مرحله آزمون با اعمال شرایط فشار برای گروه ها انجام شد. نتایج تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر نشان داد آزمودنی ها در گروه فشار کنترل شده افت عملکرد بیشتری را نسبت به دو گروه دیگر در مرحله آزمون به نمایش گذاشتند. شکست و موفقیت مهارت بستگی دارد به اینکه چگونه محیط اجرا، توجه را تحت تأثیر قرار می دهد و چه مقدار عملکرد مهارت به کنترل توجه بستگی دارد.


احمد علی‌پور، مهناز علی اکبری، حمیدرضا ایمانی‌فر، احسان زراعت‌کار،
دوره 2، شماره 2 - ( 6-1393 )
چکیده

جانبی شدن مغز با کارکردهای شناختی در ارتباط است، از این رو انتظار می رود که دست برتری نیز به عنوان یکی از نتایج جانبی شدن، با عملکرد شناختی ادراک زمان در ارتباط باشد. در این تحقیق علی- مقایسه ای به روش در دسترس 40 دختر راست دست،40 دختر چپ دست ،40 پسر راست دست و 40 دختر چپ دست با کمک پرسشنامه ادینبورگ انتخاب شدند. ادراک زمان آنها نیز با چهار روش سنجش تولید، باز تولید، برآورد کلامی و مقایسه ای به کمک نرم افزار معتبر سنجیده شد. نتایج رگرسیون چند متغیره نشان داد که سن آزمودنیها به طور منفی و معنادار ادراک زمان را  به روش سنجش برآورد کلامی و تولید پیش بینی می نماید. دست برتری به طور مثبت و معنی دار ادراک زمان را به روش سنجش برآورد کلامی پیش بینی می کند. همچنین نتایج رگراسیون لجستیک نشان داد که دست برتری می تواند ادراک زمان را به روش سنجش مقایسه ای پیش بینی نماید. در این تحقیق بین دو جنس نیز تفاوت معنا داری مشاهده نگردید. جمع بندی نتایج نشان می دهد هرچند که افراد راست دست نسبت به افراد چپ دست از زمان، برآورد بالاتری دارند اما در تشخیص تفاوت دو زمان نزدیک به یکدیگر به طور معنا دارای دچار اشتباهات بیشتری می شوند. همچنین هر چه سن افراد بیشتر شود، گذشت زمان برای آنها سریعتر ادراک می شود.  


اصغر علیزاده، لیلا حسن‌زاده، مجید محمود علیلو، حمید پورشریفی،
دوره 2، شماره 3 - ( 7-1393 )
چکیده

هدف پژوهش حاضر پیش‌بینی نگرانی بر اساس سیستم‌های فعال‌ساز و بازداری رفتاری، راهبردهای تنظیم شناختی هیجان و عدم تحمل بلاتکلیفی در دانشجویان بود. پژوهش حاضر به لحاظ هدف از نوع بنیادی و به لحاظ نحوه جمع‌آوری داده‌ها از نوع همبستگی بود. به همین منظور از میان دانشجویان کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد اسلامی تبریز در سال تحصیلی 94-93، 200 نفر با استفاده از روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. از مشارکت‌کنندگان درخواست شد که به مقیاس‌های سیستم فعال‌ساز و بازداری رفتاری(BAS/BIS)، پرسش‌نامه تنظیم شناختی هیجان (SERQ)، مقیاس عدم تحمل بلاتکلیفی (IUS) و پرسش‌نامه حالت نگرانی ایالت پنسیلوانیا (PSWQ) پاسخ دهند. برای تحلیل داده‌ها از تحلیل واریانس و رگرسیون گام به گام استفاده گردید. نتایج نشان داد که متغیرهای سیستم بازداری رفتاری، راهبردهای منفی تنظیم شناختی هیجان و عدم تحمل بلاتکلیفی با نگرانی رابطه مثبت و معنی‌دار دارند (01/0> P)،  و رابطه راهبردهای مثبت تنظیم شناختی هیجان با نگرانی منفی و معنی‌دار بود (01/0> P). این متغیرها در مجموع قادر به پیش‌بینی 1/54 درصد از واریانس نگرانی هستند (001/0>P). همچنین رابطه متغیر سیستم فعال‌ساز رفتاری با نگرانی معنادار نبود. نگرانی با تنوعی از پیامدهای منفی شامل درجه بالایی از واکنش‌پذیری هیجانی و سبک‌های تنظیم ناکارآمد مرتبط است. بنابراین، یافته‎های پژوهش حاضر دارای تلویحات عملی در عرصه‌های بالینی است


مریم تازش، حمیدرضا حسن آبادی، پروین کدیور،
دوره 4، شماره 3 - ( 9-1395 )
چکیده

هدف مطالعه‌ی حاضر بررسی اثر اصل انسجام در محیط‌های یادگیری چندرسانه‌ای بود. بدین منظور موضوع شکل‌گیری مفهوم صاعقه از طریق 4 انیمیشن مختلف به دانش آموزان دوره‌ی متوسط اول (112= N) ارائه شد. گروه اول انیمیشن را با رعایت اصل انسجام دیدند، گروه دوم انیمیشن را با جزئیات فریبنده با جذابیت کم (جزئیات نامربوط) دیدند، گروه سوم انیمیشن را با جزئیات فریبنده با جذابیت بالای که منجر به علاقه هیجانی می‌شد و گروه چهارم انیمیشن را با جزئیات فریبنده با جذابیت بالا که منجر به علاقه شناختی می‌شد، دیدند. یادگیری فرایند شکل‌گیری صاعقه از طریق آزمون‌های نگهداری و انتقال اندازه‌گیری شد، برای بررسی میزان بار شناختی تجربه در هنگام آموزش و در هنگام پاسخ به سؤال‌ها از آزمون بار شناختی استفاده شد. برای بررسی فرضیه‌های پژوهش از تحلیل واریانس یک‌طرفه، مقابله‌های متعامد و آزمون‌های تعقیبی استفاده شد. عملکرد بهتر گروه چهار در آزمون نگهداری و انتقال اطلاعات نسبت به گروه سه نشان‌دهنده‌ی این است که جزئیات فریبنده همیشه فریبنده نیست. از طرفی عملکرد بهتر گروه یک در آزمون نگهداری اطلاعات نسبت به گروه دو و سه نشان‌دهنده‌ی اثر اصل انسجام است.


معصومه قنبری شکرعلی، حمیدرضا حسن‌آبادی، پروین کدیور،
دوره 5، شماره 1 - ( 3-1396 )
چکیده

چکیده

در پژوهش حاضر اثر تکنیک تبیین­گری (خودتبیین­گری، تبیین­های آموزشی و عدم تبیین‌گری) با توجه به میزان دانش قبلی یادگیرندگان (یادگیرندگان با دانش بالا و با دانش پایین) در یک محیط یادگیری چندرسانه­ای مبتنی بر رایانه مطالعه شد. تعداد 120 نفر شرکت­کننده (60 نفر با دانش بالا و 60 نفر با دانش پایین) به طور تصادفی از میان دانش­آموزان مقطع متوسطه مدارس فرزانگان و عادی انتخاب شدند و افراد در هر مدرسه به طور تصادفی به دو گروه آزمایشی منتسب شدند. آموزش در مورد محاسبه­ی مساحت اشکال پیچیده­ی هندسی، به شیوه­ی مثال­های حل‌شده به دانش­آموزان ارائه شد. شاخص­های بار شناختی و عملکرد انتقال در تفسیر اثر این فعالیت روی یادگیرندگان استفاده شده و تحلیل آماری داده­ها از طریق تحلیل واریانس دو راهه انجام گرفت. نتایج نشان داد که اثر سطوح تبیین­گری بر بار شناختی هنگام آموزش به دانش قبلی یادگیرندگان وابسته است. همچنین دانش­آموزان با دانش قبلی پایین از طریق دریافت تبیین­های آموزشی عملکرد بهتری در آزمون انتقال داشتند و بار شناختی کمتری را تجربه کردند؛ در حالی که،  دانش­آموزان با دانش قبلی بالا از طریق خودتبیین­گری عملکرد بهتری در آزمون انتقال نزدیک نشان دادند و بار شناختی کمتری را تجربه کردند، اما این فرضیه در آزمون انتقال دور تأئید نشد. در مجموع دانش­آموزانی که تبیین آموزشی دریافت کرده بودند عملکرد بهتری در آزمون­ها داشته و بار شناختی کمتری را تجربه کردند.


سعید طولابی، حمیدرضا حسن آبادی، بلال ایزانلو،
دوره 5، شماره 3 - ( 9-1396 )
چکیده

چکیده

هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی برنامه تاب­آوری پنسیلوانیا بر ارزیابی­های شناختی و رفتارهای پیشرفت در دانشجویان انجام شد. روش: در این پژوهش ­شبه تجربی با طرح پیش­آزمون پس­آزمون، 51 دانشجوی کارشناسی دانشگاه خوارزمی که در سال 95-94 مشغول به تحصیل بودند. نمونه پژوهش حاضر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شد. و بعد از آن بصورت تصادفی در دو گروه آزمایش(25 نفر) و کنترل(26 نفر) منتسب شدند. از طریق 6 جلسه دو ساعته، آموزش برنامه تاب آوری به شیوه گروهی برای گروه آزمایش اجرا شد. آزمودنی ها، قبل و بعد از آموزش به نسخه تجدیدنظر شده ابزار ارزیابی شناختی استرس (SAM-R؛ رویلی، روسچ، جاریکا و واگان، 2005) و پرسشنامه راهبردهای مدیریت منابع (MSLQ،  پینتریچ، اسمیت، گارسیا و مک­کیچی، 1991) پاسخ دادند.. یافته­ها: نتایج تحلیل کواریانس نشان داد که با کنترل پیش آزمون بین گروه­های آزمایش و کنترل در افزایش ارزیابی های شناختی مبتنی بر چالش و منابع و رفتارهای پیشرفت تحصیلی شامل کمک طلبی، مدیریت زمان و محیط، یادگیری از همسالان و نظم دهی به تلاش) و نیز در کاهش ارزیابی­های شناختی مبتنی بر تهدید تفاوت معنی داری وجود دارد(05/0 >P). نتیجه­گیری: به طور کلی، نتایج مطالعه حاضر نشان می­دهد که برنامه تاب آوری پنسیلوانیا از طریق 1)کمک به فراگیران برای شناسایی توانمندی های فردی خویش (احساس فردی، نگرش­ها و باورها) و2) همچنین غنی­سازی مهارت­های رابطه بین­فردی، در بهبود ارزیابی های شناختی و رفتارهای پیشرفت دانشجویان موثر بوده است

واژه­های کلیدی: برنامه تاب­آوری پنسیلوانیا، ارزیابی های شناختی، رفتارهای پیشرفت.


سارا کریمی، غلامرضا چلبیانلو، حمید هاشمی پور،
دوره 5، شماره 4 - ( 10-1396 )
چکیده

براساس نظریه سیستم­های مغزی رفتاری گری و مدل سرشت ترکیبی عاطفی-هیجانیAFECT یک الگوی زیستی از شخصیت ارائه شده است که اساس تفاوت‌های فردی را تشکیل می­دهد و فعالیت هر یک از آن‌ها به فراخوانی واکنش­های متفاوتی منجر می­شود. هدف پژوهش حاضر الگوی ارتباطی سیستم­های مغزی رفتاری با ابعاد مدل سرشت ترکیبی هیجانی عاطفیمی­باشد. جامعه آماری این پژوهش متشکل از 220 نفر از دانشجویان دانشگاه شهید مدنی آذربایجان است که از روش نمونه­گیری خوشه­ای طبقه­ای انتخاب و توسط پرسش­نامه­های شخصیتی جکسون و  AFECTمورد آزمون قرارگرفته‌اند. جهت تجزیه‌وتحلیل داده­ها از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه همزمان استفاده شده است. نتایج حاصل از آزمون رگرسیون حاکی از آن بود که همه ابعاد مدل سرشت ترکیبی عاطفی هیجانیAFECT از رویالگوهای ارتباطی سیستم‌های مغزی رفتاری گری با معناداری حداقل در سطح 01/0 قابل پیش‌بینی هستند، به جز بعد خشم و سرخوشی.در این بین بالاترین درصد پیش‌بینی مربوط به سرشت هیجانی کنترل می‌باشد که16%از تغییرات آن و کمترین مربوط به بعد خشم است که 7% تغییرات آن از روی ابعاد نظریه گری قابل پیش‌بینی است و بالاترین درصد پیش‌بینی مربوط به سرشت عاطفی افسردگی است که 15% از تغییرات آن و کمترین مربوط به بعد سرخوشی است که8% از تغییرات آن از روی ابعاد نظریه گری قابل پیش‌بینی است. در مجموع نتایج استخراج شده از پژوهش جامعه­ی آماری مذکور نشانگر الگوی ارتباطی بین نظریه سیستم­های مغزی رفتاری گری و مدل سرشت عاطفی-هیجانی AFECT می­باشد.
 


سعید نظری کاکوندی، علیرضا صابری کاخکی، حمیدرضا طاهری، حسن رهبان فرد،
دوره 6، شماره 2 - ( 6-1397 )
چکیده

مطالعه حاضر با هدف بررسی نقش ظرفیت حافظه­ کاری و آرایش کم­ خطا و پرخطا بر یادگیری زمانبندی نسبی یک تکلیف حرکتی ظریف انجام شد. بدین منظور50 دانشجو براساس ظرفیت­ های حافظه­ کاری به صورت تصادفی در چهار گروه (کم­خطا با ظرفیت حافظه­کاری پایین، کم­خطا با ظرفیت حافظه­کاری بالا، پرخطا ظرفیت حافظه­کاری پایین و پرخطا با ظرفیت حافظه­کاری پایین) تقسیم شدند. این پژوهش در چهار مرحله انجام شد. در پیش­آزمون، یک تکلیف زمانبندی چهار بخشی برای 10 تکرار بدون دریافت بازخورد  انجام شد و در مرحله اکتساب، تکلیف زمانبندی با سه درجه دشواری متفاوت (ساده، متوسط، دشوار) در سه جلسه 45 کوششی با دریافت بازخورد توسط گروه­های آزمایشی تمرین شد. بدین ترتیب که گروه­ها در مرحله اکتساب براساس برنامه اختصاصی خود تمرین می­کردند. پس از مرحله اکتساب، آزمون­های یادداری و انتقال طی دو مرحله با فاصله 10 دقیقه و 24 ساعت اجرا شدند. یافته­ها در  عامل زمانبندی نسبی در آزمون های یادداری و انتقال ده دقیقه نشان داد که گروه پرخطا با ظرفیت حافظه­کاری بالا  و کم­خطا با ظرفیت پایین عملکرد بهتری نسبت به گروه های دیگر داشتند. در حالیکه در آزمون های انتقال تکلیف ثانویه (انتقال 24 ساعته) گروه کم­خطا با ظرفیت پایین عملکرد بهتری داشت. این نتایج نشان می­دهد که اثربخشی تمرین کم­خطا و پرخطا در تعامل با شاخص های روانشناختی مانند ظرفیت حافظه­ کاری تحت تاثیر قرار می­گیرد. به نظر می­رسد در افراد با ظرفیت حافظه­کاری پایین از یادگیری ضمنی بیشتر سود می­برند و افراد با ظرفیت حافظه کاری بالا از یادگیری آشکار (پرخطا) بیشتر بهره می­برند. نتایج در شرایط انتقال تحت فشار از نظریه­های یادگیری ضمنی و بازپردازش آگاهانه حمایت می­‌کند. 
 


ولی اله رمضانی، محمد سعید عبدخدایی، زهرا طبیبی، حمید رضا آقامحمدیان شعرباف،
دوره 6، شماره 3 - ( 9-1397 )
چکیده

هدف پژوهش حاضر بررسی ابعاد شناختی فرزندپروری والدین ایرانی بود. طرح این پژوهش کیفی و شیوه مورد استفاده در آن،  نظریه زمینه‌ای یا داده‌بنیاد است. جامعه پژوهش شامل کلیه والدین مسلمان دارای فرزند بالای ده سال ساکن تهران و کرج در مقطع زمانی تابستان 1395 تا تابستان 1396 بود. نمونه مورد بررسی 33 نفر از والدین مسلمان ایرانی بودند که با مصاحبه نیمه‌ساختار یافته مورد مطالعه قرار گرفتند. داده‌های حاصل از مصاحبه‌ها، بر اساس شیوه‌نامه استراوس و کوربین (1998) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و در نهایت، حاصل کدگذاری‌های باز، محوری و گزینشی، 272 کد اولیه، 31 مفهوم، 6 مقوله و 2 طبقه کلی بود: طبقه قابلیت‌های درون‌فردی که شامل قابلیت‌های روان‌شناختی(قابلیت‌های شناختی، هویت، حرمت خود، تنظیم هیجان، خودمختاری، تاب‌آوری، مسئولیت‌پذیری/نظم فردی)، قابلیت‌های معطوف به پیشرفت(قابلیت‌های جسمی، قابلیت‌های اقتصادی/مالی، قابلیت‌های شغلی، قابلیت‌های تحصیلی و هدف/برنامه) و قابلیت‌های معنوی(دینداری، اخلاق فردی) است و طبقه قابلیت‌های بین‌فردی که شامل قابلیت‌های ارتباط بین فردی(صمیمیت/ مهرورزی، قاطعیت، انعطاف/ انتقادپذیری)، قابلیت‌های ارتباط خانوادگی(سازگاری، مهارت‌های ارتباطی، احترام والدین، همکاری و مشارکت، تعهد/ وفاداری/ انسجام، قانون‌پذیری، اطاعت) و قابلیت‌های اجتماعی(حقوق دیگران، قانون‌پذیری، روابط عمومی، اخلاق اجتماعی، نوع‌دوستی/ یاریگری، سازگاری/ تاییدجویی و تعهد اجتماعی) است.   
 
دکتر شهروز نعمتی، دکتر حمید علیزاده، مرضیه بااطمینان،
دوره 7، شماره 2 - ( دوره هفتم، شماره دو، تابستان 1398 )
چکیده

 پژوهش حاضر فراخنای ارقام را در بین کودکان اختلال یادگیری غیرکلامی و عادی مورد بررسی قرار داده است.  طرح پژوهش از نوع علی-مقایسه­ای بود و جامعه پژوهش را دانش­آموزان مقطع ابتدایی پایه چهارم و پنجم تشکیل می­دادند. برای این منظور، 60 دانش­آموز مقطع ابتدایی با میانگین سنی بین 83/10 که تعداد  30 نفر دارای اختلال یادگیری غیرکلامی که از طریق مقیاس گلدستین غربال شدند به صورت نمونه­گیری هدفمند دردسترس از مراکز اختلال یادگیری و 30 نفر دانش آموز عادی به صورت نمونه­گیری تصادفی ساده در سال 1395 در شهر تهران  انتخاب شدند و خرده مقیاس فراخنای ارقام  وکسلر کودکان بر روی آن­ها انجام شد. نتایج حاصل از آزمون من ویتنی­یو نشان داد که بین دو گروه کودکان اختلال یادگیری غیرکلامی و کودکان عادی تفاوت معناداری از لحاظ حافظه عددی مستقیم و حافظه عددی معکوس وجود دارد، بدین ترتیب که کودکان گروه عادی از لحاظ فراخنای حافظه عملکرد بهتری نسبت به کودکان گروه اختلال یادگیری غیرکلامی دارند . هم­چنین نتایج آزمون t مستقل نشان داد که کودکان عادی نسبت به کودکان دارای اختلال یادگیری غیرکلامی در سطح بالاتری از نظر نمره فراخنای ارقام  قرار دارند. معنی دار بودن تفاوت بین دو گروه کودکان اختلال یادگیری غیرکلامی و کودکان عادی از لحاظ  فراخنای ارقام هم در حافظه عددی مستقیم و هم در حافظه عددی معکوس  شواهد روان­شناختی خوبی را در تایید یافته­های پژوهشی مربوط به نارسایی­های حافظه کاری در حوزه نارسایی­های تحولی از جمله اختلا­ل­های یادگیری غیرکلامی فراهم ­کند.
سید احسان افشاری زاده، محمد حسین عبداللهی، حمیدرضا حسن آّبادی، هادی کرامتی،
دوره 8، شماره 1 - ( دوره هشت، شماره یک، بهار 1399 )
چکیده

 استدلال ریاضی توانایی استدلال استقرایی و استنتاجی با مفاهیم ریاضی است که متغیرهای زیربنایی شناختی در تبیین آن نقش مهمی ایفا می‌کنند. این پژوهش با هدف بررسی نقش توجه تقسیم‌شده و حافظه کاری بر استدلال ریاضی با میانجی‌گری دانش ریاضی و هوش سیال در دانش‌آموزان پایه چهارم ابتدایی انجام شده است. این پژوهش به لحاظ نحوه گردآوری اطلاعات، غیرآزمایشی (توصیفی) و از نوع مطالعات همبستگی است که برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از تحلیل مسیر استفاده شد. در این مطالعه تعداد 213 دانش‌آموز پسر پایه چهارم ابتدایی مدارس شهر قم به روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای دومرحله‌ای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل آزمون عملکرد پیوسته دیداری و شنیداری یکپارچه-ویراست دوم برای سنجش انواع توجه، فرم A مقیاس 2 هوش سیال کتل، شاخص حافظه‌کاری آزمون هوش وکسلر-نسخه چهارم، آزمون سؤال‌های دانستن (دانش) ریاضی و آزمون سؤال‌های استدلالی ریاضی مطالعه تیمز 2015 برای سنجش دانش و استدلال ریاضی می‌شود. یافته‌های حاصل از این پژوهش نشان­ داد که همه ضرایب مسیر معنی­‌دار و شاخص‌های برازش مدل مطلوب است. نتایج پژوهش حاضر بیانگر این است که توجه تقسیم‌شده می‌تواند حافظه کاری را پیش‌بینی کند و حافظه کاری با میانجی‌گری دانش ریاضی و هوش سیال قادر به پیش‌بینی استدلال ریاضی است. نتایج این پژوهش می‌تواند برای معلمان و درمانگران مفید باشد تا مشکلات و اختلالات ریاضی دانش‌آموزان را از طریق تقویت متغیرهای شناختی مؤثر بر استدلال ریاضی بهبود بخشند.

حمیده ایرانمنش، علیرضا صابری کاخکی، حمیدرضا طاهری، چارلز اچ. شی، مسعود فضیلت پور،
دوره 8، شماره 2 - ( دوره هشت، شماره دو، تابستان 1399 )
چکیده

خواب در تحکیم حافظه افراد بزرگسال موثر است، اما تحکیم وابسته به خواب در کودکان همانند بزرگسالان به خوبی مشخص نشده است. بنابراین، هدف از انجام تحقیق حاضر، بررسی تاثیر خواب در تحکیم حافظه حرکتی کودکان بوده است. شرکت­‌کنندگان شامل 32 کودک پسر داوطلب 10تا12سال شهر کرمان که معیارهای ورود به تحقیق را دارا بودند. از تکلیف زمان واکنش زنجیره­ای به منظور سنجش حافظه ضمنی کودکان استفاده گردید. شرکت‌­کنندگان شامل دو گروه خواب ((1±) 8 شب و (1±)8  صبح) و بیداری((1±) 8 صبح و (1±)8  شب) بودند که پنج بلوک 90 کوششی را در جلسه اکتساب انجام دادند. در فواصل12ساعت تمامی گروه‌­ها آزمون­های یادداری (تحکیم) و انتقال را انجام دادند. جهت تحلیل داده­‌ها از آزمون تحلیل واریانس مختلط 2×2 و 2×4 استفاده گردید. نتایج آزمون یادداری و انتقال نشان دادند که زمان­ واکنش در دو بلوک تفاوت معنی‌داری داشته است(05/0>P). اما اثر تعاملی بلوک و گروه تفاوت معنی­دار نداشته است(05/0 P ). این امر حاکی از آن است که تحکیم حافظه حرکتی در گروه­‌های خواب و بیداری کودکان شکل گرفت، اما وابسته به خواب نبوده است. یافته­ها نشان دادند که ارتقاء و پیشرفت در عملکرد مهارت صرفاً بر اثر تمرین و در طول جلسات تمرین به دست نمی‌­آید؛ بلکه بعد از یادگیری مهارت و در دوره خاموش، با گذر زمان حافظه مربوط به مهارت یادگرفته شده، ارتقاء و تحکیم می­‌یابد. بنابراین، خواب عامل ضروری در توسعه یادگیری خاموش و انتقال یادگیری تکلیف توالی­دار حرکتی پنهان کودکان نمی­‌باشد.

حمید خانی‌پور، مهسان پورعلی، مژگان عطار،
دوره 8، شماره 3 - ( دوره هشت، شماره سه، پاییز 1399 )
چکیده

تصمیم‌گیری غیراخلاقی می‌تواند هم خودخواهانه و به نفع خود و هم با هدف نفع رساندن به دیگران باشد. هدف این مطالعه بررسی نقش افتراقی حس قدرت، حس از جایگاه اجتماعی و روش‌های جایگاه‌طلبی اجتماعی شامل روش برتری و منزلت در پیش‌بینی تصمیم‌گیری غیراخلاقی به نفع خود و به نفع دیگران بود. شرکت‌کنندگان 150 نفر از شهروندان تهرانی بودند که به صورت داوطلبانه در مطالعه شرکت کردند. برای جمع‌آوری داده‌ها از مقیاس حس قدرت، مقیاس حس جایگاه اجتماعی، مقیاس برتری-منزلت، و پرسشنامه تصمیم‌گیری غیراخلاقی استفاده شد. یافته‌های تحلیل رگرسیون نشان داد برتری به صورت مثبت و منزلت به صورت منفی با تصمیم‌گیری غیراخلاقی به نفع خود، رابطه دارد و در مورد تصمیم‌گیری غیراخلاقی به نفع دیگران، فقط برتری به صورت مثبت رابطه داشت. رابطه معنی‌داری بین حس قدرت و حس جایگاه اجتماعی و تصمیم‌گیری غیراخلاقی در دو وضعیت وجود نداشت. این مطالعه از تمایز مفهومی تصمیم‌گیری غیراخلاقی خودخواهانه یا به نفع خود و به نفع دیگران حمایت می‌کند. به نظر می‌رسد صرف قدرت و جایگاه اجتماعی عوامل مرتبط با تصمیم‌گیری غیراخلاقی نیستند، بلکه روش‌های کسب جایگاه یعنی برتری و منزلت مکانیسم‌های روانی تعیین‌کننده‌تری در احتمال تصمیم‌گیری غیراخلاقی هستند.
حمید هاشمی پور، هادی کرامتی، جواد کاووسیان، مهدی عرب‌زاده،
دوره 8، شماره 4 - ( دوره هشت، شماره چهار، زمستان 1399 )
چکیده

هدف پژوهش حاضر پیشبینی اهمال‌کاری تحصیلی دانشجویان براساس باورهای فراشناختی درباره اهمال‌کاری با نقش واسطه‌ای اضطراب امتحان بود. روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دوره کارشناسی دانشگاه شهید بهشتی تهران در سال تحصیلی 99-98 بود که از بین آن‌ها 320 نفر (206 زن و 114 مرد) با روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای انتخاب شدند. برای جمع‌آوری داده‌ها از مقیاس اهمال‌کاری دانشجویان، پرسشنامه اضطراب امتحان اسپیلبرگر و پرسشنامه باورهای فراشناختی درباره اهمال‌کاری استفاده شد. داده‌ها با روش مدل‌یابی معادلات ساختاری تحلیل شد. یافته‌ها نشان داد که مدل مفهومی پیشنهادی، برازندگی مطلوبی با داده‌ها دارد. متغیرهای اضطراب امتحان و باورهای فراشناختی درباره اهمال‌کاری به ترتیب بیشترین سهم را در تبیین واریانس اهمال‌کاری تحصیلی داشتند و در مجموع 28 درصد واریانس آن را تبیین می‌کنند. باورهای فراشناختی منفی درباره اهمال‌کاری تنها به‌صورت غیرمستقیم و از طریق اضطراب امتحان بر اهمال‌کاری تحصیلی اثر داشت و میانجی‌گری کامل مورد تأیید واقع شد. با توجه به نتایج به‌دست‌آمده می‌توان نتیجه گرفت که باورهای منفی در مورد اهمال‌کاری، دانشجویان را مستعد اضطراب امتحان و اهمال‌کاری تحصیلی می‌کند. از این رو تعدیل این باورها می‌تواند به‌عنوان برنامه‌ای برای کاهش اضطراب امتحان و اهمال‌کاری تحصیلی در نظر گرفته شود.

فاطمه طیبی، نجمه حمید، مرتضی امیدیان،
دوره 9، شماره 1 - ( دوره نه، شماره یک، بهار 1400 )
چکیده

با توجه به شیوع افسردگی و وجود ضعف در کارکردهای افراد افسرده، بررسی و ارزیابی روش‌­های متنوع درمانی در حیطه کارکردهای شناختی از جمله حافظه فعال، ضروری به­ نظر می‌رسد. هدف از پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی نرم‌­افزار توانبخشی شناختی کاپتان لاگ، بر حافظه فعال شنیداری و فضایی افراد با نشانه­‌های افسردگی شهر اهواز بود. روش این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش‌­آزمون و پس‌­آزمون با گروه کنترل بود. جامعه این پژوهش، شامل کلیه افراد با نشانه­‌های افسردگی مراجعه­‌کننده به مراکز درمانی روانشناسی و روانپزشکی شهر اهواز و صفحات مجازی این مراکز، در سال99-1398 بود. نمونه این پژوهش شامل 30 فرد با نشانه‌­های افسردگی بود که از طریق اعلام فراخوان در این مراکز و صفحات مجازیشان و به روش نمونه­‌گیری در دسترس داوطلبانه و پس از غربالگری از نظر داشتن ملاک­‌های ورود به پژوهش به‌­وسیله ابزارهای پژوهش (کسب نمره 28-14 بر اساس سیاهه افسردگی بک (BDI-II) و کسب نمره زیر میانگین در آزمون نمایه حافظه فعال وکسلر- ویرایش سوم) انتخاب شدند. پس از همتاسازی از نظر جنسیت، سن، تحصیلات، وضعیت اجتماعی اقتصادی، عدم ابتلا به بیماری­‌های حاد جسمانی و روان­شناختی و سایر متغیرهای مورد نظر در پژوهش به­‌صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. گروه آزمایش، به مدت 10 جلسه، تحت توانبخشی شناختی به‌وسیله نرم­‌افزار کاپتان لاگ قرار گرفتند، اما گروه گواه مداخله‌­ای دریافت نکردند. پس از انجام مداخله و گرفتن پس‌­آزمون، داده‌­ها با استفاده از تحلیل واریانس چندمتغیری و تحلیل کوواریانس با استفاده از SPSS-24 تحلیل شدند. یافته‌­ها نشان داد که میان گروه آزمایش و گواه از لحاظ حافظه فعال شنیداری و فضایی تفاوت معنی‌­داری وجود دارد(001/0>P). میزان حافظه فعال شنیداری و فضایی گروه آزمایش نسبت به پیش‌­آزمون و گروه کنترل به‌­طور معنی­‌داری افزایش یافت، یعنی نرم­‌افزار توانبخشی شناختی کاپتان لاگ، بر حافظه فعال شنیداری و فضایی افراد افسرده، تأثیر معنی‌­داری دارد (001/0>P). بنابراین استفاده از نرم­‌افزار توانبخشی شناختی کاپتان لاگ برای افزایش حافظه فعال شنیداری و فضایی افراد با نشانه‌­های افسردگی، اثربخش است.

ژاله کیانی، علیرضا مرادی، پروین کدیور، حمید رضا حسن آبادی، هادی کرامتی، محمد عفت پناه،
دوره 9، شماره 1 - ( دوره نه، شماره یک، بهار 1400 )
چکیده

ذهن آگاهی یکی از مداخله‌های اثر گذار در ارتقاء و بهبود کارکردهای اجرایی است، اگر چه این مداخله برای بزرگسالان دارای مستندهای محکمی است، اما برای کودکان کمتر به آن پرداخته شده است، این در حالی است که کودکان دارای نقص توجه /بیش فعالی در کارکردهای اجرایی با مشکل مواجه هستند. از پژوهش حاضر طراحی، ﺗـﺪوین و روایـﯽ‏یـﺎﺑﯽ ﺑﺮﻧﺎﻣـه‌‏ی آموزشی- توانمندسازی شناختی ﻣﺒﺘﻨـﯽ ﺑـﺮ ذهن آگاهی ﺑﺮای ارتقاء کارکردهای اجرایی و کاهش نشانگان رفتاری کودکان دارای اﺧﺘﻼل بیش فعالی/ نقص توجه است. ﭘﮋوﻫﺶ حاضر از نوع بنیادی است که  در دو ﻣﺮﺣﻠﻪ اﺟـﺮا ﺷـﺪ، در ﻣﺮﺣﻠﮥ  اول برای ﻃﺮاﺣﯽ و ﺗﺪوین ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ از روش توصیفی - ﺗﺤﻠﯿﻠﯽ ﺑﺎ رویکرد ﺳﻨﺘﺰ ﭘﮋوﻫﯽ ﺗﺮﮐﯿﺒﯽ استفاده شد. در مرحله دوم برای روایابی برنامه از روش‏‌های روایی ﺻﻮری، روایی ﻣﺤﺘﻮایی ﺑـﻪ ﺷـﯿﻮه کیفی و کمی با استفاده از پانل خبرگانی 10نفره و از دو ضریب نسبی روایی محتوا (CVR) و شاخص روایی محتوا (CVI) استفاده شد. حداقل و حداکثر میزان( CVR )برای هر ماده یا جزء برنامه (73/0 و 1) حداقل و حداکثر میزان( CVI) برای هر ماده یا جزء برنامه به ترتیب (80/0 و 1) محاسبه شد. که در نهایت متوسط شاخص روایی محتوا (S-CVI/Ave) برای کل برنامه 91/0 به دست آمد. نتیجه این پژوهش منجر به تهیه یک برنامه آموزشی - درمانی  درسه بخش 1-مبانی، 2-آگاهی به بیرون و 3-آگاهی به درون که شامل خرده عناصر تقویت توجه، تمرکز، هوشیاری نسبت به هیجانات، افکار، تکالیف، هدف و تکانه‌ها می‌باشد. این برنامه  آموزشی- درمانی شامل  16 جلسه کودکان و 3 جلسه والدین، 120 کارت و 20 کاربرگ آموزشی می‌باشد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد ﺑﺮﻧﺎﻣـﮥ آموزشی -توانمندسازی شناختی ﻣﺒﺘﻨـﯽ ﺑـﺮ ذهن آگاهی ﺑﺮای ارتقاء کارکردهای اجرایی و کاهش نشانگان رفتاری کودکان ﺑﺎ اﺧﺘﻼل بیش فعالی/ نقص توجه از روایی لازم (S-CVI/Ave) 91/0 برای کاربرد آموزشی و استفاده بالینی برخوردار است.


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه روانشناسی شناختی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2022 CC BY-NC 4.0 | فصلنامه روانشناسی شناختی

Designed & Developed by : Yektaweb