3 نتیجه برای ارزش در معرض ریسک
باقر ادبی فیروزجایی، محسن مهرآرا، شاپور محمدی،
دوره 7، شماره 23 - ( 1-1395 )
چکیده
یکی از شاخصهای مهم برای اندازهگیری ریسک، معیار ارزش در معرض ریسک میباشد که در دو دهه اخیر وارد ادبیات مالی شده است. به طور معمول سه رویکرد کلی پارامتریک، ناپارامتریک و شبهپارامتریک برای اندازهگیری ارزش در معرض ریسک مورد استفاده قرار میگیرد. در این مقاله یک روش جدیدی بنام روش شبیهسازی پنجره ارائه میشود که میتوان آن را در دسته رویکرد ناپارامتریک قرار داد. شیوه برآورد ارزش در معرض ریسک در این روش همانند روش شبیهسازی مونتکارلو، مبتنی بر بازتولید دادهها است. البته تولید دادهها در این روش جدید، بر مبنای معیارهای مختلف شباهت و فاصله انجام میگیرد به طوری که با انتخاب صدک توزیع بازدهی ها به دست آمده، ارزش در معرض ریسک برآورد میگردد. در ادامه با بکارگیری روش مذکور، ارزش در معرض ریسک شاخصهای بورس اوراق بهادار تهران محاسبه میشوند و همچنین دقت ارزش در معرض ریسک برآورد شده بر مبنای آمارههای آزمون بازخورد مورد ارزیابی قرار میگیرند. نتایج تجربی حاکی از این است که در روش پنجره بهترین عملکرد به ترتیب از آن معیارهای شباهت اقلیدسی، DTW، کولموگروف-اسمیرنوف، مربع کای دو، شباهت-فاصله و فاصله کسینوسی میباشد.
محمد صیادی، نسیم کریمی،
دوره 10، شماره 38 - ( 10-1398 )
چکیده
هدف اصلی این پژوهش، مدلسازی وابستگی بین بازدهی سهام گروه محصولات شیمیایی، رشد قیمت نفت و رشد نرخ ارز در ایران و محاسبه ارزش در معرض ریسک است. برای این منظور از تئوری توابع کاپولا درختی که در ادبیات مالی یکی از کاراترین روشها برای بررسی ساختار وابستگی است، استفاده شده است. علاوه بر نشان دادن وابستگی خطی بین بازارهای مالی در ایران، ساختار وابستگی غیر خطی این بازارها نیز برآورد شده و وابستگی به دُم بالایی و یا پایینی آنها مشخص شده است. دوره مورد بررسی شامل دادههای روزانه (روزهای کاری مشترک) از اول آذر سال 1387 تا انتهای خرداد سال 1398 میباشد. در مدلسازی توزیعهای حاشیهای از مدلهای GJR-GARCH استفاده شده که پس از آن با استفاده از رهیافت Copula-GARCH به بررسی ساختارهای وابستگی و نیز محاسبه ارزش در معرض ریسک متغیرهای تحقیق پرداخته شده است و در نهایت پسآزمایی لازم بر اساس معیار تابع زیان انجام شده است. یافتههای پژوهش نشان میدهد، هر دو جفت از بازدهیهای مدلسازی شده وابستگی یکسانی به دنباله بالایی و پایینی دارد. بین بازدهی سهام گروه محصولات شیمیایی و رشد نرخ ارز به شرط رشد قیمت نفت خام وابستگی ساختاری مشخصی بر اساس توابع کاپولای واین در دنبالههای توزیع وجود دارد که نشان دهنده سرایت بین بازار محصولات شیمیایی و نرخ ارز است. همچنین، بین بازده سهام گروه محصولات شیمیایی و رشد قیمت نفت خام به شرط رشد نرخ ارز وابستگی ساختاری مشخصی بر اساس توابع کاپولای واین در دنبالههای توزیع وجود دارد که نشان دهنده سرایت بین بازار محصولات شیمیایی و نفت خام است. با توجه به اینکه سرایت نوسان منشاء اصلی ریسک مالی است، لحاظ وابستگی ساختاری بر اساس توابع کاپولای واین میتواند برآورد قابل اعتمادی از ریسک پرتفوی بر اساس معیار ارزش در معرض ریسک فراهم آورد
عباس خندان، علی مخدومی، لیلی نیاکان،
دوره 16، شماره 59 - ( 3-1404 )
چکیده
هدف: صندوقهای بازنشستگی علیرغم جایگاه بسیار مهمی که در نظام رفاهی و اقتصادی کشور دارند، در سالهای اخیر بهدلیل چالشهای مالی، بهویژه کسری تراز نقدی، با ناپایداری مالی و خطرات جدی مواجه شدهاند. هدف این مطالعه پاسخ به این پرسش فرضی است که چه میزان سرمایه و دارایی میتواند کسری و تعهدات این صندوقهای بازنشستگی را پوشش دهد.
روششناسی: در این پژوهش در یک مطالعه موردی برای یکی از صندوقهای بازنشستگی ایران، و با بهرهگیری از دو روش آیندهپژوهی و سناریونویسی و همچنین مدل ارزش در معرض ریسک (VaR)، تلاش شده است تا سرمایه مورد نیاز برای پایداری مالی این صندوق بازنشستگی برآورد گردد.
یافتهها: نتایج نشان میدهد که در روش سناریونویسی، حدأقل سرمایه موردنیاز برای پوشش کسری این صندوق تأمین اجتماعی در چهار سناریوی مبتنی بر نرخ اوراق مشارکت، ایدهآل، خوشبینانه و واقعگرایانه بهطور متوسط بیش از 517 هزار میلیارد تومان دارایی برای سال 1402 میباشد. در روش ارزش در معرض ریسک (VaR) با رویکردهای مختلف پارامتری (مدلهای ARIMA-GARCH) و ناپارامتری (شبیهسازی مونتکارلو و بوتاسترپ) مشخص شد که این صندوق بازنشستگی بهمنظور پوشش کسری خود با درآمدهای سرمایهگذاری، بهطور متوسط به بیش از 550 هزار میلیارد تومان دارایی برای سال 1402 نیاز دارد. نتایج این مقاله بالحاظ اندازه صندوقهای بازنشستگی، بهراحتی قابلیت تعمیم به سایر صندوقها را خواهد داشت و میتواند در اتخاذ سیاستهای اصلاحی بهجهت پایداری مالی بطور کل مفید باشد.