جستجو در مقالات منتشر شده


198 نتیجه برای Mohammad

ناهید باقری مراغه، محمد معتمدی، عزت اله مافی،
دوره 0، شماره 0 - ( مقالات آماده انتشار(موقت) 1386 )
چکیده

از زمان حیات بشری تاکنون، بلایا در زندگی انسانها تأثیرات منفی بر جای می­گذارند؛ در پاسخ، افراد و جوامع تلاش می­کنند تا پیامدهای این بلایا را کاهش داده و مقیاسهایی را برای بررسی تأثیرات اولیه ایجاد کنند؛ همچنین به نیازهای پس ازپیدایش بلایا و بازگشت به شرایط اولیه پاسخ دهند. جهت برطرف نمودن این چالش ها و در نتیجه آن بالا بردن کیفیت زندگی در شهرها و کلان شهرها نیاز مندی به یک برنامه ریزی بلندمدت و تصمیم گیری در زمینه حل این مشکلات را بیش از هر زمانی دیگر ضروری می نماید. از این رو پرداختن به تئوری های جدید شهری که هر یک با هدف حل مشکلات شهری، بهبود وضعیت کیفی و کمی زندگی شهروندان در شهرها، ارتقاء کیفیت محیط شهر، مدیریت شهر، پیشبرد شهر به سوی مطلوب تر شدن و ... مطرح شده اند، بیش از پیش مهم است. در دهه های اخیر برای حل این چالش ها و کاهش اثرات آن بر کلان شهرها و شهرهای بزرگ راه حل ها و دیدگاه های مختلفی مطرح شده است که یکی از این راه حل ها توجه به مفهوم شهر تاب آور است.پژوهش حاضر از جهت روش توصیفی-تحلیلی و از نظر هدف کاربردی می­باشد. جامعه­ی آماری این پژوهش را خبرگان و اساتید آشنا به مباحث شهر تشکیل می‌دادند، حجم نمونه در نظر گرفته‌شده برای تکمیل پرسشنامه 35 نفر از اساتید دانشگاهی و متخصصان حوزه پژوهش تعیین شد. نتایج این پژوهش نشان داد که معیار ویژگی­های کالبدی بافت با بیشترین مقدار  D-R  (672/0) در قسمت بالای نمودار قرارگرفته و نشان می­دهد این معیار تأثیرگذارترین معیار است. همچنین بر اساس مقدار D+R محاسبه‌شده، معیار کیفیت ابنیه بااهمیت‌ترین معیار است. همچنین معیار زیرساخت­های شهری با توجه به اینکه کمترین مقدار D-R را به خود اختصاص داده به‌عنوان  تأثیرپذیرترین معیار شناخته شد

محمد ثاقبی، عزت الله مافی، مهدی وطن پرست،
دوره 0، شماره 0 - ( مقالات آماده انتشار(موقت) 1386 )
چکیده

در عصر حاضر ،پرداختن به رویکردهایی چون زیست پذیری برای شهرهای امروزی به‌عنوان مفاهیمی که در کاهش مشکلات اجتماعی، اقتصادی و زیست‌محیطی شهرها نقشی حائز اهمیت دارند،ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است .درواقع زیست پذیری به‌منزله مفهومی است که با تمام زوایا و ابعاد ذهنی و عینی سکونتگاه‌های انسانی سروکار دارد و در پی ایجاد محیط شهری سالم و زیست پذیر تر برای شهروندان کنونی نسل‌های آینده است؛ به همین سبب زیست پذیری مفهوم و رویکردی جدید در پارادایم توسعه پایدار شهری است که برخی آن را از بزرگ‌ترین ایده‌های برنامه‌ریزی شهری در دوران معاصر می‌دانند.در شهر زیست پذیر هدف تنها برآورده کردن نیازهای فیزیکی جامعه شهری نیست ،بلکه هدف اصلی ایجاد احساس رضایت شهروندان از شهر است..بر این اساس هدف اصلی این پژوهش ،تحلیلی است بر زیست پذیری شهری در شهر بجنورد با تأکید بر شاخص امنیت . تحقیق حاضر ازنظر هدف: کاربردی و به لحاظ روش: توصیفی – تحلیلی است.با استفاده از نرم‌افزار GIS نقشه‌های مربوط به  وضعیت هرکدام از زیر شاخص‌های عینی بر اساس کلانتری‌های شهر بجنورد ترسیم گردیده است.برای شاخص‌های ذهنی که دارای 8 گویه است،از پرسشنامه استفاده‌شده است.حجم نمونه در کل شهر بجنورد 383 نفر است.نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که محدوده کلانتری 13 بجنورد(در منطقه یک)بهترین منطقه ازلحاظ شاخص امنیت است.بدترین محدوده ازنظر امنیت مربوط به محدوده کلانتری 12 (منطقه دو) ازلحاظ شاخص امنیت است.

دکتر حسن خراج پور، دکتر زهرا حجازی زاده، دکتر بهلول علیجانی، دکتر محمد حسین ناصرزاده،
دوره 0، شماره 0 - ( مقالات آماده انتشار(موقت) 1386 )
چکیده

با توجه به تاثیر پذیری غیر قابل انکار گیاهان زراعی از تغییرات اقلیمی و منطقه، انجام تحقیقات منطقه­ای برای شناخت عکس العمل هرگیاه زراعی در مراحل مختلف رشد در ارتباط با عناصر آب­وهوایی ضروری به نظر می ­رسد. اگر دمای هوا  همراه با ابر، گرم از آستانه معینی کمتر یا بیشتر شوند نمو آن متوقف می­ شود. ما بین دو حد یک دمای مطلوب وجود دارد که درآن گیاه سریع ترین رشد و نمو خود را دارد. دما و ابر هر دو از مهم ترین عناصر آب وهوایی در کشاورزی هستند. هردو پارامتر اقلیمی باهم باعث تنش در گندم و راندمان  محصول را پایین می­آورد. باتوجه به استراتژیک بودن گندم، در راستای افزایش سطح تولید، در تحقیق حاضر، ضمن بهرگیری از تجربیات و روش­ها و مدل­های مورد استفاده درتحقیقات خارجی و داخلی به لحاظ هدف، کاربردی بوده استان کرمانشاه بعلت وسعت  اراضی زیر کشت محصول گندم  و میزان قابل توجه تولید که از جایگاه خاصی در این زمینه در سطح کشور برخودار است، تعیین آستانه آماری  و تحلیل سینوپتیک دماهای ابر گرم برعملکرد محصول گندم مورد بررسی قرار می ­گیرد. با توجه به بررسی­های انجام گرفته و مشاوره با مهندسین کشاورزی، دمای حداکثر همراه با روزهای ابری، باعث  ایجاد پدیده گلخانه­ای  و گرمای بیش از حد می­ شودکه موجب ریزش گل­ها، ورس، عقیمی دانه گرده، کاهش میوه، پیری زودرس، و فقیربودن دانه می­ شود که این پدیده بیشتر دردو ماه اردیبهشت و خرداد  رخ می­ دهد.
- محمد رضا قربانی پارام، - پویان شهابیان، - وحید دینارانی، - روناک نجفی،
دوره 0، شماره 0 - ( مقالات آماده انتشار(موقت) 1386 )
چکیده

کیفیت محیط شهری از شاخص های مهم توسعه هر شهر محسوب می شود. در این زمینه نوع الگوی قابل استفاده در شهرها می تواند تاثیرگذاری زیادی داشته باشد که شهرسازی بیوفیلیک با توجه به ارتباط و محوریت آن با طبیعت، از مهمترین این الگوها است. هدف این تحقیق تببین معیارهای کیفیت محیط شهر تهران با توجه به مولفه های شهرسازی بیوفیلیک است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر گردآوری داده ها از طریق روش پیمایشی است. ابزار تحقیق پرسش نامه بوده که روایی آن از طریق جامعه نخبگان تایید و پایایی آن نیز با ضریب آلفای کرونباخ بیشتر از 70/0 تایید شد. جامعه آماری تحقیق را نیز کارشناسان و متخصصان شهری اعم از دانشگاهیان و کارشناسان شهر تهران تشکیل داده اند .با توجه به نبود آمار در این زمینه، محدودیت های کرونایی و هزینه ای، تعداد 120 کارشناس به عنوان حجم نمونه تعیین شد. نتیجه تحقیق نشان داد که شاخص های ساختاری-کارکردی، محتوایی و کالبدی-فضایی کیفیت محیط شهری تهران بر اساس شهرسازی بیوفیلیک در سطح کمتر از 05/0 معنادار بوده اند. بررسی میانگین و جهت معناداری بیانگر ضعیف بودن این شاخص ها و  عدم توجه به شهرسازی بیوفیلیک در برنامه ریزی این شهر است. همچنین نتایج مدلسازی معادلات ساختاری تایید نمود که شاخص های ساختاری-کارکردی، محتوایی و کالبدی-فضایی شهرسازی بیوفیلیک می تواند در ارتقاء کیفیت محیط شهری تهران موثر باشد که بیشترین تاثیرگذاری و تببین نیز مربوط به شاخص ساختاری کارکردی با تبیین 34/0 بوده است. بنابراین شهرسازی بیوفیلیک در الگوی برنامه ریزی شهر تهران مورد تاکید نبوده است اما نتایج از تاثیرگذاری آنها در بهبود کیفیت محیط این شهر در صورت استفاده اشاره دارد.  
 
طاهره کریمی، امیر کرم، پرویز ضیائیان فیروز آبادی، سید محمد توکلی صبور،
دوره 0، شماره 0 - ( مقالات آماده انتشار(موقت) 1386 )
چکیده

چکیده
حوضه آبریز الموت رود در استان قزوین، همه ساله شاهد مخاطرات دامنه ای و زمین لغزش های متعددی است که زیان های قابل توجه اقتصادی و بعضاً جانی به همراه دارد. تشخیص مناطق ناپایدار دامنه ها از طریق ویژگی های بافت خاک به دلیل مشکلات تهیه نمونه های خاک در مناطق کوهستانی، کاری دشوار است. به همین دلیل در پژوهش حاضر با استفاده از داده های راداری سنتینل یک A، با تعیین میزان درصد رس و شن موجود درخاک نقشه ی بافت خاک در اعماق 10، 60، 100 و 200 سانتی متری با دو الگوریتم جنگل تصادفی(RF) و ماشین بردار پشتیبان(SVM) در منطقه الموت شرقی تولید شد که با نمونه های پروفیل خاک صحت سنجی گردیدند. نتایج حاکی از دقت بیشتر شاخص کاپا در مدل RF در سه عمق 10، 60 و 100 سانتی متری بود. سپس با استخراج نقشه ی رطوبت خاک از داده های سنتینل 2، همزمان با بررسی زاویه اصطکاک داخلی انواع خاک های منطقه، در مقایسه با میزان شیب دامنه ها، انحنای پروفیل و فرم دامنه های محدب و مقعر (واگرا و همگرا)، نواحی ناپایدار در زمینه ی حرکات دامنه ای در دو مدل RF و SVM مشخص شده و با داده های GPS، بازدیدهای میدانی و گوگل ارث، اعتبارسنجی گردیدند. یافته های پژوهش نشان می دهد، نقشه ناپایداری منتج از مدل RF، از میزان دقت بالاتری (93/0 AUC=)، نسبت به نقشه ناپایداری منتج از مدل SVM (90/0 AUC=) برخوردار است و در نواحی با شیب متوسط تا بالا و با بافت خاک لوم رسی ماسه ای و لوم ماسه ای ناپایداری بیشتری وجود دارد. این روش در تهیه نقشه بافت خاک، تعیین نواحی ناپایدار دامنه ها در مقابل حرکات توده ای و زمین لغزش، تعیین نواحی آسیب پذیر در مناطق کوهستانی و کاهش خسارات مالی و جانی مزایای زیادی دارد.
 
محمدصادق کیخسروی کیانی،
دوره 0، شماره 0 - ( مقالات آماده انتشار(موقت) 1386 )
چکیده

هدف از پژوهش حاضر بررسی تغییرات تراز ارتفاعی دمای صفر درجه‌ی سلسیوس در حوضه‌ی آبریز گاوخونی برای دوره‌ی زمانی 1/1/1379 تا 29/12/1402 به کمک داده‌های سنجنده‌ی مودیس نسخه (MOD11A1.6.1) می‌باشد. بررسی این مسئله از این جهت ضروری و مهم است که هرچه خط همدمای صفر و کمتر از صفر درجه‌ی سلسیوس در ارتفاعات بالاتر دیده شود به دنبال آن انباره‌های برفی نیز در مساحت‌های کوچک‌تری در مناطق مرتفع‌تر دیده خواهد شد و هرچه تراز ارتفاعی آغاز یخبندان در مناطق کم‌ارتفاع‌تر دیده شود به دنبال آن گستره‌های وسیع‌تری پوشیده از برف می‌شود. برای این منظور میانگین ارتفاع شروع یخبندان برای ماه‌های هر یک از فصول بهار، تابستان، پاییز و زمستان محاسبه گردید. یافته‌ها نشان می‌دهد ارتفاع خط همدمای دمای صفر درجه‌ی سلسیوس روندی افزایشی داشته است، به عبارت بهتر یعنی این که دماهای صفر درجه‌ی سلسیوس و کم‌تر در حال مهاجرت به ارتفاعات بالاتر هستند این افزایش ارتفاع در هر یک از ماه‌ها رفتار متفاوتی را نشان می‌دهد برای نمونه بیش‌ترین نرخ افزایش ارتفاع مربوط به ماه آذر است که به ازاء هر سال خط همدمای صفر درجه‌ی سلسیوس 12 متر به ارتفاعات بالاتر مهاجرت می‌کند. به نظر می‌رسد بخشی از این روند به سبب گرمایش جهانی و بخشی دیگر به سبب تغییرات پوشش برف است چراکه با کاهش پوشش‌های برفی در ارتفاعات یک پسخور مثبت پدید می‌آید که منجر به افزایش بیشتر دما می‌شود.
 
محمد رادمان، محمد سلیقه، محمدحسین ناصرزاده،
دوره 0، شماره 0 - ( مقالات آماده انتشار(موقت) 1386 )
چکیده

با هدف بررسی وضعیت روند و تغییرات آبدهی رود کارون، سه زیر حوضه زز، بازفت و بشار از سرشاخه های این رود انتخاب شدند. دلیل انتخاب این حوضه ها، نزدیکی به کانون های آبگیر زاگرس میانی و نیز قرار گرفتن در بالادست سدها بوده است.
تمامی داده های مورد نیاز (از سال آبی 57-1356 تا 96-1395) از شرکت مدیریت منابع آب ایران دریافت شدند و با آزمون های کولموگروف اسمیرنف، چولگی و کشیدگی داده ها و همبستگی پیرسون مورد بررسی قرار گرفتند. سپس، آزمون رگرسیون خطی جهت پی بردن به تاثیر دما و بارش بر دبی رودها و آزمون من ـ کندال جهت مشخص شدن روند و نقاط جهش، انجام شدند. نتایج بررسی داده ها نشان داد که همه آن ها در شرایط نرمال قرار دارند اگر چه تا حدودی از کشیدگی و چولگی برخوردارند. در آزمون همبستگی پیرسون نیز مشخص شد بین داده های هواشناسی و هیدرومتری، همبستگی وجود دارد.
مدل رگرسیون مورد استفاده، تغییرات میان بارش و دبی را (بر خلاف دما و دبی) به خوبی نمایان کرده است. از سوی دیگر، کارکرد بالای مدل در تبیین تغییرات دبی نسبت به بارش را شاهد هستیم. طبق نمودارهای رگرسیون، روند نزولی بارش و دبی و افزایشی دما در هر سه حوضه مشهود است.
در آزمون من ـ کندال، روند معنادار افزایشی دما در حوضه های بازفت و بشار، روند کاهشی دبی در حوضه های بازفت و بشار و روند کاهشی بارش در حوضه های زز و بازفت به چشم می خورد و به جز دمای حوضه زز، در متغیرهای همه حوضه ها جهش نیز رخ داده است.

دکتر عابد گل کرمی، دکتر محمد یوسفی شاتوری، دکتر افشین متقی،
دوره 0، شماره 0 - ( مقالات آماده انتشار(موقت) 1386 )
چکیده

دیپلماسی آب به‌عنوان یکی از ابزارهای مؤثر در مدیریت منابع آبی مشترک، به‌ویژه در مناطق دارای رودخانه‌های مرزی، نقش برجسته‌ای در کاهش تنش‌ها و تقویت همکاری‌های منطقه‌ای ایفا می‌کند. این پژوهش با رویکردی کاربردی و روش توصیفی‌–‌تحلیلی، به تحلیل ژئوپلیتیکی دیپلماسی آب در رودخانه‌های مرزی ایران می‌پردازد. برای تبیین بهتر مسئله، از سه رویکرد نظری همگراکننده در روابط بین‌الملل شامل نهادگرایی نئولیبرال، لیبرالیسم و سازه‌انگاری استفاده شده است. بر این اساس، سؤال اصلی تحقیق آن است که رویکردهای نظری یادشده چگونه می‌توانند به تحلیل مؤثر دیپلماسی آب در رودخانه‌های مرزی ایران کمک کنند؟ فرضیه پژوهش بر آن است که بهره‌گیری تلفیقی از این رویکردها می‌تواند به درک دقیق‌تر از مناسبات ژئوپلیتیکی، کاهش تنش‌ها و ارتقای سازوکارهای همکاری میان ایران و کشورهای همسایه در مدیریت منابع آبی مشترک منجر شود. یافته‌های تحقیق که از تمرکز این رویکردها بر سه رودخانه هیرمند، هریرود و ارس به‌دست آمده‌اند، نشان می‌دهد که با وجود تفاوت‌های نظری، هر سه رویکرد بر ظرفیت‌سازی نهادی، وابستگی متقابل اقتصادی، و شکل‌گیری هویت‌ها و هنجارهای مشترک تأکید دارند؛ امری که می‌تواند بستر مناسبی برای تقویت دیپلماسی آب در سطح مرزهای ایران فراهم سازد. این مطالعه همچنین تأکید می‌کند که بهره‌گیری از یک رویکرد تلفیقی می‌تواند به سیاست‌گذاران در تدوین راهبردهایی چند‌بعدی و جامع برای مدیریت پایدار منابع آبی مرزی کمک شایانی کند.
 

م.ف مژگان فرج زاده، ج.ت جمیله توکلی نیا، م.ک محسن کلانتری، م.ر محمد تقی رضویان،
دوره 0، شماره 0 - ( مقالات آماده انتشار(موقت) 1386 )
چکیده

تاب‌آوری منطقه‌ای یکی از مفاهیم برجستۀ رویکردِ اخیرِ تاب‌آوری است که در مواجهه با بحران‌های مختلف طیبعی و انسانی مورد توجه پژوهشگران بوده است. افزایش بلایای سیل از مواردی است که پژوهش‌های زیادی را به سمت تاب آوری منطقه‌ای سوق داده است. با وجود پژوهش‌های انجام‌شده، اما در شناسایی مؤلفه‌های تاب‌آوری منطقه‌ای پیوستگی و انسجام لازم وجود نداشته است. از سوی دیگر در دسته‌بندی‌های مختلفِ ارائه‌شده، رتبه‌بندی و اولویت بین مؤلفه‌های تاب‌آوری منطقه‌ای به صورت کلی تعیین نشده است. پژوهش حاضر به منظور شناسایی مؤلفه‌های اصلی تاب‌آوری منطقه ای در قالب یک مدل قابل استناد و همچنین تعیین اولویت بین این مؤلفه‌ها، به مطالعه پژوهش‌های مرتبط پیشین پرداخته است. بنابراین در پاسخ به دو سوال 1. مؤلفه‌های اصلی مرتبط با تاب‌آوری منطقه‌ای کدامند؟ و 2. کدام یک از مؤلفه‌های تاب‌آوری منطقه‌ای در مقابله با سیل مؤثرتر است؟ از روش تحلیل فراترکیب استفاده نموده است. بدین ترتیب در مرحلۀ نخست، مقالات مرتبط در فاصله زمانی 2015 تا 2023 انتخاب و اعتبارسنجی شد، سپس با استفاده از انواع کدگذاری، شاخص‌های تاب‌آوری منطقه‌ای، شناسایی و دسته‌بندی گردید. این دسته‌بندی براساس سه اصل اشراف نظری پژوهشگران، نظر خبرگان و رویکرد همپوشانی انجام شده است. نتایج نشان داد، تعداد 6 مؤلفۀ اقتصادی، اجتماعی، منابع فرهنگی، جغرافیا، زیرساخت کالبدی و تاب‌آوری به عنوان مؤلفۀ‌های اصلی تاب‌آوری منطقه‌ای در مواجهه با ریسک سیل شناسایی شدند. همچنین به منظور رتبه‌بندی و تعیین اولویتِ بین مؤلفه‌های شناسایی شده، از تحلیل دیمتل و تحلیل مکمل ساختاری تفسیری ISM، استفاده شده است. نتایج تحلیل‌ها نشان داد، مؤلفۀ اقتصادی به عنوان یک متغیر مستقل با میزان نفوذ بالاتر، از تأثیرگذاری بیشتری بر سایر عناصر سیستم در مواجهه با سیل برخوردار بوده است. همچنین در تحلیل مؤلفه‌های میانجی(اتصالی) نیز مؤلفه‌ تاب‌آوری در رتبه نخست قرار داشته است. با توجه به اینکه دو مؤلفۀ اقتصادی و تاب‌آوری به ترتیب به عنوان مؤلفه‌های مستقل و میانجی از میزان اثرگذاری بالاتری برخوردار بوده‌اند. بنابراین، برای تسریع برنامه‌های تاب‌آوری منطقه‌ای و در نتیجه، فراهم کردن ظرفیت‌های بیشتر برای مقابله با ریسک سیل، تأکید بر تاب‌آوری اقتصادی به عنوان اولویتِ نخستِ برنامه‌های تاب‌آوری منطقه‌ای ضروری است.

مسعود مینائی، سیلویا ترامبرند، محمد کمانگر، علیرضا کربلائی درئی، امیلیو پلویوتی،
دوره 0، شماره 0 - ( مقالات آماده انتشار(موقت) 1386 )
چکیده

بحران جهانی آب، با کمبود داده‌های مکانی دقیق در شاخص‌های فشار آبی مانند Baseline Water Stress (BWS)، چالش‌های جدی در سیاست‌گذاری و مدیریت منابع ایجاد کرده است. این پژوهش، با بهره‌گیری از الگوریتم XGBoost – به عنوان یکی از کارآمدترین روش‌های یادگیری ماشین برای مدل‌های رگرسیون – مقادیر گمشده BWS را در مقیاس جهانی تخمین می‌زند. متغیرهای کلیدی شامل رطوبت خاک، عوامل اقلیمی (بارش، دما، تبخیر-تعرق)، کاربری اراضی و ارتفاع، بر اساس داده‌های Aqueduct Water Risk Atlas 4.0 و منابع سنجش از دور انتخاب شده‌اند. مدل، با پیش‌پردازش جامع داده‌ها و تنظیم بهینه پارامترها، حدود ۷۱٪ واریانس داده‌های واقعی را توضیح می دهد(71/0= R2) با خطای متوسط مطلق (72/0= MAE)  و ریشه میانگین مربعات خطا (14/1= RMSE) در مقیاس 5-0 که عملکرد رقابتی نسبت به مطالعات پیشین نشان می دهد. تحلیل اهمیت ویژگی‌ها حاکی از برتری رطوبت خاک (35.41٪) به عنوان شاخص یکپارچه هیدرولوژیکی، اقلیم (24.58٪) به عنوان موتور چرخه آب، کاربری اراضی (18.30٪) و جمعیت (16.04٪) به عنوان عوامل انسانی، و ارتفاع (5.67٪) به عنوان متغیر توپوگرافی است. نقشه تکمیل‌شده BWS، الگوهای ناهمگون فشار آبی را برجسته می‌سازد: کانون‌های بحرانی در خاورمیانه، شمال آفریقا و جنوب آسیا، و امنیت بالاتر در مناطق استوایی و معتدل. این مدل، ابزاری عملی برای سیاست‌گذاران در شناسایی مناطق پرریسک، توسعه سیستم‌های هشدار زودهنگام و برنامه‌ریزی پایدار منابع آب ارائه می‌دهد. محدودیت‌های واریانس باقیمانده (۲۹٪) بر لزوم ادغام داده‌های اقتصادی-اجتماعی و کالیبراسیون محلی تأکید دارد و گامی محوری در مقابله با بحران آب جهانی به شمار می‌رود.

دکتر محمد شالی، خانم حسنا امامزاده،
دوره 0، شماره 0 - ( مقالات آماده انتشار(موقت) 1386 )
چکیده

سکونتگاه‌های غیررسمی به‌عنوان یکی از مهمترین چالش‌های مدیریت شهری در کلانشهرهای ایران، نیازمند اتخاذ رویکردهایی نوین با تأکید بر مشارکت مردمی و نگرش اجتماع‌محور در حوزه برنامه‌ریزی و توسعه محلی هستند. در این چارچوب، دفاتر تسهیلگری با هدف آگاهی بخشی و توانمندسازی ساکنان، تقویت ارتباط میان نهادهای رسمی و جامعه محلی، و ارتقای شاخص‌های اجتماعی، اقتصادی و کالبدی در برخی از محلات غیررسمی تأسیس شده‌اند. با این حال، میزان اثربخشی این دفاتر در عمل کمتر به‌صورت ساختاری و تجربی ارزیابی شده است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل عملکرد دفاتر تسهیلگری در چهار محله کلانشهر تبریز، و با تمرکز بر رابطه آن با توانمندسازی، مشارکت اجتماعی و پیامدهای کالبدی، اقتصادی و اجتماعی انجام شده است. روش تحقیق از نوع توصیفی-تحلیلی و کاربردی است. داده‌ها به‌صورت میدانی و با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته از میان 396 نفر از ساکنان محلات دارای دفتر تسهیلگری در سال ۱۴۰۱ گردآوری شد و با استفاده از مدل‌سازی معادلات ساختاری در نرم‌افزار SmartPLS تحلیل گردید. نتایج نشان داد عملکرد دفاتر تأثیر مستقیمی بر توانمندسازی با ضریب 907/0 و بر مشارکت محلی با ضریب 636/0 داشته است. مشارکت نیز نقش میانجی معناداری در ارتقای شاخص‌های اجتماعی با ضریب 438/0، شاخص‌های اقتصادی با ضریب 294/0 و شاخص‌های کالبدی با ضریب 266/0 ایفا کرده است. همچنین، اقدامات آموزشی، اطلاع‌رسانی شفاف و تعامل با نهادهای محلی از مهم‌ترین عوامل تأثیرگذار در فرآیند توسعه محله‌ای بودند. بر این اساس، یافته‌های پژوهش می‌تواند مبنایی برای بازنگری در سیاست‌گذاری‌های شهری و ایجاد نهادهای مشارکت‌محور در فرآیند بازآفرینی و توسعه سکونتگاه‌های غیررسمی قرار گیرد
دانشجو دکتری فرحناز خرم آبادی، استاد سیدابوالفضل مسعودیان، استادیار محمد صادق کیخسروکیانی،
دوره 0، شماره 0 - ( مقالات آماده انتشار(موقت) 1386 )
چکیده

گرمایش جهانی یکی از چالش‌برانگیزترین پدیده‌های اقلیمی عصر حاضر است که با افزایش میانگین دمای آب‌ها و خشکی‌های زمین طی چند دهه‌ گذشته همراه بوده است در این پژوهش، به تحلیل جامع تغییرات زمانی و مکانی دمای بیشینه ایران طی چهار دهه گذشته با بهره‌گیری از داده‌های بازکاوی ERA5 پرداخته شده است.  در این پژوهش، داده‌های دمای بیشینه روزانه از فرآورده‌های ERA5 در قالب فایل‌های HDF5 استخراج و با استفاده از زبان پایتون پردازش شدند. برای تحلیل داده‌ها، از روش تحلیل مؤلفه‌های اصلی (PCA) به‌منظور کاهش ابعاد و از روش خوشه‌بندی وارد برای تعیین نواحی همگن اقلیمی بر اساس شباهت عناصر آب‌وهوایی استفاده شد.میانگین بلندمدت دمای بیشینه کشور در این بازه زمانی 2/24 درجه سلسیوس برآورد شد و دامنه تغییرات آن از 4/0-تا 7/53 درجه سلسیوس نوسان داشته است. نتایج حاصل از هموارسازی سری زمانی داده‌ها، وقوع یک جهش دمایی معنادار در حدود سال ۱۳۷۷ را نشان داد که منجر به افزایش میانگین دمای بیشینه از ۲۳ به ۲۵ درجه سلسیوس شد. در بعد مکانی، دمای بیشینه به‌طور مستقیم تحت تأثیر ناهمواری، ارتفاع و عرض جغرافیایی قرار داشته و مناطق جنوبی و جنوب‌شرقی گرم‌ترین، و نواحی مرتفع غرب، شمال و شمال‌شرق کشور خنک‌ترین نقاط شناسایی شدند. نتایج تحلیل مؤلفه‌های اصلی نشان داد که دو مؤلفه نخست در ابعاد مکانی و زمانی، به ترتیب بیش از ۷۸٪ و ۹۳٪ از واریانس داده‌ها را تبیین می‌کنند و بر وجود الگوهای منسجم و قابل تفسیر اقلیمی دلالت دارند. همچنین،  در تحلیل خوشه‌بندی وارد داده‌ها درپنج خوشه مجزا، تنوع رفتار زمانی دمای بیشینه را در سطح کشور بازتاب داد.
 

آقا محمدرضا رهنما فلاورجانی، دکتر عبداله سیف، دکتر حجت اله بیرانوند،
دوره 0، شماره 0 - ( مقالات آماده انتشار(موقت) 1386 )
چکیده

سیرک­های یخچالی به عنوان یکی اَز لندفرم­های تیپک قلمروهای یخچالی محسوب می شوند و  شاخص مهمی در ردیابی اقلیم دیرینه محسوب می­شوند. شناسایی دقیق و آنالیزهای مورفومتریک و آلومتریک سیرک­ها باعث تفکیک و تمیز آن ها از دیگر عوارض شبه سیرک خواهد شد. هدف این پژوهش؛ شناسایی، طبقه بندی و تحلیل پارامترهای مورفومتریک و آلومتریک سیرک­های یخچالی ارتفاعات دنا در استان کهکیلویه و بویراحمد است. پس از شناسایی 27 زیر حوضه یخچالی تعداد 77 سیرک یخچالی در منطقه شناسایی و در روی نقشه شیب کلاس بندی شده به دو فرمت خطی و پلیگونی ترسیم شدند. عملیات رده بندی سیرک­ها بر مبنای روش های ویلبورگ و رودبرگ، ایوانس و کوکس انجام پذیرفت. برای مورفومتری این سیرک­ها از پارامترهایی چون (L)، (W)، (H)، (L/W)، (L/H)، (W/H) و اندازه سیرک استفاده شده و خصیصه­های مورفومتریک آن­ها بررسی شده است. بر اساس نتایج تحقیق تعداد 37 سیرک رده N1، تعداد 15 سیرک رده N2، تعداد 20 سیرک رده N3، تعداد 5 سیرک رده N4 در این ارتفاعات وجود دارد. ضریب b بر روی محور طولی و عرضی سیرک­های رده N3,N2,N1 بیشتر از یک است. در نتیجه رفتار آلومتری و ایزومتری در این ارتفاعات برای سیرک­های این رده مثبت است. همچنین میانگین ضریب b بر روی محور طولی سیرک­های رده N4 و میانگین ضریب a بر روی محور عرضی سیرک­های این رده کمتر از 1 است. در نتیجه در این ناهمواریها برای هر دو ضریب 1>B و A<1 است. در نتیجه رفتار آلومتری و ایزومتری در این ارتفاعات برای سیرک­های رده N4 منفی است.
 

فاطمه نامی فرد، علیرضا انتظاری، عبدالرضا کاشکی، محمد باعقیده، ملیحه زعفرانیه،
دوره 0، شماره 0 - ( مقالات آماده انتشار(موقت) 1386 )
چکیده

این پژوهش با هدف بررسی رابطه پارامترهای آب‌وهوایی، شامل دما و آلودگی هوا، با ناهنجاری‌های رفتاری نظیر پرخاشگری و رفتارهای تکانشی در کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم انجام گرفت. جامعه آماری شامل کودکان اوتیسم ۴ تا ۱۳ ساله مراجعه‌کننده به مراکز روزانه آموزشی–توانبخشی ویژه افراد دارای اختلال طیف اوتیسم استان خراسان رضوی بود. از میان جامعه آماری، ۱۸۶ نفر به روش نمونه‌گیری در دسترس به عنوان گروه نمونه انتخاب شدند. برای جمع‌آوری داده‌ها از پرسشنامه پرخاشگری کودکان شهیم (۱۳۸۵)، مقیاس تکانشگری هیرسچفیلد و همکاران (۱۹۶۵) و مقیاس تشخیص اوتیسم گیلیام (۱۹۹۴) استفاده شد. داده‌های اقلیمی و کیفیت هوا از منابع معتبر محلی استخراج و با داده‌های رفتاری همبسته گردید. یافته‌ها نشان داد بین دما و آلودگی هوا با سطوح پرخاشگری و رفتارهای تکانشی کودکان اوتیسم رابطه معناداری وجود دارد. نتایج این مطالعه بر اهمیت توجه به عوامل محیطی و اقلیمی در مدیریت و طراحی مداخلات توانبخشی برای این کودکان (اوتیسم) تأکید می‌کند.

دکتر حمیده اسفندیاری مهنی، دکتر محمد سلیمانی مهرنجانی، دکتر تاج الدین کرمی، دکتر موسی کمانرودی کجوری،
دوره 0، شماره 0 - ( مقالات آماده انتشار(موقت) 1386 )
چکیده

پژوهش حاضر به بررسی تأثیر چرخه‌های ایدئولوژی و تغییرات گفتمان‌های سیاسی بر شکل‌گیری و تحول فضایی محله لاله‌زار – فردوسی شهر تهران در دوره پیشامشروطه و مشروطه می‌پردازد. هدف اصلی تحقیق، شناخت زمینه‌ها و فرایندهای اثرگذار گفتمان‌های سنتی و مدرن بر سازمان فضایی و کالبدی این محله است. پژوهش از نظر ماهیت کیفی و اکتشافی بوده و با رویکرد تاریخی – تحلیلی و بهره‌گیری از روش اسنادی و راهبرد پس‌رویدادی انجام شده است. داده‌ها از طریق اسناد تاریخی، نقشه‌ها، گزارش‌های رسمی و منابع مکتوب گردآوری شده و با رویکرد تحلیل گفتمان فضایی تفسیر شده‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهند که شکل‌گیری محله لاله‌زار – فردوسی در دوره قاجار حاصل برهم‌کنش دو گفتمان مسلط سنتی (دوره پیشامشروطه) و گفتمان مدرن نوسازی (دوره مشروطه) بوده است. نمودهای فضایی گفتمان‌های سیاسی در این محله در قالب استقرار سازه‌ها و نهادهایی چون مطبعه فاروس (گفتمان آزادی بیان)، ایجاد نظمیه و پلیس (گفتمان حاکمیت قانون)، سفارتخانه‌ها و وزارت خارجه (گفتمان روابط دولت – ملت)، باغ‌شاه، میدان مشق، قورخانه و تلگراف‌خانه (گفتمان قدرت و تفکیک قوا) و همچنین تأسیس بانک شاهی، پست و تلگراف، تماشاخانه، سینماگراف، پارک و خیابان‌سازی مدرن و استفاده از چراغ گاز (گفتمان نوسازی) تجلی یافته است. بر این اساس، دو نیروی سنت و نوگرایی به‌طور هم‌زمان و گاه در تقابل با یکدیگر، هسته‌های اولیه زایش کالبدی، کارکردی و سیمای نوین محله لاله‌زار– فردوسی را پدید آورده‌اند.
 

زهرا حجازی زاده، محمدحسین ناصرزاده،
دوره 6، شماره 8 - ( جلد 6 شماره 8 و 9- 1386 )
چکیده

شناخت شرایط وقوع آغاز و خاتمه یخبندان ها به دلیل اهمیت آنها در زمینه کشاورزی و حمل و نقل جهت کاهش خسارات ضروری است. از آنجایی که استان لرستان جزء مناطق کوهستانی در منطقه زاگرس می باشد، این کوهستانی بودن در شدت وقوع یخبندان های آن اثرگذار بوده، لذا وقوع یخبندان به ویژه بروز آن در دوره سرد سال تاثیرات بسزایی درمسایل کشاورزی و حمل و نقل استان ایجاد می کند. با توجه به موضوع مقاله که هدف آن تجزیه و تحلیل یخبندان ها در استان لرستان است، بنابراین شناخت شرایط وقوع یخبندان ها, تعیین دقیق شروع و خاتمه و نیزشدت و تداوم آنها ازجمله مسایلی است که باید مورد توجه واقع گردد, تا از وارد شدن خسارات شدید به کشاورزان و همچنین فراهم نکردن امکانات لازم در جهت تسریع رفت و آمدها و کاهش اتلاف انرژی در هنگام بروز یخبندان ها جلوگیری شود. بررسی فراوانی وقوع یخبندان ها در منطقه مورد مطالعه روش رسیدن به هدف این مقاله است. برای این کار داده های حداقل روزانه دما در4 ایستگاه هواشناسی سینوپتیک خرم آباد, بروجرد, ناصرالدین و الیگودرز از سال 1989 تا 1999, مورد بررسی قرار گرفتند. تاریخ وقوع یخبندان های زودرس پاییزه و دیررس بهاره در آستانه مورد نظر (صفر و کمتر از آن ) استخراج و دوره بدون یخبندان و یخبندان آنها محاسبه گردید. برای تعیین اولین و آخرین روز یخبندان, روزها بر طبق روش مرسوم, به روزهای ژولیوسی تبدیل و روی آنها تجزیه و تحلیل آماری صورت گرفت. براساس روشهای آماری معتبر ران تست و کلیموگروف - اسمیرونوف مشخص شد که توزیع نرمال نسبت به بقیه توزیع ها با سریهای موجود تناسب بیشتری دارد. لذا با به کارگیری این توزیع, تاریخ وقوع یخبندان های زودرس پاییزه و دیررس بهاره با استفاده از دوره های برگشت مختلف تعیین و محاسبه شد و منحنی آنها با استفاده از نرم افزار مطلب ترسیم شد. همچنین منحنی طول فصل رشد و فصل یخبندان در سطوح احتمالی در کلیه ایستگا ه ها ترسیم شد.
زهرا حجازی زاده، فرامرز خسروی، محمدحسین ناصرزاده،
دوره 11، شماره 20 - ( 3-1390 )
چکیده

سیل یکی از پدیده¬های موجود در طبیعت بوده که از دیرباز، بشر شاهد وقوع آن می باشد. در ایران نیز بدلیل وسعت زیاد، اقالیم متعدد و تراکم زمانی و مکانی بارش ها در اکثر حوضه¬های آبخیز، همه ساله شاهد سیلابهای عظیمی در اکثر مناطق کشور می¬باشیم. شهر جدید بهارستان نیز از این پدیده طبیعی مستثنی نبوده و در چند سال گذشته سیل¬های متعدد و مخربی در آن روی داده¬اند. در این پژوهش با استفاده از آمار بارندگی 55 سال اخیر در نزدیک ترین ایستگاه به شهر بهارستان، بارش¬های سنگین آن استخراج شد، سپس وضعیت بارش و میزان امکان وقوع سیل و نیز حجم رواناب ناشی از بارش در محدوده قانونی شهر، سطح کل حوضه، محل تمرکز و جهت حرکت جریان هرز¬آبهای حاصل از بارش¬ها در ارتفاعات اطراف این شهر با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی مشخص گردید. بعد از آن جهت شیب تمامی خیابان¬های شهر در طی عملیات میدانی تعیین گردید تا جهت حرکت سیلابهای احتمالی مشخص شود. در نهایت 5 دسته کانال با سطح مقطع¬های متفاوت برای جمع¬آوری و انتقال آبهای سطحی شهر جهت امنیت شهر در برابر رواناب های زیرحوضه¬های شهری و غیر شهری پیشنهاد گردید.
اسماعیل احمدی، زهرا حجازی زاده، بهلول علیجانی، محمد سلیقه، حسن دانایی فرد،
دوره 15، شماره 36 - ( 3-1394 )
چکیده

افزایش مواجهه با تغییر(پذیری) اقلیم، افزایش آسیب­پذیری را در پی دارد و جامعه ­ای که ظرفیت سازگاری کم و حساسیت اقلیمی بالایی دارد مستعد آسیب­ بیشتر است. کاهش آسیب­پذیری به سیاست­ و استراتژی­های سازگاری وابسته است و طراحی و ارزیابی این استراتژی­ها به اندازه­گیری آسیب­پذیری اقلیمی نیاز دارد. در این مطالعه با هدف توسعه شاخص آسیب­پذیری اقلیمی، ابتدا نمره­ی عامل مواجهه با تغییر(پذیری) اقلیم برای ایستگا­­ه­های زابل، زاهدان، ایرانشهر و چابهار در دو دوره­ی پنج­ساله محاسبه شد. سپس نمرات عوامل ظرفیت سازگاری و حساسیت اقلیمی به کمک داده­های سرشماری و سالنامه­های 1385 و 1390 استان­های کشور تعیین شد. با توجه به ماهیت مسئله آسیب­پذیری و عوامل موثر آن، بر مبنای مدل ضربی-­­ نمایی، شاخص آسیب­پذیری اقلیمی طراحی شد. سپس برای چهار محدوده و کل استان، شاخص و درجات آسیب­پذیری محاسبه شد. نتایج نشان داد هر چند ظرفیت سازگاری استان نسبت به قبل بیشتر شده ولی به دلیل افزایش مواجهه و حساسیت اقلیمی، میزان آسیب­پذیری 3/16 درصد بالاتر رفته است. مساحت محدوده­های خیلی زیاد آسیب­پذیر از 5/57 درصد به 100 درصد کل استان افزایش یافته که بیانگر گسترش فضایی آسیب­پذیری می­باشد. نتیجه­ی کلی اینکه کاهش آسیب­پذیری نیاز به سنجش دقیق و مستمر آن، افزایش ظرفیت سازگاری و کاهش حساسیت­های اقلیمی دارد.
محمد نجارزاده، علی اکبر امین بیدختی، جمال مرادنژاد،
دوره 15، شماره 36 - ( 3-1394 )
چکیده

مطابق پیش بینی اتحادیه مسافرت و گردشگری سهم گردشگری از GDP جهانی در سال 2020 به مرز 6000 میلیارد دلار و تعداد مشاغل ایجاد شده توسط آن سیصد میلیون شغل خواهد بود. با توجه به این آمار، گردشگری را می­توان حوزه­ای چند بعدی در نظر گرفت که به نیازهای گردشگران با علائق و انگیزه­های متفاوت پاسخ می­دهد. خرید از اساسی­ترین نیازها و همچنین جزء فعالیت­های محبوب گردشگران قلمداد می­گردد. مناطق مرزی بدلیل موقعیت جغرافیایی و شرایط نامساعد اقتصادی همواره برای گسترش این فعالیت، بسترهای مورد نیاز را فراهم آورده­اند. از جمله شهرهای مرزی محبوب در این زمینه، شهر بانه واقع در مرزهای غربی ایران میان دو کشور ایران و عراق است. اقتصاد این نواحی به شدت به گردشگری خرید وابسته بوده و اکثر مرزنشینان بطور مستقیم یا غیرمستقیم با آن در ارتباط هستند. می­توان میان رضایت گردشگران و تداوم بهبود رفاه و وضعیت اقتصادی مردم محلی رابطه برقرار نمود. برداشت از رضایت در موضوعات مختلف می­تواند متفاوت باشد، در بستر گردشگری خرید، رضایت به عوامل موثر بر فرآیند تقاضا و عوامل تسهیل کننده محیطی که در ادامه مورد بحث قرار می­گیرند، وابسته خواهد بود. لذا مقاله حاضر در نظر دارد، با توجه به اهمیت موضوع توسعه در این نواحی، میزان عملکرد عامل­های تاثیرگذار بر رضایت کلی گردشگران خرید شهر مرزی بانه را بررسی نماید. در این پژوهش این عوامل به دو دستۀ عوامل مرتبط با فرآیند خرید و عوامل مرتبط با محیط گردشگری تقسیم شده­اند. تحقیق از حیث هدف کاربردی؛ از حیث ماهیت توصیفی و از حیث روش اجرا، پیمایشی- میدانی می­باشد. جامعه آماری آن را گردشگرانی تشکیل داده است که اکثرا جهت خرید وارد شهر مرزی بانه می­شوند، مطابق جدول مورگان تعداد 400 نفر گردشگر بعنوان نمونه در نظر گرفته شد که به صورت دسترسی تصادفی، پرسشنامه ها در اختیارشان قرار گرفت. ابزار گردآوری داده نیز مشتمل بر دو روش اطلاعات دست اولی (میدانی) و ثانویه (کتابخانه­ای) بوده است. نتایج پژوهش نشان داد که در مقاصد گردشگری موضوعی که بر پدیده­ای خاص در جهت توسعه متکی هستند، علیرغم توجه ویژه گردشگران به آن موضوع، عوامل محیطی تسهیل کننده نیز می­تواند در رضایت کلی کسب شده توسط گردشگران تاثیرگذار باشد. در انتها با توجه به سایر یافته­های میدانی پژوهش، پیشنهادات عملیاتی ارائه می­گردد.    
محمّد شالی، جمیله توکلی نیا،
دوره 15، شماره 36 - ( 3-1394 )
چکیده

امروزه پدیده اسکان غیررسمی به جزء جدایی‌ناپذیر شهرهای کشور به ویژه کلان شهرها تبدیل شده است که از یک‌سو بازتاب فضایی نابرابری‌ها و بی‌عدالتی‌های اجتماعی و اقتصادی و توزیع امکانات و منابع در سطوح ملی، منطقه‌ای و محلی بوده و از سوی دیگر حاصل کاستی‌های برنامه‌ریزی شهری و مسکن، شهروندزدایی و توجه نداشتن به نیازهای اجتماعی و اقتصادی گروه‌های کم‌درآمد در طرح‌های توسعه شهری است. در این پژوهش به منظور تدوین استراتژی‌های لازم جهت توانمندسازی و ساماندهی اسکان غیررسمی شهر تبریز با پهنه‌بندی سکونتگاه‌های منطقه یک کلانشهر تبریز و شناسایی پهنه‌های فرودست، با استفاده از شاخص‌های اجتماعی، اقتصادی، کالبدی و زیست محیطی و بهره‌گیری از مدل تلفیقی AHP و GIS، سه پهنه به دست آمد. یافته‌های این پژوهش حاکی از گسست کالبدی بین پهنه فرودست با سایر نواحی شهر، تضاد و شکاف طبقاتی شدید در منطقه و پایین بودن کمیت و کیفیت معیارهای اجتماعی، اقتصادی، زیست محیطی و کالبدی پهنه فرودست نسبت به پهنه مرفه و کل شهر است. راهبرد توسعه شهر در مقایسه با سایر رویکردها به دلیل ماهیت مشارکتی و رویکرد مبتنی بر اجتماعات محلی برای توانمندسازی و ساماندهی سکونتگاه‌های غیررسمی منطقه یک شهر تبریز مورد تایید قرار گرفت.

صفحه 1 از 10    
اولین
قبلی
1
 

کلیه حقوق این وبگاه متعلق به تحقیقات کاربردی علوم جغرافیایی است.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 | Journal of Applied Researches in Geographical Sciences

Designed & Developed by : Yektaweb

Creative Commons License
This work is licensed under a Creative Commons — Attribution-NonCommercial 4.0 International (CC BY-NC 4.0)