جستجو در مقالات منتشر شده


6 نتیجه برای baaghideh

فاطمه نامی فرد، علیرضا انتظاری، عبدالرضا کاشکی، محمد باعقیده، ملیحه زعفرانیه،
دوره 0، شماره 0 - ( مقالات آماده انتشار(موقت) 1386 )
چکیده

این پژوهش با هدف بررسی رابطه پارامترهای آب‌وهوایی، شامل دما و آلودگی هوا، با ناهنجاری‌های رفتاری نظیر پرخاشگری و رفتارهای تکانشی در کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم انجام گرفت. جامعه آماری شامل کودکان اوتیسم ۴ تا ۱۳ ساله مراجعه‌کننده به مراکز روزانه آموزشی–توانبخشی ویژه افراد دارای اختلال طیف اوتیسم استان خراسان رضوی بود. از میان جامعه آماری، ۱۸۶ نفر به روش نمونه‌گیری در دسترس به عنوان گروه نمونه انتخاب شدند. برای جمع‌آوری داده‌ها از پرسشنامه پرخاشگری کودکان شهیم (۱۳۸۵)، مقیاس تکانشگری هیرسچفیلد و همکاران (۱۹۶۵) و مقیاس تشخیص اوتیسم گیلیام (۱۹۹۴) استفاده شد. داده‌های اقلیمی و کیفیت هوا از منابع معتبر محلی استخراج و با داده‌های رفتاری همبسته گردید. یافته‌ها نشان داد بین دما و آلودگی هوا با سطوح پرخاشگری و رفتارهای تکانشی کودکان اوتیسم رابطه معناداری وجود دارد. نتایج این مطالعه بر اهمیت توجه به عوامل محیطی و اقلیمی در مدیریت و طراحی مداخلات توانبخشی برای این کودکان (اوتیسم) تأکید می‌کند.

الهه عسگری، محمد باعقیده، مجید حسینی، علیرضا انتظاری، اصغر کامیار،
دوره 21، شماره 63 - ( 10-1400 )
چکیده

شناخت اجزای اصلی بیلان آبی حوضه‌های آبخیز و تحلیل رفتار هیدرولوژیکی آن‌ها از ارکان اساسی هرگونه برنامه‌ریزی و مدیریت در حیطه مهندسی منابع آب می‌باشد. امروزه نگاه به آینده لزوم استفاده از فناوری‌های نوین در مدلسازی هیدرولوژی حوضه‌های آبخیز را بیش از بیش مطرح نموده است. هدف از این پژوهش، شبیه‌سازی مولفه‌های هیدرولوژیکی در طبقات متنوعی از کاربری اراضی در حوضه آبخیز رودخانه دز می‌باشد. از آن‌جا که ابزار مورد استفاده در پژوهش مدل هیدرولوژیکی SWAT و الگوریتم SUFI-2 بوده لذا پایگاه داده مورد استفاده طیف وسیعی از داده‌های ورودی را شامل شده است. به منظور مشخص کردن سطح حساسیت مدل به پارامترهای ورودی، آنالیز حساسیت به روش سراسری انجام شد. سپس با تعدیل کردن پارامترهای منتخب و با استفاده از جریان مشاهده‌ای، مدل به ترتیب برای دوره‌های 2007 1994 و 2013 2008 واسنجی و اعتبارسنجی شد. ضرایب NS، R2، P-factor و R-factor توانایی مدل را در شبیه‌سازی جریان رودخانه در حوضه مورد مطالعه تایید نمودند. بررسی خروجی‌های مدل نشان دادند که مناطق با کاربری جنگل بالاترین سهم را در تغذیه آبخوان دارند و زمین‌های بایر بیشترین رواناب سطحی را ایجاد می‌کند. رواناب سطحی بیشترین نقش را در ایجاد جریان اصلی رودخانه داشته و بعد از آن جریان پایه در این زمینه موثر بوده است. تغییر کاربری جنگل به مرتع و اراضی کشاورزی موجب تغییر در مولفه‌های هیدرولوژیکی حوضه خواهد شد و نتیجه این تغییر بصورت افزایش در رواناب سطحی، کاهش تغذیه منابع آب زیرزمینی و کاهش آب پایه رودخانه می‌شود. مدل SWAT می‌تواند به عنوان یک مدل پیشرو در مطالعات مدیریت حوضه‌های آبخیز مورد استفاده قرار گیرد.

خانم مطهره زرگری، دکتر مهدی بروغنی، دکتر علیرضا انتظاری، عباس مفیدی، دکتر محمد باعقیده،
دوره 24، شماره 72 - ( 1-1403 )
چکیده

گرد و غبار یکی از مخاطرات جوی است که در نواحی خشک و نیمه­ خشک دارای پیامدهای اقلیمی و زیست محیطی نامطلوبی می باشد. هدف تحقیق حاضر مدلسازی دینامیکی ویژگی های مکانی- زمانی گرد و غبار در جنوب و جنوب شرق ایران با مدل REG-CM4 با استفاده از داده های ماهانه گرد و غباری و داده های مدل RegCM4 می باشد. بدین منظور، توزیع مکانی گرد و غبار به روش IDW به همراه نمودارهای گرد و غبار ترسیم شدند. مدل RegCM4 با در نظرگیری سیستم تصویر لامبرت با قدرت تفکیک افقی 40 کیلومتر با مدل جفت شده شیمی اجرا شد. توزیع مکانی گرد و غبار ماهانه و سالانه بالاترین مقادیر فراوانی گرد و غبار را برای شهرهای زابل، بندرعباس، زاهدان و جاسک نسبت به ایستگاه های سیرجان، کهنوج و لار نشان می دهد. علاوه بر این، بیشترین وقوع فراوانی گرد و غبار در استان های سیستان و بلوچستان (%48)، هرمزگان (%27) و فارس با 16 درصد و کمترین فراوانی آن برای استان کرمان (%9) نشان داده شده است. به طور کلی، فصول تابستان (در ایستگاه سیستان) و زمستان (ایستگاه کرمان) به ترتیب بیشینه و کمینه رخداد گرد و غبار را دارند. بررسی زمانی نیز بیشترین میزان گرد و غبار را برای ماه های گرم سال و کمترین را برای ماه های سرد سال به همراه دارد. ماه جولای در ایستگاه زابل و ماه های نوامبر و دسامبر در ایستگاه سیرجان به ترتیب بیشترین و کمترین فراوانی گرد و غبار را دارند. همچنین، مدل اقلیمی RegCM4 برای متغیرهای مختلف نیز بیشینه گرد و غبار را بر روی جنوب شرق، جنوب و سواحل جنوب به خوبی نشان داده است.

Hossein Ghorbani، Mohammad baaghideh، alireza entezari، Asgari elaheh.asgari2011@gmail.com،
دوره 25، شماره 0 - ( شماره ویژه 1404 )
چکیده

In recent years, the world has experienced more frequent droughts, largely due to climate change. This study monitors and projects drought conditions in Semnan Province, Iran, using the Standardized Precipitation Index (SPI) and the Standardized Precipitation Evapotranspiration Index (SPEI). It also evaluates drought characteristics under future climate scenarios. Projections of temperature and precipitation from 12 CMIP6 climate models were downscaled using Quantile Mapping. To reduce uncertainty, a Bayesian Model Averaging (BMA) ensemble was created. These projections were then used to calculate 12-month SPI and SPEI values for both the baseline and near-future period (2031–2054).
Drought characteristics—such as duration, intensity, and magnitude—were analyzed using Run theory and compared across two periods. Ensemble model projections suggest that mean temperatures in the province will rise by approximately 1.1-1.2 °C relative to the baseline period under both scenarios. Furthermore, annual average precipitation is expected to increase by 3-8% at most stations in the province, except for Shahrud station. The SPI and SPEI indices exhibited a significant positive correlation, demonstrating relatively similar performance despite minor differences. Based on both indices, drought characteristics such as duration and intensity are projected to increase significantly during the latter years of the 2031–2054 horizon compared to the baseline period. The most notable increase was observed for the SPEI index under the SSP585 scenario, where drought duration rose from 6.6 months during the baseline period to 8.9 months under the SSP245 scenario and 16 months under the SSP585 scenario. For the SPI index, drought duration decreased from 6.3 months in the baseline period to 5.6 months under the SSP245 scenario, then increased to 7.8 months under the SSP585 scenario.

 

محمّد باعقیده، مطهّره زرگری،
دوره 25، شماره 76 - ( 1-1404 )
چکیده

جوجه گوشتی یک از متداول‌ترین منابع گوشت طیور است که به یکی از پرطرفدارترین و سریع‌ترین نوع تولید طیور در سراسر جهان تبدیل شده است. عملکرد مرغ‌های گوشتی به‌طور مستقیم با افزایش یا کاهش دما و بروز تنش‌های حرارتی (سرد و گرم) تحت تأثیر قرار می‌گیرد. در پژوهش حاضر تلاش شده است درجه- روزهای سرمایش و گرمایش در دوره‌های مختلف پرورش جوجه گوشتی برای پهنه استان خراسان رضوی مورد ارزیابی قرار گیرد. به این منظور داده‌های میانگین ماهیانه دما برای دوره آماری (2018- 1988) مستخرج از 13 ایستگاه سینوپتیک استان استفاده شد. درجه روزهای سرمایش و گرمایش برای هریک از هفته‌های پرورش مبتنی بر آستانه‌های مشخص محاسبه و پراکندگی مکانی آن‌ها بررسی شد. در گام بعدی رابطه بین درجه روزهای سرمایش و گرمایش و ویژگی‌های جغرافیایی ارزیابی شد. نتایج نشان دادند با افزایش عرض جغرافیایی درجه- روزهای سرمایش کاهش و درجه- روزهای گرمایش افزایش می‌یابند. مناطق شمالی و غربی استان نیازهای گرمایشی بیشتری را در همه‌ی دوره‌های پرورش جوجه گوشتی نشان داده‌اند این در حالی است که نیازهای سرمایشی در مراحل مختلف پرورش جوجه گوشتی برای نواحی شرقی و جنوبی استان بالاتر بوده است. از نظر مجموع نیازهای سرمایشی و گرمایشی مناطق حاشیه شمال شرق، جنوب و غرب استان؛ شهرستان‌های خواف، گناباد، کاشمر، سرخس و سبزوار کمترین نیاز سرمایش-گرمایش را در 6 هفته دوره پرورش جوجه گوشتی داشته و از اقلیم‌های مناسب در توسعه این فعالیت اقتصادی محسوب می‌شوند.

خانم منیره رودسرابی، دکتر محمد باعقیده، دکتر علیرضا انتظاری، دکتر فاطمه میوانه،
دوره 25، شماره 78 - ( 7-1404 )
چکیده

با هدف ارزیابی شرایط آسایش حرارتی در فضای کلاس‌های درس، مطالعه‌ای میدانی در دبیرستان دخترانه دانش سبزوار انجام گرفت و نظر دانش‌آموزان در مورد احساس حرارتی از شرایط کلاس در دو ساعت مختلف از روز در طول سال تحصیلی 99-1398 برای کلاس‌های مختلف ثبت شد. هم‌زمان مقادیر دما و رطوبت کلاس‌ها نیز توسط دستگاه دیتالاگر برداشت گردید. برای بررسی تفاوت‌ها از آزمون‌های آنالیز واریانس و کروسکال والیس استفاده شد. نتایج نشان دادند موقعیت کلاس‌ها از نظر جهت جغرافیایی و طبقات تفاوت معنی‌داری در فراسنج دما و رطوبت ایجاد نکرده است درحالی‌که تفاوت‌های ساعتی در ثبت این پارامترها معنی‌دار بوده است. در کل پاسخ‌های مرتبط با احساس حرارتی سرمایش درصدهای بالاتری را نسبت به حالت گرمایش داشته است (24% در برابر 12%). احساس حرارتی در ماه‌های مختلف تفاوت‌های معنی‌داری را نشان داده و ماه مهر کمترین درصد فراوانی را در احساس مرتبط با آسایش حرارتی داشته است. در همه ماه‌ها به‌جز مهر ترجیح حرارتی موردنظر دانش‌آموزان "گرمایش" بوده است. اگرچه عملکرد سیستم گرمایش مناسب ارزیابی شده اما زمان بهره‌برداری از این سیستم باید با فاصله کمتری نسبت به شروع کلاس‌های صبح انجام گیرد تا از اتلاف بخش قابل‌توجهی از انرژی جلوگیری شود. با وجودی که دما و رطوبت داخل کلاس‌ها تفاوت ماهانه معنی‌داری را نشان ندادند اما از نظر احساس حرارتی دانش‌آموزان بین ماه‌های مختلف، تفاوت معنادار آماری وجود داشت. لذا احساس حرارتی چیزی فراتر از ویژگی‌های فیزیکی دما و رطوبت است و در فضای داخل کلاس ضمن تأثیرپذیری از عملکرد سیستم گرمایش-سرمایش به‌شدت متأثر از ویژگی‌های فردی (جنس، سن، وزن، قد، لباس و سطح فعالیت) نیز می‌باشد.


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وبگاه متعلق به تحقیقات کاربردی علوم جغرافیایی است.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 | Journal of Applied Researches in Geographical Sciences

Designed & Developed by : Yektaweb

Creative Commons License
This work is licensed under a Creative Commons — Attribution-NonCommercial 4.0 International (CC BY-NC 4.0)