157 نتیجه برای نوع مطالعه: كاربردي
سیدرضا آزاده، فاطمه علوی زاده شالکوهی،
دوره 20، شماره 57 - ( 4-1399 )
چکیده
هدف اصلی از انجام این پژوهش ارزیابی کیفیت خدماترسانی سامانه اتوبوسهای تندرو شهر رشت از دیدگاه شهروندان است. در این راستا، روش پژوهش توصیفی ـ تحلیلی است. در جهت رسیدن به هدف اصلی پژوهش پس از بررسی مبانی نظری و تدوین مدل مفهومی تحقیق، شاخصهای مطلوبیت سیستم BRT شهر رشت شناسایی شد. در گام بعدی، پرسشنامه پژوهش براساس 17 شاخص اصلی طراحی و در ادامه با بهرهگیری از نظرات اساتید دانشگاهی روایی پرسشنامه، مورد تأیید قرار گرفت. درمرحله بعد، تعداد 400 پرسشنامه در بین شهروندان شهر رشت در محدوده ایستگاههای BRT این شهر توزیع و در نهایت 389 پرسشنامه کامل و بدون خطا جمعآوری گردید. پس از جمع آوری پرسشنامهها، اطلاعات با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمون های آماری (آزمون تی تک نمونه ای، تحلیل عاملی و آزمون وی کرامر) مورد تحلیل و پردازش قرار گرفت. نتایج پژوهش براساس آزمون تی تک نمونه ای نشان داد که کیفیت کلی ارائه خدمات در سامانه اتوبوسرانی تندرو شهر رشت پایینتر از حد متوسط است. همچنین نتایج تحلیل عاملی نشان داد که مجموعه 17 شاخص مورد مطالعه را میتوان در سه عامل (عوامل آسایش مسافران، عوامل مدیریتی و امکانات داخل اتوبوس ها) خلاصه کرد. دیگر نتایج پژوهش حاکی از آن است که متغیرهای مستقل جنسیت افراد، سن افراد و سطح تحصیلات هر سه با سطح معنیداری صفر با متغیر عوامل آسایش مسافران رابطه معنادار دارند. همچنین متغیرهای تحصیلات و نوع شغل افراد به ترتیب با سطح معنی داری صفر و 003/0 با متغیر وابسته یعنی عوامل مدیریتی رابطه دارند. همچنین متغیر امکانات داخل اتوبوس ها با متغیرهای مستقل سن افراد و سطح تحصیلات رابطه معنادار دارد. تحلیل فضایی دسترسی به خطوط حمل و نقل عمومی شهر رشت نیز نشان داد که حدود 11 درصد از این شهر، دسترسی کمتر از 500 متر به این خطوط دارند. حدود 8 درصد نیز 500 تا 800 متر تا خطوط حمل و نقل عمومی تندرو فاصله دارند.
امیر صفاری، علی احمدآبادی، زهرا صدیقی فر،
دوره 20، شماره 57 - ( 4-1399 )
چکیده
دشت های سیلابی و مناطق مجاور رودخانه ها که بدلیل شرایط خاص خود فضاهای مناسبی برای انجام فعالیت های اقتصادی و اجتماعی محسوب می شوند، همواره در معرض خطرات ناشی از وقوع سیلاب ها قرار دارند. از این رو در این مناطق تعیین میزان پیشروی سیلاب و ارتفاع آن نسبت به رقوم سطح زمین و نیز تعیین خصوصیات سیلاب در دوره بازگشت های مختلف که تحت عنوان پهنه بندی سیلاب صورت می گیرد، حائز اهمیت فراوان خواهد بود. در این راستا این تحقیق با هدف تلفیق مدل هیدرولوژیکی WMS با نرم افزار ARC GIS به برآورد پهنه های سیل در حوضه آبخیز دربند، گلابدره، سعد آباد و مقصود بیک بر روی رودخانه اصلی دربند می پردازد. در این تحقیق ابتدا رودخانه دربند به 19 مقطع اصلی تقسیم شد و در مدل HEC-RAS پهنه بندی رودخانه انجام گرفت. در این پژوهش که از نقشه های رقومی مختلف استفاده گردید، گستره سیلاب در اراضی حاشیه رودخانه برای سیلاب با دوره بازگشت های 2 تا 500 سال محاسبه گردید. همچنین جهت افزایش دقت و اطمینان بیشتر و همچنین به منظور شناسایی پهنه های مستعد تولید رواناب از روش SCS استفاده گردید. نتایج تحقیق نشان می دهد با توجه به تغییرات کاربری اراضی بخصوص در حاشیه رودخانه و ساخت و ساز های فراوان حوضه مورد مطالعه قدرت مقابله با سیلاب را ندارد. علاوه بر اینها زیرحوضه هایی که به رودخانه نزدیکتر می باشند، بدلیل کاهش شیب و کاهش زمان تمرکز، بیشتر در معرض خطر سیلاب می باشند. شاید بتوان گفت یکی از مهمترین مسائلی که باید به آن پرداخته و رسیدگی شود بحث کاربری اراضی می باشد. در واقع با مدیریت کاربری اراضی می توان از بوقوع پیوستن خسارات مالی متوجه شهروندان کاست و هم می توان احساس امنیت را برای شهروندان افزایش داد تا با امنیت بیشتری به زندگی خود ادامه دهند.
nk href="moz-extension://e82f9c05-bf9c-4e25-87b0-684d37ab5915/skin/s3gt_tooltip_mini.css" rel="stylesheet" type="text/css" >
فریبا اسفندیاری درآباد، مسعود رحیمی، خداداد لطفی، الهامه عبادی،
دوره 20، شماره 57 - ( 4-1399 )
چکیده
تغییرات مورفولوژیکی و عرضی رودخانه قزل اوزن در طی سالهای اخیر مشهود بوده و مشکلاتی را ایجاد کرده است. در این پژوهش آشکاری سازی تغییرات کناری رودخانه قزل اوزن با استفاده از تصاویر ماهواره ای سنجنده های TM وOLI لندست 5 و 8 در دوره زمانی 1993 تا 2013 انجام شد و طی آن بازه ای به طول 158 کیلومتر از رودخانه قزل اوزن، با استفاده از روش ترانسکت مورد ارزیابی قرار گرفت. در این روش، خطوطی با فواصل مشخص از هر دو طرف مجرا بهعنوان خطوط مبنا ترسیم شد. این خطوط برای دورههای زمانی موردمطالعه ثابت بوده و از این رو جابجاییهای مجرا نسبت به این خطوط بهصورت کمّی محاسبه گردید. در ادامه جهت بررسی دقیق تر، مجرای بازه مورد مطالعه براساس مورفولوژی و رند تغییرات، به 24 ترانسکت تقسیم بندی شد. نتایج تحقیق نشان داد که میانگین میزان مهاجرت مجرای رودخانه قزل اوزن در طول 20 سال گذشته در حدود 47/4 متر در سال بوده است. بیشترین شدت جابجایی عرضی مجرا بین سال های 1993 تا 2013 به میزان 58/10 متر در سال، مربوط به ترانسکت شماره 16 بود، که در نتیجه آن 51/52 هکتار بر ساحل سمت راست رودخانه افزوده شده بود. در کل، نتایج نشان داد که در طی دوره 1993 تا 2013، نزدیک 14/207هکتار به ساحل سمت راست رودخانه افزوده و نزدیک به 31/215 هکتار از ساحل سمت راست کاسته گردید.
نسرین جعفری، رضا برنا، فریده اسدیان،
دوره 20، شماره 57 - ( 4-1399 )
چکیده
هدف اساسی این تحقیق شبیه سازی میزان کاهش مصرف انرژی جهت سرمایش فضای داخلی ساختمان در سناریوهای مختلف جهت گیری ساختمان، نسبت باز شو به دیوار، نسبت ابعادی و مواد پوششی نمای ساختمان در شرایط میکرواقلیم دو منطقه 12 و 22 شهر تهران میباشد. در این راستا با استفاده از مدل اقلیم معماری Climate Consultant، اقدام به شبیه سازی بار سرمایشی مصرفی فضای داخلی ساختمان در حالات مختلف جهت گیری ساختمان، نسبت باز شو به دیوار، نسبت ابعادی و مواد پوششی نمای ساختمان، برای دو میکرواقلیم متفاوت منطقه 12 و 22 شهر تهران گردید. در این راستا نتایج بدست آمده از مقایسه نمونه های موردی بررسی شده نشانگر کاهش مصرف انرژی گرمایی تا حدود 67% می باشد. همچنین نتایج شبیه سازی در طراحی واحدها با یک دیوار بیرونی به جای دو واحد می تواند به کاهش مصرف انرژی بین 25% تا 41% منتهی گردد. بنابراین تصمیمات معماری تاثیر بالایی بر مصرف انرژی در هر فضا دارند، نتایج تحقیق بیانگر آن بود که دو میکرواقلیم منطقه 22 و 12 تاثیر معنی داری در نیاز سرمایشی داخل ساختمان نداشته اند. نتایج حاصل از شبیه سازی فاکتورهای معماری ساختمان بیانگر آن بود که از لحاظ جهت گیری ساختمان تنها در صورتی که جهت گیری ساختمان شمالی باشد به صورت معنی داری بار سرمایشی ساختمان کاهش پیدا میکند در حالی که در جهات دیگر تفاوت معنی داری در کاهش بار مصرفی مشاهده نگردید و از طرف دیگر هرچه ابعاد بازشوها به دیوار کوچکتر میبود، میزان پرت انرژی سرمایشی داخل ساختمان کاهش یافته و بارسرمایشی داخل ساختمان کاهش پیدا میکرد.
شهاب حسیبی، وحید شجاعی،
دوره 20، شماره 57 - ( 4-1399 )
چکیده
توسعه و بهبود وضعیت صنعت گردشگری کشور و یا مناطق مختلف آن، به مکانیسم های موثر بازاریابی وابسته است. هدف از این تحقیق، تحلیل استراتژیک بازاریابی آمیخته گردشگری ورزشی در استان مازندران با رویکرد 7 پی است. تحقیق حاضر از نوع توصیفی تحلیلی بود که به شیوه پیمایشی و با رویکرد جامع انجام شده است. 235 نفر از مدیران سازمانهای ورزشی و گردشگری، مدیران دفاتر جهانگردی، راهنمایان گردشگری و خبرگان دانشگاهی در حوزه های مدیریت ورزشی و توریسم مازندران به عنوان نمونه این تحقیق که به صورت غیر تصادفی در دسترس انتخاب شدند، پرسشنامه محقق ساخته 57 سوالی و 7 موبفه، روا و پایا (0.792= α) را به صورت داوطلبانه تکمیل نمودند. یافته های حاصل از آزمون فریدمن نشان داد که عناصر بازاریابی آمیخته گردشگری ورزشی در استان بر اساس اولویت، تفاوت معناداری با هم دارند. عنصر قیمت بالاترین اولویت(میانگین 69/4) و فرآیند یا برنامه ریزی پایین ترین اولویت (میانگین 69/3) را به خود اختصاص داده اند. سایر عناصر ترکیب بازاریابی گردشگری ورزشی استان به ترتیب اولویت عبارتند از: محصول یا خدمت (میانگین 21/4)، توزیع (میانگین 05/4)، شواهد فیزیکی (میانگین 91/3)، افراد (میانگین 76/3) و ترویج (میانگین 61/3). با توجه به یافتههای پژوهش میتوان بیان نمود، به منظور رونق گردشگری ورزشی در استان باید به مفهوم توسعه پایدار در این صنعت توجه نمود و بدون تردید توسعه جامع و پایدار این صنعت منبعث از رویکردی سیستمی و متناسب با کلیه عناصر بازاریابی آمیخته گردشگری ورزشی می باشد.
هنگامه شیراوند، شهریار خالدی، سعید بهزادی، حجت اله شکری سنجابی،
دوره 20، شماره 57 - ( 4-1399 )
چکیده
پدیده زوال یکی از مهمترین دلایل تخریب و مرگ و میر درختان بلوط در جنگلهای زاگرس است که به دلیل گستردگی و تنوع توپوگرافی تعیین آن از طریق پایش و عملیات میدانی به آسانی امکانپذیر نیست. بنابراین تصاویر ماهوارهای یکی از منابع مهم جهت نمایش تغییرات محیطی و مدیریت آن است. تغییرات در یک اکوسیستم اغلب به صورت تدریجی میباشد اما گاهی در زمانی کوتاه تغییرات فاحشی صورت میگیرد. که این تغییر میتواند باعث به وجود آمدن فاجعهای شود که شناسایی آن کاری بسیار دشوار میباشد. یک روش پیشنهاد شده برای این وضعیت استفاده از مدل BFAST میباشد که با تجزیه سری زمانی در روند، فصلی و اجزای باقیمانده، تغییرات را در سری زمانی شناسایی میکند و به طور مکرر زمان و مقدار تغییرات را تخمین زده و مسیر و مقدار تغییرات را شناسایی میکند. لذا در این پژوهش با استفاده از این مدل و تصاویر ماهوارهای به پایش و ارزیابی تغییرات پوشش و زوال جنگلهای بلوط در استان لرستان در دوره آماری (2017-2000) پرداخته شد. نتایج نشان داد در طول دوره مورد بررسی بیش از 42804 هکتار (5/1 درصد) از جنگلهای بلوط استان در اثر پدیده زوال از بین رفته است. همچنین بر اساس روش BFAST نمودار روند تغییرات دارای شکست بوده و تغییرات فرکانسی آنها نیز نامنظم است. بررسی و مقایسه پوششهای مختلف جنگل نیز بیانگر کاهش میزان NDVI است که نشان دهنده فراگیر بودن روند کاهش پوشش جنگلی است. همچنین بررسی نمودار خودهمبستگی و ضریب کندال تاو و روند آن حاکی از تغییرات زیاد و شدت شکست (7/0-) در منطقه مورد مطالعه است. نمودار فصلی نیز دارای تغییرات غیریکنواخت و نامنظم است که ناشی از وجود تغییرات در جنگلهای بلوط منطقه است. از نتایج حاصل از این پژوهش میتوان در بررسی تغییرات پوشش جنگلهای بلوط منطقه و مدیریت و چاره اندیشی برای این پدیده استفاده نمود.
حسین فراهانی، مینا الوندی،
دوره 20، شماره 58 - ( 7-1399 )
چکیده
.مهاجرت افراد جوان و پیری جوامع روستایی که به دلایلی ازجمله فقر و بیکاری صورت میگیرد، ضرورت بسیاری را برای شناسایی رویکردهای جدید برای بقای اقتصاد جوامع روستایی ایجاد میکند. در این راستا کارآفرینی کسبوکارهای کوچک نقش مهمی در کاهش فقر و درنهایت توسعه روستایی دارد. بااینوجود این نوع کارآفرینی با چالشهای متعددی در ابعاد محیطی، اقتصادی و... مواجه میباشد. هدف از پژوهش حاضر بررسی چالشهای کارآفرینی در راستای بهبود کارآفرینی، ایجاد اشتغال و درآمد پایدار از طریق راهاندازی کسبوکارهای کوچک است. تحقیق حاضر ازنظر هدف کاربردی، ازنظر درجه نظارت و کنترل میدانی و ازنظر ماهیت و روش بهصورت توصیفی- تحلیلی میباشد. جامعه آماری تحقیق شامل خانوارهای روستایی ساکن شهرستان بیجار میباشد. جمعیت این شهرستان طبق سرشماری سال 1395 معادل 89162 نفر {مرکز آمار ایران}بوده است که بر اساس توزیع مکانی 44 درصد روستایی و 56 درصد شهری بودهاند. همچنین 283 نقطه روستایی دریازده دهستان دارد که از این میان 12 روستای دارای کارآفرینی و از تعداد آنها 244 خانوار با استفاده از فرمول اصلاحشده کوکران به دست آمد. روش گردآوری اطلاعات بهصورت کتابخانهای و میدانی (پرسشنامه) بوده است. در این پرسشنامه از افراد خواستهشده بود بر اساس طیف لیکرت 5 گزینهای میزان اهمیت هرکدام از چالشهای شناساییشده در حوزه کسبوکارهای کوچک روستایی را بر اساس گزینههای این طیف شامل (بسیار زیاد، زیاد، متوسط، کم و بسیار کم) مشخص کنند و با استفاده از مدل معادلات ساختاری (تحلیل عاملی) در نرمافزار Amos تجزیهوتحلیل دادهها صورت گرفته است. نتایج تحقیق نشان میدهد که همه چالشها در کارآفرینی کسبوکارهای کوچک تأثیرگذار بودهاند، اما عوامل اقتصادی با بار عاملی 0.91 دارای بالاترین تأثیر در بین چالشهای موجود بوده است و چالشهای فردی و اجتماعی با بار عاملی به ترتیب 0.23 و 0.28 دارای کمترین بار عاملی بوده است.
مهدی محمدی کوچصفهانی، محمد جلیلی، محمود نورایی،
دوره 20، شماره 58 - ( 7-1399 )
چکیده
علی رغم توانمندی های ایران در زمینه گردشگری ، متاسفانه تاکنون نتوانسته به جایگاه شایسته ای در این صنعت دست یابد. ازجمله عواملی که می تواند صنعت گردشگری کشور را توسعه و بهبود بخشد، بکارگیری ابزارها و پارامترهای موثر بازاریابی از جمله بازاریابی درونگرا است.پژوهش حاضر با هدف طراحی و تبیین مدل افزایش قصد انتخاب مقاصد گردشگری ازطریق بازاریابی درونگرا تدوین شد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی-تحلیلی است. جامعه آماری پژوهش را گردشگران ورودی به هتلها و رستورانهای فعال در شهر رشت که در شبکههای اجتماعی فعال بودند تشکیل میداد. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 384 نفر برآورد گردید. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه محقق ساخته بود که روایی آن به صورت روایی کیفی و کمی و پایایی آن با استفاده از روش آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی مورد تایید قرار گرفت.در این پژوهش به منظور تجزیه و تحلیل دادههای پژوهش از نرم افزار SPSS و Amose استفاده شد. یافتههای حاصل از این پژوهش نشان دهنده آن بود که مولفههای ساخت اجتماعی، گوش دادن اجتماعی و محتوای آنلاین بازاریابی درونگرا بر قصد تبلیغات الکترونیک تاثیر مثبت و معناداری دارد. همچنین نتایج این پژوهش مبین آن بود که مولفههای بازاریابی درون گرا یعنی ساخت اجتماعی، گوش دادن اجتماعی و محتوای آنلاین بر انتخاب مقاصد گردشگری تاثیر مثبت و معناداری دارد. از دیگر نتایج این پژوهش میتوان به تاثیر مثبت و معنادار قصد تبلیغات بر انتخاب مقاصد گردشگری و همچنین نقش میانجی این متغیر در ارتباط بین مولفههای بازاریابی درون گرا با انتخاب مقاصد گردشگری عنوان نمود.
سعیده فیضی، مصطفی بصیری،
دوره 20، شماره 58 - ( 7-1399 )
چکیده
الگوی مناسب برای مدیریت منظر شهری شبانه را باید الگویی دانست که هم تجلیات و زیبایی های کالبدی و عملکردی شهر را باز می نمایاند و هم بر مولفه های ادراکی و روان شناختی شهروندان از شب مورد نظر می باشد. دست یابی به چنین خصیصه هایی مستلزم ارتقای کیفی و کمی فضا است که در سایه مولفه های عینی و ذهنی چون روشنایی- نورپردازی، تنوع فعالیت ها و رسیدن به یک اقتصاد پایدار شبانه، میسر می گردد. در این تحقیق برای رسیدن به حدی از کیفیت در سیمای شبانه شهر که از طریق افزایش مطلوب سرزندگی و پویایی و حضورپذیری افراد در فضاهای شهری و افزایش خوانایی و هویت این فضاها در هنگام شب با استفاده از نورپردازی، امکان پذیر می شود، بررسی خواهد شد. هدف این پژوهش، ارزیابی رابطه نحوه نورپردازی با یکی از عوامل کلیدی سنجش کیفیت مکان، یعنی مفهوم حس تعلق است و نقش فناوریهای جدید نورپردازی در ارتقای مفهوم کالبدی- اجتماعی حس تعلق و تأثیر آن در تبدیل محیط به شهری انسانیتر می باشد. پژوهش از نوع پیمایشی است که در آن، برای رسیدن به داده ها از طریق پرسشنامه همراه با تصاویر مختلف از محدوده مورد مطالعه در میان جامعه آماری منتخب می باشد. یافته ها نشانگر این می باشد که سرزندگی و تصویر ذهنی شهروندان رابطه مستقیمی دارند و میزان نورپردازی و رنگ و نحوه نورپردازی تاثیر مثبتی در ایجاد سرزندگی شبانه شهری دارد.
داریوش مرادیچادگانی، مسعود قاسمی، نیلوفر راستقلم،
دوره 20، شماره 58 - ( 7-1399 )
چکیده
شهر-منطقه اصفهان، مجموعهای از شهرها و کانونهای جمعیتی است که زمینههای مشترکی (چون ارتباطات، زیرساختها، جمعیت و اقلیم) در سطح جغرافیایی شهر اصفهان و محیط پیرامون آن دارند و وابستگیهای اجتماعی، اقتصادی، کارکردی و فضایی آنها به گونهای است که یک واحد جغرافیایی قابل تمایز فراشهری و زیر منطقهای در سطح سرزمین را شکل میدهند و کانون اصلی تمرکز سکونتگاهی آن شهر اصفهان است. این ویژگی های مشترک سبب میشود که بتوان زمینههای مکمل با هدفگذاری واحد را برای آنها متصور شد. در این میان شهرداریها به عنوان کنشگر اصلی مدیریت شهری، نقش عمدهای در برقراری ارتباط بین شهرها و مدیریت این روابط دارند، به گونه ای که این مسائل میتواند به عنوان زبان مشترک میان کنشگران شهر-منطقه به ایفای نقش بپردازد. این پژوهش به لحاظ نوع آن توصیفی-تحلیلی و با توجه به هدف اصلی آن که تحلیل مشکلات مکانمند و شناسایی کلیدیترین کنشگران در شهر-منطقه اصفهان (شامل اصفهان و ده شهر همجوار: ابریشم، بهارستان، خمینیشهر، خورزوق، درچه، دولتآباد، شاهینشهر، قهجاورستان، گز، و نجفآباد) است، - یک پژوهش کاربردی است. بدین منظور در گام نخست، شناخت مسائل و مشکلات مابین اصفهان و ده شهر همجوار با استفاده از مسیرهای دوگانه بازبینی متون اسناد و برنامههای شهری و انجام مصاحبه با مدیران و کارشناسان شهری به تدوین بیانیه مشکلات انجامیده است. در گام دوم تحلیل مشکلات و مسائل شهرهای واقع در شهر-منطقه اصفهان، بر پایه برچسبهای ششگانه تعریف شده به ازای هر مشکل مقدار وزن (شدت مشکل) مشخص شده و به کمک روش تحلیل شبکههای اجتماعی، شبکۀ «کنشگران-مشکلات» ترسیم شده است. بر پایه یافتههای تحلیل از این شبکه، مشکلات «آلودگی زیست محیطی ناشی از تردد اتوبوسهای فرسوده در شهر-منطقه»، «بروز مشکلات زیست محیطی ناشی از نابودی ظرفیت اکولوژیکی غرب اصفهان» و «کمبود وسایل خدمات آتشنشانی در شهرهای همجوار شهر اصفهان» مهمترین مشکلات شهر-منطقه و کنشگران معاونت «شهرسازیومعماری»، « حملونقلوترافیک» و «خدماتشهری» کلیدیترین نقش را در حل مسائل شهر-منطقه اصفهان ایفا میکنند.
المیرا عظیمی، داریوش ستارزاده، لیدا بلیلان، اکبر عبداله زاده طرف، مهسا فرامرزی اصل،
دوره 20، شماره 59 - ( 10-1399 )
چکیده
شیوع مشکلات سلامتی مزمن، چه در بعد سلامت جسمانی و چه در بعد سلامت روانی در جوامع مدرن رو به افزایش است. در این میان، سلامتی افراد جامعه به عنوان سرمایههای انسانی، در پیشبرد اهداف جوامع موضوعی حائز اهمیت می باشد. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش عوامل کالبدی- محیطی بر سلامت روان شهروندان تدوین شد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی-تحلیلی است. جامعه آماری شهروندان ساکن شهر اردبیل بود که با استفاده از فرمول کوکران حجم نمونه 384 نفر برآورد گردید. ابزار گردآوری دادههای میدانی پرسشنامه محقق ساخته بود که روایی آن از طریق روایی صوری و پایایی آن با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی مورد تایید قرار گرفت. نتایج حاصل از یافتههای حاصل از این پژوهش حاکی از آن بود که خوانایی و کیفیت بصری، دسترسی به فضای سبز شهری، امنیت فضای شهری، کیفیت مبلمان شهری، اختلاط و تنوع کاربریها برسلامت روان شهروندان تاثیر مثبت و معناداری دارد. با عنایت به مقدار ضریب مسیر بدست آمده برای متغیرهای مستقل تحقیق، از بین متغیرهای شناسایی شده کیفیت فضای سبز شهری با مقدار ضریب مسیر 44/0 دارای بیشترین ضریب مسیر و بیشترین تاثیرگذاری بر متغیر وابسته یعنی سلامت روان شهروندان داشت. همچنین متغیر اختلاط و تنوع کاربریهای با مقدار ضریب مسیر 21/0 دارای کمترین تاثیر بر سلامت روان بود.
احسان ارکانی، حسین حاتمی نژاد، سهیل قره،
دوره 20، شماره 59 - ( 10-1399 )
چکیده
امروزه، آسیب پذیری شهرها و به خصوص بافت های قدیمی و فرسوده در برابر زلزله، به عنوان مسئلهای جهانی پیش روی متخصصان رشته های گوناگون قرار گرفته است. این وضع در کشورهای دارای ساختار طبیعی مخاطره آمیز، از جمله ایران، طی دهه های اخیر به صورتی حادتر نمود یافته است. بافت های فرسوده شهریبه عنوان نقطه جوشش اصلی یک شهر نشان دهنده هویت آن شهر میباشند، در مقابل سوانح و پدیده های طبیعی به خصوص زلزله ناپایدار وآسیب پذیرند. این پژوهش با هدف شناسایی و اولویتبندی عوامل موثر بر افزایش ریسک زلزله در بافتهای فرسوده شهری تدوین شد. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش تحلیلی مبتنی بر رویکرد چندمعیاره است. برای جمع آوری اطلاعات از روش کتابخانهای و میدانی استفاده شد. جامعه آماری پژوهش را کارشناسان و متخصصین حوزه شهری تشکیل میدادند که حجم نمونه 30 نفر برآورد شد. در جهت دستیابی به اهداف مدنظر در این پژوهش از تکنیک دلفی فازی و مدل BMW استفاده شد. نتایج حاصل از تکنیک دلفی فازی تایید کننده عوامل و زیرعاملهای شناسایی شده بود. نتایج منتج از مدل BMW حاکی از آن بود که از بین عوامل شناسایی شده عوامل طبیعی با امتیاز نهایی321/0 در رتبه اول، عامل کیفیت مسکن با امتیاز نهایی 287/0 در رتبه دوم، عامل فاصله از کاربریهای ویژه با امتیاز نهایی 255/0 در رتبه سوم و عامل جمعیتی و اقتصادی با امتیاز نهایی 137/0 در رتبه چهارم جای گرفته است.
محمد گل محمدی، محمد عدالت خواه، اکبر عبداله زاده طرف،
دوره 20، شماره 59 - ( 10-1399 )
چکیده
عوامل بسیاری از جمله عوامل فرهنگی وجریانها و مکاتب فکری حاکم و الگوهای شهرنشینی جهان درساختار کالبدی یک شهر تاثیرگذار باشد. ساختار کالبدی شهر برآیند تمام نیروهایی است که باعث به وجود آمدن و شکلگیری یک سکونتگاه میشود و دارای نمود عینی و ذهنی است. رشد و توسعه شهرها، براثر حوادث مختلف در تمام ادوار تاریخی، دارای افول و صعود بوده است. امروزه آگاهی از ساختار کالبدی شهر و دلایلی که در دورههای مختلف بر چگونگی گسترش فضایی آن حاکم بوده، برای کنترل گسترش آن ضرورت دارد و یکی از عوامل مهم تأثیرگذار در میزان موفقیت برنامهریزان و طراحان شهری است. این تحقیق با هدف شناسایی و اولویت بندی عوامل فرهنگی موثر بر ساختارکالبدی شهر با تاکید بر معماری بومی نوشته شد. تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی –تحلیلی است. در جهت جمع آوری اطلاعات از روش کتابخانهای و میدانی استفاده شد. جامعه آماری پژوهش را کارشناسان و متخصصین معماری و برنامه ریزی شهری تشکیل میدادند که حجم نمونه 30 نفر برآورد شد. در جهت دستیابی به اهداف مدنظر در این پژوهش از تکنیک دلفی فازی و مدل BMW استفاده شد. نتایج حاصل از تکنیک دلفی فازی تایید کننده عوامل و زیرعاملهای شناسایی شده بود. نتایج منتج از مدل BMW نشان دهنده آن بود که از بین عوامل شناسایی شده عامل محرمیت با امتیاز نهایی298/0 در رتبه اول، عامل کیفیت امنیت با امتیاز نهایی 273/0 در رتبه دوم، عامل ارتباط با طبیعت و تعاملات اجتماعی با امتیاز نهایی 220/0 در رتبه سوم و عامل سلسله مراتب با امتیاز نهایی 209/0 در رتبه چهارم قرار گرفته است.
فرحناز خادم فسقندیس، رسول درسخوان، مریم سینگری، مهسا فرامرزی اصل، صمد صباغ دهخوارقانی،
دوره 21، شماره 60 - ( 1-1400 )
چکیده
میزان موفقیت فضاهای شهری با میزان استفاده ازآن وحضورانسان وارتباطی که میتواند باآن برقرارکند متناسب است درواقع شهرسازی بایدبه افتراق وجدایی درپی افزایش اجتماعی و همبستگی انسان باشد. آنچه امروزه دراغلب فضاهای شهری باآن روبه رو هستیم کاهش روابط انسان بامحیط ونیزانسان با انسان است.در این تحقیق با توجه به نوع تعاملاتی که درفضاهای شهری حاکم است فضای پیاده راه ولیعصر و نیز پیاده راه تربیت واقع در تبریز به عنوان نمونه مورد مطالعاتی مد نظر قرار گرفته و این پژوهش به دنبال ارزیابی میزان تعاملات اجتماعی در این دو پیاده راه و تلاش بر ارائه راهکاری بهینه دراین راستااست.طبقه بندی مولفه هابه دوصورت مولفه های کالبدی موثر ومولفه های غیر کالبدی موثر صورت گرفته که درمولفه های کالبدی زیرمولفه هایی نظیر: مولفه های تاریخی، ساختارهای کالبدی مناسب و...مورد بررسی قرار گرفته و در رابطه با مولفه های کالبدی به دو دسته زیر مولفه های عینی نظیر ارزش ها و نگرش های موجود و... تقسیم بندی شده و در رابطه با زیر مولفه های ذهنی تصورات ذهنی، علایق بهره گیران و...مدنظر قرار گرفته است.در این پژوهش با کمک آزمون تی تک مولفه ها و زیر مولفه های یاد شده مورد آزمون قرار گرفت و فرضیه پژوهش یعنی تاثیر عناصر و مولفه های کالبدی و غیر کالبدی بر شکل گیری فضاهای تعاملاتی در راستای ارتباط انسان با محیط مورد تایید قرار گرفت.
شهریور روستایی، فریبا کوهی قولقاسم،
دوره 21، شماره 60 - ( 1-1400 )
چکیده
امروزه، شهرها به مکان اصلی کار و زندگی بخش قابلتوجهی از جمعیت تبدیلشده و همواره بر میزان این جمعیت افزوده میشود؛ بنابراین توجه به کیفیت زیستی و امکانات موردنیاز شهروندان و تلاش برای زیست پذیر نمودن شهرها امری ضروری است، زیستپذیری شهرها میتواند زمینه سازی برای توسعه پایدار شهری باشد، دربین شهروندان توجه به کودکان اهمیت زیادی دارد چون شهروندان آینده جامعه و عامل پیوند نسل گذشته و آینده محسوب میشوند. هدف تحقیق حاضر تبیین اهمیت تأمین زیست پذیری کودکان در شهر و نیز اهمیت حصول این شرایط در آینده و شناسایی نیروهای مؤثر بر روند آیندهی زیست پذیری کودکان است. تحقیق حاضر با کمک رویکرد آیندهپژوهی به شناسایی پیشرانهای مؤثر در آیندهی زیست پذیری کودکان پرداخته و ابتدا با روش دلفی تعدادی متغیر مؤثر در آیندهی زیست پذیری شهری کودکان را شناسایی کردیم، سپس از میان آنها 47 متغیر که توسط متخصصان بالاترین امتیاز را دریافت نمودند استخراج نمودیم و با روش تحلیل ساختاری و تشکیل ماتریس 47*47 و با نرمافزار MICMAC این متغیرها مورد ارزیابی قرارگرفته و 7 پیشران که نقش کلیدی در آینده کودکان دارند استخراجشده و با روش دلفی 27 سناریو برای پیشرانها نگاشته شده و در نرمافزار Scenariowizard تحلیل شد و 3 سناریوی قوی، 7 سناریوی باورکردنی و 309 سناریوی ضعیف استخراج گردید. نتایج نشان میدهد که از میان 7 سناریوی باورکردنی سناریوی دوم، سوم و پنجم وضعیتی مطلوب، سناریوی اول، چهارم و ششم ادامه روند موجود و سناریوی هفتم وضعیتی بحرانی را نشان میدهند درنهایت پیشنهادهایی برای مقابله با سناریوهای بحرانی ارائه گردید
پریچهر مصری علمداری،
دوره 21، شماره 60 - ( 1-1400 )
چکیده
یکی از مسائل مهم در شهرهای امروزی مسئله تابآوری شهرها است. این مسئله نقش مهمی در کاهش خسارات و تلفات ناشی از انواع مخاطرات طبیعی دارد. این مخاطرات در اغلب موارد تأثیرات مخربی بر سکونتگاههای انسانی میگذارد و تاب آور ساختن سکونتگاهها در ابعاد مختلف مدیریتی، کالبدی، اقتصادی و اجتماعی روش بسیار مناسب برای تقویت کارآمدی شهرها در مقابله انواع بحرانهای مترقبه و غیرمترقبه است. در این راستا، پرداختن به تابآوری شهرها در ابعاد مختلف اهمیت و ضرورت تحقیق را آشکار میکند. هدف کلی این پژوهش، بررسی عوامل تأثیرگذاری در میزان تابآوری شهرها در برابر بلایایی طبیعی میباشد. روش تحقیق از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ ماهیت توصیفی- تحلیلی است. جامعه آماری شامل متخصصان و کارشناسان است. برای تجزیهوتحلیل مؤلفهها و شاخصهای آن از مدل Fvikor و در نهایت برای نشان دادن وضعیت مناطق از لحاظ تابآوری از روش EDAS بهره گرفته شده است. نتایج حاصل از مدل ویکورفازی بیانگر آن است که مؤلفه نهادی با کسب بیشترین امتیاز (صفر) در جایگاه نخست و مؤلفه اقتصادی نیز با امتیاز 0.287 در جایگاه آخر واقع شدهاند. همچنین نتایج حاصل از روش ایداس در بین مناطق مورد مطالعه در ابعاد مختلف نشان میدهد که منطقه 2 و 5 با تابآوری بالا و منطقه 4 و 8 در تابآوری پایین قرار دارند. در حالت کلی بیش از 50 درصد مناطق شهر تبریز از تابآوری کمتری برخوردار هستند.
نازلی پاکرو، داریوش ستارزاده، لیدا بلیلان، میرسعید موسوی،
دوره 21، شماره 60 - ( 1-1400 )
چکیده
به منظور دستیابی به مزیتی رقابتی پایدار در جهت غلبه بر رقابت حاکم بین شهرها استراتژیهای گوناگونی ارائه شده است؛ برندینگ شهری یکی از این استراتژیها محسوب میشود. برندینگ شهری به مثابه دارایی مهم در راستای توسعه شهر و همچنین ابزاری اثربخش به منظور تمایز، بهبود جایگاه و افزایش نفوذ و اعتبار شهر انگاشته میشود. این پژوهش با هدف بررسی تاثیر حس تعلق به مکان و کیفیت فضاهای سبز شهر در برندینگ شهری تدوین شد. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی- تحلیلی است. به منظور جمع آوری داده و اطلاعات مورد نیاز از روش کتابخانهای و میدانی و ابزار پرسشنامه استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش را شهروندان ساکن شهر تبریز تشکیل میدهند، حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 384 نفر برآورد شد. در راستای تجزیه و تحلیل دادهها از نرم افزارهای spss و Lisrel استفاده شد. نتایج نشان داد که حس تعلق به مکان و کیفیت فضاهای سبز شهری بر برندینگ شهری تاثیر مثبت و معناداری دارد، ضریب مسیر بدست آمده برای تاثیر حس تعلق مکانی بر برندینگ شهری برابر با 64/0 و برای تاثیر کیفیت فضای سبز شهری بر برندینگ شهر برابر با 37/0 بود. با توجه به مقدار ضریب مسیر بدست آمده تاثیر حس تعلق به مکان نسبت به کیفیت فضای سبز شهری در برندینگ شهری بیشتر است.
محمد حسین سرایی، محمدرضا رضایی، آقای محسن عادلی،
دوره 21، شماره 61 - ( 4-1400 )
چکیده
فرایند بهینه سازی مسیر، یکی از تحلیلهایی است که می تواند در مواقعی که محدودیت منابع و زمان وجود دارد، از جمله شرایط پسازلزله مورد استفاده قرار گیرد. در این تحقیق، از تحلیل مذکور جهت حل مسأله فروشنده دوره گرد و به منظور بهینه سازی مسیر حرکت آزمایشگاه های سیار پزشکی استفاده شده است. در این مسأله، هدف پیدا کردن کوتاهترین مسیر حرکت بین یکسری از نقاط بوده و الگوریتم های مورد استفاده سعی در کمینه سازی هزینه های انتقال و تابع هدف را خواهند داشت. جهت اجرای این مسأله با در نظر گرفتن سناریوی سختگیرانه در دسترسی به منابع، از دو الگوریتم کلونی مورچگان و رقابت استعماری در کنار الگوریتم دایجسترا در محیط GIS استفاده شده است. نقاط بازدید مدل، مناطق مستعد جهت اسکان موقت پسازلزله در شهر گرگان بوده و از فواصل عملکردی و زمان واقعی در بستر شبکه شهری، به جای فواصل زمانی و مکانی اقلیدوسی استفاده شده است. نتایج اجرای مدل نشان می دهند که الگوریتم کلونی مورچگان در دو ضابطه زمان و فاصله نسبت به دو الگوریتم دایجسترا و رقابت استعماری، بهینه سازی مسیر را به نحو مطلوبتری انجام داده است.
صادق بشارتی فر، خداداد ممبینی زاده،
دوره 21، شماره 61 - ( 4-1400 )
چکیده
پژوهش حاضر کاربردی و روش بررسی آن توصیفی- تحلیلی و همبستگی می باشد که جهت گردآوری اطلاعات از دو روش اسنادی و میدانی و با بکارگیری شاخصهای خدماتی و اجتماعی- اقتصادی و همچنین بهرهگیری از مدلهای کمی و مدلهای آمار فضایی در سال 1397 انجام شده است. هدف پژوهش تحلیل و ارزیابی نابرابری های فضایی در برخورداری از کاربری های خدمات شهری در نفت شهر آبادان می باشد. نتایج نشان داده که نواحی توسعه یافته به لحاظ اقتصادی- اجتماعی و توزیع خدمات شهری عمدتاً نواحی مرکزی اطراف پالایشگاه وابسته به صنعت نفت می باشند که صرفا بخاطر وابسته بودن به کارمندان شرکت نفت و حمایت های شرکت نفت و بهرمندی از استانداردها و امتیازات لازم در آن از بیشتر شاخص های لازم بهره مند هستند و در طرف مقابل دیگر نواحی شهر که به تبع فعالیت های صنعت نفت در کنار آنها به صورت ارگانیک بوجود آمده اند، فاقد و یا محروم از امکانات و خدمات شهری لازم هستند. از دیگر نتایج پژوهش وجود رابطه مثبت، قوی و معنیدار بین توسعه اقتصادی و اجتماعی با توسعه خدمات شهری در شهر آبادان است، به طوریکه وجود نواحی برنامهریزی شده وابسته صنعت نفت که هم به لحاظ اقتصادی و اجتماعی مترقیتر هستند و هم به لحاظ کالبدی و خدماتی برنامهریزی شدهتر هستند و نیز وجود نواحی حاشیهای به ویژه در نواحی شرقی شهر آبادان که هم به لحاظ اجتماعی و اقتصادی ضعیف و آسیبپذیراند و هم به لحاظ توسعه کالبدی کمتر مورد توجه مدیریت شهری بودهاند، تأثیر اینگونه شکل از توسعه و توزیع نامطلوب و ناعادلانه شاخص های خدمات شهری منجر به نوعی جدایی گزینی و نابرابری های فضایی در شهر آبادان گردیده است.
نیوشا اکبری، علیرضا عندلیب، شیرین طغیانی، محمود محمدی،
دوره 21، شماره 61 - ( 4-1400 )
چکیده
هدف از تحقیق حاضر شناسایی چالش های قانونی جهت اجرای اهداف بازآفرینی در محدوده های دارای ویژگی بافت فرسوده است محله سیروس از جمله محدوده هایی که پس از تصویب قوانین متاخر در حوزه بازآفرینی بعنوان پایلوت اجرای اهداف بازآفرینی انتخاب شد. به منظور بررسی چالش های اجرای اهداف بازآفرینی، ابتدا براساس مبانی نظری پژوهش به تدوین فرآیند لازم در قانونگذاری بافت فرسوده پرداخته شده، سپس براساس شاخصهای لازم در هر بعد، پرسشنامه ای تهیه و براساس نظرات 50 نفر از کارشناسان سازمان نوسازی و شرکت بازآفرینی و به روشt تک نمونه ای و آزمون فریدمن به تحلیل میزان تاثیرگذاری ابعاد مختلف در تحقق پذیری اهداف بازآفرینی در قوانین پرداخته و با تدوین معیارهای مطلوب تحققپذیری اهداف قانونی براساس نظرات اساتید و تحلیل به روش دلفی، سنجش محتوایی قوانین متاخر با معیارهای مطلوب بررسی شده است. نتایج بدست آمده گویای این امر است که اقداماتی که به واسطه قوانین بازآفرینی در محله سیروس انجام شده است، به صورت غیرمستقیم، گروههایی از ساکنین را به حاشیه شهر راندهاند. این چالش از عدم تعادل میان حق مالکیت و حقوق شهروندی و منافع عمومی نشات میگیرد. تاکید بر تملک و آزادسازی اراضی و اجرای طرحهای بازآفرینی، سبب غفلت از تامین منافع عمومی و جمعی و ایجاد چالشهایی در سایر ابعاد اجتماعی، اقتصادی و مدیریتی و عدم تحقق اهداف بازآفرینی شده است. لذا پژوهش با ارایه راهکارهایی سعی در تقویت بعد نظری و بنیادی موضوع حقوق شهری ، ایجاد بستر لازم جهت اصلاح فرآیند قانونگذاری و فراهم ساختن بستر اجرای اهداف بازآفرینی دارد.