26 نتیجه برای hejazizadeh
محمدرضا سلیمی سبحان، زهرا حجازی زاده، فریبا صیادی، خانم فاطمه قادری،
دوره 24، شماره 75 - ( 10-1403 )
چکیده
در بررسی مخاطرات طبیعی مانند تگرگ تحلیلهای آماری میتواند نقش بسزایی داشته باشند. به دلیل اهمیت فراوان زیانهای اقتصادی و جانبی تگرگ در محدوده شمال زاگرس با حداکثر فراوانی و خسارت آن، ضرورت بررسی زمانی و مکانی آن به شکل جداگانه بسیار احساس میشود.بنابراین به منظور ارزیابی و برآورد احتمال وقوع این پدیده از کد پدیده های هواشناسی روزانه تگرگ ۱۰ ایستگاه همدید منطقه در دوره آماری ۲۰۱۴- ۱۹۹۲ استفاده شده است. در انتخاب بهترین روش برای محاسبه توزیع احتمالات بارش، انواع مختلف توزیعهای احتمالات متغیرهای تصادفی گسسته از طریق دو آزمون کلموگراف اسمیرنوف و اندرسون- دارلینگ مورد آزمون نیکویی برازش قرار گرفت. نتایج نشان داد که آزمون نیکویی توزیع پواسون در سطح اطمینان بالای ۹۰/۹۹ درصد برازش مناسبی از رخداد تگرگ داشته است. ایستگاه بانه با حداکثر فراوانی بارش تگرگ دارای کمترین احتمال (۰۲۳/۰ درصد) و ایستگاه پیرانشهر دارای بیشترین احتمال روزهای بدون تگرگ (۳۹/۰ درصد) است. بنابراین احتمال وقوع تگرگ در بانه از درصد بالاتری برخوردار میباشد. در رتبه بعدی مدل دو جملهایی منفی، مشاهدات این نوع بارش را به خوبی برازش میدهد. محاسبه توزیعهای احتمالاتی با این دو روش نشان داد که احتمال وقوع تگرگ با فراوانی ۱ تا ۶ بار و بیشتر در منطقه وجود دارد و بالاترین میزان احتمال مربوط به فراوانی ۳ بار وقوع به میزان ۲۰/۰ درصد میباشد. در فراوانی ۱ تا ۶ بار، احتمال وقوع این پدیده به طور متوسط ۵ برابر بیشتر از احتمال عدم وقوع آن میباشد که این امر، نشان دهنده آسیب پذیری زیاد منطقه نسبت به این نوع مخاطره اقلیمی میباشد
zahra hejazizadeh، parviz Zeaiean Firouzabadi، Roya Arefyan،
دوره 25، شماره 0 - ( شماره ویژه 1404 )
چکیده
The aim of this study was to do attribution of climate change to the extreme snow fall of Mazandaran province in the northern part of Iran and southern shores of the Caspian Sea in the vicinity of Alborz mountains. The area is not prone to extreme snow fall or even snow fall then this phenomenon has had great damages to the infrastructures of the region. The study is performed on the time interval of 1987-2017in winter time (DJF). Corresponding calculation is done for two parallel worlds of counterfactual i.e. without external forcing and factual with external forcing in the context of stochastic climate modeling. This is done by the chaotic dynamical 3-D model Lorenz-63. Then the two worlds of study are defined on the basis of LM-63 and SLM-63 as deterministic and stochastic climate models. Fakher- Planck equation had the role of implementing time evolution of the PDF into the modal. The conditional probability and Bayesian framework is the preliminaries of the method of this study. The model is belonging to the space state models and Bayesian recursive estimation. These all is the basis of the EnKF as nonlinear filtering approach to the nonlinear dynamical model of this study. It is tried to bring down all the related situation associated with the issue on the basis of sound mathematical, epistemological and physical foundations. All the computations are done on the environment of GIS, Matlab, Mathematica and Maple. Then causal theory of pearl (2000) is used as the evidence of verification for the whole process. The final results showed that the extreme snow of Mazandaran province is attributable to the climate forcing defined for the study 0.8978 in its PN causation, 0.1942 in its PS causation and 0.4519 in its PNS causation.
مهندس میلاد خیاط، خانم عاطفه بساک، دکتر زهرا حجازی زاده، دکتر ابراهیم عفیفی،
دوره 25، شماره 76 - ( 1-1404 )
چکیده
با استفاده از مدلسازی رشد و توسعه شهری میتوان روند توسعهای متناسب با موقعیت شهر را با توجه به فاکتورهای زیستمحیطی و عوامل طبیعی و جمعیت پذیری ترسیم کرد. هدف از انجام این پژوهش ارائه مدل توسعه شهری شوشتر است که بهعنوان ابزار مفیدی برای تجزیهوتحلیل فرایندهای پیچیده تحولات شهری استفاده شود. برای نیل به این هدف از دو پایگاه داده نقشه های کاربری های شهری فضاهای آموزشی، درمانی، مسکن و... و تصاویر ماهوارهای لندست برای کاربری های اراضی عمده مانند رودخانه، مناطق بایر، جنگل و... در سه دوره زمانی 1991، 2004 و 2014 در محیط نرم افزارهای GIS و MATLAB استفاده شد. نقشه های کاربری های شهری موجود پس از رقومی سازی، با استفاده از تصاویر ماهواره ای لندست بهروزرسانی شدند. سپس پارامترهای مؤثر در توسعه ی شهری بهعنوان ورودی با الگوریتم استنتاج نرو- فازی تطبیقی (ANFIS) وارد شدند و پس از آموزش برای سال های 1991 و 2004، بهمنظور ارزیابی عملکرد روش پیشنهادی، نتیجه پیش بینی توسعه شهری با استفاده از الگوریتم، با وضعیت موجود در سال 2014 مقایسه گردید که نتایج بسیار به واقعیت نزدیک و با صحت سنجی 93.7% است. نقشه تغییرات کاربری که نتیجه فرایند آشکارسازی تغییرات میباشد را میتوان بر اساس تصاویر چندزمانه سنجشازدور و تلفیق آن با نقشه های کاربری شهری تهیهکرده و پیامدهای مربوطه را موردبررسی قرار داد. استفاده از الگوریتم های هوشمند در این تحقیق به ما این امکان را داده که با صحت بالا مدلسازی را انجام دهیم. نتایج بهدستآمده قابلقبول بوده و این توسعه برای سال های آتی نیز پیش بینی شد.
خانم شریفه زارعی، دکتر بهلول علیجانی، دکتر زهرا حجازی زاده، دکتر بختیار محمدی،
دوره 25، شماره 78 - ( 7-1404 )
چکیده
در این پژوهش مهمترین الگوهای همدیدی موجد بارش برف فراگیر در شمال شرق ایران موردبررسی قرارگرفته است. برای این منظور دادههای کد هوای حاضر و عمق برف ایستگاههای سینوپتیک شمال شرق کشور طی دوره آماری 1371-1400، برای ماههای مهر تا اسفند، از سازمان هواشناسیکشور دریافت شد. جهت بررسی بارشهای برف فراگیر، روزهایی که بیش از 70 درصد منطقه موردمطالعه همزمان شاهد ریزش برف بود، بهعنوان یک روز فراگیر استخراج شدند. بهمنظور انجام تحلیلهای همدیدی-دینامیکی در مورد بارشهای برف فراگیر در شمال شرقی ایران، از روش طبقهبندی با استفاده از تحلیل خوشهای استفاده شد و نقشههای روزهای نماینده از جمله دمای جو، شار رطوبت، ارتفاع ژئوپتانسیل، تاوایی، جبههزایی، جتاستریم، شاخص امگا و دادههای باد مداری و نصفالنهاری ترسیم شد. تحلیل روند نیز با استفاده آزمون منکندال انجام شد. نتایج نشان داد که 3 الگوی پرفشار سیبری و مرکز اروپا_کمفشار شرق ایران، پرفشار غرب ایران_کمفشار سودان، پرفشار مرکز اروپا_کمفشار شرق ایران و افغانستان به بهترین نحو بارشهای برف فراگیر در منطقه موردمطالعه را توجیه مینمایند. در تمامی الگوها در تراز میانی جو شدت یافتن جریانهای نصفالنهاری بادهای غربی همراه با تشکیل مراکز پرفشار و کمفشار موجب ایجاد بلاکینگ در مسیر جریانات غربی شده و شرایط را برای صعود هوا فراهم کرده است. تمرکز میدان امگای منفی و فرارفت تاوایی نسبی مثبت به همراه قرار گرفتن منطقه شمال شرق ایران در نیمه چپ خروجی رودباد جنبحاره، موجب ناپایداریهای شدید و بارش برف فراگیر در منطقه شده است. همچنین نتایج نشان داد که علیرغـم عـدم وجـود رونـد در تعداد روزهای فراگیر برف در شمال شرق ایران، تعداد روزهای برف فراگیر در طول زمان روندی کاهشی داشته است.
دکتر فریبا صیادی، دکتر زهرا حجازی زاده،
دوره 25، شماره 79 - ( 10-1404 )
چکیده
با توجه به اینکه تغییر کاربری اراضی شهری در کلانشهرهای از جمله تهران در دهههای اخیر روند افزایشی داشته است؛ لذا شکلگیری پدیده جزیره حرارتی شهر بهعنوان یکی از معضلات زیستمحیطی قابل بررسی است. افزایش ساختوساز، تراکم و ارتفاعات ساختمانی باعث تغییر در هندسه و فرم مجتمعها شده و در پی آن تغییر شرایط آبوهوایی و خرد اقلیم شهری را در پی خواهد داشت. در این پژوهش سعی شد به چگونگی تأثیر مورفومتری شهری بر شکلگیری جزیره حرارتی در شهر تهران پرداخته شود. منطقه موردمطالعه در این پژوهش شامل مناطق یک، دو و سه تهران است. روشهای مورداستفاده در این پژوهش شامل (1) معادله عددی اوک و طراحی الگوریتم جهت شبیهسازی شدت جزیره حرارتی بوده است. در مرحله اول از دادههای رقومی GIS که شامل بلوکهای ساختمانی (پارسل) با فرمت پلیگون و عرض معابر (خیابان) که بر اساس طرح تفضیلی ممیزی سال 1395 توسط شهرداری تهران تهیه و آماده گردیده بود، استفاده شد.(2) جهت مطالعه تأثیر هندسه شهر بر روی باد در نرمافزار Envi-met مدلسازی شد. نتایج بررسیها نشان داد دو عامل ارتفاع ساختمان و عرض معابر (H/W) بهعنوان دو عامل کلیدی در بررسی هندسه شهری نقش مهمی دارند؛ بنابراین در بررسی شدت جزیره حرارتی عامل ارتفاع ساختمانها و بلندمرتبهسازی میتواند نقش مهمی در شکلگیری جزیره حرارتی داشته باشند. این در حالی است که هر چه ارتفاع ساختمان نسبت به عرض معابر بیشتر باشد به صورت مانعی در برابر خروج جزیره حرارتی عمل میکند. شدت جزیره حرارتی تطبیق داده شده با معادله اوک نشان داد که عامل ضریب ناهمواری ساختمان میتواند بهعنوان عامل مهمی در تعدیل شدت جزیره حرارتی تأثیرگذار باشد. آنالیز فضایی تصاویر و خروجیهای مدل Envi.met نشان داد که عوامل اصلی تراکم ساختوساز و ارتفاع بنا تأثیر بیشتری نسبت به شیب و توپوگرافی منطقه بر انتقال سرعت باد دارند؛ بنابراین در بررسی طراحی شهری جهت مطالعات آینده به برنامهریزی مناسب و مدیریت صحیح منابع جهت آسایش اقلیمی ساکنان نیاز است که با در نظر گرفتن اصول ایمنی معماری میتوان به طراحی شهرهای زیبا و ایمن پرداخت.
خانم عاطفه بساک، دکتر زهرا حجازی زاده، دکتر اکبر حیدری تاشه کبود،
دوره 26، شماره 81 - ( 4-1405 )
چکیده
این پژوهش با هدف ارزیابی ارتباط میان پارامترهای هواشناسی و غلظت ذرات معلق PM10 و پیشبینی میزان این آلاینده در شهر اهواز انجامشده است. دادههای روزانه پارامترهای هواشناسی (دما، سرعت باد، جهت باد، دید افقی، بارش و رطوبت نسبی) و غلظت PM10 در بازه زمانی 1390 تا 1402 از سازمان هواشناسی و اداره کل محیطزیست خوزستان گردآوری شد. پس از پیشپردازش دادهها، از آزمون کلموگروف-اسمیرنوف برای بررسی نرمال بودن توزیع آنها استفاده شد. با توجه به عدم نرمال بودن دادهها، از ضرایب همبستگی اسپیرمن و تاوی بی کندال برای ارزیابی ارتباط میان متغیرها بهره گرفته شد. تحلیلهای آماری و مدلسازی با استفاده از نرمافزار SPSS و زبان برنامهنویسی پایتون در محیط اسپایدر انجام شد. نتایج تحلیل همبستگی نشان داد که بین غلظت PM10 و برخی پارامترهای هواشناسی ارتباط معناداری وجود دارد. بهطور خاص، همبستگی مثبت و معناداری بین PM10 و دما (0.284 و 0.187) و سرعت باد(0.094 و 0.061)، و همبستگی منفی و معناداری بین PM10 و دید افقی (0.408- و 0.300 -)، جهت باد (0.048 – و 0.034 -)، بارش (0.159 – و 0.125-) و رطوبت نسبی (0.259 – و 0.173-) مشاهده شد. در ادامه، برای پیشبینی غلظت PM10 از مدل شبکه عصبی مصنوعی چندلایه پرسپترون (MLP) استفاده شد. ساختار شبکه شامل یک لایه ورودی با شش نورون (مربوط به شش پارامتر هواشناسی)، سه لایه مخفی با ۱۶، ۳۲ و ۶۴ نورون و یک لایه خروجی بود. نتایج ارزیابی مدل نشان داد که شبکه عصبی MLP توانایی مناسبی در پیشبینی غلظت PM10 دارد و خطای پیشبینی در مراحل آموزش، اعتبارسنجی و آزمون در سطح قابل قبولی قرار دارد.