|
|
|
|
جستجو در مقالات منتشر شده |
|
|
2 نتیجه برای ذبیحی
رحمان ذبیحی، جلد 25، شماره 82 - ( مقالات منتشر شده 1396 )
چکیده
در سخن شاعران متفکر بنمایههایی هست که علاوهبر کثرت تکرار و وسعت کاربرد، با جهانبینی و منظومه دانشهای گوینده ارتباط دارد. از اینجمله، بنمایه درخت در دیوان و آثار منثور ناصرخسرو است که با دستِکم 177بار کاربرد در مرکز مضامین و تصاویر حکیمانهای قرار گرفته که ریشه آنها به باورهای دینی و اعتقادات فلسفی و کلامی شاعر بازمیگردد. بنمایه درخت در آثار ناصرخسرو غالباً در دو محور مهم بهکار رفتهاست: نخست، تصویر دنیا در هیئت درخت، و انسان بهصورت میوه و ثمر آن؛ و دیگر، تصویر انسان بهصورت درخت، و تصویر خصال نیک او در صورت میوههای شیرین و سودمند و تصویر صفات ناپسند او در هیئت میوههای تلخ و زیانبار. در پژوهش حاضر، ضمن جستوجو در زمینهها و سرچشمههای این بنمایه، ابعاد گوناگون آن بررسی و تحلیل شدهاست. نتیجه تحقیق جایگاه ویژه و منحصربهفرد درخت را در ذهن و ضمیر شاعر و تأثیرپذیری او را در ایجاد مضامین و تصاویر مربوط به آن از معارف اسلامی و آثار اسماعیلیه و اقران آنها نشان میدهد.
مریم کسائی، رحمان ذبیحی، علیرضا اسدی، جلد 29، شماره 90 - ( 4-1400 )
چکیده
منظومۀ فکری ناصرخسرو تحت تأثیر مطالعات ژرف او در ادیان و ملل و نحل و اعتقاد به مذهب اسماعیلی، بر مدار مباحث جهانشناختی و انسانشناسانه شکل گرفته است و این نظام منسجم فکری در دیگر ابعاد سخن او ازجمله صورخیال تأثیری قاطع و نمایان داشته است. یکی از کانونهای مهم تصاویر هنری در آثار او تأمل در سرشت دوگانۀ روحانی و جسمانی انسان است. این پژوهش بهروش توصیفیـتحلیلی در پی جستوجو در ریشهها و سرچشمههای تصویرهای هنری جسم و جان در آثار ناصرخسرو و نقد و تحلیل آنهاست. منشأ جسم و جان، فلسفۀ تعلق روح به جسم، سرشت و سرنوشت دیگرگونۀ جسم و جان و نیازهای متفاوت این دو مهمترین زمینههای آفرینش تصاویر متنوع و پرشمار جسم و جان در آثار ناصرخسرو است. چند خوشۀ مهم دیگر از تصاویر جسم و جان بر گرد مفاهیمی چون خانه و صاحبخانه، خادم و مخدوم، کشتی و کشتیبان، پیراهن، درّ و صدف، کان و گوهر، زندان و زندانی، و کتاب و درخت شکل گرفته که نسبتهای جسم و جان را از چشماندازهای مختلف نشان میدهد. نتایج پژوهش روشن میکند که ریشه و سرچشمۀ بسیاری از تصاویر جسم و جان در آثار ناصرخسرو در منابع حکمی و فلسفی پیشین، ازجمله آثار کهن یونانی، گنوسی، هندی، ایرانی و اسلامی آمده است.
|
|
|
|
|
|