محدثه کلوتی، علی فهیمینژاد، باقر مرسل، هومن بهمنپور،
دوره 15، شماره 29 - ( 2-1404 )
چکیده
مقدمه و هدف: هدف از این تحقیق، سنجش و مدلسازی انتشار آلاینده منواکسید کربن در فضای پیرامونی ورزشگاه آزادی تهران در هنگام برگزاری مسابقات ورزشی است.
روش: دادههای پایه با اندازهگیری آزمایشگاهی و نیز استعلام از مراکز تخصصی اخذ شدند. مدلسازی بهوسیله نرمافزار Austal View, Version 7 و تحت چهار سناریو انجام شد. پیشبینی غلظت آلاینده، در ارتفاع 5 متری شبیهسازی گردید. محدوده مدلسازی، دایرهای به شعاع ۱ کیلومتر از مرکز سایت در نظر گرفته شد. دادههای حاصل با استانداردهای ملی و بینالمللی مورد مقایسه قرار گرفت.
یافتهها: غلظت اولیه آلاینده در فصل گرم و سرد سال به ترتیب ppm 432/1 و ppm 331/2 بوده است. میزان انتشار آلاینده برای حالت "تکمیل ظرفیت پارکینگ" و "حالت نیمه تکمیل" به ترتیب 45/81 و 5/37 کیلوگرم بوده است. نقشههای پهنهبندی نشان داد در هر چهار سناریو، بیشترین میزان انتشار در جهت شرق بوده است. بیشترین میزان تولید و انتشار منواکسید کربن مربوط به سناریوی اول (تکمیل ظرفیت پارکینگ و فصل سرد سال) و کمترین میزان انتشار آلاینده منواکسید کربن تحت سناریوی چهارم (عدم تکمیل ظرفیت پارکینگ و در فصل گرم سال) بوده است. هر چند که وضعیت این آلاینده در مجموعه ورزشی آزادی تهران و در هنگام برگزاری مسابقات ورزشی، از حد استاندارد فراتر نبوده است.
نتیجهگیری نهایی: با بهکارگیری راهکارهای مدیریتی و مهندسی از قبیل: عدم روشن نگهداشتن درجا، استفاده از فیلتر اگزوز طراحی مناسب فضای پارکینگ و کاهش مدتزمان توقف این امکان وجود دارد که از تولید و انتشار بخش زیادی از آلایندهها اجتناب شود.
زهرا فضلی، معصومه مجیدی پرست، علی اصغری صارم، محمد جلیلوند،
دوره 15، شماره 29 - ( 2-1404 )
چکیده
هدف: هدف پژوهش حاضر ارائه مدل تعادل کار و زندگی برای زنان شاغل با تأکید بر کیفیسازی اوقات فراغت بود.
روش: پژوهش حاضر از نوع تفسیری، کاربردی و کیفی مبتنی بر روش تحلیل مضمون بود. جامعه آماری اساتید مدیریت ورزشی و متخصصان و کارشناسان اوقات فراغت بودند که با استفاده از روش گلولهبرفی و باتوجهبه اشباع اطلاعاتی با 17 نفر مصاحبه شد. ابزار اندازهگیری شامل مصاحبه نیمهساختاریافته بود و دادهها با توجه به مراحل ششگانه تحلیل مضمون تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که مدل تعادل کار و زندگی برای زنان شاغل با تأکید بر کیفیسازی اوقات فراغت دارای سه بعد عوامل مؤثر (عوامل فرهنگی، عوامل بازدارنده، عوامل انگیزشی، امکانات و تجهیزات، آگاهی، ویژگیهای فعالیتهای جسمانی موجود در برنامه اوقات فراغت، مسائل مالی و مسائل مدیریتی)، راهبردها (راهبردهای آموزشی، مدیریتی و مالی) و پیامدها (افزایش نشاط، افزایش سلامتی، توسعه اقتصادی و توسعه پایدار اجتماعی - فرهنگی) بود.
نتیجهگیری: مدیران اوقات فراغت باید به مسائل آموزشی و مدیریتی توجه کنند و با خصوصیسازی، تخصیص بودجه مناسب و بستههای تشویقی به رونق هر چه بیشتر اوقات فراغت و به تعادل رسیدن مسائل شغلی و زندگی زنان شاغل کمک کنند.
معصومه دهقان، چالاک مجیدی،
دوره 15، شماره 29 - ( 2-1404 )
چکیده
مقدمه و هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی و مقایسه انگیزههای تماشای رقابتهای ورزشهای الکترونیکی میان نسلهای X، Y و Z انجام شد تا تفاوتهای نسلی در رفتار مصرف رسانهای در این حوزه شناسایی شود و راهنمایی برای طراحی محتوای متناسب و راهبردهای بازاریابی ارائه گردد.
روششناسی: این مطالعه از نوع پیمایشی - توصیفی است و دادهها از ۳۸۴ تماشاگر ورزشهای الکترونیکی جمعآوری شد. جامعه آماری شامل علاقهمندان به تماشای رقابتها بهصورت حضوری و آنلاین بود و نمونهگیری به روش تصادفی طبقهای نسبتی انجام گردید. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه استاندارد با اقتباس از ژیائو (2020) و اوه (2024) بود که پس از تأیید روایی و پایایی (α = 0.76) در اختیار شرکتکنندگان قرار گرفت. تحلیل دادهها با استفاده از تحلیل واریانس یکطرفه و محاسبه اندازه اثر انجام شد تا تفاوتهای انگیزشی بین نسلها مشخص گردد.
یافتهها: نتایج نشان داد انگیزههای تماشای ورزشهای الکترونیکی میان نسلها تفاوت معناداری دارد. نسل X بیشترین تأکید را بر تحلیل تاکتیکی، مهارت بازیکنان و کسب دانش دارد، نسل Y انگیزههای اجتماعی و هیجانی بالاتری نشان میدهد و نسل Z بیشترین علاقه را به نوآوری، گیمیفیکیشن و فرار از واقعیت دارد. همچنین، تعامل اجتماعی، لذت از تماشا و پیوندهای فرهنگی در جذب مخاطبان تأثیرگذار بودند.
نتیجهگیری: این یافتهها بر ضرورت طراحی راهبردهای بازاریابی و تولید محتوای متناسب با ویژگیهای هر نسل تأکید دارند. ارائه محتوای تحلیلی برای نسل X، رویدادهای تعاملی برای نسل Y و استفاده از فناوریهای نوین مانند متاورس برای نسل Z میتواند موجب افزایش مشارکت و وفاداری مخاطبان شود. شناخت تفاوتهای نسلی همچنین امکان توسعه راهکارهای شخصیسازیشده و بهبود استراتژیهای بازاریابی در صنعت ورزشهای الکترونیکی را فراهم میکند.
ندا کریمی، علیرضا الهی، حسین اکبری یزدی،
دوره 15، شماره 30 - ( 10-1404 )
چکیده
مقدمه و هدف: پیشبینی نیات رفتاری تماشاگران از طریق ارزش ادراکشده، رویکردی نوین در تحلیل رفتار مصرفکنندگان ورزشی به شمار میرود. این رویکرد با تمرکز بر ادراک ذهنی مخاطبان، زمینه طراحی راهبردهای مؤثر در جذب، حفظ و ارتقای تعامل آنان با رویدادهای ورزشی را فراهم میسازد. هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش میانجی رضایت کلی و رضایت احساسی در رابطه بین ارزش ادراکشده و نیات رفتاری تماشاگران فوتبال است.
روششناسی: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش گردآوری دادهها، همبستگی و با رویکرد مدلسازی معادلات ساختاری انجامشده است. جامعه آماری شامل تماشاگران حاضر در ورزشگاه آزادی در فصل ۹۷–۹۶ بود که نمونهگیری بهصورت غیر تصادفی و داوطلبانه انجام گرفت و حجم نمونه ۳۸۳ نفر تعیین شد. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامههای استاندارد ارزش ادراکشده (لوسکیو و مکدوگال، ۱۹۹۶)، رضایت کلی (لاوریی و آرنت، ۲۰۰۰)، رضایت احساسی (رینولد و بیتی، ۱۹۹۹)، تمایل به حضور مجدد، تبلیغات دهانبهدهان (کارول، ۲۰۰۹) و تمایل به پرداخت بیشتر (زیتامل و همکاران، ۱۹۹۶) بود. دادهها با استفاده از نرمافزارهای SPSS و Smart PLS تحلیل شدند.
یافتهها: نتایج نشان داد که ارزش ادراکشده بهطور غیرمستقیم و از طریق رضایت احساسی تأثیر معناداری بر نیات رفتاری تماشاگران دارد. بر اساس شاخص VAF، رضایت احساسی نقش میانجی ۴۸ درصدی در این رابطه ایفا میکند. در مقابل، نقش میانجی رضایت کلی در ارتباط بین ارزش ادراکشده و نیات رفتاری معنادار نبود.
نتیجهگیری: رضایت احساسی نقش کلیدی در شکلگیری نیات رفتاری تماشاگران فوتبال ایفا میکند؛ بنابراین، پیشنهاد میشود مسئولان و بازاریابان ورزشی با طراحی برنامههایی که احساسات مثبت ناشی از رضایت تماشاگران را تقویت میکنند، زمینه ارتقای تعامل و وفاداری آنان را فراهم سازند.
قدسیه سنگتراش، وحید ساعتچیان، جواد محمدخانی، محمد کشتی دار،
دوره 15، شماره 30 - ( 10-1404 )
چکیده
هدف: تحقیق حاضر باهدف شناسایی ابعاد درآمدزایی پایدار برای فدراسیونهای ورزشی انجام شد.
روشها: تحقیق حاضر برحسب هدف از نوع کاربردی و از نظر روش، تحلیلی اکتشافی است و همچنین این پژوهش بر اساس نوع عملیات بهکاررفته از نوع آمیخته ترکیبی است. جامعه آماری تحقیق شامل اساتید مدیریت ورزشی و مدیران فدراسیونهای منتخب و مدیران صاحبنظر میباشند که بر اساس تجارب قبلی به روش نمونهگیری هدفمند با رویکرد گلوله برفی تا حد اشباع به تعداد ۱۵ نفر موردبررسی قرار گرفتند. در مرحله دلفی، مؤلفهها و زیر مؤلفههای تحقیق تعیین شدند. سپس عوامل استخراجشده با استفاده از مدلسازی کیو سطحبندی شدند. تحلیل دادهها با روش تحلیل عاملی بهوسیله نرمافزار SPSS_25 انجام شد.
یافتهها: یافتهها نشان داد مهمترین عوامل درآمدزایی فدراسیونهای منتخب شامل ارائه محصولات غیرورزشی مورداستفاده ورزشکاران توسط فدراسیون، اسپانسرهای ورزشکاران، درآمدهای ناشی از فدراسیون جهانی برای توسعه ورزش پایه، درآمدهای حضور در مسابقات جهانی، کمکهای سالانه فدراسیون جهانی، درآمدهای کلاسهای مربیگری، شهریه عضویت در تیمهای پایه، کمکهای سالانه وزارت ورزش و درآمدهای حضور در مسابقات جهانی میباشند.
نتیجهگیری: لذا میتوان نتیجه گرفت فعالیتهای اقتصادی با نظارت فدراسیون برای ارائه محصولات و خدمات موردنیاز ورزشکاران و توسعه منابع درآمدی خارج از فدراسیون باید در دستور کار فدراسیونها قرار گیرد.
نگار قلیپور، ابراهیم علیدوست،
دوره 15، شماره 30 - ( 10-1404 )
چکیده
مقدمه و هدف: این مطالعه به شناسایی و تبیین مؤلفههای مؤثر بر پویایی کسبوکارهای ورزشی در دوران پسا کرونا بر اساس مدل تفسیری ساختاری و میکمک پرداخت.
روش: روش تجزیهوتحلیل دادهها را به سه مرحله تقسیم شد. ابتدا در روش دلفی فازی، با نظر بیستوشش نفر خبرگان مربوطه، مهمترین عوامل تأثیرگذار بر پویایی کسبوکارها مورد تأیید قرار گرفت. سپس از مدلسازی ساختاری تفسیری (ISM) برای طبقهبندی اجزا و ایجاد یک مدل سلسله مراتبی استفاده شد. از تجزیهوتحلیل میکمک نیز برای تعیین اینکه چگونه عوامل به یکدیگر وابسته هستند استفاده شد.
یافتهها: این مطالعه 14 عامل مرتبط با پویایی کسبوکارهای ورزشی را در ایران شناسایی نمود. مدلی که توسعه داده شد دارای پنج سطح است. همچنین، تجزیهوتحلیل میکمک نشان داد که پنج متغیر مستقل، دو متغیر وابسته و هفت متغیر پیوندی بودند.
نتیجهگیری نهایی: این مطالعه نشان میدهد که توسعه قابلیتهای پویا در سازمانهای ورزشی مستلزم بازنگری قانونی و بهبود عملکرد حاکمیتی است. علاوه بر این، سازمانهای ورزشی باید از فناوری دیجیتال، توانمندسازی کارکنان و همکاری همهجانبه بین ارگانهای مختلف برای پیشبرد قابلیتهای خود استفاده کنند.
سید مهدی فارقی، نسرین عزیزیان کهن،
دوره 15، شماره 30 - ( 10-1404 )
چکیده
هدف: هدف این پژوهش، مطالعه و اکتشاف رفتار مشتری و روابط بین مصرفکننده و کالای ورزشی بر اساس نتایج حاصل از دادهکاوی با استفاده از اطلاعات گردآمده بهصورت سیستماتیک و شناسایی بخشهای سودمند بهعنوان بازار هدف است.
روششناسی: روش تحقیق این پژوهش کمی و هدف آن توصیفی است. جامعه هدف تحقیق خریداران اینترنتی لوازم ورزشی هستند. پس از تعیین متغیرها بر اساس ادبیات و تدوین پرسشنامه برآمده از پژوهشهای معادلات ساختاری و کسب روایی صوری و محتوایی و پس از جمعآوری و غربالگری پاسخنامهها تعداد 300 نمونه بر اساس قاعده سرانگشتی برای تحلیل باقی ماند. برای تحلیل پایایی، روایی و برازش دادهها از نرمافزارهای Spss و Amos ورژن 24 و برای دادهکاوی از نرمافزارهای Excel و Weka 3.9.6 استفاده شد.
یافتهها: نتایج حاکی از آن است کلانشهرها بهویژه پایتخت میتوانند بازارهای ایدهآلی برای فروش تجهیزات ورزشی تلقی شوند و در ترجیح بین مشتریان، افراد شاغل و مجرد میتوانند برای بازاریابان هدفهای پرسودتری نسبت به افراد بیکار یا متأهل در حوزه لوازم ورزشی تلقی شوند همچنین بانوان در انتخاب محصولات ورزشی بیش از آقایان به کیفیت توجه نموده و اولویت آقایان در خرید وسیله ورزشی بیشتر تکیه بر جنبه تفریح دارد.
نتیجهگیری: از ترکیب سه فاکتور تجرد، اشتغال و درآمد مربوط به مشتریان میتوان خوشهای پدید آورد که با تمرکز بر روی این گروه بالاترین سوددهی نصیب فروشندگان گردد. در کنار آن توجه به سایر خصوصیات جنسیتی مؤثر خواهد بود و این امر باید مورد توجه بازاریابان و فروشندگان قرار بگیرد.
فرهاد فرزانمقدم، رسول نوروزی سیدحسینی، مینا مستحفظیان،
دوره 15، شماره 30 - ( 10-1404 )
چکیده
مقدمه: برای ماندگاری در عرصه رقابت در صنعت ورزش، ارتقاء ارزش ویژه برند به موضوعی حیاتی برای باشگاههای ورزشی خصوصی تبدیلشده است. بر این اساس شناخت روابط علی تعیینکنندههای ارتقاء ارزش ویژه برند باشگاهی ورزشی خصوصی حائز اهمیت است.
هدف: شناخت روابط علی تعیینکنندههای ارتقاء ارزش ویژه برند باشگاهی ورزشی خصوصی: تحلیل روابط علی با استفاده از ISM است.
روش: روش این پژوهش آمیخته است. در بخش کیفی راهبرد پژوهش نظریه داده بنیاد رهیافت ظاهر شونده و در بخش کمی مدلسازی ساختاری تفسیری است. مشارکتکنندگان این پژوهش را خبرگان حوزه بازاریابی و بازاریابی ورزشی تشکیل میدادند. جهت نمونهگیری از روش نمونهگیری هدفمند استفاده شد و بر این مبنا تعداد 15 نفر انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها در بخش کیفی، مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی ماتریس مربع 10×10 بود. تحلیل دادههای کیفی با سه مرحله کدگذاری باز، انتخابی و نظری و تحلیل دادههای کمی با روش مدلسازی ساختاری تفسیری و تحلیل میک مک انجام شد.
یافتهها: یافتهها 10 عامل کلی تعیینکننده مرتبط با ارتقاء ارزش ویژه برند باشگاههای ورزشی خصوصی را نشان داد.
نتیجهگیری نهایی: نتایج این پژوهش نشان داد که ارتقاء ارزش ویژه برند باشگاههای ورزشی خصوصی یک فرایند پیچیده و چندبعدی است که تحت تأثیر عوامل متعددی در سطوح مختلف قرار دارد. باشگاهها برای ارتقاء ارزش ویژه برند خود باید بهطور همهجانبه به این عوامل توجه داشته باشند و استراتژیهای مناسبی را برای هر یک از آنها تدوین کنند.
مینا پرهامزاده، الهه کهدوئی، محمد سیاوشی،
دوره 15، شماره 30 - ( 10-1404 )
چکیده
مقدمه و هدف: مقاصد ورزشی کوهستانی بهدلیل ویژگیهای خاص طبیعی و فیزیکی، جذابیتهای زیادی برای گردشگران دارند و یکی از راههای کمک به توسعه پایدار در این مناطق، توسعه گردشگری مسئولانه میباشد. هدف از پژوهش حاضر تدوین الگوی توسعه گردشگری مسئولانه در مقاصد ورزشی مبتنی بر کوهستان بود.
روش: روش پژوهش، کیفی از نوع داده بنیاد و ابزار، مصاحبه نیمه ساختار یافته بود. جامعه پژوهش شامل متخصصین حوزه گردشگری ورزشی کوهستان و روش نمونهگیری بهصورت هدفمند بود. روایی مصاحبهها از طریق متخصصین و پایایی با روش توافق دو کدگذار (80 درصد) مورد تأیید قرار گرفت. یافتههای حاصل از 19 مصاحبه از طریق کدگذاری و ارائه مدل در نرمافزار MAXQDA2020 تجزیهوتحلیل شدند.
یافتهها: یافتهها نشان داد شرایط علی شامل کمبود مسیرهای هموار و علائم راهنما، فرهنگ گردشگران و جامعه محلی، خصوصیسازی و امنیت بود. شرایط زمینهای شامل عدم توجه به ظرفیت برد، زیرساختهای اقامتی و حملونقل نامناسب بود. شرایط مداخلهگر شامل بیثباتی قیمتها، نبود مدیریت پسماند بود. راهبردها شامل برگزاری رویدادهای ورزشی، تربیت نیروی انسانی متخصص، افزایش تعاملات سازمانی، برنامهریزی مبتنی بر جامعه محلی و پیامدها شامل توسعه اقتصاد منطقهای، رعایت اصول توسعه پایدار و حفظ میراث بود.
نتیجهگیری نهایی: پیشنهاد میشود رویدادهای ورزشی در مقاصد کوهستانی با محوریت گردشگری مسئولانه برگزار و برنامهریزی مبتنی بر جامعه محلی شامل تربیت و استخدام نیروی انسانی صورت گیرد.
حجت مردانه طالشمکائیل، فریبا عسکریان، حسین اکبری یزدی،
دوره 100، شماره 100 - ( 8-1399 )
چکیده
مجید یزدان پناه، حسین اکبری یزدی، علی رضا الهی،
دوره 100، شماره 100 - ( 8-1399 )
چکیده
هدف: تدوین نقشه استراتژیک و اولویت بندی راهبردهای توسعه ورزش شرکت ملی گاز ایران با رویکرد ISMو AHP بود.
روششناسی: از نوع آمیخته (کمی-کیفی) و از لحاظ هدف کاربردی- توسعهای بوده است.9 نفر به عنوان اعضای شورای راهبردی انتخاب شدند. برای گردآوری دادهها اسناد و مدارک فرادستی، ادبیات پیشینه و نظرات اعضای شورای راهبردی بررسی شد. روایی پرسشنامهها پس از تائید توسط استادان دانشگاه، بین خبرگان منتخب توزیع و دادهها جمعآوری شد.این خبرگان نخست از روشAHP، استراتژی های شرکت را که حاصل مطالعه کمیته برنامهریزی استراتژیک در سازمان مذکور بوده از نظر میزان تأثیرگذاری بر یکدیگر مشخص نموده و سپس برای شناسایی روابط مهم در ترسیم نقشه استراتژیک از روش ISM استفاده شد.
یافتهها: نقشه راهبردی ورزش با استفاده از ISM در 5 سطح طبقهبندی و راهبردهای توسعه برنامهها و فعالیتهای ورزشی سلامتمحور، تقویت تعاملات دوجانبه با سازمانهای ورزشی و تقویت انگیزهها و فرهنگ ورزشی در سطح اول قرار گرفت.
نتیجهگیری: نتایج تحلیلAHP برای اولویت بندی استراتژیها نشان داد که توسعه فعالیتهای ورزشی سلامت محور، ارتقاء جایگاه و ساختار امور ورزش و تقویت انگیزهها و فرهنگ ورزشی به ترتیب سه استراتژی اول ورزش شرکت ملی گاز ایران بودند.
اقای حمید رودباری، اقای هادی طباطبایی، اقای سلیمان عبدالهی، اقای حسین اکبری یزدی،
دوره 100، شماره 100 - ( 8-1399 )
چکیده
هدف پژوهش حاضر تعیین رابطه بین هویت تیمی و بیخویشتن شدن تماشاچیان با جو ورزشگاه و وفاداری تماشاچیان بود.
روش تحقیق از نوع ارتباط علی و روش اجرا پیمایشی است. جامعه آماری تحقیق حاضر را 40 هزار نفر از تماشاگران فوتبال حاضر در ورزشگاه آزادی در بازی فوتبال بین تیم های پرسپولیس و استقلال خوزستان در فصل 96-97 تشکیل داده اند. که 384 نفر از آنها به عنوان نمونه آماری تحقیق انتخاب شدند که به صورت نمونه غیر تصادفی_داوطلبانه پرسشنامه ها بین آن ها توزیع شد. برای جمع آوری دادهها از پرسشنامه تعدیل شده هویت تیمی جیمز و روس(2002)، پرسشنامه بیخویشتنشدن سیگزمالی(1990)، پرسشنامه جو ورزشگاه اهریچ و بنگستین(2012) و پرسشنامه وفاداری تماشاچیان ماهونی و همکاران(2000) استفاده شد. به منظور تجزیه وتحلیل آماری از آمار توصیفی و روش معادلات ساختاری حداقل مربعات جزئی در نرم افزار اسمارت پی ال اس3 استفاده شد. نتایج نشان داد هویت تیمی و بیخویشتن شدن تماشاچیان به ترتیب با ضریب مسیر580/0 و 386/0 تاثیر معناداری بر جو ورزشگاه دارند و همچنین سه متغیر جو ورزشگاه، بیخویشتن شدن و هویت تیمی به ترتیب با ضرایب مسیر 247/0، 248/0 و 428/0 بر وفادارای تماشاچیان تاثیر مثبت دارد .
بر اساس نتایج این پژوهش به مدیران باشگاهها و ورزشگاهها پیشنهاد میشود برای افزایش وفاداری تماشاچیان و درک جو مناسب از ورزشگاه به هویت تیمی و بیخویشتن شدن تماشاچیان توجه ویژه داشته باشند.
آقای کوروش باقری، دکتر حسین اکبری یزدی، دکتر علیرضا الهی،
دوره 100، شماره 100 - ( 8-1399 )
چکیده
استعدادیابی تلاش دارد تا بر پایه ی آزمونهای معین، افراد مستعد را به سمت ورزشهایی راهنمایی کند که بیشترین شانس موفقیت را دارند. این پژوهش با هدف تدوین الگوی راهبردی استعدادیابی در وزنه برداری ایران انجام الگوی راهبردی استعدادیابی در ورزش وزنهبرداری از سازههای نقاط قوت و ضعف استعدادیابی، اصول استعدادیابی، روشهای استعدادیابی، ویژگی روشهای استعدادیابی، عوامل پیشبرنده و بازدارنده فعالیتهای استعدادیابی و اهداف استعدادیابی تشکیل شده است. به موجب نتایج تحقیق پیشنهاد میگردد محرکهای تسهیل کننده فرایند استعدادیابی بیش از پیش تقویت شود. برای این منظور لازم است الگوبرداری از کشورهای صاحب سبک، تأمین امکانات بروز، پرورش نیروی استعدادیاب و ایجاد مدارس تخصصی وزنه برداری در دستور کار قرار گیرد
دکتر وحید ساعت چیان، دکتر فریده هادوی، دکتر حسین اکبری یزدی، بهادر عزیزی،
دوره 100، شماره 100 - ( 8-1399 )
چکیده
هدف اصلی این پژوهش، ارائه الگویی از آسیبهای زمینهای مدیریت ارتباط دانشکدههای تربیتبدنی و علوم ورزشی و بخش اجرایی صنعت ورزش بود. بهمنظور جمعآوری اطلاعات، مصاحبههای عمیق با نخبگان در حیطه موضوع پژوهش صورت گرفت. نمونهگیری بهصورت هدفمند و به روش گلوله برفی دنبال شد و در نهایت 18 مصاحبه کیفی انجام گردید. یافتههای پژوهش از طریق روش کدگذاری در سه مرحله باز، محوری و انتخابی مورد تحلیل قرار گرفتند. یافتهها بیانگر 59 نشان مؤثر در مدیریت ارتباط دانشکدهها و بخش اجرایی صنعت ورزش بود. این نشانها در 14 مفهوم طبقهبندی گردید که شامل این موارد بودند: شناخت و آگاهی، فرهنگسازمانی، نگاه دولتی، تفکر صنعتی، تفکر علمی، نیروی انسانی، جوانب اخلاقی، واحد متولی/ واسطهای، مدیریت موازی، قوانین و مقررات، رسانه، ظرفیتسازی فضای رقابتی و مدیریت ارتباط. در نهایت مدل پژوهش از 5 مقوله اصلی شامل فرهنگ، بازاریابی، محیط، بینش و قدرتهای فرا سازمانی پدیدار گردید. با توجه به یافتههای پژوهش راهبردهای اجرایی ارائه گردیده است که میتواند راهگشای مدیران ورزشی در خصوص مدیریت علمی ارتباط دو نهاد ورزشی باشد.
آقای عبدالرضا عبودی، آقای علیرضا الهی، آقای حسین اکبری یزدی، آقای صالح رفیعی،
دوره 100، شماره 100 - ( 8-1399 )
چکیده
در مدل های علمی بازاریابی، توجه اصلی ترین گام در اثربخشی تبلیغات می باشد. به همین دلیل رقابت بر سر جلب توجه به تبلیغات همواره مسئله ای مهم برای بازاریابان بوده است. با این حال تحقیقات بازاریابی ورزشی هنوز نتوانسته به درک صحیحی از عوامل تاثیر گذار بر جلب توجه بیننده به تبلیغات در حین تماشای رویداد ورزشی دست یابد. روش های متفاوت جمع آوری اطلاعات و استفاده از ابزارهای مختلف ارزیابی نیز می تواند به مدیران و اسپانسرها در اتخاذ تصمیمات صحیح کمک نماید. پژوهش نیمه تجربی حاضر به مقایسه روش های ارزیابی توجه بینندگان تلویزیونی به تبلیغات از طریق ورزش پرداخته است. 60 آزمودنی بصورت هدفمند در دو گروه زن (30=n) و مرد (30=n) به تماشای مسابقه فوتبال استقلال و پرسپولیس در یک محیط آزمایشگاهی پرداختند. در حین تماشای مسابقه، بصورت همزمان تبلیغات طراحی شده نیز ارائه شد و اطلاعات چشم بیننده به وسیله ردیاب حرکات چشم در قالب مدت زمان تثبیت و تعداد تثبیت ذخیره شد. در انتها، توجه آزمودنی ها به تبلیغات با استفاده از پرسشنامه مورد ارزیابی قرار گرفت. تحلیل یافته ها با استفاده از پرسشنامه نشان داد؛ تفاوتی بین زنان و مردان وجود ندارد. اما در هر دو متغیر ردیاب حرکات چشم، زنان بیشتر از مردان به تبلیغات توجه کردند و همبستگی بین نتایج پرسشنامه و ردیاب حرکات چشم معنادار نبود. در نهایت و به منظور دستیابی به نتایج جدید و توسعه صنعت تبلیغات، بهتر است از ابزارهای بازاریابی عصبی به عنوان مکمل در کنار پرسشنامه ، مصاحبه، مشاهده استفاده شود. در مدل های علمی بازاریابی، توجه اصلی ترین گام در اثربخشی تبلیغات می باشد. به همین دلیل رقابت بر سر جلب توجه به تبلیغات همواره مسئله ای مهم برای بازاریابان بوده است. با این حال تحقیقات بازاریابی ورزشی هنوز نتوانسته به درک صحیحی از عوامل تاثیر گذار بر جلب توجه بیننده به تبلیغات در حین تماشای رویداد ورزشی دست یابد. روش های متفاوت جمع آوری اطلاعات و استفاده از ابزارهای مختلف ارزیابی نیز می تواند به مدیران و اسپانسرها در اتخاذ تصمیمات صحیح کمک نماید. پژوهش نیمه تجربی حاضر به مقایسه روش های ارزیابی توجه بینندگان تلویزیونی به تبلیغات از طریق ورزش پرداخته است. 60 آزمودنی بصورت هدفمند در دو گروه زن (30=n) و مرد (30=n) به تماشای مسابقه فوتبال استقلال و پرسپولیس در یک محیط آزمایشگاهی پرداختند. در حین تماشای مسابقه، بصورت همزمان تبلیغات طراحی شده نیز ارائه شد و اطلاعات چشم بیننده به وسیله ردیاب حرکات چشم در قالب مدت زمان تثبیت و تعداد تثبیت ذخیره شد. در انتها، توجه آزمودنی ها به تبلیغات با استفاده از پرسشنامه مورد ارزیابی قرار گرفت. تحلیل یافته ها با استفاده از پرسشنامه نشان داد؛ تفاوتی بین زنان و مردان وجود ندارد. اما در هر دو متغیر ردیاب حرکات چشم، زنان بیشتر از مردان به تبلیغات توجه کردند و همبستگی بین نتایج پرسشنامه و ردیاب حرکات چشم معنادار نبود. در نهایت و به منظور دستیابی به نتایج جدید و توسعه صنعت تبلیغات، بهتر است از ابزارهای بازاریابی عصبی به عنوان مکمل در کنار سایر ابزارهای جمع آوری داده ها از جمله: پرسشنامه ، مصاحبه، مشاهده استفاده شود.
خانم شب بو سلیمی، دکتر رسول نوروزی سید حسین، دکتر مرجان صفاری،
دوره 100، شماره 100 - ( 8-1399 )
چکیده
رسانههای اجتماعی، به ویژه اینستاگرام، فضایی را برای بیان نظرات کاربران فراهم میکنند. و به شرکتها این امکان را میدهد تا با صرف هزینهی اندک در زمان مناسب و بصورت بیواسطه و مستقیم با کاربران در تماس باشند و با علایق و نیازمندی های مشتریان ارتباط گیرند. پژوهش حاضر که ماهیتی کاربردی دارد با هدف تحلیل احساس کاربران اینستاگرام در مورد محصولات ورزشی با استفاده از تکنیکهای متن کاوی، دادهکاوی و تحلیل احساس به بررسی موردی برند "آدیداس" و برند "مجید" پرداخته است. جامعهآماری پژوهش شامل نظرات مربوط به برند آدیداس و مجید بود. یافتههای پژوهش نشان داد که شرکتها، فروشندگان و برندها باید برنامهی بسیار منظمی در تمام بازههای زمانی سال برای تبلیغات داشته باشند. در ادامه برند مجید نشان داد که تبلیغات این برند در شبکهی اجتماعی از یک الگوی ثابت پیروی میکند و هشتگهای مناسب و متنوع برای افزایش تعداد بازدیدکنندهگان ارائه نمیشود. همچنین از تحلیل نظرات کاربران برای هشتگ آدیداس بدست آمد که میزان مقبولیت و رضایت کاربران ایرانی از کل محصولات آدیداس به نسب رضایت جهانی بیشتر است در راستا تاکید بر محتوای تولیدشدهی کاربر (کامنتها) راهی مؤثر برای افزایش ارتباط برند با مخاطبان خود است. لذا بازخورد نظرات کاربران برای افزایش فروش و رضایت کاربران مطرح است.
روح الله پورامینی، مجید خوروش، الهام مشکل گشا،
دوره 100، شماره 100 - ( 8-1399 )
چکیده
اخلاق حرفهای در رسانههای ورزشی نقش حیاتی در تضمین دقت، انصاف و مسئولیتپذیری در انتقال اخبار ورزشی دارد و تأثیر زیادی بر اعتماد مخاطبان و اعتبار رسانهها میگذارد. هدف نهایی مطالعه حاضر، ارائه یک مدل اختصاصی پوششخبر در رسانههایورزشی ایران با رویکرد اخلاقحرفهای است. این مطالعه کیفی، از روش شناسی نظریۀ زمینهای ساختگرای چارمز (2006) استفاده میکند. دادههای پژوهش از طریق نمونهگیری هدفمند با تکنیک گلوله برفی و بر اساس مصاحبههای عمیق نیمه ساختاریافته با خبرگان مدیریت ورزشی و ارتباطات و رسانه، جمعآوری شد. شمار مشارکتکنندگان در پژوهش با استفاده از شاخص اشباع نظری به 23 نفر رسید. نرمافزار NVivo V.12 برای تسهیل کدگذاری و تجزیه و تحلیل دستی مورد استفاده قرار گرفت. مشخص گردید که مدل حرفهای اختصاصی پوشش خبر رسانههای ورزشی با رویکرد در اخلاق حرفهای، از 5 محور اصلی تولید محتوا با تأثیرگذاری محلی، تعامل مؤثر با مخاطبان اختصاصی، تنوع در محتوا و برنامهها، تداوم در تطبیق با نیازهای مخاطبان و در نظر گرفتن سلایق مخاطبان، تشکیل شده است. این مدل با تأکید بر تطابق محتوا و زبان با سلایق و نیازهای مخاطبان، از جنبه اخلاق حرفهای تأکید بر انعکاس صحیح و دقیق رخدادهای ورزشی مینماید. توسعه محتواهای واکنشگرا به نیازهای مخاطبان و توجه به بازخوردها نیز نشاندهنده پاسخگویی به انتظارات اخلاق حرفهای و احترام به حقوق مخاطبان است. توسعه بخشهای خبری محلی و برگزاری رویدادهای تعاملی، از پیشنهادات این مطالعه بود.
سارا پیشور فرش، مهرزاد حمیدی، حسین رجبی نوش آبادی،
دوره 100، شماره 100 - ( 8-1399 )
چکیده
مقدمه: با توجه به نقش حیاتی استخرهای ورزشی به عنوان زیرساختهای کلیدی ورزش همگانی و حرفهای، نیاز به تدوین مدلی منطبق با شرایط فرهنگی و مدیریتی کشور برای مدیریت عملکرد این مراکز احساس شد.
هدف: پژوهش حاضر با هدف تدوین مدلی کاربردی و بومی برای مدیریت عملکرد استخرهای ورزشی ایران انجام شد.
روش: این تحقیق با رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون صورت گرفت. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با ۱۶ نفر از خبرگان مدیریت عملکرد، متولیان فدراسیون ورزشهای آبی و مدیران استخرها، تا رسیدن به اشباع نظری جمعآوری و با استفاده از نرمافزار MAXQDA در سه مرحله کدگذاری توصیفی، تفسیری و یکپارچهسازی تحلیل و با تشکیل گروه کانونی وزن دهی و نهایی شد.
یافتهها: در این فرآیند، ۵۱۱ کد اولیه، ۸۲ مضمون توصیفی و ۱۴ مضمون تفسیری استخراج گردید. برای تعیین وزن مؤلفهها و نهاییسازی مدل، از تکنیک گروه کانونی استفاده و وزن کل مدل برابر با ۱۰۰۰ در نظر گرفته شد. مدل نهایی شامل چهار مؤلفه اصلی است: زیرساختها و استانداردها (وزن ۳۸۰)، مدیریت و پشتیبانی منابع (وزن ۲۵۰)، فرآیندهای خدماتی و تجربه مشتری (وزن ۲۵۰) و بازاریابی و رقابتپذیری (وزن ۱۲۰).
نتیجه گیری: نتایج نشان داد توجه به زیرساختهای ایمنی، مدیریت منابع انسانی، بهداشت، بازاریابی و بهبود تجربه مشتری از عوامل کلیدی ارتقاء عملکرد استخرها محسوب میشوند. مدل پیشنهادی با در نظر گرفتن ابعاد فنی، انسانی، خدماتی و فرهنگی، از قابلیت پیادهسازی در شرایط متنوع استخرهای کشور برخوردار است و میتواند به عنوان ابزاری قابل اندازه گیری جهت تسهیل روند مدیریت عملکرد استخرها مورد استفاده قرار گیرد.
دکتر علی شاه حسینی، دکتر سید نصراله سجادی، دکتر حسین رجبی،
دوره 100، شماره 100 - ( 8-1399 )
چکیده
هدف این پژوهش، طراحی مدل برندسازی شخصی برای ورزشکاران نخبه رشتههای انفرادی با استناد به یافتههای تحقیقات قبلی بود. این مطالعه با رویکرد کیفی و استراتژی داده بنیاد رویکرد گلیزر انجام شد. دادهها از طریق مصاحبههای عمیق و نیمه ساختاریافته با 18 نفر از قهرمانان ملی و بینالمللی و صاحبنظران حوزه بازاریابی ورزشی جمعآوری گردید که با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شده بودند. فرآیند جمعآوری دادهها تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت و تحلیل آنها با استفاده از نرمافزار مکس کیودا نسخه 2022 انجام پذیرفت. یافتههای پژوهش حاضر در سه محور اصلی عوامل مؤثر، راهبردهای توسعه و پیامدهای برندسازی شخصی دستهبندی شد. پس از تحلیل اولیه 251 گزاره، با 443 فراوانی نهایی برای دستهبندی آماده شد. این پژوهش چهار مفهوم اصلی در برندسازی شخصی را استخراج کرد و سه مقوله اصلی «عوامل محیطی»، «ویژگیهای فردی ورزشکاران» و «ویژگیهای عملکردی ورزشکاران» را به عنوان عوامل مؤثر شناسایی کرد. در بخش راهبردها، مقولههای «افزایش قابلیتهای فردی»، «تلاش برای عملکرد موفقیتآمیز» و «آموزش برندسازی» برجسته شدند، و پیامدهای برندسازی شخصی در دو مقوله «مثبت» (شامل ابعاد سیاسی، اقتصادی، فردی، اجتماعی و ورزشی) و «منفی» دستهبندی گردید. پیامدهای برندسازی دارای ابعاد متعدد مثبت شامل فواید اقتصادی (درآمدزایی)، فردی (تبدیل به الگو)، اجتماعی (افزایش آگاهی عمومی) و ورزشی (ارتقای محبوبیت رشته) بود، درحالیکه عدم مدیریت صحیح میتواند منجر به پیامدهای منفی مانند جلبتوجه غیراخلاقی یا فساد شود. این تحقیق با تلفیق یافتهها، مدلی کاربردی برای برندسازی شخصی ورزشکاران رشتههای انفرادی ارائه میدهد.
آقای احمد رجبی، دکتر سیدمحمد کاشف، دکتر محسن بهنام،
دوره 100، شماره 100 - ( 8-1399 )
چکیده
هدف تحقیق حاضر بررسی تفاوتها و شباهتهای مردان و زنان در عوامل هویتسازی با باشگاههای فوتبال ایران با توجه به مدل پیوستار روانشناختی بود. به همین منظور، 31 مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته با دو گروه مردان و زنان ایرانی طرفدار فوتبال انجام شد که با استفاده از روش تحلیل محتوا مبتنی بر مدل پیوستار روانشناختی انجام شد. برای تحلیل دادهها، کدگذاری در سه مرحله کدهای باز، مقولهها و طبقهها انجام شد تا به طبقههای مجزا و معناداری ختم شود. تحقیق حاضر نشان داد که با توجه به مدل پیوستار روانشناختی، مردان و زنان در سه مرحله آگاهی، دلبستگی و وفاداری با یکدیگر تفاوت دارند در حالی که شباهت این دو گروه بیشتر در مرحله جذب مشهود بود. با وجود برخی اشتراکات بین هویتسازی مردان و زنان، تحقیق حاضر دریافت که هنوز گفتمان طرفداری زنان در ایران بهعنوان یک گزاره حرفهای و قابلاعتنا پذیرفته نشده است. توجه بیشتر از سوی زنان به مرحله آگاهی مؤید این است که هنوز دانش این طرفداران نسبت به فوتبال و تیم محبوبشان در حال شکلگیری است.