اقای حمید رودباری، اقای هادی طباطبایی، اقای سلیمان عبدالهی، اقای حسین اکبری یزدی،
دوره 100، شماره 100 - ( 8-1399 )
چکیده
هدف پژوهش حاضر تعیین رابطه بین هویت تیمی و بیخویشتن شدن تماشاچیان با جو ورزشگاه و وفاداری تماشاچیان بود.
روش تحقیق از نوع ارتباط علی و روش اجرا پیمایشی است. جامعه آماری تحقیق حاضر را 40 هزار نفر از تماشاگران فوتبال حاضر در ورزشگاه آزادی در بازی فوتبال بین تیم های پرسپولیس و استقلال خوزستان در فصل 96-97 تشکیل داده اند. که 384 نفر از آنها به عنوان نمونه آماری تحقیق انتخاب شدند که به صورت نمونه غیر تصادفی_داوطلبانه پرسشنامه ها بین آن ها توزیع شد. برای جمع آوری دادهها از پرسشنامه تعدیل شده هویت تیمی جیمز و روس(2002)، پرسشنامه بیخویشتنشدن سیگزمالی(1990)، پرسشنامه جو ورزشگاه اهریچ و بنگستین(2012) و پرسشنامه وفاداری تماشاچیان ماهونی و همکاران(2000) استفاده شد. به منظور تجزیه وتحلیل آماری از آمار توصیفی و روش معادلات ساختاری حداقل مربعات جزئی در نرم افزار اسمارت پی ال اس3 استفاده شد. نتایج نشان داد هویت تیمی و بیخویشتن شدن تماشاچیان به ترتیب با ضریب مسیر580/0 و 386/0 تاثیر معناداری بر جو ورزشگاه دارند و همچنین سه متغیر جو ورزشگاه، بیخویشتن شدن و هویت تیمی به ترتیب با ضرایب مسیر 247/0، 248/0 و 428/0 بر وفادارای تماشاچیان تاثیر مثبت دارد .
بر اساس نتایج این پژوهش به مدیران باشگاهها و ورزشگاهها پیشنهاد میشود برای افزایش وفاداری تماشاچیان و درک جو مناسب از ورزشگاه به هویت تیمی و بیخویشتن شدن تماشاچیان توجه ویژه داشته باشند.
آقای کوروش باقری، دکتر حسین اکبری یزدی، دکتر علیرضا الهی،
دوره 100، شماره 100 - ( 8-1399 )
چکیده
استعدادیابی تلاش دارد تا بر پایه ی آزمونهای معین، افراد مستعد را به سمت ورزشهایی راهنمایی کند که بیشترین شانس موفقیت را دارند. این پژوهش با هدف تدوین الگوی راهبردی استعدادیابی در وزنه برداری ایران انجام الگوی راهبردی استعدادیابی در ورزش وزنهبرداری از سازههای نقاط قوت و ضعف استعدادیابی، اصول استعدادیابی، روشهای استعدادیابی، ویژگی روشهای استعدادیابی، عوامل پیشبرنده و بازدارنده فعالیتهای استعدادیابی و اهداف استعدادیابی تشکیل شده است. به موجب نتایج تحقیق پیشنهاد میگردد محرکهای تسهیل کننده فرایند استعدادیابی بیش از پیش تقویت شود. برای این منظور لازم است الگوبرداری از کشورهای صاحب سبک، تأمین امکانات بروز، پرورش نیروی استعدادیاب و ایجاد مدارس تخصصی وزنه برداری در دستور کار قرار گیرد
دکتر وحید ساعت چیان، دکتر فریده هادوی، دکتر حسین اکبری یزدی، بهادر عزیزی،
دوره 100، شماره 100 - ( 8-1399 )
چکیده
هدف اصلی این پژوهش، ارائه الگویی از آسیبهای زمینهای مدیریت ارتباط دانشکدههای تربیتبدنی و علوم ورزشی و بخش اجرایی صنعت ورزش بود. بهمنظور جمعآوری اطلاعات، مصاحبههای عمیق با نخبگان در حیطه موضوع پژوهش صورت گرفت. نمونهگیری بهصورت هدفمند و به روش گلوله برفی دنبال شد و در نهایت 18 مصاحبه کیفی انجام گردید. یافتههای پژوهش از طریق روش کدگذاری در سه مرحله باز، محوری و انتخابی مورد تحلیل قرار گرفتند. یافتهها بیانگر 59 نشان مؤثر در مدیریت ارتباط دانشکدهها و بخش اجرایی صنعت ورزش بود. این نشانها در 14 مفهوم طبقهبندی گردید که شامل این موارد بودند: شناخت و آگاهی، فرهنگسازمانی، نگاه دولتی، تفکر صنعتی، تفکر علمی، نیروی انسانی، جوانب اخلاقی، واحد متولی/ واسطهای، مدیریت موازی، قوانین و مقررات، رسانه، ظرفیتسازی فضای رقابتی و مدیریت ارتباط. در نهایت مدل پژوهش از 5 مقوله اصلی شامل فرهنگ، بازاریابی، محیط، بینش و قدرتهای فرا سازمانی پدیدار گردید. با توجه به یافتههای پژوهش راهبردهای اجرایی ارائه گردیده است که میتواند راهگشای مدیران ورزشی در خصوص مدیریت علمی ارتباط دو نهاد ورزشی باشد.
آقای عبدالرضا عبودی، آقای علیرضا الهی، آقای حسین اکبری یزدی، آقای صالح رفیعی،
دوره 100، شماره 100 - ( 8-1399 )
چکیده
در مدل های علمی بازاریابی، توجه اصلی ترین گام در اثربخشی تبلیغات می باشد. به همین دلیل رقابت بر سر جلب توجه به تبلیغات همواره مسئله ای مهم برای بازاریابان بوده است. با این حال تحقیقات بازاریابی ورزشی هنوز نتوانسته به درک صحیحی از عوامل تاثیر گذار بر جلب توجه بیننده به تبلیغات در حین تماشای رویداد ورزشی دست یابد. روش های متفاوت جمع آوری اطلاعات و استفاده از ابزارهای مختلف ارزیابی نیز می تواند به مدیران و اسپانسرها در اتخاذ تصمیمات صحیح کمک نماید. پژوهش نیمه تجربی حاضر به مقایسه روش های ارزیابی توجه بینندگان تلویزیونی به تبلیغات از طریق ورزش پرداخته است. 60 آزمودنی بصورت هدفمند در دو گروه زن (30=n) و مرد (30=n) به تماشای مسابقه فوتبال استقلال و پرسپولیس در یک محیط آزمایشگاهی پرداختند. در حین تماشای مسابقه، بصورت همزمان تبلیغات طراحی شده نیز ارائه شد و اطلاعات چشم بیننده به وسیله ردیاب حرکات چشم در قالب مدت زمان تثبیت و تعداد تثبیت ذخیره شد. در انتها، توجه آزمودنی ها به تبلیغات با استفاده از پرسشنامه مورد ارزیابی قرار گرفت. تحلیل یافته ها با استفاده از پرسشنامه نشان داد؛ تفاوتی بین زنان و مردان وجود ندارد. اما در هر دو متغیر ردیاب حرکات چشم، زنان بیشتر از مردان به تبلیغات توجه کردند و همبستگی بین نتایج پرسشنامه و ردیاب حرکات چشم معنادار نبود. در نهایت و به منظور دستیابی به نتایج جدید و توسعه صنعت تبلیغات، بهتر است از ابزارهای بازاریابی عصبی به عنوان مکمل در کنار پرسشنامه ، مصاحبه، مشاهده استفاده شود. در مدل های علمی بازاریابی، توجه اصلی ترین گام در اثربخشی تبلیغات می باشد. به همین دلیل رقابت بر سر جلب توجه به تبلیغات همواره مسئله ای مهم برای بازاریابان بوده است. با این حال تحقیقات بازاریابی ورزشی هنوز نتوانسته به درک صحیحی از عوامل تاثیر گذار بر جلب توجه بیننده به تبلیغات در حین تماشای رویداد ورزشی دست یابد. روش های متفاوت جمع آوری اطلاعات و استفاده از ابزارهای مختلف ارزیابی نیز می تواند به مدیران و اسپانسرها در اتخاذ تصمیمات صحیح کمک نماید. پژوهش نیمه تجربی حاضر به مقایسه روش های ارزیابی توجه بینندگان تلویزیونی به تبلیغات از طریق ورزش پرداخته است. 60 آزمودنی بصورت هدفمند در دو گروه زن (30=n) و مرد (30=n) به تماشای مسابقه فوتبال استقلال و پرسپولیس در یک محیط آزمایشگاهی پرداختند. در حین تماشای مسابقه، بصورت همزمان تبلیغات طراحی شده نیز ارائه شد و اطلاعات چشم بیننده به وسیله ردیاب حرکات چشم در قالب مدت زمان تثبیت و تعداد تثبیت ذخیره شد. در انتها، توجه آزمودنی ها به تبلیغات با استفاده از پرسشنامه مورد ارزیابی قرار گرفت. تحلیل یافته ها با استفاده از پرسشنامه نشان داد؛ تفاوتی بین زنان و مردان وجود ندارد. اما در هر دو متغیر ردیاب حرکات چشم، زنان بیشتر از مردان به تبلیغات توجه کردند و همبستگی بین نتایج پرسشنامه و ردیاب حرکات چشم معنادار نبود. در نهایت و به منظور دستیابی به نتایج جدید و توسعه صنعت تبلیغات، بهتر است از ابزارهای بازاریابی عصبی به عنوان مکمل در کنار سایر ابزارهای جمع آوری داده ها از جمله: پرسشنامه ، مصاحبه، مشاهده استفاده شود.
خانم شب بو سلیمی، دکتر رسول نوروزی سید حسین، دکتر مرجان صفاری،
دوره 100، شماره 100 - ( 8-1399 )
چکیده
رسانههای اجتماعی، به ویژه اینستاگرام، فضایی را برای بیان نظرات کاربران فراهم میکنند. و به شرکتها این امکان را میدهد تا با صرف هزینهی اندک در زمان مناسب و بصورت بیواسطه و مستقیم با کاربران در تماس باشند و با علایق و نیازمندی های مشتریان ارتباط گیرند. پژوهش حاضر که ماهیتی کاربردی دارد با هدف تحلیل احساس کاربران اینستاگرام در مورد محصولات ورزشی با استفاده از تکنیکهای متن کاوی، دادهکاوی و تحلیل احساس به بررسی موردی برند "آدیداس" و برند "مجید" پرداخته است. جامعهآماری پژوهش شامل نظرات مربوط به برند آدیداس و مجید بود. یافتههای پژوهش نشان داد که شرکتها، فروشندگان و برندها باید برنامهی بسیار منظمی در تمام بازههای زمانی سال برای تبلیغات داشته باشند. در ادامه برند مجید نشان داد که تبلیغات این برند در شبکهی اجتماعی از یک الگوی ثابت پیروی میکند و هشتگهای مناسب و متنوع برای افزایش تعداد بازدیدکنندهگان ارائه نمیشود. همچنین از تحلیل نظرات کاربران برای هشتگ آدیداس بدست آمد که میزان مقبولیت و رضایت کاربران ایرانی از کل محصولات آدیداس به نسب رضایت جهانی بیشتر است در راستا تاکید بر محتوای تولیدشدهی کاربر (کامنتها) راهی مؤثر برای افزایش ارتباط برند با مخاطبان خود است. لذا بازخورد نظرات کاربران برای افزایش فروش و رضایت کاربران مطرح است.
روح الله پورامینی، مجید خوروش، الهام مشکل گشا،
دوره 100، شماره 100 - ( 8-1399 )
چکیده
اخلاق حرفهای در رسانههای ورزشی نقش حیاتی در تضمین دقت، انصاف و مسئولیتپذیری در انتقال اخبار ورزشی دارد و تأثیر زیادی بر اعتماد مخاطبان و اعتبار رسانهها میگذارد. هدف نهایی مطالعه حاضر، ارائه یک مدل اختصاصی پوششخبر در رسانههایورزشی ایران با رویکرد اخلاقحرفهای است. این مطالعه کیفی، از روش شناسی نظریۀ زمینهای ساختگرای چارمز (2006) استفاده میکند. دادههای پژوهش از طریق نمونهگیری هدفمند با تکنیک گلوله برفی و بر اساس مصاحبههای عمیق نیمه ساختاریافته با خبرگان مدیریت ورزشی و ارتباطات و رسانه، جمعآوری شد. شمار مشارکتکنندگان در پژوهش با استفاده از شاخص اشباع نظری به 23 نفر رسید. نرمافزار NVivo V.12 برای تسهیل کدگذاری و تجزیه و تحلیل دستی مورد استفاده قرار گرفت. مشخص گردید که مدل حرفهای اختصاصی پوشش خبر رسانههای ورزشی با رویکرد در اخلاق حرفهای، از 5 محور اصلی تولید محتوا با تأثیرگذاری محلی، تعامل مؤثر با مخاطبان اختصاصی، تنوع در محتوا و برنامهها، تداوم در تطبیق با نیازهای مخاطبان و در نظر گرفتن سلایق مخاطبان، تشکیل شده است. این مدل با تأکید بر تطابق محتوا و زبان با سلایق و نیازهای مخاطبان، از جنبه اخلاق حرفهای تأکید بر انعکاس صحیح و دقیق رخدادهای ورزشی مینماید. توسعه محتواهای واکنشگرا به نیازهای مخاطبان و توجه به بازخوردها نیز نشاندهنده پاسخگویی به انتظارات اخلاق حرفهای و احترام به حقوق مخاطبان است. توسعه بخشهای خبری محلی و برگزاری رویدادهای تعاملی، از پیشنهادات این مطالعه بود.
سارا پیشور فرش، مهرزاد حمیدی، حسین رجبی نوش آبادی،
دوره 100، شماره 100 - ( 8-1399 )
چکیده
مقدمه: با توجه به نقش حیاتی استخرهای ورزشی به عنوان زیرساختهای کلیدی ورزش همگانی و حرفهای، نیاز به تدوین مدلی منطبق با شرایط فرهنگی و مدیریتی کشور برای مدیریت عملکرد این مراکز احساس شد.
هدف: پژوهش حاضر با هدف تدوین مدلی کاربردی و بومی برای مدیریت عملکرد استخرهای ورزشی ایران انجام شد.
روش: این تحقیق با رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون صورت گرفت. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با ۱۶ نفر از خبرگان مدیریت عملکرد، متولیان فدراسیون ورزشهای آبی و مدیران استخرها، تا رسیدن به اشباع نظری جمعآوری و با استفاده از نرمافزار MAXQDA در سه مرحله کدگذاری توصیفی، تفسیری و یکپارچهسازی تحلیل و با تشکیل گروه کانونی وزن دهی و نهایی شد.
یافتهها: در این فرآیند، ۵۱۱ کد اولیه، ۸۲ مضمون توصیفی و ۱۴ مضمون تفسیری استخراج گردید. برای تعیین وزن مؤلفهها و نهاییسازی مدل، از تکنیک گروه کانونی استفاده و وزن کل مدل برابر با ۱۰۰۰ در نظر گرفته شد. مدل نهایی شامل چهار مؤلفه اصلی است: زیرساختها و استانداردها (وزن ۳۸۰)، مدیریت و پشتیبانی منابع (وزن ۲۵۰)، فرآیندهای خدماتی و تجربه مشتری (وزن ۲۵۰) و بازاریابی و رقابتپذیری (وزن ۱۲۰).
نتیجه گیری: نتایج نشان داد توجه به زیرساختهای ایمنی، مدیریت منابع انسانی، بهداشت، بازاریابی و بهبود تجربه مشتری از عوامل کلیدی ارتقاء عملکرد استخرها محسوب میشوند. مدل پیشنهادی با در نظر گرفتن ابعاد فنی، انسانی، خدماتی و فرهنگی، از قابلیت پیادهسازی در شرایط متنوع استخرهای کشور برخوردار است و میتواند به عنوان ابزاری قابل اندازه گیری جهت تسهیل روند مدیریت عملکرد استخرها مورد استفاده قرار گیرد.
دکتر علی شاه حسینی، دکتر سید نصراله سجادی، دکتر حسین رجبی،
دوره 100، شماره 100 - ( 8-1399 )
چکیده
هدف این پژوهش، طراحی مدل برندسازی شخصی برای ورزشکاران نخبه رشتههای انفرادی با استناد به یافتههای تحقیقات قبلی بود. این مطالعه با رویکرد کیفی و استراتژی داده بنیاد رویکرد گلیزر انجام شد. دادهها از طریق مصاحبههای عمیق و نیمه ساختاریافته با 18 نفر از قهرمانان ملی و بینالمللی و صاحبنظران حوزه بازاریابی ورزشی جمعآوری گردید که با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شده بودند. فرآیند جمعآوری دادهها تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت و تحلیل آنها با استفاده از نرمافزار مکس کیودا نسخه 2022 انجام پذیرفت. یافتههای پژوهش حاضر در سه محور اصلی عوامل مؤثر، راهبردهای توسعه و پیامدهای برندسازی شخصی دستهبندی شد. پس از تحلیل اولیه 251 گزاره، با 443 فراوانی نهایی برای دستهبندی آماده شد. این پژوهش چهار مفهوم اصلی در برندسازی شخصی را استخراج کرد و سه مقوله اصلی «عوامل محیطی»، «ویژگیهای فردی ورزشکاران» و «ویژگیهای عملکردی ورزشکاران» را به عنوان عوامل مؤثر شناسایی کرد. در بخش راهبردها، مقولههای «افزایش قابلیتهای فردی»، «تلاش برای عملکرد موفقیتآمیز» و «آموزش برندسازی» برجسته شدند، و پیامدهای برندسازی شخصی در دو مقوله «مثبت» (شامل ابعاد سیاسی، اقتصادی، فردی، اجتماعی و ورزشی) و «منفی» دستهبندی گردید. پیامدهای برندسازی دارای ابعاد متعدد مثبت شامل فواید اقتصادی (درآمدزایی)، فردی (تبدیل به الگو)، اجتماعی (افزایش آگاهی عمومی) و ورزشی (ارتقای محبوبیت رشته) بود، درحالیکه عدم مدیریت صحیح میتواند منجر به پیامدهای منفی مانند جلبتوجه غیراخلاقی یا فساد شود. این تحقیق با تلفیق یافتهها، مدلی کاربردی برای برندسازی شخصی ورزشکاران رشتههای انفرادی ارائه میدهد.
آقای احمد رجبی، دکتر سیدمحمد کاشف، دکتر محسن بهنام،
دوره 100، شماره 100 - ( 8-1399 )
چکیده
هدف تحقیق حاضر بررسی تفاوتها و شباهتهای مردان و زنان در عوامل هویتسازی با باشگاههای فوتبال ایران با توجه به مدل پیوستار روانشناختی بود. به همین منظور، 31 مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته با دو گروه مردان و زنان ایرانی طرفدار فوتبال انجام شد که با استفاده از روش تحلیل محتوا مبتنی بر مدل پیوستار روانشناختی انجام شد. برای تحلیل دادهها، کدگذاری در سه مرحله کدهای باز، مقولهها و طبقهها انجام شد تا به طبقههای مجزا و معناداری ختم شود. تحقیق حاضر نشان داد که با توجه به مدل پیوستار روانشناختی، مردان و زنان در سه مرحله آگاهی، دلبستگی و وفاداری با یکدیگر تفاوت دارند در حالی که شباهت این دو گروه بیشتر در مرحله جذب مشهود بود. با وجود برخی اشتراکات بین هویتسازی مردان و زنان، تحقیق حاضر دریافت که هنوز گفتمان طرفداری زنان در ایران بهعنوان یک گزاره حرفهای و قابلاعتنا پذیرفته نشده است. توجه بیشتر از سوی زنان به مرحله آگاهی مؤید این است که هنوز دانش این طرفداران نسبت به فوتبال و تیم محبوبشان در حال شکلگیری است.