دکتر ملیحه عرفانی،
دوره 8، شماره 4 - ( 11-1399 )
چکیده
هدف: چرای دام در جنگلهای هیرکانی از کهنترین اشکال بهرهبرداری بومی است که در محدودههای موسوم به سامانهای عرفی انجام میشده، در حالیکه بهرهبرداری رسمی جنگلها در قالب طرحهای مدیریت و واحدهای پارسل صورت میگیرد. مطالعه حاضر با هدف بررسی نقش عوامل بومشناختی در تعیین مرزهای مشخصشده توسط مردم (سامانهای عرفی) و کارشناسان (پارسلها) در بخشی از جنگلهای نوشهر شامل سریهای نمخانه و گرازبن انجام شد.
روش پژوهشی: عوامل مورد بررسی شامل تیپ پوشش گیاهی، رودخانه اصلی، رودخانههای فرعی، یالها، درهها، دامنهها و جهت بودند. نقشه مرزبندی سامانهای عرفی و پارسلهای محدوده مورد مطالعه با مرز عوامل ساختاری بومشناختی در محیط سیستم اطلاعات جغرافیایی تلاقی داده شد تا میزان انطباق مرزها با عوامل مذکور ارزیابی شود. همچنین از آنجائیکه در مرزبندی پارسلها، جادهها نقش تعیینکنندهای دارند، نقش جادهها نیز برای مرزبندی پارسلها بررسی شد.
یافتهها:
نتایج نشان داد 02/90 درصد از مرز سامانهای عرفی با فاکتورهای بومشناختی منطبق بوده و تنها 5/4 کیلومتر از آنها با این عوامل تطابق ندارد. همچنین که 29/81 و 2/85 کیلومتر از مرز پارسلها (معادل 22/90 و 56/94 درصد) بهترتیب تحت تأثیر عوامل بومشناختی و ترکیب بومشناسی و جادهها تعیین شده است. در مجموع 81/8 کیلومتر از مرز پارسلها با عوامل بومشناختی منطبق نیست که با لحاظ نقش جادهها به 4/9 کیلومتر کاهش مییابد. در میان عوامل بومشناختی، تیپهای گیاهی و جهت بیشترین تأثیر را در مرزبندی سامانها و پارسلها دارند. صد درصد رودخانههای اصلی در شکلگیری مرزها نقش داشتهاند (معادل 17 و 9 درصد طول مرز سامانها و پارسلها). همچنین کمتر از یک کیلومتر از جادهها با مرز پارسلها منطبق نبوده و حدود 32 درصد از مرز پارسلها منطبق بر مسیر جادهها است.
نتیجهگیری: این یافتهها بیانگر آن است که دانش بومی در تعیین مرزهای سامانهای عرفی، با تکیه بر شناخت دقیق از عوامل بومشناختی شکل گرفته است، در حالی که دانش کارشناسی در طراحی مرز پارسلها علاوه بر ملاحظات بومشناسی، ملاحظات مدیریتی و دسترسی را نیز مدنظر قرار داده است.
اقای ابوالقاسم فیروزی، دکتر اکرم بمانی، دکتر ملیحه عرفانی،
دوره 10، شماره 1 - ( 3-1402 )
چکیده
تغییرات کاربری اراضی با تغییر ویژگیهای پوشش سطحی مانند شکل مناطق ساخت و ساز شده ، میزان جذب گرما ، مصالح ساختمانی، آلبدوی سطحی و میزان پوشش گیاهی منجر به تغییرات دمای سطح زمین میشود. الگوی تغییرات دمای زمین در کاربری ساخت و ساز شده در مناطق گرم و خشک بر خلاف مناطق مرطوب باعث کاهش دمای سطح زمین و به عبارتی پدیده جزایر سطحی سرد شهری میشود. با توجه به توسعه شتابان مناطق شهری و صنعتی در دشت اردکان- یزد در دهههای اخیر، این مطالعه با هدف بررسی تغییرات الگوی دمایی سطح زمین با استفاد از تصاویر ماهوارهای لندست 7 و 8 برای دو فصل زمستان و تابستان سالهای 2002 و 2019 انجام شد. علاوه بر آن ارتباط کاربری اراضی/پوشش اراضی با دمای سطح زمین نیز بررسی شد. الگوریتمهای مورد استفاده جهت به دست آوردن دمای سطح زمین برای تصاویر لندست 7 روش تک پنجره و برای تصاویر لندست 8 مدل دفتر علوم لندست بود. نتایج این مطالعه نشان داد که جزایر سرد در مناطق ساخت و ساز شده شهری در فصول زمستان و تابستان تشکیل شدهاند و از سال 2002 تا 2019 وسعت جزایر سرد در زمستان کاهش و در تابستان روندی افزایشی داشته و در همین مدت وسعت جزایر حرارتی در زمستان و تابستان کمتر شده است. بر اساس نتایج حاصل از این پژوهش میتوان نتیجهگیری کرد که افزایش 6/7 درصدی مناطق ساخت و ساز شده در دوره 17 ساله موجب افزایش جزایر سرد سطحی شده و با کاهش بیش از 32 درصدی مناطق دارای پوشش گیاهی و باغات در دشت اردکان جزایر حرارتی در فصل تابستان گسترش بیشتری داشته است.