مهرنجانی محمد سلیمانی، طاهره نعمتی، تاج الدین کرمی، احمد زنگانه، طاهر پریزادی،
دوره 12، شماره 1 - ( 5-1404 )
چکیده
سالمندی از بارزترین شاخصهای زوال جمعیتی است که اغلب جوامع مدرن دچار آن میشوند. زیرا در این مرحلهی زوال جمعیتی، همگام با کاهش و ثبات نرخ مرگ و میر، نرخ زاد و ولد نیز به شدت کاهش مییابد. توسعهی فنآوری و ماشینی شدن امور، ارتقای کیفیت زندگی و شاخصهای بهداشتی و درمانی، سبک زندگی فردمدارانه و افزایش تورم اقتصادی از عوامل مهم این مسئله است. ایران نیز از جمله کشورهایی است که در آستانهی ورود به مرحلهی زوال جمعیتی است. البته شدت این جریان در مناطق مختلف کشور متفاوت است. مقالهی حاضر به بررسی و تحلیل وضعیت سالمندی درمحلههای کلان شهر تهران میپردازد. این مقاله از نظر هدف در زمرهی تحقیقات کاربردی و از منظر روش، توصیفی ـ تحلیلی است. انجام این تحقیق مبتنی بر دادههای سرشماری نفوس و مسکن سال 1395 و استفاده از تحلیلهای آمار فضایی بوده است. مقادیر مثبت تحلیل خود همبستگی موران برای هر یک از شاخصهای؛ سالمندی(0.664)، نسبت وابستگی سالمندی(0.644)، نسبت جوانی(0.653)، نسبت سالمندی(0.664)، و نسبت پیری(0.665) در محلههای تهران نشان از الگوی خوشهای آنها دارد. این بدان معناست که مسئلهی سالمندی در برخی از محلهها و مناطق شهر تهران وضعیت حادتری دارد. براین اساس تراکم جمعیت سالمند در اغلب محلههای مناطق مرکزی و شمالی شهر تهران بیشتر است. نتیجهی نهایی نشان میدهد که توزیع فضایی سالمندی از منطق اکولوژی کلان اجتماعی شهر تهران پیروی میکند و به طور نسبی منطبق بر توپوگرافی طبیعی ـ اجتماعی آن است. افزون بر این، تحلیل فضایی سالمندی در محلههای این شهر نشان میدهد، اگرچه تمامی محلهها به طور عام با مسئلهی سالمندی دست به گریبان هستند، اما برنامهریزی و مدیریت آن باید تابع الگو و چگونگی توزیع فضایی این مسئله باشد.
سعید شعبانی، بهروز محسنی، آیدینگ کرنژادی، اکرم احمدی، حسن فرامرزی، اسماعیل سیلاخوری،
دوره 12، شماره 1 - ( 5-1404 )
چکیده
پدیده جنگلزدایی یکی از چالشها و مخاطرات اصلی در اکوسیستمهای جنگلی از جمله جنگلهای هیرکانی است که تحت تأثیر عوامل متنوع طبیعی و انسانی رخ میدهد. این مطالعه با هدف مدلسازی احتمال وقوع جنگلزدایی در حوزه جنگلداری لوه واقع در شمال ایران انجام شد. دادههای این پژوهش شامل ۱۰۴ نقطه جنگلزدایی ثبتشده و ۱۴ متغیر تبیینی بود که از طریق تحلیل مکانی در محیط GIS و دادههای اقلیمی، توپوگرافی و انسانی استخراج گردید. برای تحلیل رابطه بین متغیرها و پیشبینی احتمال جنگلزدایی، از دو مدل آماری شامل رگرسیون لجستیک و مدل جمعی تعمیمیافته استفاده شد. نتایج نشان داد که مدل جمعی تعمیمیافته با ضریب کاپای 84/0 و سطح زیر منحنی عملکرد برابر 956/0 عملکرد بهتری نسبت به مدل لجستیک داشته و توزیع واقعگرایانهتری از سطوح خطر ارائه داده است. متغیرهای فاصله از جاده، شیب، اثر باد و ارتفاع از سطح دریا بیشترین تأثیر را بر احتمال جنگلزدایی داشتند. بر اساس خروجی مدل GAM، حدود ۲۰ درصد منطقه در طبقه خطر بالا و بسیار بالا قرار گرفت. یافتهها حاکی از نقش تعیینکننده زیرساختهای دسترسی، فشار انسانی و عوامل اقلیمی در تسریع روند جنگلزدایی است. نتایج این پژوهش میتواند در اولویتبندی مداخلات حفاظتی، بازنگری در توسعه جادهها و برنامهریزی فضایی مؤثر برای مدیریت پایدار جنگلهای شمال کشور مورد استفاده قرار گیرد.
دکتر سمیرا محمودی، معصومه نوروزی نژاد،
دوره 12، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
آسیب پذیری سکونتگاه های روستایی در برابر مخاطرات محیطی، توجه به تاب آوری در سطح محلی را ضروری می سازد. پژوهش حاضر با هدف اولویت بندی عوامل موثر بر تاب آوری کالبدی-محیطی و نهادی دهستان دیوشل انجام شده است. رویکرد پژوهش حاضر، توصیفی-تحلیلی و پیمایشی می باشد. جمعآوری اطلاعات به دو صورت اسنادی و میدانی (پرسشنامه کارشناسی) صورت گرفته است. جامعه آماری تحقیق، دهیاران دهستان دیوشل است که تعداد آن ها 16 نفر می باشد. با استفاده از تکنیک DEMATEL و ANP، اطلاعات به دست آمده مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. بر اساس نتایج روش ANP، زیرمعیارهای رعایت حریم معابر و حفظ هویت بومی و فرهنگی در ساخت و سازهای جدید بیشترین اثرگذاری را بر تاب آوری محدوده مورد مطالعه دارند. همچنین در شاخص کیفیت معابر، زیرمعیار رعایت حریم معابر؛ در شاخص کیفیت دسترسی به خدمات و زیر ساخت ها، کیفیت دسترسی به خدمات رفاهی و اداری؛ در شاخص سرپناه، وجود پناهگاه عمومی مستحکم در مواقع بحرانی؛ در شاخص کیفیت مساکن و ساخت و سازها، حفظ هویت بومی و فرهنگی در ساخت و سازهای جدید؛ در شاخص کیفیت محیط، جمع آوری و دفع زباله؛ در شاخص کیفیت کاربری اراضی، مکانیابی مناسب کاربری ها؛ در شاخص بستر نهادها، وجود سازمانهای اداری و موسسات برای کمک به مردم؛ و در شاخص روابط نهادها، همکاری نهادها در تسهیل قوانین و دادن اعتبارات به مردم بیشترین اثر را بر تاب آوری کالبدی- محیطی و نهادی دارند.
خانم وجیهه قلی زاده، دکتر امیر صفاری، دکتر علی احمدآبادی، دکتر امیر کرم،
دوره 12، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
در حال حاضر آبخوان دشت مشهد به علت شرایط خاص خود و وجود واحدهای صنعتی و فعالیتهای کشاورزی، شهرها و شهرکهای متعدد از مناطق بحرانی و آسیبپذیر می باشد و هدف از این پژوهش، ارزیابی آسیبپذیری آبخوان دشت مشهد به جهت پایش کیفی و مدیریت منابع آب زیرزمینی و جلوگیری از آلودگیهای آتی آن هست. دادهها و لایههای اطلاعاتی موردنیاز جهت استفاده در مدلهای DRASTIC و SI از شرکت آب منطقهای خراسان رضوی تهیه گردید. در مدل DRASTIC از هفت و در مدل SI از پنج پارامتر هیدروژئولوژیکی استفادهشد و پس از وزن دهی و رتبهبندی و تلفیق لایهها در محیط نرمافزار ArcGIS، نقشه آسیبپذیری آبخوان دشت مشهد با تقسیمبندی به محدودههای با آسیبپذیری خیلی کم تا زیاد به دست آمد. نتایج حاصله از مدل DRASTIC نشان میدهد که محدوده مطالعاتی در چهار پهنه با آسیبپذیری خیلی کم (85/21%)، کم (09/32%)، متوسط تا کم (05/31%) و متوسط تا زیاد (59/14%) قرار میگیرد. همچنین براساس نتایج مدل SI محدوده مطالعاتی در پنج پهنه با آسیبپذیری خیلی کم (4/0%)، کم (63/24%)، متوسط تا کم (98/23%)، متوسط تا زیاد (71/18%) و زیاد (25/32%) قرار دارند. با مقایسه نتایج مدلها بهطورکلی میزان آسیبپذیری آبخوان از سمت جنوب شرق به شمال غرب افزایش مییابد. همچنین برای صحت سنجی نقشههای آسیبپذیری با شاخص کیفی TDS مقایسه گردید نتایج نشان داد هر دو مدل دقت بالایی در پهنهبندی آسیبپذیری آبخوان دشت مشهد دارند.
دکتر صالح ارخی، اقای حبیبالله کر، دکتر سمیه عمادالدین،
دوره 12، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
کاهش انتشارات ناشی از جنگلزدایی و تخریب جنگل (REDD)، راهکاری برای تعدیل تغییرات اقلیمی است که به منظور کاهش شدت جنگلزدایی و انتشار گازهای گلخانهای در کشورهای در حال توسعه به کار گرفته میشود. در چند دهه اخیر، تغییرات شدید کاربری اراضی سبب کاهش میزان چشمگیری از جنگلهای هیرکانی واقع در استان مازندران شده است. به این منظور هدف این مطالعه، بررسی تغییرات کاربری اراضی و پیشبینی آن برای سال 1430 با استفاده از زنجیره مارکوف و پروژه REDD برای کاهش انتشار گاز دیاکسیدکربن برای شهرستانهای نوشهر و چالوس میباشد. با استفاده از تصاویر سنجندههای TM وETM+ ماهوارهای لندست نقشه کاربری اراضی در سه دوره زمانی مربوط به سالهای 1368، 1379 و 1400 تهیه شده است. برای طبقهبندی تصاویر از طبقهبندی نظارت شده، روش حداکثر احتمال استفاده گردید. از ماتریس خطا، ضریب کاپا در این ارزیابی برای سال 1368 برابر با 83/0، سال 1379 برابر با 81/0 و برای سال 1400 برابر با 92/0 بدست آمد. نتایج نشان میدهد که پوشش جنگل در سال 1430 کاهش پیدا میکنند. در مقابل مساحت اراضی مرتع، شهر، زمینبایر، کشاورزی و تالاب روند افزایشی خواهند داشت. براساس اهداف پروژه REDD، میزان انتشار دیاکسیدکربن تا سال 1430 محاسبه گردید. در صورت عدم اجرای پروژه REDD، در منطقه مساحت زیادی از پوشش جنگل تخریب و دیاکسیدکربن بیشتری انتشار مییابد. میزان دیاکسیدکربن در سال 1400 در منطقه اجرای پروژه، 49681 تن میباشد و تا سال 1430 به میزان 806732 تن خواهد رسید و با اجرای پروژه REDD در منطقه میتوان این میزان گاز را به معادل 402321 تن رساند، و از انتشار 404411 تن دیاکسیدکربن به جو فوقانی زمین جلوگیری نمود. بررسی تغییرات با استفاده از تصاویر ماهوارهای میتواند به مدیران و برنامهریزان کمک کند، تا تصمیمات آگاهانهتری بگیرند.
عنایت اسدالهی، مهری اکبری، زهرا حجازی زاده،
دوره 12، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
هدف: هدف اصلی از این پژوهش شناسایی و تحلیل فصلی فراگیرترین بارشهای سیلآسا در ایران طی سالهای 1940 تا 2023 است.
روش پژوهش: برای رسیدن به این هدف اقدام به دریافت دادههای بارش از پایگاه داده ECMWF با تفکیک مکانی 25/0 در 25/0 درجه قوسی برای محدوده ایران طی دوره مطالعاتی شده و گام بعدی با استفاده از صدک 95ام اقدام به محاسبه آستانه بارشهای سیلآسا برای هر یاخته به صورت فصلی شده و روزهای همراه با بارش سیلآسا شناسایی شده و با اعمال شرط بالاترین گسترش مکانی صدک 95ام روزهای دارای فراگیرترین بارش بالاتر از آستانه برای هر فصل شناسایی شده و در پایان به بررسی شرایط جوی حاکم بر آنها پرداخته شده است.
یافتهها: تحلیلها نشان میدهد که بالاترین بارش به میزان 85/146 میلیمتر در فصل زمستان و کمترین آن به مقدار 85 میلیمتر مربوط به فصل تابستان میباشد. بالاترین پوشش مکانی بترتیب در فصل بهار(9/41)، زمستان(69/40)، پاییز(55/32) و تابستان(84/16) رخ داده است. بررسی فشار تراز دریا نشان میدهد که در زمان رخ داد بارش فراگیر فصل تابستان یک کمربند کمفشار از غربیترین تا شرقیترین نقشه جو بالا که ایران داخل آن قرار دارد وجود داشته ولی برای سایر فصول کمربند پرفشار در همین محدوده وجود دارد. تراز 500 هکتوپاسکال در فصل تابستان وجود یک سلول بسته پرفشار دینامیکی بر روی ایران را نشان میدهد ولی در تراز 850 هکتوپاسکال دو مرکز کمفشار بر روی عربستان و پاکستان وجود داشته و باعث تشدید ناپایداری بر روی ایران شده است، بنابراین میتوان دریافت که در ترازهای پایینی شرایط جهت ریزش جوی هموار بوده و حتی امگا تراز 500 هکتوپاسکال بر روی ایران در این روز صعود هوا هر چند ضعیف را نشان میدهد. اما در سایر فصول همواره یک ناوه بر روی غرب ایران قرار داشته و در فصل بهار و زمستان الگوهای بندالی حضور فعالی داشته و با سازوکار خود سبب کندی حرکت جریانات و انحراف آنها بر روی منابع رطوبتی شده و زمینه انتقال رطوبت بیشتر از شرایط نرمال را به سمت ایران فرآهم نموده است. در تمامی فصول بجزء فصل تابستان ایران زیر سیطره رودباد بوده است. قرارگیری رودباد بر روی ایران سبب تشدید ناپایداری در ترازهای زیرین شده است. بررسی رودخانه جوی نشان میدهد که در بارشهای فراگیر تمامی فصول همواره رودخانه جوی با منشاء دریای سرخ، خلیجفارس وجود داشته ولی در دو فصل پاییز و زمستان شاخه فرعی هم از دریای مدیترانه دخالت داشته و سبب افزایش میزان بارندگی شده است.
دکتر سعیدمحمد صبوری، دکتر سیدامیرحسن گرکانی،
دوره 12، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
هدف: بررسی رخداد فرونشست زمین در کشور و میزان درمعرض قرارگیری سکونتگاه های روستایی در برابر پدیده فرونشست زمین می باشد.
روش پژوهش: در پژوهش حاضر مبتنیبر بررسیها و مطالعات کتابخانهای و مشاهدات و برداشتهای میدانی بوده است. با استفاده از اطلاعات دریافتی از سازمان نقشهبرداری کشور، نقشه پهنههای فرونشستی کشور و درجه خطر هر کدام از پهنهها شامل خطر بسیارکم، کم، متوسط، زیاد و بسیارزیاد ترسیم گردیده و نقشه های مذکور با موقعیت مکانی روستاها مقایسه شده است.
یافتهها: باتوجه به تحلیل دادههای موجود و دردسترس تعداد 302 روستا درمعرض خطر بسیارزیاد، تعداد 768 روستا درمعرض خطر زیاد و تعداد 834 روستا در پهنه خطر متوسط و تعداد 573 روستا در پهنه با خطرکم قرار دارند. به لحاظ درصد وزنی میزان حدود 4 درصد روستاهای کشور درگیر مخاطره فرونشست با خطر متوسط تا بسیارزیاد بوده که از نظر تعداد 1904 روستا درگیر مخاطره با درجه متوسط تا بسیارزیاد هستند و تعداد 573 روستا نیز با درجه خطر کم درگیر مخاطره هستند.
نتیجهگیری: بیشترین توزیع استانی روستاهای در معرض خطر فرونشست کشور با درجه بسیارزیاد در استانهای البرز، تهران، خراسانرضوی، قزوین، کرمان، گلستان و همدان میباشد و بیشترین توزیع استانی با درجه زیاد در استانهای آذربایجانغربی، اصفهان، البرز، تهران، خراسانرضوی، سمنان، قزوین، کرمان، گلستان، آذربایجان شرقی، همدان و یزد میباشد. همچنین بیشترین توزیع استانی روستاهای درمعرض خطر فرونشست کشور با درجه متوسط در استانهای آذربایجانشرقی و غربی، اصفهان، البرز، تهران، سمنان، قزوین، کرمان، گلستان، مازندران، مرکزی، هرمزگان، همدان و یزد میباشد.
اسماعیل کاویانپور سنگ نو، صدرالدین متولی، سارا غلامی، غلامرضا جانباز قبادی،
دوره 12، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
مدیریت پسماند یکی از چالشهای اصلی شهرهای امروزی است و با توجه به رشد جمعیت و افزایش تولید زباله، نیاز به روشهای نوین و هوشمند در این زمینه احساس میشود. شاخصهای رشد هوشمند میتوانند به عنوان ابزارهایی برای بهبود مدیریت پسماند شهری عمل کنند. سیستم مدیریت پسماند مجموعهای از فعالیتهایی است که برای سامان دادن پسماندهای جامعه به روشهای مهندسی و بهداشتی صورت میگیرد. از مهمترین معضلات و مشکلات سواحل، نبود مدیریت مناسب پسماند است. رشد هوشمند در مدیریت زباله بر یکپارچهسازی فناوری و شیوههای پایدار برای بهینهسازی جمعآوری زباله، کاهش اثرات زیستمحیطی و ترویج بازیافت متمرکز است. در این پژوهش شاخصها و روندهای کلیدی مرتبط با مدیریت هوشمند پسماند ارائه شده است. این تحقیق از نوع کمی-کیفی و روش توصیفی پیمایشی با استفاده از نظرات 20 نخبه در مسائل مدیریت پسماند و رشد شهری و همچنین شهروندان شهر محمود آباد به روش تصادفی صورت گرفته است.,تجزیه و تحلیل اطلاعات در بخش کیفی با روش گراندد تئوری و در بخش کمی با روش معادلات ساختاری انجام شد. نتایج این پژوهش نشان داد که شاخص رهبری نوین با میانگین 6/4 و زیرساختهای مناسب با میانگین 04/4 به ترتیب دارای بالاترین مقدار میانگین در بین شاخصهای رشد هوشمند بر مدیریت پسماند شهر ساحلی محمودآباد میباشند.
دکتر سوسن حیدری، دکتر مصطفی کریمی، دکتر قاسم عزیزی، دکتر علی اکبر شمسی پور،
دوره 12، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
خشکسالی یکی از مهمترین مخاطرات طبیعی با الگوهای فضایی-زمانی پیچیده است. این پژوهش به تحلیل ویژگیهای ساختاری و فضایی خشکسالیهای ایران در سه مقیاس زمانی سالانه، فصلی و ماهانه پرداخته است. برای این منظور، شدت و گستره خشکسالی با استفاده از شاخص RAI و دادههای بارش ماهانه ERA5 در بازه زمانی 42 ساله (1979-2021) محاسبه شد. نخست، پراکنش فضایی و توزیع جهتدار مرکز ثقل خشکسالی بررسی و تغییرات فضایی آن طی سالها تحلیل شد. همچنین، ارتباط میان موقعیت مرکز ثقل خشکسالی و گستره آن مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که در دوره سرد، مرکز ثقل خشکسالی بیشتر در نواحی مرکزی ایران متمرکز است، در حالیکه در دوره گرم، این مرکز به شمالغرب، سواحل دریای خزر و جنوبشرق ایران منتقل میشود. الگوی توزیع خشکسالی در تمامی مقیاسها بهطور غالب از شمالغرب به جنوبشرق بوده است. همچنین، جابجایی مرکز ثقل خشکسالی به سمت شمالشرق، شرق، جنوبشرق و جنوب، همزمان با افزایش گستره خشکسالی مشاهده شد، در حالیکه جابجایی به سمت شمال، شمالغرب و غرب با کاهش گستره خشکسالی همراه بود. بهطور کلی، نتایج این پژوهش نشان میدهد که موقعیت مرکز ثقل خشکسالی ارتباط مستقیمی با تغییرات گستره خشکسالی دارد، هرچند که خشکسالیهای ایران فاقد الگوی فضایی-زمانی منظم و قابل پیشبینی هستند.
دکتر نبی میرزایی، دکتر بهلول علیجانی، دکتر محمد دارند،
دوره 12، شماره 3 - ( 10-1404 )
چکیده
پرفشار جنب حارهای و چرخندهای مدیترانه ازجمله مهمترین سامانههای همدیدی موثر بر اقلیم ایران محسوب می شوند. در این پژوهش اثر موقعیت پرارتفاع جنبحاره بر چرخندهای مدیترانه در زمان ترسالی و خشکسالیهای ایران طی 1979 تا 2020 واکاوی شد. در این راستا از دو دسته داده بهره گرفته شد. از دادههای ایستگاهی برای شناخت دورههای ترسالی و خشکسالی بهره گرفته شد و برای شناسایی موقعیت مکانی پرفشار جنب حارهای از دادههای شبکهای ECMWF-ERA5 استفاده شد. نتایج نشان داد که پرفشار جنب حارهای با 3 سلول واچرخندی (پشته) بر موقعیت امواج جوی موثر بر بارش ایران اثر میگذارد. موقعیت مکانی پرفشار جنب حاره به ویژه پرارتفاع عربستان و شمال آفریقا نقش مهمیتری در موقعیت مکانی چرخندهای موثر بر بارش ایران دارند بطوریکه خشکسالیهای فراگیر با گسترش غربسو پرارتفاع عربستان و ادغام آن با پرارتفاع آفریقا، عدم گسترش ناوه مدیترانه تا دریای سرخ و کاهش سامانههای ادغامی سودانی و مدیترانه رخ میدهد. با جابجایی شرقسوی پرارتفاع برروی دریای عرب و شمال اقیانوس هند ناوه مدیترانه عمیقتر شده و مقدار تموج و به تبع آن بارش کشور افزایش مییابد. بنابراین گسترش شرقسوی واچرخند عربستان و تقویت پشته شمال آفریقا شرایط را برای گسترش ناوه مدیترانه فراهم میکند. هر زمانی پرارتفاع عربستان در شرقیترین حالت خود یعنی برروی دریای عمان و دریای عرب قرار گرفته باشد، از طریق دسترسی به پهنههای بزرگ آب جنوبی منجر به فرارفت رطوبت برای ایران و در نهایت رخداد بارش خواهد شد. عامل اصلی رخداد خشکسالی و ترسالی ایران تغییرات مکانی امواج جوی بواسطه تغییرات مکانی پرارتفاع عربستان است.
دکتر برومند صلاحی، آقای مهدی فروتن،
دوره 12، شماره 3 - ( 10-1404 )
چکیده
پدیده جوی انسو (ENSO)، شامل فازهای النینو و لانینا، تأثیرات قابلتوجهی بر الگوهای بارش، دما و خشکسالی در مناطق مختلف جهان دارند. این پژوهش با هدف بررسی ارتباط شاخصهای ENSO مانند MEI، SOI و نوسانات NINO با شاخصهای خشکسالی (TCI، VCI، VHI و SPI) در استانهای گیلان، گلستان و مازندران طی سالهای 2013 تا 2022 انجام شد. دادههای ماهوارهای NDVI، LST و بارش از گوگل ارث انجین برای محاسبه شاخصهای خشکسالی استخراج و دادههای ENSO از سایت NOAA جهت تحلیل همبستگی دریافت شدند. نتایج نشان داد شاخص MEI همبستگی مثبت و معناداری با SPI داشته و کاهش خشکسالی با افزایش بارش را نشان میدهد، اما ارتباط ضعیفی با سایر شاخصهای خشکسالی داشت. شاخص SOI همبستگی منفی و معناداری با SPI نشان داد که بیانگر تأثیر لانینا بر افزایش خشکسالی، بهویژه در استان گلستان است. شاخصهای نینو با SPI در استانهای شمالی ایران همبستگی مثبت داشتند و تأثیر کاهش خشکسالی و افزایش بارش را تأیید کردند. در فاز النینو، مناطق شمالی استانهای مورد مطالعه افزایش دما و جنوب استان مازندران دماهای زیر صفر را تجربه کردند، درحالیکه در فاز لانینا، دما افزایش یافته و مناطق شمالی استانهای مورد مطالعه دماهای بالاتری داشتند. پوشش گیاهی در فاز النینو در جنوب استان گلستان و شرق استان مازندران متراکمتر بود، اما در فاز لانینا کاهش یافت. شاخص SPI نشان داد خشکسالی در فاز النینو بیشتر در نیمه غربی استانهای مورد مطالعه و در فاز لانینا گستردهتر و شدیدتر بود. شاخص VHI، سلامت بهتر پوشش گیاهی را در النینو بهویژه در استانهای گیلان و مازندران و کاهش سلامت را در فاز لانینا بهویژه در استانهای مازندران و گلستان نشان داد.
داشجوی دکتری عبدالعزیز قاضی زاده، دکتر کمال امیدوار، دکتر غلامعلی مظفری، دکتر احمد مزیدی،
دوره 12، شماره 3 - ( 10-1404 )
چکیده
چکیده
هدف: حوضه کابل به دلیل وقوع سیلابهای شدید و بارشهای سنگین، یکی از مناطق آسیبپذیر افغانستان به شمار میرود. این پژوهش با هدف شناسایی بارشهای سنگین (بیش از ۲۰ میلیمتر) و سازوکارهای همدیدی مرتبط با آنها، به واکاوی بارشهای سنگین و سیلابی در این حوضه پرداخته است.
روش پژوهش: برای این کار، دادههای روزانه بارش ۱۸ ایستگاه هیدرولوژیک در محدوده حوضه کابل طی دوره آماری ۲۰۰۸ تا ۲۰۲۲ با رویکرد محیطی-گردشی تحلیل شد. تحلیل خوشهای با استفاده از روش ادغام وارد انجام گرفت و نقشههای همدیدی با استفاده از نرمافزار گرادس استخراج گردید.
یافتهها: نتایج نشان میدهد که بارشهای سنگین و سیلابی در حوضه کابل، تحت تأثیر ترکیبی از عوامل جوی و همدیدی قرار گرفته و سه الگوی همدیدی اصلی عامل بارشهای سنگین در حوضه کابل می باشد. در الگوی اول (۲۳ مارس ۲۰۰۹)، ناوهای در شرق مدیترانه باعث بارش ۳۱ میلیمتری در ایستگاه قلعه ملک شد. در الگوی دوم (۱۷ مارس ۲۰۱۴)، ناوه عمیق همراه با نفوذ هوای سرد سیبری منجر به بارش ۵۹ میلیمتری در ایستگاه باغ عمومی و سرازیر شدن سیلاب در استانهای پروان، کاپیسا و کابل گردید. در الگوی سوم (۵ فوریه ۲۰۱۷)، ترکیب ناوه، هوای سرد و واچرخند هند ریزش بارش ۶۰ میلیمتری را در ایستگاه قلعه ملک به دنبال داشت.
نتیجهگیری: با بررسی رفتار گردشهای جوی و سامانههای مؤثر، میتوان وقوع این بارشها را چند روز پیش از ظهور الگوهای مربوطه پیشبینی کرد و اقدامات لازم را برای کاهش اثرات زیانبار آنها به کار گرفت. نتایج این مطالعه در مدیریت بهینه منابع آبی، آمادگی در برابر خسارات، کاهش آسیبها، و صدور هشدار بهموقع به مسئولان و ساکنان منطقه اهمیت زیادی خواهد داشت.
بهزاد رایگانی، سوسن براتی، منا ایزدیان،
دوره 12، شماره 3 - ( 10-1404 )
چکیده
تغییر اقلیم بهعنوان یکی از مهمترین چالشهای محیطزیستی قرن حاضر، تأثیرات عمیقی بر اکوسیستمهای آبی ازجمله تالابها دارد. هدف این پژوهش، بررسی تأثیر تغییر اقلیم بر سه تالاب پیراحمدکندی، ناور و زاویه سفلی در شهرستان چالدران (آذربایجان غربی) طی دوره ۱۹۸۴ تا ۲۰۲۳ است. به این منظور، دادههای اقلیمی پایگاه TerraClimate و خروجی مدلهای CMIP6 تحت چهار سناریوی انتشار گردآوری شد. جهت ارزیابی تغییرات سطح آب، تصاویر ماهوارهایLandsat، Sentinel-2 و دادههای JRC/GSW پردازش گردید. مساحت سالانه تالابها استخراج و با پارامترهای اقلیمی (دما، بارش، تبخیر و تعرق واقعی و آب معادل برف) از طریق تحلیل سریهای زمانی، همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیره مقایسه شد. همچنین، با استفاده از روش عامل تغییر در ریزمقیاسنمایی دادههای اقلیمی، تغییرات احتمالی تا ۲۰ سال آینده پیشبینی گردید.
نتایج حاکی از آن است که افزایش دما و تبخیر و تعرق، مهمترین عوامل کاهش سطح تالابها بودهاند. تالاب پیراحمدکندی بیش از ۲۷٪ و ناور حدود ۲۰٪ از مساحت خود را از دست دادهاند، در حالی که در زاویه سفلی به دلیل دخالتهای انسانی و ورود پساب کشاورزی، الگوی کاهش فصلی و نامنظمی مشاهده میشود. پیشبینیها نشان میدهد روند افت سطح، بهویژه در دو تالاب اول ادامه خواهد یافت و ممکن است پیامدهایی همچون تشدید خشکسالی، کاهش تنوع زیستی و افت کیفیت آب را به دنبال داشته باشد. نتایج پژوهش بر ضرورت تدوین سیاستهای پایدار مدیریت منابع آب، کنترل تبخیر و تعرق و در نظر گرفتن اثرات انسانی در برنامههای حفاظتی تأکید دارد. بهرهگیری از مدلهای هیدرولوژیکی پیشرفته و ترکیب دادههای سنجش از دور با روشهای یادگیری ماشین نیز میتواند به ارائه راهکارهای مؤثرتر در حفاظت از تالابها کمک کند.
دکتر عطالله ابراهیمی، دکتر معصومه آقابابایی، دکتر علی اصغر نقی پور، دکتر اسماعیل اسدی،
دوره 12، شماره 3 - ( 10-1404 )
چکیده
هدف: در طول یک چشمانداز بهراحتی نمیتوان بخشهایی از اراضی که مقدار و نوع پوشش گیاهی متفاوتی دارند را تشخیص داد. واحدهای اکولوژیک گیاهی بهعنوان واحدهای مدیریتی شناخته میشوند و گویای پیشینه مدیریت حاکم و تخریبات طبیعی بر منطقه هستند. هدف این تحقیق، تلفیق تصاویر ماهوارهای با قدرت تفکیک مکانی مختلف جهت افزایش دقت نقشه واحدهای اکولوژیک گیاهی مورد بررسی قرار گرفته است.
روش پژوهش: ابتدا حوزه آبخیز مرجن بروجن در استان چهارمحال و بختیاری انتخاب شد. بعد از بررسیهای میدانی چهار واحد اکولوژیک گیاهی غالب در منطقه شناسایی شد. در این مطالعه تصاویر ماهواره لندست_8 با توان تفکیک مکانی 30 متر (باندهای 7_2) و باند پنکروماتیک 15 متر (باند 8)، همچنین تصاویر ماهواره سنتینل_2 شامل 4 باند پنکروماتیک (8، 4، 2،3) با توان تفکیک مکانی 10 متر مورد استفاده قرار گرفت. با استفاده از باند پنکروماتیک ماهواره لندست، باندهای 30 متری از طریق فرایند Pan-sharping به 15 متر ارتقاء یافته. سپس برای افزایش وضوح مکانی تصاویر 15 متری لندست به تصاویر 10 متری، از باندهای پنکروماتیک ماهواره سنتینل_2 استفاده شد. به این صورت که مجموع باندهای پنکروماتیک سنتینل_2 جهت انطباق هندسی با مجموع باندهای 15 متری ماهواره لندست_8، فرایند Co_Registration با حداقل میزان RMSE (05/0) انجام گرفت. سپس با استفاده از الگوریتم گرام اشمیت، باندهای 15 متری ماهواره لندست_8 به توان تفکیک مکانی 10 متر ارتقاء یافت. در نهایت با دو مجموع باندی (2 تا 8) تصاویر ماهواره لندست_8 با توان تفکیک مکانی 15 متر و 10 متر، با استفاده از الگوریتم طبقهبندی RF نقشههای طبقهبندی واحدهای اکولوژیک گیاهی تهیه شد و دقت نقشههای تولیدی به صورت ماتریس خطا نمایش داده شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که با افزایش توان تفکیک مکانی تصاویر بر دقت نقشههای طبقهبندی واحدهای اکولوژیک گیاهی نیز افزوده میشود. بهطوری که مجموعه باندهای 15 متری میزان دقت کلی نقشه طبقهبندی را 66 درصد نشان میدهند، در حالی که با افزایش وضوح مکانی باندها به 10 متر، میزان دقت کلی نقشه طبقهبندی به 82 درصد ارتقاء پیدا کرده است. همچنین نتایج ماتریس خطا نشان میدهد که نقشه طبقهبندی حاصل از مجموعه دادههای 10 متری، هر چهار گروه واحد اکولوژیک گیاهی میزان دقت تولیدکننده، دقت کاربر و شاخص توافق کاپا ارتقاء یافته است.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان میدهد که استفاده از فرایند تلفیق گرام اشمیت و افزایش توان تفکیک مکانی از 30 متر به 10 متر سبب کاهش میزان پیکسلهای مختلط و افزایش پیکسلهای خالص و در نتیجه بهبود کیفیت تصاویر در نقشههای تولیدی میشود.
دکتر صیاد اصغری سراسکانرود، دکتر فاطمه صمدی شلوه علیا، دکتر زینب حزباوی،
دوره 12، شماره 3 - ( 10-1404 )
چکیده
هدف: تغییرات کاربری اراضی به عنوان یکی از عوامل انسانی باعث تشدید سیلاب می شود که می تواند الگوی رواناب و شدت وقوع سیل را به طور چشمگیری تحت تاثیر قرار دهد. هدف از این پژوهش بررسی تاثیرات تغییر کاربری اراضی بر پهنه بندی خطر وقوع سیل در بازه زمانی 2015 تا 2024 در حوضه آبخیز سامیان واقع در استان اردبیل است.
روش پژوهش: به منظور استخراج نقشه های کاربری اراضی از تصاویر ماهواره لندست 7و 8 وسنتینل2 برای سال های 2015و 2024 در محیط ارث انجین استفاده شد و طبقه بندی با استفاده از الگوریتم درخت تصمیم گیر(CART) انجام شد. سپس با استفاده از مدل توسعه یافته سیلاب ناگهانی و تلفیق لایه های اطلاعاتی شامل: شیب ،تجمع جریان ،کاربری اراضی ،نقشه زمین شناسی، انحنا دامنه، بافت خاک در محیط ArcMap نقشه پهنه بندی خطرسیلاب تهیه شد.
یافته ها: نتایج نشان داد بین سال های 2015 تا 2024 تغییرات قابل توجهی در کاربری اراضی رخ داده است. از جمله افزایش ۱۸٫۴۷٪ زمین های کشاورزی آبی ، 9٫38٪ مناطق مسکونی، 25٫85٪ مراتع کم تراکم و درمقابل کاهش 25٫21٪- اراضی دیم، 9٫14٪- مراتع متراکم و 98٫61٪- کلاس برف. این تغییرات منجربه افزایش مساحت پهنه های باخطر بالا شده است. دقت طبقه بندی کاربری اراضی نیز با دقت کلی و ضریب کاپای بالای 0٫98٪ اعتبار بالای نتایج به دست آمده را نشان می دهد.
نتیجه گیری: افزایش سطوح نفوذناپذیر و کاهش پوشش گیاهی طبیعی باعث افزایش رواناب سطحی و در نتیجه گسترش نواحی پرخطر شده است. مدل Mffpi با بهره گیری از عوامل محیطی و انسانی توانسته است ابزای موثر برای پیش بینی و مدیریت خطر سیلاب ارائه دهد.
دکتر وحید صفریان،
دوره 12، شماره 3 - ( 10-1404 )
چکیده
هدف: هدف این پژوهش بررسی تغییرات گازهای گلخانهای در ایران و شناخت گازهای اثرگذارتر میباشد. همچنین یافتههای تحقیق به شناخت بهتر وضعیت آلودگی و تدوین راهکارهای کاهش آن کمک خواهد کرد. این یافتهها میتواند مبنای برنامهریزی برای کاهش اثرات تغییر اقلیم در کشور قرار گیرد. در تحقیق حاضر از دادههای سنجش از دور استفاده شد.
روش پژوهش: در پژوهش حاضر به بررسی تغییرات زمانی و فضایی گازهای گلخانهای شامل مونوکسیدکربن، دیاکسید نیتروژن، اُزن، بخار آب و متان در ایران طی سالهای ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۴ اقدام شد. دادههای ماهوارهای Sentinel-5P با استفاده از سامانه تحت وب GEE استخراج شدند و پس از فیلتر کردن و حذف دادههای دارای کیفیت پایین، با استفاده از روش Z-Score برای بهبود مقایسه و تحلیل همبستگی استانداردسازی شدند. برای کاهش ابعاد دادهها و شناسایی مؤلفههای مؤثر بر تغییرات گازها، تحلیل مؤلفههای اصلی (PCA) انجام شد و روندهای زمانی و مکانی گازها با استفاده از تحلیل آمار بررسی گردید.
یافتهها: نتایج نشان داد که متان دارای روند افزایشی پایدار از اواخر ۲۰۲۱ تا پایان ۲۰۲۴ بوده و با ضریب تعیین 0.87 =
بیشترین تأثیر را بر واریانس کل دادهها دارد که احتمالاً ناشی از فعالیتهای انسانی و تغییرات اقلیمی منطقه میباشد. CO،NO₂ و O₃ بیشتر تحت تأثیر نوسانات فصلی و عوامل غیرخطی قرار داشته و الگوهای افزایشی یا کاهشی طولانیمدت مشخصی از آنها مشاهده نشد. بخار آب نیز با تغییرات دما، منابع آب و الگوهای جوی رابطه مستقیم دارد و کمترین غلظت آن در ماههای سرد ثبت شد، در حالی که در ماههای گرم افزایش نشان میدهد. تحلیل PCA نشان داد که دو مؤلفه اصلی بیش از ۷۰ درصد واریانس کل دادهها را توضیح میدهند و گازهای CH₄،O₃ وNO₂ بیشترین سهم را در تغییرات کل دارند.
نتیجهگیری: نتایج مطالعه نشان داد که تغییرات گازهای گلخانهای در ایران همزمان تحت تأثیر عوامل طبیعی و فعالیتهای انسانی است. ترکیب دادههای ماهوارهای، تحلیل آماری و PCA امکان ارزیابی دقیق روندهای زمانی و فضایی گازهای گلخانهای را فراهم کرده و اطلاعات ارزشمندی برای برنامهریزی کاهش آلایندهها، و تدوین راهبردهای مقابله با تغییر اقلیم ارائه میدهد.
نفیسه رحیمی، عبدالله فرجی،
دوره 12، شماره 4 - ( 10-1404 )
چکیده
هدف: رشد جمعیت، توسعه شهرنشینی و تغییر کاربری اراضی در دهههای اخیر موجب شده تا سیلاب به عنوان یکی از مخربترین بلایای طبیعی در جهان شناخته شود. از این رو هدف ما شناخت مناطق سیلابی و الگوهای سینوپتیکی منجر به آن است که در راستای پیشگیری و کاهش اثرات ناشی از سیل و مقابله با آن جز مهمترین مسایل میباشد.
روش پژوهش: در این پژوهش به منظور تهیه نقشه مناطق سیلزده، شناسایی و وسعت آب سیلاب رخ داده در خرداد ماه 1402 در استان اردبیل، تصاویر راداری SAR برای قبل و بعد از وقوع سیلاب مورد پردازش قرار گرفت، سپس برای شناسایی الگوهای سینوپتیکی نقشه روزانه ارتفاع ژئوپتانسیل تراز 500 هکتوپاسکال، فشار تراز دریا 1000 هکتوپاسکال، امگای فشار تراز 500 هکتوپاسکال و نم نسبی فشار تراز 700 هکتوپاسکال با تفکیک مکانی 5/2 درجه در 5/2 درجه عرضجغرافیایی از مرکز ملی پیشبینی محیطی و مرکز ملی پژوهشهای جوی ایالات متحده (NCEP/NCAR) دریافت شد و مورد تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: بررسی مساحت سیل حاکی از آن بود که در استان مورد مطالعه شهرستان بیلهسوار با مساحت بالغ بر 593 هکتار، شهرستان پارسآباد با 505 هکتار، مشکینشهر با 245 هکتار، شهرستان گرمی با 192 هکتار، در اثر سیل دچار آبگرفتگی شدهاند. آنالیز پهنههای سیلاب نیز نشان داد بیشترین حجم سیلاب وارد شده به استان اردبیل در زمان مورد مطالعه مربوط به شهرستانهای شمالی استان میباشد که فراهم شدن تمامی شرایط رطوبتی و ناپایداری در تمام عمق لایه وردسپهر، منجر به رخداد بارش شدید سیلاب ساز در این مناطق شده است.
نتیجهگیری: نتایج این پژوهش، حاکی از آن است که بکارگیری دادههای راداری بدلیل دارابودن قابلیتهای برجسته، ابزار مفیدی در آشکارسازی و پایش دائمی سیلابها میباشد. لذا با آشکار سازی محدودههای در معرض خطر سیل و شرایط سینوپتیکی مولد سیلاب مدیران اجرایی میتوانند بهترین تصمیمات را برای مقابله با سیلهای احتمالی آینده اتخاذ نمایند.
|
محمدحسین ناصرزاده، پرویز ضیائیان فیروزآبادی، زهرا حجازی زاده، شیرین مرادجانی،
دوره 12، شماره 4 - ( 10-1404 )
چکیده
این پژوهش به تحلیل پویاییهای فضایی ـ زمانی تبخیر و تعرق (ET) و اثر متغیرهای بیوفیزیکی و تغییرات کاربری/پوشش اراضی (LULC) در حوضه آبریز رودخانه کارون (جنوبغرب ایران) طی دوره ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۳ میپردازد. این حوضه با وسعت ۶۷,۲۵۷ کیلومتر مربع و توپوگرافی متنوع، سالانه با اتلاف چشمگیر منابع آبی مواجه است؛ بهطوریکه حدود ۷۲ درصد از بارش ملی (معادل ۴۱۳ میلیارد مترمکعب) به دلیل تبخیر و تعرق از دست میرود و پیامد آن انباشت نمک و رسوب است. دادههای ماهوارهای MODIS (MCD12Q1، MOD13A1، MCD43A3، MOD11A2، MOD16A3 و CHIRPS) اطلاعات مربوط به کاربری اراضی، شاخص NDVI، آلبدو، دمای سطح زمین (LST)، بارش و تبخیر و تعرق را با تفکیک مکانی ۵۰۰ متر فراهم آوردند و تصاویر لندست با قدرت تفکیک ۳۰ متر جهت اعتبارسنجی مورد استفاده قرار گرفتند. نتایج حاصل از رگرسیون چندمتغیره و رگرسیون موزون جغرافیایی (GWR) بیانگر افزایش ۳۹/۵ درصدی تبخیر و تعرق (از ۳۱/۴۸ به ۴۳/۹۲ میلیمتر در سال)، رشد ۳۲/۷۸ درصدی شاخص NDVI (از ۰/۱۸ به ۰/۲۳۹) و کاهش ۱۶/۳۵ درصدی دمای سطح زمین (از ۳۳/۵۲ به ۲۸/۰۵ درجه سلسیوس) بود. این تغییرات همزمان با کاهش ۶/۹۰ درصدی اراضی کشاورزی، افزایش ۶/۹۴ درصدی مراتع و گسترش ۴۲/۷۶ درصدی جنگلها رخ داد. مدل GWR (AdjR² بالاتر از ۰/۹۷، بیشینه ۰/۹۸۸۷ در سال ۲۰۱۰) نشاندهنده ناایستایی فضایی بود؛ بهگونهای که در مناطق کوهستانی شمالشرق برآورد بیش از مقدار واقعی و در دشتهای کشاورزی جنوبغرب برآورد کمتر از مقدار واقعی مشاهده شد. همچنین، صحتسنجی با تصاویر لندست (دقت کلی ۸۵ تا ۹۰ درصد و ضریب کاپای ۰/۸۵ تا ۰/۹۰) نشان داد که حدود ۲,۴۷۷ کیلومتر مربع از جنگلها به کاربریهای با تبخیر و تعرق بالا (مراتع و کشاورزی) تغییر یافتهاند که سبب افزایش ET در فصل گرم گردید.بهطور کلی، نتایج این پژوهش بر اهمیت استفاده از مدلهای یکپارچه هیدرولوژیکی تأکید میکند؛ مدلهایی که دادههای آبیاری و تحلیلهای با وضوح بالا را در بر گیرند تا راهکارهای مؤثرتری برای مدیریت پایدار منابع آب در مناطق تحت تنش آبی فراهم شود.
خانم شیدا شریفی، دکتر عبدالله نصرتی، دکتر هادی نیری،
دوره 12، شماره 4 - ( 10-1404 )
چکیده
این پژوهش با بهرهگیری از روش تحلیل سلسلهمراتبی (AHP) به ارزیابی آسیبپذیری و تابآوری شبکه توزیع آب شهری در مناطق فیضآباد و بهاران شهر سنندج در برابر پارامتر بیشینه سرعت زمین (PGV) پرداخته است. هدف اصلی مطالعه شناسایی عوامل کلیدی مؤثر بر آسیبپذیری شبکه و ارائه راهکارهایی برای افزایش تابآوری این زیرساخت حیاتی میباشد. (PGV) بر اساس دادههای ۴۰ گسل با طول بیش از ۱۰ کیلومتر در شعاع ۷۰ کیلومتری شهر و با استفاده از روابط کاهندگی استخراج شد و دادههای زمینشناسی، ژئومورفولوژی، نوع خاک، قطر و جنس لولهها از منابع معتبر محلی گردآوری شد. معیارهای اصلی شامل (PGV)، زمینشناسی، خاک، جنس و قطر لولهها با وزنهای 0.460، 0.112، 0.243 و 0.182 در مدل (AHP) تلفیق و نقشههای آسیبپذیری شبکه تهیه شد. نتایج نشان داد که (PGV) در سطح شهر بین 35 تا 39 cm/s قرار دارد. در فیضآباد، کاهش PGV همراه با لولههای فولادی قطور و خاک آبرفتی کواترنر موجب قرارگیری 81 درصد شبکه در طبقه آسیبپذیری کم و تنها 2.1 درصد در طبقه آسیب شدید شد. در بهاران، (PGV) بالاتر (39 cm/s) همراه با لولههای آزبستی کمقطر و بستر شیل، 34 درصد شبکه را در طبقه آسیبپذیری خیلی شدید قرار داد. این تفاوت مکانی نشان میدهد که (PGV) بهتنهایی عامل تعیینکننده آسیبپذیری نیست و برهمکنش میان (PGV)، جنس و قطر لوله و ویژگیهای زمینشناسی الگوی آسیبپذیری را شکل میدهد. نتایج مطالعه چارچوبی علمی برای ارزیابی آسیبپذیری شبکههای آب ارائه کرده و امکان تداوم خدمترسانی آب شرب در شرایط بحرانی را تضمین میکند و قابلیت تعمیم به شهرهای مشابه را داراست
خانم رعنا نوروزی، اقا سیدمروت افتخاری، اقا علی احمدآبادی،
دوره 12، شماره 4 - ( 10-1404 )
چکیده
هدف: در دو دهۀ اخیر فرونشست به عنوان یک مخاطره ژئومورفیک و یکی از بحرانهای زیستمحیطی، هر ساله خسارات جبران ناپذیری را به دشت های ایران تحمیل می کند که می توان گفت یکی از مهمترین علل آن در حال حاضر برداشت غیر اصولی و بی رویه از سفره های زمینی می باشد. دشت اشتهارد بهعنوان یکی از قطبهای صنعتی و کشاورزی استان البرز هم از این قائده مستثنی نیست که به دلیل افت شدید سطح آب زیرزمینی توسط وزارت نیرو ممنوعۀ بحرانی اعلام شده است. از این رو در این پژوهش جهت مدلسازی ریسک خطر وقوع فرونشست در دشت اشتهارد، از روش جنگل تصادفی در محیط نرمافزار R استفاده شد.
روش پژوهش: در این راستا، ۱۲ لایه مستقل شامل نقشه ارتفاع، فاصله از آبراهه، فاصله از قنات، فاصله از چاه، فاصله از گسل، افت سطح آب زیرزمینی، تراکم زهکشی، خاکشناسی، سنگشناسی، کاربری اراضی، شاخص رطوبت توپوگرافی و تابش خورشیدی و یک لایه وابسته شامل نقاط فرونشست مورد استفاده قرار گرفت. مدل جنگل تصادفی در محیط نرمافزار R اجرا شد. از دو شاخص مهم میانگین کاهشی دقت و میانگین کاهش ضریب جینی برای تعیین اولویت، اهمیت و وزندهی عوامل مؤثر بر فرونشست استفاده شد و به منظور ارزیابی عملکرد مدل، از معیارهای دقت (Accuracy)، ضریب کاپا (Kappa) و منحنی ویژگی عملکرد گیرنده (ROC Curve) را مورد استفاده قرار دادیم.
یافتهها: نتایج نشان داد که مدل جنگل تصادفی دقت بالایی در طبقهبندی ریسک فرونشست زمین دارد. که ارزیابی ما هم از نظر دقت کلی ۰.۹۶۳(Accuracy)، هم از نظر توافق واقعی ۰.۶۱۱ (Kappa)، و هم از نظر قدرت تمایز ۰.۹۵۵(AUC) کاملاً علمی و معتبر بود و بیانگر آن است که مدل جنگل تصادفی برای پهنهبندی ریسک خطر وقوع فرونشست عملکرد بسیار خوبی داشته است. متغیرهای عمق آب زیرزمینی، فاصله از چاهها، زمینشناسی و کاربری اراضی بیشترین تأثیر را در وقوع فرونشست داشتند. همچنین بیش از ۶۵٪ از مساحت منطقه در طبقات ریسک زیاد و بسیار زیاد قرار گرفت که حاکی از شرایط بحرانی منطقه است. این در حالیست که درصد مساحت کاربری شهری از سال ۲۰۱۱ تا ۲۰۲۳ روند صعودی را تجربه کرده است. بهویژه در سال ۲۰۲۳ که با افزایش تمرکز جمعیتی، بستری برای فشار بیشتر بر منابع زیرزمینی وارد آمده و فرونشست در این نواحی شدت یافته است.