111 نتیجه برای Co
آقای عبدالعظیم قنداق ساز، دکتر مسلم سواری، دکتر فرهاد جوان،
دوره 8، شماره 4 - ( 11-1399 )
چکیده
هدف: ارزیابی مخاطرات در مقاصد گردشگری نقش مهمی در حفظ ایمنی گردشگران و پایداری محیطزیست ایفا میکند. شناسایی تهدیدات بالقوه مانند بلایای طبیعی، ازدحام جمعیت، آسیبهای فرهنگی و مخاطرات اجتماعی، زمینهساز برنامهریزی دقیقتر و مدیریت مؤثرتر گردشگری است. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی مخاطرات محیطی در مناطق گردشگری شهرستان دزفول انجام شده است.
روش پژوهش: جامعه آماری شامل گردشگران مناطق روستایی شهرستان دزفول بوده که براساس آمار سازمان میراث فرهنگی، سالانه بیش از ۱۰ میلیون نفر از این مناطق بازدید میکنند. حجم نمونه با استفاده از جدول کرجسی و مورگان ۳۸۴ نفر تعیین شد و نمونهگیری بهصورت تصادفی انجام گرفت. در این مطالعه، ۳۳ روستا در چهار بخش شهرستان مورد بررسی قرار گرفتند. دادهها با استفاده از پرسشنامه و تحلیل عاملی تأییدی تجزیه و تحلیل شدند.
یافتهها: باتوجه به نتایج بررسی فقط بخش چغامیش از نظر مخاطرات سیاسی باخطر بالا روبروست و سایر بخشها دارای تهدید متوسط در این حوزه هستند. در حوزه مخاطرات مالی و اقتصادی موضوع متفاوت است و فقط بخش مرکزی با تهدید متوسط روبروست و سایر بخش ها دارای تهدید با سطح بالا روبرو هستند. اما مهمترین نتیجه این بررسی در حوزه مخاطرات اجتماعی خود را نشان داده، جایی که تمام بخشها تهدید با سطح پائین را نشان داده اند که بیانگر امنیت مناسب و آسایش گردشگران در سفر به این شهرستان بوده است. همچنین نتایج مطالعه نشان دهنده سطح متوسط مخاطرات محیطی در بخش های شهیون و سردشت و چغامیش بوده و حتی در بخش مرکزی این مخاطرات در محدوده اولویت پایین قرار دارد. نتایج تحلیل عاملی تاییدی راهکارهای کاهش مخاطرات گردشگری در شهرستان دزفول در عامل های عوامل اطلاع رسانی و آموزشی، عوامل قانونی و امنیتی، عوامل احتیاطی و عوامل زیرساختی طبقهبندی شد.
نتیجهگیری: پژوهش حاضر نشان داد که مخاطرات اجتماعی در شهرستان دزفول در سطح پایینی قرار دارد و امنیت گردشگران تأمین شده است. با این حال، مخاطرات اقتصادی و محیطی در برخی بخشها نیازمند توجه و مدیریت بیشتر هستند. اجرای راهکارهای پیشنهادی میتواند به بهبود کیفیت تجربه گردشگری و توسعه پایدار منطقه کمک کند.
دکتر کمیل عبدی، دکتر همت اله رورده،
دوره 8، شماره 4 - ( 11-1399 )
چکیده
هدف: سیلاب یکی از مهمترین بلایای طبیعی در استان مازندران و بهویژه شهرستان ساری به شمار میرود که هر ساله خسارات گستردهای در ابعاد اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی بههمراه دارد. هدف این پژوهش، شناسایی و پهنهبندی خطر سیلاب با بهرهگیری از الگوریتمهای یادگیری ماشین جنگل تصادفی (RF) و ماشین بردار پشتیبان (SVM) و همچنین استفاده از رویکرد تلفیقی برای افزایش دقت پیشبینیها و کاهش عدمقطعیت مدلها است.
روش پژوهش: در این مطالعه، مجموعهای از دادههای مکانی شامل مدل رقومی ارتفاع (DEM)، کاربری اراضی حاصل از تصاویر ماهوارهای، شاخصهای ژئومورفولوژیکی (شیب، جهت شیب و تراکم زهکشی)، دادههای زمینشناسی، فاصله از جادهها و آبراههها، شاخص پوشش گیاهی (NDVI) و متغیرهای اقلیمی (بارش و دما) گردآوری شد. دادهها با استفاده از ابزارهای GIS و RS پردازش و برای آموزش و اعتبارسنجی مدلها آماده گردیدند. عملکرد مدلها با معیارهای ارزیابی شامل دقت، F1، AUC و منحنی ROC سنجیده شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که هر دو مدل RF و SVM عملکرد بالایی در پهنهبندی خطر سیلاب دارند، بهطوریکه مقادیر شاخصهای ارزیابی بیانگر دقت قابل قبول آنها است. همچنین، رویکرد تلفیقی منجر به بهبود نتایج و کاهش خطاهای ناشی از پیشبینی منفرد شد. بر اساس نقشههای تولیدشده، بخش قابل توجهی از شهرستان ساری در طبقات خطر زیاد و خیلی زیاد قرار دارد که با مناطق دارای بارشهای شدید، تراکم زهکشی بالا و شیب تند همپوشانی دارد.
نتیجهگیری: پژوهش حاضر تأکید میکند که الگوریتمهای یادگیری ماشین، بهویژه در قالب رویکرد تلفیقی، ابزار مؤثری در شناسایی مناطق مستعد سیلاب هستند. نتایج این تحقیق میتواند بهعنوان مبنای علمی در برنامهریزی شهری، مدیریت بحران و کاهش خطرپذیری سیلاب در شهرستان ساری و سایر مناطق مشابه مورد استفاده قرار
دکتر ملیحه عرفانی،
دوره 8، شماره 4 - ( 11-1399 )
چکیده
هدف: چرای دام در جنگلهای هیرکانی از کهنترین اشکال بهرهبرداری بومی است که در محدودههای موسوم به سامانهای عرفی انجام میشده، در حالیکه بهرهبرداری رسمی جنگلها در قالب طرحهای مدیریت و واحدهای پارسل صورت میگیرد. مطالعه حاضر با هدف بررسی نقش عوامل بومشناختی در تعیین مرزهای مشخصشده توسط مردم (سامانهای عرفی) و کارشناسان (پارسلها) در بخشی از جنگلهای نوشهر شامل سریهای نمخانه و گرازبن انجام شد.
روش پژوهشی: عوامل مورد بررسی شامل تیپ پوشش گیاهی، رودخانه اصلی، رودخانههای فرعی، یالها، درهها، دامنهها و جهت بودند. نقشه مرزبندی سامانهای عرفی و پارسلهای محدوده مورد مطالعه با مرز عوامل ساختاری بومشناختی در محیط سیستم اطلاعات جغرافیایی تلاقی داده شد تا میزان انطباق مرزها با عوامل مذکور ارزیابی شود. همچنین از آنجائیکه در مرزبندی پارسلها، جادهها نقش تعیینکنندهای دارند، نقش جادهها نیز برای مرزبندی پارسلها بررسی شد.
یافتهها:
نتایج نشان داد 02/90 درصد از مرز سامانهای عرفی با فاکتورهای بومشناختی منطبق بوده و تنها 5/4 کیلومتر از آنها با این عوامل تطابق ندارد. همچنین که 29/81 و 2/85 کیلومتر از مرز پارسلها (معادل 22/90 و 56/94 درصد) بهترتیب تحت تأثیر عوامل بومشناختی و ترکیب بومشناسی و جادهها تعیین شده است. در مجموع 81/8 کیلومتر از مرز پارسلها با عوامل بومشناختی منطبق نیست که با لحاظ نقش جادهها به 4/9 کیلومتر کاهش مییابد. در میان عوامل بومشناختی، تیپهای گیاهی و جهت بیشترین تأثیر را در مرزبندی سامانها و پارسلها دارند. صد درصد رودخانههای اصلی در شکلگیری مرزها نقش داشتهاند (معادل 17 و 9 درصد طول مرز سامانها و پارسلها). همچنین کمتر از یک کیلومتر از جادهها با مرز پارسلها منطبق نبوده و حدود 32 درصد از مرز پارسلها منطبق بر مسیر جادهها است.
نتیجهگیری: این یافتهها بیانگر آن است که دانش بومی در تعیین مرزهای سامانهای عرفی، با تکیه بر شناخت دقیق از عوامل بومشناختی شکل گرفته است، در حالی که دانش کارشناسی در طراحی مرز پارسلها علاوه بر ملاحظات بومشناسی، ملاحظات مدیریتی و دسترسی را نیز مدنظر قرار داده است.
آقای مهرداد کرمی، دکتر محمدرضا پورجعفر،
دوره 8، شماره 4 - ( 11-1399 )
چکیده
پدیدهی تغییر کاربری اراضی در مناطق پیرامونی کلانشهر تهران، بهویژه در محدودهی لواسانات، طی دو دههی اخیر از یک فرآیند کالبدی و اقتصادی به مسئلهای راهبردی در حوزهی حکمرانی فضایی، تابآوری سرزمینی و پدافند غیرعامل تبدیل شده است. این پژوهش با هدف تبیین سازوکارهای نهادی، فضایی و اکولوژیکی مؤثر بر تغییر کاربری اراضی و پیامدهای آن بر تابآوری فضایی منطقه، با رویکردی تلفیقی و بهرهگیری از روشهای کیفی و کمی انجام شده است. دادههای پژوهش از سه منبع اصلی گردآوری شدهاند: تحلیل محتوای اسناد قانونی و سیاستی مرتبط با مدیریت زمین، مصاحبههای نیمهساختاریافته با کارشناسان و مسئولان محلی، و تحلیل مکانی دادههای پوشش زمین با استفاده از مدل پیشبینی تغییرات کاربری. یافتهها نشان میدهد که تغییر کاربری در لواسانات حاصل همزمان سه سطح از کنش است: تخریب ساختارهای اکولوژیکی که منجر به کاهش ظرفیت طبیعی سرزمین در جذب و مهار مخاطرات محیطی شده است، ضعف نظارت نهادی که توان نظارت و کنترل بر زمین را تضعیف کرده و تمرکز کالبدی که خطرپذیری فضایی را افزایش داده است. این تحولات همزمان با کاهش شدید اراضی کشاورزی و از بین رفتن کمربندهای طبیعی، به تضعیف کارکردهای زیستمحیطی، تشدید خطرپذیری کالبدی و کاهش کارایی پدافند غیرعامل منجر شده است.
نتایج تحلیلها نشان میدهد که لواسانات در وضعیت گذار از یک نظام فضایی پایدار به یک نظام شکننده و بیدفاع قرار دارد. فرآیند تغییر کاربری اراضی در این منطقه نه صرفاً پیامد فشارهای جمعیتی یا اقتصادی، بلکه بازتابی از اختلال در نظام حکمرانی فضایی و ضعف نهادی در مدیریت زمین است. در نتیجه، آنچه در ظاهر «توسعه» تلقی میشود، در عمل به فرایند تدریجی «بیدفاعسازی سرزمین» و فرسایش تابآوری اکولوژیکی و نهادی منجر شده است.
دکتر رئوف مصطفیزاده، وحید صفریان زنگیر، خدیجه حاجی،
دوره 8، شماره 4 - ( 12-1400 )
چکیده
تصادفات جادهای برآیندی از ترکیب رفتار راننده، وضعیت جاده، وسیله نقلیه و عوامل محیطی است. بنابراین یکی از مؤثرترین مواردی که میتواند بهعنوان راهکاری مناسب در کاهش تصادفات، تخلفات و افزایش ایمنی در رانندگی مورد استفاده قرار گیرد، شناسایی دقیق پارامترهای مؤثر بر تصادفات و ارزیابی تأثیر آنها میباشد. در سالهای اخیر توجه به مسئله تعیین تأثیر عناصر آب و هوایی بر روی شدت و تعداد تصادفات جادهای افزایش یافته است. بررسی ارتباط بین رخداد تصادفات جادهای و عناصر جوی در جاده برونشهری شهرستان گرمی- اردبیل (محور برزند) است. در این راستا، تأثیر عناصر اقلیمی (میزان بارش، دمای حداقل و تعداد روزهای یخبندان) بر تصادفات جادهای در رویداد سوانح مخاطرهآمیز مورد ارزیابی قرار گرفت. آمار کل تصادفات محور برزند از اداره پلیسراه استان اردبیل طی دوره آماری (1394-1390) و نیز آمار ایستگاه هواشناسی شهرستان گرمی در طی یک دوره 11 ساله مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. در این راستا ارتباط آماری با استفاده از نرمافزار برنامهنویسی R صورت گرفت و تحلیلهای آماری انجام شد. نتایج تحلیل عناصر اقلیمی بیانگر این است که اکثر تصادفات در محور برزند، در فصل زمستان اتفاق افتاده است که با آمار تعداد روزهای یخبندان و نیز حداقل دمای مطلق مطابقت دارد. براساس نتایج، بیشترین همبستگی مثبت و معنیدار در سطح 1 درصد (43/0R2=) میان آمار تلفات جانی و تعداد روزهای یخبندان بوده است. علاوه بر این میان دمای حداقل مطلق و تعداد تلفات جانی و افراد مجروح نیز رابطه معکوس معنیدار وجود دارد. در نتیجه، وضع نامطلوب جادهای ناشی از عناصر اقلیمی را میتوان در تشدید آمار تصادفات مؤثر دانست. بر این اساس، ارائه راهکارهای مناسب در تغییر رفتار منجر به کاهش تصادفات مجروحی را میتوان در حوزه تنظیم قوانین و مقررات مدنظر قرار داد.
دکتر صیاد اصغری سراسکانرود، آقای روح اله جلیلیان،
دوره 8، شماره 4 - ( 12-1400 )
چکیده
کاربری اراضی منعکس کننده ویژگیهای تعاملی بین انسان و محیط زیست و توصیف نحوه بهرهبرداری انسان برای یک یا چند هدف بر روی زمین است. کاربری اراضی، معمولا بر اساس استفاده انسان از زمین، با تأکید بر نقش کاربردی زمین در فعالیتهای اقتصادی تعریف میشود. تحقیق حاضر بهمنظور بررسی روند تغییرات کاربری اراضی حاشیه رودخانه گاماسیاب طی یک دوره 30 ساله با استفاده از سنجندههای TM و OLI انجام شد. نتایج نشان داد که روش شیگرا نسبت به الگوریتمهای پیکسل پایه از صحت و دقت بهتری برای تهیه نقشههای کاربری برخوردار هستند. مقدار افزایش صحت در روش مبتنی بر طبقهبندی شیگرا تا حد زیادی به انتخاب پارامترهای مناسب برای طبقهبندی، تعریف قوانین و بهکارگیری الگوریتم مناسب جهت بهدست آوردن درجه عضویت بستگی دارد. بهطوری که ضریب کاپا برای هر دو تصویر مورد استفاده تقریبا مقدار 90/0 را نشان میدهد. بنابراین این نقشهها مبنای آشکارسازی تغییرات قرار گرفتند. با توجه به نتایج بدست آمده اراضی کشاورزی و مسکونی با افزایش و این افزایش با کاهش مراتع همراه بوده است. نگاهی کلی به این دوره 30 ساله نشان میدهد که زراعت آبی و دیم بهترتیب افزایشی 79/2418 و 61/719 هکتاری و مراتع نیز کاهشی 86/2848 هکتاری داشته اند. این در حالی است که کلاس مسکونی و عوارض انسان ساخت افزایشی 85/428 هکتاری یا رشدی 87/178 درصدی را نشان میدهند، که این امر بیانگر اهمیت کشاورزی در منطقه مورد مطالعه است.
زهرا عربی، ایوب بدراق نژاد،
دوره 8، شماره 4 - ( 12-1400 )
چکیده
خشکسالی یکی از بلایای محیطی است که فراوانی آن بهویژه در مناطق خشک و نیمهخشک کشور بسیار زیاد میباشد. کمبود بارش اثرات متفاوتی را بر روی آبهای زیرزمینی، رطوبت خاک و جریان رودخانهها بهجای میگذارد. هدف این پژوهش ارزیابی پوشش گیاهی و دمای سطح زمین جهت تحلیل دوره خشکسالی در استانهای قم،چهارمحال بختیاری،اصفهان و مرکزی با استفاده از تصاویر ماهواره مودیس سنجنده ترآ، دادههای بارش ایستگاههای سینوپتیک واقع در منطقه، شاخصهای سنجشازدوری همچون شاخص سلامت پوشش گیاهی، وضعیت پوشش گیاهی و شاخص وضعیت درجه حرارت بهمنظور آشکارسازی تغییرات رخداده در بازه زمانی17 ساله(مادیس) و 20 ساله (بارش، جهت صحت سنجی) میباشد. بدین منظور ابتدا با بررسی دادههای بارانسنجی و سینوپتیک ایستگاههای موجود و با استفاده از مدل شاخص بارش استانداردشده سه ماه آوریل، می و ژوئن بهعنوان نمونه انتخاب شد. در این مطالعه تصاویر ماهوارهای با کد(MOD11A2,MOD13A3) از سال 2000 تا 2017 دریافت و روی آنها پیشپردازش و پردازشهای لازم همانند تصحیح هندسی و رادیومتریک انجامگرفت، سپس شاخص بارش استانداردشده با شاخصهای شرایط دمایی، شاخص وضعیت پوشش گیاهی و شاخص سلامت پوشش گیاهی بهصورت تلفیقی به کمک تصاویر ماهواره مودیس سنجنده ترآ مورد مقایسه قرار گرفت. نتایج نشان داد بین ماههای موردسنجش واقع شده، بیشترین روند رو به خشکی در قسمت شرقی این استانها نمایان بوده و بیش از 50 درصد مساحت این استانها را شامل میشود. روند تغییرات این شیب از لحاظ آماری معنیدار است. با توجه به نتایج همبستگیها شاخص وضعیت درجه حرارت با شاخص بارش استاندارد شده از همبستگی قوی نسبت به سایر شاخصها برخوردار بوده است. همچنین میتوان نتیجه گرفت که تصاویر مودیس و شاخصهای پردازششده در کنار شاخص اقلیمی دارای قابلیت لازم برای پایش خشکسالی است. استفاده از نقشههای حاصل از شاخصهای خشکسالی میتواند به بهبود برنامههای مدیریت خشکسالی کمک نموده و نقش بسزایی را در کاهش اثرات خشکسالی ایفا کند.
دکتر طاهر پریزادی، دکتر حبیب اله فصیحی، آقای فرهاد آگاه،
دوره 8، شماره 4 - ( 12-1400 )
چکیده
مصرف مستقیم سوخت و انرژی توسط خانوارها در تولید و انتشار CO2، سهم عمده ای دارد. به همین دلیل شناخت عوامل مرتبط با مصارف خانوار در راستای برنامه ریزی و اعمال مدیریت بر انتشار کربن بسیار اهمیت داشته و در این مقاله به این موضوع پرداخته شده است. محدوده مطالعاتی، شهر اردبیل و جامعه آماری خانوارهای ساکن این شهر بوده اند. میزان مصرف گاز شهری، برق و سوخت خودرو ملاک تعیین میزان انرژی مصرفی مستقیم خانوار بوده که داده های دو مورد نخست از روی قبوض مربوط بهدست آمده و دیگری به همراه سایر داده ها با پرسش از سرپرستان خانوارهای نمونه حاصل شدهاند. تعداد نمونه بر مبنای مدل کوکران 383 خانوار تعیین شده و توزیع نمونه به صورت تصادفی خوشه ای بوده است. همچنین از ابزار پرسشنامه برای گردآوری داده های پیمایشی استفاده شده است. ابتدا میزان مصرف انرژی هر خانوار نمونه بر حسب واحد مگاژول محاسبه و سپس با توجه به آن، میزان تولید CO2 هر خانوار از روی رقم انرژی، تعیین گردید. آنگاه با استفاده از قابلیت های سیستم اطلاعات جغرافیایی و ابزار درونیابی کریجینگ، نقشه های توزیع فضایی تولید شده و به کمک نرمافزار TerrSet Geospatial Monitoring and Modeling System نقشههای رابطه فضایی ترسیم گردیدند. یافتههای تحقیق نشان دادندکه پهنه های با بالاترین مصرف انرژی و تولید CO2 به صورت پراکنده در جنوب و جنوب غربی شهر و پهنه های با کمترین مقدار، در شمال، شمال شرق و مرکز شهر قرار دارند. فراوانی خانوارهای با مصرف زیادتر انرژی و تولید بیشتر CO2 در مناطق دو و یک شهرداری و فراوانی خانوارهای با کمترین مقدار، در مناطق سه و چهار بیشتربوده است. به لحاظ رقم میانگین، مناطق دو و سه، رقمی بالاتر از رقم میانگین کل شهر و مناطق یک و پنج، رقمی کمتر از آن داشته اند. 80 درصد از تولید کربن خانوارها، از منشاء مصرف خانگی مستقیم سوخت، 15 درصد از منشاء وسیله نقلیه و 5 درصد از محل مصرف برق بوده است. رابطه فضایی کل 11 متغیر مورد بررسی با تولید کربن در سطح شهر رقم 67/0 را به دست داده اما رابطه تک تک متغیرها با تولید CO2 از 49/0 برای تعداد اعضای خانواده دارنده گواهینامه رانندگی تا 17/0 برای تحصیلات سرپرست خانوار، متفاوت بوده است. پهنه های با بیشترین رابطه فضایی (8/0 و بیشتر)به صورت نواری شمالی – جنوبی در حاشیه شرقی شهر و پهنه های با کمترین رقم، (2/0 و کمتر) در شمال شرقی شهر قرار داشته اند.
حلیمه کارگر، بهلول علیجانی، محمد سلیقه، مهری اکبری،
دوره 8، شماره 4 - ( 11-1399 )
چکیده
استقرار در کمربند خشک جهان، تسلط پرفشارهای جنب حاره ای و فاصله از منابع رطوبتی، ایران را بطور منطقه ای از نعمت ریزش های جوی محروم می کند، در این شرایط بر هم کنش های منطقه ای سیستم های فشار در تشکیل و انتقال توده های هوای مرطوب از اقیانوس ها و دریاها مجاور، نقش مهمی در ریزش های جوی ایران دارند. پژوهش حاضر به منظور معرفی شاخص های SAI وMAI تهیه شده است. این شاخص ها اختلاف ارتفاع ژئوپتانسیل بین مراکز فشار در تراز 700 هکتوپاسکال در سواحل جنوبی ایران را نشان می دهد. شاخص MAI اختلاف فشار بین مرکز چرخندمدیترانه و واچرخندعربستان و شاخص SAI اختلاف فشار بین چرخندسودانی و واچرخندعربستان را در تراز فوق نشان می دهد. روش کار به این صورت بود که در ابتدا 213 روز بارشی از بین 10956 روز بارشی از سال 1984-2013 (که حداقل 50 درصد از ایستگاه های منطقه دارای بارش بوده باشند) انتخاب شد. سپس نقشه های ترازهای 700 هکتوپاسکال و تراز دریا تهیه شد و شاخص MAI در 5 طبقه شناسایی شد. نتایج نشان داد هر چه مقدار شاخص MAI بیشتر می شود تعداد سامانه های بارشی کمتر و شدت بارش بیشتر می شود. بیشترین سامانه های بارشی زمانی اتفاق افتاده که شاخص MAI به 100 تا 150 ژئوپتانسیل متر رسیده است. علاوه بر این تمرکز بارش ها در ماه فوریه زمانی رخ داده که شاخص MAI به 200 ژئوپتانسیل متر و بالاتر رسیده است. در ادامه ، شاخص SAI نیز در 5 طبقه شناسایی شد. بیشترین سامانه ها در طبقه سوم با مقدار شاخص SAI بین 100 تا 150 ژئوپتانسیل متر رخ داده اند. علاوه بر این هر چه مقدارشاخص SAI بیشتر،تعداد سامانه های بارشی کمتر و میانگین بارش افزایش می یابد.
جعفر امین مقدم، محمدرضا بهارستان فر، محمدحسین جعفری،
دوره 8، شماره 4 - ( 11-1399 )
چکیده
هدف: با توجه به گسترش مفاهیم حکمرانی نوین و تأکید بر مشارکت مردم، شفافیت و پاسخگویی در سطح محلی، تقویت حکمرانی محلی به یکی از الزامات توسعه پایدار و مردمسالاری کارآمد تبدیل شده است. با این حال، در جمهوری اسلامی ایران، ساختار حقوقی و قانونی حاکم بر نهادهای محلی همچنان با چالشهای بنیادینی مواجه است که مانع از تحقق حکمرانی مطلوب در سطح محلی میشود. نبود توازن میان تمرکز و تمرکززدایی، ضعف در قوانین مربوط به شوراهای اسلامی و نهادهای اجرایی محلی و همچنین عدم شفافیت در حدود صلاحیتها از جمله مهمترین این چالشهاست.
روش پژوهش: این مقاله با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و از طریق بررسی اسناد قانونی، قوانین بالادستی و تحلیل تطبیقی با تجارب برخی کشورها، به واکاوی چالشهای حقوقی موجود پرداخته و راهکارهایی برای اصلاح و بازنگری ارائه میدهد. ابزار اصلی گردآوری اطلاعات، مطالعات کتابخانهای و تحلیل اسناد حقوقی بوده است. یافتهها: نتایج تحقیق نشان میدهد که اصلاحات در چند سطح کلیدی شامل بازنگری در قانون اساسی، اصلاح قوانین شوراها و تقویت استقلال مالی و اداری نهادهای محلی ضروری است.
نتیجهگیری: ایجاد سازوکارهای حقوقی شفاف برای پاسخگویی و مشارکت عمومی میتواند زمینهساز بهبود حکمرانی محلی گردد. در مجموع، تحقق حکمرانی محلی کارآمد در ایران مستلزم اراده سیاسی، اصلاحات حقوقی ساختاری و تقویت ظرفیتهای نهادی است.
معصومه علی دادی، بهلول علیجانی، محمدحسین ناصرزاده، زهرا حجازی زاده،
دوره 9، شماره 1 - ( 3-1401 )
چکیده
رخداد فرین برفی که ممکن است در هر زمانی از دوره سرد سال رخ دهد، اثرات اقتصادی و اجتماعی مهمی را به همراه دارد. بنابراین، پیامدهای اقتصادی و اجتماعی ناشی از این رخدادها، اهمیت شناسایی سازوکارهای همدیدی مرتبط با رخدادهای فرین برفی را آشکار میسازد. بهمنظور دستیابی به این هدف، با استفاده از دادههای روزانه بارش و دمای ایران در دوره آماری 2016-1951 و براساس معیارهای چندگانه، دو دوره سه-روزه رخداد فرین برفی ایران در دورههای 9-7 فوریه 1972 و 4-2 فوریه 1988، شناسایی شد. پس از انتخاب نمونهها، واکاوی آماری نمایههای پیوندازدور انجام شد و سپس، با استفاده از دادههای بازواکاوی NCEP-NCAR، به ترسیم الگوهای ترکیبی از وضعیت سطح زمین و وردسپهر زیرین، میانی و زِبرین بهشکل میانگین سه-روزه پرداخته شد. نتایج بهدستآمده از واکاوی نمایههای پیوندازدور و مطابقت آنها با الگوهای همدیدی، نشانگر ضعیفشدن تاوه قطبی وردسپهری و تقسیمشدن آن بهشکل چند مرکز در دورههای رخداد فرین برفی مورد بررسی است. در رخداد 9-7 فوریه 1972، گرچه این مراکز بهسمت عرضهای میانی جابهجا شدهاند ولی بهطور کامل از منطقه شمالگان دور نشده و تا اندازهای موقعیت خود را در این منطقه حفظ کردهاند. در رخداد 4-2 فوریه 1988، مراکز تاوه، جابهجایی استواسوی بیشتری به عرضهای میانی نشان دادهاند که پدیدار شدن فازهای منفی NAM و AO نیز نمایانگر چنین وضعیتی است. بههرحال، در هر دو رخداد، مرکز قوی و اصلی تاوه قطبی وردسپهری، در نیمکره شرقی و بنابراین در موقعیتی نزدیک به ایران قرار داشته است. ضعیفشدن رودباد جنبحاره در نیمکره شرقی و بهویژه در محدوده دریای مدیترانه، سبب انتقال زبانههایی از تاوایی پتانسیل بهسمت عرضهای میانی شده است. پیشروی استواسوی این زبانهها، شکلگیری ناوههای ارتفاعی را در مناطق غربی و شرقی دریای مدیترانه سبب شده که همراه با پشته پرارتفاع میان آنها، به شکلگیری الگوهای بندال امگا و شارش شکافتهشده بهترتیب در رخدادهای فوریه 1972 و 1988 در این محدوده جغرافیایی منجر شده است. مرز جنوبی پیشروی ناوهها را پربند معرّف لبه تاوه با ارتفاع 552 ژئوپتانسیل دکامتر مشخص کرده که تا نیمه جنوبی ایران امتداد داشته است و در دوره رخداد فرین فوریه 1972 در مقایسه با الگوی مربوطبه رخداد فرین فوریه 1988، پیشروی استواسوی بیشتری به عرضهای میانی و درنتیجه، بر فراز ایران داشته است.
حسین کیانپور، سولماز دشتی، روشنا بهباش،
دوره 9، شماره 1 - ( 3-1401 )
چکیده
تحلیل آسیبپذیری اکوسیستمها در برابر عوامل مختلف طبیعی و انسانی اطلاعاتی از نقاط ضعف و ظرفیت آنها در اختیار میگذارد که برای مدیریت صحیح آنها الزامی هستند. هدف این پژوهش بررسی آسیبپذیری اکوسیستم تالاب میانگران و ارائه راهکارها و راهبردهای مدیریتی در جهت حفاظت از این اکوسیستم است. دادهها و اطلاعات مورد تحلیل از سازمان محیطزیست و مصاحبه با کارشناسان، اساتید در رشتههای مربوطه، مطالعات کتابخانهای و مرور مقالات داخلی و خارجی به دست آمدهاند. برای انجام این پژوهش نخست با استفاده از منابع اطلاعاتی سازمان محیطزیست و منابع طبیعی، مصاحبههای صورت گرفته و مرور مقالات عوامل تهدیدکننده تالاب میانگران شناسایی شده و در قالب هفت شاخص (تولید آلودگی، تغییر رژیم هیدرولوژیکی، تغییر رژیم اکولوژیکی، تغییر کاربری، قوانین و ضعف زیرساختها، آتشسوزی عمدی مراتع اطراف تالاب و خشکسالی) قرار داده شدند. سپس امتیاز عوامل تهدیدکننده براساس دو شاخص، شدت تهدید و احتمال وقوع تهدید هر شاخص تعیین گردید. آنگاه، به این عوامل با استفاده از ماتریسهای ارزیابی امتیاز داده شد. سپس تعامل میان این ارزشها و عوامل تهدید کننده مورد بررسی قرار گرفت و میزان آسیبپذیری ارزشهای تالاب نیز از ضرب امتیازهای کسب شده تمامی عوامل مورد بررسی به دست آمد. نتایج تحقیق نشان داد که بیشترین آسیبپذیری بر ارزشهای هیدرولوژی و اکولوژیکی تالاب وارد شده و از ارزشهای اکولوژیکی پرندگان تالاب بیشترین اسیب را متحمل شدهاند.
در مجموع براساس نتایج حاصل از این مطالعه میتوان اذعان نمود که تالاب میانگران با وجود دارا بودن ارزشهای فراوان اکولوژیکی، هیدرولوژیکی و اجتماعی و اقتصادی در معرض عوامل تهدید زیادی قرار دارد، که ارزیابی آسیبپذیری میتواند درک درستی از روابط میان عملکردهای تالاب و عوامل تهدید کننده آن را به نمایش بگذارد و این اقدام گام موثری برای مدیریت اکوسیستم تالاب میانگران است. همچنین با توجه به اینکه بیشترین آسیب در حوضه ارزشهای اکولوژیکی و هیدرولوژیکی میباشد. پس راهکارهای مدیریتی ارائه شد در این دو حوضه باید بیشتر مد نظر مدیران و کارشناسان قرار گیرد.
خانم سیده زینب شکرخدایی، دکتر امان اله فتح نیا، آقای سید وحید رضوی ترمه،
دوره 9، شماره 1 - ( 3-1401 )
چکیده
با مشاهده اولین مورد تائید شده کووید-19 در شهر قم در 30 بهمن 1398 محدودیتهایی توسط دولت و دستگاههای اجرایی جهت جلوگیری از شیوع ویروس کووید-19 در تمام شهرهای ایران اعمال شد. بنابراین این مطالعه با هدف بررسی تغیر در تولید و انتشار آلایندههای دیاکسید گوگرد، دیاکسید نیتروژن، مونوکسید کربن و ازن در قبل و بعد از شیوع ویروس کووید-19 در سه کلانشهر تهران، اصفهان و مشهد با استفاده از دادههای ماهوارهای سنتینل-5 انجام گرفت. برای این منظور با استفاده از سامانه گوگل ارث انجین مقادیر غلظت این آلایندهها بهصورت میانگین ماهانه در دو بازه 1 اسفند 1397 تا 1 اسفند 1398 برای دوره پیش از شیوع کووید-19 و بازه 1 اسفند 1398 تا 1 اسفند 1399 برای دوران شیوع کووید-19 در نظر گرفته شد. سپس برای ارزیابی معنیدار بودن تغیر در غلظت این آلایندهها در قبل و بعد شیوع ویروس کووید-19 از آماره T-test (t وابسته) در سطح معنیداری 05/0 >p-value استفاده شد. نتایج آزمون T-test نشان داد که برای آلایندههای دیاکسید گوگرد، دیاکسید نیتروژن، مونوکسید کربن در هر سه شهر هیچ تغیر معناداری در میانگین غلظت دادهها رخ نداده است؛ اما ازن برای هر سه شهر تهران، اصفهان و مشهد دارای روند کاهشی و سطح معنیداری 05/0 >p-value بوده است. بیشترین مقدار تغیر در کاهش غلظت ازن برای کلانشهر تهران در خرداد ماه و آبان تا بهمن، برای اصفهان بین مهرماه تا اواسط دی و برای مشهد در اردیبهشت تا خرداد ماه و آبان تا بهمن مشاهده شد. همچنین، تغییرات مکانی ازن در شهر تهران در قبل و بعد شیوع اپیدمی قابل توجه بوده است. نتایج این مطالعه نشان داد که اعمال محدودیتها نتیجهای در کاهش انتشار آلایندههای اولیه از منابع انسانی نداشته است و فقط ممکن است در طی یک بازه کوتاه غلظت آلایندهها کاهش یابد اما بعد از رفع محدودیتها مجدد روند افزایشی داشته باشند.
نادر شوهانی، لطفعلی کوزه گر کالجی، سجاد دارابی، سعید یوسفی بابادی،
دوره 9، شماره 1 - ( 3-1401 )
چکیده
چکیده:
یکی از مخاطرات که شهرها را با بحران جدی مواجه کرده است، شیوع بیماری کووید-19 است. پاندمی کرونا شهرها را از روال معمول خود خارج ساخته است. از همین رو شهرها به دنبال بازگشت هرچه سریعتر به شرایط گذشته خود و تابآوری شهری میباشند. روش پژوهش، در این تحقیق توصیفی- تحلیلی و با استفاده از پیمایش میدانی، چهار بعد اقتصادی، اجتماعی، مدیریتی-نهادی و زیرساختی در قالب 29 گویه میزان تاب آوری شهر تهران در برابر پاندمی کرونا مورد بررسی قرار داده است، در میان گویههای بررسی شده در پژوهش ، پشتیبانی و حمایت از کسبوکارهای آسیبدیده، پوشش بیمهای، حمایت از بخشهای تولیدی آسیبدیده، در نامطلوبترین وضعیت قرار دارند. نتایج بهدستآمده از جدول نهایی تکنیک ویکور نشان دهنده آن است که شاخص اقتصادی با امتیاز 1 بهعنوان مهمترین مؤلفه تابآوری در برابر با ویروس کرونا است که نسبت به دیگر مولفههای مورد بررسی از تاب آوری پایین تری قرار دارد. پس از آن مؤلفه مدیریتی-نهادی با امتیاز 0.94 و مؤلفه زیرساختی با امتیاز 0.92 در رتبههای بعدی مهمترین مؤلفههای تابآوری شهر تهران در برابر با ویروس کرونا است. نتایج پژوهش نشان میدهد که کلانشهر تهران در برابر ویروس کرونا وضعیت مطلوبی را دارا نمیباشد و در برایر شاخص های انتخابی تاب آور نبوده ، شاخص های اقتصادی بیشترین تاثیر و شاخص های اجتماعی کمترین تاثیر را در تاب آور نبودن شهر تهران داشته است.
آقای سید کامیار مرتضوی اصل، دکتر نوید سعیدی، دکتر محمود رضایی،
دوره 9، شماره 1 - ( 3-1401 )
چکیده
گرمایش جهانی و جزایر حراتی شهرها یکی از بزرگترین چالش های جهان امروز است. جزایر سرمایی(جزایر خنک) واژهایست که در مقابل جزایر گرمایی قرار میگیرد و بیان کننده مناطقی از سطح شهر است که نسبت به نواحی اطراف دارای دمای پایینتری است. در این تحقیق برای بررسی عوامل موثر بر شکلگیری جزایر خنک و گرمایی شهری، ابتدا با استفاده از پردازش تصاویر لندست و استفاده از الگوریتم تککانل دمای سطح زمین بهدست آمد. سپس برای بررسی پارامترهای موثر بر تغییرات دمای سطح زمین؛ معیارهای تغییرات ذرات معلق و تغییرات پوششگیاهی درنظر گرفته شد. برای پوششگیاهی از شاخص NDVI و برای میزان ذرات معلق از الگوریتم ارائه شده توسط Saraswat و همکاران استفاده شد. مطابق نتایج، بالاترین میزان جزیرهحرارتی به ترتیب در محله بوستان ولایت، شهرک شهید باقری و فرودگاه بودند و پایینترین میزان جزایر خنک به ترتیب در بهاران، نیاوران و دربند بود. ضریب پیرسون بهدست آمده از رابطه بین دمای سطح و پوششگیاهی 21.29-درصد بود که نشان دهنده رابطه معکوس بین دما و پوششگیاهی است، همچنین میزان شاخص پوششگیاهی در مناطق گرم و سرد بیانگر این موضوع است. در خصوص رابطه دمای سطح زمین و آلودگی هوا، همبستگی بین این دو پارامتر، برابر با 19.31 درصد بود و مقایسه میزان شاخص آلودگی در مناطق دارای جزایر خنک و گرم نشان داد که رابطه معناداری بین کاهش آلایندههای هوا و جزایر خنک وجود دارد اما عکس این قضیه چندان صادق نیست.
مهرداد هادی پور، مهدیه حیدری، محمد علی زاهد، سید حسین حسینی لواسانی،
دوره 9، شماره 1 - ( 3-1401 )
چکیده
اگر چه ضایعات ساختمانی بخشی جداناپذیر از پسماندهای شهری است، اما به دلیل تفاوتهایی که میان این ضایعات و پسماندها و مسائل محیط زیستی دیده میشود باید اولویتهای مناسبی برای بهرهوری و کسب منابع بهینه تعریف شود. هدف پژوهش حاضر را بررسی وضعیت رهاسازی نخالههای ساختمانی درحاشیه راهها، با بهرهبرداری از روش ترکیبی تحلیل شبکه در تصمیمگیری چندمعیاره و محاسبات منطق فازی در محیط برنامهنویسی Matlab است برای مدیریت نخالههای ساختمانی کلانشهر کرج، از تکنیک تصمیمگیری چندمعیاره و محاسبات منطق فازی در نرمافزارهای SPSS، Expert Choice و Matlab استفاده شده است. حجم نمونه آماری پژوهش حاضر را، استادان دانشگاهی صاحب نظر در حوزه موردبررسی و متخصصان مدیریت پسماند و GIS شاغل در سازمان شهرداری کرج و یا سمتهای مشابه، تشکیل دادهاند، در مجموع تعداد 30 پرسشنامه، با بهرهبرداری از تکنیک نمونهگیری غیر احتمالی هدفمند، در دیماه 1399 جمعآوری شدند. یافته های پژوهش دلالت بر این دارند که مهمترین معیار در خوشه عوامل محیط زیستی رهاسازی نخالههای ساختمانی، آلودگی خاک در شهر است. همچنین مهمترین معیارها در خوشه مدیریت شهری ، سلامت و بهداشت می باشد. از طرفی دیگر، مهمترین معیار در خوشه عوامل اقتصادی رهاسازی نخالههای ساختمانی ، هزینه آموزش مدیریت نخالههای ساختمانی اولویتبندی شد، زیرا دارای بالاترین رتبه فازی بر اساس محاسبات منطق فازی در محیط برنامهنویسی Matlab، جهت مدیریت نخالههای ساختمانی کرج هستند. نتایج بصورت شفاف آسیب پذیری خاک و سلامت انسان را در برابر مدیریت غیر مسئولانه دورریزهای ساختمانی اثبات نمود . در نتیجه جایگاه این موارد و اولویتهای آنها باید در تنظیم مجدد فعالیت های ساخت وساز با هدف توسعه محیط زیستی ، اقتصادی ، اجتماعی و افزایش بهرهوری فرآیند ساخت وساز مورد توجه قرار گیرد.
حامد حیدری، داریوش یاراحمدی، حمید میرهاشمی،
دوره 9، شماره 2 - ( 6-1401 )
چکیده
مداخلات انسان در عرصههای طبیعی بهصورت تغییر در کاربری اراضی منجر به ایجاد دومینویی از ناهنجاریها و سپس مخاطرات محیطی شده است. این تغییرات گسترده و انباشتی در پوشش و کاربری اراضی، خود را به شکل ناهنجاریهایی از قبیل شکلگیری روانابهای شدید، فرسایش خاک، گسترش بیابانزایی و شور شدن خاک نشان داده است. هدف اساسی این تحقیق آشکارسازی واداشتهای رادیانسی سطحی (آلبیدو) فصلی ساختار پوشش اراضی استان لرستان است. در این راستا از دادههای طبقات پوشش اراضی محصول کامپوزیت MCD12Q2 سنجنده MODISاستفاده شد. دادههای رادیانسی شامل داده باز تحلیل آلبیدو سطحی بود که از پایگاه کوپرنیکس نسخه ERA5، اخذ شد، بهمنظور آشکارسازی واداشتهای رادیانسی هرکدام از پوششهای اراضی استان به تفکیک فصلی از تکنیک ماتریس تحلیل متقاطع (CTM) استفاده شد. نتایج نشان داد بهطورکلی در سطح استان لرستان 5 کد پوشش اراضی شامل: اراضی جنگلی، مراتع، اراضی کشاورزی، اراضی مسکونی و اراضی بایر قابل آشکارسازی هستند. همچنین نتایج این تحقیق بیانگر آن بود که که پوشش اراضی در فصلهای پاییز، بهار و تابستان، واداشت و تأثیر معنیداری در میزان آلبیدوی سطحی در سطح استان اعمال نکردهاند، میزان آلبیدوی دو فصل بهار و پاییز در حالت کمینه قرار داشت که به میانگین آلبیدوی جهانی تقریبا 2/0 بسیار نزدیک است. اما در فصل زمستان اولاً میزان آلبیدوی سطحی در همه پوششهای اراضی استان (بهجز طبقه اراضی جنگلی) بهصورت قابلتوجهی نسبت به سایر فصول افزایش پیدا کرده اند و دوما تفاوت قابل توجهی نیز بین پوشش های مختلف اراضی از لحاظ واد اشت آلبدو، آشکار شد. در این خصوص بیشترین میزان تغییر در آلبیدو مربوط به دو پوشش مراتع و اراضی بایر بود که در فصل زمستان میزان آلبیدوی این دو پوشش به ترتیب مقدار عددی 36/0 تا 38/0 رسیده است در حالی که اراضی جنگلی استان در فصل زمستان کمترین میزان آلبیدوی سطحی را از خود نشان داده است.
آقای لقمان خداکرمی، دکتر سعید پورمنافی، دکتر علیرضا سفیانیان، دکتر علی لطفی،
دوره 9، شماره 2 - ( 6-1401 )
چکیده
مصرف سوختهای فسیلی در مناطق شهری، موجب انتشار مقادیر زیادی گاز گلخانهای به جو میشود. بنابراین، مطالعه پایش میزان گاز دی اکسید کربن منتشر شده از مناطق شهری به یک موضوع مهم پژوهشی تبدیل شده است. هدف اصلی این مطالعه، کمیسازی مکانی انتشار دی اکسیدکربن ناشی از احتراق سوختهای فسیلی در شهر اصفهان میباشد. بدینمنظور در پژوهش حاضر برای کمیسازی میزان گاز دیاکسیدکربن، بر اساس منابع تولید آن، در مقیاس شهری و درک تفاوت انتشار دیاکسید کربن در سطح شهر از روش "پایین به بالا" استفاده شد. در این روش میزان انتشار به تفکیک منابع مختلف مصرف انرژی محاسبه شده و سپس نقشه توزیع مکانی انتشار تهیه شد. نتایج این تحقیق نشان داد، میزان انتشار گاز دی اکسید کربن در فرآیند احتراق سوختهای فسیلی در محدوده شهر اصفهان ۸۴/۱۳۸۵۵۵۲۵ تن در سال میباشد که به تفکیک منابع احتراقی ثابت و متحرک بخشهای نیروگاهی، خانگی، تجاری، حملو نقل جادهای و ریلی و حملونقل غیرجادهای (ماشینآلات کشاورزی) بهترتیب ۶۱/۵۰، ۷۸/۲۱، ۱۸/۱۷، ۹۲/۴، ۳۷/۴، و۱۴/۱ درصد از کل میزان گاز دی اکسید کربن سالانه را در شهر منتشر میکنند. بهطور کلی، با بهکارگیری روش پایین بهبالا در نقشهسازی انتشار دیاکسیدکربن اقدامات کاهشی را میتوان در بخشهای مختلف بهصورت بسیار کارآمدتر بهکار گرفت.
آقای کاوه باپیرزاده، آقای حسام سیدکابلی، خانم لیلا نجفی،
دوره 9، شماره 2 - ( 6-1401 )
چکیده
این تحقیق به ارزیابی توانایی روشهای مختلف نگاشت چندک (QM) به عنوان یک تکنیک تصحیح اریبی دادههای بارش بازتحلیل ERA5 میپردازد. نوع اقلیم و موقعیت جغرافیایی میتوانند عملکرد روش تصحیح اریبی را به دلیل تفاوت در خصوصیات بارش تحت تأثیر قرار دهند. به این منظور دادههای بارش بازتحلیل ERA5 برای سالهای 2019-1989 به صورت روزانه برای 10 ایستگاه سینوپتیک منتخب در اقلیمهایی با ویژگیهای توپوگرافیک گوناگون از سایت مرکز پیشبینی میان مدت جوی اروپا (ECMWF) دریافت شد. تصحیح اریبی این دادهها با استفاده از 5 روش نگاشت چندک بر پایه دادههای مشاهداتی در محیط نرمافزار R انجام گرفت. ارزیابی دوبخشی و دیاگرام تیلور برای مقایسه عملکرد روشهای مختلف به کار گرفته شد. نتایج نشان داد که عملکرد روش نگاشت چندک به توابع عملکرد، مجموعه پارامترها و شرایط اقلیمی بستگی دارد. به طورکلی روشهای ناپارامتریک نگاشت چندک عملکرد مناسبتری نسبت به روشهای پارامتریک دارند به گونهای که بهترین عملکرد مربوط به روش QUANT و RQUANT است، در این بین روش DIST ضعیفترین عملکرد را دارد.
خانم پانیذ اشرفی، دکتر بهنود برمایه ور، دکتر احسان اله اشتهاردیان،
دوره 9، شماره 2 - ( 6-1401 )
چکیده
با عنایتبه افزایش مسکنسازی در جوامع درحال توسعه مانند ایران، پرداختنبه موضوع کاهش حوادث ساختمانی بهخصوص در کلانشهرها و ایمنسازیهای مربوطه با کمک تکنولوژیهای نوظهور، امری ضروری است. بنابراین، هدف اصلی پژوهش حاضر عبارتاست از: واکاوی کاربست اینترنت اشیاء جهت نظارت و کنترلبر نقاط دارای خطر زیاد بهمنظور کاهش حوادث و ارتقای ایمنی در فضاهای کارگاهی ساختمانی در شهر تهران. در این پژوهش کاربردی، ابتدا مطالعه کتابخانهای درخصوص مفهوم و کاربرد اینترنت اشیاء در حوزهی ایمنی صنعت ساخت و ساز انجام شد. سپس، نقاط و فعالیتهای دارای خطر زیاد شناسایی شدند. پس از آن، در مرحله مطالعه میدانی، این لیست توسط 52 مشاور ذیصلاح ایمنی ساختمان تصحیح و تکمیل شد. بعد از آن، ده مصاحبه نیمه ساختاریافته با کارشناسان خبره ایمنی و آگاهبه حوزهی اینترنت اشیاء، صورت پذیرفت. برایناساس، راهکارهای موثر مبتنیبر اینترنت اشیاء برای کنترل و نظارتبر نقاط دارای خطر زیاد استخراج گردیدند. همچنین، در این ارتباط، وضعیت موجود و بسترهای مورد نیاز از جنبههای تکنولوژی، سازمان، هزینه و برونسازمان تبیین شدند. درواقع، یافتههای اصلی این تحقیق، در قالب مدل مفهومی، نشان میدهد که توجهبه مراحل انتخاب حادثه، انتخاب نقطه و فعالیت مورد نظر، تعیین راهکار مناسب با موقعیت تعیین شده (پایش میزان جابهجایی و سلامت سازه، پایش مجاورت مواد اشتعالزا با دیگر مواد، پایش مجاورت افراد و ماشینآلات و ممانعت از ادامهی حرکت و تعیین محدوده در اطراف بازشوها) و بررسی بسترهای مورد نیاز (زیرساخت، پشتیبانی، اعتباربخشی، فرهنگ، بودجه، کارفرمایان و قانون)، بهترتیب، جهت طراحی و پیادهسازی سیستمهای ایمنی اینترنت اشیاء محور در فضاهای کارگاهی ساختمانی حیاتی است.