403 نتیجه برای نوع مطالعه: پژوهشي
آقا میلاد حیدری، دکتر فاطمه رزاقی بورخانی، دکتر علی اکبر براتی، دکتر طاهر عزیزی خالخیلی،
دوره 13، شماره 1 - ( 4-1405 )
چکیده
هدف: این پژوهش با هدف واکاوی اثرات ریسک و مخاطرات اکوسیستم روستایی در توسعه انواع گردشگری روستایی در منطقه گردشگری روستایی شهرستان محمودآباد، واقع در استان مازندران انجام شد تا به بررسی توسعه انواع گردشگری روستایی به عنوان راهبرد تابآور نمـودن و سازگاری روستاییان و راهکاری پیشگیرانه در روستاها در برابر مخاطرات اقتصادی و زیستمحیطی و اجتماعی و نیز کاهش آسیبپذیری در اکوسیستم روستایی بپردازد.
روش پژوهش: از نظر هدف، کاربردی و از نظر شیوهی گردآوری اطلاعات، توصیفی (غیرآزمایشی) و از نوع همبستگی (تحلیل ماتریس واریانس) با هدف نمایش رابطه میان متغیرها میباشد. جامعه مورد مطالعه شامل تمامی 88 روستا موجود در شهرستان محمودآباد بود. ابزار جمعآوری دادهها یک عدد پرسشنامه محقق ساخته و افراد مورد پرسش دهیاران بودند. برای تحلیل دادهها از روش مدلسازی معادلات ساختاری مبتنی بر روش حداقل مربعات جزئی استفاده شد.
یافتهها: نتایج پژوهش در زمینه اولویتبندی بعدها و گویههای مخاطرات و ریسک برای ارزیابی اکوسیستم روستایی نشان میدهد که ریسکهای اقتصادی، زیستمحیطی و اجتماعی به ترتیب در اولویتهای یک تا سه جای گرفتند. بر اساس مدل ساختاری، میان ریسکهای تأثیرگذار بر توسعه انواع گردشگری، بر اساس ضریب مسیر (pc) تنها تأثیر مستقیم مخاطرات زیستمحیطی (با ضریب مسیر 0/338و T-value 2/467) معنیدار شده است؛ ریسک اقتصادی و اجتماعی به طور غیرمستقیم از طریق متغیر میانجی ریسک زیستمحیطی بر توسعه انواع گردشگری اثر معنیداری داشته است. حدود 30 درصد از تغییرات توسعه انواع گردشگری توسط مدل پیشنهادی با اثر مستقیم مخاطرات زیستمحیطی و اثر غیرمستقیم مخاطرات اقتصادی و مخاطرات اجتماعی تبیین میشود.
نتیجهگیری: بهعنوان یک نتیجهگیری کلی، انواع گردشگری روستایی در منطقه باید بهعنوان کارآفرینی فرصتمحور و ضرورتمحور موردتوجه جدی قرار گیرد. در این راستا تشکیل نهادهای گردشگری محلی با تمرکز بر جوانان و زنان روستایی، یک راهکار مؤثر برای کاهش مخاطرات اجتماعی و اقتصادی روستا محسوب میشود. در نهایت، شناخت و ترویج ارزشهای اکولوژیکی از طریق نهاد توانمندساز آموزش و ترویج کشاورزی، زیربنای توسعه پایدار معیشت روستایی است و باید با تأکید بر توسعه گردشگری سبز و اگروتوریسم موردتوجه جدی قرار گیرد.
|
مهندس سما عبداللهی میلانی، مهندس مینا رحمانی، دکتر جواد ایمانی شاملو،
دوره 13، شماره 1 - ( 4-1405 )
چکیده
هدف: هدف این پژوهش ارزیابی خدمات اکولوژیکی، زیستمحیطی و اقتصادی پوشش گیاهی شهری در شبکه سبز ائلگلی شهر تبریز است. تمرکز اصلی تحقیق بر نقش زیرساختهای سبز در کاهش چالشهای زیستمحیطی شهری از طریق جذب و ذخیره کربن، کاهش آلودگی هوا و مدیریت روانابهای سطحی است. این مطالعه با هدف ارائه بینشهایی برای برنامهریزی آگاهانه شهری و توسعه پایدار فضاهای سبز انجام شده است.
روش پژوهش: این مطالعه یک پژوهش کمی است که از روشهای کتابخانهای (بررسی ادبیات موضوع، تعاریف زیرساختهای سبز شهری و دیدگاههای متخصصان) و مشاهده میدانی همراه با تحلیل آماری توسط نرمافزار i-Tree برای جمعآوری دادهها استفاده میکند. تحلیل دادهها به روش توصیفی-تحلیلی انجام شده و نتایج در قالب جداول ارائه شده است.
پارامترهای ارزیابی: خدمات اکوسیستمی مورد ارزیابی شامل جذب و ذخیره کربن، کاهش آلودگی هوا، و مدیریت روانابهای سطحی میباشد.
یافتهها: شبکه سبز ائلگلی در تبریز سالانه حدود ۷۵.۸۴ تن کربن را جذب و ذخیره میکند.
این شبکه همچنین سالانه حدود ۲.۰۷۷ تن از آلایندههای هوا را حذف مینماید.
در میان آلایندههای بررسیشده، ازن (O₃) بیشترین و کربن مونوکسید (CO) کمترین میزان حذف را دارا بودند.
نتایج بر اهمیت شبکه سبز ائلگلی در بهبود کیفیت هوای شهری و نقش آن در کاهش آثار تغییر اقلیم تأکید دارند.
نتیجهگیری: این پژوهش با استفاده از نرمافزار i-Tree Canopy 7.1، خدمات اکوسیستمی پارک ائلگلی تبریز را از جنبههای اکولوژیکی و اقتصادی ارزیابی کرد. مساحت پوشش گیاهی تعیین و درختان و درختچهها شمارش شدند تا ذخیره کربن، حذف آلایندهها و مهار رواناب سطحی محاسبه گردد. نتایج نشان داد پارک سالانه ۷۵.۸۴ تن کربن ترسیب، ۲،۰۷۷ کیلوگرم آلاینده هوا را حذف و ۱.۹۲ لیتر رواناب سطحی را مهار میکند. با توجه به محدودیتهای نرمافزار، پیشنهاد میشود با حفاظت از درختان ارزشمند، افزایش گونههای گیاهی مؤثر، توسعه پوشش گیاهی متراکم و استفاده از شبکههای بیوریتنشن، بهرهوری اکوسیستمی پارک و سایر فضاهای سبز شهری ارتقا یابد.
دکتر ملیحه عرفانی،
دوره 13، شماره 1 - ( 4-1405 )
چکیده
هدف: چرای دام در جنگلهای هیرکانی از کهنترین اشکال بهرهبرداری بومی است که در محدودههای موسوم به سامانهای عرفی انجام میشده، در حالیکه بهرهبرداری رسمی جنگلها در قالب طرحهای مدیریت و واحدهای پارسل صورت میگیرد. مطالعه حاضر با هدف بررسی نقش عوامل بومشناختی در تعیین مرزهای مشخصشده توسط مردم (سامانهای عرفی) و کارشناسان (پارسلها) در بخشی از جنگلهای نوشهر شامل سریهای نمخانه و گرازبن انجام شد.
روش پژوهشی: عوامل مورد بررسی شامل تیپ پوشش گیاهی، رودخانه اصلی، رودخانههای فرعی، یالها، درهها، دامنهها و جهت بودند. نقشه مرزبندی سامانهای عرفی و پارسلهای محدوده مورد مطالعه با مرز عوامل ساختاری بومشناختی در محیط سیستم اطلاعات جغرافیایی تلاقی داده شد تا میزان انطباق مرزها با عوامل مذکور ارزیابی شود. همچنین از آنجائیکه در مرزبندی پارسلها، جادهها نقش تعیینکنندهای دارند، نقش جادهها نیز برای مرزبندی پارسلها بررسی شد.
یافتهها:
نتایج نشان داد 02/90 درصد از مرز سامانهای عرفی با فاکتورهای بومشناختی منطبق بوده و تنها 5/4 کیلومتر از آنها با این عوامل تطابق ندارد. همچنین که 29/81 و 2/85 کیلومتر از مرز پارسلها (معادل 22/90 و 56/94 درصد) بهترتیب تحت تأثیر عوامل بومشناختی و ترکیب بومشناسی و جادهها تعیین شده است. در مجموع 81/8 کیلومتر از مرز پارسلها با عوامل بومشناختی منطبق نیست که با لحاظ نقش جادهها به 4/9 کیلومتر کاهش مییابد. در میان عوامل بومشناختی، تیپهای گیاهی و جهت بیشترین تأثیر را در مرزبندی سامانها و پارسلها دارند. صد درصد رودخانههای اصلی در شکلگیری مرزها نقش داشتهاند (معادل 17 و 9 درصد طول مرز سامانها و پارسلها). همچنین کمتر از یک کیلومتر از جادهها با مرز پارسلها منطبق نبوده و حدود 32 درصد از مرز پارسلها منطبق بر مسیر جادهها است.
نتیجهگیری: این یافتهها بیانگر آن است که دانش بومی در تعیین مرزهای سامانهای عرفی، با تکیه بر شناخت دقیق از عوامل بومشناختی شکل گرفته است، در حالی که دانش کارشناسی در طراحی مرز پارسلها علاوه بر ملاحظات بومشناسی، ملاحظات مدیریتی و دسترسی را نیز مدنظر قرار داده است.