25 نتیجه برای خشکسالی
شمس اله عسگری، طیب رضیئی، محمدرضا جعفری، احمد حسینی،
دوره 9، شماره 1 - ( 3-1401 )
چکیده
در این مطالعه ارتباط بین خشکیدگی درختان بلوط ایرانی و خشکسالی در استان ایلام بررسی شده است. هدف اصلی تحقیق معرفی مدلی مناسب از روابط بین خشکیدگی بلوط و خشکسالی می باشد بنابراین از شاخصهای SPI و NDVI وآماره شاخص موران و آماره رگرسیون خطی و تصاویر ماهوارهای مودیس و لندست در تحلیل ارتباط خشکیدگی جنگلهای ایلام با خشکسالیهای رخ داده در منطقه استفاده شده است. دادههای بارش 93 ایستگاه باران سنج در طول دوره آماری تحلیل شد و با توجه به ضرایب خشکی شاخص SPI لایه های پهنه بندی خشکسالی استان ایلام برای دو سری زمانی سالهای 2000 تا 2009 و سالهای 2010 تا 2019تهیه شد. لایههای رستری سبزینگی از تصاویر ماهوارهای مودیس برای سریهای زمانی ذکر شده تهیه شد. نتایچ تحلیل آماره موران همبستگی معناداری بین شاخص SPI و شاخص NDVI در بعد فضایی و مکانی نشان داد. به روش تصادفی ساده 143 نقطه خشکیدگی بلوط در ابعاد 30 مترمربع که هر نقطه معادل یک پیکسل سایز بود با دستگاه GPS ثبت و با شبیه سازی در تصاویر ماهوارهای، لایه نقطهای خشکیدگی بلوط استخراج شد. هرچند رگرسیون خطی بین نقاط خشکیدگی بلوط استخراج شده با نتایج شاخص SPI و آماره موران معنی دار بود، اما نتایج ارتباط شاخص NDVI و آماره موران تاثیر روند خشکسالی در ابعاد مکانی و زمانی بر روند خشکیدگی بلوط با تحلیل فضایی و رگرسیون غیر خطی از معناداری و تبیین آماری مناسب تر و دقیق تری برخوردار است. بنابراین این روش در تحلیل خشکسالی و خشکیدگی بلوط مطلوب تشخیص داده و معرفی شد.
دکتر سید کرامت هاشمی عنا،
دوره 10، شماره 1 - ( 3-1402 )
چکیده
چکیده
جهت بررسی رفتار فصلی طول دورههای خشک از دادههای بارش در مقیاس روزانه برای 44 ایستگاه سینوپتیک ایران و دورهآماری30 ساله (2018-1988) استفاده شد. بعد از یکپارچهسازی آماری دادهها، دورههای بلندمدت با تداوم بیش از 20 روز مبنای مطالعه قرار گرفتند. در گام بعدی برای تعیین وزن فصلی دورهها از روش ارزیابی گامبهگام منطق فازی-عددی سوارا(SWARA)، استفاده شد. در چهار گام اساسی اهمیت نسبی دورههای پرتکرار، وزن اولیه، وزن نهایی و نرمال شده دورهها مشخص شد.
اثرگذاری و وزن هرکدام از معیارها با روش سوارا در محیط فازی نشان داد که در مناطق غربی و شمالی کشور، بیشترین وزن اولیه در تبیین دورهها را فصل زمستان و بهار و معیارهایی مانند برگشتپذیری و درصد احتمال رخداد دارا هستند. در تبیین نهایی نیز این دو فصل وزن بالایی داشتند. این دو فصل بیش از 65 درصد وزن دورهها در این مناطق را تبیین میکنند. در مناطق جنوبی و بخشهایی از مرکز(اصفهان، شرق فارس و غرب کرمان)، فصل زمستان و پاییز بیش از 71 درصد وزن دورهها را تبیین میکنند. در بین معیارهای تبیینکننده وزن دورهها نیز معیار برگشتپذیری و احتمال رخداد بیش از 55 درصد وزن را به خود اختصاص داده است.
تغییرپذیری معیارها در مناطق شمالی و مرطوب کشور از برگشتپذیری، تداوم و احتمال رخداد بیشتری برخوردار است. این امر حاکی از این امر است که مرز مناطق خشک در آینده اقلیم ایران به سمت مناطق شمالی جابهجا میشود. میتوان اذعان نمود که رفتار دورههای خشک بلندمدت بیشتر تابعی از دو معیار برگشتپذیری و احتمال رخداد آنهاست.
دکتر مریم قاسمی، آقای هادی ابراهیمی دربندی، خانم میترا یاراحمدی،
دوره 12، شماره 1 - ( 5-1404 )
چکیده
دکتر سوسن حیدری، دکتر مصطفی کریمی، دکتر قاسم عزیزی، دکتر علی اکبر شمسی پور،
دوره 12، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
خشکسالی یکی از مهمترین مخاطرات طبیعی با الگوهای فضایی-زمانی پیچیده است. این پژوهش به تحلیل ویژگیهای ساختاری و فضایی خشکسالیهای ایران در سه مقیاس زمانی سالانه، فصلی و ماهانه پرداخته است. برای این منظور، شدت و گستره خشکسالی با استفاده از شاخص RAI و دادههای بارش ماهانه ERA5 در بازه زمانی 42 ساله (1979-2021) محاسبه شد. نخست، پراکنش فضایی و توزیع جهتدار مرکز ثقل خشکسالی بررسی و تغییرات فضایی آن طی سالها تحلیل شد. همچنین، ارتباط میان موقعیت مرکز ثقل خشکسالی و گستره آن مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که در دوره سرد، مرکز ثقل خشکسالی بیشتر در نواحی مرکزی ایران متمرکز است، در حالیکه در دوره گرم، این مرکز به شمالغرب، سواحل دریای خزر و جنوبشرق ایران منتقل میشود. الگوی توزیع خشکسالی در تمامی مقیاسها بهطور غالب از شمالغرب به جنوبشرق بوده است. همچنین، جابجایی مرکز ثقل خشکسالی به سمت شمالشرق، شرق، جنوبشرق و جنوب، همزمان با افزایش گستره خشکسالی مشاهده شد، در حالیکه جابجایی به سمت شمال، شمالغرب و غرب با کاهش گستره خشکسالی همراه بود. بهطور کلی، نتایج این پژوهش نشان میدهد که موقعیت مرکز ثقل خشکسالی ارتباط مستقیمی با تغییرات گستره خشکسالی دارد، هرچند که خشکسالیهای ایران فاقد الگوی فضایی-زمانی منظم و قابل پیشبینی هستند.
دکتر برومند صلاحی، آقای مهدی فروتن،
دوره 12، شماره 3 - ( 10-1404 )
چکیده
پدیده جوی انسو (ENSO)، شامل فازهای النینو و لانینا، تأثیرات قابلتوجهی بر الگوهای بارش، دما و خشکسالی در مناطق مختلف جهان دارند. این پژوهش با هدف بررسی ارتباط شاخصهای ENSO مانند MEI، SOI و نوسانات NINO با شاخصهای خشکسالی (TCI، VCI، VHI و SPI) در استانهای گیلان، گلستان و مازندران طی سالهای 2013 تا 2022 انجام شد. دادههای ماهوارهای NDVI، LST و بارش از گوگل ارث انجین برای محاسبه شاخصهای خشکسالی استخراج و دادههای ENSO از سایت NOAA جهت تحلیل همبستگی دریافت شدند. نتایج نشان داد شاخص MEI همبستگی مثبت و معناداری با SPI داشته و کاهش خشکسالی با افزایش بارش را نشان میدهد، اما ارتباط ضعیفی با سایر شاخصهای خشکسالی داشت. شاخص SOI همبستگی منفی و معناداری با SPI نشان داد که بیانگر تأثیر لانینا بر افزایش خشکسالی، بهویژه در استان گلستان است. شاخصهای نینو با SPI در استانهای شمالی ایران همبستگی مثبت داشتند و تأثیر کاهش خشکسالی و افزایش بارش را تأیید کردند. در فاز النینو، مناطق شمالی استانهای مورد مطالعه افزایش دما و جنوب استان مازندران دماهای زیر صفر را تجربه کردند، درحالیکه در فاز لانینا، دما افزایش یافته و مناطق شمالی استانهای مورد مطالعه دماهای بالاتری داشتند. پوشش گیاهی در فاز النینو در جنوب استان گلستان و شرق استان مازندران متراکمتر بود، اما در فاز لانینا کاهش یافت. شاخص SPI نشان داد خشکسالی در فاز النینو بیشتر در نیمه غربی استانهای مورد مطالعه و در فاز لانینا گستردهتر و شدیدتر بود. شاخص VHI، سلامت بهتر پوشش گیاهی را در النینو بهویژه در استانهای گیلان و مازندران و کاهش سلامت را در فاز لانینا بهویژه در استانهای مازندران و گلستان نشان داد.