45 نتیجه برای شاخص
شمس اله عسگری، کورش شیرانی،
دوره 11، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده
فرسایش گالی یکی از اشکال پیشرفته فرسایش خاک است که تحلیل و شناسایی آن در جهت حفاظت خاک ضرورت دارد. هدف این تحقیق تعیین آستانه عوامل موثر در فرسایش گالی می باشد بنابراین براساس سوابق تحقیقات دیگران عوامل تاثیر گذار بر فرسایش گالی انتخاب شدند. جهت دستیابی به هدف تحقیق از دو مدل معروف دمپستر شیفر و مدل آنتروپی استفاده شده است. جهت تعیین مهم ترین متغیرها از آزمون جک نایف و برای مشخص نمودن قدرت پیش بینی مدلها از منحنی ROC استفاده شد. با استفاده از تصاویر گوگل ارث و همچنین بازدیدهای میدانی 331 نقطه گالی شناسایی، ثبت و نقشه پراکنش گالی تهیه شد. دادههای مکانی پراکنش فرسایش گالی در قالب دو دسته تصادفی آموزشی (70 درصد) و آزمایشی (30 درصد) تقسیم شدند. نتایج خروجی لایه ها، وزن دهی و کلاس بندی و تلفیق در دو مدل دمپستر شیفر و آنتروپی، استخراج نقشه پهنه بندی حساسیت فرسایش پذیری گالی و آستانه حساسیت فرسایش پذیری گالی برای هر عامل میباشد. بر اساس آزمون جک نایف به ترتیب متغیرهای شاخص کاربری اراضی 33درصد، شاخص تراکم آبراهه 17درصد، لیتولوژی 13درصد، اقلیم 10درصد، بارش 5 درصد شاخص پوشش گیاهی 4 درصد و شاخص ارتفاع 2 درصد که در مجموع 84 درصد می باشند، بیشترین تأثیر را در فرسایش خندقی داشتند. سطح زیر منحنی مشخصه عملکرد سیستم ROC و مساحت سطح زیر نمودار AUC مدل دمپستر شیفر با ضریب تبیین 934/0 و مدل حداکثر آنتروپی با ضریب تبیین 936/0 موفقیت هر دو مدل را نشان می دهد. نتایج علمی تحقیق قابل ترویج و آموزش می باشد و از لحاظ کاربردی دستگاه اجرایی ذی ربط جهت کنترل فرسایش گالی می تواند تمهیدات لازم را با استفاده از نتایج این تحقیق بکار گیرد.
دکتر هادی درودی، دکتر محمد خسروشاهی، مهندس معصومه شهابی،
دوره 11، شماره 3 - ( 10-1403 )
چکیده
پدیده طوفان گردوغبار و به تبع آن حرکت ماسههای روان بهعنوان یکی از مولفههای اقلیمی در مناطق خشک و نیمهخشک، از مهمترین مشکلات زیستمحیطی این مناطق محسوب میشود. تپههای ماسهای از حساسترین عوارض طبیعی زمین هستند که متاثر از فرسایش بادی میباشند و میزان فعالیت آنها تحت تاثیر عوامل متعدد اقلیمی میباشد. ازآنجاکه پدیده حرکت ماسههای روان بهعنوان یکی از فرآیندهای مهم تخریب سرزمین و یک چالش جدی در استان سیستان و بلوچستان بهشمار میرود و عوامل اقلیمی نیز در این پدیده نقش بسزایی دارند؛ ازاین رو بررسی و شناخت این عوامل از جنبه تأثیر آنها بر بروز و تشدید تحرکپذیری ماسههای روان برای جلوگیری از تشدید بحرانهای زیستمحیطی یک ضرورت انکار ناپذیراست. لذا در این تحقیق میزان فعالیت تپههای ماسهای بر اساس شاخص لنکستر در شهرستان ایرانشهر در استان سیستانوبلوچستان مورد بررسی قرار گرفت. هدف این مطالعه بررسی تاثیر شرایط اقلیمی بر میزان تحرکپذیری ماسههای روان شهرستان ایرانشهر میباشد. به این منظور از دادههای ساعتی مربوط به رویداد باد در دوره آماری 15 سال (2017-2003) و دادههای مربوط به بارندگی و دما در دوره آماری استفاده گردید. همچنین بهمنظور تحلیل و بررسی رژیم باد و وقوع طوفان گردوغبار از شاخص DSI استفاده شد. در نهایت پیشبینی اثرات تغییر احتمالی عناصر اقلیمی بر تحرکپذیری ماسههای روان انجام گرفت. نتایج همبستگیها نشان داد رابطه شاخص لنکستر با مقدار بارندگی سالانه، باد و شاخص خشکی معنیدار بوده است. نتایج تحلیل حساسیت نیز نشان داد که در صورت افزایش فراوانی بادهای فرساینده و تبخیر و تعرق پتانسیل به مقدار 30 درصد، فعالیت تپههای ماسهای در ایستگاه ایرانشهر بهترتیب 25 و 23 درصد افزایش یافته، از طرفی با افزایش 30 درصدی مقدار بارندگی فعالیت تپههای ماسهای 30 درصد کاهش پیدا کرده است. با توجه به وضعیت تپههای ماسهای که در وضعیت فعال و کاملاً فعال قرار دارند، اقدامات لازم جهت تثبیت آنها در این شهرستان ضرورت دارد.
مهندس پوریا قباخلو، دکتر محمدکیا کیانیان، دکتر امین صالح پورجم، دکتر شیما نیکو،
دوره 11، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده
بیابانزایی موضوع پیچیدهای است، که هم ناشی از فرآیندهای طبیعی و هم فعالیتهای انسانی است. این امر شامل تخریب زمین در اثر عوامل مختلفی مانند فرسایش بادی و آبی، تخریب پوشش گیاهی و کاهش منابع آب است. توسعه پایدار انسانی، به سه عنصر کلیدی بستگی دارد: مردم، منابع و مشارکت. هدف از این پژوهش، شناسایی معیارها و شاخصهای مؤثر بر عدم مشارکت پایدار جوامع روستایی در طرحهای بیابانزدایی، اولویتبندی این معیارها و شاخصها بر اساس دیدگاه ساکنان محلی و ارائه راهکارهایی برای افزایش مشارکت روستائیان میباشد. جوامع در طرحهای بیابانزدایی این تحقیق، روستاهای غیاث آباد، شورقاضی و محسن آباد شهرستان گرمسار میباشند، که دارای طرحهای موجود بیابانزدایی هستند. بعد از ارزیابی اولیه مناطق، صحبت با ساکنین محلی، معیارها و شاخصهای مناسب جهت تهیه پرسشنامه مشخص گردید و بین افراد توزیع گردید. جهت تحلیل پرسشنامهها، آزمون فریدمن برای اولویت بندی شاخصها استفاده شده است. نتایج نشان داد، که معیار آموزشی، مهمترین معیار عدم مشارکت مردمی در طرحهای بیابانزدایی از دیدگاه جوامع محلی (رتبه 69/2) می باشد و معیارهای اجتماعی (63/2)، اقتصادی (35/2) و برنامه ریزی (33/2) از دیدگاه جوامع محلی در مراحل بعدی اولویت قرار گرفتند. همچنین، آزمون فریدمن نشان داد، که از دیدگاه جوامع محلی، شاخص عدم استفاده از گروههای مروج بومی، به ترتیب با میانگین رتبه 72/11 و 33/10 به عنوان مهمترین شاخص موثر بر عدم مشارکت مردمی در طرحهای بیابانزدایی شناسایی شدند.
دکتر محمد حسین ناصرزاده، دکتر علیرضا کربلائی، خانم مریم قادری رستاقی،
دوره 11، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده
این پژوهش به بررسی الگوهای مکانی و زمانی تمرکز بارش در استان مازندران میپردازد. لذا دادههای بارش هشت ایستگاه هواشناسی در بازه زمانی 2002 تا 2021 مورد استفاده قرار گرفت و برای تحلیل داده ها از شاخص تمرکز بارش (PCI) استفاده شد. نتایج نشان داد بالاترین مقادیر PCI در مناطق غربی استان، بهویژه بابلسر و نوشهر، مشاهده شده که حاکی از تمرکز شدید بارش در فصول مشخصی است. در مقابل، مناطق شرقی استان توزیع یکنواختتری از بارش را نشان میدهند. علاوه بر این، بررسی نوسانات بینسالانه PCI حاکی از روند افزایشی در برخی ایستگاههاست که نشاندهنده افزایش تمرکز بارش در سالهای اخیر است. تحلیل الگوهای مکانی PCI نیز نشان میدهد که مناطق جنوب غربی و شرقی استان، به دلیل عوامل توپوگرافی و فاصله از دریای خزر، تمرکز نسبی بارش را در ماههای خاصی تجربه میکنند. در مقابل، مناطق شمالی و شمال غربی استان به دلیل تأثیر سیستمهای جوی مدیترانهای و تغییرات اقلیمی اخیر، توزیع نامنظم و فصلی بارش را نشان میدهند. نتایج این پژوهش بر اهمیت در نظر گرفتن تغییرات مکانی و زمانی تمرکز بارش در مدیریت منابع آب و فرایندهای هیدرولوژیکی استان مازندران تأکید دارد. روند افزایشی PCI نشان میدهد که تدوین استراتژیهای سازگار برای مقابله با چالشهای ناشی از وقوع رویدادهای شدید بارش و دورههای خشک طولانیمدت ضروری است
عنایت اسدالهی، مهری اکبری، زهرا حجازی زاده،
دوره 12، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
هدف: هدف اصلی از این پژوهش شناسایی و تحلیل فصلی فراگیرترین بارشهای سیلآسا در ایران طی سالهای 1940 تا 2023 است.
روش پژوهش: برای رسیدن به این هدف اقدام به دریافت دادههای بارش از پایگاه داده ECMWF با تفکیک مکانی 25/0 در 25/0 درجه قوسی برای محدوده ایران طی دوره مطالعاتی شده و گام بعدی با استفاده از صدک 95ام اقدام به محاسبه آستانه بارشهای سیلآسا برای هر یاخته به صورت فصلی شده و روزهای همراه با بارش سیلآسا شناسایی شده و با اعمال شرط بالاترین گسترش مکانی صدک 95ام روزهای دارای فراگیرترین بارش بالاتر از آستانه برای هر فصل شناسایی شده و در پایان به بررسی شرایط جوی حاکم بر آنها پرداخته شده است.
یافتهها: تحلیلها نشان میدهد که بالاترین بارش به میزان 85/146 میلیمتر در فصل زمستان و کمترین آن به مقدار 85 میلیمتر مربوط به فصل تابستان میباشد. بالاترین پوشش مکانی بترتیب در فصل بهار(9/41)، زمستان(69/40)، پاییز(55/32) و تابستان(84/16) رخ داده است. بررسی فشار تراز دریا نشان میدهد که در زمان رخ داد بارش فراگیر فصل تابستان یک کمربند کمفشار از غربیترین تا شرقیترین نقشه جو بالا که ایران داخل آن قرار دارد وجود داشته ولی برای سایر فصول کمربند پرفشار در همین محدوده وجود دارد. تراز 500 هکتوپاسکال در فصل تابستان وجود یک سلول بسته پرفشار دینامیکی بر روی ایران را نشان میدهد ولی در تراز 850 هکتوپاسکال دو مرکز کمفشار بر روی عربستان و پاکستان وجود داشته و باعث تشدید ناپایداری بر روی ایران شده است، بنابراین میتوان دریافت که در ترازهای پایینی شرایط جهت ریزش جوی هموار بوده و حتی امگا تراز 500 هکتوپاسکال بر روی ایران در این روز صعود هوا هر چند ضعیف را نشان میدهد. اما در سایر فصول همواره یک ناوه بر روی غرب ایران قرار داشته و در فصل بهار و زمستان الگوهای بندالی حضور فعالی داشته و با سازوکار خود سبب کندی حرکت جریانات و انحراف آنها بر روی منابع رطوبتی شده و زمینه انتقال رطوبت بیشتر از شرایط نرمال را به سمت ایران فرآهم نموده است. در تمامی فصول بجزء فصل تابستان ایران زیر سیطره رودباد بوده است. قرارگیری رودباد بر روی ایران سبب تشدید ناپایداری در ترازهای زیرین شده است. بررسی رودخانه جوی نشان میدهد که در بارشهای فراگیر تمامی فصول همواره رودخانه جوی با منشاء دریای سرخ، خلیجفارس وجود داشته ولی در دو فصل پاییز و زمستان شاخه فرعی هم از دریای مدیترانه دخالت داشته و سبب افزایش میزان بارندگی شده است.