جستجو در مقالات منتشر شده


284 نتیجه برای نوع مطالعه: پژوهشي

اقای مصطفی حاج لطفعلیان، دکتر مهدی کارگرفرد، دکتر حیدر صادقی، اقای سجاد محمدی،
دوره 14، شماره 12 - ( 7-1395 )
چکیده

با توجه به تأثیر موقعیت قرارگیری پای تکیه­گاه به­منزلۀ عاملی مؤثر بر موفقیت شوت و بروز آسیب در مفصل مچ پا، هدف این تحقیق، مقایسۀ منتخبی از ویژگی‌های بیومکانیکی و عوامل مؤثر بر آسیبِ پای تکیه­گاه در شوت با پای برتر و غیربرتر بازیکنان مبتدی فوتسال بود. در این تحقیقِ نیمه­تجربی، 12 بازیکن فوتسال آماتور جوان با میانگین و انحراف استاندارد سن 1/5±21/2 ، قد 4/2±176 سانتی متر، وزن 5/5 ±67/6 کیلوگرم مشارکت کردند. درحالی­که از ورزشکاران خواسته شد تا توپ را با پای برتر و غیربرتر با حداکثر تلاش از فاصلۀ 10 متری به­سمت دروازه شوت کنند، اطلاعات مربوط به نیرو و ضربۀ وارد شده به کف پا و موقعیت پای تکیه­گاه به­کمک دستگاه سنجش فشار کف پای صفحه­ای Platform و با سرعت نمونه­برداری 300 هرتز ثبت شد. برای بررسی خطر آسیب مچ پا،  نیروها، ضربه­ها و بیشترین فشار وارد به قسمت­های لترال و مدیال، در دو پای برتر و غیربرتر اندازه­گیری شد. نتایج حاکی از وجود اختلاف معنادار در دامنۀ حرکتی مفصل ساب­تالار بود که احتمالاً می­توان دلیل آن­ را وجود انعطاف و هماهنگی بیشتر در پای برتر دانست. در مقدار ضربۀ وارد به قسمت­های جلویی، میانی و عقبی پا، اختلاف معنی­داری بین پای راست و چپ مشاهده نشد. حداکثر فشار در قسمت لترال پای غیربرتر به­طور معناداری بیشتر از پای دیگر بود که احتمالاً می‌تواند یکی از علل افزایش خطر آسیب داخلی مچ پا تلقی شود. با توجه به تازه­کاربودن و فقدان هماهنگی عصبی عضلانی مناسب در اندام غیربرتر آزمودنی­ها قادر نبودند الگوی پیشرفته­ای از حرکت شوت را در پای غیربرتر ارائه دهند. ازاین­رو، فقدان هماهنگی عصبی عضلانی می­تواند به اتلاف انرژی و واردآمدن فشارهای غیراصولی به قسمت­های مختلف بدن به­ویژه کف پا منجر شود و بروز آسیب را تشدید کند. با توجه به نتایج تحقیق، می­توان گفت ورزشکاران مبتدی فوتسال، حین زدن شوت با پای برتر، کیفیت بالاتری را از نظر فاکتورهای بیومکانیکی دخیل در حرکت نشان می­دهند. همچنین، با توجه به پارامترهایی که بررسی شد، احتمال آسیب در مچ پای تکیه­گاه فوتبالیست­های مبتدی، هنگامی که با پای غیربرتر اقدام به شوت می­کنند، بیشتر از پای تکیه­گاه است. البته تعمیم این نتایج به بازیکنان نیمه­مبتدی و حرفه­ای نیاز به تحقیقات بیشتری دارد.


خانم مهسا حکیمی پور، خانم روشنک ایراندوست، دکتر هومن مینونژاد، دکتر رضا رجبی،
دوره 14، شماره 12 - ( 7-1395 )
چکیده

اختصاصی­بودن تمرین­های ورزشی یکی از عوامل مهمی است که می‌تواند بر نظام اسکلتی عضلانی تأثیر‌گذار باشد.‌‌‌ هدف این تحقیق، مقایسه میزان انحراف وضعیتی ستون فقرات و اندام تحتانی در زنان تکواندو‌کار با غیر‌ورزشکاران است. 50 زن تکواندوکار دارای کمربند مشکی و 50 غیرورزشکار آزمودنی‌های تحقیق را تشکیل دادند. برای اندازه‌گیری کایفوز و لوردوز از خط‌کش منعطف و برای تعیین میزان زاویه سربه‌جلو و اسکولیوز از روش فتوگرامتری و برای ارزیابی ناهنجاری‌های زانو و پا نیز به­ترتیب از کولیس و روش افت ناوی استفاده شد. به­منظور مقایسه دو گروه از آزمون تی مستقل استفاده شد. نتایج آزمون تی مستقل نشان داد که مقدار لوردوز‌ کمری (47/90درجه) در تکواندوکاران به­طور معناداری بیشتر از غیر‌ورزشکاران
(44/04درجه) است. همچنین، مقدار انحنای جانبی ستون فقرات (اسکولیوز) (3/52درجه) در تکواندوکاران به­طور معناداری بیشتر از غیرورزشکاران است، میزان فاصل
ه کندیل داخلی ران نیز در تکواندوکاران (3/26سانتی­متر) به­طور معناداری بیشتر از غیر‌ورزشکاران (1/91سانتی­متر) بود. اما بین میزان سر­به­جلو، کایفوز، فاصله قوزک داخلی پا و افت ناوی در دو گروه تفاوت معناداری دیده نشد (0/05≥P ). براساس نتایج تحقیق می‌توان اظهار کرد که ورزش تکواندو به­علت نوع تمرین­های رایج می‌تواند بر وضعیت بدنی ورزشکاران تأثیر بگذارد


خانم سارا گل‌نژاد، خانم رز فولادی، دکتر ناصر بهپور، دکتر مریم برزین،
دوره 14، شماره 12 - ( 7-1395 )
چکیده

مطالعۀ حاضر به بررسی تأثیر شیب­های مختلف پاشنه بر زوایای مکانیکی لومبو­ساکرال و ثبات آن در افراد مبتلا به کمردرد مکانیکال و افراد سالم می­پردازد. این مطالعۀ مورد شاهدی، 38 زن (18 نفر مبتلا به کمردرد، 20 نفر سالم) در بیمارستان امام­­خمینی شهر ساری مطالعه کرد. پس از ثبت اطلاعات دموگرافیک، 3­ رادیوگرافی لترال درحالت ایستاده ­روی شیب­های (صفر، 3/7+ و3/7- درجه) برای تعیین زوایای شیب­ ساکروم، لومبوساکرال، افقی ساکروم و لوردوز سگمنتال و بررسی ثبات کمری تهیه شد. نتایج نشان داد ایستادن روی شیب‌های مختلف بر زوایای بیومکانیکی ناحیۀ لومبوساکرال هر یک از دو گروه سالم و کمردردی و در مقایسۀ دو گروه با هم تأثیر معنی‌داری نداشت (0/05p). در مبتلایان به کمردرد، ثبات کمری نسبت به افراد سالم کمتر بود و میزان بی‌ثباتی در مقایسۀ بین دو گروه، هنگام ایستادن روی شیب منفی (0/009=p)، مثبت (0/023=p) و صفر (0/004=p) همچنان معنی‌دار بود، هرچند اختلاف معنی‌داری در ثبات کمری دو گروه سالم و کمردرد در زمان ایستادن روی
شیب‌های مختلف دیده نشد (0/05
p). چنین به‌نظر می‌رسد که افراد مبتلا به کمردرد، غالباً از بی‌ثباتی ستون فقرات رنج می‌برند و این بیماری با استفاده از شیب‌های مختلف پاشنه جبران نمی‌شوند.
 


رغد معمار، شیوا نوری،
دوره 14، شماره 12 - ( 7-1395 )
چکیده

با توجه به این احتمال که فعالیت­های ورزشی تغییراتی در توزیع پارامترهای مختلف فشار کف پایی در حین گام­برداری به وجود می­آورند، هدف مطالعۀ حاضر مقایسۀ الگوی توزیع فشار کف پایی بین پای راست و چپ و ارتباط آنها با پارامترهای آنتروپومتریک است. بدین­منظور، 10 کشتی­گیر نخبه با میانگین و انحراف استاندارد سنی 3/33±23/6 سال، قد 7/67±173/5 سانتی­متر و جرم: 21/8±83/3 کیلوگرم در این مطالعه بصورت داوطلبانه مشارکت کردند. از دستگاه EMED-AT2 برای تحلیل فشار کف پایی، از آمار پارامتریک روش تی زوجی جهت مقایسۀ پارامترها بین پای راست و چپ و از روش پیرسون برای تعیین همبستگـی بین متغیرهـا استفاده شد. تنهـا در پارامتر سطح تمـاس در ناحیـۀ 4 بین پـای راست و چپ اختلاف معنـادار یافت شـد (0/05≥p، 0/03=ES). بین تمامی پارامترها با قد و جرم همبستگی مثبت و معنادار یافت شد0/01 p0/05، p) و تنها در نواحی پاشنه همبستگی بین حداکثر نیرو در پای راست با قد (پاشنه داخلی 0/45=r2، پاشنۀ خارجی 0/68=r2) و جرم (پاشنۀ داخلی 56 /0=r2، پاشنۀ خارجی 0/8=r2) و در پای چپ با قد (پاشنۀ خارجـی 0/53=r2) و جرم (پاشنۀ خارجـی 0/55=r2) معکوس شد (0/05p). با توجه به فقدان اختلاف معنادار در پارامترهـای مختلف فشار کف پایـی بین پای راست و چپ می­توان ادعا کرد، در ورزش کشتی تقاضای عملکردی پاها یکسان است. همچنین، این پژوهش نتایج تحقیقات گذشته را مبنی بر فقدان پای غالب در رشتۀ کشتی تأیید کرد.  

دکتر مصطفی زارعی،
دوره 14، شماره 12 - ( 7-1395 )
چکیده

میزان بروز آسیب‌های اندام تحتانی در بازیکنان جوان فوتبال زیاد است اما اطلاعات اندکی درزمینۀ خطر فاکتورهای این آسیب‌ها وجود دارد. بنابراین، هدف این مطالعه بررسی رابطۀ استاتیک اندام تحتانی و بروز آسیب‌های بازیکنان نوجوان فوتبال ایران است. چهار تیم (78 بازیکن) از لیگ برتر آسیا ویژن نوجوان استان تهران (14 تا 16 سال) در این مطالعه مشارکت کردند. قبل از آغاز فصل، میزان افت ناوی ، زاویه Q، زاویه هایپراکستنشن زانو، زانوی پرانتزی و شاخص توده بدنی این بازیکنان اندازه‌گیری شد. سپس، آسیب‌های این بازیکنان در طول یک‌فصل (7ماه) به‌صورت آینده‌نگر ثبت شد. برای بررسی رابطه بین راستای استاتیک اندام تحتانی و آسیب‌ها از آزمون لجستیک رگرسیون استفاده شد. طبق یافته‌های تحقیق، میزان شیوع آسیب‌ها برابر با 8/7 آسیب در هر 1000ساعت تمرین (95درصد اطمینان، 10/10-7/01) بود. نتایج آزمون لجستیک رگرسیون نشان داد که افت ناوی پای برتر (p=0/001،  OR=4/5)، زاویه Q پای برتر (p=0/048، OR=2/77) و زانوی پرانتزی (p=0/021 ،OR=4/06) با بروز آسیب‌ها ارتباط معنی‌داری دارند. بازیکنانی که شاخص افت ناوی آنها بیشتر از 1/5سانتی‌متر باشد، 4/5 برابر بازکنان دیگر مستعد بروز آسیب اندام تحتانی هستند. همچنین، بازیکنانی که شاخص زاویه Q پای برتر آنها بیشتر از 15/5درجه باشد، 2/77 برابر بازیکنان دیگر مستعد بروز آسیب اندام تحتانی هستند.نتایج این مطالعه نشان داد که سنجش راستای اندام تحتانی مانند زاویهQ، زانوی پرانتزی و افت ناوی می‌تواند بازیکنان در معرض آسیب‌های اندام تحتانی را مشخص کند. این نتایج می‌تواند به بازیکنان و مربیان برای پیش‌گیری از آسیب‌ها کمک کند.


فرحناز ساکی‌پور، حسین مجتهدی،
دوره 15، شماره 13 - ( 6-1396 )
چکیده

بی‌­اختیاری ادرار در بین زنان سالمند روند رو­به‌­رشدی دارد و آمار آن، به‌­خصوص در زنان سرای سالمندان، به‌­مراتب بیشتر است. هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر چهارهفته تمرین ثبات‌­دهندۀ ستون­‌فقرات بر بی‌­اختیاری ادراری سالمندان است. در این پژوهش آزمودنی‌­های سالمند زن 50 تا 70سال (11±67کیلوگرم و توده­بدنی4±27کیلوگرم برمترمربع) در دو گروه تمرین و کنترل (هر گروه 10نفر) به‌­مدت چهارهفته (هفته‌­ای سه‌­جلسه) در تحقیق شرکت کردند و میزان بی‌­اختیاری ادراری آنان ازطریق پرسش­‌نامه ICIQ-OAB در مراحل پیش‌­آزمون و پس‌­آزمون اندازه‌­گیری شد. با توجه به ­نرمال نبودن داده­‌ها از آزمون­‌های ناپارامتریک شامل آزمون ویلکاکسون و یومن‌­ویتنی جهت بررسی تغییرات درون­‌گروهی و بین‌­گروهی در سطح 05/0p استفاده شد. تمرینات ثبات­‌دهندۀ ستون فقرات باعث کاهش معنی‌­دار بی‌­اختیاری ادراری در زنان سالمند شد (0/001=P) به‌­طوری­که این تمرینات باعث کاهش غیرمعنی‌­دار دفعات ادرار در روز (0/083=P)، کاهش معنی­‌دار دفعات ادرار در شب (0/001=P)، کاهش استرس استفاده سریع از سرویس بهداشتی (0/001=P) و کاهش نشت ادرار می‌­شود(0/002=P). بررسی بین­‌گروهی نشان داد که گروه تمرین از بی‌­اختیاری ادراری کمتری در مقایسه با گروه کنترل برخوردار است (0/01=P). تمرینات ثبات‌­دهنده ستون‌­فقرات از طریق تقویت عضلات کف لگنی و شکمی به کاهش بی‌­اختیاری ادراری و مؤلفه­‌های آن می­‌انجامد.


وحید صالح، حیدر صادقی، پروانه شمس نجف آبادی، محمدرفیع رضاییان هفتادر، حبیب‌الله ولی‌زاده،
دوره 15، شماره 13 - ( 6-1396 )
چکیده

هدف این تحقیق مقایسۀ نیم­رخ آنتروپومتریک، سوماتوتایپ و ترکیب بدنی ژیمناست­‌های مبتدی و حرفه­‌ای 6 تا 8 ساله بود. 40 نفر از ژیمناست‌­ها در دو گروه (مبتدی 20 ژیمناست و حرفه‌­ای 20 ژیمناست) در این آزمون مشارکت کردند. 17 متغیر آنتروپومتریکی، سوماتوتایپ و ترکیب بدنی از هر آزمودنی اندازه‌­گیری شد. ابزارهای اندازه‌­گیری پرسش­نامه‌­های اطلاعات فردی و ارزیابی سلامت عمومی، کرنومتر، متر نواری، قدسنج، ترازوی قابل ­حمل، کالیپر، کولیس و نرم‌­افزار سوماتوتایپ بود. از آمار توصیفی و استنباطی (آزمون تی در دو گروه مستقل) در سطح معناداری 0/05 برای بررسی داده‌­های تحقیق استفاده شد. بین درصد چربی (سه‌­سر بازو، فوق خاری و ساق پا)، طول کل دست، محیط (ساق پا و باسن)، ترکیب بدنی (BMI)، اندومورفی و اکتومورفی تفاوت معنادار مشاهده شدp<0.05) ). ازمنظر آنتروپومتریکی، 6 تا 8 سالگی را  می‌­توان پایین‌­ترین و بهترین سن استعدادیابی ژیمناستیک در نظر گرفت. براساس نتایج پژوهش می­‌توان نتیجه گرفت که ژیمناست‌­های حرفه‌ای دارای درصد چربی کمتر، طول دست بیشتر، محیط باسن و ساق کمتر، BMI کمتر، اندومورفی کمتر و مزومورفی و اکتومورفی بیشتری نسبت به مبتدی‌­ها هستند. به طور میانگین ژیمناست‌­های حرفه­‌ای از لحاظ کلاس­‌بندی سوماتوچارت در ناحیۀ اکتومورف- مزومورف و گروه مبتدی در ناحیه اندومورف- مزومورف قرار داشتند.

 
سمیرا انتظاری، رغد معمار، مریم کاکاوند،
دوره 15، شماره 13 - ( 6-1396 )
چکیده

هدف این پژوهش، مطالعه تأثیر ورزش تکواندو بر تقارن توزیع فشار کف‌پایی، نیروی عکس­‌العمل زمین و سطح تماس اندام برتر و غیربرتر تکواندوکاران زن نخبه است. در این مطالعه،10 تکواندوکار زن نخبه انتخاب شدند. توزیع فشار کف‌پایی و نیروی عکس‌العمل عمودی زمین و سطح تماس نواحی مختلف کف‌پا با استفاده از دستگاه emed ارزیابی شد. اطلاعات به‌دست‌آمده با استفاده از آزمون تی ­وابسته و تقارن بین دو اندام با استفاده از فرمول شاخص تقارن ارزیابی شد. یافته‌­ها نشان داد تفاوت معناداری در میزان سطح تماس ناحیه سه‌­انگشت آخر و همچنین عدم تقارن بین دو اندام وجود دارد. این عدم تقارن در توزیع فشار می­‌تواند با آسیب‌­های عضلانی یا بافتی مانند التهاب فشیای کف‌پا یا استرس فرکچر سر استخوان‌­های کف‌­پایی مرتبط باشد. بنابراین، در این رشته ورزشی لازم است با انجام تمرینات ویژه به ایجاد توازن و تقارن بیشتر در اندام تحتانی کمک شود تا آسیب­‌های ناشی از این عدم تقارن به حداقل برسد.

سمیرا محمدی، هومن مینونژاد، رضا رجبی،
دوره 15، شماره 13 - ( 6-1396 )
چکیده

هدف تحقیق حاضر بررسی همه­‌گیرشناسی آسیب‌های کبدی در مسابقات لیگ‌برتر کشور است. این تحقیق توصیفی و از نوع مطالعات آینده‌نگر است. کلیه مردان مشارکت‌کننده در رقابت‌های لیگ‌برتر کبدی سال 1393 (تعداد=192نفر) در این مطالعه تحت بررسی قرارگرفتند که از بین آنها ورزشکارانی که در طول رقابت‌ها دچار آسیب‌دیدگی شده‌ و تحت مراقبت‌های پزشکی قرار گرفته بودند، نمونه‌های این تحقیق در نظر گرفته شدند. اطلاعات مربوط به این تحقیق از طریق ثبت در فرم ثبت آسیب به­‌کوشش محقق و با کمک پزشک مسابقات در حین برگزاری رقابت‌ها تکمیل شد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از آزمون خی‌دو (2x) در سطح معنی‌داری 0/05≥α و همچنین، از آمار توصیفی در قالب اعداد، جدول­‌ها و نمودارها برای بیان یافته‌های تحقیق استفاده شد. میزان بروز آسیب در هزارساعت مسابقه برابر 229/9 آسیب برآورد شد و بیشترین نواحی آسیب‌دیده سر و صورت (26/2 درصد) و زانو (15/5 درصد) بوده‌است. 48/5 درصد آسیب‌ها از نوع کبودی/کوفتگی/خون‌­مردگی و بیشترین سازوکار به‌وجودآورنده آسیب برخورد با حریف (82/5 درصد) بود. 32 درصد آسیب‌ها هنگام زیرگیری رخ داده‌است. میزان آسیب در بازیکنان پست دفاع 50/5 درصد بود. با توجه به یافته‌ها، که بیان‌کننده شیوع بالای آسیب در ورزش کبدی است، به اعضای پزشکی تیم‌ها، مربیان، و ورزشکاران توصیه می‌شود تا عوامل خطرزای بالقوه‌ مرتبط با بروز آسیب‌ را شناسایی و اقدامات لازم را جهت پیش­گیری از آنها انجام دهند.

سلمان نظامی، محمدعلی سمواتی شریف، اسدالله چزانی شراهی،
دوره 15، شماره 13 - ( 6-1396 )
چکیده

هدف این پژوهش، بررسی اثر هشت­­هفته تمرین مقاومتی شدید (به­روش اسپلیت) بر تغییرات سطوح سرمی تستوسترون، کورتیزول، نسبت تستوسترون به کورتیزول (T/C) و تأثیر آن بر رشد و توسعه قدرت عضلانی است. 20 نفر از ورزشکاران مبتدی پرورش‌­اندام با شاخص توده بدن 2/25±23/80 کیلوگرم بر مترمربع و میانگین سنی 2/55±24/65 در این پژوهش مشارکت کردند. آزمودنی­‌ها به‌­صورت تصادفی در دو گروه تمرین قدرتی به‌­روش اسپلیت (10 نفر) و کنترل به‌­روش سنتی (10 نفر) قرار گرفتند. برنامه تمرینی با 100-85 درصد 1RM برای شش‌­نوبت در هفته به‌­روش اسپلیت (جداسازی گروه‌­های عضلانی) طراحی شد. گروه کنترل به‌­روش تمرین کل بدن (سنتی) با همان شدت و مدت به تمرین پرداختند. ضخامت عضله تحت مطالعه (سه‌­سر بازو) با استفاده از تصویربرداری سونوگرافی در هر دو گروه قبل و پس از مداخله اندازه‌­گیری شد. نمونه‌­­گیری خونی، در زمان استراحت قبل و بعد از تمرین‌­ها در محیط آزمایشگاه جمع‌آوری شد. نتایج نشان داد که تمرین به‌روش اسپلیت نسبت به‌روش سنتی، موجب افزایش قدرت عضلانی (p=0/01)، توده عضلانی (p=0/001) و نسبت T/C (p=0/02) می‌­شود. همچنین، بین قدرت بیشینه با هایپرتروفی  (p=0/001 ، r=0/55) و نسبت T/C با قدرت بیشینه ارتباط معنی­‌دار مشاهده شد. (r=0/74 ، p=0/03) . نتایج نشان می‌­دهند، این روش از تمرین مقاومتی موجب افزایش تحریک آنابولیکی و توده عضلانی در بدن می‌­شود، که افزایش قدرت بیشینه را در­پی دارد.


سمیه صادقی، محمدرضا اسد، محمدحسن فردوسی،
دوره 15، شماره 13 - ( 6-1396 )
چکیده

تجمع چربی در کبد به میزان بیش از 5درصد وزن آن را کبد چرب می­گویند. هدف مطالعۀ حاضر ارزیابی تأثیر دوازده‌­هفته تمرین استقامتی بر آنزیم­‌های کبدی زنان چاق است. در این تحقیق، 26 زن با  29BMI کیلو­گرم بر متر­مربع و دامنۀ سنی 42-52، به دو گروه تجربی و کنترل (13=n) تقسیم شدند. 24 ساعت قبل و 48 ساعت بعد از تمرینات از تمام آزمودنی­‌ها خون‌­گیری شد و ارزیابی ترکیب بدن و Vo2max به‌­عمل آمد. گروه آزمایش تحت دوازده‌­هفته تمرین استقامتی، شامل هفته‌­ای سه جلسه، با شدتی بین 40 تا 80 HRmax و مدت 15 تا 30 دقیقه به تمرین پرداختند. داده­‌ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس و تی مستقل ارزیابی شدند (0/05α). نتایج نشان‌داد که در گروه تمرین، افزایش معناداری در p=0/006VO2max کاهش معناداری در شاخص‌­های وزن،BMI  و BF٪ (p=0/001) مشاهده شد. اما تغییر معناداری در آنزیم­‌های ALT (p=0/493) و AST (p=0/403) مشاهده نشد. نتایج نشان داد تمرینات اثری بر آنزیم­‌های کبدی زنان چاق ندارد. این ممکن است به عدم آمادگی جسمانی و برخورداری هر دو گروه از وزن و شاخص توده بدنی بالا حتی در گروه تمرین بعد از دوازده هفته مربوط باشد. از دلایل افزایش غیرمعنادار ALT گروه تمرین، نیمۀ عمر طولانی این آنزیم است. بنابراین می­توان زمانی بیش از 48 ساعت برای بازیافت در نظر گرفت.

خانم صفورا حیدری، دکتر علی شمسی ماجلان، دکتر حسن دانشمندی، دکتر ناهید خوش رفتار یزدی،
دوره 15، شماره 14 - ( 7-1396 )
چکیده

تکرار حرکات پرتابی می‌­تواند باعث تغییر تعادل قدرت عضلانی و دامنۀ حرکتی شانۀ ورزشکاران در مقایسه با افراد غیر­ورزشکار شود؛ بنابراین، هدف مطالعۀ حاضر مقایسۀ نسبت قدرت عضلات آگونیست به آنتاگونیست و دامنۀ حرکتی شانه در زنان والیبالیست و غیر­ورزشکار است. آزمودنی‌­های تحقیق شامل 30 زن والیبالیست با میانگین سنی 2/58±21 سال و 30 زن غیر­ورزشکار با میانگین سنی 1/13±22 سال بودند که به‌­صورت هدفمند و در­دسترس انتخاب شدند. قدرت ایزومتریک با دستگاه قدرت­سنج دستی و دامنۀ حرکتی توسط انعطاف‌­سنج لیتون اندازه­‌گیری شد. تجزیه و تحلیل آماری داده‌­ها از طریق آزمون کلموگروف-اسمیرنوف و آزمون تی انجام شد (0/05P≥P). در مقایسۀ نسبت قدرت عضلات آگونیست به آنتاگونیست مفصل شانه، در نسبت قدرت عضلات چرخش­دهندۀ داخلی به خارجی و ابداکشن به اداکشن، تفاوت معنی­داری بین اندام برتر و غیر­برتر والیبالیست­ها، (001/0P≤؛ 0) و نیز اندام برتر دو گروه (والیبالیست و کنترل) به­دست­آمده (003/0P=؛001/0P). در مقایسۀ دامنۀ­حرکتی کاهش معنی­داری در حرکات چرخش داخلی و اکستنشن اندام برتر (005/0P=؛001/0P≤) و افزایش معنی­داری در چرخشش خارجی اندام برتر والیبالیست­ها مشاهده شد (026/0=P). یافته­ها نشان داد که انجام حرکات تکراری در والیبالیست­ها ممکن است در طولانی­مدت باعث ایجاد اختلال در تعادل نسبت طبیعی قدرت و دامنۀ­حرکتی در مفصل شانه شود، که در صورت به­کار­نگرفتن تمرین­های قدرتی و کششی مناسب، این بی­تقارنی می­تواند ورزشکار را مستعد آسیب سازد

دکتر امیرعلی جعفرنژادگرو، خانم الهام سرخه، آقای گودرز غیاثوند،
دوره 15، شماره 14 - ( 7-1396 )
چکیده

از نواربندی برای بهبود عملکرد عضلانی ورزشکاران استفاده می­شود. هدف این مطالعه ارزیابی اثر آنی نواربندی عضلات چرخش­دهندۀ خارجی و آبداکتور ران بر مؤلفه­های نیروی عکس­العمل زمین در سه بعد، زمان رسیدن به اوج آنها، ایمپالس، جابه­جایی مرکز فشار، میزان بارگذاری عمودی، و گشتاور آزاد طی فاز اتکای دویدن بود. به­این­منظور، 24 مرد سالم (سن: 2/5±24/6؛ جرم: 6/2±74/8 کیلوگرم؛ 7/9±177/1سانتی­متر) داوطلب شرکت در این تحقیق شدند. اطلاعات نیروی عکس­العمل زمین به­وسیلۀ صفحه­نیرو کیستلر (میزان نمونه­برداری: 1000 هرتز) اندازه­گیری شد. برای تحلیل آماری از آزمون تی هم‌بسته استفاده شد. در مقایسه با حالت بدون نواربندی، نواربندی ران به‌طور معنی‌داری سبب کاهش اوج نیروی تماسی و اوج فعال در طی فاز اتکای دویدن شد (0/05≥p ؛ اندازه اثر پایین تا متوسط).  اعمال نواربندی به‌ترتیب سبب افزایش و کاهش میزان بارگذاری عمومی ( به میزان 19درصد، p=0/047 ؛ اندازۀ اثر متوسط) و اوج مقادیر گشتاور آزاد (0/001p؛ اندازۀ اثر پایین) شد. مقادیر ایمپالس قدامی- خلفی و عمودی در طی حالت نواربندی بزرگ‌تر از وضعیت عدم استفاده از نواربندی بود (0/001≥p ؛ اندازۀ اثر پایین).  یافته­ها نشان داد نواربندی چرخشی و آبداکتوری ران می­تواند سبب بهبود ارزش­های گشتاور آزاد شود، اما در میزان بارگذاری عمودی طی فاز اتکای دویدن این­گونه نیست.

آقای وحید ستوده، دکتر رضا قراخانلو، خانم سولماز خلیق فرد، خانم سمانه خلیق فرد، دکتر علیمحمد علیزاده،
دوره 15، شماره 14 - ( 7-1396 )
چکیده

دکورین مایوکاینی است که ازطریق تعامل با فاکتور رشد تومور بتا (TGF-β)، رشد و تکامل سلول­های سرطانی را تعدیل می­کند. هدف مطالعۀ حاضر بررسی اثر حفاظتی هشت هفته تمرین هوازی تناوبی بر بیان دکورین TGF-β و حجم تومور در مدل حیوانی سرطان پستان است. در این تحقیق تجربی40 سر موش آزمایشگاهی مادۀ نژاد بالب سی به­روش تصادفی و به­طور مساوی در چهار گروه کنترل، تومور، ورزش و گروه ورزش به­همراه تومور تقسیم شدند. تمرین اصلی، چهار هفته قبل ‌و چهار ‌هفته ‌بعد از کاشت تومور با 50 تا 70 درصد توان بیشینۀ موش­ها اجرا شد. موش­های دو گروه تومور و گروه ورزش به­همراه تومور، ازطریق جراحی زیرجلدی با تومور آدنوکارسینومای پستان موشی سرطانی شدند. رشد تومور به­صورت هفتگی اندازه­گیری شد و در پایان مطالعۀ تومورها و بافت عضلۀ سولئوس ازطریق جراحی استخراج شدند. برای بررسی بیان ژن دکورین و TGF-β از روش Real-Time PCR استفاده شد و داده­ها به­روش آزمون­های تی  تحلیل واریانس یک­طرفه و به­دنبال آن آزمون تعقیبی توکی با سطح معنی­داری 05/0P< تجزیه و تحلیل شدند.  میزان رشد تومور درگروه تومور به­طور معنی‌داری بیشتر از گروه ورزش به­همراه تومور بود و تفاوت معنی­داری در میزان بیان دکورین در عضلۀ سولئوس بین چهار گروه وجود داشت .(F=12/30,P=0/0023) همچنین، آزمون تعقیبی توکی نشان داد که هشت هفته تمرین هوازی تناوبی سبب افزایش معنی‌دار بیان ژن دکورین در بافت عضلۀ سولئوس در دو گروه ورزش نسبت به گروه کنترل و گروه ورزش به­همراه تومور  نسبت به گروه تومور  شده است (P=0/02)، اما میزان بیان TGF-β در بافت تومور در گروه ورزش به­همراه تومور نسبت به گروه توموری‌ کاهش معنی­داری نشان داد. نتایج نشان داد که تمرینات هوازی تناوبی احتمالاً با افزایش بیان دکورین و کاهش بیان TGF-β، در کاهش رشد سلول­های سرطان پستان نقش دارد که اهمیت این نوع تمرین ورزشی را در ‌مهار ‌رشد تومور در سرطان پستان نشان می­دهد.
کامران جوهری، محمدحسین علیزاده، امیرحسین براتی،
دوره 15، شماره 14 - ( 7-1396 )
چکیده

هدف این پژوهش بررسی اثر برنامۀ جامع گرم­کردن فیفا +11 داوران بر تعادل پویای داوران و کمک­‌داوران مرد فوتبال ایران بود. 52داور و کمک‌­داور فوتبال بدون سابقۀ آسیب­دیدگی داوطلبانه در این پژوهش شرکت کردند و به‌­صورت تصادفی به گروه‌­های تجربی و کنترل (26 نفر گروه تجربی، 26 نفر گروه کنترل) تقسیم شدند. گروه تجربی به‌­مدت هفده هفته برنامۀ +11 داوران را انجام دادند، درحالی که گروه کنترل در طول نیم‌­فصل روش گرم­کردن معمول و سنتی خود را اجرا کرد، برای برآورد تعادل پویای داوران در پیش­‌آزمون و پس‌­آزمون از آزمون تعادل Y استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از روش‌های آماری توصیفی و آزمون  تحلیل واریانس صورت گرفت. یافته­ها نشان داد که تعادل پویا در جهت­های قدامی و خلفی داخلی و نمرۀ کلی تعادل داوران گروه تجربی در پس‌­آزمون در مقایسه با گروه کنترل تفاوت معنی­داری داشت، درحالی که درجهت خلفی خارجی تفاوت معنی‌­داری بین گروه‌­ها مشاهده نشد. با توجه به یافته‌­های تحقیق، برنامۀ جامع گرم­‌کردن فیفا +11 داوران می تواند تعادل پویای داوران و کمک‌­داوران فوتبال را بهبود بخشد.

فایزه محمدی سنجانی، معصومه شجاعی، افخم دانشفر،
دوره 15، شماره 14 - ( 7-1396 )
چکیده

تکلیف دسترسی یکی از تکالیف رایج برای بررسی سازوکارهای یادگیری است و جزو تکالیف روزانۀ زندگی انسان به­‌شمار می‌­رود. بهبود ثبات پاسچر می‌تواند در عملکرد این تکلیف تاثیر بگذارد. بدین منظور، هدف تحقیق حاضر مقایسۀ اثر تمرین ثابت (زمان واکنش ساده) و متغیر تصادفی (زمان واکنش انتخابی) بر بهبود کنترل پیش‌بینانۀ پاسچر افراد سالم در تکلیف دسترسی بود. در این تحقیق، 16 دانشجوی دختر راست‌­دست با میانگین سنی 3.18.±27.18 مشارکت کردند. برای ارزیابی بزرگی کنترل پیش‌بینانۀ پاسچر از شاخص سرعت متوسط و جابه­‌جایی مرکز فشار پا با استفاده از صفحۀ نیرو قبل از شروع حرکت دسترسی استفاده شد. نتایج تحلیل واریانس ترکیبی با اندازه­‌گیری‌­های تکراری در سطح معناداری P<0.05 نشان داد که تمرین متغیر تصادفی به افزایش جابه‌جایی و سرعت جابه‌جایی مرکز فشار قبل از شروع حرکت دسترسی منجر می‌­شود، ولی این افزایش در آزمون اکتساب و یادداری معنادار نبود. بنابر یافته‌­های این مطالعه، می­توان نتیجه گرفت که تمرین متغیر تصادفی باعث افزایش ثبات پیش‌بینانۀ پاسچر شده است. اثر این تمرین بر کنترل پیش­‌بینانۀ پاسچر می‌­تواند در برنامه­‌های توان­بخشی به­‌کارگرفته شود .

آقای نعمت الله بهبودیان، آقای جمال خواجه‌علی، دکتر امیر لطافت کار،
دوره 15، شماره 14 - ( 7-1396 )
چکیده

با توجه به ضرورت توجه به غربال­گری آسیب­ها، هدف مطالعۀ حاضر مقایسۀ امتیازات آزمون­های غربال­گری حرکتی عملکردی افراد فعال و غیرفعال است. جامعۀ آماری تحقیق را دانشجویان مرد دانشگاهی در دامنۀ سنی 18 تا 25 سال تشکیل دادند که از بین آنها 50 دانشجو (25فعال و 25 غیرفعال) انتخاب شدند. از آزمون­های غربال­گری حرکتی عملکردی کوک برای غربال­گری حرکتی عملکردی استفاده شد. بعد از تعیین نرمال­بودن نمرات کلی FMS، برای تجزیه و تحلیل داده­ها از آزمون تی مستقل در برنامۀ SPSS نسخۀ 16 و در سطح معنی­داری 05/0 استفاده شد. طبق یافته­های این تحقیق، نمرات کلی FMS در بین افراد فعال و غیرفعال اختلاف معنی­داری داشت (001/0P=). نقطۀ برش برای همه آزمودنی­ها برابر 17 به­دست آمد. نمرات آزمون­های تحرک­پذیری شانه و بالا­آوردن فعال پا در افراد فعال و غیرفعال اختلاف معنی­داری نداشت، اما نمرات پنج آزمون دیگر اختلاف معنی­داری نشان داد. این مطالعۀ آینده­نگر نشان می­دهد که با توجه به نمرۀ کلی FMS، افراد غیر­فعال نسبت به افراد فعال درمعرض آسیب­دیدگی بیشتری قرار دارند. نمرۀ کلی FMS یک پیش‌بینی‌کنندۀ آسیب در افراد فعال و غیرفعال است.
زهرا خدیوی بروجنی، حمید رجبی، سید محمد مرندی، شقایق حق‌جو، علیرضا خدیوی بروجنی، ابراهیم نوریان،
دوره 16، شماره 15 - ( 6-1397 )
چکیده

هدف از تحقیق حاضر تعیین اثر هشت­هفته تمرین مقاومتی بر میزان مایوستاتین وFGF-2  سرمی در موش‌­های صحرایی نر نژاد ویستار است؛ به همین منظور، تعداد 20سر موش صحرایی نر بالغ 250-150 گرمی به صورت تصادفی به دوگروه شاهد و تمرین مقاومتی تقسیم شد. گروه تمرین مقاومتی به مدت هشت­‌هفته و هفته­‌ای پنج­‌جلسه روی نردبان مخصوص به ارتفاع یک­‌متر و 26­پله با حمل یک­ وزنه به میزان 30­درصد وزن بدن خود که به دم آن­ها بسته می‌شد، تمرینات خود را آغاز نمود و این میزان به صورت فزاینده در هفته آخر به 200­درصد وزن بدن حیوانات رسید. تمرینات هر جلسه شامل سه‌­نوبت چهارتکراری با سه‌­دقیقه استراحت میان نوبت­‌ها بود. پس از پایان هفته آخر خون‌گیری از چشم موش­‌ها به عمل آمد و اندازه‌­گیری مایوستاتین، TGF-β1و FGF-2 هر سه­‌گروه با کیت مربوطه به روش الایزا انجام شد. در پایان مطالعه، سطح سرمی مایوستاتین در گروه تمرین مقاومتی کاهش یافت (در گروه تمرین مقاومتی 19/62±71/82 و در گروه شاهد 17/49±105/86میلی­‌گرم در دسی­‌لیتر بود (0/001p). در حالی که سطح سرمی  FGF-2در گروه تمرین مقاومتی به طور معناداری (0/048=p) افزایش یافت (در گروه تمرین مقاومتی 11/135±102/462 و در گروه شاهد 12/606±86/96 میلی‌گرم در دسی‌­لیتر بود). همچنین سطح سرمی TGF-βدر بین گروه مقاومتی 54/09±153/48 و شاهد 32/85±160/62 میلی‌گرم در دسی­‌لیتر بود و تفاوت معنی‌داری در دوگروه دیده نشد (0/725=p). این پژوهش نشان می­‌دهد که هشت­‌هفته تمرین مقاومتی موجب کاهش سطوح سرمی مایوستاتین و افزایش سطوح سرمی FGF-2 می­‌گردد. این دو فاکتور از عوامل فعال­‌سازی یا غیرفعال­‌سازی سلول‌های ماهواره­‌ای (سلول‌­های بنیادی سلول عضلانی و کنترل­‌کننده هایپرتروفی) است. این در حالی است که عوامل عصبی- عضلانی در هشت‌­هفته اول تمرین مقاومتی بیش­ترین مشارکت را در افزایش قدرت دارد، اما سیگنال‌­های تاثیرگذار روی سلول­‌های ماهواره­‌ای در هشت­‌هفته اول تمرین مقاومتی تغییر معنی­‌داری نمی­‌کنند.
 

وحید فکری کورعباسلو، پژمان معتمدی، صادق امانی شلمزاری،
دوره 16، شماره 15 - ( 6-1397 )
چکیده

ائوتاکسین آدیپوکین پیش التهابی مترشحه از بافت چربی است که ترشح آن در چاقی افزایش یافته و مانع نوروژنز می­‌شود. BDNF نیز یکی از عوامل رشد عصبی است که در عملکرد شناختی، متابولیسم چربی و قند و همچنین پاتوفیزیولوژی چاقی و سندرم متابولیک در بزرگسالی مؤثر است. هدف از مطالعه حاضر تعیین تاثیر شش‌­هفته تمرین مقاومتی تناوبی بر سطوح سرمی ائوتاکسین و عامل نروتروفیک مشتق از مغز در مردان جوان با اضافه­‌وزن بود. ۲۰دانشجوی غیرفعال و فاقد برنامه ورزشی منظم از دانشگاه خوارزمی انتخاب و به صورت تصادفی به دوگروه تمرین (۱۰نفر) و کنترل (۱۰نفر) تقسیم شدند. گروه تمرین به مدت شش­‌هفته، سه‌­جلسه در هفته و هرجلسه به مدت ۴۵دقیقه در تمرینات حضور داشتند. برنامه تمرینی شامل هفت­‌حرکت با شدت ۳۰-۴۰درصد ۱RM و سرعت ۲v به مدت ۱۰ثانیه و فواصل استراحتی با شدت ۳۰-۴۰درصد ۱RM و سرعت v0/5 به مدت ۲۰ثانیه بود. نمونه­های خونی قبل و پس از شش‌­هفته تمرین، اخذ و مقادیر ائوتاکسین و BDNF  سرمی با روش الایزا اندازه‌­گیری شد. برای تجزیه و تحلیل داده­‌ها از آزمون کوواریانس و آزمون تعقیبی بونفرونی برای مقایسه متغیرها و همبستگی پیرسون استفاده شد. نتایج تحلیل کوواریانس و آزمون بونفرونی نشان‌­دادند که شش­‌هفته تمرین مقاومتی تناوبی موجب کاهش معناداری در شاخص‌­های پیکرسنجی مثل توده‌­ی بدنی (۰/۰۰۳=p)، شاخص توده بدن (۰/۰۰۴=p)، دور کمر (۰/۰۱۲=p) و درصد چربی (۰/۰۰۱=p) شد؛ همچنین، این روش موجب افزایش معنی‌­دار در استقامت عضلانی (۰/۰۰۱=p)، و سطوح BDNF  سرمی گروه تمرین نسبت به گروه کنترل گردید (۰/۰۲۴=p)؛ همچنین، سطوح ائوتاکسین سرمی در گروه تمرین کاهش معنی‌­داری داشت (۰/۰۲۲=p). نتایج همبستگی هم نشان‌­داد بین ائوتاکسین و BDNF پیش و پس از آزمون به ترتیب رابطۀ معکوس معنی‌­داری وجود دارد (0/511=p=0/013   r=0/586  ، p=0/015   r) . کاهش وزن در اثر شش­‌هفته تمرین مقاومتی تناوبی که همراه با از دست‌­دادن بافت چربی بوده است، موجب کاهش سطوح سرمی ائوتاکسین و افزایش سطوح سرمی BDNF گردیده است.
 (0=p=0/013 r

چیمن علیارنژاد، حسن دانشمندی، نادر سمامی،
دوره 16، شماره 15 - ( 6-1397 )
چکیده

سندروم متقاطع فوقانی به­عنوان یک نا­هنجاری پاسچرال با فعالیت بیش از حد عضلات سینه­‌ای و عضلات ذوزنقه‌­ای فوقانی شناخته می­‌شود. هدف از این مطالعه بررسی سندروم متقاطع فوقانی در دانش‌­آموزان کم‌­بینا، کم‌­شنوا و عادی است. این مطالعه توصیفی تحلیلی روی 30پسر کم‌­بینا، 30پسر کم‌­شنوا و 30پسر عادی با میانگین و انحراف استاندارد 2/89±11/76سال، وزن 29/47±52 کیلوگرم، قد 13/13±135/15سانتی­‌متر انجام‌­شد. ارزیابی نا­هنجاری سر­به­‌جلو و شانه­‌گرد از نمای جانبی وضعیت سر و شانه و ارزیابی کایفوز با خط­‌کش منعطف (0/91r=) انجام شد. تجزیه و تحلیل آماری با استفاده از آنالیز واریانس یک‌طرفه (ANOVA) و آزمون تعقیبی شفه در سطح معناداری (0/05p) انجام شد. نتایج نشان­داد زاویه سر­به­‌جلو کم­‌بینایانبیش­تر از گروه کم‌شنوایان و عادی بود (0/001p=). زاویه شانه­‌گرد و کایفوز در کم‌­بینایان بیش­تر از کم­‌شنوایان و گروه سالم بود (0/001p=). نارسایی بینایی و شنواییمی­‌تواند بانا­هنجاری­‌های وضعیتی مرتبط باشد. نتایج نشان­داد سربه‌جلو، شانه­‌گرد و کایفوز منجر به سندروم متقاطع فوقانی می‌­شود و لازم است به آن توجه شود؛ بنابراین، به مربیان و متخصصان ورزشی توصیه می­‌شود برای بهبود وضعیت‌­بدنی این افراد برنامه‌­های آموزشی پیشگیرانه و نیز تجویز برنامه حرکتی اصلاحی را برنامه­‌ریزی نمایند


صفحه 7 از 15     

کلیه حقوق این وبگاه متعلق به پژوهش در طب ورزشی و فناوری است.

طراحی و برنامه‌نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 | Research in Sport Medicine and Technology

Designed & Developed by : Yektaweb