284 نتیجه برای نوع مطالعه: پژوهشي
حمیدرضا زنگوئی، محمد یوسفی، عباس فرجاد پزشک، خورشید بیجاری،
دوره 23، شماره 29 - ( 4-1404 )
چکیده
مقدمه و هدف: اکثر مطالعات تکلیف فرود تک پا را از نظر ویژگیهای بیومکانیکی، بهویژه کینماتیک و کینتیک صفحات حرکتی مقایسه کردهاند و چنین نتیجه گرفتند که پایایی برای زوایای والگوس زانو و اداکشن هیپ، متوسط تا عالی است. بااینحال، هیچ مطالعهای تحت عنوان پایایی انواع مختلف فرود تک پا صورت نگرفته است؛ بنابراین، هدف از این تحقیق مرور مطالعاتی است که پایایی انواع فرود تک پا را جهت ارزیابی بیومکانیک مفصل زانو مورد بررسی قرار دادهاند.
روش: مقالات مربوطه از پایگاههای اطلاعاتی معتبر و با کلیدواژههایSingle Leg Landing, Landing, Kinematic, Biomechanics, Return to Sport, Performance Test, Functional Test, Hop Test, Kinetic به روش جستجوی موضوعی از سال 1995 تا 2023، مورد بررسی قرار گرفتند.
یافتهها: در مجموع 1022 مقاله شناسایی و مطالعات تکراری حذف شدند. سپس عناوین و چکیده مطالعات مورد بررسی قرار گرفت و 439 مطالعه به علت عدم همخوانی با سوال تحقیق از مطالعه خارج شدند و تنها 9 مقاله که دارای معیارهای ورود به مطالعه بودند، مورد بررسی قرار گرفتند.
نتیجهگیری نهایی: این بررسی نشان داد که تکالیف مختلف فرود تک پا برای متغیرهای کینماتیکی اعم از چرخش داخلی، اداکشن و فلکشن هیپ، اکستنشن زانو، والگوس زانو، فلکشن جانبی تنه و همچنین تیلت لگن دارای پایایی خوب هستند.
فرشید آقابیگی، محمد کریمی زاده اردکانی، محمدحسین علیزاده، هومن مینونژاد،
دوره 23، شماره 29 - ( 4-1404 )
چکیده
مقدمه و هدف: هدف از پژوهش حاضر طراحی و اجرای یک سیستم نظارت بر آسیبهای ورزشی در دانشآموزان بود.
روش: آسیبهای ورزشی دانشآموزان دختر و پسر دبیرستانهای استان ایلام با استفاده از روشهای آنلاین[1] و فرم کاغذی در طی یک ترم تحصیلی توسط دبیران تربیتبدنی ثبت گردید و در پایان با استفاده از پرسشنامه به نظرسنجی از آنان نسبت به این روشها پرداخته شد. پژوهش از نوع توصیفی - مقایسهای بوده و از مجذور کای دو (x 2) در سطح معناداری (P<0/05) برای تجزیهوتحلیل نتایج استفاده شد.
یافتهها: در مجموع 151 آسیب گزارش شد که 76 آسیب (4/50 درصد) با روش آنلاین، 70 آسیب (3/46 درصد) با روش آنلاین-کاغذی و 5 آسیب (3/3 درصد) با روش کاغذی ثبت گردید. در مجموع روش ثبت آنلاین (146 آسیب) به طور معناداری بیشتر از ثبت کاغذی (75 آسیب) مورد استفاده قرار گرفته (001/0=p) که دبیران تربیت بدنی دلایل استفاده بیشتر از روش آنلاین را: در دسترس بودن، کارکردن راحتتر با آن و بازیابی آسان تر اطلاعات ثبت شده عنوان کردند. اما در مقابل نیز قطعی و کندی سرعت اینترنت را بعنوان مواردی که می تواند موجب ایجاد اختلال شود بیان کردند.
نتیجهگیری نهایی: باتوجهبه نتایج به نظر میرسد استفاده از روشهای آنلاین در جهت ثبت آسیبهای ورزشی در مدارس مؤثرتر باشد.
سمیرا عمادی، شهناز شهربانیان، محمدرضا کردی، مهدیه ملانوری شمسی،
دوره 23، شماره 29 - ( 4-1404 )
چکیده
مقدمه و هدف: برهمخوردن هومئوستاز میانجیهای تنظیمکننده سیستم ایمنی گیرنده آریل هیدروکربن (AhR) و اورنیتین دکربوکسیلاز-1 (ODC-1) در پاتوژنز بیماری مالتیپل اسکلروزیس (MS) نقش دارد. فعالیت بدنی در کنترل و بهبود علائم بیماری MS نقش دارند. این مطالعه بهمنظور بررسی تأثیر 4 هفته فعالیت در محیط غنیسازی شده حرکتی بر بیان ژنهای AhR و ODC-1 در بافت مخچه مدل موش MS انجام شد.
روش: این مطالعه تجربی روی 30 موش ماده C57BL/6 (سن: 8 هفته و میانگین وزن: 2 ± 18) انجام شد. موشها در 3 گروه 10 تایی شامل 1) کنترل سالم، 2) القاء انسفالومیلیت خودایمن تجربی (EAE) و 3) EAE+ فعالیت در محیط غنی سازی شده حرکتی به مدت 4 هفته توزیع شدند. نمره بالینی از زمان القاء تا 28 روز روزانه ثبت میشد. بیان ژنهای AhR و ODC-1 در مخچه با تکنیک RT-PCR اندازهگیری شد.
تجزیه و تحلیل دادهها: با آزمون تحلیل واریانس یکطرفه انجام شد.
یافتهها: فعالیت در محیط غنیسازی شده حرکتی بیان ژن AhR را در مقایسه با گروه EAE به طور معنیداری کاهش داد (02/0= P) و بیان ژن ODC-1 را نیز کاهش داد؛ ولی از نظر آماری معنیدار نبود (28/0= P). همچنین نمره بالینی پس از فعالیت در محیط غنیسازی شده حرکتی به طور معنیداری بهبود یافت (001 /0= P).
نتیجهگیری: در مجموع به نظر میرسد تغییر سبک زندگی و فعالیت در محیط غنیسازی شده حرکتی منجر به تنظیم کاهشی بیان ژنهای AhR و ODC-1 در مخچه و بهبود نمره بالینی حیوانات مبتلا به MS میشود.
مریم کاویانی، هادی بابارحیمی، مهتاب امیری،
دوره 23، شماره 29 - ( 4-1404 )
چکیده
مقدمه و هدف: هدف این پژوهش بررسی روایی و پایایی نسخۀ فارسی پرسشنامۀ ترس-اجتناب ورزشکار بود.
روش: 120 ورزشکار با سطوح مهارتی و رشتههای مختلف انتخاب و پرسشنامۀ ترس اجتناب ورزشکاران، فاجعهآمیزی درد، ترس از حرکت، اضطراب آسیب ورزشی را تکمیل کردند. روایی صوری انجام و از روش ترجمه، بازترجمه برای تأیید صحت ترجمۀ نسخۀ فارسی استفاده شد. از شاخص آلفای کرونباخ، تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی، ضریب همبستگی پیرسون و ضریب همبستگی درون طبقهای و همسانی درونی و پایایی زمانی استفاده شد.
یافتهها: نتایج نشان داد، مدل تک عاملی پرسشنامۀ اجتناب- ترس ورزشکاران برازش ضعیفی با دادهها داشت. بعد از انجام تحلیل عاملی اکتشافی و مشخصشدن سه عامل در این پرسشنامهها، مدل تحلیل عاملی تأییدی نیز برازش مناسب دادهها با این مدل را نشان داد؛ بهطوریکه شاخص سی اف ای 96/0 و شاخص تی. ال. آی 94/0 به دست آمد و نیز شاخص رمزی 05/0 و نسبت خیدو به درجه آزادی 39/1 به دست آمد.
نتیجهگیری نهایی: بنابراین نسخۀ فارسی پرسشنامۀ اجتناب- ترس ورزشکاران 3 عاملی و دربردارندۀ 10 سؤال و سه سازه فاجعهآمیزی (گویههای 1، 5، 8)، ترس از حرکت (4، 6، 7) و باورهای ترس- اجتناب (گویههای 2، 3، 9، 10) در جامعه ورزشکاران ایرانی تأیید شد.
حمید عباسی بافقی، محمد حسن کردی اشکذری، عبدالمجید هراتی زاده، سعید عابدین زاده،
دوره 23، شماره 29 - ( 4-1404 )
چکیده
مقدمه و هدف: آسیبهای مچ پا یکی از شایعترین آسیبهای ورزشی است که این آسیبها بـه دلایلـی ماننـد "برخـورد مسـتقیم بـا بازیکـن یـا زمیـن، تـکلهایـی کـه به داخل یا خارج مچ پا و در حین پــرش و فرود" ایجاد میگردد. از بین این آسیبها، اسـپرین خارجـی مـچ پـا از شـایعتریـن آسیبها است که با ناپایداری مچ پا همراه است. هدف از تحقیق حاضر مقایسه تمرینات تعادلی و هاپینگ بر حس عمقی ورزشکاران مبتلا به ناپایداری عملکردی مچ پا است.
روشها: تعداد 30 ورزشکار رشته های ورزشی بسکتبال، والیبال و هندبال مبتلا به ناپایداری عملکردی مچ پا با میانگین سنی 626/3±58/24 و شاخص توده بدنی 126/2±681/25 در 2 گروه مطالعه کارآزمایی بالینی به صورت تصادفی تقسیم شدند. گروه اول تمرینات هاپینگ (15 نفر)، گروه دوم تمرینات تعادلی (15 نفر) را انجام دادند. حس عمقی مفصل مچ پای آنها در ابتدا و پس از 6 هفته تمرین مجدداً ارزیابی شد. تجزیه وتحلیل دادهها با آزمون های تی وابسته و آنکوا انجام با نرم افزار SPSSنسخه 20 گردید.
یافتهها: تمرینات تعادلی و هاپینگ به طور معناداری باعث کاهش خطای مطلق بازسازی دورسی فلکشن و پلانتار فلکشن مچ پا شدند (p<0/05). همچنین این خطای مطلق این زوایا در گروه تمرینات هاپینگ نسبت به گروه تمرینات تعادلی کاهش معناداری داشت (p<0/05).
نتیجهگیری: نتایج نشان داد که تمرینات تعادلی و هاپینگ باعث بهبود حس عمقی مفصل مچ پا ورزشکاران مبتلا به ناپایداری عملکردی مچ پا گردیده است و همچنین تمرینات هاپینگ نسبت به تعادلی اثربخشی بیشتری دارند.
فاطمه کاظمی نسب، مطهره محبی نژاد، کریم آزالی علمداری،
دوره 23، شماره 29 - ( 4-1404 )
چکیده
هدف: تجمع چربی اضافی در بدن با بیماریهای قلبی عروقی، دیابت و پرفشار خونی مرتبط است. هدف مطالعه حاضر تعیین اندازه اثر تمرین تناوبی شدید (HIIT) بر عوامل مرتبط بر عوامل کاردیومتابولیک در بزرگسالان دارای اضافهوزن و چاق بود.
روشها: جستجو برای مقالات انگلیسی در پایگاههای اطلاعاتی وب آو ساینس، اسکوپوس و پابمد بدون محدودکردن سال انتشار تا فوریه سال 2023 انجام شد. محاسبه اندازه اثر (WMD) با فاصله اطمینان 95 % با استفاده از مدل اثر تصادفی محاسبه شد. همبستگی بین متغیرها با استفاده از فرا رگرسیون مدل اثرات ثابت بررسی شد.
یافتهها: 13 مطالعه دربردارنده 466 آزمودنی بزرگسال دارای اضافهوزن و چاق (149 زن و 317 مرد) با دامنه سنی 7/24-57 سال وارد فراتحلیل شدند. نتایج نشان داد که HIIT نسبت به شرایط کنترل، سبب کاهش قابلملاحظه قند خون ناشتا ]002/0P=،mg/dL 65/8-=[WMD، انسولین ناشتا ]005/0P=،U/L 88/1-= [WMD و کاهش مختصر در فشارخون دیاستولی ]03/0P=،mmHg 33/3-= [WMD میشود. در بررسیهای فرا رگرسیونی، در بین مقدار اندازه اثر تمرینات HIIT بر فشارخون دیاستولی به ترتیب با مقدار اندازه اثر بر انسولین ناشتا (019/0=P، 32/0- = r) و سن آزمودنیها (037/0=P، 29/0- = r) همبستگیهای ضعیفی مشاهده شد.
نتیجهگیری: تمرین تناوبی شدید سبب کاهش معنادار گلوکز، انسولین ناشتا و فشارخون دیاستولی در بزرگسالان دارای اضافهوزن و چاق میشود. کاهش فشار دیاستولی در سنین بالاتر بیشتر است و همچنین این تغییرات با مقدار انسولین خون مرتبط میباشد. بنابراین تمرینات HIIT به عنوان راهکار غیردارویی موثر برای پیشگیری از بروز عوامل خطر قلبی متابولیکی آینده در این جمعیت پیشنهاد میشود.
بهنام مرادی، امیر لطافتکار، ملیحه حدادنژاد، مهدی حسینزاده، مهدی خالقی،
دوره 23، شماره 29 - ( 4-1404 )
چکیده
مقدمه و هدف: خسته شدن ورزشکاران مستعد آسیب و قرارگیری آنها در وضعیتهایی نظیر انجام مانور برشی احتمال ریسک آسیب لیگامان صلیبی قدامی را افزایش میدهد؛ لذا هدف از پژوهش حاضر پاسخ به این سؤال است که آیا خستگی عملکردی اثر تمرینات عصبی عضلانی بر متغیرهای کینتیکی حین اجرای کاتینگ را در مردان ورزشکار مستعد آسیب تغییر میدهد؟
روش بررسی: پژوهش حاضر نیمهتجربی بوده و در دو گروه کنترل و تجربی بهصورت طرح پیشآزمون و پسآزمون با و بدون خستگی قبل و بعد تمرینات عصبی- عضلانی اجرا شد. 32 دانشجوی مرد ورزشکار 18 تا 25 سال همراه با نقص کنترل تنه، بهصورت هدفمند انتخاب و بهصورت تصادفی در گروه کنترل (16 نفر) و تجربی (16 نفر) قرار گرفتند. از صفحه نیرو جهت اندازهگیری نیروهای عکسالعمل زمین استفاده شد. آزمون تحلیل واریانس برای تجزیهوتحلیل آماری در سطح کوچکتر از 05/0P < بکار گرفته شد.
یافتهها: نتایج پژوهش حاضر بهبود معنیدار متغیرهای نیروی عکسالعمل زمین را در پسآزمون گروه تجربی نسبت به پیشآزمون نشان داد (05/0P<). درحالیکه هیچ یک از این متغیرها در گروه کنترل تغییر معنیداری نداشتند (05/0P>).
نتیجهگیری: به نظر میرسد انجام تمرینات عصبی - عضلانی تنه و ران در ورزشکاران با نقص کنترل تنه سبب بهبود قابل توجهی در ثبات کنترل تنه میشود به طوریکه در شرایط با و بدون خستگی توانستند بهبود معناداری را در پارامترهای منتخب نیروهای عکسالعمل زمین نشان دهند. لذا احتمالاً این شیوه تمرینی را بتوان بعنوان روشی سودمند در ورزشکاران و شرایط نامبرده توصیه نمود.
کیا رنجبر،
دوره 23، شماره 29 - ( 4-1404 )
چکیده
مقدمه: هدف از مطالعه حاضر معرفی و بررسی ژنهای متعددی است که با عملکرد ورزشی افراد مرتبط هستند و میتواند در گزینش و انتخاب آنها در رشته ورزشی مناسب و مورد علاقهشان مؤثر باشد. در این فاکتورهای مختلف آمادگی جسمانی و تمرین پذیری در کنار خطر ابتلا به آسیب ورزشی و آمادگی روانی ورزشکاران مورد بررسی قرار گرفتهاند.
یافتهها: عملکرد ورزشی افراد و پایش تمرینات ورزشی تحتتأثیر ژنتیک و مداخلات محیطی قرار دارد. در مطالعه حاضر عملکرد سیستم هوازی با ژن ACE و آللهای مختلف آن، عملکرد قدرتی و توانی افراد با ژن آلفااکتنین 3 (ACTN3)، بررسی خطر آسیب افراد با ژنهای مختلف از جمله انواع کلاژن COL1A1)، (COL5A1، تناسین (TNC)، آپولیپوپروتئین E و گروههای خونی قابل پیشبینی است؛ همچنین تمرین پذیری و آمادگی روانی افراد در فرایند استعدادیابی توسط دانش ژنتیک قابلبررسی است. از سوی دیگر استفاده از دانش ژنتیک و نیمرخ ژنی ورزشکاران میتواند برای تشخیص دوپینگهای ژنی و سلولی مفید واقع شود و به سازمانهای که در امر پیشگیری از دوپینگ مانند WADA فعالیت میکنند، کمک نماید.
نتیجهگیری: ترکیب دانش ژنتیک در کنار مداخلات محیطی نهتنها در بحث استعدادیابی بلکه در پایش تمرین و ارتقای عملکرد ورزشکاران نقش مؤثری دارد. علیرغم وجود نقشهای ژنتیکی وسیع، پیشگویی موفقیت ورزشی با دانش ژنتیک محدود به یک سری ژن خاص بوده است بااینحال توسعه این دانش و شناسائی ژنهای بیشتری که میتوانند در بحث استعدادیابی و پایش تمرین دخیل باشند نیاز به تحقیقات بیشتری را میطلبد
سجاد کرمی، حمید رجبی، فرشته شهیدی، فرشته گلاب،
دوره 23، شماره 29 - ( 4-1404 )
چکیده
مقدمه و هدف: تغییر وابسته به سن در بیان ژنهای تحریکی و مهاری رگزایی از مشخصههای سالمندی و اختلال در عملکرد اندوتلیال است. ورزش هوازی میتواند موجب توقف و یا کاهش این اختلال شود. باتوجهبه اهمیت تمرین مقاومتی در توانبخشی سالمندان، هدف از این مطالعه، بررسی سازگاری در پاسخ عوامل تحریکی و مهاری رگزایی پس از مداخله ورزش مقاومتی در سالمندان بود.
روش: 24 مرد سالمند با میانگین سنی 75/67 سال به صورت در دسترس و هدفمند انتخاب شدند. نمونه خون قبل و بعد از یک جلسه فعالیت مقاومتی در قبل و بعد از 8 هفته تمرین مقاومتی گرفته شد. روش Real Time PCR به جهت بیان ژن، HIF-1، VEGF، SDF-1 و VEGI بافت خون مورد استفاده قرار گرفت. تفاوت مقادیر متغیرها با روش تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر میکس دیزاین در سطح 05/0P≤ با استفاده از نسخه 25 نرم افزارSPSS ارزیابی شد.
یافته ها: مقادیر بیان ژن HIF-1، VEGF و SDF-1 گروه تمرین در مراحل پسآزمون اولیه (بعد از یک جلسه)، پیشآزمون ثانویه و پسآزمون ثانویه (بعد از 8 هفته تمرین) افزایش داشت و VEGI هیچگونه بیان ژنی نداشت.
نتیجه گیری نهایی: بااحتیاط میتوان گفت اگر چه انجام یک جلسه تمرین مقاومتی هم منجر به بیان ژن عوامل رگزایی میشود، بااینحال تمرین مقاومتی بلند مدتی که از شدت و حجم کافی برخوردار باشد میتواند میزان فرایند رگزایی را بهمراتب در طیف گستردهتری فعال کند و بهعنوان مکمل تمرینات هوازی در سالمندی مورد توجه قرار گیرد.
مرضیه سهکنجی، حسن صادقی، ندا بروشک، محمد صوفیان عمر فوزی،
دوره 23، شماره 29 - ( 4-1404 )
چکیده
مقدمه و هدف: کف پای صاف منعطف یکی از ناهنجاریهای رایج در اندامهای تحتانی است که به کاهش قوس طولی داخلی مربوط میشود. این تحقیق با هدف بررسی تأثیر شش هفته تمرینات موضعی و جامع بر حس عمقی، تعادل و افت ناوی مچ پا در دختران ۱۰ تا ۱۸ سال دارای این ناهنجاری انجام شد.
روش: این پژوهش نیمهتجربی بهصورت پیشآزمون-پسآزمون و با شرکت ۵۱ دختر با کف پای صاف منعطف صورت گرفت. آنها به طور تصادفی در دو گروه تجربی (جامع و موضعی) و یک گروه کنترل تقسیم شدند. آزمودنیها به مدت ۶ هفته (۳ جلسه در هفته) تمرینات اصلاحی انجام دادند، درحالیکه گروه کنترل فعالیتهای معمول خود را پیگیری کردند. حس عمقی، تعادل و افت ناوی قبل و بعد از تمرینات با گونیامتر، تست تعادل شارپندرومبرگ و تست برودی اندازهگیری شد. تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS و آزمونهای تحلیل کوواریانس و تی همبسته انجام شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که گروه تجربی در پسآزمون به طور معناداری بهبود در حس عمقی، شاخص افت ناوی و تعادل داشتند (P=0.000)، درحالیکه گروه کنترل تفاوت معناداری نداشت (P>0.05). مقایسه بینگروهی نیز نشان داد که گروههای تجربی در این متغیرها عملکرد بهتری نسبت به گروه کنترل داشتند (P<0.05).
نتیجهگیری: شش هفته تمرینات اصلاحی بهبود حس عمقی، تعادل و عملکرد حرکتی در دختران با کف پای صاف انعطافپذیر را به همراه دارد. این نتایج نشان میدهد که تمرینات اصلاحی میتواند به بهبود تعادل ایستا و قرارگیری پا در این گروه سنی کمک کند.
معصومه فدایی، مهرداد عنبریان،
دوره 23، شماره 30 - ( 11-1404 )
چکیده
مقدمه و هدف: هدف این مطالعه، ارزیابی تأثیر خستگی موضعی عضلات چهارسررانی بر فعالیت الکترومایوگرافی عضلات منتخب اندام تحتانی هنگام بلند کردن بار با تکنیکهای مختلف بود.
روش: فعالیت الکترومایوگرافی سطحی عضلات راسترانی، پهن خارجی، پهن داخلی، دوسررانی، نیموتری، دوقلو و درشتنئی قدامی 20 زن هنگام بلند کردن بار با تکنیکهای اسکوات، استوپ و استرادل با 20% وزن بدن قبل و پس از خستگی عضلات چهارسرران با استفاده از دستگاه پرس پا، ثبت شد. از روش آماری آنالیز واریانس با اندازههای تکراری برای تجزیهوتحلیل دادهها استفاده شد (p<0.05).
یافتهها: پس از خستگی، فعالیت عضلات راست رانی، پهن داخلی، دوسررانی و دوقلو در تکنیکهای اسکوات و استوپ بهطور معناداری در مقایسه با قبل از خستگی متفاوت بود؛ اما تفاوت معناداری بین فعالیت هیچیک از عضلات قبل و پس از خستگی در روش استرادل مشاهده نشد.
نتیجهگیری نهایی: با توجه به نتایج به نظر میرسد که هنگام خستگی عضلات چهارسررانی، استفاده از تکنیک استرادل برای بلند کردن بار مناسبتر باشد.
سعید ملاحسینی پاقلعه، میلاد فلاحزاده، محمدرضا امیرسیفالدینی،
دوره 23، شماره 30 - ( 11-1404 )
چکیده
مقدمه و اهداف: در دهههای گذشته کنترل لرزش دست در بیماریهای اختلالات عصبی مانند پارکینسون توجه زیادی را به خود جلب کرده است. تئوریهای روش تحریک عمیق مغزی بهصورت حلقه بسته بهطور قابلتوجهی در حال افزایش است. هدف از این مقاله، ارائه یک روش حلقه بسته خودکار برای توانبخشی بیماران پارکینسونی دارای علائم لرزش دست با استفاده از یادگیری ماشین است.
مواد و روش: در مقاله حاضر از مدل ریاضی که شامل مدل عضله، عقدههای قاعدهای (Basal ganglia)، قشر مغز و ناحیه حرکتی (Supplementary Motor Area) برای شبیهسازی لرزش استفادهشده است؛ و همچنین برای کنترل لرزش دست از کنترلکننده تناسبی-مشتقگیر-انتگرالگیر غیر صحیح (non-integer PID) و همچنین با استفاده از الگوریتم هوشمند Proximal Policy Optimization (PPO) بهعنوان زیرمجموعه یادگیری تقویتی برای تنظیم ضرایب استفادهشده است.
یافتهها: از مزایای روش پیشنهادی علاوه بر کاهش لرزش دست و یادگیری خودکار برای استفاده در سطحهای مختلف بیماری که نتایج قابل قبولی نسبت به سایر روشهای کنترلی داده است، پیادهسازی این روش بهصورت عملی در دنیای واقعی به دلیل سادگی کنترلکننده و همچنین پیادهسازی آسان الگوریتم هوشمند به دلیل تنظیم خودکار ضرایب شبکههای هوش مصنوعی است.
نتیجهگیری: سیستم هوشمند پیشنهادی علاوه بر بهینهسازی علائم خروجی مانند لرزش دست در مقایسه با سایر کنترلکنندهها و همچنین قابلاستفاده برای تمام سطوح بیماری به دلیل تطبیقی بودن آن، باعث کاهش چشمگیر اثرات جانبی ناشی از تحریک مداوم مغز در روش تحریک مغز بهصورت حلقه باز میشود.
مریم قربانی، رسول یاعلی،
دوره 23، شماره 30 - ( 11-1404 )
چکیده
مقدمه و هدف: ثبات وضعیت بدنی و عملکرد حرکتی متفاوت ممکن است در آسیبهای ثانویه در افراد با کف پای صاف منعطف در مقایسه با افراد دارای کف پای نرمال نقش مهمی ایفاء کند. بااینحال تفاوت بین ثبات ایستا، پویا و عملکرد حرکتی افراد با و بدون کف پای صاف منعطف مورد بررسی قرار نگرفته است. لذا پژوهش حاضر با هدف مقایسه ثبات ایستا و پویا و حرکات کارکردی آزمودنیهای با و بدون کف پای صاف منعطف انجام شده و ارتباط بین حرکات کارکردی با ثبات ایستا و پویا را بررسی میکند.
روش: در این مطالعه مقطعی 96 آزمودنی پس از انجام ارزیابی قوس طولی داخلی کف پا با استفاده از آزمون افت ناوی در دو گروه کف پای صاف منعطف (25=n) و گروه کف پای نرمال (71=n) قرار گرفتند. عملکرد کارکردی با استفاده از آزمون غربالگری حرکات کارکردی؛ ثبات ایستا با استفاده از آزمون شارپند رومبرگ؛ ثبات پویا با استفاده از آزمون وای اندازهگیری شد. جهت مقایسه پارامترهای اندازهگیری شده در دو گروه از آزمون ناپارامتریک یومنویتنی استفاده شد.
یافتهها: نمرات حرکات کارکردی (05/0≥P؛ 85/0=d) و ثبات ایستا (05/0≥P؛ 25/0=η2) در گروه کف پای نرمال بهطور معناداری بیشتر از گروه کف پای صاف منعطف بود. امتیاز کلی تست Y بین دو گروه تفاوت معناداری نداشت (05/0≤P؛ 002/0=η2). در گروه کف پای نرمال همبستگی معناداری بین نمرات حرکات کارکردی با ثبات پویا مشاهده شد (05/0≥p).
نتیجهگیری: این نتایج نشان میدهد که افراد مبتلا به صافی کف پای منعطف نسبت به افراد با کف پای نرمال دارای عملکرد حرکتی و ثبات ایستای متفاوت اما ثبات پویای مشابهای هستند. این نتایج میتواند بیانگر این باشد که ارتباطی بین ثبات ایستا و پویا وجود ندارد و این دو عملکرد از یکدیگر مجزا هستند.
محسن برغمدی، رقیه پارسا، امیر فتحالهی،
دوره 23، شماره 30 - ( 11-1404 )
چکیده
مقدمه و اهداف: بازیکنان والیبال با اعمال نیرو در سرعت زمانی کوتاه ضربات موربتری را بر روی توپ انتقال میدهند تا با سرعت در زمین فرود آید. هدف از پژوهش حاضر مقایسه اثرات دو نوع تمرینات مقاومتی با دستگاههای بدنسازی سیمکش و هالتر بر نیروی عمودی و ایمپالس ناشی از ضربه مورب در مهارت اسپک در والیبالیستهای دختر است.
مواد و روش: روش پژوهش حاضر از نوع نیمه تجربی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل 45 نفر دختر والیبالیست دانشگاه محقق اردبیلی بود. نمونه آماری در سه گروه 15 نفره در گروههای مداخله تمرین قدرتی 1 با ابزار تمرینی هالتر، دمبل، مدیسن و گروه 2 مداخله تمرین قدرتی با دستگاههای بدنسازی سیمکش و گروه سوم در قالب گروه کنترل مشخص شدند. از صفحه نیروی نیرو سنجی برای ثبت نیروهای عکسالعمل زمین استفاده شد. میز جهت تنظیم ارتفاع برای ضربههای مورب، نخ نامریی و توپ والیبال برای ضربه دست برتر بازیکنان استفاده شد.
یافتهها: تأثیرات نیروی حاصله از ضربه مورب بر توپ در راستای نیروی عمودی عکسالعمل زمین در گروهها 1 معنادار بود (008/0 < p) و در گروه 2 معنادار نبود (133/0p< ). اثر عامل زمان ایمپالس در گروه تمرین قدرتی در مؤلفهی عمودی نیروی عکسالعمل زمین در گروه 1 (030/0< p) و در گروه 2 (023/0< p) معنادار بود.
نتیجهگیری: به نظر میرسد تمرینات ترکیبی قدرتی هالتر و مدیسین بال سبب افزایش نیرو در ضربات مورب و تولید نیروی بیشینه عمودی طی زمان کوتاهتری به توپ در ضربه مورب اسپک والیبالیستها میشود.
الله یار عربمومنی، مرضیه رمضانی،
دوره 23، شماره 30 - ( 11-1404 )
چکیده
مقدمه و هدف: بیماری پرولاپس رکتوم عارضه افتادگی دیواره داخلی مقعد است که از مهمترین علل ایجاد آن ضعف عضلات کف لگن است. این پژوهش با هدف مقایسه تأثیر تمرینات فانکشنال ثبات مرکزی، EMS و ترکیبی بر قدرت و استقامت عضلات کف لگن در بیماران مبتلا به پرولاپس رکتوم انجام شد.
روش: در این پژوهش نیمه تجربی با طرح پیشآزمون ـ پسآزمون و گروه کنترل، 48 زن مبتلا به بیماری پرولاپس رکتوم شهر اصفهان بهصورت در دسترس انتخاب و تصادفی در 4 گروه؛ تمرین فانکشنال، تمرین EMS، تمرین ترکیبی (فانکشنال+ EMS) و کنترل تقسیم شدند. برنامه تمرین 8 هفته، هر هفته سه جلسه و هر جلسه به مدت حدود 60 دقیقه انجام شد. سنجش متغیرهای مطالعه قبل و بعد از انجام برنامه تمرینی انجام شد. جهت آزمون معناداری تفاوتهای میانگین گروهها از روش آماری تجزیهوتحلیل کواریانس چند متغیری و آزمون تعقیبی بنفرونی استفاده شد.
یافتهها: نتایج مطالعه، افزایش معنادار قدرت و استقامت عضلات کف لگن را دو گروه تمرینات EMS و ترکیبی نشان داد (05/0≥P). بااینحال در گروه تمرینات فانکشنال، اگرچه افزایش قدرت عضلات کف لگن مشاهده شد، ولی این افزایش معنادار نبود (05/0≤P). همچنین، تغییرات ایجادشده ناشی از گروه ترکیبی بر متغیرها بهطور معناداری بیشتر از دو گروه دیگر بود (05/0≥P).
نتیجهگیری: این نتایج نشاندهنده ﺗﺄﺛﻴﺮ تحریک الکتریکی همراه با تمرین فانکشنال ﺑﺮ ﺍﻓﺰﺍﻳﺶ ﺍﺳﺘﻘﺎﻣﺖ ﻭ ﻗﺪﺭﺕ ﻋﻀﻼت کف لگن است. ازاینرو، پیشنهاد میشود، مراکز ورز
فادیا ریاستی، رضا رجبی، شهرزاد زندی، فواد صیدی،
دوره 23، شماره 30 - ( 11-1404 )
چکیده
هدف: هدف مطالعه حاضر مقایسه اثر و ماندگاری هشت هفته تمرینات اصلاحی، بازآموزی پوسچر و ترکیبی در میزان ثبات مرکزی زنان جوان مبتلا به لوردوز کمری افزایش یافته است.
روشها: 55 دانشجوی زن مبتلا به لوردوز افزایش یافته کمری بهصورت تصادفی در قالب چهار گروه (تمرین، بازآموزی پوسچر، ترکیبی و کنترل) تقسیم شدند.. درجه لوردوز هر فرد توسط خط کش منعطف و استقامت عضلات مرکزی توسط آزمونهای مک گیل قبل و بعد از انجام هشت هفته مداخله و سپس بعد از هشت هفته در پی گیری اندازهگیری شد.
یافتهها: نتایج آزمون آنالیز واریانس تکرارشونده حاکی از تفاوت معنیدار در پیشآزمون و پسآزمون، گروههای تحقیق بود. نتایج نشان داد که پیشآزمون و پسآزمون گروه تمرین در مقایسه با گروه بازآموزی و کنترل در میزان ثبات مرکزی دارای اختلاف معنیدار بوده است (p<0.05). از لحاظ ماندگاری نیز نتایج نشان داد که تفاوت گروه تمرین و ترکیبی با کنترل در میزان ثبات مرکزی معنیدار بوده است (p<0.05).
نتیجهگیری: به نظر میرسد استفاده از کلیه برنامههای تمرینات اصلاحی، بازآموزی پوسچر و ترکیبی احتمالاً در بهبود ثبات مرکزی در زنان جوان مبتلا به لوردوز افزایش یافته کمری مؤثر بوده اما تأثیر برنامه ترکیبی بیش از سایر مداخلات بود.
مجتبی صالحپور، فائزه رضوانی، فرزانه حاتمی،
دوره 23، شماره 30 - ( 11-1404 )
چکیده
مقدمه: پروتئین GDNF در شکلپذیری عصبی شناختی و سارکوپنی مؤثر است و با تمرین مقاومتی افزایش مییابد. تمرین TRX نیز موجب بهبود عملکرد و روحیه سالمندان میشود. هدف پژوهش تأثیر شش هفته تمرین TRX بر میزان پروتئین GDNF سرم خون زنان سالمند است.
روش تحقیق: هدف پژوهش، کاربردی با روش نیمه تجربی شامل پیشآزمون– پسآزمون با گروه کنترل است. 28 زن سالمند کانون بازنشستگی دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی بهطور تصادفی در گروه تجربی (15n=) با میانگین سنی 60/5± 86/60، BMI 22/4± 65/27 و گروه کنترل (13n=) با میانگین سنی 03/4±38/64، BMI18/2± 33/28 قرار گرفتند. هفته اول و ششم آزمون قدرت بالاتنه، پایینتنه و میزان پروتئین GDNF به روش الایزا اندازه گرفته شد. آزمون شاپیرو-ویلک جهت طبیعی بودن توزیع دادهها، آزمون لوین جهت همگنی واریانسها و آزمون تحلیل کوواریانس یکراهه (05/0>P) جهت آزمون فرضیهها با نرمافزار spss24 انجام شد.
یافتهها: نتایج تحلیل کوواریانس قدرت بالاتنه و پایینتنه بین دو گروه تفاوت معناداری داشت (05/0>P). در میانگینهای تعدیلشده، میزان پروتئین GDNF گروه تجربی (751/15±102/443) بهطور معناداری بیشتر از گروه کنترل (029/17± 756/209) است (05/0>P).
نتیجهگیری: شش هفته تمرین TRX بر میزان پروتئین GDNF زنان سالمند، قدرت بالاتنه و پایینتنه تأثیر معناداری داشت و احتمالاً میتواند در کاهش و یا به تأخیر انداختن سارکوپنی مؤثر باشد.
الهام شکور، صادق امانی شلمزاری، احمد قاسمیان، احمد محرز،
دوره 23، شماره 30 - ( 11-1404 )
چکیده
هدف: تمرینات ورزشی مقاومتی بهعنوان درمان غیر دارویی جهت بهبود عوارض دوران یائسگی (مشکلاتی شناخی- عصبی و التهابی) پیشنهاد میشود. هدف از مطالعه حاضر بررسی اثر هشت هفته تمرین مقاومتی دایرهای بر سطح سرمی BDNF و TNF-a در زنان یائسه کمتحرک بود.
مواد و روشها: در تحقیق نیمه تجربی حاضر تعداد 30 زن یائسه (میانگین سنی 3±54 سال، شاخص توده بدنی 27.6±1.97 کیلوگرم بر مترمربع) ساکن شهر تهران بهصورت تصادفی انتخاب و در دو گروه تمرین مقاومتی دایرهای (15n=) و کنترل (15n=) قرار داده شدند. تمرین مقاومتی دایرهای به مدت هشت هفته، سه جلسه در هفته شامل 12 ایستگاه برای کل بدن با شدت 75-40 درصد یک تکرار بیشینه در سه ست با تکرارهای بین 12-8 انجام شد.24 ساعت قبل و بعد از مداخله خونگیری بهصورت ناشتا بهمنظور سنجش BDNF و TNF-a انجام گرفت. جهت تجزیهوتحلیل دادهها از روش آماری Repeated measures ANOVA استفاده شد.
یافتهها: در گروه تمرین مقاومتی دایرهای نسبت به گروه کنترل افزایش معناداری در سطوح BDNF (%13.99) و کاهش معنیداری در سطوح TNF-a (%32.92) نشان داده شد (P<0/05).
نتیجهگیری: با توجه به مطالعه حاضر به نظر میرسد تمرینات مقاومتی دایرهای با شدت کم تا متوسط با افزایش BDNF و کاهش TNF-a توانسته سبب بهبودی در عامل رشد عصبی و التهابی در زنان یائسه گردد.
ابوذر سعادتیان، محمود فرزامی، اسما نگهداری،
دوره 23، شماره 30 - ( 11-1404 )
چکیده
مقدمه و هدف: سندروم متقاطع فوقانی به بروز تغییرات گستردهای مانند سر به جلو افزایش لوردوز گردنی، کایفوز پشتی، شانه، گرد، منجر میشود. اصلاح ناهنجاری اسکلتی عضلانی و ارائه فعالیتها و حرکات مناسب جهت رفع اینگونه ناتوانیها و ناکارآمدیها از اهمیت ویژهای برخوردار است. لذا هدف از تحقیق حاضر بررسی اثر ماساژ درمانی بر سندروم متقاطع فوقانی دانشآموزان پسر است.
روششناسی: در این تحقیق تعداد 30 دانشآموز مبتلا به سندروم متقاطع فوقانی در قالب 2 گروه (گروه ماساژ (15 نفر)- گروه کنترل (15 نفر)) تقسیم شدند. میزان سر به جلو با دوربین عکسبرداری و کایفوز پشتی با روش خط کش منعطف ارزیابی شد و سپس به مدت 8 هفته ماساژ یومی هو تراپی جهت تجزیهوتحلیل دادههای این پژوهش از نرمافزار SPSS نسخه 24 استفاده شد.
یافتهها: نتایج تحلیل کوواریانس چند متغیره و تک متغیره نشان داد بین دو گروه ماساژتراپی و گروه کنترل، در متغیرهای سر به جلو (001/0>p) و کایفوز (001/0>p) تفاوت معنادار وجود دارد.
نتیجهگیری نهایی: نتایج پژوهش حاضر نشان داد ماساژ یو می هو تراپی روش مؤثر در بهبود سندروم متقاطع فوقانی و بهویژه روی ناهنجاریهای سر به جلو و کایفوز میباشند.
محدثه اشرفیزاده، علیاصغر نورسته،
دوره 23، شماره 30 - ( 11-1404 )
چکیده
مقدمه و هدف: نقصهای کنترل حرکتی مانند ولگوس پویای زانو و غلبه عضله چهار سر ران از مهمترین عوامل قابل تعدیل در بروز آسیبهای اندام تحتانی محسوب میشوند. بهکارگیری بازخورد بهعنوان یک مداخله آموزشی برای اصلاح الگوهای پرخطر حرکتی پیشنهادشده است. هدف مطالعه حاضر، بررسی اثر مداخلات بازخوردی بر مکانیک اندام تحتانی و عملکرد، هنگام انجام حرکات پرش فرود بود.
روش: جستجوی نظاممند در پایگاههای بینالمللی PubMed، Scopus، ScienceDirect، Google Scholar و پایگاههای داخلی مگیران و ایرانداک طی سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۳ انجام شد. مطالعاتی وارد شدند که اثر هر نوع بازخورد را بر افراد سالم دارای نقص کنترل حرکتی اندام تحتانی بررسی کرده بودند. از میان ۵۴۰ مقاله اولیه، در نهایت ۲۰ مطالعه پس از غربالگری و بررسی متن کامل وارد مرور شدند.
یافتهها: بیشتر مطالعات گزارش کردند که بازخورد بهویژه از نوع بیرونی یا زمان واقعی موجب افزایش زاویه فلکشن مفصل ران و زانو در صفحه ساژیتال در حین پرش فرود شد. نتایج مربوط به صفحه فرونتال متناقض بود؛ برخی کاهش معنیدار ولگوس زانو را گزارش کردند و برخی تغییری مشاهده نکردند. بااینحال، تعداد کمی از مطالعات شاخصهای عملکردی را بررسی کرده بودند و نتایج در این زمینه ناسازگار بود.
نتیجهگیری: مداخلات بازخوردی در بهبود عوامل بیومکانیکی مرتبط با پیشگیری از آسیب اندام تحتانی مؤثر هستند، اما شواهد مربوط به تأثیر آنها بر عملکرد ورزشی قطعی نیست. انجام مطالعات بیشتر با تمرکز بر ماندگاری اثر و پیامدهای عملکردی ضروری است.