109 نتیجه برای تمرین
رضا خزایی، منصور صاحبالزمانی، احساناله حبیبی، خسرو جلالی دهکردی، نفیسه پیشگویی، بنفشه پرورش،
دوره 22، شماره 28 - ( 10-1403 )
چکیده
ضرورت و اهمیت چنین تحقیقاتی بخصوص در بین افراد کمسنوسال کاملاً محسوس است، هدف از تحقیق حاضر مقایسه تأثیر 8 هفته تمرینات منتخب اصلاحی و ترکیبی کینزیوتیپینگ و تراباند بر زاویه کیفوز پسران نوجوان مبتلا به کیفوزیس می باشد. تعداد 36 نفر از پسران باشگاهی در اصفهان (15تا18سال) به عنوان نمونه ی آماری انتخاب شدند. نحوه ی انتخاب این افراد به صورت تصادفی و مشاهده ای صورت گردید. ابزار مورداستفاده برای اندازه گیری شامل: خط کش منعطف. جزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون t وابسته و آزمون تحلیل کوواریانس انجام شد. میزان زاویه کیفوز قبل از آزمون (9/0±8/48)، پس از استفاده تمرینات منتخب اصلاحی دارای کاهش معنیداری بود (8/0± 9/46). میزان زاویه کیفوز قبل از آزمون 7/0±71/49 و پس از انجام همزمان کینزیوتیپینگ و تمرینات تراباند (8/0±97/46) و دارای کاهش معنیداری بود. تمرینات اصلاحی و یا بهصورت ترکیب با روشها نوین تمرینی تأثیر مثبتی بر بهبود کیفوزیس آزمودنیها داشته است. اما طبق نتایج بهدستآمده در این تحقیق بین تمرینات اصلاحی با روش ترکیبی تفاوت معنیداری یافت نشد.
حمید عباسی بافقی، محمد حسن کردی اشکذری، عبدالمجید هراتی زاده، سعید عابدین زاده،
دوره 23، شماره 29 - ( 4-1404 )
چکیده
مقدمه و هدف: آسیبهای مچ پا یکی از شایعترین آسیبهای ورزشی است که این آسیبها بـه دلایلـی ماننـد "برخـورد مسـتقیم بـا بازیکـن یـا زمیـن، تـکلهایـی کـه به داخل یا خارج مچ پا و در حین پــرش و فرود" ایجاد میگردد. از بین این آسیبها، اسـپرین خارجـی مـچ پـا از شـایعتریـن آسیبها است که با ناپایداری مچ پا همراه است. هدف از تحقیق حاضر مقایسه تمرینات تعادلی و هاپینگ بر حس عمقی ورزشکاران مبتلا به ناپایداری عملکردی مچ پا است.
روشها: تعداد 30 ورزشکار رشته های ورزشی بسکتبال، والیبال و هندبال مبتلا به ناپایداری عملکردی مچ پا با میانگین سنی 626/3±58/24 و شاخص توده بدنی 126/2±681/25 در 2 گروه مطالعه کارآزمایی بالینی به صورت تصادفی تقسیم شدند. گروه اول تمرینات هاپینگ (15 نفر)، گروه دوم تمرینات تعادلی (15 نفر) را انجام دادند. حس عمقی مفصل مچ پای آنها در ابتدا و پس از 6 هفته تمرین مجدداً ارزیابی شد. تجزیه وتحلیل دادهها با آزمون های تی وابسته و آنکوا انجام با نرم افزار SPSSنسخه 20 گردید.
یافتهها: تمرینات تعادلی و هاپینگ به طور معناداری باعث کاهش خطای مطلق بازسازی دورسی فلکشن و پلانتار فلکشن مچ پا شدند (p<0/05). همچنین این خطای مطلق این زوایا در گروه تمرینات هاپینگ نسبت به گروه تمرینات تعادلی کاهش معناداری داشت (p<0/05).
نتیجهگیری: نتایج نشان داد که تمرینات تعادلی و هاپینگ باعث بهبود حس عمقی مفصل مچ پا ورزشکاران مبتلا به ناپایداری عملکردی مچ پا گردیده است و همچنین تمرینات هاپینگ نسبت به تعادلی اثربخشی بیشتری دارند.
فاطمه کاظمی نسب، مطهره محبی نژاد، کریم آزالی علمداری،
دوره 23، شماره 29 - ( 4-1404 )
چکیده
هدف: تجمع چربی اضافی در بدن با بیماریهای قلبی عروقی، دیابت و پرفشار خونی مرتبط است. هدف مطالعه حاضر تعیین اندازه اثر تمرین تناوبی شدید (HIIT) بر عوامل مرتبط بر عوامل کاردیومتابولیک در بزرگسالان دارای اضافهوزن و چاق بود.
روشها: جستجو برای مقالات انگلیسی در پایگاههای اطلاعاتی وب آو ساینس، اسکوپوس و پابمد بدون محدودکردن سال انتشار تا فوریه سال 2023 انجام شد. محاسبه اندازه اثر (WMD) با فاصله اطمینان 95 % با استفاده از مدل اثر تصادفی محاسبه شد. همبستگی بین متغیرها با استفاده از فرا رگرسیون مدل اثرات ثابت بررسی شد.
یافتهها: 13 مطالعه دربردارنده 466 آزمودنی بزرگسال دارای اضافهوزن و چاق (149 زن و 317 مرد) با دامنه سنی 7/24-57 سال وارد فراتحلیل شدند. نتایج نشان داد که HIIT نسبت به شرایط کنترل، سبب کاهش قابلملاحظه قند خون ناشتا ]002/0P=،mg/dL 65/8-=[WMD، انسولین ناشتا ]005/0P=،U/L 88/1-= [WMD و کاهش مختصر در فشارخون دیاستولی ]03/0P=،mmHg 33/3-= [WMD میشود. در بررسیهای فرا رگرسیونی، در بین مقدار اندازه اثر تمرینات HIIT بر فشارخون دیاستولی به ترتیب با مقدار اندازه اثر بر انسولین ناشتا (019/0=P، 32/0- = r) و سن آزمودنیها (037/0=P، 29/0- = r) همبستگیهای ضعیفی مشاهده شد.
نتیجهگیری: تمرین تناوبی شدید سبب کاهش معنادار گلوکز، انسولین ناشتا و فشارخون دیاستولی در بزرگسالان دارای اضافهوزن و چاق میشود. کاهش فشار دیاستولی در سنین بالاتر بیشتر است و همچنین این تغییرات با مقدار انسولین خون مرتبط میباشد. بنابراین تمرینات HIIT به عنوان راهکار غیردارویی موثر برای پیشگیری از بروز عوامل خطر قلبی متابولیکی آینده در این جمعیت پیشنهاد میشود.
بهنام مرادی، امیر لطافتکار، ملیحه حدادنژاد، مهدی حسینزاده، مهدی خالقی،
دوره 23، شماره 29 - ( 4-1404 )
چکیده
مقدمه و هدف: خسته شدن ورزشکاران مستعد آسیب و قرارگیری آنها در وضعیتهایی نظیر انجام مانور برشی احتمال ریسک آسیب لیگامان صلیبی قدامی را افزایش میدهد؛ لذا هدف از پژوهش حاضر پاسخ به این سؤال است که آیا خستگی عملکردی اثر تمرینات عصبی عضلانی بر متغیرهای کینتیکی حین اجرای کاتینگ را در مردان ورزشکار مستعد آسیب تغییر میدهد؟
روش بررسی: پژوهش حاضر نیمهتجربی بوده و در دو گروه کنترل و تجربی بهصورت طرح پیشآزمون و پسآزمون با و بدون خستگی قبل و بعد تمرینات عصبی- عضلانی اجرا شد. 32 دانشجوی مرد ورزشکار 18 تا 25 سال همراه با نقص کنترل تنه، بهصورت هدفمند انتخاب و بهصورت تصادفی در گروه کنترل (16 نفر) و تجربی (16 نفر) قرار گرفتند. از صفحه نیرو جهت اندازهگیری نیروهای عکسالعمل زمین استفاده شد. آزمون تحلیل واریانس برای تجزیهوتحلیل آماری در سطح کوچکتر از 05/0P < بکار گرفته شد.
یافتهها: نتایج پژوهش حاضر بهبود معنیدار متغیرهای نیروی عکسالعمل زمین را در پسآزمون گروه تجربی نسبت به پیشآزمون نشان داد (05/0P<). درحالیکه هیچ یک از این متغیرها در گروه کنترل تغییر معنیداری نداشتند (05/0P>).
نتیجهگیری: به نظر میرسد انجام تمرینات عصبی - عضلانی تنه و ران در ورزشکاران با نقص کنترل تنه سبب بهبود قابل توجهی در ثبات کنترل تنه میشود به طوریکه در شرایط با و بدون خستگی توانستند بهبود معناداری را در پارامترهای منتخب نیروهای عکسالعمل زمین نشان دهند. لذا احتمالاً این شیوه تمرینی را بتوان بعنوان روشی سودمند در ورزشکاران و شرایط نامبرده توصیه نمود.
سجاد کرمی، حمید رجبی، فرشته شهیدی، فرشته گلاب،
دوره 23، شماره 29 - ( 4-1404 )
چکیده
مقدمه و هدف: تغییر وابسته به سن در بیان ژنهای تحریکی و مهاری رگزایی از مشخصههای سالمندی و اختلال در عملکرد اندوتلیال است. ورزش هوازی میتواند موجب توقف و یا کاهش این اختلال شود. باتوجهبه اهمیت تمرین مقاومتی در توانبخشی سالمندان، هدف از این مطالعه، بررسی سازگاری در پاسخ عوامل تحریکی و مهاری رگزایی پس از مداخله ورزش مقاومتی در سالمندان بود.
روش: 24 مرد سالمند با میانگین سنی 75/67 سال به صورت در دسترس و هدفمند انتخاب شدند. نمونه خون قبل و بعد از یک جلسه فعالیت مقاومتی در قبل و بعد از 8 هفته تمرین مقاومتی گرفته شد. روش Real Time PCR به جهت بیان ژن، HIF-1، VEGF، SDF-1 و VEGI بافت خون مورد استفاده قرار گرفت. تفاوت مقادیر متغیرها با روش تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر میکس دیزاین در سطح 05/0P≤ با استفاده از نسخه 25 نرم افزارSPSS ارزیابی شد.
یافته ها: مقادیر بیان ژن HIF-1، VEGF و SDF-1 گروه تمرین در مراحل پسآزمون اولیه (بعد از یک جلسه)، پیشآزمون ثانویه و پسآزمون ثانویه (بعد از 8 هفته تمرین) افزایش داشت و VEGI هیچگونه بیان ژنی نداشت.
نتیجه گیری نهایی: بااحتیاط میتوان گفت اگر چه انجام یک جلسه تمرین مقاومتی هم منجر به بیان ژن عوامل رگزایی میشود، بااینحال تمرین مقاومتی بلند مدتی که از شدت و حجم کافی برخوردار باشد میتواند میزان فرایند رگزایی را بهمراتب در طیف گستردهتری فعال کند و بهعنوان مکمل تمرینات هوازی در سالمندی مورد توجه قرار گیرد.
محسن برغمدی، رقیه پارسا، امیر فتحالهی،
دوره 23، شماره 30 - ( 11-1404 )
چکیده
مقدمه و اهداف: بازیکنان والیبال با اعمال نیرو در سرعت زمانی کوتاه ضربات موربتری را بر روی توپ انتقال میدهند تا با سرعت در زمین فرود آید. هدف از پژوهش حاضر مقایسه اثرات دو نوع تمرینات مقاومتی با دستگاههای بدنسازی سیمکش و هالتر بر نیروی عمودی و ایمپالس ناشی از ضربه مورب در مهارت اسپک در والیبالیستهای دختر است.
مواد و روش: روش پژوهش حاضر از نوع نیمه تجربی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل 45 نفر دختر والیبالیست دانشگاه محقق اردبیلی بود. نمونه آماری در سه گروه 15 نفره در گروههای مداخله تمرین قدرتی 1 با ابزار تمرینی هالتر، دمبل، مدیسن و گروه 2 مداخله تمرین قدرتی با دستگاههای بدنسازی سیمکش و گروه سوم در قالب گروه کنترل مشخص شدند. از صفحه نیروی نیرو سنجی برای ثبت نیروهای عکسالعمل زمین استفاده شد. میز جهت تنظیم ارتفاع برای ضربههای مورب، نخ نامریی و توپ والیبال برای ضربه دست برتر بازیکنان استفاده شد.
یافتهها: تأثیرات نیروی حاصله از ضربه مورب بر توپ در راستای نیروی عمودی عکسالعمل زمین در گروهها 1 معنادار بود (008/0 < p) و در گروه 2 معنادار نبود (133/0p< ). اثر عامل زمان ایمپالس در گروه تمرین قدرتی در مؤلفهی عمودی نیروی عکسالعمل زمین در گروه 1 (030/0< p) و در گروه 2 (023/0< p) معنادار بود.
نتیجهگیری: به نظر میرسد تمرینات ترکیبی قدرتی هالتر و مدیسین بال سبب افزایش نیرو در ضربات مورب و تولید نیروی بیشینه عمودی طی زمان کوتاهتری به توپ در ضربه مورب اسپک والیبالیستها میشود.
الله یار عربمومنی، مرضیه رمضانی،
دوره 23، شماره 30 - ( 11-1404 )
چکیده
مقدمه و هدف: بیماری پرولاپس رکتوم عارضه افتادگی دیواره داخلی مقعد است که از مهمترین علل ایجاد آن ضعف عضلات کف لگن است. این پژوهش با هدف مقایسه تأثیر تمرینات فانکشنال ثبات مرکزی، EMS و ترکیبی بر قدرت و استقامت عضلات کف لگن در بیماران مبتلا به پرولاپس رکتوم انجام شد.
روش: در این پژوهش نیمه تجربی با طرح پیشآزمون ـ پسآزمون و گروه کنترل، 48 زن مبتلا به بیماری پرولاپس رکتوم شهر اصفهان بهصورت در دسترس انتخاب و تصادفی در 4 گروه؛ تمرین فانکشنال، تمرین EMS، تمرین ترکیبی (فانکشنال+ EMS) و کنترل تقسیم شدند. برنامه تمرین 8 هفته، هر هفته سه جلسه و هر جلسه به مدت حدود 60 دقیقه انجام شد. سنجش متغیرهای مطالعه قبل و بعد از انجام برنامه تمرینی انجام شد. جهت آزمون معناداری تفاوتهای میانگین گروهها از روش آماری تجزیهوتحلیل کواریانس چند متغیری و آزمون تعقیبی بنفرونی استفاده شد.
یافتهها: نتایج مطالعه، افزایش معنادار قدرت و استقامت عضلات کف لگن را دو گروه تمرینات EMS و ترکیبی نشان داد (05/0≥P). بااینحال در گروه تمرینات فانکشنال، اگرچه افزایش قدرت عضلات کف لگن مشاهده شد، ولی این افزایش معنادار نبود (05/0≤P). همچنین، تغییرات ایجادشده ناشی از گروه ترکیبی بر متغیرها بهطور معناداری بیشتر از دو گروه دیگر بود (05/0≥P).
نتیجهگیری: این نتایج نشاندهنده ﺗﺄﺛﻴﺮ تحریک الکتریکی همراه با تمرین فانکشنال ﺑﺮ ﺍﻓﺰﺍﻳﺶ ﺍﺳﺘﻘﺎﻣﺖ ﻭ ﻗﺪﺭﺕ ﻋﻀﻼت کف لگن است. ازاینرو، پیشنهاد میشود، مراکز ورز
رعناالسادات حیدری، منصور صاحبالزمانی، فاطمه کریمی افشار،
دوره 23، شماره 30 - ( 11-1404 )
چکیده
مقدمه و هدف: پایداری ناحیه مرکزی برای پیشگیری و بهبود کمردرد ضروری است؛ بنابراین هدف از این مطالعه بررسی تأثیر تمرینات ثبات مرکزی معلق بر تعادل ایستا و پویا، پایداری مرکزی و درد زنان مبتلا به کمردرد مزمن غیراختصاصی است.
روش بررسی: 21 زن مبتلا به کمردرد مزمن غیراختصاصی بهطور تصادفی در گروههای تجربی (11 نفر، سن: 2/8±1/35) و شاهد (10 نفر، سن: 6/7±9/32) قرار گرفتند. تعادل ایستا و پویا، پایداری مرکزی، درد به ترتیب با استفاده از آزمونهای معتبر پایداری ناحیه مرکزی، شاخص اندازهگیری میزان درد و دستگاه تعادلسنج بایودکس اندازهگیری شد. از آزمون آماری تحلیل واریانس ترکیبی جهت آنالیز دادهها استفاده گردید.
یافتهها: بر اساس یافتههای مطالعه، در گروه تجربی برخلاف گروه شاهد، تفاوت معنیداری در متغیرهای تعادل ایستا و پویا، پایداری مرکزی، درد از پیشآزمون به پسآزمون وجود داشت؛ همچنین این تفاوت بین گروه تجربی و شاهد نیز مشاهده گردید (05/0≥P).
نتیجهگیری: مطابق نتایج حاصل، تمرینات ثبات مرکزی تیآر ایکس ممکن است منجر به بهبود همزمان پایداری مرکزی، تعادل ایستا و پویا و کاهش درد زنان مبتلا به کمردرد مزمن غیراختصاصی شود. دلیل آن میتواند خاصیت بیثباتی این تمرینات و افزایش فعالسازی عضلات ناحیه مرکزی بدن همزمان با تغییر وضعیت بدن و اجرای حرکات اندام فوقانی و تحتانی باشد.
الهام شکور، صادق امانی شلمزاری، احمد قاسمیان، احمد محرز،
دوره 23، شماره 30 - ( 11-1404 )
چکیده
هدف: تمرینات ورزشی مقاومتی بهعنوان درمان غیر دارویی جهت بهبود عوارض دوران یائسگی (مشکلاتی شناخی- عصبی و التهابی) پیشنهاد میشود. هدف از مطالعه حاضر بررسی اثر هشت هفته تمرین مقاومتی دایرهای بر سطح سرمی BDNF و TNF-a در زنان یائسه کمتحرک بود.
مواد و روشها: در تحقیق نیمه تجربی حاضر تعداد 30 زن یائسه (میانگین سنی 3±54 سال، شاخص توده بدنی 27.6±1.97 کیلوگرم بر مترمربع) ساکن شهر تهران بهصورت تصادفی انتخاب و در دو گروه تمرین مقاومتی دایرهای (15n=) و کنترل (15n=) قرار داده شدند. تمرین مقاومتی دایرهای به مدت هشت هفته، سه جلسه در هفته شامل 12 ایستگاه برای کل بدن با شدت 75-40 درصد یک تکرار بیشینه در سه ست با تکرارهای بین 12-8 انجام شد.24 ساعت قبل و بعد از مداخله خونگیری بهصورت ناشتا بهمنظور سنجش BDNF و TNF-a انجام گرفت. جهت تجزیهوتحلیل دادهها از روش آماری Repeated measures ANOVA استفاده شد.
یافتهها: در گروه تمرین مقاومتی دایرهای نسبت به گروه کنترل افزایش معناداری در سطوح BDNF (%13.99) و کاهش معنیداری در سطوح TNF-a (%32.92) نشان داده شد (P<0/05).
نتیجهگیری: با توجه به مطالعه حاضر به نظر میرسد تمرینات مقاومتی دایرهای با شدت کم تا متوسط با افزایش BDNF و کاهش TNF-a توانسته سبب بهبودی در عامل رشد عصبی و التهابی در زنان یائسه گردد.