جستجو در مقالات منتشر شده


82 نتیجه برای موضوع مقاله: تخصصی

فاطمه ریاحی، حیدر صادقی، الهام شیرزاد،
دوره 0، شماره 0 - ( 8-1398 )
چکیده

تکنیک لانژ از جمله رایج‌ترین حرکات در رشته شمشیربازی و یکی از تعیین‌کننده‌ترین حرکات تهاجمی در این رشته به شمار می‌آید. هدف از انجام این پژوهش مقایسه کینماتیکی اندام فوقانی شمشیربازان نخبه زن و مرد بزرگسال در اجرای تکنیک لانژ بود. نمونه آماری این پژوهش را هشت شمشیرباز نخبه رشته اپه (4 زن و 4 مرد) که عضو تیم ملی بزرگسالان جمهوری اسلامی ایران بودند تشکیل ‌دادند. از آزمودنی‌ها در طی اجرای لانژ کامل در پاسخ به یک محرک نوری، با یک دوربین با نرخ نمونه‌گیری Hz 300 فیلمبرداری و برای تحلیل داده‌ها از آمار توصیفی میانگین و انحراف معیار و آمار استنباطی  tمستقل در سطح معناداری 05/0 استفاده شد. نتایج نشان داد که شمشیربازان نخبه مرد از زمان عکس‌العمل و زمان حرکت کوتاه‌تری نسبت به شمشیربازان نخبه زن برخوردار بودند. عدم وجود تفاوت‌های قابل‌ملاحظه در سایر پارامترهای کینماتیکی، نشان‌دهنده آن است که شمشیربازان نخبه زن و مرد تکنیک لانژ را با روشی مشابه اجرا کردند. نتیجه‌گیری نهائی اینکه وجود تفاوت‌ در پارامترهای زمانی تکنیک لانژ، مؤید نیاز به استراتژی‌های متفاوت تمرین برای آماده‌سازی ورزشکاران شمشیرباز است.


مجتبی صادقی، حمید رجبی، فرزاد ناظم،
دوره 0، شماره 0 - ( 8-1398 )
چکیده

مقدمه و هدف : از پژوهش حاضر تعیین تاثیر تمرین پلایومتریک بالاتنه بر توان بی‌هوازی بالاتنه و مراحل مختلف  عملکرد شنای 25 متر کرال­ سینه  شناگران پسر 10 ساله بود. روش شناسی : بدین منظور 16 نفر از شناگران عضو تیم شنای استان همدان (میانگین سن7/0±9/9 سال، وزن 9±9/45 کیلوگرم، قد 5 ±8/149سانتی‌متر، شاخص­توده بدن 3±19/20 کیلوگرم بر مترمربع) به صورت داوطلب  انتخاب شدند. آزمودنی‌ها بر اساس رکورد 25 متر شنا به یک گروه تمرین پلایومتریک (8 نفر) و کنترل (8 نفر) به صورت همتا تقسیم شدند. تمرینات پلایومتریک بر روی دست به  مدت 6 هفته، هر هفته 3 جلسه و در مجموع 18جلسه در محیط بیرون از آب  صورت گرفت. مدت ‌زمان هر جلسه تمرین  پلایومتریک 16 تا 35 دقیقه به طول ‌انجامید. پیش و پس از اجرای پروتکل، آزمون­  رکورد 25 متر شنا کرال سینه در مسافت های10، 20 و 25 متر و  تعداد ضربات دست  جهت بررسی عملکرد شنا و تست وینگیت دست جهت بررسی عملکرد  توان بی­هوازی انجام شد. بررسی داده‌ها، از طریق تحلیل کوواریانس در سطح معنی‌داری (05/0>p) انجام شد. یافته ها : نشان داد،  شش هفته تمرین ‏پلایومتریک بالاتنه بر روی دست شناگران کرال سینه شاخص‌های عملکرد بی هوازی از جمله اوج توان به میزان 18 درصد نسبت به گروه  کنترل پیشرفت معنی‌داری داشت اما میانگین توان با اینکه 7 درصد پیشرفت  داشت اما معنا دار  نبود(05/0>p). همچنین عملکرد ‏شنا در مسافت های 10متر (8 درصد)، مسافت 10 الی 20 متر (6 درصد) و در مسافت 25 متر (1 درصد) پیشرفت نسبت به گروه کنترل وجود  داشت  که معنی داری در همه مسافت ها  مشاهده شد (05/0> p) همچنین در تعداد ضربات دست شنا  گروه  تمرین  پلایومتریک  با اینکه در مسافت‌های 10 متر شنا (11 درصد)، در مسافت 10 الی 20 متر (5/7 درصد) و در مسافت 25 متر (33/5 درصد) پیشرفت داشته ‌اند ولی این تغییرات   معنی دار نبود. (05/0> p).بحث و  نتیجه گیری: به طور کلی نتایج نشان داد شش ‏هفته تمرین پلایومتریک  بالاتنه توان بی هوازی بالاتنه و عملکرد  شنای شناگران کرال سینه  را بویژه در مسافت های ابتدایی شنا  بهبود می دهد و می تواند به عنوان یک روش تمرینی مکمل در شناگران جوان مورد استفاده قرار گیرد.
هما شیخانی شاهین،
دوره 0، شماره 0 - ( 8-1398 )
چکیده

چکیده
زمینه و هدف: هدف از تحقیق حاضر بررسی اثر فعالیت در آب و تزریق آلوژنیک سلول­های بنیادی مزانشیمی مغز استخوان به همراه پلاسمای  غنی از پلاکت ها (PRP) در ترمیم تاندون آشیل موش های صحرایی است. روش بررسی: بدین منظور 74 سر موش صحرایی از نژاد اسپراگوداولی (با سن  3 ماه و میانگین وزن 20±200 گرم)را انتخاب و در 69 سراز آنها آسیب تاندونی ایجاد گردید. سپس موش­های صحرایی  به طور تصادفی به 8گروه­ مختلف تقسیم بندی شدند و 5 سر باقیمانده  که هیچ گونه آسیبی در آنها ایجاد نشده بود  به عنوان کنترل سالم قرار داده شد. 72 ساعت پس از جراحی ،  به گروه­ها سلول­های جداسازی شده از مغز استخوان و پلاسمای غنی از پلاکت از طریق کتتر تزریق گردید. گروه های تجربی به مدت 8 هفته و هر هفته 5 جلسه فعالیت در آب را انجام  دادند. در پایان هفته هشتم تاندون آشیل جدا و برای ارزیابی میزان ترمیم تاندونی از رنگ آمیزی اختصاصی شامل Mason Trichrome  و H&E استفاده گردید.یافته ها: نتایج نشان داد که از لحاظ میزان ترمیم تاندون آشیل  تفاوت معناداری در بین گروه های مورد مطالعه وجود دارد(001/0=P). همچنین نتایج حاصل از بررسی های هیستوپاتولوژیک نشان داد که تفاوت معنی داری از لحاظ تعداد فیبروبلاست­ها(001/0=P)، رسوب رشته های کلاژن(001/0=P)،میزان دانسیته سلولی(001/0=P) و قطر تاندونی (001/0=P)در گروه­های مورد مطالعه وجود دارد. نتیجه گیری: به­کارگیری این روش­های درمانی به واسطه باند شدن با گیرنده­های غشای سلول ­های هدف مانند فیبروبلاست­ها، سلول­های بنیادی مزانشیمی و اندوتلیال منجربه فعال شدن یک سری پروتئین­های داخل سلولی می گردند که در نتیجه فعالیت آنها واکنش­هایی اتفاق می افتد که باعث شکل گیری ماتریکس و سنتز کلاژن می گردد که به ترمیم تاندون کمک می کند.
 
وحید فاضلی، پژمان معتمدی، حمید رجبی، ندا خالدی،
دوره 0، شماره 0 - ( 8-1398 )
چکیده

هدف: هدف از پژوهش حاضر تاثیر تمرین ترکیبی بر آترواسکلروز آئورت  و FGF23 در رت های نر مبتلا به نارسایی مزمن کلیه بود. 
روش‌شناسی:
  دراین پژوهش تعداد 20 سر رت نر نژاد ویستار (میانگین وزنی 10±250 گرم) که به روش NX5/6 نارسایی مزمن کلیه به آن ها القا شد. بعد از 2 هفته دوره نقاهت به صورت تصادفی به دو گروه کنترل (10سر) و تمرین ترکیبی (10سر) تقسیم شدند و به مدت 8 هفته  پروتکل تمرین ترکیبی را انجام دادند. پروتکل تمرین ترکیبی، شامل؛  تمرین مقاومتی به‌ صورت تمرین روی نردبان و شامل 2 ست و 6 تکرار با درصدهایی از وزن بدن بود و تمرین هوازی شامل، 30 دقیقه فعالیت کم شدت روی تردمیل بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش آماری t-Test استفاده شد. همچنین سطح معناداری P<0.05  در نظر گرفته شد. 
یافته ها
: نتایج بدست آمده نشان داد تمرین ترکیبی باعث کاهش آترواسکلروزیس آئورت و کاهش پلاک‌ها شد، همچنین 
FGF23 به طور معنی‌داری کاهش یافته بود ( p= 0.001). هورمون پاراتورمون نیز کاهش معنی‌داری داشت ( p= 0.041و کلسیم و فسفر نیز، کاهش معنی‌داری را داشتند (به ترتیب،  p= 0.004  و p= 0.005). نتیجه گیری: به طور کلی نتایج نشان داد که تمرین ترکیبی می تواند با کاهش FGF23، هورمون پاراتورمون، کلسیم و فسفر بر آترواسکلروز آئورت و شاخص های بیماری قلبی- عروقی در بیماران نارسایی مزمن کلیه موثر باشد.

دوره 0، شماره 0 - ( 8-1398 )
چکیده

به‌کارگیری ابزار مناسب و روش‌های علمی استعدادیابی توسط مربیان و متخصصین ورزشی می‌تواند فرآیند شناسایی و پرورش استعدادهای ورزشکاران را سرعت بخشیده و شرایطی فراهم آورد که ورزشکاران مستعد به‌سمت ورزش متناسب با استعداد و قابلیت خود هدایت شوند. پژوهش‌های صورت گرفته در حوزه استعدادیابی ورزشی معمولاً بهصورت تعیین شاخص‌های مؤثر در استعدادیابی و یا هنجاریابی می‌باشند، هدف از انجام این تحقیق طراحی نرم‌افزار استعدادیابی بر پایه منطق فازیدر رشته ورزشی والیبال بود.در این پژوهش با انتخاب مهم‌ترین پارامترهای استعدادیابی والیبال از دیدگاه متخصصین در حوزه‌های پیکرسنجی (قد)، قابلیت‌های حرکتی (سرعت)، مهارتی (پرش عمودی با دورخیز) و عملکردی (پرش جفتی) و بر اساس نورم والیبالیست‌های نخبه رده نوجوانان در این پارامترها به‌عنوان شاخص، الگوریتمی بر پایه منطق فازی (به‌وسیله بسته ابزار منطق فازی در نرم‌افزار MATLAB) طراحی شده است که پارامترهای فوق‌الذکر را به‌عنوان ورودی مدل دریافت کرده و والیبالیست‌ها را در مقایسه با نورم ملی‌پوشان رده نوجوانان در این پارامترها، در وضعیت‌های نامتناسب با رشته والیبال (Unmatched)، نیمه‌متناسب (Semi-matched)، متناسب (Matched)، استعداد درخشان (Brilliant) و نادر (Rare) طبقه‌بندی می‌کند. پژوهش مذکور با تلفیق پژوهش‌های صورت گرفته در این دو حوزه (1- تعیین شاخص‌های مؤثر 2- تهیه نورم و هنجاریابی ورزشکاران نخبه در این شاخص‌ها)، نرم‌افزاری هوشمند برای استعدادیابی در رشته ورزشی والیبال ارائه می‌دهد؛ که نورم والیبالیست‌ها را در پارامترهای قد، سرعت، پرش عمودی همراه با دورخیز و پرش جفتی که توسط پژوهشگران به‌عنوان مؤثرترین شاخص‌ها تعیین گردیده‌اند را دریافت کرده و در مقایسه با نورم والیبالیست‌های نخبه، قابلیت و استعداد والیبالیست‌ها را در خروجی نرم‌افزار رتبه‌بندی و نمایان می‌سازد. در نهایت نرم‌افزار می‌تواند مربیان و متخصصان ورزش والیبال را جهت تعیین ورزشکاران مستعد این رشته در رده‌های پایه یاری رساند. 

علی عباسی، حیدر صادقی، مهدی زمانیان، انوشیروان کاظم نژاد،
دوره 0، شماره 0 - ( 8-1398 )
چکیده

هدف مطالعه حاضر بررسی تاثیر کشش کوتاه‌مدت استاتیک و دینامیک عضلات بر تغییرپذیری کینماتیکی اندام تحتانی مردان جوان سالم فعال در حین رکاب‌زدن بود. تعداد 15 دانشجوی پسر تربیت‌بدنی و علوم ورزشی از دانشگاه خوارزمی به صورت داوطلبانه در این مطالعه شرکت کردند. آزمودنی‌ها در طی دو روز با اختلاف 48 ساعت در هر مراجعه به آزمایشگاه مراجعه کردند و در حالت‌های بدون کشش و پس از گذشت 2، 5 و 10 دقیقه از کشش استاتیک و دینامیک اطلاعات کینماتیکی اندام تحتانی آنها در 30 سیکل رکاب‌زدن دوچرخه ثابت در شدت کار 70 دور بر دقیقه توسط دوربین تحلیل حرکت با فرکانس 50 هرتز ثبت شد. اطلاعات جابجایی و سرعت زاویه‌ای مفاصل ران، زانو و مچ پا جهت ساختن سری زمانی و محاسبه تغییرپذیری استخراج شدند. نتایج آزمون تحلیل واریانس با اندازه‌گیری تکراری نشان داد که تفاوت معنی‌داری در تغییرپذیری جابجایی و سرعت زاویه‌ای مفاصل ران، زانو و مچ پا در وهله‌های 2، 5 و 10 دقیقه بعد از کشش استاتیک و دینامیک وجود ندارد (0/05≤P). با توجه به نتایج احتمالا می‌توان در برنامه گرم‌کردن قبل از رکاب‌زدن یا انجام بازتوانی روی دوچرخه ثابت ازهر دو نوع کشش استاتیک و دینامیک به یک میزان بهره برد. 


دوره 0، شماره 0 - ( 8-1398 )
چکیده

حس عمقی برای عملکرد مفصل ضروری است و از طریق آن فرد حرکت اجزاء بدن خود در فضا را درک می کند. سیستم عصبی مرکزی توسط این اطلاعات می تواند به طور آگاهانه و غیرآگاهانه موقعیت مفصل را تعدیل کند. هدف این مطالعه یافتن تاثیر تمرین تعادلی بر روی سطح ناپایدار با جابجایی عمقی، افقی و ترکیبی بر حس وضعیت مفصل زانوی جوانان فعال سالم بود. 39 مرد فعال سالم در این تحقیق مداخله ای به عنوان آزمودنی شرکت داشتند که به چهار گروه همگن تقسیم شدند. گروه تمرینی بر روی سطح ناپایدار با جابجایی عمقی (10 نفر)، گروه تمرینی بر روی سطح ناپایدار با جابجایی افقی (10 نفر) و گروه تمرین ترکیبی (10 نفر)، به مدت هشت هفته، هفته ای سه جلسه 45 دقیقه ای تمرینات را به انجام رساندند در حالی که در این مدت گروه کنترل (9 نفر) به فعالیت های روزمره خود اشتغال داشتند. میزان خطا در بازسازی موقعیت مفصل زانو به صورت فعال و غیر فعال در زوایای 30⁰، 45⁰ و 60⁰ با استفاده از دستگاه بایودکس سیستم 3، قبل و بعد از دوره تمرینی در تمام گروه ها مورد آزمون قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس یک راهه در سطح معنی داری P≤0.05 استفاده شد. اگرچه میانگین میزان خطای بازسازی موقعیت مفصل زانو به صورت فعال و غیر فعال در زاوایای30، 45 و 60⁰پس از هشت هفته در گروه های تمرینی کاهش یافته بود اما این بهبود مشاهده شده از لحاظ آماری معنی دار نبود. با توجه به نتایج تحقیق می توان گفت که به نظر می رسد تمرین تعادلی بر روی سطوح ناپایدار (چه از نوع تحریک عمقی، افقی و یا ترکیب این دو نوع تحریک) به تنهایی نتواند بر حس وضعیت زانوی مردان جوان فعال تاثیرگذار باشد.


دوره 0، شماره 0 - ( 8-1398 )
چکیده

برای بهبود عملکرد خود از آن استفاده می‌کنند. هدف از انجام این تحقیق بررسی تاثیر شش هفته برنامه تمرینی ناحیه ثبات کمری-لگنی و پلایومتریک بر برخی شاخص های آمادگی جسمانی ورزشکاران بود. در این مطالعه نیمه تجربی 36 پسر ورزشکار به صورت داوطلبانه شرکت کرده و به طور تصادفی به سه گروه (گروه یک: تمرین ناحیه کمری – لگنی؛ گروه دو: تمرین پلایومتریک و گروه سه: کنترل) تقسیم شدند. یک روز قبل شروع شش هفته برنامه تمرینی از آزمودنی‌ها آزمون‌های عملکردی (پرش طول، پرش عمودی، دو 9 متر، آزمون چابکی 9×4، انعطاف‌پذیری و پرتاب توپ مدیسین بال از حالت نشسته) گرفته شد. بعد از اتمام دوره تمرینی، از سه گروه پس آزمون به عمل آمد. برای تجزیه تحلیل اطلاعات از آنالیز واریانس یک سویه در سطح معناداری 05/0≥α استفاده شد. گروه تمرین ثبات کمری – لگنی و پلایومتریک افزایش معناداری را در اجرای آزمو نهای عملکردی (پرش عمودی، پرش طول، دوی 9 متر و آزمون چابکی) نشان دادند. با توجه به نتایج تحقیق استفاده از تمرینات ثبات کمری-لگنی و پلایومتریک برای بهبود برخی شاخص های آمادگی جسمانی ورزشکاران توصیه می‌شود. 

حمیدرضا برزگرپور، حمید رجبی، سعید محمدی، رعنا فیاض میلانی،
دوره 0، شماره 0 - ( 8-1398 )
چکیده

انجام تلاش ذهنی حین فعالیت ورزشی باعث افزایش خستگی می­شود و به نظر می رسد اندازه این خستگی به نوع تلاش ذهنی بستگی داشته باشد. هدف پژوهش حاضر مقایسه تاثیر تلاش­های ذهنی Stroop، AX-CPT و PVT هم­زمان با فعالیت ورزشی رکاب­ زدن بر شاخص­ های خستگی است. روش­ شناسی : 10 مرد دوچرخه­سوار با میانگین حداکثر توان خروجی 36±236 وات پنج جلسه به آزمایشگاه فراخوانده شدند. جلسه­ی اول مشخصات آنتروپومتریک و حداکثر توان خروجی اندازه­گیری شد. چهار جلسه­ی بعد فعالیت ورزشی رکاب­زدن به­مدت 45 دقیقه با شدت 65 درصد حداکثر توان خروجی همراه (Stroop، AX-CPT و PVT) و بدون تلاش ذهنی انجام شد. حین فعالیت درک­تلاش و ضربان قلب هر 10 دقیقه و میزان  کورتیزول قبل و 30 دقیقه بعد از فعالیت اندازه­گیری شد. برای تحلیل داده­ها از آزمون واریانس دوطرفه استفاده شد. نتایج: انجام 45 دقیقه تلاش ذهنی Stroop در طول فعالیت ورزشی رکاب زدن باعث افزایش معنی­دار درک تلاش و کورتیزول نسبت به فعالیت ورزشی رکاب­زدن شد (p≤0/05) اما بین جلسات تلاش ذهنی AX-CPT و PVT با فعالیت ورزشی رکاب زدن تفاوت معنی­داری یافت نشد. نتیجه­گیری: نتایج پژوهش نشان داد انجام تلاش­ ذهنی Stroop هم­زمان با فعالیت ورزشی رکاب­زدن نسبت به فعالیت رکاب­زدن شاخص­های خستگی را بیشتر افزایش می­دهد.
محمدرضا دهخدا، کاظم خدایی، سهراب ملک زاده،
دوره 13، شماره 9 - ( 1-1394 )
چکیده

هدف این پژوهش بررسی تأثیر گرم­کردن با دو شدت متفاوت بر میزان پلاسمایی آنزیم­های ضد اکسایشی و شاخص­های تخریب لیپیدی، پروتئینی و  دی.ان.ای بعد از فعالیت شدید در دانشجویان غیرورزشکار بود. 12 نفر از دانشجویان غیرورزشکار دانشگاه خوارزمی برای پژوهش انتخاب شدند. ابتدا میزان  VO2peakآزمودنی­ها با دستگاه گازآنالیزر روی چرخ کارسنج اندازه­گیری و میزان کار در شدت­های کم و زیاد گرم­کردن محاسبه شد. سپس آزمودنی­ها در سه جلسه با فاصله 48 ساعت به سه گروه گرم­کردن با شدت کم و گرم­کردن با شدت زیاد و بدون گرم کردن تقسیم شدند. در ابتدای هرجلسه خون­گیری استراحتی انجام شد. سپس، گروه اول گرم­کردن با شدت کم (%50-%45 VO2peak) را به­مدت شش­دقیقه انجام دادند سپس اجرای فعالیت شدید آغاز شد و گروه دوم گرم­کردن با شدت زیاد (%80-%75 VO2peak) و سپس فعالیت شدید را انجام دادند و گروه سوم مستقیم بدون گرم­کردن فعالیت شدید را انجام دادند. دو ساعت پس از فعالیت شدید خون­گیری صورت گرفت. در روزهای دیگر به­صورت متقاطع جای اعضای گروه­ها عوض ­شد. از تحلیل واریانس اندازه­گیری­های مکرر و آزمون تعقیبی  LSDبرای تجزیه و تحلیل آماری استفاده شد. یافته­های پژوهش نشان داد که بین میانگین تغییرات MDA، کربونیل-پروتئین و 8-هیدروکسی 2-دزوکسی گوانوزین و همچنین بین میانگین تغییرات آنزیم­های ضد اکسایشی SOD، CAT و GPX نسبت به حالت استراحتی در سه حالت تفاوت معنی­داری وجود داشت. میانگین تغییرات MDA و SOD در حالت گرم­کردن با شدت کم کمتر از حالت­های دیگر بود. ولی این کاهش معنی­دار نبود. متغیرهای دیگر در حالت بدون گرم­کردن کمترین مقدار و در گرم­کردن شدید بیشترین مقدار را داشتند. نتایج پژوهش نشان داد که گرم­کردن با شدت کم می­تواند تخریب لیپیدی را کاهش دهد، ولی بر تخریب پروتئینی و DNA اثری ندارد. گرم­کردن با شدت زیاد نیز می­تواند باعث افزایش هر سه نوع تخریب شود. بنابراین در مردان غیرورزشکار گرم­کردن با شدت کم بهتر از شدت زیاد است.
 
رغد معمار، شیوا نوری،
دوره 14، شماره 12 - ( 7-1395 )
چکیده

با توجه به این احتمال که فعالیت­های ورزشی تغییراتی در توزیع پارامترهای مختلف فشار کف پایی در حین گام­برداری به وجود می­آورند، هدف مطالعۀ حاضر مقایسۀ الگوی توزیع فشار کف پایی بین پای راست و چپ و ارتباط آنها با پارامترهای آنتروپومتریک است. بدین­منظور، 10 کشتی­گیر نخبه با میانگین و انحراف استاندارد سنی 3/33±23/6 سال، قد 7/67±173/5 سانتی­متر و جرم: 21/8±83/3 کیلوگرم در این مطالعه بصورت داوطلبانه مشارکت کردند. از دستگاه EMED-AT2 برای تحلیل فشار کف پایی، از آمار پارامتریک روش تی زوجی جهت مقایسۀ پارامترها بین پای راست و چپ و از روش پیرسون برای تعیین همبستگـی بین متغیرهـا استفاده شد. تنهـا در پارامتر سطح تمـاس در ناحیـۀ 4 بین پـای راست و چپ اختلاف معنـادار یافت شـد (0/05≥p، 0/03=ES). بین تمامی پارامترها با قد و جرم همبستگی مثبت و معنادار یافت شد0/01 p0/05، p) و تنها در نواحی پاشنه همبستگی بین حداکثر نیرو در پای راست با قد (پاشنه داخلی 0/45=r2، پاشنۀ خارجی 0/68=r2) و جرم (پاشنۀ داخلی 56 /0=r2، پاشنۀ خارجی 0/8=r2) و در پای چپ با قد (پاشنۀ خارجـی 0/53=r2) و جرم (پاشنۀ خارجـی 0/55=r2) معکوس شد (0/05p). با توجه به فقدان اختلاف معنادار در پارامترهـای مختلف فشار کف پایـی بین پای راست و چپ می­توان ادعا کرد، در ورزش کشتی تقاضای عملکردی پاها یکسان است. همچنین، این پژوهش نتایج تحقیقات گذشته را مبنی بر فقدان پای غالب در رشتۀ کشتی تأیید کرد.  

وحید صالح، حیدر صادقی، پروانه شمس نجف آبادی، محمدرفیع رضاییان هفتادر، حبیب‌الله ولی‌زاده،
دوره 15، شماره 13 - ( 6-1396 )
چکیده

هدف این تحقیق مقایسۀ نیم­رخ آنتروپومتریک، سوماتوتایپ و ترکیب بدنی ژیمناست­‌های مبتدی و حرفه­‌ای 6 تا 8 ساله بود. 40 نفر از ژیمناست‌­ها در دو گروه (مبتدی 20 ژیمناست و حرفه‌­ای 20 ژیمناست) در این آزمون مشارکت کردند. 17 متغیر آنتروپومتریکی، سوماتوتایپ و ترکیب بدنی از هر آزمودنی اندازه‌­گیری شد. ابزارهای اندازه‌­گیری پرسش­نامه‌­های اطلاعات فردی و ارزیابی سلامت عمومی، کرنومتر، متر نواری، قدسنج، ترازوی قابل ­حمل، کالیپر، کولیس و نرم‌­افزار سوماتوتایپ بود. از آمار توصیفی و استنباطی (آزمون تی در دو گروه مستقل) در سطح معناداری 0/05 برای بررسی داده‌­های تحقیق استفاده شد. بین درصد چربی (سه‌­سر بازو، فوق خاری و ساق پا)، طول کل دست، محیط (ساق پا و باسن)، ترکیب بدنی (BMI)، اندومورفی و اکتومورفی تفاوت معنادار مشاهده شدp<0.05) ). ازمنظر آنتروپومتریکی، 6 تا 8 سالگی را  می‌­توان پایین‌­ترین و بهترین سن استعدادیابی ژیمناستیک در نظر گرفت. براساس نتایج پژوهش می­‌توان نتیجه گرفت که ژیمناست‌­های حرفه‌ای دارای درصد چربی کمتر، طول دست بیشتر، محیط باسن و ساق کمتر، BMI کمتر، اندومورفی کمتر و مزومورفی و اکتومورفی بیشتری نسبت به مبتدی‌­ها هستند. به طور میانگین ژیمناست‌­های حرفه­‌ای از لحاظ کلاس­‌بندی سوماتوچارت در ناحیۀ اکتومورف- مزومورف و گروه مبتدی در ناحیه اندومورف- مزومورف قرار داشتند.

 
علی گرزی، حمید رجبی، رضا قراخانلو، محمدرضا دهخدا، مهدی هدایتی،
دوره 15، شماره 13 - ( 6-1396 )
چکیده

 این پژوهش با هدف تعیین اثر هشت ­هفته تمرین مقاومتی بر میزان فعالیت استیل‌­کولین‌استراز کل و نوع A12 در عضلات نعلی موش­‌های صحرایی انجام شد. 16 سر موش صحرایی نر ویستار که از مؤسسه سرم­‌سازی رازی (سن 10 هفته و وزن 7.090±172.415 گرم) تهیه شدند به­‌صورت تصادفی به دو گروه کنترل و تمرین تقسیم شدند. گروه تمرین به‌­مدت هشت­‌هفته و هفته‌­ای پنج‌­جلسه روی نردبان‌­های مخصوص به ارتفاع یک‌متر و 26 پله، با حمل یک وزنه به میزان 30 درصد وزن بدن خود، که به دُم آنها بسته می‌­شد، تمرین را آغاز کردند و این میزان به‌­صورت فزاینده به 200 درصد وزن بدن آنها رسید. تمرین‌­ها شامل سه‌نوبت چهار‌تکراری با سه‌دقیقه استراحت بین نوبت­‌ها بود. 48 ساعت بعد از آخرین جلسه تمرین، حیوانات تحت بیهوشی قرارگرفتند و عضلات نعلی آنها در وضعیت استریل از طریق شکاف روی ناحیه پشتی جانبی در اندام پشتی تحتانی جدا شد.  از روش هموژن­‌کردن و الکتروفورزو (پلی‌­اکریل­‌آمید 0/06 غیرتقلیبی) برای جداسازی زیرواحدهای فرعی استیل­‌کولین­‌استراز استفاده شد. اندازه‌گیری میزان فعالیت استیل‌کولین‌استراز  و نوع A12 (unit/ml) با استفاده از روش آزمایشگاهی Elisa انجام شد. نتایج آزمون t در گروه‌های مستقل نشان داد که در زمینه میزان فعالیت آنزیم استیل‌کولین‌استراز A12  در گروه تمرین مقاومتی در عضله­‌ی نعلی تفاوت معناداری بین دو گروه وجود ندارد (0.246). همچنین، میزان فعالیت استیل­‌کولین‌­استراز کل نیز در اثر تمرین مقاومتی تغییر معناداری نکرد (0.262). تغییر نکردن میزان فعالیت استیل‌­کولین‌­استراز در اثر تمرین مقاومتی در عضلۀ‌نعلی نشان‌­دهنده پاسخ‌ناپذیری فعالیت استیل‌کولین‌استراز در این عضله در اثر تمرینات مقاومتی در پایانه عصبی است که این نیز احتمالاً ناشی از درگیر نشدن کامل این عضله در تمرین مقاومتی پژوهش حاضر است. بااین­حال، هنوز احتمال تغییر در محتوای استیل‌کولین‌­استراز در این عضلات منتفی نیست که باید در مطالعات بعدی به آن پرداخته شود.    

سمیرا انتظاری، رغد معمار، مریم کاکاوند،
دوره 15، شماره 13 - ( 6-1396 )
چکیده

هدف این پژوهش، مطالعه تأثیر ورزش تکواندو بر تقارن توزیع فشار کف‌پایی، نیروی عکس­‌العمل زمین و سطح تماس اندام برتر و غیربرتر تکواندوکاران زن نخبه است. در این مطالعه،10 تکواندوکار زن نخبه انتخاب شدند. توزیع فشار کف‌پایی و نیروی عکس‌العمل عمودی زمین و سطح تماس نواحی مختلف کف‌پا با استفاده از دستگاه emed ارزیابی شد. اطلاعات به‌دست‌آمده با استفاده از آزمون تی ­وابسته و تقارن بین دو اندام با استفاده از فرمول شاخص تقارن ارزیابی شد. یافته‌­ها نشان داد تفاوت معناداری در میزان سطح تماس ناحیه سه‌­انگشت آخر و همچنین عدم تقارن بین دو اندام وجود دارد. این عدم تقارن در توزیع فشار می­‌تواند با آسیب‌­های عضلانی یا بافتی مانند التهاب فشیای کف‌پا یا استرس فرکچر سر استخوان‌­های کف‌­پایی مرتبط باشد. بنابراین، در این رشته ورزشی لازم است با انجام تمرینات ویژه به ایجاد توازن و تقارن بیشتر در اندام تحتانی کمک شود تا آسیب­‌های ناشی از این عدم تقارن به حداقل برسد.

سمیرا محمدی، هومن مینونژاد، رضا رجبی،
دوره 15، شماره 13 - ( 6-1396 )
چکیده

هدف تحقیق حاضر بررسی همه­‌گیرشناسی آسیب‌های کبدی در مسابقات لیگ‌برتر کشور است. این تحقیق توصیفی و از نوع مطالعات آینده‌نگر است. کلیه مردان مشارکت‌کننده در رقابت‌های لیگ‌برتر کبدی سال 1393 (تعداد=192نفر) در این مطالعه تحت بررسی قرارگرفتند که از بین آنها ورزشکارانی که در طول رقابت‌ها دچار آسیب‌دیدگی شده‌ و تحت مراقبت‌های پزشکی قرار گرفته بودند، نمونه‌های این تحقیق در نظر گرفته شدند. اطلاعات مربوط به این تحقیق از طریق ثبت در فرم ثبت آسیب به­‌کوشش محقق و با کمک پزشک مسابقات در حین برگزاری رقابت‌ها تکمیل شد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از آزمون خی‌دو (2x) در سطح معنی‌داری 0/05≥α و همچنین، از آمار توصیفی در قالب اعداد، جدول­‌ها و نمودارها برای بیان یافته‌های تحقیق استفاده شد. میزان بروز آسیب در هزارساعت مسابقه برابر 229/9 آسیب برآورد شد و بیشترین نواحی آسیب‌دیده سر و صورت (26/2 درصد) و زانو (15/5 درصد) بوده‌است. 48/5 درصد آسیب‌ها از نوع کبودی/کوفتگی/خون‌­مردگی و بیشترین سازوکار به‌وجودآورنده آسیب برخورد با حریف (82/5 درصد) بود. 32 درصد آسیب‌ها هنگام زیرگیری رخ داده‌است. میزان آسیب در بازیکنان پست دفاع 50/5 درصد بود. با توجه به یافته‌ها، که بیان‌کننده شیوع بالای آسیب در ورزش کبدی است، به اعضای پزشکی تیم‌ها، مربیان، و ورزشکاران توصیه می‌شود تا عوامل خطرزای بالقوه‌ مرتبط با بروز آسیب‌ را شناسایی و اقدامات لازم را جهت پیش­گیری از آنها انجام دهند.

سلمان نظامی، محمدعلی سمواتی شریف، اسدالله چزانی شراهی،
دوره 15، شماره 13 - ( 6-1396 )
چکیده

هدف این پژوهش، بررسی اثر هشت­­هفته تمرین مقاومتی شدید (به­روش اسپلیت) بر تغییرات سطوح سرمی تستوسترون، کورتیزول، نسبت تستوسترون به کورتیزول (T/C) و تأثیر آن بر رشد و توسعه قدرت عضلانی است. 20 نفر از ورزشکاران مبتدی پرورش‌­اندام با شاخص توده بدن 2/25±23/80 کیلوگرم بر مترمربع و میانگین سنی 2/55±24/65 در این پژوهش مشارکت کردند. آزمودنی­‌ها به‌­صورت تصادفی در دو گروه تمرین قدرتی به‌­روش اسپلیت (10 نفر) و کنترل به‌­روش سنتی (10 نفر) قرار گرفتند. برنامه تمرینی با 100-85 درصد 1RM برای شش‌­نوبت در هفته به‌­روش اسپلیت (جداسازی گروه‌­های عضلانی) طراحی شد. گروه کنترل به‌­روش تمرین کل بدن (سنتی) با همان شدت و مدت به تمرین پرداختند. ضخامت عضله تحت مطالعه (سه‌­سر بازو) با استفاده از تصویربرداری سونوگرافی در هر دو گروه قبل و پس از مداخله اندازه‌­گیری شد. نمونه‌­­گیری خونی، در زمان استراحت قبل و بعد از تمرین‌­ها در محیط آزمایشگاه جمع‌آوری شد. نتایج نشان داد که تمرین به‌روش اسپلیت نسبت به‌روش سنتی، موجب افزایش قدرت عضلانی (p=0/01)، توده عضلانی (p=0/001) و نسبت T/C (p=0/02) می‌­شود. همچنین، بین قدرت بیشینه با هایپرتروفی  (p=0/001 ، r=0/55) و نسبت T/C با قدرت بیشینه ارتباط معنی­‌دار مشاهده شد. (r=0/74 ، p=0/03) . نتایج نشان می‌­دهند، این روش از تمرین مقاومتی موجب افزایش تحریک آنابولیکی و توده عضلانی در بدن می‌­شود، که افزایش قدرت بیشینه را در­پی دارد.


سمیه صادقی، محمدرضا اسد، محمدحسن فردوسی،
دوره 15، شماره 13 - ( 6-1396 )
چکیده

تجمع چربی در کبد به میزان بیش از 5درصد وزن آن را کبد چرب می­گویند. هدف مطالعۀ حاضر ارزیابی تأثیر دوازده‌­هفته تمرین استقامتی بر آنزیم­‌های کبدی زنان چاق است. در این تحقیق، 26 زن با  29BMI کیلو­گرم بر متر­مربع و دامنۀ سنی 42-52، به دو گروه تجربی و کنترل (13=n) تقسیم شدند. 24 ساعت قبل و 48 ساعت بعد از تمرینات از تمام آزمودنی­‌ها خون‌­گیری شد و ارزیابی ترکیب بدن و Vo2max به‌­عمل آمد. گروه آزمایش تحت دوازده‌­هفته تمرین استقامتی، شامل هفته‌­ای سه جلسه، با شدتی بین 40 تا 80 HRmax و مدت 15 تا 30 دقیقه به تمرین پرداختند. داده­‌ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس و تی مستقل ارزیابی شدند (0/05α). نتایج نشان‌داد که در گروه تمرین، افزایش معناداری در p=0/006VO2max کاهش معناداری در شاخص‌­های وزن،BMI  و BF٪ (p=0/001) مشاهده شد. اما تغییر معناداری در آنزیم­‌های ALT (p=0/493) و AST (p=0/403) مشاهده نشد. نتایج نشان داد تمرینات اثری بر آنزیم­‌های کبدی زنان چاق ندارد. این ممکن است به عدم آمادگی جسمانی و برخورداری هر دو گروه از وزن و شاخص توده بدنی بالا حتی در گروه تمرین بعد از دوازده هفته مربوط باشد. از دلایل افزایش غیرمعنادار ALT گروه تمرین، نیمۀ عمر طولانی این آنزیم است. بنابراین می­توان زمانی بیش از 48 ساعت برای بازیافت در نظر گرفت.

فرحناز ساکی‌پور، حسین مجتهدی،
دوره 15، شماره 13 - ( 6-1396 )
چکیده

بی‌­اختیاری ادرار در بین زنان سالمند روند رو­به‌­رشدی دارد و آمار آن، به‌­خصوص در زنان سرای سالمندان، به‌­مراتب بیشتر است. هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر چهارهفته تمرین ثبات‌­دهندۀ ستون­‌فقرات بر بی‌­اختیاری ادراری سالمندان است. در این پژوهش آزمودنی‌­های سالمند زن 50 تا 70سال (11±67کیلوگرم و توده­بدنی4±27کیلوگرم برمترمربع) در دو گروه تمرین و کنترل (هر گروه 10نفر) به‌­مدت چهارهفته (هفته‌­ای سه‌­جلسه) در تحقیق شرکت کردند و میزان بی‌­اختیاری ادراری آنان ازطریق پرسش­‌نامه ICIQ-OAB در مراحل پیش‌­آزمون و پس‌­آزمون اندازه‌­گیری شد. با توجه به ­نرمال نبودن داده­‌ها از آزمون­‌های ناپارامتریک شامل آزمون ویلکاکسون و یومن‌­ویتنی جهت بررسی تغییرات درون­‌گروهی و بین‌­گروهی در سطح 05/0p استفاده شد. تمرینات ثبات­‌دهندۀ ستون فقرات باعث کاهش معنی‌­دار بی‌­اختیاری ادراری در زنان سالمند شد (0/001=P) به‌­طوری­که این تمرینات باعث کاهش غیرمعنی‌­دار دفعات ادرار در روز (0/083=P)، کاهش معنی­‌دار دفعات ادرار در شب (0/001=P)، کاهش استرس استفاده سریع از سرویس بهداشتی (0/001=P) و کاهش نشت ادرار می‌­شود(0/002=P). بررسی بین­‌گروهی نشان داد که گروه تمرین از بی‌­اختیاری ادراری کمتری در مقایسه با گروه کنترل برخوردار است (0/01=P). تمرینات ثبات‌­دهنده ستون‌­فقرات از طریق تقویت عضلات کف لگنی و شکمی به کاهش بی‌­اختیاری ادراری و مؤلفه­‌های آن می­‌انجامد.


کامران جوهری، محمدحسین علیزاده، امیرحسین براتی،
دوره 15، شماره 14 - ( 7-1396 )
چکیده

هدف این پژوهش بررسی اثر برنامۀ جامع گرم­کردن فیفا +11 داوران بر تعادل پویای داوران و کمک­‌داوران مرد فوتبال ایران بود. 52داور و کمک‌­داور فوتبال بدون سابقۀ آسیب­دیدگی داوطلبانه در این پژوهش شرکت کردند و به‌­صورت تصادفی به گروه‌­های تجربی و کنترل (26 نفر گروه تجربی، 26 نفر گروه کنترل) تقسیم شدند. گروه تجربی به‌­مدت هفده هفته برنامۀ +11 داوران را انجام دادند، درحالی که گروه کنترل در طول نیم‌­فصل روش گرم­کردن معمول و سنتی خود را اجرا کرد، برای برآورد تعادل پویای داوران در پیش­‌آزمون و پس‌­آزمون از آزمون تعادل Y استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از روش‌های آماری توصیفی و آزمون  تحلیل واریانس صورت گرفت. یافته­ها نشان داد که تعادل پویا در جهت­های قدامی و خلفی داخلی و نمرۀ کلی تعادل داوران گروه تجربی در پس‌­آزمون در مقایسه با گروه کنترل تفاوت معنی­داری داشت، درحالی که درجهت خلفی خارجی تفاوت معنی‌­داری بین گروه‌­ها مشاهده نشد. با توجه به یافته‌­های تحقیق، برنامۀ جامع گرم­‌کردن فیفا +11 داوران می تواند تعادل پویای داوران و کمک‌­داوران فوتبال را بهبود بخشد.

فایزه محمدی سنجانی، معصومه شجاعی، افخم دانشفر،
دوره 15، شماره 14 - ( 7-1396 )
چکیده

تکلیف دسترسی یکی از تکالیف رایج برای بررسی سازوکارهای یادگیری است و جزو تکالیف روزانۀ زندگی انسان به­‌شمار می‌­رود. بهبود ثبات پاسچر می‌تواند در عملکرد این تکلیف تاثیر بگذارد. بدین منظور، هدف تحقیق حاضر مقایسۀ اثر تمرین ثابت (زمان واکنش ساده) و متغیر تصادفی (زمان واکنش انتخابی) بر بهبود کنترل پیش‌بینانۀ پاسچر افراد سالم در تکلیف دسترسی بود. در این تحقیق، 16 دانشجوی دختر راست‌­دست با میانگین سنی 3.18.±27.18 مشارکت کردند. برای ارزیابی بزرگی کنترل پیش‌بینانۀ پاسچر از شاخص سرعت متوسط و جابه­‌جایی مرکز فشار پا با استفاده از صفحۀ نیرو قبل از شروع حرکت دسترسی استفاده شد. نتایج تحلیل واریانس ترکیبی با اندازه­‌گیری‌­های تکراری در سطح معناداری P<0.05 نشان داد که تمرین متغیر تصادفی به افزایش جابه‌جایی و سرعت جابه‌جایی مرکز فشار قبل از شروع حرکت دسترسی منجر می‌­شود، ولی این افزایش در آزمون اکتساب و یادداری معنادار نبود. بنابر یافته‌­های این مطالعه، می­توان نتیجه گرفت که تمرین متغیر تصادفی باعث افزایش ثبات پیش‌بینانۀ پاسچر شده است. اثر این تمرین بر کنترل پیش­‌بینانۀ پاسچر می‌­تواند در برنامه­‌های توان­بخشی به­‌کارگرفته شود .


صفحه 1 از 5    
اولین
قبلی
1
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به سامانه نشریات علمی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2022 CC BY-NC 4.0 | Research in Sport Medicine and Technology

Designed & Developed by : Yektaweb