جستجو در مقالات منتشر شده


6 نتیجه برای کاظمی

علی کاظمی، محمد فشی،
دوره 9، شماره 2 - ( 7-1390 )
چکیده

هدف تحقیق حاضر بررسی تأثیر اجرای سه نوع بازیافت به صورت فعال، غیرفعال و حرکات کششی
حین انجام تمرین استقامتی شدید تکراری بر ظرفیت تامپونی و تنظیم یون هیدروژن خون و ارائه راهبردهایی
برای بهبود پاسخهای فیزیولوژیکی در رابطه با سیستمهای بافری بدن میباشد که ممکن است موجب تأخیر
در بروز خستگی و بهبود اجرای ورزشی در مورد برخی از رشتههای ورزشی که الگوی فعالیت بدنی آن ها
شبیه به پروتکل انجام شده در این تحقیق است، خواهد شد. به همین منظور، محقق 10 نفر از دانشجویان
رشته تربیتبدنی ورودی سال 86 دانشگاه تریت معلم تهران را تحت عنوان گروه تجربی یا آزمایش انتخاب
کرده و این موضوع را طی پژوهش خود مورد بررسی قرار داده است. گروه آزمایش سه نوع بازگشت به حالت
اولیه را حین اجرای پروتکل ورزشی آزمون استقامتی شدید تکراری 2 طبق الگویی خاص و با اجرای یکی از
سه نوع بازیافت ذکر شده به صورت متقاطع 3 طی سه روز متوالی به مدت یک هفته انجام د ادند . بلافاصله
،4PH پس از آخرین مرحله بازیافت از آزمودنی ها نمونه خون شریانی گرفته شد و با دستگاه گازومتری
PCO2
5 HCO3 ،6BB ،
8BE ،7 - 9 اندازهگیری شدند. نتایج تحلیل واریانس برای O2-sat و
اندازه گیری های تکراری نشان داد که بین بازیافت فعال و حرکات کششی و نیز بین بازیافت غیرفعال و حرکات
0/ تفاوت معناداری در سطح آلفای 05 O2-sat بین بازیافت فعال و غیرفعال برای ،BB و PH کششی در مورد
HCO3 ،PCO وجود دارد. بین بازیافت فعال، غیرفعال و حرکات کششی در مورد 2
-
در سطح آلفای BE و
0/05 تفاوت معناداری مشاهده نشد. نتایج پژوهش نشان میدهد که انجام انواع بازیافت حین تمرینات استقامتی شدید تکراری بر روی ظرفیت تامپونی خون شریانی تأثیرگذار است و با توجه به معنادار بودن اختلاف
میانگینها در مورد برخی اجزای سیستم بافری بدن حین بازیافت غیرفعال نسبت به دو نوع دیگر بازیافت انجام
شده، ظرفیت تامپونی خون شریانی طی بازیافت غیرفعال نسبت به بازیافت فعال و حرکات کششی کمتر
تضعیف میشود.


مطلب نادریان شاد، علی کاظمی، منیژه نوروزیان، محمد فشی،
دوره 10، شماره 3 - ( 3-1391 )
چکیده

هدف تحقیق حاضر بررسی تأثیر تمرینات دایره­ای ویژه و عمومی- متداول یا کلاسیک- آماده­سازی بر آمادگی جسمانی و فیزیولوژیکی بازیکنان تمرین‌کرده بسکتبال مرد بود که محقق به منظور رسیدن به این هدف تعداد 12 نفر از بازیکنان بزرگسال دعوت‌شده به اردوی آمادگی تیم بسکتبال ذوب آهن غرب کشور (تیم اسدآباد- همدان دسته یک کشور) را انتخاب و به‌طور تصادفی به دوگروه شش‌نفره تمرین ویژه و عمومی 29/5± 08/26 سال، قد77/6± 91/185 سانتی‌متر، وزن00/8± 66/77 کیلوگرم تقسیم کرد. هردو گروه تمرین ویژه و عمومی آماده­سازی به مدت 6 هفته، هر هفته 3 جلسه و هرجلسه 40 دقیقه به صورت متناوب خارج از فصل مسابقات به تمرین پرداختند. گفتنی است که هردو گروه تمرینات بسکتبال را نیز در کنار این تمرینات، یعنی تمرینات وی‍ژه و عمومی آماده‌سازی انجام دادند. تأثیر اجرای تمرینات آمادگی ویژه و عمومی بر متغیرهای وابسته تحقیق، یعنی حداکثر توان بی‌هوازی، حداقل توان بی‌هوازی، میانگین توان بی‌هوازی و  شاخص خستگی (توسط آزمون RAST)، توان انفجاری پاها (توسط آزمون پرش عمودی سارجنت)، حداکثر سرعت دویدن (توسط آزمون یویو)، درصد خستگی و زمان کلی تکرار دوهای سرعتی (توسط آزمونRHIET )، سرعت دویدن (توسط آزمون 20 متر سرعت) و توان هوازی (توسط آزمون چندمرحله­ای 20 متر رفت‌وبرگشت ) طی مراحل پیش­آزمون و پس­آزمون، اندازه­گیری شد. نتایج آزمون­های آماری درصد ضریب تأثیر کوهن و تی مستقل در سطح 05/0 P نشان داد که در مورد متغیرهای توان هوازی، شاخص و درصد خستگی به نفع گروه تمرینی وی‍ژه، حداکثر و میانگین توان بی­هوازی، توان انفجاری پاها و سرعت دویدن به نفع گروه تمرینی عمومی، اختلاف میانگین­های بین دو گروه تمرین ویژه و عمومی آماده­سازی معنی­دار بود، ولی در باب حداکثر سرعت دویدن، حداقل توان بی­هوازی و زمان کلی تکرار دوهای سرعتی اختلاف میانگین­های دو گروه قابل ملاحظه نبود. به‌طور کلی، از یافته­های تحقیق برمی­آید که بهتر است مربیان رشته ورزشی بسکتبال جهت بهبود برخی شاخص­های فیزیکی و فیزیولوژیکی و آماده­سازی بازیکنان این رشته ورزشی از جمله توان هوازی، شاخص و درصد خستگی از تمرینات ویژه بسکتبال (تمرین دایره­ای ویژه) و برای بهبود حداکثر و میانگین توان بی­هوازی، توان انفجاری پاها و سرعت دویدن از تمرینات عمومی در کنار هم استفاده کنند.


علی قاسمی کهریزسنگی، علی کاظمی، علی‌اصغر رواسی، محمدرضا حائری، محمدرضا دهخدا،
دوره 12، شماره 7 - ( 1-1393 )
چکیده

هدف تحقیق حاضر بررسی تأثیر مکمل­سازی گلوکز وگلوتامین طی چهارهفته تمرین تناوبی- استقامتی وامانده­ساز، که باعث تخلیه گلیکوژنی عضلات می­شود، بر HSP72  سرم مردان غیرورزشکار بود. بدین‌منظور 20 نفر مرد سالم که فعالیت­بدنی منظم نداشتند انتخاب شدند و به­طور تصادفی در چهار گروه تحت مطالعه قرار گرفتند: گروه مکمل­سازی گلوکز به­همراه تمرین تخلیه گلیکوژنی (n=5، مکمل 1)، گروه مکمل­سازی گلوتامین به همراه تمرین تخلیه گلیکوژنی (n = 5، مکمل 2)، گروه تمرین تخلیه گلیکوژنی (n=5، دارونما) و یک گروه بدون هرگونه دستکاری (n=5، کنترل). نمونه­­های خونی در ابتدای دوره چهارهفته­ای پروتکل تمرینی تناوبی- استقامتی وامانده­ساز براساس آزمون RHIET و 48 ساعت پس از آخرین جلسه تمرینی از سیاهرگ زند اعلی جمع­آوری شد.  غلظت HSP72 سرم به­وسیله تکنیک ELISA اندازه گرفته شد. اثرات اصلی و متقابل با استفاده از آزمون آماری آنووای دوراهه اندازه­گیری و به‌وسیله آزمون تعقیبی توکی کامل شد. سطح معنی­داری نیز &alpha;=0.05 انتخاب شد. نتایج تحقیق نشان داد که متغیر مستقل تمرین باعث کاهش معنی­دار HSP72 سرم [F(1,17)= 6.362 P<0.05]  شد. متغیر مستقل مکمل نیز باعث کاهش معنی­دار HSP72 سرم [F(1,17)= 15.362 P<0.01]  شد. نتایج آزمون تعقیبی توکی حاکی از اختلاف معنی­دار بین گروه­های دارونما با مکمل گروه 1(p<0.05) و  بین گروه­های دارونما با گروه مکمل 2 (p<0.01) بودند. اثر متقابل بین دو متغیر مستقل مکمل­سازی و تمرینی معنی­دار نبود. به‌طور کلی، نتایج تحقیق پیشنهاد می­کند که مکمل­سازی گلوکز یا گلوتامین در وضعیت تمرینی تخلیه گلیکوژنی باعث کاهش میزان HSP72 سرم در مردان غیرورزشکار پس از چهارهفته می­شود.


عبدالرضا کاظمی، علیرضا حق‌پناه، امیربهادر دخیلی،
دوره 17، شماره 18 - ( 10-1398 )
چکیده

آتروفی عضلانی از پیامدهای سالمندی است و فعالیت ورزشی ممکن است از آن جلوگیری کند. هدف پژوهش حاضر بررسی اثر تمرین تناوبی شدید بر بیان ژن­های Tweak و Fn14 عضلۀ EDL موش­های پیرنژاد C57bl/6 است. به این منظور، 28 سر موش C57bl/6 پیر (14=n) 24 تا 26 ماه و بالغ (14=n) چهار تا شش ماه در دو گروه تمرین (7=n) و کنترل (7=n) قرار گرفت. گروه­های تمرین پس از یک­هفته آشناسازی، در برنامۀ چهار هفته‌ای تمرین تناوبی شدید روی تردمیل با شدت 85 درصد سرعت بیشینه در هفتۀ اول تا 95 درصد سرعت بیشینه در هفتۀ آخر، در تناوب­های دو دقیقه­ای (شش وهله در هفتۀ اول تا ده وهله در هفتۀ آخر) یا یک دقیقه استراحت غیرفعال،  مشارکت داده شدند. 48 ساعت پس از آخرین جلسۀ تمرینی، عضلۀ EDL استخراج شد و میزان بیان ژن­های Tweak و Fn14 اندازه‌گیری شد. نتایج نشان داد که پیری اثر معنی­داری بر وزن عضلۀ EDL دارد (0/032=P)؛ همچنین، پیری موجب افزایش معنی­دار بیان Tweak و Fn14 شده است (به ترتیب 0/001=P و 0/002=P)؛ تمرین ورزشی بیان این ژن­ها را در عضلۀ EDL هر دو نوع موش­ بالغ و پیر کاهش داد (0/001=P)؛ از سوی دیگر، با اینکه تمرین ورزشی وزن عضله را مقداری افزایش داد اما این مقدار به‌لحاظ آماری در هر دو گروه‌ بالغ (0/117=P) و پیر (0/321=P) معنی­دار نبود؛ بنابراین، افزایش سن با افزایش بیان ژن­های Tweak و Fn14 همراه است که ممکن است به تغییرات تودۀ عضلانی همراه با افزایش سن مربوط باشد و با توجه به کاهش بیان این ژن­ها بر اثر تمرینات شدید، این تمرینات ممکن است در دوران سالمندی به منظور حفظ تودۀ عضلانی مؤثر باشد.

نگین شاطرکاظمی، شهرزاد زندی، الهام شیرزاد،
دوره 18، شماره 19 - ( 4-1399 )
چکیده

با وجود تأثیر کینماتیک اجرای حرکت بر عملکرد ورزشی و اهمیت بهبود عملکرد بازیکنان در زمین بازی مطالعات کمی در خصوص چگونگی تأثیر متغیر‌های مختلف بر عملکرد اسپک والیبال انجام شد. بنابراین، هدف تحقیق حاضر پیش‌بینی عملکرد پرش بازیکنان نخبۀ زن والیبال توسط برخی متغیر‌های بیومکانیکی است. سی نفر از بازیکنان زن نخبۀ والیبال با میانگین سنی 3/42±21/44 با اظهار رضایت در تحقیق حاضر مشارکت کردند. کینماتیک حرکت اندام تحتانی با 16 مارکر بازتایندۀ نور به­وسیلۀ دستگاه تحلیل حرکت وایکان حین اجرای اسپک والیبال ثبت شد. پیش‌بینی ارتفاع پرش و زمان اجرای مرحلۀ کانسنتریک پرش توسط متغیر‌های سرعت مرکز جرم حین گام‌برداری، طول گام آخر، دامنۀ حرکت مفاصل ران، زانو و مچ پا به وسیله آزمون رگرسیون گام‌به‌گام انجام شد (0/05α≤). نتایج تحقیق نشان داد که متغیرهای دامنۀ حرکتی زانو، سرعت مرکز جرم و طول گام پیش‌بینی­کنندۀ زمان اجرا و سرعت مرکز جرم و دامنۀ حرکتی مفصل ران پیش‌بینی­کنندۀ ارتفاع پرش هستند. با توجه به هدف و شرایط بازی، بازیکنان باید بر مراحل مختلف حرکتی و عوامل ویژه‌ای تمرکز داشته باشند.

عبدالرضا کاظمی، فاطمه خواجه‌پور، علیرضا شریف‌آبادی، مهدی مداحی،
دوره 18، شماره 20 - ( 9-1399 )
چکیده

به دلیل تأثیر مثبت تمرینات بر بهبود MS، «تأثیر یک دوره تمرینات ورزشی جامع بر نروتروفین 4/5، متغیرهای آنتروپومتریک و عملکردی زنان مبتلا به MS» بررسی شد. جامعه آماری تحقیق را زنان مبتلا به MS با مقیاس ناتوانی جسمانی صفر تا 10، تشکیل دادند. گروه­‌های تمرینی A، B و C پروتکل توان‌بخشی را انجام دادند. براساس سطح ناتوانی افراد از تمرینات مختلف استفاده شد. گروه­‌های کنترل A، B و C تمرینات کششی انجام دادند. کلیه پیش­‌آزمون­‌ها به عمل آمد و سپس گروه‌های تجربی،12 هفته تمرین خاص خود را، انجام دادند. از آزمون ANCOVA برای تحلیل داده‌­ها استفاده شد. تمرینات بر میزان نروتروفین 4/5 بیماران مبتلا به MS سطح A و C تأثیر نداشت (0/504=P و 0/083=P)؛ اما میزان نروتروفین 4/5 بیماران مبتلا به MS سطح B افزایش یافت (0/010=P). همچنین نتایج نشان داد که در سطح A: BMI، BF%، سرعت و VO2max و در سطح B: وزن، BMI، BF%، تعادل پویا، دور کمر و باسن، WHR و VO2max بهبود معنی­‌داری داشت. بالعکس در سطح C: BMI، BF% و VO2max بهبود معنی­‌داری داشت. این نتایج نشان می‌­دهد که تمرینات توان‌بخشی بر این متغیرها تأثیر مثبتی دارد و می­تواند کیفیت زندگی را در این بیماران افزایش دهد.


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به سامانه نشریات علمی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2022 CC BY-NC 4.0 | Research in Sport Medicine and Technology

Designed & Developed by : Yektaweb