جستجو در مقالات منتشر شده


9 نتیجه برای الکترومایوگرافی

آقا احسان طسوجیان، آقا هومن مینونژاد، آقا محمد حسین علیزاده، خانم شهرزاد زندی،
دوره 0، شماره 0 - ( 8-1398 )
چکیده

هدف:  ورزش والیبال، به دلیل ماهیت تکراری ضربات اسپک، سرویس و دفاع روی تور، دارای پتانسیل زیادی برای دیسکنزی کتف می­باشد از اینرو هدف تحقیق حاضر بررسی الکترومایوگرافی عضلات کمربند شانۀ ­والیبالیست­های با انواع دیسکنزی کتف حین سرویس موجی­ می­باشد.
روش بررسی: روش تحقیق حاضر از نوع علی مقایسه­ای بوده که 41 والیبالیست 18 تا 25 ساله به صورت غیرتصادفی و هدف­مند انتخاب و به سه گروه (13 نفر با برجستگی زاویه تحتانی کتف، 13 نفر با برجستگی حاشیۀ داخلی کتف و 15 نفر بدون دیسکنزی کتف) تقسیم شدند. الکترومایوگرافی 4 عضلۀ سراتوس قدامی، ذوزنقه­ فوقانی، میانی و تحتانی با استفاده از سیستم مایوماسل حین سرویس موجی مورد بررسی قرار گرفت. داده­ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس یکراهه در سطح معناداری 05/0 تحلیل شدند.
یافته­ها: نتایج نشان داد که حین فاز شتاب سرویس موجی، بین ­گروه­های دیسکنزی با برجستگی حاشیه داخلی و گروه بدون دیسکنزی از لحاظ فعالیت عضلات ذوزنقۀ فوقانی (009/0=p و ذوزنقه­ای میانی (01/0=p) و بین گروه­های دیسکنزی با برجستگی زاویه تحتانی و بدون دیسکنزی از لحاظ فعالیت عضلات سراتوس قدامی(007/0=p)  و ذوزنقه­ای میانی (01/0=p) تفاوت معناداری وجود دارد.
نتیجه­گیری: بنظر می­رسد حین فاز شتاب سرویس موجی، والیبالیست­های دارای دیسکنزی با برجستگی حاشیۀ داخلی کتف، افزایش غیرطبیعی فعالیت ذوزنقه­ای فوقانی و مهار فعالیت ذوزنقه­ای میانی را تجربه کرده اند، درحالی­که احتمالاً والیبالیست­های دارای دیسکنزی با برجستگی زوایۀ تحتانی، مهار فعالیت ذوزنقه­ای میانی و سراتوس قدامی حین این فاز تجربه می­کنند.
محدثه اشرفی زاده، علی اصغر نورسته،
دوره 0، شماره 0 - ( 8-1398 )
چکیده

چکیده
مقدمه و هدف:  تکالیف حرکتی پرشی در افراد با نقص های کنترل حرکتی احتمالا با الگوهای حرکتی ناقص همراه بوده که می تواند با آسیب های غیر برخوردی اندام تحتانی مرتبط باشد. در رابطه با این افراد توصیه شده است که طراحی پروتکل های تمرینی باید با هدف کنترل و بهبود نقص های عملکردی نیز انجام شود. بنابراین هدف از مطالعه حاضر بررسی هشت هفته برنامه تمرینی بازخورد بر متغیرهای بیومکانیکی ورزشکاران با نقص های کنترل حرکتی منتخب در تکالیف پرش فرود می باشد.
مواد و روش ها: مطالعه حاضر یک مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی قبل و بعد از مداخله است. 34 ورزشکار تفریحی مرد دارای نقص کنترل حرکتی(ولگوس پویای زانو و غلبه چهار سر ران) بر اساس معیارهای مطالعه انتخاب شدند و سپس به طور تصادفی با نسبت 1:1 به گروه های کنترل( محدوده سنی 4.70±28.10 سال، قد، 5.49±171 سانتی متر، وزن، 5.81±76.83 کیلوگرم و شاخص توده بدنی؛ 54/1±12/22 مترمربع/کیلوگرم) و گروه بازخورد( محدوده سنی، 3.61±29.80 سال؛ ارتفاع، 4.70 ± 173.80 سانتی متر؛ جرم، 4.64±78.33 کیلوگرم و شاخص توده بدنی؛ 77/1±40/21 مترمربع/کیلوگرم ) اختصاص داده شدند.
 اطلاعات الکترومایوگرافی(عضلات وستوس مدیالیس، وستوس لترالیس، گلوتئوس مدیوس، تنسورفاشیالاتا و بایسپس فموریس) و کینماتیک اندام تحتانی(زاویه ولگوس زانو)  در حالی ثبت شد که شرکت کنندگان تکالیف حرکتی پرش فرود(پرش عمودی، تاک و کانترموومنت) در دو مرحله قبل و بعد از برنامه تمرینات پرشی دو ماهه انجام دادند. ضمن اینکه  بازخورد خارجی(ابتدا با استفاده از فیلم های آموزشی و سپس حین انجام تکلیف به صورت کلامی(زانو را در راستای انگشتان پا قرار دهید، زانو را به سمت دیوار(منبع خارجی) فشار دهید) در طول دو ماه برنامه تمرینی و حین انجام تکالیف حرکتی به گروه بازخورد ارائه شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمونهای آماری آنالیز واریانس دوطرفه و بونفرونی برای هر تکلیف حرکتی در سطح معناداری 05/0 > P استفاده شد.
یافته ها: نتایج مطالعه حاکی از افزایش فعالیت الکتریکی عضلات وستوس مدیالیس و گلوتئوس مدیوس و کاهش فعالیت الکتریکی عضلات وستوس لترالیس، بایسپس فموریس و تنسور فاشیالاتا در فازهای مختلف پرش در گروه بازخورد بود. به عنوان نمونه نتایج آزمون تعقیبی بونفرونی نشان داد گروه بازخوردی بهبود معناداری در مقدار فعالیت الکتریکی عضله وستوس مدیالیس (57/0= اندازه اثر، 001/0=p) گلوتئوس مدیوس (53/0= اندازه اثر، 002/0=p) در فاز اسنتریک، بهبود معناداری در مقدار فعالیت الکتریکی عضله وستوس مدیالیس (05/1= اندازه اثر، 001/0=p) گلوتئوس مدیوس (77/0= اندازه اثر، 001/0=p) در فاز حداکثر فلکشن زانو و بهبود معناداری در مقدار فعالیت الکتریکی عضله وستوس مدیالیس (71/1= اندازه اثر، 001/0=p) گلوتئوس مدیوس (19/1= اندازه اثر، 001/0=p) در فاز لحظه فرود حین پرش تاک داشته است. همچنین گروه بازخورد کاهش زاویه ولگوس زانو را در صفحه فرونتال نشان داد(05/0 > P).
نتیجه گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد بازخورد بر پارامترهای کینماتیکی و الکترومایوگرافی تاثیرگذار بوده و باعث بهبود بیومکانیک پرش-فرود اندام تحتانی در افراد با نقص های کنترل حرکتی زانو می شود و می تواند با هدف اصلاح الگوهای حرکتی ناقص در تکالیف پرش-فرود مورد استفاده قرار گیرد. با این حال برای نتیجه گیری کلی نیاز به مطالعات بیشتر در گروه های مختلف و سطوح مختلف ورزشی و همچنین نمونه های بیشتر می باشد.

 
علی سلیمی، شهرام لنجان نژادیان، احمدرضا موحدی***،
دوره 12، شماره 7 - ( 1-1393 )
چکیده

هدف اصلی این تحقیق بررسی پارامترهای بیومکانیکی اندام فوقانی بسکتبالیستها حین پرتابهای آزاد موفق و ناموفق بود. ششنفر (میانگین و انحراف از
22 ) از بسکتبالیستهای حرفهای که در سوپرلیگ بسکتبال فعالیت داشتند با کسب رضایت در آزمون مشارکت کردند. جهت ثبت سینماتیک ±2/ معیار سنی 90
استفاده ME6000 T در فرکانس 249 هرتز و جهت ثبت فعالیت الکتریکی از دستگاه الکترومایوگرافی 16 Casio zr- حرکت از دو دوربین پرسرعت 200
مشاهده کردیم که سرعت زاویهای .)p ≤ 9/ شد. از آزمون آماری ویلکاکسون جهت بررسی اختلافات معنیدار بین پرتابهای موفق و ناموفق استفاده شد ) 90
نیز فلکشن )p ≤ 9/ و شانه ) 922 )p ≤ 9/ مفاصل مچ ) 990 .)p ≤ 9/ مفصل مچ در لحظه رهایی توپ بهطور معناداری در پرتابهای موفق بیشتر بود ) 920
در پرتابهای موفق فلکشن کمتری نسبت به پرتابهای ناموفق داشت. نتایج نشان )p ≤ 9/ بیشتری در پرتابهای موفق نشان دادند؛ درحالیکه آرنج ) 992
در پرتابهای موفق بهطور معناداری بیشتر از پرتابهای ناموفق بود. سطح زیر منحنی پتانسیل )p ≤ 9/ و آرنج ) 994 )p ≤ 9/ دادند جابهجایی زاویهای مچ ) 924
الکتریکی هر سه عضله فلکسور کفدستی زند اعلی، سهسر بازو و دلتوئید قدامی در پرتابهای موفق بیشتر از پرتابهای ناموفق بود، اما تنها اختلاف معنیدار
در نگاه کلی، میتوان گفت افزایش در سرعت زاویهای مچ دست و میزان فعالیت عضله .)p ≤ 9/ در سطح زیر منحنی عضله سهسر بازویی مشاهده شد ) 924
سهسر بازویی در موفقیت پرتابهای آزاد تأثیر داشتهاند.


سمیه خانزاده، علی اشرف جمشیدی ، حیدر صادقی ،
دوره 12، شماره 8 - ( 7-1393 )
چکیده

چکیده
کاراته بهعنوان یکی از مشهورترین هنرهای رزمی در دو بخش کاتا و کومیته انجام میشود) 1(. به هنگام انجام تکنیکهای مختلف این رشته ورزشی از عضلات
و مفاصل مختلفی از جمله عضله چهارسر رانی )عضله اکستنسوری زانو( و مفصل زانو استفاده میشود. هدف این تحقیق مقایسه زمان تاخیری شروع به فعالیت
عضلات مورب پهن داخلی و پهن خارجی به هنگام اجرای دو تکنیک مواشیگری و زنکوتسوداچی بود. فعالیت عضلات مورب پهن داخلی و پهن خارجی
11 ( و توسط دستگاه الکترومایوگرافی ثبت شد. پس از پردازش / حین اجرای دو تکنیک در پای غالب بیست ورزشکار زن سالم کاراتهکار نخبه )میانگین سنی 8
دادهها و تعیین زمان تأخیری شروع فعالیت عضلات، نتایج با استفاده از روشهای آماری تحلیل واریانس برای طرحهای مختلط بینگروهی و درونگروهی در
5 مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که عضله مورب پهن داخلی در تکنیک زنکوتسوداچی در کاتاکاران نسبت به کومیتهکاران زودتر / سطح معناداری 50
وارد عمل میشود.


مهدی سلطانی ایچی، پژمان معتمدی، حمید رجبی،
دوره 17، شماره 17 - ( 2-1398 )
چکیده

هدف مطالعه حاضر تعیین تاثیر حاد تمرین پلایومتریک به همراه تغییر ارتفاع فرود برفعالیت الکترومایوگرافی مرحله پیش­آماده­سازی درحرکت فرود-پرش بود. 10 دانشجوی تربیت‌بدنی و علوم ورزشی (سن1/286±21/10سال ، قد6/467±173سانتی‌متر، وزن 7/42±68/2کیلوگرم) در این تحقیق شرکت کردند. آزمودنی‌ها در چهار روز متفاوت یکی از پروتکل­‌های تمرین پلایومتریک و حرکت فرود-پرش از ارتفاع 40 و 60 سانتی‌متر را تک‌پا انجام دادند. فعالیت الکترومایوگرافی مرحله پیش­آماده­سازی گروه عضلانی چهارسر و همسترینگ 150 میلی ثانیه پیش از تماس پا با زمین ثبت شد. از روش آماری تحلیل واریانس با اندازه­‌گیری تکراری و آزمون تعقیبی بونفرونی استفاده شد. نتایج نشان داد فعالیت عضلات راست رانی، پهن خارجی و دو سر رانی در مرحله پیش­‌آماده‌­سازی پس از تغییر ارتفاع فرود افزایش معنی­‌داری به ترتیب ( 0/002=p=0/001  ،p=0/001،p ) داشته است. فعالیت عضلات (راست رانی، پهن خارجی، دو سر رانی) پس از اجرای پلایومتریک و تغییر ارتفاع فرود در مرحله پیش­‌آماده‌سازی افزایش معنی­‌داری به ترتیب (0/039=p، 0/001=p) (0/006=p، 0/000=p) (0/001=p، 0/014=p) داشته است. نتایج این مطالعه نشان داد اجرای تمرین پلایومتریک به شکل حاد با تغییر در ارتفاع فرود موجب افزایش در فعالیت الکتریکی عضلات در فاز پیش­‌آماده­‌سازی و در نهایت افزایش در میزان ارتفاع پرش می­‌شود.

سعید ایل بیگی، محمدرضا پوربهرام، مرضیه ثاقب جو،
دوره 17، شماره 17 - ( 2-1398 )
چکیده

هدف از این پژوهش، بررسی اثر کوفتگی حاصل از تمرینات پلایومتریک بر الگوی فعالیت الکترومایوگرافی (آمپلی‌تود) عضله دوقلوی ساق پای افراد تمرین‌نکرده پس از انقباض‌­های ایزومتریک بود. 20 دانشجوی مرد تمرین‌نکرده (حداقل مدت 6 ماه دور از تمرین)، تصادفی در دو گروه تجربی (10 نفر) و کنترل (10 نفر)، تقسیم شدند. ابتدا در مرحله پیش‌­آزمون فعالیت الکترومایوگرافی (آمپلی‌تود) عضله دوقلو آزمودنی‌ها با استفاده از دستگاه Biovision 18 کاناله در دو انقباض ایزومتریک در دو حرکت (اسکات/ پلانتار فلکشن مچ پا)، و حرکت (سیم‌کش/ دورسی فلکشن مچ پا)، ثبت گردید. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار Dasylab و Matlab  مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و از آزمون آنوا با اندازه‌گیری‌های مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی نیز در سطح معنی‌داری 0/05P≤ برای تجزیه و تحلیل آماری استفاده شد. به منظور ایجاد کوفتگی عضلانی، آزمودنی­‌های گروه تجربی برای مدت 10 دقیقه به تمرین پلایومتریک منتخب پرداخته­‌اند و پس­‌آزمون بلافاصله و 48 ساعت پس از تمرین، انجام شد. نتایج نشان داد که کوفتگی حاصل از تمرینات پلایومتریک، فعالیت آمپلی‌تود عضله دوقلو را بلافاصله و 48 ساعت پس از تمرین، در هنگام حرکت دورسی فلکشن به‌طور معنی‌داری کاهش می­دهد (001/0=P)، در حالی‌که در هنگام حرکت پلانتار فلکشن تاثیر معنی­‌داری در کاهش و یا افزایش فعالیت الکتریکی (آمپلی‌تود) این عضله، مشاهده نشد. با توجه به نتایج، ریسک‌پذیری بالای حرکات دورسی فلکشن و مشابه آن در مدت انقباض ایزومتریک نسبت به حرکات پلانتار فلکشن و مشابه آن در شرایط کوفتگی در میان افراد تمرین‌نکرده اشاره می­گردد.

حمید محمودی، حمید رجبی، محسن باپیران، پژمان معتمدی،
دوره 19، شماره 21 - ( 6-1400 )
چکیده

 هدف از پژوهش حاضر، مقایسه تأثیر تمرین پلایومتریک قبل و بعد از بلوغ همراه با تمرین فوتبال بر شاخص­ الکترومایوگرافی و عملکرد بازیکنان فوتبال بود. تعداد 30 دانش ­آموز فوتبالیست قبل از بلوغ (وزن 6/59±32/38 کیلوگرم، سن 0/53±10/35 سال و قد 6±141 سانتیمتر) و بعد از بلوغ (وزن 96/10±79/43 کیلوگرم، سن 0/72±15/43 سال و قد 9±156 سانتیمتر) از شهرستان دلفان انتخاب شدند. آزمودنی‌ها در دو گروه 15 نفرِ قبل و بعد از بلوغ قرار گرفتند. برای ارزیابی سن از شاخص­هایی همچون قد، سن دندانی و سن استخوانی (روش پرتونگاری) استفاده شد، سپس جهت همگن­کردن گروه­ها از شاخص سن بیولوژیکی توسط رادیولوژیست استفاده شد. قبل و بعد از 4 هفته تمرین، آزمون‌های عملکردی دو 20 متر سرعت، چابکی، پرش سارجنت و همچنین آمپلی­تود عضله پهن جانبی گرفته شد. نتایج با استفاده از آزمون t زوجی نشان داد در گروه قبل از بلوغ در پرش عمودی، چابکی و 20 متر سرعت تفاوت معناداری مشاهده شد. در گروه بعد از بلوغ تنها در عملکرد پرش عمودی و چابکی تغییرات معناداری مشاهده شد و در سایر متغیرها تفاوت معناداری مشاهده نشد. در تغییرات بین گروهی آزمون t مستقل نشان داد، تنها در آزمون 20 متر سرعت تفاوت معناداری مشاهده شد و در سایر متغیرها باوجود تفاوت­های ظاهری، ازنظر آماری تفاوتی نداشت. نتایج پژوهش نشان داد تمرین پلایومتریک در گروه قبل از بلوغ نسبت به گروه بعد از بلوغ اثری بیشتری داشت و این نتایج می­تواند به مربیان گروه­های سنی قبل از بلوغ در استفاده از این نوع تمرینات در طراحی تمرین فوتبال کمک شایانی کند.


لیلا غزاله، فهیمه بخشی زاده، دکتر رعنا فیاض میلانی،
دوره 19، شماره 21 - ( 6-1400 )
چکیده

تغییر میزان هم‌انقباضی ناشی از خستگی در درصدهای مختلف افت نیرو نیاز به بررسی دارد. هدف تحقیق حاضر بررسی تأثیر میزان افت نیروی اکستنشن زانو ناشی از خستگی بر هم‌انقباضی عضلانی بود. 10 زن سالم و فعال با میانگین سنی 2/99±26/10 سال پروتکل خستگی که شامل 5 ثانیه حداکثر انقباض ایزومتریک ارادی (MVIC) اکستنشن زانو و 5 ثانیه استراحت بود را اجرا کردند. هم‌انقباضی عضلات، در تکرارهایی موردمحاسبه قرار گرفت که میزان نیروی MVIC در آن تکرارها نسبت به نیروی پیش از خستگی به میزان 10، 20، 30، 40 و 50 درصد کاهش‌یافته بود. نیروی اکستنشن زانو و فعالیت عضلات منتخب به ترتیب با استفاده از دستگاه آیزوکنتیک و سیستم الکترومایوگرافی ثبت شدند. به لحاظ آماری اختلافی بین هم‌انقباضی عضلات پهن‌ داخلی و خارجی در درصدهای متفاوت افت نیرو وجود نداشت. هم‌انقباضی عضلات راست ‌‌رانی و دوسررانی در 40 و 50 درصد افت نیرو، نسبت به هم‌انقباضی پیش از خستگی افزایش یافت (0/01>P). هم‌انقباضی عضلات دوسررانی و پهن ‌خارجی در 30،20 و 40 درصد افت نیرو و هم‌انقباضی عضلات دوسررانی و پهن ‌داخلی در 40 درصد افت نیرو، نسبت به هم‌انقباضی پیش از خستگی افزایش یافت (0/05>P). نتایج به‌طورکلی نشان دادند تغییر شاخص هم‌انقباضی هنگام خستگی تحت تأثیر عضله منتخب و میزان افت نیرو بود. یافته تحقیق حاضر می‌تواند به محققان در تصمیم‌گیری درباره نحوه تأثیر خستگی عصبی-عضلانی بر هم‌انقباضی عضلات کمک نماید.

محمدرضا هاتفی، رامین بلوچی، دکتر فریده باباخانی،
دوره 19، شماره 21 - ( 6-1400 )
چکیده

هدف از مطالعه حاضر بررسی اثر وضعیت­های متفاوت مفصل هیپ بر فعالیت الکترومایوگرافی عضلات منتخب اندام تحتانی حین حرکت اسکات بود. روش­شناسی: فعالیت الکترومایوگرافی عضلات منتخب اندام تحتانی 15 دانشجوی مرد سالم در حین حرکت اسکات با زاویه­های خنثی °15،°30، °45 چرخش خارجی و داخلی مفصل هیپ ثبت شد. برای حذف خستگی احتمالی، آزمودنی­ها اسکات را 2 بار با فواصل استراحت 30 ثانیه بین تکرار و 4 دقیقه بین زوایای مختلف انجام می­دادند. تفاوت معناداری در میزان فعالیت وستوس­مدیالیس (052/ 0= p)، وستوس­لترالیس (0/102=p) و تنسورفاسیالاتا (0/193=p) در حرکت اسکات بین زوایای مختلف مفصل هیپ مشاهده نشد. درحالی‌که تفاوت معناداری در میزان فعالیت گلوتئوس­مدیوس (001/ 0= p) و بایسپس­فموریس (0/015=p) در حرکت اسکات بین زوایای مختلف مفصل هیپ دیده شد. ضمن اینکه معنادار بودن نسبت فعالیت گلوتئوس­مدیوس به تنسورفاسیلاتا در حرکت اسکات بین زوایای مختلف مفصل هیپ مشاهده شد. اسکات با زوایای خارجی مفصل هیپ می­تواند به‌عنوان یک روش مؤثر جهت افزایش فعالیت گلوتئوس­مدیوس و نسبت فعالیت گلوتئوس­مدیوس به تنسورفاسیالاتا و افزایش فعالیت بایسپس­فموریس در زوایای °45 خارجی و °30 داخلی مفصل هیپ در نظر گرفته شود.

صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وبگاه متعلق به پژوهش در طب ورزشی و فناوری است.

طراحی و برنامه‌نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2024 CC BY-NC 4.0 | Research in Sport Medicine and Technology

Designed & Developed by : Yektaweb