جستجو در مقالات منتشر شده


۳ نتیجه برای گلوکز

احمد آزاد، علی گرزی،
دوره ۱۱، شماره ۵ - ( ۱-۱۳۹۲ )
چکیده

بررسی ها حاکی از بهبود مقاومت به انسولین پس از فعالیت بدنی منظم است. با وجود این رابطه، اثر تعداد
جلسات تمرین در روز مشخص نیست. هدف این تحقیق بررسی اثر یک یا دو جلسه فعالیت بدنی با شدت
و مدت برابر در روز بر مقاومت به انسولین است. ۳۰ مرد می ا نسال غیرفعال داوطلب (با میانگین
۲۶/۵±۳/۶ کیلوگرم بر مترمربع و BMI ، ۸۰ کیلوگرم /۴±۱۳/ ۱۷۴ سانتیمتر، وزن ۶ /۱±۵/ ۴۳ ، قد ۳ /۶±۶/ سن ۵
۳۵/۴۶±۶ میلی لیتر در کیلوگرم) به صورت تصادفی به گروه کنترل ( ۱۰ نفر)، گروه یکجلسه ( ۱۰ =VO۲max
نفر) و دوجلسه تمرین در روز ( ۱۰ نفر) تقسیم شدند. برنامه تمرین عبارت بود از ۱۶ هفته، هفته ای پنجروز
۲) در روز. شدت تمرین در هفته × دویدن روی نوار گردان، به صورت یک (دقیقه ۳۰ ) یا دوجلسه (دقیقه ۱۵
بود و در هفته شانزدهم به ۷۰ تا ۸۰ درصد رسید. گلوکز، انسولین و HRmax اول ۴۰ تا ۵۰ درصد
درحالت پایه و BMI ادیپونکتین خون (ناشتا)، مقاومت به انسولین، آمادگی قلبی- تنفسی، چاقی شکم و
پسآزمون اندازه گیری و از آزمون تی جفتی و تحلیل واریانس برای تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شد. پس
۰/ چاقی شکم ( ۰۵ ،(P< ۰/ از ۱۶ هفته تمرین، درمقایسه با گروه کنترل، کاهش معن یدار گلوکز خون ( ۰۵
در دو گروه تجربی مشاهده (P< ۰/ و افزایش معنی دار آمادگی قلبی تنفسی ( ۰۵ ،(P< ۰/۰۵) BMI ،(P<
بود و ادیپونکتین فقط در گروه یکجلسه (P> ۰/ شد؛ درحالیکه مقاومت به انسولین فاقد تغییر معن یدار ( ۰۵
براساس یافت ههای تحقیق به نظر م یرسد تقسیم جلسه فعالیت بدنی به .(P< ۰/ تمرین افزایش یافته بود ( ۰۵
دوبخش کوتا هتر می تواند نی مرخ گلوکز، آمادگی قلبی- تنفسی و شاخص های چاقی را مانند یکجلسه فعالیت
بدنی پیوسته بهبود بخشد. اما ازمنظر افزایش ادیپونکتین و کاهش چاقی شکم، پیوستگی جلس ه فعالیت از اثر
بیشتری برخوردار است.


علی قاسمی کهریزسنگی، علی کاظمی، علی‌اصغر رواسی، محمدرضا حائری، محمدرضا دهخدا،
دوره ۱۲، شماره ۷ - ( ۱-۱۳۹۳ )
چکیده

هدف تحقیق حاضر بررسی تأثیر مکمل­سازی گلوکز وگلوتامین طی چهارهفته تمرین تناوبی- استقامتی وامانده­ساز، که باعث تخلیه گلیکوژنی عضلات می­شود، بر HSP۷۲  سرم مردان غیرورزشکار بود. بدین‌منظور ۲۰ نفر مرد سالم که فعالیت­بدنی منظم نداشتند انتخاب شدند و به­طور تصادفی در چهار گروه تحت مطالعه قرار گرفتند: گروه مکمل­سازی گلوکز به­همراه تمرین تخلیه گلیکوژنی (n=۵، مکمل ۱)، گروه مکمل­سازی گلوتامین به همراه تمرین تخلیه گلیکوژنی (n = ۵، مکمل ۲)، گروه تمرین تخلیه گلیکوژنی (n=۵، دارونما) و یک گروه بدون هرگونه دستکاری (n=۵، کنترل). نمونه­­های خونی در ابتدای دوره چهارهفته­ای پروتکل تمرینی تناوبی- استقامتی وامانده­ساز براساس آزمون RHIET و ۴۸ ساعت پس از آخرین جلسه تمرینی از سیاهرگ زند اعلی جمع­آوری شد.  غلظت HSP۷۲ سرم به­وسیله تکنیک ELISA اندازه گرفته شد. اثرات اصلی و متقابل با استفاده از آزمون آماری آنووای دوراهه اندازه­گیری و به‌وسیله آزمون تعقیبی توکی کامل شد. سطح معنی­داری نیز &alpha;=۰,۰۵ انتخاب شد. نتایج تحقیق نشان داد که متغیر مستقل تمرین باعث کاهش معنی­دار HSP۷۲ سرم [F(۱,۱۷)= ۶,۳۶۲ P<۰.۰۵]  شد. متغیر مستقل مکمل نیز باعث کاهش معنی­دار HSP۷۲ سرم [F(۱,۱۷)= ۱۵,۳۶۲ P<۰.۰۱]  شد. نتایج آزمون تعقیبی توکی حاکی از اختلاف معنی­دار بین گروه­های دارونما با مکمل گروه ۱(p<۰,۰۵) و  بین گروه­های دارونما با گروه مکمل ۲ (p<۰,۰۱) بودند. اثر متقابل بین دو متغیر مستقل مکمل­سازی و تمرینی معنی­دار نبود. به‌طور کلی، نتایج تحقیق پیشنهاد می­کند که مکمل­سازی گلوکز یا گلوتامین در وضعیت تمرینی تخلیه گلیکوژنی باعث کاهش میزان HSP۷۲ سرم در مردان غیرورزشکار پس از چهارهفته می­شود.


دکتر عادل دنیایی، آقای مصطفی رحیمی، خانم فاطمه سادات نبوی،
دوره ۲۰، شماره ۲۴ - ( ۱۲-۱۴۰۱ )
چکیده

کمبود ویتامین D با بسیاری از اختلالات عروقی ارتباط دارد؛ همچنین به دلیل وابسته بودن پاسخ‌های سختی‌شریانی به فعالیت‌بدنی و تغذیه، هدف بررسی ارتباط پاسخ سختی‌شریانی، متعاقب فعالیت‌ استقامتی و مصرف گلوکز با سطوح پایه ویتامین D در زنان و مردان غیرفعال بود. تحقیق از نوع مداخله ای و کارآزمایی بود و نمونه آماری را ۸۸ نفر مرد و زن غیرفعال با دامنه سنی ۲۰ تا ۴۵ سال تشکیل‌دادند. سختی‌شریانی به‌وسیله دستگاه VaSera-VS-۲۰۰۰ اندازه‌گیری شد همچنین ویتامین D خون و ترکیب‌بدن نیز مورد ارزیابی قرار گرفت، سپس آزمودنی‌ها ۳۰ دقیقه با ۶۵% حداکثر ضربان قلب فعالیت و پس از ۳۰ دقیقه از اتمام فعالیت مقدار ۷۵ گرم گلوکز مصرف کردند و ۶۰ دقیقه پس از اتمام مصرف گلوکز نیز سختی شریانی دوباره اندازه‌گیری شد، همچنین قند خون در طی چهار مرحله اندازه گیری شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون همبستگی پیرسون و تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر در سطح معناداری (۰,۰۵≥P) استفاده شد . بین سطوح پایه ویتامین D و تغییرات شاخص CAVI (Cardio-ankle vascular index) به فعالیت بدنی و مصرف گلوکز در زنان ارتباط منفی و معنی‌دار (۰,۰۱=P)  و (۵۵۹/۰ R= ) و در مردان ارتباط مثبت و معنی‌داری (۰,۰۵=P) و (۴۱۳/۰R= ) وجود دارد. همچنین آزمون تحلیل واریانس مکرر با کواریانت قرار دادن مقادیر پایه ویتامین D در دو مرحله اندازه‌گیری شاخص CAVI در هر دو گروه زنان و مردان کاهش معنی دار نشان‌داد(۰,۰۵≥P)  به‌نظر می‌رسد سطوح پایه ویتامین D در پاسخ عروقی به فعالیت بدنی و مصرف گلوکز می‌تواند موثر باشد و عامل جنسیت نیز در نوع پاسخ افراد موثر است، با توجه به تحقیقات بسیارکم، نیاز به تحقیقات بیشتری در این زمینه ضروری است. نتیجه گیری: به نظر می رسد، تمرینات هوازی با شدت های مختلف سبب بهبود سطوح SOD و TNF-α میشود، گرچه شدت تمرین در تمرینات تناوبی عامل موثری در تغییرات سطوح هر دو متغیر بوده است.


صفحه ۱ از ۱     

کلیه حقوق این وبگاه متعلق به پژوهش در طب ورزشی و فناوری است.

طراحی و برنامه‌نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2025 CC BY-NC 4.0 | Research in Sport Medicine and Technology

Designed & Developed by : Yektaweb