7 نتیجه برای جلالی
نرگس جلالی فراهانی، احمد علی پور،
دوره 11، شماره 3 - ( پاییز 1396، دوره 11، شماره 3 1396 )
چکیده
هدف ازاین پژوهش بررسی پایایی و اعتبار پرسشنامه نگرش افراد نسبت به کمک طلبی پزشکی بود. روش پژوهش حاضر هنجاریابی از نوع آزمونسازی و بر این اساس روش مورد استفاده توصیفی از نوع پیمایشی میباشد. جامعه آماری پژوهش حاضر را تمامی دانشجویان رشته روانشناسی دانشگاه پیام نور تهران جنوب که در 1395 مشغول به تحصیل میباشند، تشکیل دادند که تعداد آنها 1100 نفر بود. جامعه مذکور نمونه ای به تعداد 220 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. جهت تجزیه و تحلیل دادهها روشهای آماری آلفایکرونباخ، دو نیمسازی آزمون جهت بررسی پایایی و تحلیل عاملی اکتشافی و تایید و ضریب همبستگی جهت بررسی روایی پرسشنامه استفاده شد. نتایج پژوهش نشان میدهد مقدار آلفای کرونباخ 0/85 و باز آزمایی 0/85 و دونیمه کردن آزمون 75 /0 بهدستآمده که میتوان بیان کرد پرسشنامه از پایایی قابلقبولی برخوردار است. در بررسی روایی پرسشنامه از دو روش روایی سازه و روایی همزمان استفاده شد. با توجه به درصد تبیین بالای که مقیاس از واریانس میتوان گفت پرسشنامه اعتبار مناسبی برخوردار است. در ادامه نتایج تحلیل عاملی تأییدی نیز نشان داد این عوامل بهدستآمده با مؤلفههای خود مدل معناداری را میسازند و از بارهای عاملی قابلقبولی برخوردارند. در پژوهش حاضر علاوه بر روایی سازه از روایی همزمان نیز استفاده شد که در آن همبستگی بین نگرش افراد نسبت به کمک طلبی پزشکی و رفتار کمک طلبی موردبررسی قرار گرفت که نتایج ضریب همبستگی پیرسون نشان دهند رابطه معنادار مثبت بین نگرش افراد نسبت به کمک طلبی پزشکی و رفتار کمک طلبی بود.
نجمه توکلی زانیانی، مسعود طاهری نیا، داریوش جلالی دهکردی، ابراهیم گیوکی،
دوره 15، شماره 3 - ( دوره پانزده، شماره سوم، پاییز 1400 )
چکیده
با شیوع بیماری کووید 19 نه تنها اقتصاد جهانی بلکه اقتصاد خانواده تحت تاثیر قرار گرفت. و به دلیل بروز مشکلات مالی افراد دچار استرس مالی و مشکلات سلامت روان بیشتری شده اند. هدف پژوهش حاضر بررسی پایداری اثر بخشی مالی درمانی گروهی مبتنی بر پذیرش و تعهد بر استرس مالی بازاریان شهرکرد به مرحله اجر درآمد. این پژوهش از نوع کاربردی و به لحاظ روش پژوهشی از نوع نیمهتجربی ودارای طرح پیشآزمون ـ پسآزمون و پیگیری یک ساله با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش تعداد 40 نفر از بازاریان شهرکرد در سال 1399 که به صورت تصادفی انتخاب و در دو گروه آزمایش وکنترل (هر گروه 20 نفر) گمارده شدند و پرسشنامههای پژوهش شامل استرس مالی (اسماعیل ، زکی ،2019) را تکمیل کردند. سپس گروه آزمایش طی 10 جلسه 120 دقیقه مداخلات مربوط به مالیدرمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد را به صورت حضوری و آنلاین دریافت کردند. و گروه کنترل هیچ مداخلهای دریافت نکردند. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر آزمون شدند. نتایج نشان داد که مالی درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد به کاهش استرس مالی منجر شده است. با توجه به اثربخشی پایدار مالی درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد می توان گفت که جهت ارتقای سطح سلامت افراد و کاهش استرس مالی آنها در دوران پاندمی کووید 19که منجر به مشکلات مالی و روانی می شود، انجام چنین مداخلاتی و آموزش های ضروری و با اهمیت به نظر می رسد.
امیر یوسفی، دکتر محسن جلالی، دکتر محمد تقی بادله شمشوکی، لیلاسادات عزیزی ضیابری،
دوره 18، شماره 2 - ( دوره هجدهم ، شماره دوم، تابستان 1403 )
چکیده
هدف از پژوهش حاضر تحلیل روابط ساختاری تبعیت درمانی مبتنی بر خودآگاهی هیجانی در بیماران مبتلا به پسوریازیس و بررسی نقش واسطهای حمایت اجتماعی درک شده بود. این پژوهش از نوع توصیفی همبستگی با استفاده از مدل معادلات ساختاری است. جامعه آماری پژوهش شامل بیماران مبتلا به پسوریازیس مراجعهکننده به سه بیمارستان تخصصی پوست در شهر تهران بود. نمونهگیری به روش در دسترس انجام شد و در نهایت 250 بیمار مبتلا به پسوریازیس بر اساس معیارهای ورود و خروج به مطالعه وارد شدند. برای جمعآوری دادهها از ابزارهای مختلف شامل پرسشنامه تبعیت درمانی (ضیایی، 1390)، پرسشنامه حمایت اجتماعی درک شده (زمیت و همکاران، 1988) و پرسشنامه خودآگاهی هیجانی (ریفی و همکاران، 2007) استفاده شد. نتایج تحلیل مدل معادلات ساختاری نشان داد که خودآگاهی هیجانی اثر مستقیم و معناداری بر تبعیت درمانی در بیماران مبتلا به پسوریازیس دارد. همچنین حمایت اجتماعی درک شده و نگرانی از تصویر بدن نیز تأثیر مستقیم بر تبعیت درمانی داشتند. علاوه بر این، یافتهها نشان دادند که خودآگاهی هیجانی از طریق میانجیگری نگرانی تصویر بدن و حمایت اجتماعی درک شده بر تبعیت درمانی اثر غیرمستقیم و معناداری دارد. این نتایج تأکید میکند که در نظر گرفتن ابعاد روانشناختی و اجتماعی مانند خودآگاهی هیجانی و حمایت اجتماعی در فرآیند درمان بیماران مبتلا به پسوریازیس میتواند به بهبود تبعیت درمانی و نتایج درمانی کمک کند.
دکتر محسن جلالی، مریم سیاری مرکیه، سیده رقیه سیدآقایی احمدی، ثریا نصیری،
دوره 18، شماره 3 - ( دوره هجدهم ، شماره سوم، پاییز 1403 )
چکیده
هدف این پژوهش بررسی اثربخشی آموزش مدیریت استرس مبتنی بر رویکرد شناختی-رفتاری بر اضطراب، اجتناب شناختی و کیفیت زندگی مرتبط با سلامت در بیماران مبتلا به درد مزمن بود. این مطالعه نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون-پسآزمون و پیگیری همراه با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل بیماران مبتلا به درد مزمن شهر تهران در نیمه دوم سال 1402 بود. از میان آنها، 30 بیمار به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب و بهطور تصادفی در گروههای آزمایش و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش در 10 جلسه آموزش مدیریت استرس مبتنی بر رویکرد شناختی-رفتاری (حاجیلو و همکاران، 1397) شرکت کردند. برای ارزیابی تأثیر مداخله، مقیاس اضطراب بک (1990)، مقیاس اجتناب شناختی سکستون و داگاس (2004)، و پرسشنامه کیفیت زندگی مرتبط با سلامت (2003) در سه مرحله پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری استفاده شد. تحلیل کوواریانس چندمتغیره نشان داد که این مداخله بهطور معناداری موجب کاهش اضطراب و اجتناب شناختی و افزایش کیفیت زندگی مرتبط با سلامت بیماران شد (P<0.05). نتایج نشان میدهد آموزش مدیریت استرس مبتنی بر رویکرد شناختی-رفتاری میتواند بهعنوان یک مداخله مؤثر برای بهبود سلامت روان و کیفیت زندگی بیماران مبتلا به درد مزمن مورد استفاده قرار گیرد.
نازیلا کاظمی جامع بزرگی، دکتر امینه جلالی،
دوره 19، شماره 2 - ( دوره نوزدهم، شماره دوم ، تابستان 1404 )
چکیده
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگاهی (MBSR) بر خستگی مزمن، علائم روانتنی و تابآوری در بیماران مبتلا به اماس (MS) در مواجهه با اخبار تروما انجام شد.این پژوهش از نوع نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون-پسآزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل تمامی بیماران مبتلا به اماس عضو انجمن اماس استان هرمزگان بود که جهت تزریق هفتگی دارو به بخش اماس مرکز امید بندرعباس مراجعه میکردند. از میان این جامعه، ۳۰ بیمار به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب و بهصورت تصادفی در دو گروه آزمایش (۱۵ نفر) و کنترل (۱۵ نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش تحت ۸ جلسه مداخله کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگاهی قرار گرفت، در حالی که گروه کنترل هیچ مداخلهای دریافت نکرد. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس شدت خستگی (FSS)، پرسشنامه علائم روانتنی و مقیاس تابآوری (CD-RISC) بود. دادهها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تجزیه و تحلیل شد.نتایج نشان داد که آموزش کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگاهی به طور معنیداری منجر به کاهش خستگی مزمن و علائم روانتنی در بیماران مبتلا به اماس شده است. همچنین، این مداخله توانست سطح تابآوری بیماران را در مواجهه با فشارهای روانی ناشی از اخبار تروما به طور چشمگیری افزایش دهد. برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگاهی با تقویت مهارتهای حضور در لحظه و پذیرش غیرقضاوتگرانه، ابزاری موثر برای مدیریت پیامدهای روانشناختی اخبار ناگوار و بهبود وضعیت جسمانی و روانی بیماران اماس محسوب میشود و استفاده از آن در مراکز درمانی توصیه میگردد.
فاطمه درخشان، مهلا سلاجقه، دکتر امینه جلالی،
دوره 19، شماره 3 - ( دوره نوزدهم، شماره سوم ، پاییز 1404 )
چکیده
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش مبتنی بر نظریه انتخاب بر مسئولیتپذیری و رفتارهای برونیسازیشده در نوجوانان شهر کرمان در سال تحصیلی ۱۴۰4-1405 انجام شد. روش این پژوهش، نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون-پسآزمون و پیگیری با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل تمامی دانشآموزان نوجوان شهر کرمان بود که از میان آنها ۳۰ نفر به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (۱۵ نفر) و گواه (۱۵ نفر) جایدهی شدند. گروه آزمایش تحت آموزش مداخله مبتنی بر نظریه انتخاب قرار گرفت و گروه گواه مداخلهای دریافت نکرد. دادهها با استفاده از پرسشنامههای استاندارد مسئولیتپذیری و رفتارهای برونیسازیشده جمعآوری و به روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری تحلیل شدند. یافتههای حاصل از تحلیل دادهها نشان داد که آموزش مبتنی بر نظریه انتخاب به طور معناداری منجر به افزایش مسئولیتپذیری و کاهش رفتارهای برونیسازیشده در نوجوانان گروه آزمایش نسبت به گروه گواه شده و این اثر در مرحله پیگیری نیز پایدار مانده است. در نتیجه میتوان گفت آموزش نظریه انتخاب با مجهز کردن نوجوانان به سیستم خودارزیابی و جایگزینی عادتهای پیونددهنده به جای کنترل بیرونی، یک مداخله اثربخش و کاربردی برای ارتقای مسئولیتپذیری و مهار چالشهای رفتاری در دوره نوجوانی است که ادغام آن در برنامههای مشاوره مدارس پیشنهاد میشود.
لیلا سادات مدرسی، پریسا کلاهی، ارسلان برکت، طیبه دلشاد، سهیلا رحمانی، امینه جلالی،
دوره 19، شماره 3 - ( دوره نوزدهم، شماره سوم ، پاییز 1404 )
چکیده
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطهای معنای زندگی در اثربخشی درمان وجودی-پذیرش محور بر احساس تنهایی و ترس از مرگ در سالمندان مبتلا به بیماریهای جسمی مزمن انجام شد. این پژوهش نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون-پسآزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل تمامی سالمندان مبتلا به بیماریهای جسمی مزمن مراجعهکننده به درمانگاههای تخصصی مجتمع بیمارستانی امام خمینی و کلینیک تخصصی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی شهر تهران در سال ۱۴۰۵ بود. از میان آنها، ۳۰ نفر به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب و بهصورت تصادفی در دو گروه آزمایش (۱۵ نفر) و کنترل (۱۵ نفر) جایگزین شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه احساس تنهایی دهشری، پرسشنامه ترس از مرگ کالت-لستر و پرسشنامه معنای زندگی (MLQ) بود. گروه آزمایش تحت ۸ جلسه ۹۰ دقیقهای مداخله درمان وجودی-پذیرش محور قرار گرفت، در حالی که گروه کنترل مداخلهای دریافت نکرد. دادهها با روش تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر و تحلیل مسیر، تحلیل شدند. نتایج نشان داد که درمان وجودی-پذیرش محور بهطور معناداری باعث کاهش احساس تنهایی و ترس از مرگ در سالمندان گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل شده است. همچنین نتایج تحلیل واسطهای تایید کرد که معنای زندگی در رابطه بین این رویکرد درمانی با کاهش احساس تنهایی و ترس از مرگ، نقش واسطهای مثبت و معناداری ایفا میکند. بر اساس یافتهها، درمان وجودی-پذیرش محور از طریق بازسازی نظام معنایی، تقویت انعطافپذیری روانشناختی و پذیرش واقعیتهای وجودی، راهبردی موثر برای کاهش فرسودگی روانی و اضطرابهای بنیادین در سالمندان مبتلا به بیماریهای مزمن محسوب میشود؛ بنابراین، استفاده از این پروتکل در کلینیکهای روانشناسی سلامت و درمانگاههای تخصصی طب سالمندی توصیه میگردد.