4 نتیجه برای قائمی
یاسمن قائمی زاده، علیرضا مرادی، هادی پرهون،
دوره 16، شماره 2 - ( دوره شانزده، شماره دوم ، تابستان 1401 )
چکیده
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش کنترل شناختی و ویژگی های حافظه مثبت، با در نظر گرفتن نقش واسطه ای پردازش شناختی و خستگی شناختی در علائم استرس پس از رویداد آسیب زا در افراد دارای تجربه ترومای سیل، انجام گرفت. نمونه ای به حجم 280 نفر از میان افراد متاثر از سیل ساکن در شهرهای گنبد، گمیشان و آق قلا انتخاب شد. جهت جمع آوری داده ها از چک لیست PTSD برای غیر نظامیان؛ مقیاس پردازش شناختی تروما؛ پرسشنامه تجارب حافظه؛ مقیاس خستگی ذهنی؛ مقیاس هوش وکسلر بزرگسالان؛ آزمون رنگ واژه استروپ و آزمون ویسکانسین استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزار های Smart pls3 و SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. در پژوهش حاضر رابطه مستقیم میان پردازش شناختی و نشانگان PTSD مورد تایید قرار نگرفت، اما پردازش شناختی در رابطه بین کنترل شناختی با نشانگان PTSD در افراد دارای تجربه سیل نقش میانجی کامل و در رابطه بین حافظه مثبت با نشانگان PTSD نقش میانجی جزئی داشت. همچنین خستگی شناختی در رابطه بین کنترل شناختی با نشانگان PTSD و در رابطه بین حافظه مثبت و نشانگان PTSD در افراد دارای تجربه سیل نقش میانجی جزئی را ایفا کرده است. همچنین مدل پژوهش از برازش مطلوبی با داده ها برخوردار بود. این نتایج می تواند گام نخست در جهت شناسایی متغیر های دخیل در نشانگان PTSD در افراد دارای تجربه سیل و به کارگیری برنامه های آموزشی و توان بخشی مبتنی بر شواهد در جهت کاهش درد و رنج روانشناختی در این افراد باشد
فاطمه احسان پور، دکتر فاطمه قائمی، دکتر مریم کلهر نیا گلکار، دکتر جاوید پیمانی،
دوره 18، شماره 1 - ( دوره هجدهم ، شماره اول، بهار 1403 )
چکیده
مت آمفتامین یک داروی روان گردان بسیار محرک است که باعث اعتیادهای تهدید کننده در زندگی می شود و میلیون ها نفر را در سراسر جهان تحت تاثیر قرار می دهد. اثرات آن بر مغز پیچیده است و شامل اختلال در سیستم های انتقال دهنده عصبی و سمیت عصبی است. چندین روش درمانی شناخته شده وجود دارد، اما اثربخشی آنها متوسط است. باید تاکید کرد که هیچ دارویی برای درمان تایید نشده است. به همین دلیل، نیاز فوری به ایجاد درمان های جدید، موثر و ایمن برای متامفتامین وجود دارد. از درمان های بالقوه درمان الکتریکی تحریک مستقیم فراجمجمه ای (TDCS)و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد است. در سال های اخیر، این درمان ها به طور گسترده در زمینه بسیاری از اختلالات عصبی و روانپزشکی مورد بررسی قرار گرفته است. هدف از پژوهش حاضر، مقایسه اثربخشی درمان الکتریکی تحریک مستقیم فراجمجمه ای(TDCS) با درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر تنظیم هیجان مردان معتاد به مت آمفتامین بوده است. روش پژوهش آزمایشی از نوع پیشآزمون-پسآزمون با گروه کنترل بود. جامعهی آماری پژوهش شامل کلیه افراد معتاد به مت آمفتامین تهران در سال 1401 بود که به مراکز ترک اعتیاد ازگل و ترنم سبز مراجعه کرده بودند که از میان آنها بر حسب ملاکهای ورود به پژوهش و به روش نمونهگیری هدفمند 45 معتاد انتخاب و بهصورت تصادفی در گروه های آزمایش (هر گروه 15 نفر) و گروه کنترل (15 نفر) جایگزین شدند. گروه های آزمایش درمان الکتریکی تحریک مستقیم فراجمجمه ای (TDCS)و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد را دریافت کردند و و گروه کنترل که در لیست انتظار قرار داشت هیچ آموزشی دریافت نکرد. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامه راهبردهای تنظیم شناختی هیجان گرانفسکی و کراج (2009) استفاده شد. دادهها با استفاده از تحلیل کواریانس چندمتغیری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که بعد از کنترل اثرات پیشآزمون، تفاوت معناداری بین میانگین پسآزمون سه گروه در تنظیم هیجان وجود داشت و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد در مقایسه با درمان الکتریکی تحریک مستقیم فراجمجمه بر تنظیم هیجان مردان معتاد به مت آمفتامین اثربخشی بیشتری داشته است. میتوان نتیجه گرفت که درمان الکتریکی تحریک مستقیم فراجمجمه ای و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر تنظیم هیجان مردان معتاد به مت آمفتامین اثربخش است و بنابراین با توجه به یافتههای پژوهش، میتوان از این درمان ها در کاهش مشکلات افراد معتاد به مت آمفتامین استفاده کرد.
زینب آویش، فریبرز درتاج، فاطمه قائمی، نورعلی فرخی،
دوره 18، شماره 4 - ( دوره هجدهم ، شماره چهارم ، زمستان 1403 )
چکیده
هدف این پژوهش بررسی اثربخشی درمان مثبتنگر بر خودمراقبتی و سطح هموگلوبین گلیکوزیله در زنان مبتلا به دیابت نوع ۲ بود. این مطالعه بهصورت نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون - پسآزمون و گروه کنترل انجام شد. ۳۰ زن مبتلا به دیابت نوع ۲ که در بازه زمانی خرداد تا تیرماه ۱۴۰۳ به بخش غدد بیمارستان شهید دکتر لبافینژاد مراجعه کرده بودند، به روش نمونهگیری تصادفی انتخاب شدند. سپس، شرکتکنندگان بهطور تصادفی و با استفاده از نرمافزار اکسل در دو گروه آزمایش (۱۵ نفر) و کنترل (۱۵ نفر) تخصیص یافتند. گروه آزمایش به مدت ۸ جلسه هفتگی (هر جلسه ۹۰ دقیقه) تحت درمان مثبتنگر قرار گرفت، درحالیکه گروه کنترل تنها درمانهای روتین بیمارستان را دریافت کرد. ابزار گردآوری دادهها شامل مقیاس خودمراقبتی دیابت و اندازهگیری سطح هموگلوبین گلیکوزیله بود که در سه مرحله (خط پایه، پس از مداخله، و پیگیری سهماهه) جمعآوری شدند. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه ۲۱ و روش تحلیل واریانس اندازهگیری مکرر چندمتغیری تجزیهوتحلیل شد. نتایج نشان داد که میانگین نمره خودمراقبتی در گروه مداخله بهطور معناداری بیشتر از گروه کنترل بود. همچنین، سطح هموگلوبین گلیکوزیله در گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل کاهش معناداری داشت. این یافتهها نشان میدهد که درمان مثبتنگر میتواند بهعنوان یک مداخله مؤثر در بهبود خودمراقبتی و کاهش هموگلوبین گلیکوزیله در زنان مبتلا به دیابت نوع ۲ مورد استفاده قرار گیرد.
زینب آویش، فریبرز درتاج، فاطمه قائمی، نورعلی فرخی،
دوره 19، شماره 2 - ( دوره نوزدهم، شماره دوم ، تابستان 1404 )
چکیده
این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی درمان مثبتنگر و الگوی توانمندسازی خانواده مبتنی بر شفقت به خود بر تبعیت از درمان، خودمراقبتی، کیفیت زندگی و هموگلوبین گلیکوزیله در زنان مبتلا به دیابت نوع ۲ انجام شد. پژوهش از نوع نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری سهماهه با گروه کنترل بود. جامعه پژوهش شامل زنان مبتلا به دیابت نوع ۲ بود که ۴۵ نفر از آنان به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب و بهصورت تصادفی در سه گروه ۱۵ نفره شامل درمان مثبتنگر، توانمندسازی خانواده مبتنی بر شفقت به خود و کنترل جایگزین شدند. گروههای آزمایش طی جلسات مداخله دریافت کردند و گروه کنترل در فهرست انتظار قرار گرفت. دادهها با استفاده از ابزارهای سنجش تبعیت از درمان، خودمراقبتی، کیفیت زندگی و شاخص هموگلوبین گلیکوزیله گردآوری و با استفاده از تحلیل واریانس اندازهگیری مکرر و مقایسههای زوجی تحلیل شدند. یافتهها نشان داد اثر گروه، زمان و تعامل زمان و گروه بر تبعیت از درمان، خودمراقبتی، کیفیت زندگی و هموگلوبین گلیکوزیله معنادار بود (001/0 < P). همچنین، هر دو مداخله در مقایسه با گروه کنترل موجب افزایش تبعیت از درمان، خودمراقبتی و کیفیت زندگی و کاهش هموگلوبین گلیکوزیله شدند و بخش عمده این تغییرات در مرحله پیگیری نیز حفظ شد. در مجموع، هر دو رویکرد در بهبود شاخصهای روانشناختی و خودمراقبتی و کنترل دیابت مؤثر بودند و الگوی توانمندسازی خانواده مبتنی بر شفقت به خود در برخی شاخصها اثربخشی بیشتری نشان داد.