86 نتیجه برای هیجان
زهرا امیرعضدی، دکتر سهیلا رحمانی، پریسا کلاهی،
دوره 19، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
فیبرومیالژیا یک اختلال درد مزمن گسترده است که با خستگی، اختلال خواب و مشکلات شناختی همراه بوده و با سطوح بالای ناگویی هیجانی و نشخوار فکری ارتباط دارد. با توجه به نقش عوامل روانشناختی در تشدید علائم، مداخلات مبتنی بر ذهنآگاهی به عنوان رویکردی مکمل مورد توجه قرار گرفتهاند. پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگاهی بر ناگویی هیجانی و نشخوار فکری در بیماران زن مبتلا به فیبرومیالژیا انجام شد.روش: این مطالعه نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون–پسآزمون با گروه کنترل انجام گرفت. جامعه آماری شامل کلیه بیماران زن مبتلا به فیبرومیالژیا مراجعهکننده به بیمارستان سینا در تهران طی ماههای خرداد و تیر ۱۴۰۴ بود. از میان افراد واجد شرایط، ۳۰ نفر به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (۱۵ نفر) و کنترل (۱۵ نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش در ۸ جلسه ۹۰ دقیقهای برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگاهی شرکت کرد، در حالی که گروه کنترل مداخلهای دریافت نکرد. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس ناگویی هیجانی تورنتو (TAS-20) و مقیاس نشخوار فکری بودند. دادهها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر تجزیه و تحلیل شدند.یافتهها: نتایج نشان داد که پس از کنترل نمرات پیشآزمون، بین دو گروه در متغیرهای ناگویی هیجانی و نشخوار فکری تفاوت معناداری وجود دارد.بهطوریکه میانگین نمرات گروه آزمایش در هر دو متغیر به طور معناداری کاهش یافته بود. محاسبه اندازه اثر نشان داد که مداخله ذهنآگاهی تأثیر قابل توجهی بر کاهش نشخوار فکری و تأثیر متوسطی بر کاهش ناگویی هیجانی داشته است.نتیجهگیری: یافتههای پژوهش حاکی از آن است که برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگاهی میتواند به عنوان یک مداخله روانشناختی مؤثر در بهبود ناگویی هیجانی و کاهش نشخوار فکری در بیماران زن مبتلا به فیبرومیالژیا مورد استفاده قرار گیرد. پیشنهاد میشود این رویکرد به عنوان درمان مکمل در مراکز درمانی درد مزمن به کار گرفته شود.
خانم مرضیه سادات حجازی، دکتر رویا مشاک،
دوره 19، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده
هدف از این پژوهش پیشبینی اضطراب سلامت براساس اجتناب تجربی و شفقت به خود با میانجیگری دشواری تنظیم هیجان در مادران کودکان با اختلال طیف اوتیسم بود. روش تحقیق از نوعتوصیفی- همبستگی و جامعه آماری این پژوهش کلیه مادران کودکان با اختلال طیف اوتیسم در استان اصفهان در سال1403 -1402 بود که تعداد 250 نفر به عنوان حجم نمونه به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه اضطراب سلامت سالکوسکیس و وارویک (2002)، پرسشنامه اجتناب تجربی بوند و همکاران (2011)، پرسشنامه شفقت به خود ریس و همکاران (2011)، پرسشنامه دشواری تنظیم هیجان گراتز و روئمر (2004)، بوده است. دادهها با استفاده روش تحلیل مسیر و نرمافزارهای SPSS26 و AMOS18 موردتحلیل قرارگرفتند. یافته ها نشان داد که اضطراب سلامت براجتناب تجربی، اضطراب سلامت برشفقت به خود، اضطراب سلامت بردشواری تنظیم هیجان، اجتناب تجربه ای بر دشواری تنظیم هیجان، شفقت به خود بر دشواری تنظیم هیجان رابطه مستقیم و معناداری دارد. اضطراب سلامت براساس اجتناب تجربی با میانجیگری دشواری تنظیم هیجان و اضطراب سلامت براساس شفقت به خود با میانجیگری دشواری تنظیم هیجان رابطه غیرمستقیم و معناداری دارند. در نتیجه می توان بیان کرد که این پژوهش میتواند به ارائه مداخلات هدفمندتر و موثرتر برای کاهش اضطراب سلامت مادران کودکان با اختلال طیف اوتیسم کمک کند. همچنین نتایج این پژوهش میتواند به بهبود درک و حمایت از این مادران منجر شود.
زهرا کاووسیان، فائزه ضیایی، پریسا پاکاری، پریسا حسین زاده یزدی، زینب حسنی اصل،
دوره 19، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده
هدف پژوهش حاضر، تبیین نقش واسطهای حافظهکاری هیجانی در رابطه میان سوگیری توجه و نشانههای افسردگی در بستر تعاملات خانوادگی بود. بر اساس مدلهای معاصر شناختی–هیجانی افسردگی، فرض بر این است که سوگیری توجه منفی بهعنوان یک عامل آسیبپذیری مرکزی، از طریق ایجاد اختلال در فرآیندهای حافظهکاری هیجانی، به تشدید نشانههای افسردگی منجر میشود و این مسیر میتواند تحت تأثیر کیفیت تعاملات خانوادگی تقویت شود. پژوهش با طرح توصیفی–همبستگی و با بهرهگیری از مدلیابی معادلات ساختاری انجام شد. جامعه پژوهش شامل بزرگسالان ۲۰ تا ۴۰ ساله ساکن تهران در سال ۱۴۰۴ بود که در یک بافت خانوادگی فعال زندگی میکردند. تعداد ۳۵۰ نفر پس از غربالگری و بررسی ملاکهای ورود، به روش نمونهگیری در دسترس هدفمند انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاسهای سنجش افسردگی، سوگیری توجه، حافظهکاری هیجانی و الگوهای تعاملات خانوادگی بود. نتایج نشان داد سوگیری توجه منفی، هم بهطور مستقیم و هم غیرمستقیم، نشانههای افسردگی را پیشبینی میکند. حافظهکاری هیجانی نقش واسطهای معناداری داشت؛ به این معنا که نقص در نگهداری، بهروزرسانی و حذف اطلاعات هیجانی، مسیر اثرگذاری سوگیری توجه بر افسردگی را تسهیل و تقویت میکند. علاوه بر این، تعاملات خانوادگی نامناسب بهعنوان یک عامل زمینهای مهم عمل کرد و شدت مسیر غیرمستقیم را افزایش داد. شاخصهای برازندگی نیز تأییدکننده مدل ساختاری پیشنهادی بودند. یافتهها اهمیت بررسی همزمان عوامل شناختی، هیجانی و محیطی در تبیین افسردگی را برجسته میکنند و بر ضرورت بهکارگیری مداخلاتی که به اصلاح سوگیریهای توجه و تقویت حافظهکاری هیجانی میپردازند، بهویژه در چارچوب خانوادهدرمانی، تأکید دارند.
الناز بانیانی، فاطمه بهروزفر، ارزو سیاه چشم، فرنوش نیک خواه،
دوره 19، شماره 4 - ( 1-1404 )
چکیده
هدف از پژوهش حاضر، اثربخشی آموزش سواد رسانهای و تنظیم هیجان بر کاهش اضطراب و بهبود سلامت روان نوجوانان دارای اعتیاد به فضای مجازی بوده است. روش تحقیق به لحاظ هدف، کاربردی و به لحاظ روش گردآوری اطلاعات، شبه آزمایشی بوده است. این پژوهش از لحاظ ماهیت جز تحقیقات کاربردی و از لحاط اجرا جز تحقیقات نیمه آزمایشی و از نوع طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری در این پژوهش شامل کلیه نوجوانان دارای اعتیاد به فضای مجازی در شهر تهران در فاصله زمانی فروردین 1404 تا شهریور 1404 مراجعه کننده به مرکز مشاوره ذهن آرا بود، از بین جامعه آماری تعداد 45 نفر به صورت هدفمند انتخاب و پرسشنامه اضطراب بک و سلامت روان GHQ جهت پاسخگویی بین آنها توزیع شد. همچنین مداخله آموزش تنظیم هیجان گراس (2002) و مداخله آموزش سواد رسانه صالح راد و همکاران (1398) جهت آموزش دانش آموزان بکار گرفته شد. در نهایت این نتیجه حاصل شده است که آموزش تنظیم هیجان بر کاهش اضطراب، سلامت روان نوجوانان دارای اعتیاد به فضای مجازی تاثیر دارد، آموزش سواد رسانه بر کاهش اضطراب، سلامت روان نوجوانان دارای اعتیاد به فضای مجازی تاثیر دارد و بین اثربخشی آموزش تنظیم هیجان و آموزش سواد رسانه بر اضطراب، سلامت روان نوجوانان تفاوت معناداری وجود دارد.
پرستو جناب، دکتر مریم قهرمانی،
دوره 19، شماره 4 - ( 1-1404 )
چکیده
هدف پژوهش حاضر، مقایسه اثربخشی درمان خودکارآمدی هیجانی و درمان چشمانداز زمانبر بر خودپنهانی و رشد پس از سانحه در زنان مبتلا به سرطان پستان بود. این پژوهش با طرح نیمهآزمایشی از نوع پیشآزمون–پسآزمون با دو گروه آزمایش و یک گروه گواه انجام شد. جامعه آماری شامل زنان مبتلا به سرطان پستان مراجعهکننده به مراکز تشخیص و درمان سرطان در شهر تهران در سهماهه اول سال ۱۴۰۴ بود. از میان آنها، ۴۵ نفر به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب و بهصورت تصادفی در سه گروه ۱۵ نفره شامل درمان خودکارآمدی هیجانی، درمان چشمانداز زمان و گروه گواه گمارده شدند. مداخله درمان خودکارآمدی هیجانی طی ۸ جلسه ۹۰ دقیقهای و مداخله درمان چشمانداز زمان طی ۶ جلسه ۹۰ دقیقهای بهصورت گروهی اجرا شد و گروه گواه در فهرست انتظار قرار داشت. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه خودپنهانسازی لارسون و کاستین (1990) و پرسشنامه رشد پس از سانحه تدسچی و کالهون (1996) بود. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS-28 و آزمون تحلیل کواریانس چندمتغیره (MANCOVA) تحلیل شدند. نتایج نشان داد که هر دو مداخله تأثیر معناداری بر بهبود خودپنهانی و رشد پس از سانحه و مؤلفههای آن شامل رابطه با دیگران، امکانات جدید، قدرت فردی، تغییرات معنوی و ارزش زندگی داشتند. همچنین، درمان خودکارآمدی هیجانی در مقایسه با درمان چشمانداز زمان اثربخشی معناداری بیشتری در بهبود متغیرهای پژوهش نشان داد(p<0/05). بر این اساس، میتوان نتیجه گرفت که درمان خودکارآمدی هیجانی رویکردی مؤثرتر برای ارتقای سلامت روان زنان مبتلا به سرطان پستان است.
شیوا جمشیدی، مهدی اکبری، دیوید هالفورد، آقای دکتر علیرضا مرادی،
دوره 20، شماره 1 - ( 2-1405 )
چکیده
عدمتحمل پریشانی بهعنوان یک عامل آسیبپذیری روانشناختی، در بروز دامنۀ وسیعی از شرایطِ منجر به آسیبشناسی روانی از جمله نگرانی و نشخوار فکری نقش دارد. تحمل پریشانی پایین همچنین میتواند افراد را مستعد استفادۀ بیشتر از راهبردهای اجتناب سازد. این پژوهش، با هدف گسترش درک ما از ارتباط میان عدمتحمل پریشانی و نگرانی/نشخوار فکری، از طریق بررسی نقش میانجیِ دو شکل از اجتناب (یعنی اجتناب تجربهای و اجتناب از تضاد هیجانی) صورت گرفت. دادههای پرسشنامهای و مقطعی از ۱,۰۹۸ شرکتکننده از جمعیت عمومی در دامنۀ سنّی ۱۸ تا ۵۵ سال (52.3% مؤنث) جمعآوری شد. نتایج مدلسازی معادلات ساختاری و تحلیل میانجی نشان داد که اجتناب تجربهای و اجتناب از تضاد هیجانی، رابطۀ بین عدمتحمل پریشانی و نگرانی/نشخوار فکری را بهشکل زنجیرهای میانجیگری میکنند. به بیان دقیقتر، هر اندازه ظرفیت تحمل پریشانی پایینتر باشد، افراد بیشتر به تفکر منفی تکراری در قالب نگرانی و/یا نشخوار فکری میپردازند و دو شکل از اجتناب، این رابطه را میانجیگری میکنند. کاربردها، محدودیتها، و پیامدهای این پژوهش نیز مورد بحث قرار گرفته است.