33 نتیجه برای آگاهی
مریم زارعی، دکتر سید عبدالمجید بحرینیان، دکتر قاسم آهی، دکتر احمد منصوری،
دوره 17، شماره 4 - ( 12-1402 )
چکیده
پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی و طرحواره درمانی بر تنظیم هیجان و تحمل پریشانی زنان دارای نشانههای وسواس فکری عملی انجام شد. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی همراه با پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی زنان دارای وسواس فکری عملی مراجعهکننده به مراکز مشاوره شهر مشهد در سال 1402 بودند که بر اساس ملاکهای ورود و خروج 48 نفر به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب و بهصورت تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل گمارده شدند. شرکتکنندهها با استفاده از پرسشنامه تنظیم هیجان (گراس و جان، 2003) و مقیاس تحمل پریشانی (سیمونز و گاهر، 2005) در مراحل پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری مورد ارزیابی قرار گرفتند. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS 26 و با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج آزمون تحلیل واریانس- مختلط نشان داد که تفاوت معناداری بین گروههای مداخله با کنترل در تنظیم هیجان و تحمل پریشانی وجود دارد( 0/05P<). شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی و طرحواره درمانی منجر به بهبود تنظیم هیجان و افزایش تحمل پریشانی شده است. شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی مؤثرتر از طرحواره درمانی در بهبود تنظیم هیجان است. نتیجه گرفته میشود که میتوان در برنامه درمانی مراکز مشاوره از شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی و طرحواره درمانی در جهت بهبود تنظیم هیجان و افزایش تحمل پریشانی زنان دارای نشانههای وسواس فکری عملی استفاده نمود.
امیر یوسفی، دکتر محسن جلالی، دکتر محمد تقی بادله شمشوکی، لیلاسادات عزیزی ضیابری،
دوره 18، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده
هدف از پژوهش حاضر تحلیل روابط ساختاری تبعیت درمانی مبتنی بر خودآگاهی هیجانی در بیماران مبتلا به پسوریازیس و بررسی نقش واسطهای حمایت اجتماعی درک شده بود. این پژوهش از نوع توصیفی همبستگی با استفاده از مدل معادلات ساختاری است. جامعه آماری پژوهش شامل بیماران مبتلا به پسوریازیس مراجعهکننده به سه بیمارستان تخصصی پوست در شهر تهران بود. نمونهگیری به روش در دسترس انجام شد و در نهایت 250 بیمار مبتلا به پسوریازیس بر اساس معیارهای ورود و خروج به مطالعه وارد شدند. برای جمعآوری دادهها از ابزارهای مختلف شامل پرسشنامه تبعیت درمانی (ضیایی، 1390)، پرسشنامه حمایت اجتماعی درک شده (زمیت و همکاران، 1988) و پرسشنامه خودآگاهی هیجانی (ریفی و همکاران، 2007) استفاده شد. نتایج تحلیل مدل معادلات ساختاری نشان داد که خودآگاهی هیجانی اثر مستقیم و معناداری بر تبعیت درمانی در بیماران مبتلا به پسوریازیس دارد. همچنین حمایت اجتماعی درک شده و نگرانی از تصویر بدن نیز تأثیر مستقیم بر تبعیت درمانی داشتند. علاوه بر این، یافتهها نشان دادند که خودآگاهی هیجانی از طریق میانجیگری نگرانی تصویر بدن و حمایت اجتماعی درک شده بر تبعیت درمانی اثر غیرمستقیم و معناداری دارد. این نتایج تأکید میکند که در نظر گرفتن ابعاد روانشناختی و اجتماعی مانند خودآگاهی هیجانی و حمایت اجتماعی در فرآیند درمان بیماران مبتلا به پسوریازیس میتواند به بهبود تبعیت درمانی و نتایج درمانی کمک کند.
خانم سرگلی شاه خاصه، دکتر جعفر حسنی، دکتر محمد شاکری،
دوره 18، شماره 3 - ( 10-1403 )
چکیده
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان شناختی-رفتاری و شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی درکمال گرایی در بیماران مبتلا به سردرد میگرنی بود. در قالب یک طرح شبه آزمایشی مبتنی بر پیش آزمون و پس آزمون، سه گروه از بیماران مبتلا به سردرد میگرنی مراجعه کننده به کلینیک مغز و اعصاب مشهد بر اساس معیارهای ورود و خروج انتخاب شدند و به صورت تصادفی در سه گروه 15 نفری (دو گروه آزمایش و یک گروه گواه) قرار گرفتند. جهت گردآوری اطلاعات از پرسشنامه کمال گرایی (هیل و همکاران، 2004) استفاده شد. داده ها از طریق تحلیل کوواریانس چندمتغیری و آزمون تعقیبی بن فرونی مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که هر دو روش درمان شناختی-رفتاری و شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی موجب کاهش معنادار کمال گرایی در بیماران مبتلا به سردرد میگرنی شد. نتایج همچنین نشان داد که درمان شناختی رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی تاثیر بیشتری بر کاهش کمال گرایی بیماران مبتلا به سردرد میگرنی دارد. در مجموع، مداخلات مبتنی بر ذهن آگاهی و اصول شناختی رفتاری می تواند در تامین سلامت روان شناختی بیماران مبتلا به سردرد میگرنی نقش بنیادی ایفا کند.
سپیده اسمزمانیآغمیونی، رویا رسولی، آزاده طاهری،
دوره 18، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده
هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش میانجی همدلی در ارتباط میان ذهنآگاهی رابطهای و صمیمیت زوجی است. با توجه به تأثیرات بنیادین روابط زوجی بر سلامت روان فردی و اجتماعی، شناسایی عوامل مؤثر بر ارتقای کیفیت و صمیمیت در این روابط از اهمیت ویژهای برخوردار است. پژوهش حاضر از نوع توصیفی-همبستگی بوده و جامعه آماری آن شامل تمامی دانشجویان متأهل دانشگاه تهران در سال تحصیلی 1402-1401 میباشد. نمونهگیری به روش در دسترس و به تعداد 300 نفر از دانشجویان متأهل زن و مرد انجام گرفت. برای جمعآوری دادهها از سه پرسشنامه معتبر شامل پرسشنامه صمیمیت زوجی (وندنبروک و ورتمن، 1995)، مقیاس همدلی (جولیف و فارینگنون، 2006) و مقیاس ذهنآگاهی رابطهای (کیمز و همکاران، 2018) استفاده شد. دادهها با استفاده از نرمافزارهای SPSS26 و AMOS24 و از طریق تحلیل مدلسازی معادلات ساختاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که بین ذهنآگاهی رابطهای و همدلی رابطه معنادار و مثبت وجود دارد(β=0.27, p<0.001) همچنین، همدلی بهطور معناداری با صمیمیت زوجی رابطه داشت (β=0.36, p<0.001)، و بین ذهنآگاهی رابطهای و صمیمیت زوجی نیز رابطه مثبت معناداری یافت شد (β=0.17, p<0.002) . مقایسه مدلهای مستقیم و کامل نشان داد که همدلی نقش میانجی جزئی در ارتباط بین ذهنآگاهی رابطهای و صمیمیت زوجی ایفا میکند. این یافتهها اهمیت درک نقش همدلی و ذهنآگاهی در بهبود صمیمیت زوجی را تأکید میکند و میتواند بهعنوان مبنای طراحی مداخلات روانشناختی برای تقویت روابط زوجی مورد استفاده قرار گیرد.
پونه نزاکت، نگین قدمی، فاطمه هوشمند، ارمغان عطشانی کوچصفهانی، سمانه خردیار،
دوره 19، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی مداخله ذهنآگاهی رابطهمحور بر استرس ادراکشده و کیفیت تعاملات زوجی در زوجهای دارای مشکلات ارتباطی انجام شد. پژوهش از نوع نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون–پسآزمون، گروه کنترل و مرحله پیگیری کوتاهمدت بود. جامعه آماری شامل زوجهای مراجعهکننده به مراکز مشاوره خانواده در شهر تهران در سال ۱۴۰۴ بود که ۳۰ زوج به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب و به دو گروه آزمایش و کنترل تخصیص یافتند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس استرس ادراکشده کوهن، پرسشنامه کیفیت تعاملات زوجی و فرم اطلاعات جمعیتشناختی بود. مداخله شامل برنامه هشت جلسهای ذهنآگاهی رابطهمحور با تمرکز بر آگاهی لحظهای، گوش دادن آگاهانه، مدیریت تعارض و پرورش همدلی بود. دادهها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر و آزمونهای تعقیبی بررسی شدند. یافتهها نشان داد که مداخله به طور معناداری استرس ادراکشده را کاهش و کیفیت تعاملات زوجی را افزایش داد و اثرات آن در پیگیری کوتاهمدت نیز پایدار بود. این نتایج با پژوهشهای پیشین همسو بوده و نشاندهنده توانایی ذهنآگاهی رابطهمحور در مدیریت تعارضها، تقویت همدلی و ارتقای مهارتهای ارتباطی زوجین است. یافتهها تأکید میکنند که این مداخله میتواند رویکردی علمی و کاربردی برای مشاوران خانواده و برنامههای پیشگیری از مشکلات ارتباطی زوجین باشد. محدودیتهای پژوهش شامل نمونه محدود، پیگیری کوتاهمدت و استفاده از ابزارهای خودگزارشی است و مطالعات آینده میتوانند با نمونههای بزرگتر و پیگیری بلندمدت اثرات مداخله را بررسی کنند.
نازیلا کاظمی جامع بزرگی، دکتر امینه جلالی،
دوره 19، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگاهی (MBSR) بر خستگی مزمن، علائم روانتنی و تابآوری در بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس (MS) بود. این پژوهش از نوع کاربردی و با طرح نیمهآزمایشی پیشآزمون–پسآزمون همراه با گروه کنترل و مرحله پیگیری انجام شد. جامعه آماری شامل بیماران مبتلا به اماس مراجعهکننده به انجمن ام اس هرمزگان در فروردین ۱۴۰۴ بود که از میان آنان ۳۰ نفر به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب و بهصورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه ۱۵ نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش طی ۸ جلسه مداخله برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگاهی را بهصورت گروهی و توسط متخصص روانشناسی دریافت کرد، در حالی که گروه کنترل هیچ مداخلهای دریافت نکرد. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس خستگی، پرسشنامه علائم روانتنی و مقیاس تابآوری کانر–دیویدسون بود. دادهها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر تحلیل شدند.
یافتهها نشان داد که مداخله برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگاهی موجب کاهش معنادار خستگی مزمن و علائم روانتنی و همچنین افزایش معنادار تابآوری در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل شد . همچنین نتایج مرحله پیگیری نشان داد که اثرات مداخله تا حد زیادی پایدار باقی مانده است. بیشترین اندازه اثر مربوط به علائم روانتنی و سپس تابآوری بود که نشاندهنده نقش مؤثر این مداخله در بهبود تنظیم هیجانی و کاهش نشانههای جسمانی مرتبط با استرس است.
در مجموع، نتایج این پژوهش نشان میدهد که برنامه برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگاهی میتواند بهعنوان یک مداخله مکمل مؤثر در بهبود وضعیت روانشناختی و جسمانی بیماران مبتلا به اماس مورد استفاده قرار گیرد و نقش مهمی در ارتقای کیفیت زندگی آنان ایفا کند.
دکتر شیدا ناصری اکبر، دکتر عزت الله کرد نیکوزاده، دکتر مهناز مغانلو، دکتر سیده زهرا علی بخشی، دکتر امین رفیعی پور،
دوره 19، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
هدف از مطالعه حاضر مقایسه اثربخشی مداخله های پذیرش و تعهد و ذهن آگاهی بر شاخص های زیستی، روانی و اجتماعی زنان مبتلا به ویروس پاپیلوم انسانی بود. این مطالعه به روش نیمه آزمایشی با طرح پیشآزمون – پسآزمون و دوره پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه زنان بیمار دارای ویروس پاپیلومای انسانی بوده که در دبی ساکن و به کلینیک بیماریهای رفتاری الشفا مراجعه داشتند. نمونه آماری به حجم 45 نفر، به روش هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی ساده در سه گروه ( 15 نفر آموزش مبتنی بر پذیرش و تعهد ، 15 نفر آموزش مبتنی بر ذهن آگاهی و 15 نفر گروه گواه) گمارده شدند. سپس آزمودنی های دو گروه آزمایش به مدت 8 جلسه 90 دقیقه ای تحت آموزش مبتنی بر پذیرش و تعهد و ذهن آگاهی قرار گرفتند. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه های داس -21 (1993)، پذیرش اجتماعی مارلو و کراون (1996) بود که قبل، بعد و دو ماه بعد از مداخله توسط هر سه گروه تکمیل شد. نتایج نشان داد، تفاوت آماری معنی داری بین میانگین نمرات پس آزمون و در نظر گرفتن اثر زمان در متغیرهای میانگین ویروس، افسردگی ، اضطراب ، استرس و پذیرش اجتماعی ، وجود دارد. نتایج بهدستآمده از پژوهش نشان داد هر دو روش مداخله آموزشی در زنان موثر بوده است.
آرشیدا صیادی، فاطمه هوشمند، سیده ریحانه هاشمی، تارا ستوار، ارسلان برکت،
دوره 19، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
اختلال کمتوجهی–بیشفعالی در دوره نوجوانی با کاستیهای پایدار در خودتنظیمی، ضعف مهارتهای خودمدیریتی و افزایش مشکلات اجتماعی–هیجانی، از جمله اضطراب اجتماعی، همراه است. هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگاهی بر مهارتهای خودمدیریتی و اضطراب اجتماعی در نوجوانان مبتلا به اختلال کمتوجهی–بیشفعالی بود. پژوهش به شیوه نیمهآزمایشی و با طرح پیشآزمون–پسآزمون همراه با گروه کنترل و پیگیری دوماهه انجام شد. جامعه پژوهش شامل نوجوانان ۱۳ تا ۱۵ ساله مبتلا به این اختلال بود که ۳۰ نفر از آنان به روش در دسترس انتخاب و بهصورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. گروه آزمایش در هشت جلسه ۹۰ دقیقهای برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگاهی شرکت کردند، در حالی که گروه کنترل در فهرست انتظار قرار داشت. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه خودمدیریتی نوجوانان و مقیاس اضطراب اجتماعی نوجوانان بود که در سه مرحله پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری اجرا شدند. دادهها با استفاده از تحلیل واریانس چندمتغیری با اندازهگیری مکرر تحلیل شد. نتایج نشان داد که اجرای برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگاهی موجب افزایش معنادار مهارتهای خودمدیریتی و کاهش معنادار اضطراب اجتماعی در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل شد و این اثرات در پیگیری دوماهه نیز تا حد زیادی پایدار باقی ماند. بر اساس یافتهها، برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگاهی میتواند بهعنوان مداخلهای مکمل و مؤثر در بهبود کارکردهای شناختی–رفتاری و کاهش مشکلات اجتماعی–هیجانی نوجوانان مبتلا به اختلال کمتوجهی–بیشفعالی مورد استفاده قرار گیرد.
زهرا امیرعضدی، دکتر سهیلا رحمانی، پریسا کلاهی،
دوره 19، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
فیبرومیالژیا یک اختلال درد مزمن گسترده است که با خستگی، اختلال خواب و مشکلات شناختی همراه بوده و با سطوح بالای ناگویی هیجانی و نشخوار فکری ارتباط دارد. با توجه به نقش عوامل روانشناختی در تشدید علائم، مداخلات مبتنی بر ذهنآگاهی به عنوان رویکردی مکمل مورد توجه قرار گرفتهاند. پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگاهی بر ناگویی هیجانی و نشخوار فکری در بیماران زن مبتلا به فیبرومیالژیا انجام شد.روش: این مطالعه نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون–پسآزمون با گروه کنترل انجام گرفت. جامعه آماری شامل کلیه بیماران زن مبتلا به فیبرومیالژیا مراجعهکننده به بیمارستان سینا در تهران طی ماههای خرداد و تیر ۱۴۰۴ بود. از میان افراد واجد شرایط، ۳۰ نفر به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (۱۵ نفر) و کنترل (۱۵ نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش در ۸ جلسه ۹۰ دقیقهای برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگاهی شرکت کرد، در حالی که گروه کنترل مداخلهای دریافت نکرد. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس ناگویی هیجانی تورنتو (TAS-20) و مقیاس نشخوار فکری بودند. دادهها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر تجزیه و تحلیل شدند.یافتهها: نتایج نشان داد که پس از کنترل نمرات پیشآزمون، بین دو گروه در متغیرهای ناگویی هیجانی و نشخوار فکری تفاوت معناداری وجود دارد.بهطوریکه میانگین نمرات گروه آزمایش در هر دو متغیر به طور معناداری کاهش یافته بود. محاسبه اندازه اثر نشان داد که مداخله ذهنآگاهی تأثیر قابل توجهی بر کاهش نشخوار فکری و تأثیر متوسطی بر کاهش ناگویی هیجانی داشته است.نتیجهگیری: یافتههای پژوهش حاکی از آن است که برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگاهی میتواند به عنوان یک مداخله روانشناختی مؤثر در بهبود ناگویی هیجانی و کاهش نشخوار فکری در بیماران زن مبتلا به فیبرومیالژیا مورد استفاده قرار گیرد. پیشنهاد میشود این رویکرد به عنوان درمان مکمل در مراکز درمانی درد مزمن به کار گرفته شود.
-محمد مهدی زیدآبادی نژاد، احمد ترابی، فاطمه محمدی فر، زهرا نوری، رویا توکلی،
دوره 19، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده
هدف پژوهش حاضر، مقایسه اثربخشی درمان کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگاهی (MBSR) و رواندرمانی پویشی کوتاهمدت فشرده (ISTDP) بر کاهش نشانههای وسواس و بهبود پایبندی به درمان در بیماران مبتلا به بیماری کبد چرب غیر الکلی بود. این مطالعه به روش نیمهآزمایشی و با طرح پیشآزمون-پسآزمون و پیگیری یکماهه، با دو گروه آزمایش و یک گروه گواه اجرا شد. جامعه آماری شامل کلیه بیماران مبتلا به بیماری کبد چرب غیرالکلی مراجعهکننده به مراکز درمانی شهر تهران در پاییز 1404 بود که از بین آنان، ابتدا 72 نفر به شیوه نمونهگیری هدفمند انتخاب شده و بعد از ریزش نهایتا 45 نفر به طور تصادفی در سه گروه (هر گروه 15 نفر) قرار گرفتند. درمانهای MBSR و ISTDP، هر یک طی هشت جلسه ۹۰ دقیقهای به صورت فردی برای گروههای آزمایش اجرا شد و گروه گواه در لیست انتظار قرار گرفت. ابزارهای گردآوری دادهها شامل پرسشنامه نشانههای وسواس (MOCI) و مقیاس پایبندی به درمان (MMAS) بود. نتایج تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر نشان داد هر دو رویکرد MBSR و ISTDP به طور معناداری باعث کاهش نشانههای وسواس و افزایش پایبندی به درمان در این بیماران شدند و این تأثیرات حداقل تا یک ماه پس از مداخله پایدار باقی ماند. همچنین، آزمون تعقیبی بونفرونی نشان داد MBSR در کاهش نشانههای وسواس و بهبود پایبندی به درمان نسبت به ISTDP اثربخشی بیشتری داشته است .. این برتری میتواند ناشی از توانایی MBSR در بهبود تنظیم هیجان، کاهش استرس و افزایش خودآگاهی بدنی باشد؛ عواملی که نقش تعیینکنندهای در مدیریت بیماریهای مزمن و رفتارهای سلامتمحور دارند. بر این اساس، استفاده از مداخلات مبتنی بر ذهنآگاهی به عنوان رویکردی کارآمد در کنار سایر درمانهای روانشناختی میتواند به ارتقای پیامدهای درمانی و بهبود کیفیت زندگی بیماران مبتلا به کبد چرب غیرالکلی کمک کند.
زهره اسمعیلی، سحر شکور، سمیرا رمضانخانی، حسنا رستمی، فاطمه قاسم پور،
دوره 19، شماره 4 - ( 1-1404 )
چکیده
هدف این پژوهش مروری، بررسی اثربخشی شناختدرمانی مبتنی بر ذهنآگاهی (MBCT) بر کاهش اضطراب اجتماعی در نوجوانان بود. جستجوی سیستماتیک در پایگاههای اطلاعاتی Web of Science، ScienceDirect، Scopus، PubMed، Google Scholar، Magiran و IranDoc با کلیدواژههای مرتبط انجام شد. مطالعاتی که اثربخشی MBCT را بر اضطراب اجتماعی در نوجوانان بررسی کرده و امتیاز بالاتر از ۵ در مقیاس PEDro داشتند، انتخاب شدند. از میان ۴۳ مقاله شناساییشده، ۶ مقاله واجد شرایط بودند. یافتهها نشان داد که MBCT بهطور معنیداری اضطراب اجتماعی را در نوجوانان کاهش میدهد، اگرچه تفاوتهایی در روششناسی، حجم نمونه و ابزارهای ارزیابی مشاهده شد. این نتایج بر پتانسیل MBCT بهعنوان مداخلهای مؤثر برای مدیریت اضطراب اجتماعی تأکید دارد. پیشنهاد میشود MBCT در برنامههای مشاورهای و سلامت روان مدارس و مراکز آموزشی مورد استفاده قرار گیرد. با این حال، نیاز به تحقیقات بیشتر با روششناسی استاندارد برای بررسی اثربخشی این رویکرد در زمینههای فرهنگی مختلف وجود دارد.
زهره احمدی،
دوره 19، شماره 4 - ( 1-1404 )
چکیده
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی شناختدرمانی مبتنی بر ذهنآگاهی بر نشخوار فکری و علائم افسردگی در دانشجویان مبتلا به اختلال افسردگی اساسی انجام شد.این پژوهش از نوع نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون-پسآزمون همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان مبتلا به اختلال افسردگی اساسی مراجعه کننده به مرکز بهداشت شهر تهران در سال 1404بود که از میان آنها، تعداد 30 دانشجو مبتلا به اختلال افسردگی اساسی به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب و بهصورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. گروه آزمایش تحت ۸ جلسه 90 دقیقه ای مداخله شناختدرمانی مبتنی بر ذهنآگاهی قرار گرفت، در حالی که گروه کنترل هیچ مداخلهای دریافت نکرد. ابزارهای گردآوری دادهها شامل پرسشنامه افسردگی بک (BDI-II و پرسشنامه نشخوار فکری (RRS) بود. دادهها با استفاده از تحلیل کوواریانس تجزیه و تحلیل شدند.نتایج تحلیل دادهها نشان داد که بین میانگین نمرات پیشآزمون و پسآزمون گروه آزمایش در متغیرهای نشخوار فکری و علائم افسردگی تفاوت معناداری وجود دارد. در واقع، شرکت در جلسات شناختدرمانی مبتنی بر ذهنآگاهی منجر به کاهش چشمگیر تکرار افکار ناخواسته و تخفیف نشانههای بالینی افسردگی در دانشجویان شد.شناختدرمانی مبتنی بر ذهنآگاهی با آموزش مهارتهای حضور در لحظه و پذیرش بدون قضاوت، ابزاری کارآمد برای مدیریت افکار تکرارشونده و بهبود وضعیت روانی دانشجویان مبتلا به افسردگی اساسی است و میتواند به عنوان یک مداخله مکمل در مراکز مشاوره دانشگاهی مورد استفاده قرار گیرد.
دکتر محمد نریمانی، فریده شهریور سوسهاب، علی جباری قوزلوجه، آیناز شهریور سوسهاب،
دوره 20، شماره 1 - ( 2-1405 )
چکیده
هدف پژوهش حاضر ارزیابی اثربخشی درمان مبتنی بر ذهنآگاهی در بهبود تابآوری شغلی، عملکرد شغلی و کنترل خشم در پرستاران بخش اورژانس بود. پژوهش بهصورت نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون–پسآزمون و با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل پرستاران مشغول به کار در بخش اورژانس بیمارستان امام خمینی شهرستان خلخال در سال 1404- 1403 بود که پس از اعمال ملاکهای ورود و خروج، بهصورت تصادفی ۳۰ نفر به دو گروه مساوی گواه و مداخله (درمان ذهنآگاهی) تخصیص یافتند. ابزار اندازهگیری شامل پرسشنامه تابآوری شغلی، پرسشنامه مهارتهای کنترل خشم و پرسشنامه عملکرد شغلی و جلسات مداخله مبتنی بر ذهن آگاهی، بود. نتایج بهوضوح نشان دادند که اجرای بسته درمانی مبتنی بر ذهنآگاهی بهطور معناداری منجر به افزایش تابآوری شغلی، بهبود کنترل خشم و بهبود عملکرد شغلی در پرستاران بخش اورژانس گردیده است. یافتههای حاصل از پژوهش، گواهی بر اثربخشی این مداخله در محیطهای پرتنش کاری است و میتواند راهبردهای مدیریتی و آموزشی حوزه پرستاری را برای کاهش خشم و افزایش تابآوری تقویت کند.