جستجو در مقالات منتشر شده


23 نتیجه برای مرادی

مریم عبدالهی مقدم، علیرضا مرادی،
دوره 2، شماره 4 - ( 12-1387 )
چکیده

هدف از این پژوهش، مقایسه خود تعریفی افراد تک زبانه ( فارس زبان) و دو زبانه (کرد زبان) سالم و مبتلا به اچ.آی.وی/ ایدز بوده است. آزمودنی ها شامل 60 فرد تک زبانه ( سالم و بیمار) و 60 فرد دو زبانه ( سالم و بیمار) بودند که از طریق روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و متغیرهای جنس، سن و هوش از طریق روش تحلیل کوواریانس کنترل گردید. آزمودنی ها پس از تکمیل مقیاس تجدید نظر شده تأثیر رویداد (IES-R)، پرسش نامه افسردگی بک (BDI)، پرسش نامه اضطراب بک (BAI)، و مقیاس هوش تجدید نظر شده وکسلر بزرگسالان (WAIS-R)، به تکمیل آزمون جملات بیست گانه (TST) پرداختند. نتایج پژوهش نشان داد که به طور کلی، کمیت خود تعریفی در سطح گروه ها در گروه سالم و در سطح زبان در افراد دو زبانه بیشتر بوده است و از نظر محتوا، خود تعریفی گروه سالم، بیشتر محتوای مستقلانه و خود تعریفی گروه دو زبانه محتوای به هم وابستگی داشته است. علاوه بر این، خود تعریفی با محتوای تروما در بیماران دو زبانه بیشتر از بیماران تک زبانه بوده که این برتری بر اساس ویژگی شخصیتی و رشد فرایندهای شناختی در افراد سالم و دو زبانه بحث شده است. همچنین، خود تعریفی متفاوت بر اساس حافظه برتر افراد سالم و دو زبانه در مقایسه با بیماران می تواند پدید آمده باشد
علیرضا مرادی، الهه بی غم، ولی ا... رمضانی، فریدون یاریاری،
دوره 3، شماره 3 - ( 9-1388 )
چکیده

هدف این پژوهش بررسی کلی‌گویی حافظه شرح حال در نوجوانان پسر افسرده، افسرده دارای سوء مصرف مواد و سالم بود. نمونه مورد بررسی 76 نفر (25 نفر با تشخیص افسردگی، 25 نفر افسرده دارای اختلال سوءمصرف مواد و 26 نفر سالم عادی) از نوجوانان کرمانشاه بودند. هر سه گروه در متغییرهای سن، جنس، میزان تحصیلات، وضعیت تأهل، همتا شدند. برای ارزیابی حافظه شرح حال از آزمون حافظه شرح حال (AMT) ویلیامز و برادبنت(1986) بهره گرفته شد. در تجزیه و تحلیل داده‌ها، از شاخص آماری مان‌ویتنی استفاده گردید. یافته‌های پژوهش نشان داد که: نوجوانان افسرده، در مقایسه با گروه کنترل (افراد سالم) در بازیابی حافظه شرح حال، میزان کلی گویی بیشتری دارند. نوجوانان افسرده دارای سوء مصرف مواد، نسبت به نوجوانان سالم، از لحاظ میزان کلی گویی حافظه شرح نمرات بیشتری کسب کردند. میزان کلی‌گویی حافظه شرح‌حال نوجوانان و جوانان افسرده بالاتر از نوجوانان افسرده دارای سوء مصرف مواد است.
علیرضا مرادی، حسین جباری، علی محمد میرآقایی، هادی پرهون، مریم فروغی، بنفشه مرادمند بدیعی،
دوره 3، شماره 4 - ( 12-1388 )
چکیده

راهنمای تشخیص آماری اختلالات روانی (DSMIV، 1994)، HIV/AIDS را در ردیف حوادث شدید و تهدید کننده  که می تواند پی آمدی همچون PTSD داشته باشد قرار داده است. چنین وضعیتی موجب می شود که فرد علاوه بر دارا بودن علائم و نشانه های روان شناختی احتلال مانند اجتناب، افکار ناخواسته، بیش برانگیختگی، اضطراب و افسردگی از مشکلات شناختی نظیر توجه، حافظه، پردازش اطلاعات و .. در رنج باشد. هدف پژوهش حاضر بررسی عملکرد افراد  HIV/AIDS در حافظه شرح حال به عنوان یکی از عوامل موثر در شکل کیری خود و هویت و هدفمند کردن رفتارهای فرد است. تعداد 60 نفر آزمونی شامل 30 نفر افراد مبتلاء به HIV/AIDS به عنوان گروه هدف و 30 نفر افراد عادی به عنوان گروه مقایسه در مطالعه شرکت کردند. هر دو گروه در متغییرهای جنس، سن،  وضعییت ازدواج، سطح تحصیلات و شرایط اقتصادی و اجتماعی یکسان سازی شدند. ابزار پژوهش شامل مقیاس تاثیر رویداد (IES)، سیاهه افسردگی بک، سیاهه اضطراب بک، آزمون خافظه شرح حال، مصاحبه حافظه شرح حال بود.  نتایج نشان داد که که نشانه های PTSD، افسردگی و اضطراب در میان گروه بیمار بطور معنا داری بالامی باشد. یافته ها همچنین نشان داد که گروه بیمار در آزمون حافظه شرح حال بیش کلی گرا بوده و خاطرات اختصاصی اندکی را  در مقایسه با گروه سالم تولید کرده اند. آنها همچنین در مصاحبه شرح حال در هر دو بخش معنایی و رویدادی خاطرات کمتری را تولید کرده اند. یافته های مذکور برااساس نطریه ویلیامز و همکاران (2007) و نیز رابطه میان جنبه های هیجانی و ابعاد شناختی در اختلال PTSD مورد بحث قرار گرفته است.
مهرزاد فراهتی، علی فتحی آشتیانی فتحی آشتیانی، علیرضا مرادی،
دوره 4، شماره 1 - ( 6-1389 )
چکیده

هدف این مطالعه، بررسی رابطه بین ابعاد الگوهای ارتباطی خانواده (جهت گیری گفت و شنود و جهت گیری همنوایی) و کمرویی نوجوانان بود.گروه نمونه مورد مطالعه شامل 367 دانش آموز (232 دختر و 135 پسر) پایه های اول و دوم دبیرستان های منطقه یک شهر تهران بودند که با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند و پرسشنامه تجدید نظر شده الگوهای ارتباطی خانواده (کوئرنر و فیتزپاتریک، 2002) و پرسشنامه کمرویی چیک و باس (1981) را تکمیل کردند. به منظور پیش بینی کمرویی توسط ابعاد الگوهای ارتباطی خانواده از تحلیل رگرسیون استفاده شد. سپس بر اساس نمرات بالا و پایین ابعاد الگوهای ارتباطی خانواده، چهار نوع خانواده استخراج گردید و با استفاده از تحلیل واریانس یک طرفه میزان کمرویی نوجوانان در انواع خانواده مورد مقایسه قرار گرفت. نتایج تحلیل رگرسیون حاکی از آن بود که جهت گیری گفت و شنود خانواده رابطه منفی و معنی داری با کمرویی داشته و آن را به طور منفی پیش بینی می کند و  جهت گیری همنوایی خانواده رابطه مثبت و معنی داری با کمرویی نوجوانان داشته و پیش بینی کننده مثبت آن می باشد. نتایج تحلیل واریانس بیانگر تفاوت معنی دار بین گروه ها بود و نشان داد که فرزندان خانواده های توافق کننده و کثرت گرا نسبت به خانواده های محافظت کننده و بی قید، کمرویی کمتری دارند. یافته های پژوهش حاضر بیانگر آن است که خانواده هایی با جهت گیری گفت و شنود که ارتباطات آزاد، راحت و  فراوان را لازمه زندگی خانوادگی لذت بخش می دانند، در مقایسه با خانواده هایی با جهت گیری همنوایی، فرزندانی تربیت می کنند که کمتر کمرو و خجالتی هستند.
امید شکری، محمدنقی فراهانی، رضا کرمی نوری، علیرضا مرادی،
دوره 4، شماره 2 - ( 12-1389 )
چکیده

مطالعه حاضر با هدف بررسی الگوی روابط ساختاری بین متغیرهای روان­رنجورخویی، استرس تحصیلی و رفتارهای سلامت در بین دانشجویان ایرانی و سوئدی انجام شد. 199 دانشجو (100 ایرانی و 99 سوئدی) به نسخه کوتاه فهرست پنج عامل (BFI-SV؛ رامستد و جان، 2007)، پرسشنامه استرس تحصیلی (ASQ؛ زاژاکووا، لینچ و اسپنشاد، 2005) و فهرست رفتارهای سلامت (HBI؛ برامان، 1998) پاسخ دادند. روابط بین متغیرهای مکنون و اندازه­گیری شده در الگوی مفهومی, از طریق مدل­یابی معادلات ساختاری آزمون شد. نتایج نشان داد که الگوی کلی با داده­ها برازش قابل قبولی داشت. در الگوی کلی، روان­رنجورخویی و استرس تحصیلی، رفتارهای سلامت را به طور منفی و معنادار و روان­رنجورخویی، استرس تحصیلی را به طور مثبت و معنادار پیش بینی کردند. نتایج مربوط به آزمون تخصیص فرهنگی روابط ساختاری در گروه­های فرهنگی مختلف نشان داد که روابط بین سازه­ها در الگوهای فرهنگی مختلف، هم ارز بودند. در مجموع، نتایج مطالعه حاضر از طریق تأکید بر اهمیت انسجام دیدگاه های روان شناسی فرهنگی و روان شناسی صفات، در طرح مطالعات، صورت بندی فرضیه­ها و انجام پالایش­های نظری در بافت بررسی بین فرهنگی روابط ساختاری بین متغیرهای روان­رنجورخویی، استرس تحصیلی و رفتارهای سلامت، از ارزش اکتشافی بالایی برخوردار می­باشد
مژگان خداپناه، علیرضا مرادی، مژده خداپناه،
دوره 5، شماره 1 - ( 6-1390 )
چکیده

هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی درمان BATD در کنترل افسردگی و اضطراب زنان مبتلا به چاقی است. 45 نفر از زنان چاق (kg/m230BMI &ge) که از افسردگی و اضطراب همراه با چاقی رنج می بردند، به طور تصادفی در سه گروه 15 نفره قرار گرفتند. هر سه گروه در متغیرهای سن، جنس، میزان تحصیلات و BMI همتا شدند. ابزار پژوهش شامل سیاهه افسردگی بک و سیاهه اضطراب حالت ـ صفت اسپیلبرگر و بسته درمانی B‏ATD بود. پس از اجرای پیش آزمون، گروه آزمایش درمان BATD را در ده جلسه و گروه رژیم درمانی درمان کاهش وزن را در مدت مشابه دریافت کردند، گروه سوم هیچ نوع درمانی را دریافت نکرد. پس از اتمام مداخلات، از آزمودنی های سه گروه پس آزمون به عمل آمد. نتایج تحلیل چند متغیری، نشان دهنده اثربخشی درمان فعال سازی رفتاری، در کاهش علایم افسردگی و اضطراب بیماران مبتلا به چاقی، می باشد. از جمله دلایل احتمالی اثر بخشی این رویکرد درمانی، افزایش سطح فعالیت های خوشایند و مهم، و افزایش رویدادهای تقویت کننده زندگی بیمار می باشد که این یافته ها با سایر پژوهش ها همسان است.
کیوان کاکابرایی، غلامعلی افروز، حیدر علی هومن، علیرضا مرادی،
دوره 5، شماره 2 - ( 12-1390 )
چکیده

پژوهش حاضر با هدف مقایسه بهزیستی ذهنی، سبک های مقابله ای و حمایت اجتماعی ادراک شده والدین دارای بیش از یک فرزند استثنایی و عادی انجام شد. در پژوهش پس رویدادی حاضر 800 نفر از والدین (400 نفر والدین دارای کودکان استثنایی و 400 نفر والدین دارای کودکان عادی) به روش نمونه گیری تصادفی ساده و چند مرحله ای انتخاب شدند و به نسخه کوتاه سبک های مقابله ای با موقعیت های تنیدگی زا (کوهن، 2006)، مقیاس چند بعدی حمایت اجتماعی (زیمت، 1988) و مقیاس های بهزیستی ذهنی رضایت از زندگی (دینر، 1985)، برنامه عاطفه مثبت و منفی (واتسون،1988) پاسخ دادند. نتایج بدست آمده از طریق تحلیل واریانس چند متغیری نشان داد که در ابعاد بهزیستی ذهنی میان دو گروه تفاوت معنی داری مشاهده شد، در ابعاد رضایت از زندگی و عاطفه مثبت، والدین دارای کودکان عادی و در عاطفه منفی والدین دارای کودکان استثنایی نمره بالایی را بدست آوردند. نتایج همچنین نشان داد میان دو گروه در سبک های مقابله ای مسأله مدار و هیجان مدار تفاوت وجود دارد، اما در سبک مقابله ای اجتنابی تفاوتی مشاهده نگردید. همچنین یافته ها نشان داد که والدین دارای کودکان استثنایی در هر سه بعد خانواده، دوستان و دیگران مهم، نمره کمتری در مقایسه با والدین دارای کودکان عادی بدست آوردند. نتایج یافته ها نشان می دهد که وجود فرزند استثنایی به ویژه بیش از یک نفر می تواند سلامت روان شناختی خانواده و اعضای نزدیک را تحت تأثیر قرار دهد.
سیما عالمی، علیرضا مرادی، آرش جنابیان،
دوره 6، شماره 1 - ( 3-1391 )
چکیده

بر اساس آخرین ویراست انجمن روان پزشکی امریکا (DSM-IV-TR) سرطان به عنوان یک حادثه آسیب زا می تواند سلامت روانشناختی و شناختی همسران افراد مبتلا به سرطان به عنوان مراقبت کنندگان بیماران تحت تأثیر قرار داده و ممکن است علائم PTSD را نشان دهند.  توجه به این امر در ارتقاء بهبود بیماران مبتلایان تأثیر به سزایی دارد. پژوهش حاضر به بررسی تأثیر سرطان (در حین درمان و بعد از درمان) بر عملکرد‌های هیجانی (اضطراب، افسردگی، نشانه های اختلال استرس پس از سانحه) و عملکرد شناختی (حافظه‌ی شرح حال) همسران می پردازد. 120 نفر در سه گروه (همسران افراد مبتلاء به سرطان (در حین درمان)، همسران افراد مبتلا به سرطان (پس از درمان) و افراد سالم) که در متغیر های جنس، سن و هوش، همتا شدند در مطالعه شرکت کردند. ابزار پژوهش شامل، مقیاس تجدید نظر شده هوش وکسلر (ویرایش تجدید نظر شده فارسی، (WAIS-R، مقیاس تأثیر رویداد(IES-R) ، سیاهه افسردگی بک (BDI-II)، سیاهه اضطراب بک (BAI) و آزمون حافظه شرح حال (AMT) و پرسشنامه حافظه شرح حال (AMI) بود. نتایج نشان داد که تفاوت معناداری در افسردگی میان گروه ها مشاهده نشد. اما گروه در حین درمان اضطراب بیشتری را نسبت به گروه کنترل نشان داد. همچنین دو گروه هدف در نمره‌ی کل مقیاس PTSD تفاوت معناداری نشان ندادند. نتایج همچنین نشان داد که دو گروه هدف در پاسخ های اختصاصی، حافظه رویدادی و نمره کل حافظه شرح حال عملکرد پائین تری داشتند. یافته های پژوهش بر اساس نظریه های مطرح در مورد رابطه میان هیجان و شناخت به ویژه در خصوصPTSD  قابل بحث است
سید کاظم رسولزاده طباطبایی، علیرضا مرادی، مریم تاجیک اسمعیلی،
دوره 6، شماره 2 - ( 6-1391 )
چکیده

هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر انگیختگی خوشایند بر تحکیم حافظه بوده است. به همین منظور تعداد 60 نفر از جامعۀ دانشجویان دانشگاه­های تربیت مدرس، تهران و آزاد واحد تهران جنوب (30زن و 30 مرد) به صورت در دسترس انتخاب و پس از کسب ملاک­های لازم برای ورود به گروه نمونه به صورت تصادفی در دو گروه جایگزین شدند. پس از یادگیری و یادآوری فوری فهرست لغات، در گروه آزمایش کاربست آزمایشی (تماشای قطعه فیلم­های برانگیزانندۀ مثبت) اعمال شد و آزمودنی­های گروه کنترل به تماشای قطعه فیلم خنثی پرداختند. در پژوهش حاضر نمرات آزمون های یادآوری آزاد تأخیری و بازشناسی که 30 دقیقه پس از یادگیری فهرست لغات انجام شدند، به عنوان متغیر وابسته در نظر گرفته شدند. تجزیه و تحلیل نتایج با استفاده از آزمون t مستقل نشان داد، میانگین نمرات آزمون­های یادآوری آزاد تأخیری و بازشناسی گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل در سطح معناداری کمتر از 01/0، بیشتر است. این یافته­ها نشان می­دهند که القای انگیختگی پس از یادگیری موجب تحکیم حافظه برای آن مطالب می­شود و این امر بدون توجه به هیجانی یا خنثی بودن محرک­های یادگرفته شده است.  
هادی پرهون، علیرضا مرادی، محمد حاتمی، کمال پرهون،
دوره 6، شماره 4 - ( 12-1391 )
چکیده

این پژوهش با هدف بررسی اثر بخشی و مقایسه درمان فعال سازی رفتاری کوتاه مدت و درمان فراشناختی بر کاهش علایم و افزایش کیفیت زندگی بیماران افسرده اساسی انجام شده است. در یک طرح شبه آزمایشی با پیش آزمون- پس آزمون توأم با گروه کنترل، و با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس، 34 آزمودنی زن، که براساس ملاک های TR-DSM-IV توسط روانپزشک مورد ارزیابی قرار گرفتند، به صورت تصادفی به دو گروه آزمایشی و یک گروه کنترل گماشته شدند؛ گروه تحت درمان فعال سازی رفتاری کوتاه مدت، گروه تحت درمان فراشناختی و گروه کنترل. گروه­های آزمایش طی دو و نیم ماه تحت درمان قرار گرفتند و نمرات (BDI-II)، (HRSD) و WHOQOL-BREF)) قبل و بعد از مداخله و در مرحله پیگیری سه ماهه در هر سه گروه جمع آوری گردید و با استفاده از آزمون های آماری تحلیل کوواریانس چند متغیره، آزمون تعقیبی توکی و آزمون  Tوابسته مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که بین میزان اثر بخشی دو روش درمانی تفاوت معنی داری وجود دارد. یافته ها نه تنها مؤید اثر بخشی دو روش درمانی بر کاهش علایم و افزایش کیفیت زندگی بیمارن افسرده بودند، بلکه برتری درمان فعال سازی رفتاری کوتاه مدت نسبت به درمان فراشناخی در انتهای درمان و در مرحله پیگیری تأیید شد. هر دو روش درمانی در کاهش علایم افسردگی اساسی اثر بخش می باشند و با توجه به برتری درمان فعال سازی رفتاری کوتاه مدت در مقایسه با درمان فراشناختی می توان آن را به عنوان یک روش انتخابی برای درمان افسردگی به کار برد.      
محسن احمدی طهور سلطانی، رضا کرمی نیا، حسن احدی، علیرضا مرادی،
دوره 7، شماره 1 - ( 3-1392 )
چکیده

هدف این پژوهش ارائه­ی یک مدل علی جهت تبیین امیدواری با استفاده از مدل سازی معادله ساختاری در نمونه­ای از دانشجویان ایرانی بود. به همین منظور نمونه‌ای 379 نفری از دانشجویان دانشگاه­های شهر همدان به روش نمونه­گیری تصادفی چند مرحله­ای انتخاب شدند و به پرسشنامه­های امیدواری سیمسون، مقیاس خودکارآمدی شرر و همکاران، مقیاس سبک‌های دلبستگی بزرگسالان، مقیاس چندوجهی حمایت اجتماعی ادراک شده، شاخص ارزشمندی زندگی (معناداری زندگی) و پرسشنامه­ی جهت‌گیری هدف پاسخ دادند. ابزار قبل از برازش مدل اصلی از نظر ویژگی‌های روان­سنجی از طریق روش‌های تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی مورد بررسی قرار گرفتند. در مدل طراحی شده سبک­های دلبستگی، معناداری زندگی و حمایت اجتماعی متغیر نهفته برونزاد (مستقل)، خودکارآمدی و جهت گیری هدف تسلطی متغیرهای نهفته میانجی و امیدواری متغیر نهفته درونزاد (وابسته) در نظر گرفته شدند. یافته­ها نشان داد که به طور کلی مدل فرضی با داده­ها برازش دارد. همچنین نتایج نشان داد که مؤلفه­های حمایت اجتماعی و معناداری زندگی به طور مستقیم و غیر مستقیم، مؤلفه­ی دلبستگی ایمن به طور مستقیم و مؤلفه­ی دلبستگی نا­ایمن اجتنابی به واسطه­ی متغیر میانجی خودکارآمدی با امیدواری رابطه­ی معنادار دارند. در مجموع متغیرهای پیشنهاد شده برای تبیین امیدواری، روی هم توانستند 46/0 از واریانس امیدواری را تبیین کنند.
محبوبه اسماعیلی، علیرضا مرادی، عباس تولایی،
دوره 7، شماره 3 - ( 7-1392 )
چکیده

پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش تشخیصی حافظه­ی شرح حال، دلبستگی و هویت در اختلال استرس پس از سانحه، و اختلال اضطراب فراگیر انجام شد. در یک طرح علی- مقایسه­ای، 24 نفر بیمار مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه، 20 نفر بیمار مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر و 32 نفر  افراد بهنجار، که در متغیرهای سن و جنس همتا و از شرایط اجتماعی و اقتصادی مشابه انتخاب شده بودند، در مطالعه شرکت کردند. طی دو جلسه آزمودنی­ها به پرسشنامه­ها و تکالیف سیاهه­ی افسردگی بک، سیاهه­ی اضطراب بک، مقیاس تجدید نظر شده­ی تأثیر رویداد، مقیاس دلبستگی، مقیاس سنجش هویت، مصاحبه­ی حافظه­ی شرح حال و آزمون حافظه­ی شرح حال پاسخ دادند. داده­های به دست آمده با روش آماری تحلیل واریانس چند متغیری و تحلیل تشخیصی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد عملکرد افراد سالم در تمام زیر مقیاس­های حافظه­ی شرح حال، از افراد مبتلا به PTSD به طور معناداری بهتر بود. همچنین نتایج آزمون حافظه­ی شرح حال، حکایت از کاهش حافظه­ی اختصاصی در بیماران مبتلا به PTSD نسبت به افراد گروه بهنجار داشت. علاوه براین، عملکرد افراد GAD تنها در زیر مقیاس حافظه­ی شرح حال رویدادی بزرگسالی از افراد گروه مبتلا به PTSD بالاتر بود. مقایسه­ی زوجی گروه­ها نشان داد میانگین گروه سالم در سبک دلبستگی ایمن به شکل معناداری از گروه GAD بالاتر و در سبک دلبستگی ناایمن اضطرابی پایین­تر از دو گروه بیمار است. نتایج تحلیل تشخیصی نیز نشان داد که میزان موفقیت تابع 7/69 درصد بود. حافظه­ی شرح حال تحت تأثیر نشانه­های دو گروه بیماری PTSD و GAD قرار می­گیرد. با توجه به ارزیابی متغیرهای پیش بین، پیش­بینی عضویت گروهی 53 نفر از 76 نفر به درستی انجام شده است. همچنین، تأثیرات متفاوت نشانه­های PTSD و GAD بر حافظه­ی شرح­حال براساس ابعاد دلبستگی و هویتی متفاوت، از مسائل قابل تأمل در زمینه­ی آسیب­شناسی، روش­های درمانی و موارد دیگر می­باشد.
پوران صورتی، محمد نقی فراهانی، علیرضا مرادی،
دوره 7، شماره 4 - ( 12-1392 )
چکیده

پژوهش حاضر با هدف مطالعه­ ی نقش میانجی­گر مدیریت رفتار مالی در رابطه­ ی بین صفات شخصیت و بهزیستی­ ذهنی انجام شد. از این­رو نمونه ­ای به حجم 479 نفر از کارمندان دانشگاه­ های واقع در استان گیلان بعد از انتخاب به روش نمونه­ گیری خوشه ­ای، پرسشنامه­ های پنج بزرگ ایرانی (گردون)، مدیریت رفتار مالی و بهزیستی­ ذهنی را تکمیل نمودند. داده ­ها پس از گردآوری با استفاده از روش مدل­ یابی معادلات ساختاری تحلیل شد. نتایج تحلیل نشان داد، صفات شخصیت در کل 14درصد از واریانس مدیریت رفتار مالی و آن دو با هم (صفات شخصیت و مدیریت رفتار مالی) 32% از واریانس بهزیستی ­ذهنی را تبیین می­ کنند. همچنین نتایج نشان داد که از یک سو ضرایب مسیر سه عامل روان­رنجورخویی/ ثبات هیجانی، برون­گرایی/ شادخویی و وجدان/ فروتنی با بهزیستی ­ذهنی و در سوی دیگر ضرایب مسیر سه عامل وجدان/ فروتنی، گشودگی/ شایستگی و نرم خویی/ ملاحظه کار با مدیریت رفتار مالی معنادار است. در نهایت نتایج تحلیل نشان داد ضریب مسیر بین مدیریت رفتار مالی و بهزیستی­ ذهنی معنادار است و مدیریت رفتار مالی رابطه ­ی بین سه عامل وجدان/ فروتنی، گشودگی/ شایستگی و نرم ­خویی/ ملاحظه­ کار و بهزیستی ­ذهنی را میانجی­گری می­ کند. در کل نتایج پژوهش حاضر نشان داد مدیریت رفتار مالی نقش معناداری در پیش­بینی بهزیستی­ ذهنی ایفا می­ کند و با توجه به نقش میانجی­گر مدیریت رفتار مالی در رابطه­ ی بین صفات شخصیت و بهزیستی­ ذهنی می­توان نتیجه گرفت، احتمالاً با آموزش مهارت­ های مدیریت رفتار مالی به افراد، می­توان تأثیر مثبت صفات شخصیت بر بهزیستی ذهنی را افزایش و تأثیر منفی آن را کاهش داد.
امید شکری، محمدنقی فراهانی، رضا کرمی نوری، علیرضا مرادی،
دوره 8، شماره 1 - ( 3-1393 )
چکیده

مطالعه­ی حاضر با هدف مقایسه­ی بین­فرهنگی ساختارـ محور روابط درون­گروهی وقایع منفی زندگی، استرس تحصیلی و بهزیستی ذهنی در دانشجویان ایرانی و سوئدی انجام شد. 205 دانشجو (100 ایرانی و 105 سوئدی) به مقیاس وقایع منفی زندگی، پرسشنامه­ی استرس تحصیلی، برنامه­ی عاطفه­ی مثبت و منفی و مقیاس رضایت از زندگی پاسخ دادند. تحلیل روابط وقایع منفی زندگی، استرس تحصیلی و بهزیستی ذهنی در دانشجویان ایرانی و سوئدی با استفاده از چند طرح تحلیل رگرسیون سلسله­مراتبی انجام شد. نتایج طرح­های تحلیل رگرسیون نشان داد در حالی­که تفاوت بین دانشجویان ایرانی و سوئدی از نظر روابط ساختار ـ محور وقایع منفی زندگی، استرس تحصیلی و بهزیستی ذهنی از نظر آماری معنادار نبود، اما، نتایج مقایسه­های درون­گروهی نشان داد که در بین دانشجویان ایرانی در مقایسه با دانشجویان سوئدی، وقایع منفی زندگی در پیش­بینی استرس تحصیلی و مؤلفه­های شناختی و هیجانی بهزیستی ذهنی، و استرس تحصیلی در پیش­بینی بهزیستی ذهنی از توان نسبی بالاتری برخوردار بودند. نتایج پژوهش حاضر در پیش­بینی بهزیستی ذهنی، بر تشابه ویژگی­های کارکردی وقایع منفی زندگی و استرس تحصیلی دانشجویان ایرانی و سوئدی تأکید می­کند.
مژگان پاتو، علیرضا مرادی، عباسعلی اللهیاری، مهرداد پاینده،
دوره 9، شماره 1 - ( 3-1394 )
چکیده

سازگاری با سرطان یک متغیر روان شناختی مهم در سلامت جسمی و روان شناختی بیماران سرطانی است. پژوهش حاضر با هدف بررسی ساختار عاملی و ویژگی های روان سنجی مقیاس کوتاه سازگاری با سرطان در یک نمونه ی بزرگسال ایرانی انجام شد. بدین منظور نمونه ای مشتمل بر 320 نفر از بیمارن سرطانی از بیمارستان ها و کلینیک های آنکولوژی شهرهای کرمانشاه و شیراز به شیوه ی در دسترس انتخاب و پرسشنامه ی نسخه ی کوتاه سازگاری روانی با سرطان بر روی آنها اجرا شد، تعداد 100 نفر از آزمودنی ها، پرسشنامه ی اضطراب و افسردگی بیمارستانی را نیز تکمیل نمودند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش های آماری تحلیل عاملی تأییدی و اکتشافی، روایی تم و به منظور همسانی درونی از ضرایب آلفای کرونباخ استفاده شد. نتایج تحلیل عاملی وجود پنج عامل در Mini-MAC را تأیید نمود. مقادیر شاخص های برازش نیز در حد قابل قبولی قرار داشتند. همبستگی معنادار میان خرده مقیاس های Mini-MAC و پرسشنامه ی اضطراب و افسردگی بیمارستانی نیز نشان می دهد که این مقیاس از روایی تشخیصی مناسبی برخوردار است. نتایج ضرایب آلفای کرونباخ برای خرده درماندگی/ ناامیدی 94/0، اجتناب شناختی76/0، دلمشغولی نگران کننده90/0، تقدیر گرایی77/0، روحیه ی مبارزه80/0 و کل مقیاس نیز 84/0 به دست آمد. نتایج با تأیید ساختار پنج عاملی مقیاس Mini-MAC و نیز وجود اعتبار و روایی مناسب نشان می دهد که این مقیاس جهت سنجش ابعاد سازگاری روانی با سرطان از توان لازم برخوردار است.


سارا مرادی کلارده، فریدون یاریاری، محمدحسین عبداللهی،
دوره 10، شماره 3 - ( دوره دهم، شماره سوم، پاییز ۱۳۹۵ 1395 )
چکیده

کاربرد تحریک مغزی که شامل روش های تهاجمی و غیرتهاجمی است، امروزه در زمینه علوم اعصاب شناختی شروع به رشد کرده است. هدف از انجام این مطالعه، بررسی اثرات تحریک الکتریکی فراجمجمه ای منطقه پیش پیشانی پشتی جانبی بر کاهش ولع سیگار و میزان استرس می باشد. بنابراین، بااستفاده از روش نمونه گیری در دسترس و گلوله برفی در جمعیت سیگاری استان البرز، 20 نفر انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل تخصیص داده شدند. ابزار مورد استفاده دراین پژوهش، پرسشنامه ولع سیگار(SUQ) و خرده مقیاس استرس از پرسشنامه افسردگی، اضطراب و استرس(DASS) بود. تحلیل های کوواریانس و آزمون t نمرات افتراقی نشان داد که گروه آزمایشی در مرحله پس آزمون در ولع و استرس کاهش معناداری نسبت به گروه کنترل داشته است.( به ترتیب با معناداری 035/0 و 000/0 ، 05/0>P) به علاوه، تعداد نخ سیگارهای مصرفی پس از مداخله کاهش معنادری را نشان می دهد. (029/0 ، 05/0>P) به طور کلی، روش تحریک الکتریکی فراجمجمه ای در کاهش ولع و میزان استرس موثر بوده است.


مریم عظیمی، علیرضا مرادی، جعفر حسنی،
دوره 11، شماره 1 - ( دوره یازدهم، شماره اول، بهار 1396 )
چکیده

هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان شناختی-رفتاری بی­خوابی حضوری و مبتنی بر اینترنت بر راهبردهای تنظیم شناختی هیجان افراد مبتلا به  همبودی بی­خوابی با افسردگی بود. طرح پژوهش شبه تجربی از نوع  پیش‌آزمون-پس‌آزمون و پیگیری برای دو گروه آزمایشی و کنترل بود. با استفاده از روش نمونه­گیری دردسترس، چهل و پنج نفر از کارکنان و اساتید دانشگاه که در پرسشنامه کیفیت خواب پترزبورگ و پرسشنامه افسردگی بک نمره بالاتر از برش کسب کردند و از طریق مصاحبه تشخیصی بر اساس ملاکهای تشخیصیDSM-5، افسردگی و بی­خوابی داشتند، انتخاب شدند. با استفاده از گمارش تصادفی، در هر سه گروه، 15 نفر جایگزین شدند. گروههای آزمایش 6 جلسه درمان شناختی-رفتاری برای بی‌خوابی دریافت کردند. نتایج نشان داد اجرای حضوری پروتکل درمان درکاهش نمرات فاجعه­سازی، افزایش قدرت درک دیدگاه دیگران و تمرکز مجدد بر برنامه­ریزی موثرتر از روش اجراء با استفاده از اینترنت بود. دو گروه آزمایشی در راهبردهای نشخوار فکری، تمرکز مجدد مثبت، ملامت دیگران و ملامت خویش با گروه کنترل تفاوت معنی­ داری داشتند، اما در ارزیابی مجدد مثبت و پذیرش بین سه گروه تفاوتی دیده نشد. بر اساس یافته­های پژوهش هر دو شیوه اجرای درمان در بهبود راهبردهای تنظیم شناختی هیجان موثر است


نرگس نقوی، مهدی اکبری، علیرضا مرادی،
دوره 11، شماره 2 - ( تابستان1396، دوره 11، شماره 2 1396 )
چکیده

پژوهش حاضر به ارزیابی مدلی پرداخته است که نقش پیش­بینی­کنندگی بی­نظمیِ هیجانی، عدم تحمل بلاتکلیفی، اجتناب تجربه­گرایانه و افکار تکرارشوندۀ منفی را در کمال­گرایی مثبت و منفی، بررسی می­کند. روش: در یک طرح پژوهش مقطعی، 412 دانشجوی کارشناسی دانشگاه تهران، علامه طباطبایی و خوارزمی با استفاده از نمونه­گیری در دسترس شرکت کردند. این دانشجویان مقیاس کمال­گرایی مثبت و منفی، پرسشنامۀ افکار تکرارشوندۀ منفی، مقیاس مشکل در تنظیم هیجان، مقیاس عدم تحمل بلاتکلیفی و پرسشنامۀ اجتناب تجربه­گرایانه را تکمیل کردند. داده­ها با استفاده از مدل‌سازی معادلات ساختاری مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفتند. یافته­ها: بی­نظمی هیجانی هم به‌صورت مستقیم و هم غیرمستقیم (به‌واسطۀ افکار تکرارشوندۀ منفی) با کمال­گرایی مثبت ارتباط معنی­داری ندارد. اما به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم با کمال­گرایی منفی ارتباط معنی­دار دارد. عدم تحمل بلاتکلیفی تنها به‌صورت مستقیم با کمال­گرایی مثبت ارتباط معنی­دار دارد و به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم با کمال­گرایی منفی ارتباط معنی­دار دارد. اجتناب تجربه‌گرایانه به‌صورت مستقیم با کمال­گرایی مثبت ارتباط معنی­دار دارد و به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم با کمال­گرایی منفی ارتباط معنی­دار ندارد. متغیرهای بی­نظمی هیجانی، عدم تحمل بلاتکلیفی، اجتناب تجربه­گرایانه، به‌طورکلی قادر به پیش­بینی 12درصد از کمال­گرایی مثبت، 64درصد از کمال­گرایی منفی و 58درصد از افکار تکرارشوندۀ منفی هستند. نتایج نشان داد که کمال­گرایی مثبت و منفی دو مدل ساختاری متفاوت هستند و افکار تکرارشوندۀ منفی تنها در ارتباط کمال­گرایی منفی با برخی متغیرهای برآیندی، نقش واسطه­ای ایفا می­کند


اصغر نوروزی، علیرضا مرادی، کریم زمانی، جعفر حسنی،
دوره 11، شماره 3 - ( پاییز 1396، دوره 11، شماره 3 1396 )
چکیده

پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی معنادرمانی مبتنی بر اندیشه­ های مولانا با درمان پذیرش و تعهد بر بهزیستی روان­شناختی سالمندان انجام شد. روش پژوهش، تجربی با طرح پیش ­آزمون- پس­ آزمون با گروه کنترل و دوره پیگیری بود. نمونه پژوهش شامل 66 نفر (46 زن و 20 مرد) بود که با روش نمونه‌گیری تصادفی ساده از میان سالمندان مراجعه ­کننده به مراکز توانبخشی سالمندان روزانه بهزیستی شهرستان ساری انتخاب و به روش تصادفی در سه گروه آزمایشی (دو گروه) و کنترل جایگزین شدند. جهت جمع ­آوری اطلاعات از پرسشنامه بهزیستی روان­شناختی استفاده شد. برای گروه آزمایشی اول معنادرمانی مبتنی بر اندیشه­ های مولانا طی 8 جلسه 75 دقیقه­ ای آموزش داده شد و برای گروه آزمایشی دوم درمان پذیرش و تعهد به مدت 8 جلسه 75 دقیقه­ ای ارائه شد و در این مدت گروه کنترل هیچ­گونه مداخله­ ای دریافت نکردند. نتایج آزمون تحلیل واریانس مختلط نشان داد معنادرمانی مبتنی بر اندیشه­ های مولانا و درمان پذیرش و تعهد موجب افزایش بهزیستی روان­شناختی و مؤلفه­ های آن در سالمندان می­شود (P<0.01). هم چنین، یافته­ ها نشان داد بین اثربخشی دو گروه معنادرمانی و درمان پذیرش و تعهد بر بهزیستی روان­شناختی سالمندان تفاوت معناداری وجود ندارد. براساس سافته ها می توان استدلال کرد که اندیشه های مولانا می تواند منبع خوبی برای غنی سازی مداخلات روان شناختی برای سالمندان محسوب شود.   
 
بتول احدی، فاطمه مرادی،
دوره 12، شماره 3 - ( دوره دوازدهم، شماره سوم 1397 )
چکیده

عدم‌تحمل بلاتکلیفی، نوعی سوگیری شناختی است که بر چگونگی دریافت، تفسیر و واکنش فرد به یک موقعیت نامطمئن در سطوح هیجانی و شناختی و رفتاری تأثیر می‌‌‌گذارد. همه‌ی پژوهش‌‌‌های انجام‌شده در سراسر کشور طی سال‌های 1389 تا 1396 گردآوری و بررسی شدند و تعداد دوازده پژوهش انجام‌گرفته در زمینه‌ی عدم‌تحمل بلاتکلیفی، با بهره‌‌‌گیری از ابزار فهرست بازبینی گزینش پژوهش‌‌‌ها، از نظر فنی و روش‌‌‌شناختی، شامل روش نمونه‌‌‌گیری درست، روش پژوهشی و آماری صحیح و مناسب و روایی و پایایی مناسب پرسش‌نامه‌‌‌ها انتخاب شدند. برای این منظور از بین پژوهش‌‌‌ها، پژوهش‌هایی که ازلحاظ روش‌‌‌شناختی مورد قبول بودند، انتخاب و فراتحلیل شدند. مفروضه‌‌‌های همگنی و خطای انتشار مورد بررسی قرار گرفتند. ضریب اندازه‌ی اثر با استفاده از نرم‌افزارجامع فراتحلیل(CMA-2)ارزیابی شد. براساس نتایج فراتحلیل، باورهای فراشناختی بالاترین اثر و پس ‌از آن، بالاترین اندازه‌های اثر، به‌ترتیب مربوط به استرس، ناتوانی برای انجام عمل و افکار تکرارشونده منفی بود و اندازه‌ی اثر بازداری رفتاری و فعال‌سازی رفتاری ازلحاظ آماری معنادار نشد؛ ازاین‌رو، مدنظر قراردادن متغیرهای گفته‌شده در تدوین مداخلات درمانیِ مربوط به عدم‌تحمل بلاتکلیفی، می‌تواند به کارآمدی هرچه بیشتر این مداخلات کمک کند.
 


صفحه 1 از 2    
اولین
قبلی
1
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه پژوهش در سلامت روانشناختی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2022 CC BY-NC 4.0 |

Designed & Developed by : Yektaweb