جستجو در مقالات منتشر شده


۶ نتیجه برای شکری

صادق تقی¬لو، مهدیه صالحی، امید شکری،
دوره ۴، شماره ۱ - ( ۶-۱۳۸۹ )
چکیده

هدف پژوهش حاضر پیش­بینی بهزیستی­ذهنی با استفاده از متغیرهای برون­گرایی، روان­رنجورخویی، حل مسئله ساختاری و حل مسئله غیر انطباقی است. از این رو ۵۲۸ نفر از دانشجویان دانشگاه­های آزاد اسلامی استان تهران بعد از انتخاب به روش نمونه­گیری چند مرحله­ای، پرسشنامه‌های حل مسئله اجتماعی و پنج عامل بزرگ شخصیت و مقیاس‌های بهزیستی ذهنی را تکمیل کردند. تحلیل داده­ها با استفاده از مدل­یابی معادلات ساختاری نشان داد که متغیرهای برون­گرایی، روان­رنجورخویی، حل مسئله ساختاری و حل مسئله غیر انطباقی در کل ۴۷ درصد از واریانس بهزیستی ذهنی را تبیین می­کند. از سوی دیگر نتایج نشان داد برون­گرایی به صورت مثبت و روان­رنجورخویی و حل مسئله غیر انطباقی به صورت منفی، بهزیستی ذهنی را پیش­بینی می کند، روان­رنجورخویی متغیر حل مسئله غیر انطباقی را به صورت مثبت و حل مسئله ساختاری را به صورت منفی پیش­بینی می­کند. برون­گرایی علیرغم پیش­بینی حل مسئله غیر انطباقی به صورت منفی، حل مسئله منطقی را به صورت معنادار پیش بینی نمی­کند. بعلاوه رابطه بین حل مسئله ساختاری و بهزیستی ذهنی نیز معنادار نبود. بر اساس نتایج پژوهش حاضر متغیرهای برون­گرایی، روان­رنجورخویی و حل مسئله غیر انطباقی نقش بسیار مهم و تعیین کننده‌ای در تبیین بهزیستی ذهنی دارند.
امید شکری، محمدنقی فراهانی، رضا کرمی نوری، علیرضا مرادی،
دوره ۴، شماره ۲ - ( ۱۲-۱۳۸۹ )
چکیده

مطالعه حاضر با هدف بررسی الگوی روابط ساختاری بین متغیرهای روان­رنجورخویی، استرس تحصیلی و رفتارهای سلامت در بین دانشجویان ایرانی و سوئدی انجام شد. ۱۹۹ دانشجو (۱۰۰ ایرانی و ۹۹ سوئدی) به نسخه کوتاه فهرست پنج عامل (BFI-SV؛ رامستد و جان، ۲۰۰۷)، پرسشنامه استرس تحصیلی (ASQ؛ زاژاکووا، لینچ و اسپنشاد، ۲۰۰۵) و فهرست رفتارهای سلامت (HBI؛ برامان، ۱۹۹۸) پاسخ دادند. روابط بین متغیرهای مکنون و اندازه­گیری شده در الگوی مفهومی, از طریق مدل­یابی معادلات ساختاری آزمون شد. نتایج نشان داد که الگوی کلی با داده­ها برازش قابل قبولی داشت. در الگوی کلی، روان­رنجورخویی و استرس تحصیلی، رفتارهای سلامت را به طور منفی و معنادار و روان­رنجورخویی، استرس تحصیلی را به طور مثبت و معنادار پیش بینی کردند. نتایج مربوط به آزمون تخصیص فرهنگی روابط ساختاری در گروه­های فرهنگی مختلف نشان داد که روابط بین سازه­ها در الگوهای فرهنگی مختلف، هم ارز بودند. در مجموع، نتایج مطالعه حاضر از طریق تأکید بر اهمیت انسجام دیدگاه های روان شناسی فرهنگی و روان شناسی صفات، در طرح مطالعات، صورت بندی فرضیه­ها و انجام پالایش­های نظری در بافت بررسی بین فرهنگی روابط ساختاری بین متغیرهای روان­رنجورخویی، استرس تحصیلی و رفتارهای سلامت، از ارزش اکتشافی بالایی برخوردار می­باشد
امید شکری، محمدنقی فراهانی، رضا کرمی نوری، علیرضا مرادی،
دوره ۸، شماره ۱ - ( ۳-۱۳۹۳ )
چکیده

مطالعه­ی حاضر با هدف مقایسه­ی بین­فرهنگی ساختارـ محور روابط درون­گروهی وقایع منفی زندگی، استرس تحصیلی و بهزیستی ذهنی در دانشجویان ایرانی و سوئدی انجام شد. ۲۰۵ دانشجو (۱۰۰ ایرانی و ۱۰۵ سوئدی) به مقیاس وقایع منفی زندگی، پرسشنامه­ی استرس تحصیلی، برنامه­ی عاطفه­ی مثبت و منفی و مقیاس رضایت از زندگی پاسخ دادند. تحلیل روابط وقایع منفی زندگی، استرس تحصیلی و بهزیستی ذهنی در دانشجویان ایرانی و سوئدی با استفاده از چند طرح تحلیل رگرسیون سلسله­مراتبی انجام شد. نتایج طرح­های تحلیل رگرسیون نشان داد در حالی­که تفاوت بین دانشجویان ایرانی و سوئدی از نظر روابط ساختار ـ محور وقایع منفی زندگی، استرس تحصیلی و بهزیستی ذهنی از نظر آماری معنادار نبود، اما، نتایج مقایسه­های درون­گروهی نشان داد که در بین دانشجویان ایرانی در مقایسه با دانشجویان سوئدی، وقایع منفی زندگی در پیش­بینی استرس تحصیلی و مؤلفه­های شناختی و هیجانی بهزیستی ذهنی، و استرس تحصیلی در پیش­بینی بهزیستی ذهنی از توان نسبی بالاتری برخوردار بودند. نتایج پژوهش حاضر در پیش­بینی بهزیستی ذهنی، بر تشابه ویژگی­های کارکردی وقایع منفی زندگی و استرس تحصیلی دانشجویان ایرانی و سوئدی تأکید می­کند.
امید شکری، راحمه صالحی، مریم صفایی، معصومه عبدالخالقی،
دوره ۸، شماره ۴ - ( ۱۲-۱۳۹۳ )
چکیده

مطالعه حاضر با هدف آزمون نقش واسطه‌ای مقابله مذهبی در رابطه استرس ادراک شده و بهزیستی هیجانی در بیماران سرطانی انجام شد. ۱۵۵ بیمار به نسخه کوتاه مقیاس مقابله مذهبی (پارگامنت، کوینگ و پرز، ۲۰۰۰)، مقیاس استرس ادراک شده (کوهن، کمارک و مرملستین، ۱۹۸۳) و فهرست عواطف مثبت و منفی (واتسون، کلارک و تلگن، ۱۹۸۸) پاسخ دادند. به منظور آزمون نقش واسطه‌ای مقابله مذهبی در رابطه استرس ادراک شده و بهزیستی هیجانی از روش مدل‌یابی معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج نشان داد که رابطه خودکارآمدی ادراک شده با راهبرد مقابله مذهبی مثبت، مثبت و معنادار و رابطه درماندگی آموخته شده با راهبرد مقابله مذهبی منفی، مثبت و معنادار، رابطه خودکارآمدی ادراک شده با عاطفه مثبت، مثبت و معنادار و رابطه بین درماندگی آموخته شده با عاطفه منفی، مثبت و معنادار و در نهایت، رابطه مقابله مذهبی مثبت با عاطفه مثبت، مثبت و معنادار و رابطه مقابله مذهبی منفی با عاطفه منفی، مثبت و معنادار بود. همچنین، نتایج از نقش واسطه‌ای راهبردهای مقابله مذهبی مثبت و منفی در رابطه بین استرس ادراک شده و بهزیستی هیجانی حمایت کردند. در نهایت، در مدل مفروض، تمامی وزن-های رگرسیونی از لحاظ آماری معنادار بودند و متغیرهای پیش‌بین به ترتیب حدود ۸۰ و ۶۰ درصد از پراکندگی متغیرهای عاطفه مثبت و منفی را تبیین کردند. نتایج پژوهش حاضر نشان می‌دهد که در بین بیماران سرطانی در مواجهه با تجارب استرس‌زا، بخشی از پراکندگی اندازه‌های منتسب به عواطف مثبت و منفی آنها، از طریق تمایز در مقادیر راهبردهای مقابله مذهبی مثبت و منفی قابل تبیین است.
مهسا عمید، امید شکری، فریبا زرانی،
دوره ۱۰، شماره ۳ - ( دوره دهم، شماره سوم، پاییز ۱۳۹۵ ۱۳۹۵ )
چکیده

هدف: مطالعه حاضر با هدف آزمون نقش واسطه­ای رفتارهای سبک زندگی ارتقادهنده سلامت در رابطه جهت­گیری­های مذهبی درونی/بیرونی و حمایت اجتماعی ادراک شده با بهزیستی هیجانی و رضایت از زندگی در دانشجویان انجام شد. روش: ۴۱۰ دانشجو (۱۵۷ پسر و ۲۵۳ دختر) به جهت­گیری مذهبی درونی ـ بیرونی آلپورت (I/EROS)، مقیاس چندبعدی حمایت اجتماعی ادراک شده (MSPSS)، نسخه تجدید نظر شده دوم نیمرخ سبک زندگی ارتقا دهنده سلامت (HPLP-IIفهرست عواطف مثبت و منفی (PANAS) و رضایت از زندگی (SWLS) پاسخ دادند. در این مطالعه، به منظور آزمون نقش واسطه­ای رفتارهای سبک زندگی ارتقادهنده سلامت در رابطه جهت­گیری­های مذهبی درونی/بیرونی و حمایت اجتماعی ادراک شده با بهزیستی هیجانی و رضایت از زندگی در دانشجویان از روش مدل­یابی معادلات ساختاری استفاده شد. یافته­ها: نتایج نشان داد که رابطه بین جهت­گیری مذهبی درونی و حمایت اجتماعی ادراک شده با رفتارهای سبک زندگی ارتقا دهنده سلامت مثبت و معنادار و رابطه بین جهت­گیری مذهبی بیرونی با رفتارهای سبک زندگی سالم مثبت و غیرمعنادار بود. همچنین، رابطه بین رفتارهای سبک زندگی ارتقا دهنده سلامت با عاطفه مثبت و رضایت از زندگی مثبت و معنادار و با عاطفه منفی، منفی و معنادار بود.علاوه بر این،نتایج روش آماری معادلات ساختاری نشان داد که  رابطه بین جهت­گیری مذهبی درونی و حمایت اجتماعی با عاطفه مثبت و منفی و رضایت از زندگی از طریق از رفتارهای سبک زندگی سالم به طور نسبی میانجیگری می­شود. در نهایت، در مدل مفروض، ۲۹ درصد از پراکندگی نمرات رفتارهای سبک زندگی از طریق جهت­گیری­های مذهبی درونی/بیرونی و حمایت اجتماعی ادراک شده تبیین شد. همچنین، در مدل مفروض به ترتیب ۶۴ ، ۱۶ و ۳۸ درصد از پراکندگی نمرات عاطفه مثبت، عاطفه منفی و رضایت از زندگی از طریق رفتارهای سبک زندگی تبیین شد. نتیجه­گیری: نتایج پژوهش حاضر نشان می­دهد که بخشی از پراکندگی نمرات بهزیستی هیجانی و رضایت از زندگی در بافت پیش­بینی این مولفه­های شناختی و هیجانی بهزیستی از طریق ابعاد درونی و بیرونی جهت­گیری­های مذهبی و حمایت اجتماعی ادراک شده، به کمک تفاوت در میزان استفاده از رفتارهای سبک زندگی سالم قابل تبیین است.


آرزو لشکری، تورج هاشمی نصرت آبادی،
دوره ۱۸، شماره ۴ - ( دوره هجدهم ، شماره چهارم ، زمستان ۱۴۰۳ )
چکیده

مقیاس همدلی شناختی، عاطفی و جسمی ساختار سه مولفه جدیدی از همدلی را پیشنهاد می­کند. هدف از این پژوهش بررسی ویژگی های روان ­سنجی مقیاس همدلی شناختی، عاطفی و جسمانی بود. روش پژوهش حاضر از نوع همبستگی بود. جامعه آماری کلیه دانشجویان دامنه سنی ۱۸ تا ۵۰ سال ایرانی در سال­تحصیلی ۱۴۰۱-۱۴۰۲ بودند که به روش نمونه­گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده در پژوهش شامل مقیاس همدلی شناختی، عاطفی  و جسمانی(CASESمقیاس واکنش بین فردی(IRI) ، پرسشنامه، الکسی تیمیای پرس (PAQ) مقیاس تجربه زمانی لذّت بودند. داده های پژوهش به روش تحلیل عاملی تأییدی ، (CFA) آلفای کرونباخ و ضریب پیرسون با استفاده از نرمافزارهای SPSS ۲۴ و Lisrel ۸ تجزیه وتحلیل شدند. پایایی پرسشنامه با استفاده از روش همسانی درونی محاسبه شد. برای به دست آوردن اعتبار همگرا نیز از پرسشنامه­های الکسی­تایمیا پرس (۲۰۱۸)، مقیاس واکنش بین­فردی دیویس (۱۹۸۳) مقیاس تجربه زمانی لذت گارد (۲۰۰۶) استفاده شد. نتایج حاصل از محاسبه پایایی با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ، ضریب الفای بالاتر از ۷۰/۰ را نشان داد.  تحلیل عاملی تائیدی نیز نشان داد که راه­ حل سه عاملی از برازش مناسب­تری برخوردار است. نتیجه تحلیل همبستگی از اعتبار این مقیاس و به ویژه جداسازی همدلی جسمانی از همدلی عاطفی پشتیبانی می­کند. براساس نتایج این پژوهش، می­توان نتیجه گرفت که مقیاس همدلی عاطفی، شناختی و جسمانی از پایایی و اعتبار مناسب برخوردار است و مولفه­ها را از هم متمایز می­سازد.
 

صفحه ۱ از ۱     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه پژوهش در سلامت روانشناختی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2025 CC BY-NC 4.0 |

Designed & Developed by : Yektaweb