3 نتیجه برای راهبردهای تنظیم هیجان
محمد احسان تقی زاده، طاهره قربانی، مجید صفاری نیا،
دوره 9، شماره 3 - ( 9-1394 )
چکیده
همبودی اختلال شخصیت مرزی با اختلال سوء مصرف مواد بالا است.پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی تکنیک های تنظیم هیجانی
رفتاردرمانی دیالکتیک بر راهبردهای تنظیم هیجانی در زنان مبتلا به همبودی اختلالات شخصیت مرزی و سوء مصرف مواد انجام شد. بر اساس میزان تمایل یه شرکت در پژوهش، مصاحبه تشخیصی ساختاریافته و ملاکهای ورود، از میان بیماران زن مبتلا به همبودی اختلالات شخصیت مرزی و سوء مصرف مواد، چهار نفر به صورت هدفمند انتخاب شدند. هر چهار شرکتکننده دردوازده جلسه با تکنیکهای تنظیم هیجانی از رویکرد رفتار درمانی دیالکتیک تحت درمان قرار گرفتند. به منظور سنجش راهبردهای تنظیم هیجان منفی از پرسشنامه نظم جویی شناختی هیجانی گارنفسکی استفاده شد. در این پژوهش برای تجزیه و تحلیل دادهها از تحلیل دیداری نمودارها و شاخص روند، ثبات، درصد داده های غیر همپوش و درصد داده های همپوش استفاده شد . رفتار درمانی دیالکتیک نمرات را در راهبردهای منفی تنظیم هیجانی در زنان مبتلا به همبودی اختلالات شخصیت مرزی و سوء مصرف مواد کاهش داد. بازبینی نمودارهای اثربخشی و اندازه اثر بیانگر کاهش معنادار راهبردهای تنظیم هیجانی منفی (شامل ملامت خویشتن، نشخوارفکری، ملامت
دیگران و فاجعه انگاری) در شرکتکنندگان بود. تکنیک های تنظیم هیجانی در کاهش استفاده از راهبردهای تنظیم هیجان ی منفی (شامل ملامت خویشتن، نشخوارگری، ملامت دیگران و فاجعه انگاری) موثر است و میتواند برای درمان زنان با همبودی اختلال شخصیت مرزی و
سوء مصرف مواد استفاده شود.
فاطمه کاویانی، ذبیح اله قارلی پور،
دوره 19، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
پژوهش حاضر با هدف پیشبینی تعارضات زناشویی بر اساس راهبردهای تنظیم هیجان و ارضای نیازهای بنیادین با میانجیگری سلامت روان در زنان متأهل شهر قم انجام شد. یافتههای حاصل از تحلیل مسیرهای مستقیم نشان داد که ارضای نیازهای بنیادین بهطور مستقیم و مثبت بر کاهش تعارض زناشویی تأثیر دارد (0/310 = β) و همچنین با بهبود سلامت روان (کاهش نمره علائم) رابطه معناداری نشان میدهد (0/503- = β ). راهبردهای تنظیم هیجان نیز بهطور مستقیم منجر به بهبود سلامت روان شدند (0/371 = β) سلامت روان بهتر نیز با کاهش تعارض زناشویی همراه بود (0/352- = β). با این حال، رابطه مستقیم راهبردهای تنظیم هیجان با تعارض زناشویی معنادار نبود (0/20 = β، معنی داری 0/780) در مورد اثرات غیرمستقیم ، نتایج حاکی از آن بود که سلامت روان نقش میانجی معناداری را در روابط متغیرهای پیشبین با تعارض زناشویی ایفا میکند. به این ترتیب که ارضای نیازهای بنیادین از طریق بهبود سلامت روان، به کاهش غیرمستقیم تعارض زناشویی منجر شد (0/177 = β). همچنین راهبردهای تنظیم هیجان نیز با واسطهگری سلامت روان، اثر غیرمستقیم و معناداری بر کاهش تعارض زناشویی داشت (0/130- = β). در مجموع، یافتهها بر این نکته تأکید دارند که ارضای نیازهای بنیادین و استفاده از راهبردهای سازگارانه تنظیم هیجان، هر دو از مسیر ارتقای سلامت روان میتوانند به کاهش تعارضات زناشویی بیانجامند. این نتایج اهمیت توجه همزمان به عوامل روانشناختی فردی و مکانیسمهای درونی مانند سلامت روان را در طراحی مداخلات آموزشی و درمانی برای کاهش تعارضات زناشویی پررنگ میسازد.
ثنا حیدری، دکتر فرشید ابراهیمی،
دوره 19، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی رواندرمانی مثبتنگر بر تنظیم هیجان زوجین بود. این مطالعه با روش نیمهآزمایشی و با طرح پیشآزمون–پسآزمون با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل زوجین مراجعهکننده به مراکز مشاوره شهر کرمانشاه در سال 1404 بود که از میان آنها تعداد 20 زوج به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب و بهصورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. گروه آزمایش در 8 جلسه رواندرمانی مثبتنگر گروهی شرکت کردند، در حالی که گروه کنترل هیچگونه مداخلهای دریافت نکرد. ابزار جمعآوری دادهها پرسشنامه تنظیم هیجان شناختی گارنفسکی و همکاران (2001) بود. دادهها با استفاده از روش آماری تحلیل کوواریانس مورد تحلیل قرار گرفت.نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که رواندرمانی مثبتنگر تأثیر معناداری بر تنظیم هیجان زوجین دارد. بهطور مشخص، این مداخله موجب افزایش مؤلفههای سازگارانه تنظیم هیجان شامل پذیرش، تمرکز مجدد مثبت، تمرکز مجدد بر برنامهریزی، ارزیابی مجدد مثبت و دیدگاهگیری و کاهش مؤلفههای ناسازگارانه شامل خودسرزنشی، نشخوار فکری، فاجعهسازی و سرزنش دیگران در زوجین گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل شد.یافتههای پژوهش نشان میدهد رواندرمانی مثبتنگر با تأکید بر هیجانات مثبت، معنابخشی به تجارب، شناسایی توانمندیها و بازسازی شناختی مثبت، نقش مؤثری در بهبود راهبردهای تنظیم هیجان زوجین ایفا میکند. این رویکرد با کاهش الگوهای شناختی منفی و تقویت راهبردهای سازگارانه، به زوجین کمک میکند تا تعارضها و فشارهای زندگی زناشویی را به شیوهای مؤثرتر مدیریت کنند. بنابراین، رواندرمانی مثبتنگر میتواند بهعنوان یک مداخله کارآمد در زوجدرمانی و برنامههای ارتقای سلامت روان خانواده مورد استفاده قرار گیرد.