6 نتیجه برای زوجین
علی بیگی، محمدعلی محمدی فر، محمود نجفی، علی محمد رضایی،
دوره 10، شماره 1 - ( 4-1395 )
چکیده
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه صمیمت زوجین و باورهای معنوی و اعمال مذهبی افراد با انسجام و سازگاری خانوادگی انجام گرفت. در این مطالعه توصیفی همبستگی، تعداد 234 زن و مرد متاهل از بین کارمندان و دانشجویان شهرستانهای شاهرود و میامی به صورت خوشهای تصادفی وارد مطالعه شدند. ابزار جمعآوری دادهها مقیاس صمیمیت زوجین، مقیاس تجربه معنوی و مقیاس انسجام و سازگاری خانوادگی بود. جهت تجزیه و تحلیل دادهها از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون گامبهگام و نرمافزار SPSS-16 استفاده شد. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که گشودگی (ریزمولفه صمیمیت زوجین)، معنایابی در زندگی و ارتباط با خداوند (ریزمولفههای معنویت)، به ترتیب، به طور معناداری در پیشبینی انسجام خانوادگی نقش داشتند. همچنین، مشکلات در صمیمیت (ریزمولفه صمیمیت زناشویی)، و فعالیتهای اجتماعی مذهبی (ریزمولفه معنویت)، به ترتیب، در پیشبینی سازگاری خانوادگی نقش داشتند. به نظر میرسد که افراد با تجربه معنوی بالا که روابط صمیمانهای را در زندگی زناشویی تجربهکردهاند، انسجام و سازگاری خانوادگی بالایی را گزارش میکنند.
دکتر زهرا مروج نیا، دکتر کامبیز کامکاری، دکتر شهرام وزیری،
دوره 18، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده
پرسشنامه سنجش ابعاد آسیب شناسی شخصیت (DAPP-BQ) یک ابزار خودگزارشی است که برای ارزیابی ویژگی های اختلال شخصیت استفاده می شود. با این حال، روایی تشخیصی آن در نمونه های ایرانی مورد بررسی قرار نگرفته است. هدف اصلی این پژوهش، بررسی روایی تشخیصی پرسشنامه سنجش ابعاد آسیبشناسی شخصیت (DAPP-BQ) در زوجین با استفاده از ضریب حساسیت و وضوح گرایی بود. روش این پژوهش که در حیطه طرح های روان سنجی است، زیرمجموعه ای از مطالعات روش شناختی است. جامعه آماری پژوهش را تمامی زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر تهران تشکیل میدهند که تعداد 240 نفر (120 نفر به عنوان گروه بالینی و 120 نفر به عنوان گروه هنجاری) با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند در دسترس انتخاب شدند. در پژوهش حاضر به منظور بررسی روایی تشخیصی ابزار مذکور با تأکید بر روش نقاط بُرش از ضریب حساسیت و وضوح گرایی استفاده شده است . یافته ها نشان داد که مقیاسهای «اختلال صمیمیت» و «روابط اجتماعی پایین» از بُعد « اجتناب اجتماعی»؛ «اختلال سلوک»، «خودشیفتگی» و «طرد شدن» از بُعد «رفتار ضداجتماعی»؛ «بینظمی شناختی»، «وابستگی ناایمن» و «لجبازی و نافرمانی» از بُعد «بینظمی هیجانی» و «تکانشگری» از بُعد «رفتار تکانشی» با استفاده از هر دو روش دارای روایی تشخیصی می باشند و میتوانند گروه بالینی را از گروه هنجاری تشخیص دهند.
معصومه برزگری، دکتر سیمین حسینیان، دکتر عباس عبداللهی،
دوره 18، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده
پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش تعدیلگری خودشفقتورزی در رابطۀ بین کمالگرایی عاشقانۀ زوجین (خودمحور و دیگر محور) و کیفیت زندگی زناشویی در زنان انجام شد. روش پژوهش این مطالعه از نوع توصیفی-همبستگی بود. جامعۀ آماری شامل زنان متاهل شهرستان تبریز در سال 1402 بود که ابتدا از مناطق 10گانۀ شهر تبریز 4 منطقه بهصورت تصادفی انتخاب و بهطور تصادفی 4 پارک، فرهنگسرا، سرای محله و باشگاه ورزشی انتخاب شدند. سپس از میان زنان مراجعهکننده به این اماکن 321 نفر به روش نمونهگیری دردسترس پرسشنامههای خودشفقتورزی ریس و همکاران (2011)، کمالگرایی عاشقانۀ (خودمحور و دیگرمحور) عبداللهی و آلن (2022) و کیفیت زندگی زناشویی باسبی و همکاران (1995) را تکمیل کردند.نتایج نشان داد خودشفقتورزی و کمالگرایی عاشقانۀ خودمحور با کیفیت زندگی زناشویی رابطۀ مثبت معنادار دارند و کمالگرایی عاشقانۀ دیگر محور با کیفیت زندگی زناشویی رابطۀ منفی معناداری دارد. همچنین نتایج نشان دادخودشفقتورزی بین کمالگرایی عاشقانۀ خودمحور با کیفیت زندگی زناشویی نقش تعدیلگری ایفا میکند، اما در رابطه بین کمالگرایی عاشقانه دیگر محور با کیفیت زندگی زناشویی نقش تعدیلگری ندارد. با توجه به این یافتهها خودشفقتورزی بهعنوان یک ویژگی روانشناختی نقش موثری در کاهش اثرات منفی کمالگرایی در روایط زناشویی دارد. بنابراین آموزش مهارت خودشفقتورزی در مشاورههای پیش از ازدواج و پس از ازدواج چه در پیشگیری از افت کیفیت زندگی زناشویی و چه در افزایش آن، موثر است.
ثنا حیدری، دکتر فرشید ابراهیمی،
دوره 19، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی رواندرمانی مثبتنگر بر بهزیستی روانشناختی زوجین در شهر کرمانشاه بود. پژوهش از نوع شبهآزمایشی با طرح پیشآزمون–پسآزمون با گروه کنترل و پیگیری 1 ماه انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه زوجین متأهل ساکن شهر کرمانشاه در بازه زمانی فروردین تا اردیبهشت سال 1404 بود. از میان این جامعه، 40 زوج مراجعهکننده به کلینیکهای مشاوره و روانشناختی به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب و بهصورت تصادفی در دو گروه آزمایش (20 زوج) و کنترل (20 زوج) گمارده شدند. گروه آزمایش در 8 جلسه رواندرمانی مثبتنگر گروهی شرکت کردند، در حالی که گروه کنترل هیچگونه مداخلهای دریافت نکرد. ابزار پژوهش پرسشنامه بهزیستی روانشناختی ریف بود. دادهها با استفاده از روش آماری تحلیل کوواریانس مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که پس از کنترل نمرات پیشآزمون، بین میانگین نمرات بهزیستی روانشناختی زوجین در دو گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری وجود دارد (05/0P>) همچنین رواندرمانی مثبتنگر موجب بهبود معنادار مؤلفههای بهزیستی روانشناختی شامل پذیرش خود، روابط مثبت با دیگران، خودمختاری، تسلط بر محیط، هدفمندی در زندگی و رشد شخصی در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل شد. بر اساس یافتههای پژوهش میتوان نتیجه گرفت که رواندرمانی مثبتنگر با تمرکز بر هیجانات مثبت، معنابخشی به زندگی، تقویت توانمندیها و بهبود روابط بینفردی، نقش مؤثری در ارتقای بهزیستی روانشناختی زوجین دارد. ازاینرو، استفاده از این رویکرد در برنامههای زوجدرمانی و مراکز مشاوره خانواده بهمنظور ارتقای سلامت روان زوجین پیشنهاد میشود.
ثنا حیدری، دکتر فرشید ابراهیمی،
دوره 19، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی رواندرمانی مثبتنگر بر تنظیم هیجان زوجین بود. این مطالعه با روش نیمهآزمایشی و با طرح پیشآزمون–پسآزمون با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل زوجین مراجعهکننده به مراکز مشاوره شهر کرمانشاه در سال 1404 بود که از میان آنها تعداد 20 زوج به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب و بهصورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. گروه آزمایش در 8 جلسه رواندرمانی مثبتنگر گروهی شرکت کردند، در حالی که گروه کنترل هیچگونه مداخلهای دریافت نکرد. ابزار جمعآوری دادهها پرسشنامه تنظیم هیجان شناختی گارنفسکی و همکاران (2001) بود. دادهها با استفاده از روش آماری تحلیل کوواریانس مورد تحلیل قرار گرفت.نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که رواندرمانی مثبتنگر تأثیر معناداری بر تنظیم هیجان زوجین دارد. بهطور مشخص، این مداخله موجب افزایش مؤلفههای سازگارانه تنظیم هیجان شامل پذیرش، تمرکز مجدد مثبت، تمرکز مجدد بر برنامهریزی، ارزیابی مجدد مثبت و دیدگاهگیری و کاهش مؤلفههای ناسازگارانه شامل خودسرزنشی، نشخوار فکری، فاجعهسازی و سرزنش دیگران در زوجین گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل شد.یافتههای پژوهش نشان میدهد رواندرمانی مثبتنگر با تأکید بر هیجانات مثبت، معنابخشی به تجارب، شناسایی توانمندیها و بازسازی شناختی مثبت، نقش مؤثری در بهبود راهبردهای تنظیم هیجان زوجین ایفا میکند. این رویکرد با کاهش الگوهای شناختی منفی و تقویت راهبردهای سازگارانه، به زوجین کمک میکند تا تعارضها و فشارهای زندگی زناشویی را به شیوهای مؤثرتر مدیریت کنند. بنابراین، رواندرمانی مثبتنگر میتواند بهعنوان یک مداخله کارآمد در زوجدرمانی و برنامههای ارتقای سلامت روان خانواده مورد استفاده قرار گیرد.
زهرا سادات حسینی، ذبیح اله قارلی پور،
دوره 19، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده
تعهد زناشویی یکی از مهمترین عوامل پایداری و کیفیت روابط زوجین است و شناسایی عوامل مؤثر بر آن میتواند در طراحی مداخلات آموزشی و درمانی خانواده نقش مؤثری داشته باشد. پژوهش حاضر با هدف پیشبینی تعهد زناشویی بر اساس سبکهای حل تعارض و الگوهای ارتباطی زوجین شهر قم انجام شد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی زوجین شهر قم بود که از میان آنان ۳۹۳ نفر به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. دادهها با استفاده از پرسشنامه تعهد زناشویی آدامز و جونز، پرسشنامه الگوهای ارتباطی کریستنسن و سالاوی و پرسشنامه سبکهای حل تعارض رحیم گردآوری شد. دادهها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه تحلیل شدند. یافتهها نشان داد سبکهای حل تعارض و الگوهای ارتباطی توان پیشبینی معناداری برای تعهد زناشویی دارند. همچنین، در میان سبکهای حل تعارض، سبک یکپارچگی قویترین پیشبینیکننده تعهد زناشویی بود و از میان الگوهای ارتباطی، تنها الگوی ارتباط سازنده متقابل نقش معناداری در پیشبینی تعهد زناشویی داشت. بر این اساس، ارتقای مهارتهای حل تعارض سازنده و بهبود الگوهای ارتباطی زوجین میتواند در افزایش تعهد زناشویی و تقویت پایداری روابط زوجین مؤثر باشد. ازاینرو، توجه به این مؤلفهها در برنامههای آموزش پیش از ازدواج و مداخلات مشاوره زوجین توصیه میشود.