4 نتیجه برای معین
بیژن رضایی، ایوب پژوهان، معین سلیمانی، خدیجه عزیزی،
دوره 0، شماره 0 - ( 11-1404 )
چکیده
پژوهش از نظر هدف، بنیادی و از نظر روش، آمیخته و از نوع اکتشافی بود. در بخش کیفی از روش تحلیل محتوای استقرایی استفاده شد و در بخش کمی از روش ساختاری تفسیری با تکنیک ISM-DEMATEL یکپارچه بهره گرفته شد. جامعه مورد مطالعه پژوهش را خبرگان دانشگاهی، کارشناسان بهزیستی و سازمانهای ذیربط که بهطور مستقیم با امر اشتغال افراد معلول در ارتباط هستند؛ و افراد معلول تشکیل داد. در بخش کیفی، نمونهگیری بهروش هدفمند و از نوع گلوله برفی تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. در بخش کمی تعداد 25 خبره از جامعه بخش کیفی بهصورت هدفمند و دردسترس انتخاب شدند. دادهها از طریق بررسی مطالعات ثانویه، مصاحبههای نیمهساختاریافته، گروههای کانونی و پرسشنامه محققساخته گردآوری شدند.در بخش کیفی، نتایج نشان داد که مقولات شبکهسازی و بازارسازی برای محصولات، پایدارسازی و بهبود مستمر طرح، اجرای مشاوره شغلی بر اساس نوع معلولیت و اقلیم، ظرفیتسازی روانی و توانمندسازی مهارتی، حمایت مالی و زیرساختی، شناسایی متقاضیان و افراد مستعد اشتغالآفرینی، عوامل مؤثر بر ایجاد الگوی اشتغال پایدار برای معلولان هستند. نتایج بخش کمی نشان داد که در گام نخست شناسایی متقاضیان و افراد مستعد اشتغالآفرینی؛ گام دوم اجرای مشاوره شغلی بر اساس نوع معلولیت و اقلیم؛ گام سوم ظرفیتسازی روانی و توانمندسازی مهارتی و حمایت مالی و زیرساختی، و گام چهارم شبکهسازی و بازارسازی برای محصولات، راهبری و بهبود مستمر کسبوکار در نظر گرفته شد.
بیژن رضایی، نادر نادری، معین سلیمانی،
دوره 9، شماره 31 - ( بهار 1399 )
چکیده
پژوهش حاضر باهدف واکاوی مؤلفههای تشکیلدهنده اکوسیستم کارآفرینی روستایی شهرستان کرمانشاه و ارائه راهبردهای بهبود آن انجام پذیرفت. رویکرد حاکم بر پژوهش، آمیخته با بهرهگیری از طرح آشیانهای (نهفته) بود که در بخش کیفی از رهیافت نظاممند روش نظریه بنیانی و در بخش کمی از روش پیمایشی بهرهگرفتهشد. جامعه موردمطالعه در بخش کیفی و کمی این پژوهش، شامل کارشناسان و خبرگان کارآفرینی و توسعه روستایی بود. روش نمونهگیری در بخش کیفی گلوله برفی و متواتر نظری و در بخش کمی نمونه در دسترس بود. ابزار جمعآوری دادهها در بخش کیفی شامل مصاحبه نیمهساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه محققساخته بود. دادههای حاصل از مصاحبهها در بخش کیفی از طریق کدگذاری باز، محوری و گزینشی و در بخش کمی با روش تحلیل اثرات متقابل تجزیهوتحلیل شد. در بخش اول نتایج حاصل از این پژوهش مهمترین مؤلفههای تشکیلدهنده اکوسیستم کارآفرینی روستایی مشخص شد و در بخش دوم ارتباط (تأثیرگذاری و تأثیرپذیری) بین مؤلفههای شناساییشده در بخش قبل موردبررسی قرار گرفت. در نهایت، با توجه به راهبردهای بهدستآمده از مدل پارادایمی نظریه بنیانی و بررسی وضعیت و موقعیت مؤلفهها در پلان تأثیرگذاری و تأثیرپذیری، مهمترین اولویتهای راهبردهای بهبود اکوسیستم کارآفرینی ارائه شد که شامل برنامهریزی و سیاستگذاری برای توسعه کارآفرینی روستایی، بهبود نظام آموزش کارآفرینی، بهبود زیرساختهای توسعه کارآفرینی و توسعه هنجارهای فرهنگی- اجتماعی بود.
علی اکبر عنابستانی، علیرضا معینی، امین فعال جلالی،
دوره 10، شماره 35 - ( بهار 1400 )
چکیده
یکی از عوامل مهم برای توسعه کارآفرینی در نواحی روستایی دسترسی و توزیع مناسب اعتبارات کارآفرینی در میان روستاییان است. در همین راستا توزیع مناسب فعالیت اعتبارت کارآفرینی میتواند نقش بسزایی در اثربخشی این اعتبارات در زندگی روستاییان داشته باشد. هدف اصلی این پژوهش تحلیل فضایی اعتبارات کارآفرینی روستایی در استان خراسان رضوی میباشد. روش انجام مطالعات در این پژوهش از نوع مطالعات کاربردی بوده که مبتنی بر روش توصیفی و تحلیلی میباشد. که اطلاعات تسهیلات پرداختی از طریق اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان خراسان رضوی که در 13 زمینه فعالیت در سال1398در سامانه کار ثبت نام کردهاند بدست آماده است. و بر اساس مدل ماباک میزان وام دریافتی به روستاییان استان خراسان رضوی رتبهبندی شد. بر اساس نتایج این پژوهش و تحلیلهای انجام شده در مدل ماباک، بیشترین میزان دریافت وام و تسهیلات اشغالزایی پس از شهرستان مشهد به شهرستان تربتجام اختصاص یافت و کمترین آن به شهرستان داورزن با 655 میلیون تومان اختصاص داشته است. بر این اساس میتوان بیان نمود که شهرستان مشهد با توجه به اینکه به عنوان مرکز استان است و نواحی روستایی آن به لحاظ دسترسی به موقعیت کلانشهر مشهد، امکان انجام فعالیت بیشتری دارند، لذا بیشترین مقدار وام و اعتبارات دریافتی را به خود اختصاص داده است. این امر بیانگر آن است که از نظر مقادیر اختصاص یافته در وام ها و اعتبارات پرداختی در بین شهرستانهای استان نابرابری وجود دارد.
فاطمه معین، خلیل کلانتری، علی اسدی، سمیه کردعلیوند،
دوره 10، شماره 36 - ( تابستان 1400 )
چکیده
گندم بهعنوان یکی از مهمترین محصولات کشاورزی از دیرباز موردتوجه بشر بوده است. در بین غلات و مواد غذایی مورداستفاده انسان، این محصول به دلیل سازگاری گسترده کشت با شرایط مختلف آبوهوایی، سهولت کشت، امکان نگهداری طولانی، ارزانی، ارزش غذایی بالا و قابلیت مصرف در اشکال مختلف از جایگاه ویژهای برخوردار است. در این فرآیند ضایعات گندم در مراحل مختلف کاشت، داشت، برداشت و پس از برداشت و مسئله کاهش آن به یکی از چالشهای جدی در کشور تبدیلشده است. هدف پژوهش حاضر، شناسایی مؤلفههای تأثیرگذار بر ضایعات گندم از دیدگاه گندمکاران شهرستان شوش است. تحقیق حاضر از نظر نوع هدف کاربردی و نحوه گردآوری دادهها به صورت توصیفی (غیر آزمایشی) است؛ دادهها به شیوه میدانی و با استفاده از پرسشنامه جمعآوری گردید که پایایی پرسشنامه از طریق آلفای کرونباخ (85/0) مورد تائید قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل دادهها از تحلیل عاملی اکتشافی استفاده شد و کلیه محاسبات با بهرهگیری از نرم افزار SPSS انجام گردید. جامعه آماری این پژوهش را 1230 نفر از گندمکاران شهرستان شوش تشکیل میدهند که از این تعداد، حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران تعیین گردید و سپس به روش نمونهگیری چند مرحلهای 214 پرسشنامه بین گندمکاران توزیع شد. نتایج حاصل از تحلیل عاملی نشان داد مؤلفههای تأثیرگذار بر ضایعات گندم شهرستان شوش بهترتیب اهمیت در شش گروه قابل دستهبندی بوده 1) وضعیت کشت و مصرف نهادهها 2)عدم توجه به مسائل آموزشی و ترویجی 3) عدم رعایت مسائل فنی و ساختارهای نامناسب اراضی 4)عدم توجه به توسعه و ساماندهی ناوگانهای برداشت و بالابردن انگیزه کمباینداران 5) دانش فنی کشاورزان 6)ضعف مدیریتی در مراحل کاشت و داشت از مهمترین عوامل اثرگذار برضایعات گندم از دیدگاه گندمکاران محسوب می شود و این عوامل در حدود 26/62 درصد از واریانس کل را تبیین مینماید.