213 نتیجه برای توسعه
فیروز ناظری، سید رامین غفاری، امیر گندمکار، حمید صابری،
دوره 14، شماره 52 - ( 6-1404 )
چکیده
هدف: اکوتوریسم، علاوه بر ایجاد فرصتهای نوین برای توسعه پایدار مناطق روستایی و حفظ محیط زیست و تنوع زیستی، میتواند به طور مؤثری در ایجاد اشتغال، تقویت کارآفرینی و بهبود معیشت جوامع بومی نقش ایفا کند.
روش پژوهش: این تحقیق از نوع توصیفی - تحلیلی بوده و دادهها از طریق روشهای اسنادی و میدانی جمعآوری گردید. جامعه آماری، 3475 خانوار ساکن در ۹۸ سکونتگاه روستایی بخش دالخانی شهرستان رامسر است که با فرمول کوکران تعداد 370 خانوار به عنوان نمونه انتخاب گردید. دادهها با استفاده از نرمافزارSPSS وSmart PLS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. روایی پرسشنامه با نظرات متخصصان اکوتوریسم و کارآفرینی تأیید و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ 0/949 به صورت مطلوب ارزیابی گردید.
یافتهها: نسبت تأثیر ابعاد زیستمحیطی، اجتماعی- فرهنگی، اقتصادی و کالبدی- فضایی توسعه اکوتوریسم بررسی شد. در این معادله، شاخص اقتصادی با رتبه 31/53 و شاخص اجتماعی با رتبه 27/91 بیشترین ارتباط و پیوستگی را با یکدیگر داشته که رقمی برابر با 0/74 را دارا میباشد و کمترین تأثیر متقابل نیز مربوط به ارتباط شاخص کالبدی- فضایی با شاخص اقتصادی بوده که رقمی بالغ بر 0/32 را دربرمیگیرد. تحلیلها نشان داد که هر یک از این ابعاد به طور معناداری بر شاخصهای کارآفرینی روستایی اثرگذار بوده و اکوتوریسم به شکل چشمگیری توسعه کارآفرینی را در سکونتگاههای روستایی تسهیل کرده است.
نتیجهگیری: در منطقه مورد مطالعه، اکوتوریسم توانسته است فرصتهای شغلی جدیدی ایجاد کرده و باعث افزایش درآمد خانوارها از راه خدمات اقامت، پذیرایی، فروش محصولات کشاورزی و صنایع دستی و تقویت نسبی زیرساختهای محلی شود. اما بیتوجهی به مقوله توسعه پایدار، منجر به عدم تعادل اکولوژیکی و فرهنگی سکونتگاههای روستایی شده است. بنابراین ضروری است این موضوع در برنامهریزیهای آینده، مد نظر مسئولان و مدیران روستایی قرار گیرد.
مهدی رمضان زاده لسبویی، مسعود سامیان،
دوره 14، شماره 53 - ( 9-1404 )
چکیده
هدف: تحقیق حاضر با هدف بررسی عوامل موثر بر توسعه گردشگری کشاورزی و اولویتبندی شهرستانهای استان مازندارن براساس پتانسیلهای گردشگری انجام شده است.
روش پژوهش: پژوهش حاضر به لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ پارادایم از نوع تحقیقات آمیخته (کیفی – کمّی) با رویکرد اکتشافی است که در دو مرحله طراحی و اجرا شده است. در مرحله اول، ابتدا بهمنظور شناسایی و استخراج عوامل موثر بر توسعه گردشگری کشاورزی از روش نمونهگیری هدفمند و با در نظر گرفتن شاخص اشباع نظری دادهها 25 مصاحبه نیمهساختاریافته انجام شد. پس از انجام مصاحبهها با استفاده از روش تحلیل محتوا طی مراحل کدگذاری باز و محوری عوامل موثر بر توسعه گردشگری کشاورزی شناسایی شدند. در مرحله دوم به منظور اولویتبندی شهرستانهای استان مازندران در خصوص گردشگری کشاورزی از روش تصمیمگیری چندمعیارهی تاپسیس استفاده شده است.
یافتهها: براساس نتایج این پژوهش، عوامل متعددی در توسعه گردشگری کشاورزی نقش داشته و نیز این عوامل خود سهمی در توسعه پایدار جوامع روستایی دارند که نتایج حاصل از مصاحبههای عمیق نیمهساختار یافته نشان داد 5 عامل اصلی در توسعه گردشگری کشاورزی در استان مازندران موثر هستند که شامل عامل اقتصادی و زیرساختی، عامل اجتماعی و فرهنگی، عامل سیاستی و مدیریتی، عامل ترویجی و آموزشی و عامل محیطی و طبیعی است. همچنین، نتایج حاصل از اولویتبندی شهرستانهای استان مازندران نشان داد که از 22 شهرستان مازندارن از نظر شاخصهای پتانسیل گردشگری کشاورزی 5 شهرستان (آمل، بابل، بهشهر، تنکابن و ساری) دارای وضعیت بسیار خوب، 10 شهرستان (بابلسر، جویبار، چالوس، رامسر، فریدونکار، قائمشهر، کلاردشت، محمودآباد، نور و نوشهر) دارای وضعیت خوب، 3 شهرستان (سیمرغ، عباسآباد و نکا) دارای وضعیت متوسط و 4 شهرستان (سوادکوه، سوادکوه شمالی، گلوگاه و میاندورود) دارای وضعیت ضیعفی از لحاظ پتانسیلهای گردشگری کشاورزی هستند. بنابراین، برای برنامهریزی توسعه گردشگری کشاورزی در این استان باید به این موارد توجه شود.
نتیجهگیری: استان مازندران با داشتن 3/2 درصد اراضی زیرکشت کشور، برابر 8/7 درصد تولید محصولات کشاورزی کشور را به خود اختصاص داده که حدودا سه برابر میانگین کشور است. این استان با سطح زیرکشت 218 هزار هکتار برنج و تولید حدود 1187 هزار تن شلتوک، حدود 36/6 درصد سطح را دارا بوده و در تولید برنج مقام اول کشور را دارد؛ در مرکبات با سطحی حدود 157 هزار هکتار و تولید 2800 تن دارای رتبه 4 به لحاظ سطح و رتبه 2 به لحاظ تولید در کشور است. با توجه به ویژگیها و پتانسیلهای بسیار بالای استان مازندران در زمینه کشاورزی و نیز گردشگری، شناخت عوامل موثر بر توسعه گردشگری کشاورزی به عنوان یک راهبرد مهم برای توسعه این استان ضروری است. از سوی دیگر، با توجه به ظرفیت شهرستانهای مختلف این استان در حوزه گردشگری و نیز کشاورزی در این پژوهش سعی شد تا شهرستانهای استان مازندارن براساس پتانسیلها و ظرفیتهای خود در زمینه گردشگری کشاورزی اولویتبندی شوند تا بتوانند برای برنامهریزی برای سیاستگذران و مسئولین موثر واقع شود.
فاطمه نقی بیرانوند، منصور غنیان، مسلم سواری،
دوره 14، شماره 53 - ( 9-1404 )
چکیده
هدف: مدیریت روستایی یکی از عوامل کلیدی در فرآیند توسعه روستایی است. با این حال، برخی باورها و نگرشهای موجود در میان مدیران محلی میتواند بهعنوان موانع جدی در مسیر توسعه عمل کند. نحوه نگرش مدیران محلی و شناسایی و تحلیل موانع ذهنی آنها میتواند تأثیر قابل توجهی بر روند توسعه روستایی داشته باشد. این تحقیق با هدف شناسایی دلایل توسعهنیافتگی روستایی از دیدگاه مدیران محلی شهرستان خرمآباد انجام شد.
روش پژوهش: پژوهش حاضر بر مبنای روش تحقیق کمّی طراحی و اجرا شده است. این مطالعه از لحاظ ماهیت، بهعنوان یک تحقیق کاربردی طبقهبندی میشود. گردآوری دادهها، بهصورت پیمایشی و مقطعی صورت گرفته است. جامعه آماری این مطالعه شامل تمامی مدیران محلی روستاهای شهرستان خرمآباد (N=700) بود. حجم نمونه بر اساس جدول کرجسی-مورگان 250 نفر تعیین شد. دادهها با استفاده از پرسشنامه محققساخته جمعآوری گردید. پایایی و روایی پرسشنامه به ترتیب با استفاده از آلفای کرونباخ و روش اعتبار محتوایی مورد تأیید قرار گرفت. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزارهای SPSS وLISREL انجام شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که در وضعیت فعلی مهمترین مشکلات مدیریت روستایی در منطقه مورد مطالعه بنا به دیدگاه مدیران محلی عبارت اند از: قومگرایی، بیاعتمادی در روابط انسانی و وابستگی بیش از حد به دولت. نتایج بهدستآمده از مدلسازی معادلات ساختاری (SEM) نشاندهنده این است که اکثر شاخصهای برازش، مدل ساختاری مورد بررسی را از نظر آماری دارای برازش مناسب و قابل قبولی است. علاوه بر این، نتایج آزمونهای مقایسه میانگین نشان داد که بین دیدگاه مدیران محلی نسبت به عناصر خردهفرهنگ دهقانی راجرز بر اساس سطوح مختلف تحصیلات و ردههای سنی، رابطه معناداری وجود ندارد.
نتیجهگیری: طبق نتایج مدیران با تحصیلات بالا و جوانتر یک نوع نگرش مشابه را در قبال مسائل روستایی دارند. بنابراین، تغییر در نگرشها و باورهای موجود بهعنوان یک ضرورت اساسی برای دستیابی به توسعه پایدار در روستاها به شمار میرود. طبق یافتههای این پژوهش، برخی از رفتارهای مدیران محلی با ویژگیهای خاص نظریه خردهفرهنگ دهقانی و چارچوب تئوری آن همخوانی دارد. این همراستایی نشاندهنده این است که مدیران محلی ممکن است تحت تأثیر عوامل فرهنگی و اجتماعی مرتبط با خردهفرهنگهای محلی قرار گیرند، که میتواند بر تصمیمگیریها و رویکردهای آنها در زمینه توسعه روستایی تأثیر بگذارد.
حمید صرفی،
دوره 14، شماره 53 - ( 9-1404 )
چکیده
هدف: بررسی پیامدهای سیاست مشترک کشاورزی اتحادیه اروپا بر توسعه فضایی-اقتصادی نواحی روستایی از سال 1962، با هدف درک عمیقتر تأثیرات آن بر ساختار اقتصادی، اجتماعی و فضایی این مناطق.
روش پژوهش: این مطالعه با رویکرد کیفی و روش تحلیل اسنادی انجام شده است. چارچوب نظری پژوهش بر مبنای نظریه توسعه فضایی یکپارچه با تمرکز بر رویکرد توسعه پایدار کشاورزی و روستایی استوار است، که به دنبال ایجاد تعادل بین ابعاد اقتصادی، اجتماعی و محیطزیستی توسعه روستایی است.
یافتهها: اصلاحات متعدد در سیاست مشترک کشاورزی، تغییرات قابل توجهی در الگوهای فضایی کشاورزی، ساختار اقتصادی روستاها، و توزیع جمعیت ایجاد کرده است. این سیاست نقش مهمی در بازآرایی فضایی- اقتصادی نواحی روستایی داشته، اما چالشهایی نظیر نابرابریهای منطقهای و مهاجرت روستایی همچنان باقی مانده است؛ از یک سو، به بهبود بهرهوری کشاورزی، حفاظت از محیط زیست، و تقویت زیرساختها کمک کرده، اما از سوی دیگر، توزیع نابرابر یارانهها و تمرکز بیش از حد بر تولید در برخی مناطق، موجب تشدید نابرابریهای منطقهای شده است.
نتیجهگیری: این پژوهش بر ضرورت اتخاذ رویکردی یکپارچه و متوازن در سیاستگذاری توسعه روستایی تأکید میکند. چالشهایی مانند تغییرات اقلیمی و رقابت جهانی، ضرورت بازنگری در این سیاست را افزایش داده است. توجه بیشتر به نوآوری، دیجیتالی شدن کشاورزی، و تقویت زنجیرههای ارزش محلی برای افزایش تابآوری اقتصادی نواحی روستایی ضروری است. سیاست مشترک کشاورزی، علیرغم دستاوردهای قابل توجه، نیازمند اصلاحات مداوم برای تطبیق با شرایط متغیر است.
بهناز افلاطونیان، علی اکبر مجدی، حسین میرزائی، بهنوش افلاطونیان،
دوره 14، شماره 53 - ( 9-1404 )
چکیده
هدف: صنعت گردشگری میتواند با افزایش درآمد و ایجاد شغل، رونق اقتصادی روستاها و توسعه ملی را به دنبال داشته باشد. هدف این تحقیق بررسی رابطه میان موقعیت جغرافیایی و همپیوندی روستاها با وضعیت گردشگری است.
روش پژوهش: این پژوهش، کیفی و توصیفی-تحلیلی به بررسی ۲۷ روستا در ایران میپردازد که در بخش کیفی از مطالعات کتابخانهای و در بخش تحلیلی از ابزار شبیهسازی روستای مورد نظر با نرمافزار (سیتی انجین ) استفاده شد. جهت تهیه نقشه از سایت OpenStreetMap و نقشههای ژئورفرنس شده استفاده شد. جامعه آماری شامل کلیه مطالعات مرتبط با حوزه گردشگری و توسعه روستایی از منابع معتبر فارسی و انگلیسی بود. حجم نمونه شامل ۹ مقاله فارسی و ۳ مقاله انگلیسی بود که به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. جهت بررسی اختلاف فراوانی با فراوانی مورد انتظار از آزمون کای دو (نیکویی برازش) و جهت همبستگی دو متغیر رتبهای با توجه به متغیر مستقل و وابسته از آزمون ضریب همبستگی سامرز در SPSS28 استفاده شد.
یافتهها: وضعیت گردشگری در ابعاد مختلف اقظتصادی، فرهنگی و کالبدی در روستاها نامطلوب است و عدم توجه به مسائل بومی به طور معنیداری بیشتر از حد انتظار است. روستاهایی با همپیوندی ضعیف، وضعیت گردشگری نامطلوبتری داشته و افزایش همپیوندی به بهبود شرایط اقتصادی، فرهنگی و کالبدی گردشگری منجر میشود. این رابطه دارای همبستگی قوی است.
نتیجهگیری: نتایج بیانگر اهمیت همپیوندی در بهبود وضعیت گردشگری است و عدم توجه به این شاخص میتواند منجر به جداییگزینی و اجتماع گریزی در مناطق روستایی گردد. بنابراین، نیاز به برنامهریزی مدیریتی جهت تقویت گردشگری در روستاهای با همپیوندی ضعیف احساس میشود. همچنین، فرهنگسازی گردشگری از گردشگران به بومیان منطقه ضروری است. عدم هماهنگی بین این دو گروه میتواند مانع رونق صنعت گردشگری شود و برای تحقق تغییرات مثبت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در روستاها، پژوهشهای نوآورانه مبتنی بر شرایط بومی الزامی است.
سجاد امیری، سید امیرحسین گرکانی، حسین زینتی فخرآباد، علی اکبر سرمدی سیفی،
دوره 14، شماره 54 - ( 11-1404 )
چکیده
هدف: این پژوهش با هدف شناسایی پیششرطها و مؤلفههای مرتبط با کارآفرینی فناورانه در ناحیه روستایی خواف انجام شده است. با توجه به تمرکز توسعه فناوری در مناطق شهری و محرومیت روستاها از مزایای آن، این مطالعه به بررسی راهکارهای توسعه کارآفرینی فناورانه به عنوان ابزاری برای کاهش مهاجرت، تقویت اقتصاد محلی و بهبود کیفیت زندگی در مناطق روستایی پرداخته است.
روش پژوهش: روش تحقیق مورد استفاده، کیفی و مبتنی بر نظریه دادهبنیاد بود که با مصاحبههای نیمهساختاریافته با 12 خبره فعال در حوزه کارآفرینی روستایی انجام شد. دادهها با استفاده از کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند.
یافتهها: یافتههای پژوهش نشان داد که عوامل مؤثر بر کارآفرینی فناورانه در سه دسته عوامل فردی مانند انگیزه، تحمل ریسک و مهارتهای فناورانه؛ عوامل محیطی شامل دسترسی به زیرساختهای دیجیتال، حمایتهای دولتی و فرهنگ پذیرش فناوری؛ و عوامل ساختاری مانند سیاستگذاریهای حمایتی و همکاری نهادهای مختلف قرار میگیرند. همچنین، چالشهایی نظیر اقتصاد تکمحصولی، کمبود آموزشهای تخصصی، نبودِ زیرساختهای ارتباطی و نابرابری جنسیتی بهعنوان موانع اصلی شناسایی شدند. راهبردهای پیشنهادی شامل شناسایی ظرفیتهای محلی، توسعه زیرساختها، آموزش هدفمند و تقویت مشارکت جامعه محلی است.
نتیجهگیری: کارآفرینی فناورانه میتواند با ایجاد فرصتهای شغلی جدید، افزایش بهرهوری و حفظ هویت فرهنگی، به توسعه پایدار روستاها کمک کند. تدوین چارچوبی منسجم با تأکید بر شرایط محلی و هماهنگی میان نهادهای دولتی و خصوصی، برای موفقیت این رویکرد ضروری است. این مطالعه به سیاستگذاران و برنامهریزان توسعه روستایی کمک میکند تا با درنظرگرفتن عوامل کلیدی شناساییشده، برنامههای مؤثرتری را طراحی و اجرا کنند.
اعظم بیگدلی، جمشید عینالی، مریم محمدلو،
دوره 14، شماره 54 - ( 11-1404 )
چکیده
هدف: پژوهش حاضر به بررسی نقش کارآفرینی اجتماعی مبتنی بر گروههای خودیار در توانمندسازی اقتصادی زنان روستایی در دهستان توپقره (شهرستان خدابنده- استان زنجان) پرداخته است.
روش پژوهش: پژوهش حاضر از نوع کاربردی و روش آن توصیفی- تحلیلی است. جامعۀ آماری تحقیق 645 نفر از زنان شاغل در کارگاه تولیدی لباس است که با استفاده از فرمول کوکران، تعداد 240 مورد به عنوان نمونه انتخاب شده بود. به دلیل مشارکت بالای افراد تعداد 271 پرسشنامه تکمیل و مبنای تحلیل قرار گرفت. برای گردآوری دادهها از روش میدانی مبتنی بر تکمیل پرسشنامه استفاده شده است. دادههای گردآوری شده با بهرهگیری از آزمونهای T تکنمونهای، ویلکاکسون و کروسکال والیس تجزیه و تحلیل شده است.
یافتهها: نتایج آزمون T تکنمونهای نشان داد که کارآفرینی اجتماعی تأثیر مثبتی بر روی همۀ شاخصهای توانمندسازی زنان روستایی دارد و شاخصهای مشارکت در تصمیمگیریهای خانوار و ارتقای امنیت فردی و اجتماعی زنان هر دو با میانگین عددی (4/11) بیشترین تأثیر را در توانمندسازی زنان روستایی داشته است. همچنین، نتایج آزمون ویلکاکسون نشان داد که تفاوت معناداری در همۀ شاخصهای تحقیق در سطح 99 درصد وجود دارد و بیشترین تغییرات در شاخصهای خوداتکایی اجتماعی- اقتصادی (11/511-) و آزادی و تحرک اجتماعی (11/508-) مشاهده شده است.
نتیجهگیری: کارآفرینی اجتماعی مبتنی بر گروههای خویار زنان روستایی به بهبود شاخصهای اقتصادی توانمندسازی زنان روستایی کمک کرده است.
سیدهادی طیب نیا، علی ایزدی،
دوره 15، شماره 55 - ( 3-1405 )
چکیده
هدف: امروزه بیشتر مناطق روستایی در کشورهای در حال توسعه با چالشهای مختلفی در زمینههای اقتصادی، اجتماعی و محیطزیستی روبهرو هستند که به انزوای اجتماعی این مناطق و در نهایت تشدید فقر میانجامد. بنابراین، بحث سکونتگاههای خلاق به عنوان یک ایده جدید، بسیار معقول و قدرتمند برای رهایی از چالشها در بیشتر مناطق کشور مطرح شده است. هدف پژوهش حاضر، بررسی ارائه الگویی مناسب برای شکل گیری سکونتگاههای خلاق در مناطق روستایی در سطح روستاهای شهرستان رشتخوار است.
روش پژوهش: این پژوهش به روش توصیفی– تحلیلی انجام گردیده است. بدین منظور، ابتدا ضمن مطالعات اسنادی و بازدیدهای اولیه میدانی، طیف گستردهای از شاخصها متناسب با شرایط روستاهای مورد مطالعه تعیین گردید. سپس جمع آوری دادهها براساس شاخصهای انتخابی، با استفاده از فرم مشاهدات میدانی و پرسشنامههای خبرگان و خانوار انجام شده است. همچنین برای تجزیه و تحلیل دادهها از تحلیلهای آماری دیمتل فازی و نرمافزار SPSS استفاده گردید.
یافتهها: یافته های تحقیق موید آن است که مولفه مشارکت از با میانگین 4/05 در جایگاه اول قرار گرفته است. از سویی دیگر، در 70/3 درصد از خانوارها، سطح تغییر فرآیند شکل گیری الگوهای سکونتگاههای خلاق در مناطق روستایی نسبت به 10 سال گذشته افزایشیافته، در 21/2 درصد از خانوارهای بررسی شده، سطح تغییر فرآیند شکل گیری الگوهای سکونتگاههای خلاق در مناطق روستایی در این محدوده زمانی کاهشیافته است.
نتیجهگیری: با توجه به پتانسیلها و چالشهای فراروی شکلگیری سکونتگاههای خلاق در منطقه، مناسب ترین الگو برای شکلگیری سکونتگاههای خلاق، الگوی مشارکتی است. الگوهای مشارکت با بیشترین مقدار D - R که این معیار مهمترین الگو است؛ به این معنی که اگر این الگوی سکونتگاههای خلاق در مناطق روستایی ارتقاء یابد سایر الگوهای سکونتگاههای خلاق ارتقاء و در نتیجه زمینه پدیدارشدن فرآیند شکل گیری افزایش می یابد.
مسلم قاسمی، سعیده فخاری، احسان جعفری،
دوره 15، شماره 55 - ( 3-1405 )
چکیده
هدف: این پژوهش با هدف شناسایی پیشرانهای کلیدی محلی موثر بر توسعه گردشگری در شهرستان فردوس در افق آینده 1414 با رویکرد آیندهپژوهی انجام شده است.
روش پژوهش: نوع پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش شناخت، ترکیبی (کیفی-کمّی) است. جامعه آماری شامل کارشناسان و مدیران حوزه گردشگری شهرستان فردوس بود که در مرحله کیفی با استفاده از روش نمونهگیری گلولهای و رسیدن به اشباع نظری، 30 نفر از آنان بهعنوان نمونه انتخاب شدند. گردآوری دادهها با استفاده از پرسشنامه تأثیرات متقابل آیندهپژوهی و مصاحبههای ساختاریافته انجام شد. دادهها با استفاده از مدل ساختاری MICMAC تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: یافتههای پژوهش نشان داد که از میان 15 پیشران شناساییشده، مهمترین پیشرانهای کلیدی داخلی (محلی) مؤثر بر توسعه گردشگری در شهرستان فردوس در افق 1414، ایجاد امنیت اجتماعی در مقصد و جاذبههای گردشگری ( 15 +)، ترویج و حفظ صنایع دستی بومی- محلی (11+)، توسعه زیرساختهای گردشگری محلی (7 +)، برندسازی و بازاریابی محصولات گردشگری محلی (7 +)، حفظ پتانسیلهای تاریخی و میراث فرهنگی محلی (5 +)، سرمایهگذاری و تأمین منابع مالی گردشگری (1 +)، است.
نتیجهگیری: این پژوهش نسبت به مطالعات قبلی، ضمن بهکارگیری رویکرد آیندهپژوهی، پیشرانهای موثر بر توسعه گردشگری را در ابعاد محلی (داخلی) و فرامحلی مورد ارزیابی قرار داده است.
کیومرث خداپناه، سعدی محمدی، اسداله حیدری،
دوره 15، شماره 55 - ( 3-1405 )
چکیده
هدف: گردشگری کشاورزی با ایجاد فضای ارتباطی جدید و استفاده از منابع موجود در مناطق روستایی، علاوه بر تقویت اقتصاد محلی، زمینه حفاظت از زمینهای کشاورزی را در برابر تجاوز خردهفروشان بزرگ و زنجیرههای غذایی جهانی به وجود میآورد. با توجه به اهمیت این موضوع، پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل مؤثر بر توسعه گردشگری کشاورزی در نواحی روستایی بخش مرکزی شهرستان اردبیل انجام شده است.
روش پژوهش: این پژوهش، از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش در زمره تحقیقات توصیفی- تحلیلی است. گردآوری اطلاعات به دو روش کتابخانهای و میدانی صورت گرفت. جامعه آماری شامل سرپرستان خانوار بهرهبردار از اراضی کشاورزی است. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران، 380 نفر برآورد گردید. انتخاب نمونه نیز در هر روستا به صورت تصادفی ساده انجام شد. برای تحلیل دادهها از مدلسازی معادلات ساختاری بهره گرفته شد.
یافتهها: به منظور بررسی موضوع از 67 مؤلفه استفاده شد که هفت مؤلفه به علت نداشتن کفایت لازم از مدل حذف شدند. نتایج ارزیابی اولیه مدل اندازهگیری، گویای مناسب بودن مدل است. نتایج مدل ساختاری بیانگر وجود رابطه ساختاری معنادار میان توسعه گردشگری کشاورزی و عوامل مؤثر بر آن است. بررسی یافتهها نشان میدهد، بیشترین بار عاملی برای عوامل ایجاد برگزاری جشنوارههای فرهنگی- تفریحی، بهبود روشنایی معابر و تنوع الگوی کشت و برندسازی محصول برآورد گردیده است. بیشترین مقدار t با 43/961 در مدل ساختاری بین متغیرها مربوط به توسعه گردشگری کشاورزی و عوامل اجتماعی- فرهنگی است.
نتیجهگیری: توسعه گردشگری کشاورزی در بخش مرکزی اردبیل، نیازمند همگرایی مفهومی با ابعاد مدیریتی، سیاستی و قانونی است و یک توسعه همهجانبه اقتصادی اجتماعی و فرهنگی را پدید میآورد. به طور کلی تمام ابعاد در نظر گرفته شده، اثرات متعددی بر توسعه پایدار گردشگری کشاورزی دارند و موجب شکوفایی گردشگری در منطقه خواهند شد. در این صورت، زمینه اشتغالزایی، افزایش توان اقتصادی، جلوگیری از مهاجرت، بهرهوری فراوردههای روستایی و صنایع دستی برای روستاهای این ناحیه فراهم خواهد آمد.
کیومرث زرافشانی، نوشین امانی، لیدا شرفی،
دوره 15، شماره 55 - ( 3-1405 )
چکیده
هدف: زعفران گیاهی مقاوم به کمآبی است که به عنوان یک کشت جایگزین در منطقه جوانرود در حال گسترش است. با توجه به نو بودن این کشت در منطقه مورد مطالعه، هدف از مطالعه حاضر، ارزیابی توسعه کشت زعفران در شهرستان جوانرود بوده است.
روش پژوهش: این مطالعه از طرح تلفیقی (کیفی- کمّی) و روش تحقیق مطالعه موردی بهره میگیرد. جامعه مورد مطالعه شامل تمامی زعفرانکاران و کارشناسان جهاد کشاورزی در شهرستان جوانرود بودند که با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند از نوع بارز با 16 نفر از زعفرانکاران و 10 نفر از کارشناسان مصاحبه انجام شد. ابزار گردآوری اطلاعات، مصاحبه نیمهساختاریافته و پرسشنامه بوده است. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از تحلیل راهبردی SWOT صورت گرفت. در نهایت، با استفاده از ماتریس برنامهریزی راهبردی کمّی (QSPM)، مناسبترین راهبردها برای توسعه کشت زعفران در منطقه جوانرود انتخاب شد.
یافتهها: بر اساس نتایج، 7 طبقه گسترده برای نقاط قوت توسعه کشت زعفران شناسایی شدند که مهمترین آنها "امکان فرایند تولید بصورت خانوادگی" و "وجود ظرفیتهای مناسب تولید زعفران در منطقه" هستند. همچنین 7 طبقه ضعف از قبیل "عدم پذیرش زعفران به عنوان الگوی کشت" و "فروش فلهای و بستهبندی نامناسب" شناسایی شدند. فرصتهای شناسایی شده توسعه کشت زعفران 4 طبقه بودند که مهمترین آنها "سازگاری کشت زعفران با اقلیم منطقه" و "دسترسی به بازارهای گسترده برای زعفرانکاران عمده" بدست آمد. از جمله تهدیدهای مهم توسعه کشت زعفران، "محدود بودن بازار" و "عدم تامین نهاده و ادوات کافی کشت زعفران توسط سازمان جهاد کشاورزی" شناسایی شد. در نهایت، راهبرد مناسب برای توسعه کشت زعفران در شهرستان جوانرود راهبرد تهاجمی (SO) بدست آمد.
نتیجهگیری: دستاوردهای این مطالعه میتواند به مسوولین ذیربط در سازمان جهاد کشاورزی استان کرمانشاه و شهرستان جوانرود کمک کند تا از راهبرد مناسب برای توسعه کشت زعفران استفاده نمایند.
ساجده کریمی کندزی،
دوره 15، شماره 55 - ( 3-1405 )
چکیده
هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش هوش مصنوعی برای توانمندسازی جامعه روستایی با نقش میانجی حمایتهای مدیریتی در مناطق روستایی شهرستان نطنز است.
روش پژوهش: این پژوهش از نظر نحوه گردآوری دادهها از نوع توصیفیِ پیمایشی از شاخه میدانی است و از نظر هدف کاربردی است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه روستائیان شهرستان نطنز هستند. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران به تعداد 371 نفر انتخاب شد. ابزار پژوهش شامل پرسشنامهای با 30 سوال در سه بخش هوش مصنوعی (5 سوال)، توانمندسازی (19 سوال) و حمایتهای مدیریتی (6 سوال) است که روایی آن به شیوه صوری، سازهای و محتوایی بررسی و تایید شده و پایایی آن بر مبنای فرمول کرونباخ به میزان 0/86 تایید گردیده است. دادههای گردآوری شده بر اساس تحلیل مسیر معادلات ساختاری در نرمافزار Smart PLS تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که هوش مصنوعی بر توانمندسازی با ضریب تاثیر 0/636 و مقدار T 12/002، هوش مصنوعی بر حمایت مدیریت با ضریب تاثیر 0/392 و مقدار T 3/875 و حمایت مدیریت بر توانمندسازی با ضریب تاثیر 0/332 و مقدار T 5/533 تاثیر دارد. همچنین نتایج آزمون سوبل نشان داد که هوش مصنوعی بر توانمندسازی با نقش میانجی حمایت مدیریت با مقدار T 7/678 تاثیر دارد.
نتیجهگیری: بر مبنای یافتهها میتوان گفت که هوش مصنوعی میتواند از طریق دادههای تحلیلشده، روشهای بهینه برای کشت و برداشت محصولات را ارائه دهد. با استفاده از هوش مصنوعی در پلتفرمهای آموزشی، امکان آموزش از راه دور برای افراد روستایی فراهم میشود. این تکنولوژی میتواند بهویژه برای نوجوانان و جوانان در مناطق دورافتاده که به منابع آموزشی محدود دسترسی دارند، مفید باشد. سیستمهای هوش مصنوعی در حوزه سلامت میتوانند در تشخیص بیماریها و پیشبینی وضعیت بهداشتی افراد در مناطق روستایی کمک کنند. همچنین بهرهگیری از این فناوری در زمینه گردشگری، کشاورزی و دامداری میتواند به بهبود وضعیت اقتصادی و معیشتی مناطق روستایی کمک ویژه نماید.
خانم آذر نوری، دکتر وحید ریاحی، دکتر فرهاد عزیزپور، دکتر حمید جلالیان،
دوره 15، شماره 56 - ( 6-1405 )
چکیده
هدف پژوهش حاضر شناسایی فرایند های فضایی موثر بر توسعه کارآفرینی روستایی به منظور شناسایی دیدگاه های نظری موجود و درحال ظهور آن است.
روش تحقیق در پژوهش حاضر از حیث هدف کاربردی و از لحاظ روش شناسی ترکیبی است که به روش مرور سیستماتیک و تحلیل محتوای کیفی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش، مقالات مستخرج از مجلات مرتبط با حوزه کارافرینی روستایی و جغرافیا در پایگاه های داده معتبر است. جامعه پژوهش 113مقاله طی بازه زمانی 22 ساله از سال 2000-2023 است. که در مرحله بعدی با غربالگری مقالات نامرتبط حذف و نهایتا، از مجموع مطالعات صورت گرفته 38 مقاله علمی لاتین به عنوان جامعه پژوهش مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. برای تحلیل از کدگذاری باز، محوری و گزینشی در محیط نرم افزار (Atlas Ti ) استفاده شد. همچنین برای اعتبارسنجی، از نظر 5 نفر از خبرگان استفاده شده است.
یافته های پژوهش شامل 212 کد اولیه بود که در 26 مقوله و چهار بعد و یک مولفه (اجتماعی -فضایی)مفهوم سازی شد. بررسی توزیع زمانی مقالات نشان داد اولین مقالات در سال 2007 منتشر شده و تا سال 2014 راکد بوده و پس از آن و تاکنون روندی افزایشی داشته است. همچینین توزیع موضوعی مقالات، به ترتیب در حوزه های اجتماعی، فضایی و اقتصادی منتشر شده اند.
نتایج پژوهش نشان داد، کارآفرینی روستایی به شدت تحت تأثیر عوامل فضایی قرار دارد. این مطالعات از سیر تحول مفهومی ادبیات فضا متاثر بوده و همزمان با تحول مفهومی این گفتمان مولفه های مطرح شده آن نیز تغییر یافته و از یک دیدگاه سنتی به سمت مفهومی اجتماعی –فضایی تغییر یافته است. بنابراین فضا به عنوان بستر تعاملات اجتماعی عمل میکند و بر شکلگیری شبکههای اجتماعی و فضایی که بر توسعه کارآفرینی روستایی تأثیر میگذارند، نقش مهمی دارد