جستجو در مقالات منتشر شده


475 نتیجه برای روستا

علی اکبر تقیلو،
دوره 9، شماره 32 - ( 6-1399 )
چکیده

کاربری اراضی قلمروهای روستایی امروز میدان کارزار اصلی نیروها و پیشران­های توسعه روستایی متضاد از هم است که در اکثر مواقع حالت­های متضادی را در پیش­روی ذینفعان اراضی برای استفاده از آن قرار می­دهد. لذا هدف تحقیق حاضر شناسایی پیشران­های تغییر کاربری اراضی در قلمروهای روستایی است. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی مبتنی بر روش­های آینده­پژوهی است. جمع­آوری اطلاعات بصورت میدانی با استفاده از پرسشنامه (318 نفر از روستائیان و 22 کارشناس اجرایی و دانشگاهی) انجام شده است. از روش تجزیه و تحلیل ساختاری در محیط نرم­افزار میک­مک برای تحلیل داده­ها استفاده شده است. نتایج نشان داد که؛ خشکسالی با میانگین 88/3 و ضعف اجرای قانون، لابی و فساد(پارتی­بازی) با میانگین 88/3 مؤثرترین پیشران تغییر در شدت کارکرد و گسترش حمل و نقل با میانگین 13/4 موثرترین پیشران تغییر کاربری اراضی می باشند. همچنین نتایج تحلیل روابط متقابل پیشران­ها نشان می­دهد که عدم حضور سازمان­ها و نهادها و عدم دیدبانی تغییرات، ضعف اجرای قانون، لابی و فساد(پارتی­بازی) و رشد جمعیت تأثیرگذارترین پیشران بر سایر پیشران­ها و سطح تولیدات، افزایش درآمد مردم و تجاری شدن کشاورزی تأثیرپذیرترین پیشران یا به عبارتی بحرانی­ترین و عدم قطعی­ترین پیشران انتخاب شدند.

علی اشرف زینلی، آئیژ عزمی، امیدعلی مرادی،
دوره 9، شماره 32 - ( 6-1399 )
چکیده

هدف اصلی از انجام این پژوهش بررسی عوامل مؤثر بر توسعه تعاونی‏های ‏روستایی دامداران دهستان حسن­آباد شهرستان اسلام آباد غرب است. نوع پژوهش از لحاظ هدف جزء پژوهش‌های کاربردی و از نظر ماهیت و روش جزء پژوهش‌های توصیفی پیمایشی از نوع همبستگی است. جامعه آماری تحقیق حاضر شامل 53 واحد شرکت تعاونی دامداری­های صنعتی، نیمه صنعتی و روستایی و افراد مرتبط با آن ( دامداران) در دهستان مربوطه است. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه است که از تحقیقات مشابه قبلی اقتباس شده است و پایایی آن از روش آلفای کرونباخ 928/0 بوده و روایی صوری آن از طریق اساتید راهنما و کارشناسان مورد تأیید قرار گرفته است. جهت تحلیل داده­ها از نرم­افزار‌های آماری SPSS و LISREl با هدف بررسی عوامل تأثیرگذار بر توسعه شرکت­های تعاونی دامداران روستایی، در منطقه مورد مطالعه مبنای تجزیه و تحلیل قرار گرفت. با توجه به نتایج مشخص گردید که این شرکت­ها در حال حاضر فعالیت بسیار کمی در جهت رفع و حل مشکلات دامداران دارند و از اهداف اصلی خود که کمک به اعضاء است، فاصله زیادی گرفته­اند و نتوانسته­اند رضایت و اعتماد اعضاء را برای همکاری و مشارکت لازم جلب نمایند. هرچند اکثر پاسخ­دهندگان اظهار داشته­اند که این تعاونی­ها در مناطق روستایی مورد نیاز است، اما به لحاظ خدماتی چون تأمین خوراک دام و نهاده­های مورد نیاز دامداران و همچنین در مورد اعتبارات و تسهیلات لازم جهت هدایت سرمایه­گذاری­ها در تولید فراورده­های دامی اعضاء بسیار ضعیف عمل کرده­اند که بخش­های اقتصادی و سیاسی و اداری با بالاترین ضریب و در بخش اجتماعی و بخش فرهنگی با پایین­ترین ضریب نشان­دهنده آنست که اعضا رضایت چندانی از برنامه­های شرکت­های تعاونی روستایی دامداران ندارند.

مجتبی قدیری معصوم، مهرسا مینایی، علیرضا دربان آستانه،
دوره 9، شماره 32 - ( 6-1399 )
چکیده

اقامتگاه‌های بوم گردی از طریق سازگاری با محیط طبیعی و جوامع محلی و اقتصاد می‌توانند پایدار بمانند و با جایگزین کردن هتل‌های معمولی به تعداد بیشتری از اقامتگاه‌های بوم­گردی تأثیر کلی صنعت گردشگری را کاهش دهند و از این طریق به توسعه پایدار گردشگری نایل شوند. بدین ترتیب، پژوهش حاضر به شیوه توصیفی- تحلیلی به نقش اقامتگاه‌های بوم­گردی در توسعه پایدار گردشگری روستایی، در شهرستان خور و بیابانک پرداخته است. جامعه آماری این پژوهش سه گانه است و شامل گردشگران اقامتگاه‌ها و صاحبان اقامتگاه‌ها و ساکنین محلی بوده‌اند که به ترتیب 143 گردشگر، 11 مالک و 330 خانوار محلی در 5 روستای گردشگری شهرستان خور و بیابانک به‌صورت نمونه‌گیری خوشه‌ای و تصادفی انتخاب‌شده و مورد سنجش قرار گرفتند. داده‌های گردآوری‌شده در محیط نرم‌افزاری spss با استفاده از آزمون‌های T تک نمونه‌ای، تحلیل واریانس یکطرفه وآزمون دانکن و آزمون ضریب همبستگی اسپیرمن تجزیه‌وتحلیل شدند. نتایج نشان داد که کیفیت اقامتگاه‌های بوم­گردی در مناطق روستایی موردمطالعه در وضعیت مطلوبی قرار دارد و منطبق بر شاخص‌های پایداری اقامتگاه‌های بوم­گردی و استاندارد‌ها است. همچنین نتایج حاصله از آزمون‌ دانکن نشان داد که بین کیفیت اقامتگاه‌ها به تفکیک روستاها تفاوت معناداری وجود دارد به‌گونه‌ای که روستای گرمه بالاترین امتیاز را با مقدار 4.19 را دارا هست و روستای ایراج پایین‌ترین امتیاز را با مقدار 2.96 به خود اختصاص داده است. نتایج آزمون ضریب همبستگی اسپیرمن نشان داد که بین اقامتگاه‌های بوم­گردی و توسعه پایدار گردشگری با ضریب همبستگی 0.90 ارتباط معنی‌دار وجود دارد و بیانگر آن است که الگوی اقامتگاه بوم­گردی در منطقه مورد مطالعه و دیگر مناطق روستایی و بکر طبیعی به‌عنوان یک کسب‌وکار کوچک گردشگری با مالکیت بومی و مدیریت خانوادگی، هماهنگی بیشتری با توسعه پایدار گردشگری دارد.

لاوین رمضانی، بیژن رحمانی، ناصر شفیعی ثابت،
دوره 9، شماره 32 - ( 6-1399 )
چکیده

پژوهش حاضر به واکاوی جایگاه عملکرد درونی مدیریت محلی در ارتقای سرمایه اجتماعی و بهبود مشارکت ذی‌نفعان محلی در طرح‌ها و برنامه‌های محیطی- اکولوژیکی، اجتماعی- فرهنگی، اقتصادی و کالبدی- فضایی، در فراگرد توسعه اقتصاد روستایی در شهرستان بانه پرداخته است. این  پژوهش  به روش کمی و  پیمایشی و مبتنی بر ابزار پرسشنامه  در 350 خانوار و در 30 روستای نمونه تصادفی انجام شده است. یافته‌ها نشان می­دهد که رابطه معنادار بین شاخص‌های مقوله اثرگذار و اثرپذیر وجود دارد  و نامناسب بودن جایگاه شاخص‌های عملکرد درونی مدیریت محلی را در ارتقای سرمایه اجتماعی، بهبود مشارکت ذی‌نفعان محلی در فراگرد توسعه اقتصاد روستایی آشکار ساخت. به سخن دیگر، با این که "سرمایه اجتماعی و مشارکت مولد و فعالانه" ذی‌نفعان محلی در طرح‌ها و برنامه‌های توسعه روستایی، تضمین‌کننده پایداری اقتصادی و توسعه اقتصادی روستاهاست، لیکن عملکرد درونی مدیریت محلی مبتنی بر رویکرد «حکومت‌محور»  و از  « بالا به پایین» موجب سرمایه اجتماعی و مشارکت نامولد و منفعلانه در محدوده مورد مطالعه شده و نتوانسته زمینه‌های ارتقای آگاهی اجتماعی، انسجام اجتماعی، تشکل اجتماعی، شبکه روابط اجتماعی، اعتماد اجتماعی و بهبود مشارکت اجتماعی ذی‌نفعان محلی را در طرح‌ها و برنامه‌ها، در توسعه اقتصادی روستاها فراهم آورد. بنابراین نیازمند تغییر و اصلاح رویکرد حاکم بر نظام مدیریت روستایی و گذار از وضعیت مدیریت آمرانه و تمرکزگرایانه به مدیریت مشارکتی و تمرکززدا و توجه به عوامل تسهیل‌کننده عملکرد درونی مدیریت محلی همچون: افزایش سطح آگاهی و دانش، تقویت انگیزه و حس تعلق مکانی، افزایش میزان رضایت و تقویت امنیت شغلی مدیران محلی، تقویت حس مسئولیت‌پذیری، در راستای ارتقای سرمایه اجتماعی و بهبود مشارکت ذی‌نفعان محلی در طرح‌ها و برنامه‌های توسعه روستایی، در فرآیند توسعه اقتصاد روستایی است.

مهدی قربانی، احمد حاج علیزاده، مسعود حیدروند،
دوره 9، شماره 32 - ( 6-1399 )
چکیده

پژوهش حاضر با هدف کلی بررسی اثرات صندوق­ اعتبار خرد بر زیست­پذیری خانوارهایی روستایی انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه اعضای صندوق­های خرد روستایی دهستان چاه داد خدا شهرستان قلعه گنج بود. حجم نمونه با استفاده از فرمول نمونه­گیری کوکران 465 نفر محاسبه شد که برای افزایش اعتبار یافته­ها تعداد 470 پرسشنامه­ بین اعضای جامعه آماری توزیع شد که در نهایت تعداد 465 نفر پرسشنامه را تکمیل و عودت دادند و روش نمونه­گیری به صورت تصادفی طبقه­ای بود. تجزیه و تحلیل داده­ها با استفاده از نرم­­افزار SPSS25 و LISREL8.8 انجام شد. به منظور بررسی برازش مدل اندازه­گیری سازه ابعاد زیست­پذیری، داده­های گردآوری شده با نرم­افزار لیزرل و با استفاده از روش تحلیل عاملی تأییدی مرتبه دوم مورد تجزیه و تحلیل قرار­گرفتند. نتایج تحقیق نشان داد در بین شاخص­های زیست­پذیری شاخص­های مشارکت و همبستگی و اشتغال و درآمد از وضعیت بهتری نسبت به دیگر شاخص­ها برخوردارند و شاخص­های وضعیت مسکن و امکانات و خدمات زیرساختی از وضعیت مناسبی برخوردار نیستند. همچنین یافته­ها نشان­داد شاخص­های نیکویی برازش مطلق (91/0 AGFI= و 92/0 GFI=)، تطبیقی (91/0NNFI= ، 92/0 (CFI= و مقتصد (071/0 = RMSEA  و 031/2 = ) برازش عالی و مناسب مدل اندازه­گیری ابعاد زیست­پذیری را با داده­های مشاهده شده؛ تایید نمودند. در پایان با توجه به نتایج، پیشنهادهایی برای فعال کردن مشارکت در صندوق‌های اعتبارات خرد روستایی با توجه به فرهنگ و شرایط جوامع مورد مطالعه ارائه شده‌است.

مرضیه آخوندی قهرودی، عبدالحمید نظری، شاه بختی رستمی، گیتی صلاحی اصفهانی،
دوره 9، شماره 32 - ( 6-1399 )
چکیده

بهبود شرایط زندگی در جوامع روستایی، هدف غایی برنامه­ها و پروژه­های توسعه روستایی است. پیش­شرط دستیابی به این مهم، فراهم ساختن شرایط مناسب زندگی است. به­همین خاطر، صاحب­نظران، متخصصان و مدیران حوزه برنامه­ریزی، مفهوم زیست­پذیری را به عنوان یکی از مفاهیم نوین در حوزه برنامه­ریزی روستایی که ارتباط نزدیکی با پایداری روستاها و بهبود کیفیت زندگی ساکنان آن دارد، پذیرفته­اند. هدف تحقیق حاضر، تحلیل­فضایی زیست­پذیری اقتصادی در روستاهای شهرستان ری است. این پژوهش، به لحاظ هدف از نوع کاربردی و از حیث روش تحقیق توصیفی و تحلیلی است. جمع­آوری داده­ها با استفاده از دو نوع پرسشنامه محقق­ساخته (یکی برای 98 روستای دارای سکنه به صورت تمام­شمار و دیگری برای 360 نفر از سرپرستان خانوار به عنوان جامعه نمونه که طبق فرمول کوکران محاسبه و به روش ساده انتخاب گردید) انجام گرفت. نتایج حاصل از تحلیل موران دو متغیره نشان می­دهد که 14 روستا از 98 روستای مورد مطالعه، در وضعیت کاملاً مطلوب، 37 روستا در وضعیت متوسط و 48 روستا در وضعیت نامطلوب قرار دارند. همچنین نتایج حاصل از تحلیل HOT/COLD SPOTs نشان می­دهد که 16 لکه سرد (زیست­پذیری پایین «LL»)، و 12 لکه داغ (زیست­پذیری بالا «HH») در ناحیه وجود دارد. بزرگترین لکه داغ در شمال­شرق شهرستان واقع شده و روستاهای قرار گرفته در این لکه دارای زیست­پذیری اقتصادی بالایی هستند و در مجاور همدیگر قرار گرفته­اند. بزرگترین لکه سرد نیز در جنوب­غرب شهرستان قرار گرفته است.

حمید حیدری مکرر، فاطمه مشایخی،
دوره 9، شماره 33 - ( 9-1399 )
چکیده

بسیاری از تولیدکنندگان محصولات کشاورزی کشور، کشاورزان متوسطی هستند که توان مالی محدودی دارند و همه دارایی­شان را در هر دوره تولید به کار می­گیرند، بنابراین خسارت هر چند اندک، در هر مرحله از فرآیند تولید ضربه­های سختی را به زندگی آنان وارد می­سازد. پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل به وجود آورنده ریسک و مدیریت آن در دو شهرستان جیرفت و عنبرآباد صورت گرفته است. جامعه آماری تحقیق روستاهای بالای 50 خانوار بوده و 10 روستا به عنوان نمونه انتخاب شده است. بر اساس فرمول کوکران حجم پرسشنامه­های بدست آمده برابر با 350 می­باشد. از نظر هدف، یک تحقیق کاربردی و از نظر روش تحقیق، توصیفی ـ پیمایشی است. از تکنیک همبستگی و آزمون T دو نمونه­ای و مدل VIKOR، نیز جهت تجزیه و تحلیل استفاده شده است. نتایج ضریب همبستگی نشان می­دهد بین ویژگی­های فردی و مدیریت ریسک رابطه معنادار و مستقیمی وجود و براساس مدل ویکور عوامل ایجاد کننده ریسک تولید خرما در شهرستان جیرفت مهم­ترین آن­ها، چگونگی وضعیت بازار و عوامل اقتصادی به ترتیب با ضریب 328/0 و 872/0 و در شهرستان عنبرآباد عوامل اجتماعی و وضعیت بازار به ترتیب با ضریب 277/0 و 328/ می­باشند. راهبردهای مدیریت و کنترل بازار(ایجاد شرکت­های دولتی و حذف واسطه­ها، جلوگیری از واردات محصول) مهم­ترین راهبرد جهت کاهش عوامل ایجاد کننده ریسک، بیان شده است همچنین راهبردهای دیگری مانند پس­انداز و استفاده از اقلام اصلاح شده به ترتیب از استراتژی­های مالی و اقتصادی و مدیریت آفات محصول از نظر باغداران مورد توجه قرار گرفته است.

محمدامین خراسانی، سیدحسن مطیعی لنگرودی، مجید محمدی،
دوره 9، شماره 33 - ( 9-1399 )
چکیده

فقر پدیده چندبعدی و گستردهای است که همواره دولت‌ها و سازمانهای بین­المللی جهت کاهش آن تلاش می‌کنند. بااین‌حال، فقر روستایی نمود بارزتری دارد. یکی از چالش‌های مهم جوامع روستایی مسئله فقر است که اندیشه بسیاری از صاحب‌نظران مسائل روستایی را به خود معطوف داشته است. در روستاها به علت شرایط جغرافیایی، نوع معیشت و توانایی کمتر در مقابله با حوادث، فقر قلمرو گسترده‌تری دارد. فقر در نواحی روستایی مسائلی چون ایجاد نابرابری، مهاجرت به شهرها، تخلیه روستاها، آسیب­پذیری محیطی روستاها، افزایش بیکاری و بسیاری از مسائل دیگر را در پی دارد. تحقیق حاضر باهدف بررسی تطبیقی پژوهش‌های انجام شده در زمینه فقر روستایی و همچنین شناخت ابعاد و متغیرهای مؤثر بر فقر روستایی در دهه­های 1380 و 1390 انجام‌شده است. این تحقیق بر اساس هدف کاربردی و بر اساس روش مبتنی بر فراتحلیل کمی مقالات است. جهت گردآوری اطلاعات از روش کتابخانه­ای و مرور مقالات منتشرشده در زمینه فقر روستایی استفاده‌شده است. نتایج حاصل از تحقیق نشان می‌دهد که بعد اقتصادی و متغیرهای مربوط به آن بیشتر از سایر ابعاد موردتوجه واقع‌شده است. همچنین در میان مقالات موردبررسی در مجلات مختلف، مقالات جغرافیایی با توجه به ماهیت بین‌رشته‌ای آن‌ها، ابعاد گسترده‌تری را موردبررسی قرار داده­اند.

ملیحه شیبانی، فاطمه رستگاری پور، تکتم محتشمی،
دوره 9، شماره 33 - ( 9-1399 )
چکیده

بررسی وضعیت امنیت­ غذایی جامعه و شناسایی عوامل مؤثر برآن به‌ویژه در مناطق روستایی، اهمیت بسزایی دارد. تحقیق حاضر باهدف تحلیل وضعیت امنیت­ غذایی خانوارهای روستایی استان خراسان­رضوی انجام گرفت. برای این منظور از شاخص فراوانی تنوع‌غذایی برای بررسی امنیت­ غذایی استفاده شد و سپس عوامل مؤثر بر امنیت غذایی با بهره­گیری از شاخص ذکر شده و مدل لاجیت ترتیبی تعیین شد. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه خانوارهای روستایی استان خراسان­ رضوی در سال 1398 است که با استفاده از فرمول کوکران 400 خانوار براساس روش نمونه­گیری تصادفی خوشه­ای چندمرحله­ای انتخاب و داده­ های موردنیاز از طریق مصاحبه و تکمیل پرسشنامه استخراج گردید. نتایج تحقیق نشان­ داد که میانگین شاخص­ فراوانی تنوع‌غذایی در منطقه برابر 35/56 و خانوارها از نظر فراوانی مصرف گروه­های غذایی در سطح پایین تنوع‌غذایی قرار دارد. همچنین نتایج نشان داد که افزایش متغیرهای جنسیت، تحصیلات، وضعیت مسکن، هزینه ماهیانه غذا، شاخص قدرت خرید خانوار و دسترسی به بازار احتمال این که خانوارهای با فراوانی تنوع‌غذایی پایین در گروه خانوارهای با فراوانی تنوع‌غذایی بالا قرار گیرد افزایش می‌دهد و افزایش متغیرهای فاصله تا مراکزخرید و تورم مواد­غذایی احتمال این‌که خانوارهای با فراوانی تنوع‌غذایی پایین در گروه خانوارهای با فراوانی تنوع‌غذایی بالا قرار گیرد کاهش می‌دهد.

مسلم سواری، مجتبی سوختانلو، محمد شوکتی آمقانی،
دوره 9، شماره 33 - ( 9-1399 )
چکیده

این پژوهش با هدف کلی بررسی اثرات طرح‏های هادی روستایی بر معیشت پایدار خانوارهایی روستایی شهرستان دیواندره انجام شد. جامعه‏ آماری پژوهش شامل کلیه سرپرستان خانوارهای روستایی بود که در آن‏ها طرح هادی اجرا شده بود (N=8550). حجم نمونه با استفاده فرمول نمونه‏گیری کوکران 186 نفر محاسبه شد که برای افزایش اعتبار یافته‏ها تعداد 210 پرسشنامه بین اعضای جامعه آماری توزیع شد که در نهایت تعداد 196 نفر پرسشنامه را تکمیل و عودت دادند. روش نمونه‏گیری به‌صورت تصادفی طبقه‏ای بود. نتایج تحقیق نشان داد که در بین شاخص‏های کیفیت زندگی با تأکید بر معیشت پایدار شاخص‏های کیفیت حمل‌ونقل و کیفیت زیرساخت‏ها از وضعیت بهتری نسبت به دیگر شاخص‏ها برخوردار بوده است و شاخص‏های کیفیت آموزشی و تعامل و همبستگی از وضعیت مناسبی برخوردار نبوده است. بعلاوه تحقیق حاضر نشان داد که طرح هادی بر سرمایه‏های مالی و انسانی معیشت پایدار بیشترین و بر سرمایه‏های اجتماعی و طبیعی کمترین تأثیر را داشته است. نیز بین اثرات طرح هادی بر منابع معیشتی (مالی، فیزیکی، انسانی، اجتماعی و طبیعی) باکیفیت زندگی رابطه مثبت و معنی‏داری دارد. درنهایت اثرات طرح هادی بر منابع معیشتی 68 درصد از واریانس تغییرات متغیر وابسته تحقیق (کیفیت زندگی) را تبیین کرده است.

مریم تاجری مقدم، طاهره زبیدی، مسعود یزدان پناه،
دوره 9، شماره 33 - ( 9-1399 )
چکیده

ویروس کووید 19 در سال 1398(2020) به یک تهدید همه­گیر جهانی تبدیل شده است. تأثیر اقتصادی و اجتماعی این تهدید به سرعت در مناطق روستایی گسترش یافته است. بنا بر شواهد، این تأثیر به صورت طولانی مدت بوده و دارای اثرات مستقیم و غیرمستقیم در نواحی روستایی است، رفتارهای پیشگیرانه مردم و سیاست­های دولت در کنترل انتقال ویروس بویژه در نواحی روستایی، کلید اصلی مهار این بیماری همه‌گیر، و به عنوان یک اقدام پیشگیرانه است، پژوهش حاضر با هدف تحلیل رفتارهای پیشگیرانه جهت مقابله با ویروس کرونا به عنوان رویکردی در حوزه سلامت و بهداشت روستایی انجام گرفت. این پژوهش از نوع پژوهش­های توصیفی-همبستگی است که با استفاده از روش پیمایش آنلاین انجام شد. جامعه آماری مورد مطالعه، جوانان روستایی شهرستان دشتستان در استان بوشهر بودند که 305 نفر از آن­ها به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده­ها پرسشنامه بود. روایی محتوایی پرسشنامه با نظر پانلی از کارشناسان و متخصصان در زمینه موضوع مورد پژوهش مورد تأیید قرار گرفت. روایی سازه و پایایی ترکیبی آن نیز از طریق برآورد مدل اندازه­گیری و پس از انجام اصلاحات لازم به دست آمد. نتایج نشان داد که رفتار پیشگیرانه جوانان روستایی در مقابله با ویروس کرونا به صورت مرحله‌ای و در سطح بالایی قرار داشت. همچنین دو متغیر منافع درک شده و راهنمای عمل بر نگرش جامعه روستایی، و نیز دو متغیر نگرش و هنجارهای ذهنی بر تمایل ساکنان روستاها و در نهایت تمایل، خودکارآمدی و راهنمای عمل بر رفتار پیشگیرانه جوانان روستایی در مقابله با ویروس کرونا اثرگذار بوده است. براساس مدل یکپارچه تئوری رفتار برنامه­ریزی شده و مدل اعتقادات سلامت، متغیرهای تمایل، نگرش، منافع درک شده، راهنمای عمل، هنجار ذهنی و خودکارآمدی در مجموع قادرند 66 درصد از تغییرات رفتار پیشگیرانه جوانان روستایی را تبیین کنند. نتایج این مطالعه نه تنها شواهد تجربی بیشتری را برای رفتار پیشگیرانه جوانان روستایی در مقابله با ویروس کرونا ارائه می­دهد، اطلاعاتی برای تدوین سیاست­ها و دستورالعمل­های وزارت بهداشت برای پیشگیری و جلوگیری از شیوع بیشتر این بیماری در روستاها ارائه کرده است.

محمدرحیم رهنما، مهدی بازرگان،
دوره 9، شماره 33 - ( 9-1399 )
چکیده

ظرفیت مدل­سازی مکانی در GIS اهمیت فراوانی در درک تفاوت توزیع جغرافیایی بیماری­های واگیردار و عفونی و نیز مطالعات اپیدمیولوژیکی و بهداشت جامعه دارد. یکی از این بیماری­های واگیردار و عفونی در قرن 21، ویروس­کرونا (کووید-19) است که از اواخر دسامبر سال 2019 به صورت شیوع پنومونی از ووهان چین به سراسر جهان در حال گسترش است. از این رو بررسی جغرافیایی این بیماری در جهت کنترل و پیشگیری آن امری ضروری است؛ بنابراین در پژوهش کاربردی و توصیفی- تحلیلی حاضر، با استفاده از آمار فضایی به مدل­سازی پخش­فضایی اپیدمیولوژی ویروس­کرونا درروستاها و شهرهای کشور به صورت توزیع منطقه‌ای و استانی کشور پرداخته است. جامعۀ آماری پژوهش حاضر، 31 استان­ کشور است که داده­های مبتلایان به ویروس­کرونا در بازه زمانی 3 اسفند 1398 الی 3 فروردین 1399 (21638 نفر) و با استفاده از نرم­افزار ArcGIS مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفته است. نتایج حاصل از کاربرد شاخص موران دربارۀ توزیع فضایی ویروس­کرونا در تاریخ 3 اسفند 98، مقدار z-score برابر 485/1 و الگوی آن از نوع تصادفی بوده اما در تاریخ 3 فروردین 99، مقدار z-score برابر 039/3 و خوشه­ای بودن توزیع بیماری را در  نواحی کشور نشان می­دهد. تحلیل خودهمبستگی فضایی براساس فاصله نشان می­دهد که در فاصله 8/383 کیلومتری از استان­ قم­، ضریب­موران برابر 136627/0 و مثبت است؛ اما در فاصله 6/762 کیلومتری از استان­ قم، ضریب­موران برابر 040246/0- و منفی بدست آمده و بیانگر این است که از این فاصله به بعد، تعداد مبتلایان به کرونا کاهش یافته است. همچنین تحلیل لکه­های داغ در خصوص تعداد مبتلایان به ویروس­کرونا نشان داد که استان­های (قم، تهران، گلستان، سمنان، اصفهان، مازندران و البرز) به عنوان مناطق با جمعیت روستایی و شهری بالا، در خوشه­های داغ و استان­های (بوشهر، ایلام و کرمانشاه) به عنوان مناطق با جمعیت روستایی و شهری کمتر، در خوشه­های سرد قرار دارند. نتایج حاصل از تحقیق بیانگر آن است که مهمترین عامل جغرافیایی انتشار ویروس­کرونا در کشور، فاصله و مجاورت مکانی استان­های درگیر با این بیماری بوده و از الگوی پخش فضایی سازش­پذیر تبعیت می­کند.

حسین کریم زاده، عقیل خالقی، رباب نقی زاده،
دوره 9، شماره 33 - ( 9-1399 )
چکیده

در شیوع ویروس کرونا، بین جمعیت روستایی- شهری و سکونتگاه‌های روستایی و شهری تفاوت ویژه‌ای دیده نمی‌شود. با این‌ حال، به عنوان یک بحران، ویروس کرونا، تأثیر منفی در اقتصاد روستایی داشته و یا می‌تواند محرک مهم برای نوآوری در مشاغل جدید در نواحی روستایی باشد. در محیط‌های مختلف جغرافیایی، ادراک و شناخت‌های متفاوتی نسبت به این ویروس دیده می‌شود. با توجه به هدف تحقیق مبنی بر تحلیل ادراک محیطی جامعه روستایی از شیوع ‌ویروس کرونا در قلمرو جغرافیای رفتاری، تحقیق حاضر در پی کشف و شناخت نقشه‌های ذهنی جامعه روستایی بخش مرکزی شهرستان ورزقان و ادراکات آن‌ها‌ست. بر اساس هدف، کاربردی و ازنظر نحوه گردآوری داده‌ها، پیمایشی از نوع آمیخته (ترکیبی) است. روش «طراحی اکتشافی (مدل توسعه ابزار)» در این تحقیق استفاده شده است. در فاز یک با استفاده از روش «توصیف ضخیم» (فراتر از توصیف و مشاهده برای بیان ظهور رفتار خاص در جامعه) و به کمک نرم‌افزار مکس‌کیودا توصیفی عمیق از تجربیات افراد مطلع محلی گردآوری شد و به مشاهده ژرف و لایه‌لایه موضوع از زوایای مختلف به شیوه استقرایی در کدگذاری کیفی انجام شد. برای رصد متغیرهای کیفی نیز از شیوه STEEP (V) استفاده شده است. بر اساس نتایج کیفی، به توسعه ابزار (با استفاده از تکنیک تاپسیس فازی) از طریق تحلیل داده‌های کمی حاصل از نتایج پرسشنامه محقق‌ساخته اقدام شده و مقوله‌ها اولویت‌بندی شده‌اند. نتایج تحقیق نشان داد که کاهش حداکثری تعاملات اجتماعی غیرضروری در نواحی روستایی، شرط اصلی کنترل شیوع کرونا است. بعلاوه، شیوع ویروس در زمان‌بندی فعالیت کشاورزان، توجه به پس‌انداز، آسیب فعالیت اقامتگاه‏های گردشگری روستایی، و رونق کسب‌وکارهای روستایی، و نیز سرمایه اجتماعی اثر منفی داشته است.

علی رحمانی چوکامی، تیمور آمار، عیسی پوررمضان،
دوره 9، شماره 33 - ( 9-1399 )
چکیده

نواحی روستایی بعنوان محیط زنده در فضای جغرافیایی، همواره در مسیر تغییر و تحول بوده است. تغییرات و تحولات نظام مالکیت اراضی روستایی از جمله تغییرات مکانی فضایی است که با توسعه نظام روستایی در ارتباط بوده است. در واقع توجه شهرنشینان به محیط­های روستایی برای تملک زمین جهت تفریح و ایجاد فضای خصوصی(خانه دوم) موجب تغییرکاربری اراضی مستعد تولید در روستاها شده است. این امردرسال­های اخیر باعث سرریزشدن بخشی از سرمایه و جمعیت از شهرها به سوی روستاها شده است. این سرمایه­ها با نفوذ در سکونتگاه­های روستایی، اقتصاد و کارکرد روستا را تحت تأثیر قرار خواهد داد. در مقاله حاضر عوامل مؤثر بر تغییر مالکیت زمین در سکونتگاه­های روستایی و پیامدهای اقتصادی آن بررسی شده است. مطالعه موردی سکونتگاه­های روستایی بخش خمام شهرستان رشت بوده است. این تحقیق از نظر هدف درگروه تحقیقات کاربردی و برمبنای روش جزء تحقیقات توصیفی-تحلیلی است. جامعه آماری به‌صورت تمام شماری یعنی کل 44 سکونتگاه روستایی بخش خمام است. روش گردآوری اطلاعات موردنیاز به‌صورت اسنادی، کتابخانه­ای و براساس مشاهده میدانی و مصاحبه از مدیر یا یکی از اعضای شورا است و داده‌های گردآوری‌شده از طریق نظریه­های زمینه­ای مورد تجزیه‌وتحلیل قرارگرفته است. نتایج تحقیق نشان داد که موقعیت جغرافیایی و راه دسترسی، ارزش زمین و عدم توجیه اقتصادی حفظ زمین برای تولید، برخورداری از مزیت نسبی،سیاست­ها و سرمایه­گذاری­های دولت، کهولت سن و ناتوانی در امر تولید، مدارک مالکیتی از عوامل مؤثر در تغییرات مالکیتی سکونتگاه­های روستایی و تغییر در نظام فعالیت اقتصادی روستاها، کاهش میزان تولید محصولات کشاورزی، تغییر در روابط اقتصادی بین شهر و روستا و تغییرکارکرد روستاها در ناحیه از پیامدهای اقتصادی مطالعاتی است.

سعدی محمدی، سروه شهبازی،
دوره 9، شماره 33 - ( 9-1399 )
چکیده

امروزه ارتقای سطح کیفیت زندگی و تبدیل محیط­های روستایی به محیط­های قابل زیست؛ جهت کار، فعالیت و زندگی، آرمان اصلی برنامه­ریزان توسعه به‌منظور جلوگیری از مهاجرت­های گسترده، جذب و بازگشت مهاجرینی است که از روستاها به دلیل فقر و بیکاری مهاجرت نموده­اند. در این راستا امروزه تنوع‌بخشی اقتصادی راهکار مطمئنی است که توانایی ترسیم چشم­انداز روشنی از ارتقای سطح کیفیت زندگی روستاییان را با پایدارنمودن معیشت آن‌ها دارد. به‌منظور تبیین این اثرگذاری، پژوهش کاربردی حاضر با روشی توصیفی تحلیلی مبتنی بر مقایسه دو دوره قبل(سکونت در شهر) و بعد(بازگشت به روستاها) به بررسی وضعیت کیفیت زندگی خانوارهای روستایی بازگشته به نقاط روستایی بخش خاوومیرآباد شهرستان مریوان پرداخت که به دنبال تنوع فعالیت­های اقتصادی انجام‌شده، با بازگشت مهاجران روبرو شده است. جمعآوری داده­ها در بخش نظری، به روش اسنادی و در بخش عملی به روش پیمایشی مبتنی بر توزیع پرسشنامه در میان 144 سرپرست خانوار روستایی بازگشته به روستاها به روش تمام سرشماری و مصاحبه با آن‌ها انجام پذیرفت. پس از تجزیه‌وتحلیل با آزمون­های آمار استنباطی(ویلکاکسون، تی­زوجی و همبستگی)، نتایج نشان داد که به دنبال تنوع فعالیت­های اقتصادی ایجادشده و بازگشت مهاجران به روستاها جهت منتفع شدن از منافع آن، کیفیت زندگی آن‌ها نسبت به دوره سکونت در شهر بهبودیافته و این شاخص اقتصادی کیفیت زندگی است که بیشترین تأثیر را در ارتقای سطح کیفیت زندگی مهاجران بازگشتی دارد

احمد زنگانه، تاج الدین کرمی، حمیدرضا تلخابی، محسن یوسفی فشکی،
دوره 9، شماره 33 - ( 9-1399 )
چکیده

هدف پژوهش حاضر تحلیل نظام شهری استان مرکزی طی سال­های 1355 تا 1395  و  شناسایی عوامل مؤثر بر توسعه شهرهای کوچک و روستا-شهرها است. این پژوهش به شیوۀ تحلیلی انجام‌شده و از سنت­های روش پژوهش کمی بهره برده است. برای تحلیل نظام شهری از شاخص­های نخست شهری، شاخص توزیع متعادل(آنتروپی) و شاخص تمرکز هرفیندال، توزیع جهت­دار و تراکم فضایی کرنل استفاده شده است. برای شناسایی عوامل مؤثر بر توسعۀ منطقه­ای با رویکرد تقویت روستا-شهرها، از نظرات نخبگان و متخصصان در قالب روش دلفی و 23 پرسشنامه استفاده شده  است. پرسشنامه مذکور در راستای ابعاد فضایی و غیر فضایی و مؤلفه‌های چهارگانه مربوط، شامل سیاست‌گذاری و قوانین،  اقتصادی فعالیتی، اجتماعی و فرهنگی، و درنهایت کالبدی و ارتباطی و 26 معیار مربوط تدوین شده است. به‌منظور اولویت­بندی مؤلفه‌ها و معیارها، از مدل ویکور و همچنین برای شناسایی عوامل نهایی و زیرمعیارهای مربوطه از آزمون تحلیل عاملی استفاده شد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که تمرکز فزایندۀ جمعیت شهری در دو شهر اراک و ساوه و کثرت روستا-شهرها (28 شهر از 33 شهر استان)، از ویژگی­های اصلی نظام شهری استان مرکزی است، اما این وضعیت طی سال­های 1375 تا 1395 به دلیل جمعیت­پذیری شهرهای دوم، سوم و چهارم استان، تا حدودی به سمت عدم­تمرکز گرایش یافته و به لحاظ توزیع فضایی، جابه­جایی جمعیت به سمت شمال و جنوب شرقی استان بوده است. همچنین بر اساس نتایج مدل ویکور، مؤلفۀ "سیاست‌گذاری و قوانین" به‌عنوان مهم‌ترین و تأثیرگذارترین عامل بر تقویت روستا-شهرها و توسعۀ منطقه­ای استان شناسایی‌شده و مؤلفه‌های "کالبدی و ارتباطی"، "اقتصادی-فعالیتی" و در نهایت مؤلفۀ "اجتماعی-فرهنگی"، در اولویت بعدی قرار دارند. در نهایت نتایج آزمون تحلیل عاملی نشان داد که معیارها در هشت عامل اصلی دسته­بندی شدند که 84.63 کل واریانس تجمعی را شامل می­شوند و در بین این عوامل، عامل نخست با زیرمعیارهای قانون‌گذاری و اقتصادی، از اهمیت ویژه‌ای در توسعۀ روستا-شهرها برخوردار هستند.

وحید ریاحی، سمیه عزیزی،
دوره 9، شماره 33 - ( 9-1399 )
چکیده

کاربردهای متعدد زعفران، مصارف متنوع غذایی، اثر اقتصادی تولید زعفران و به‌ویژه آثار کشت زعفران در درآمد کشاورزان، توجه ویژه به تغییر الگوی کشت، تولید زعفران و پیامد اقتصادی میان بهره‌برداران و خانوارهای روستایی را بیش‌ازپیش روشن می‌سازد. بهره‌برداران محصولات کشاورزی می‌توانند با انتخاب محصولات متناسب با شرایط طبیعی، اقتصادی و اجتماعی خود به اثرات اقتصادی ناشی از آن محصول دست یابند. هدف این مقاله نیز بررسی اثرات کشت زعفران بر وضعیت اقتصادی بهره‌برداران خانوارهای روستایی است. پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و روش انجام آن توصیفی - تحلیلی است. ابزار جمع‌آوری اطلاعات و داده‌ها در مطالعات نظری به‌صورت کتابخانه‌ای و در مطالعه میدانی از طریق پرسشنامه می‌باشد. جامعه آماری پژوهش شامل کشاورزان بهره‌بردار زعفران در دهستان سیاهرود شهرستان تهران می‌باشد (145N=). با استفاده از فرمول کوکران 100 نفر به روش نمونه‌گیری تصادفی ساده به عنوان حجم نمونه انتخاب گردید. برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار Spss23 از آزمون t تک نمونه‌ای استفاده شد. نتایج نشان‌دهنده تأثیر مثبت کشت زعفران بر مؤلفه‌های اقتصادی موردمطالعه شامل اشتغال با میانگین (09/4)، بهبود کیفیت خدمات و امکانات با میانگین (06/4)، دسترسی به خدمات و تسهیلات با میانگین (01/4)، درآمد با میانگین (82/3)، پس‌انداز و سرمایه با میانگین (81/3) و رفاه اجتماعی با میانگین (80/3) در بین بهره‌برداران بوده است؛ هر یک از مؤلفه‌های اشاره‌شده، اثرات مثبت شاخص‌های اقتصادی در میان بهره‌برداران و خانوارهای روستایی بهره‌بردار را به همراه داشته، به طوریکه درآمد، پس‌انداز، اشتغال، تنوع فعالیت اقتصادی و شغلی در سطح قابل قبولی در روستاها افزایش داشته است.

حسین سادین، مهدی پورطاهری، عبدالرضا افتخاری،
دوره 9، شماره 33 - ( 9-1399 )
چکیده

پژوهش حاضر به بررسی کسب‌وکارهای روستایی بر مبنای دو رویکرد برندسازی و چرخۀ عمر پرداخته است تا راهی برای فعال کردن کسب‌وکارها جهت افزایش بهره­وری و دستیابی به توان رقابتی باشد. این مقاله از نوع توصیفی تحلیلی مبتنی بر روش­های احتمالی و هدفمند در نمونه­برداری و جمع­آوری داده­هاست. جهت تجزیه‌وتحلیل داده­ها نیز از مجموع نمرات میانگین، انحراف معیار، تکنیک­ وزن­دهی جمع رتبه­ای، تصمیم­گیری چند شاخصۀ ارس(ARAS) وآزمون T تک نمونه­ای استفاده‌شده است. جامعۀ آماری تحقیق را 220 نفر از  استادان دانشگاه­های استان­گلستان، کارشناسان ادارات­دولتی، مدیران روستایی شامل؛ بخشداران­، نمایندگان شوراهای­بخش، دهیاران و صاحبان مشاغل تشکیل داده­اند.جمع­آوری داده­ها از نمونه­ها نیز از طریق پرسشنامه­های محقق ساخته انجام‌گرفته است. نتایج پژوهش نشان می­دهد که از میان شاخص­های تبیین­کننده محصولات برند در سطح مناطق روستایی ، شاخص­ رضایتمندی با وزن 095/0 در رتبه اول، انطباق­پذیری با وزن 091/0 در رتبه دوم، کیفیت­گرایی با وزن 086/0 و ارزشمندی با وزن 081/0 در رتبه­های بعدی قرارگرفته‌اند. همچنین از میان کسب‌وکارها و محصولات رایج منطقه ؛ زراعت پنبه با ضریب 971/0 در اولویت اول، قالی­بافی با ضریب 966/0 در اولویت دوم، غذاهای سنتی با ضریب 952/0 در اولویت سوم ، پرورش اسب ترکمن با ضریب 943/0 در اولویت چهارم و اقامت­گاه­های بوم­گردی با ضریب 924/0 در رتبه پنجم جهت برنامه­ریزی برندسازی محصولات و خدمات قرار داشته­اند. در نهایت نتایج حاصل از بررسی چرخۀ عمر کسب‌وکارهای با قابلیت برندسازی با مقایسه میانگین وضع موجود و میانگین پیش‌بینی‌شده جهت رشد و توسعه کسب‌وکارها(T-value=3) نشان می­دهد که کسب‌وکارهای موردبررسی در مرحله­ای پایین­تر از رشد و توسعه خود یعنی در مرحله درگیری قرار دارند.

لیلا مفاخری، محمد سلیمانی مهرنجانی، احمد زنگانه،
دوره 9، شماره 34 - ( 12-1399 )
چکیده

دردهه‌‌های اخیر رویکرد‌های مختلفی جهت کاهش فقر در سطوح مختلف جغرافیایی پیشنهادشده است. رویکرد نو منطقه‌گرایی به‌عنوان یکی از رویکرد‌های جغرافیایی و فضایی به توسعه محلی و کاهش فقر شهری و روستایی توسط جغرافیدانان و سیاست‌گذاران پیشنهادشده است. نو منطقه‌گرایی، ماهیتاً بیانگر سیر تکاملی منطقه‌گرایی، به‌دوراز رویکرد‌های دولت‌محور، برای تأسیس نوع جدیدی از منطقه که نهاد‌های مدیریتی همیاری می‌کنند، در موضوعاتی از قبیل رشد اقتصادی، رقابت‌پذیری منطقه‌ای، موضوعات محیط زیستی و ایجاد شبکه‌‌ها می‌باشد. هدف اصلی این پژوهش تحلیل نقش رویکرد نو منطقه‌گرایی در کاهش فقر شهرستان کوهدشت است. داده‌‌های پژوهش از طریق پرسشنامه در سطح نواحی شهری و روستایی جمع‌آوری‌شده است. برای تحلیل داده‌‌ها از ابزار‌ها و مدل‌‌های آماری ازجمله تحلیل همبستگی و تحلیل مسیر استفاده‌شده است. نتایج نشان می‌دهد که شهرستان کوهدشت به لحاظ شاخص­های نو منطقه‌گرایی وضعیت مناسبی دارد که می‌تواند با تقویت آن‌‌ها و هدایت کردن سرمایه‌‌های اجتماعی در قالب مشارکت‌‌های اجتماعی و تعاونی‌‌های تولیدی در نواحی شهری و روستایی فرآیند سرمایه به ثروت اتفاق بیافتد. همچنین نتایج نشان می‌دهد که عوامل دانش کارآفرینی (81/0)، مشارکت اجتماعی (217/0)، جنسیت (133/0)، اعتماد عمومی (126/0) و اعتماد نهادی (124/0) بیشترین تأثیر را بر ظرفیت کارآفرینی (شاخص کاهش فقر شهری و روستایی) دارد. بنابراین جهت بهبود وضعیت اقتصادی و محرومیت در نواحی شهری و روستایی شهرستان کوهدشت لازم است شاخص‌‌های مربوطه موردتوجه قرار گیرد. در یک نتیجه‌گیری کلی می‌توان چنین بیان کرد که تغییر رویکرد منطقه‌گرایی به نو منطقه‌گرایی در برخورد با توسعه اقتصادی محلی و نواحی محروم می‌تواند به آزادسازی ظرفیت‌‌های اجتماعی و انسانی شده و اقدام اجتماعی و محلی را در پی خواهد داشت.

فاطمه رستمی، احسان جباری، شاه بختی رستمی،
دوره 9، شماره 34 - ( 12-1399 )
چکیده

هر ساختاری در فضا دارای کارکرد یا کارکرد‌هایی مشخص است. در رویکرد «پویش ساختاری-کارکردی» پیوند این دو در بررسی تمامی پدیده­های جغرافیایی مورد اهمیت و توجه قرار می­گیرد. اگر بتوان یک حوضه آبریز را به عنوان یک ساختار فضایی-مکانی در نظر گرفت، چاه­­های موجود در آن حوضه می­توانند نماینده یکی از کارکرد‌های آن در زمینه بهره­برداری از آب­های زیرزمینی باشند. تعداد چاه­های حفر شده در حوضه آبریز ماهیدشت در استان کرمانشاه طی چهار دهه اخیر 23 برابر شده است. افزایش تعداد چاه در منطقه منجر به افزایش مصرف آب­های زیرزمینی و در نتیجه پایین­تر رفتن عمق چاه­ها و ایجاد پهنه ­هایی شده که به لحاظ برداشت بی­رویه آب به پهنه­های بحران کم آبی معروف هستند. در این پژوهش، برای تعیین و ترسیم نقشه­ی چنین پهنه­هایی از دو مبنای اصلی تحلیل فضایی یعنی «موقعیت» و «فاصله» و داده­های مربوط به چاه­های منطقه به همراه تکنیک­ها و ابزار‌های متداول در سیستم­های اطلاعات جغرافیایی (GIS) استفاده شده است. نتایج این پژوهش تعیین و ترسیم نقشه­ی پهنه­های بحرانی حوضه آبریز ماهیدشت است که اراضی حدود 60 روستای منطقه را در بر گرفته و نیازمند توجه بیشتر و اعمال و اجرای سیاست­ها و راهبرد­های سخت­گیرانه­تر در زمینه حفر چاه جدید در این­گونه پهنه­ها است. روش­­های مورد استفاده در این پژوهش می­تواند برای تعیین پهنه­های بحرانی برداشت آب در سایر حوضه­های آبریز توصیه شود.


صفحه 14 از 24     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه اقتصاد فضا و توسعه روستایی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 |

Designed & Developed by : Yektaweb