جستجو در مقالات منتشر شده


475 نتیجه برای روستا

بهناز افلاطونیان، علی اکبر مجدی، حسین میرزائی، بهنوش افلاطونیان،
دوره 14، شماره 53 - ( 9-1404 )
چکیده

هدف: صنعت گردشگری می‌تواند با افزایش درآمد و ایجاد شغل، رونق اقتصادی روستاها و توسعه ملی را به دنبال داشته باشد. هدف این تحقیق بررسی رابطه میان موقعیت جغرافیایی و هم‌پیوندی روستاها با وضعیت گردشگری است.
روش پژوهش: این پژوهش، کیفی و توصیفی-تحلیلی به بررسی ۲۷ روستا در ایران می‌پردازد که در بخش کیفی از مطالعات کتابخانه‌ای و در بخش تحلیلی از ابزار شبیه‌سازی روستای مورد نظر با نرم‌افزار (سیتی انجین ) استفاده شد. جهت تهیه نقشه از سایت OpenStreetMap و نقشه‌های ژئورفرنس شده استفاده شد. جامعه آماری شامل کلیه مطالعات مرتبط با حوزه گردشگری و توسعه روستایی از منابع معتبر فارسی و انگلیسی بود. حجم نمونه شامل ۹ مقاله فارسی و ۳ مقاله انگلیسی بود که به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند. جهت بررسی اختلاف فراوانی با فراوانی مورد انتظار از آزمون کای دو (نیکویی برازش) و جهت همبستگی دو متغیر رتبه‌ای با توجه به متغیر مستقل و وابسته از آزمون ضریب همبستگی سامرز در SPSS28 استفاده شد.
یافته‌ها: وضعیت گردشگری در ابعاد مختلف اقظتصادی، فرهنگی و کالبدی در روستاها نامطلوب است و عدم توجه به مسائل بومی به طور معنی‌داری بیشتر از حد انتظار است. روستاهایی با هم‌پیوندی ضعیف، وضعیت گردشگری نامطلوب‌تری داشته و افزایش هم‌پیوندی به بهبود شرایط اقتصادی، فرهنگی و کالبدی گردشگری منجر می‌شود. این رابطه دارای همبستگی قوی است.
نتیجه‌گیری: نتایج بیانگر اهمیت هم‌پیوندی در بهبود وضعیت گردشگری است و عدم توجه به این شاخص می‌تواند منجر به جدایی‌گزینی و اجتماع گریزی در مناطق روستایی گردد. بنابراین، نیاز به برنامه‌ریزی مدیریتی جهت تقویت گردشگری در روستاهای با هم‌پیوندی ضعیف احساس می‌شود. همچنین، فرهنگ‌سازی گردشگری از گردشگران به بومیان منطقه ضروری است. عدم هماهنگی بین این دو گروه می‌تواند مانع رونق صنعت گردشگری شود و برای تحقق تغییرات مثبت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در روستاها، پژوهش‌های نوآورانه مبتنی بر شرایط بومی الزامی است.

زهرا علی نژاد، محمد رحیم فروزه، حنانه محمدی‌کنگرانی، حسن یگانه،
دوره 14، شماره 53 - ( 9-1404 )
چکیده

هدف: پژوهش حاضر، با هدف چگونگی حفظ دانش سنتی در میان بومیان و تحلیل شبکه‌های یاد‌گیری و یاد‌دهی دانش سنتی استفاده از گیاهان دارویی در روستای شاه‌کوه سفلی با استفاده از رویکرد تحلیل شبکه انجام گرفته است.
روش پژوهش: در این پژوهش، برای دستیابی به شیوه‌های انتقال دانش بومی، شبکه‌های یاد‌گیری و یاد‌دهی دانش سنتی استفاده از گیاهان دارویی در روستای شاه‌کوه سفلی، رویکرد تحلیل شبکه به‌کارگرفته شد. برای این منظور، در فصل بهار و تابستان سال‌های 1402 و 1403، پس از مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته و مشاهده مشارکتی با 53 نفر از ساکنان بومی این منطقه، از شاخص‌های خُرد و کلان شبکه نظیر مرکزیت درجه و بینابینی، تراکم و MDS استفاده و از با نرم‌افزار‌های NetDrow و UCINET به ترسیم و تحلیل گراف‌ها اقدام شد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که اکثر بومیان از فواید درمانی گیاهان دارویی و نحوه‌ی فراوری آن‌ها آگاه بوده و از آن‌ها به عنوان اولویت اول در زمینه‌ی درمان بیماری‌ها بهره می‌گیرند و از همین طریق دانش و تجربه‌ی زمان آزموده‌ی خود و گذشتگان را حفظ و سپس منتقل می‌نمایند. همچنین تحلیل گراف‌ها در زمینه‌ی انتقال دانش سنتی نشان داد که بیشترین مرکزیت درجه و بینابینی در شبکه‌ی یادگیری شامل مادر و مادربزرگ و در شبکه‌ی یاددهی شامل فرزند است. این یافته نشان می‌دهد که انتقال دانش در میان جوامع روستایی این منطقه، انتقالی عمودی و نسل به نسل بوده و خانواده و به‌ویژه مادران در یادگیری دانش سنتی فرزندان دارای نقش کلیدی هستند.
نتیجه‌گیری: با توجه به روایی بودن دانش بومی و انتقال موروثی آن، نه تنها ثبت و ضبط این دانش گرانبها اهمیت دارد؛ بلکه حفظ و انتقال آن نیز حائز اهمیت است. بر همین اساس، رویکرد استفاده شده در پژوهش حاضر می‌تواند در سایر مناطق روستایی و عشایری نیز استفاده شود و با شناسایی افراد و عوامل موثر در انتقال دانش، سبب حفظ و انتقال درست دانش زمان آزموده‌ی مردمان مختص همان منطقه شود.

سروش فخاریان کاشانی، عذرا جوان‌بخت، دکتر صدیقه هاشمی بناب،
دوره 14، شماره 54 - ( 11-1404 )
چکیده

هدف: مطالعه حاضر با هدف بررسی نقش شبکه‌سازی صندوق‌های حمایت از توسعه فعالیت‌های کشاورزی در بهبود سطح درآمدی زنان کارآفرین روستایی و عشایری در شهرستان ارومیه انجام شده است.
روش پژوهش: جامعه آماری پژوهش، زنان روستایی و عشایری عضو صندوق اعتبارات خرد در شهرستان ارومیه هستند که با استفاده از جدول کرجسی و مورگان، 182 نفر از آنان به عنوان نمونه مورد مطالعه انتخاب شدند. اطلاعات مورد نیاز با ابزار پرسشنامه با روش نمونه‌گیری تصادفی به‌دست آمد. برای دستیابی به هدف مطالعه، با توجه به ماهیت متغیر وابسته که متغیری دومقداری (یک برای درآمدهای بالاتر و صفر برای درآمدهای پایین‌تر از متوسط درآمد نمونه انتخابی) تعریف شده است، از الگوی لاجیت بهره گرفته شد. متغیرهای مستقل الگو شامل عوامل اجتماعی، آموزشی- ترویجی، سازمانی، فراسازمانی، روان‌شناختی، زیرساختی و حمایتی، سیاستی- قانونی و پایشی، به عنوان مؤلفه‌های شبکه‌سازی مطرح می‌شوند. درنهایت، پس از برآورد الگوی لاجیت با استفاده از نرم‌افزار EVIWES اثرات نهایی و کشش‌های هریک از متغیرهای مستقل با استفاده از ضرایب برآوردی الگو، محاسبه شد.
یافته‌ها: نتایج به‌دست آمده از برآورد الگوی لاجیت، نشان داد که متغیرهای عواملِ آموزشی‌ـ ‌ترویجی، پایشی، زیرساختی و حمایتی، سازمانی، سیاستی‌ـ‌ قانونی، روان‌شناختی و فراسازمانی به عنوان مؤلفه‌های شبکه‌سازی، دارای تاثیر معنادار و مثبت بر سطح درآمدی زنان عضو صندوق‌های حمایتی هستند و عوامل اجتماعی دارای تأثیر معناداری نیستند؛ به‌طوری‌که بر اساس کشش‌های محاسبه شده، با بهبود یک درصدی هر یک از عوامل مذکور، درآمد زنان عضو صندوق به ترتیب به احتمال 0/84، 0/9 ، 0/75، 0/66، 0/43، 0/92 و 0/50 درصد افزایش می‌یابد. همچنین، اثرات نهایی نشان داد که با بهبود یک واحدی عوامل مذکور، به ترتیب به احتمال 0/52، 0/63، 0/44، 0/31، 0/27، 0/50 و 0/39 درصد، درآمد زنان روستایی و عشایری افزایش می‌یابد.
نتیجه‌گیری: الویت‌بندی تأثیر مؤلفه‌های شبکه‌سازی بر افزایش درآمد زنان عضو صندوق‌های حمایتی در شهرستان ارومیه بر اساس هر دو معیار کشش و اثرات نهایی نشان داد که تأثیر عوامل روان‌شناختی، پایشی و آموزشی- ترویجی، بیش از سایر مؤلفه‌هاست و عوامل سیاستی و قانونی دارای کمترین تأثیر هستند. بنابراین، تلاش برای بهبود سه عامل مذکور از راه ارائه خدمات آموزشی و ترویجی و برگزاری کلاس‌های مهارتی کسب‌وکار می‌تواند در توانمندسازی مالی و اقتصادی زنان روستایی و عشایری مؤثر واقع گردد.

 
معصومه رفیعی، وحید ریاحی، سهراب یزدانی، فرشید مهری،
دوره 14، شماره 54 - ( 11-1404 )
چکیده

هدف: با شکل‌گیری گفتمان شیوه تولید آسیایی که مارکس و انگلس در اواخر قرن نوزدهم صورت‌بندی کردند، و بر پایه مولفه‌های جغرافیایی، اجتماعی و سیاسی، روستا پایگاه اصلی و فراز نظریه وجه تولید آسیایی شناخته شد. به‌دنبال قرارگیری در فرآیندی که در آن روستا اعتبار و شاخصه بنیادی نظریه است، مناسباتی به‌وجود آمد که مجموعاً در ارتباط فراگیر و فرادستی با جغرافیای روستایی قابل تفسیر هستند. این تحقیق با هدف تبیین جایگاه روستا در نظریه شیوه تولید آسیایی به‌دنبال مرور نظریه و تفسیرهای متفاوت دانش‌های گوناگون در موضوع جایگاه روستا است.
روش پژوهش: جامعه آماری این پژوهش، مستندات دانش‌های گوناگون به‌ویژه مطالعات تاریخی، علوم اقتصادی، علوم اجتماعی و بعضاً علوم جغرافیایی، در ارتباط با نظریه شیوه تولید آسیایی است. بدین منظور، مطالعات مرتبط به‌ویژه در مناطق آفریقا و کشورهای چین، کره، ایران و روسیه که مطالعه گفتمان شیوه تولید آسیایی بر آن‌ها تمرکز دارد، بررسی شده است. روش تحقیق در این پژوهش تاویل‌گرایی با مرور مصداق‌ها و شواهدی است که از متون اتخاذ گردیده است.
یافته‌ها: با کنار هم قراردادن حدود 80 شاهد مثالی، هفت مقوله هسته‌ای و کانونی به‌دست آمد که از آنها می‌توان روستا را بستر اصلی شکل‌گیری نظریه تولید آسیایی تفسیر کرد. اجتماع استبدادزده، متاثر از قدرت متمرکز، دارای حاکمیت اقتصاد معیشتی، دارای خودکفایی، مدیریت تک‌وجهی و دارای نظم اجتماعی بسته نیز از ویژگی‌های جوامع روستایی در بستر شرقی (آسیایی) آن است.
نتیجه‌گیری: در جوامعی که گفتمان تولید آسیایی مورد بحث بوده است، روستا نخست بستر اصلی شکل‌گیری نظریه تولید آسیایی است؛ سپس در تفسیرهای شیوه تولید آسیایی روستا با ویژگی‌های اجتماع استبدادزده، متاثر از قدرت متمرکز، دارای حاکمیت اقتصاد معیشتی، دارای خودکفایی، مدیریت تک‌وجهی و دارای نظم اجتماعی بسته شناخته می‌شود.

سجاد امیری، سید امیرحسین گرکانی، حسین زینتی فخرآباد، علی اکبر سرمدی سیفی،
دوره 14، شماره 54 - ( 11-1404 )
چکیده

هدف: این پژوهش با هدف شناسایی پیششرط‌ها و مؤلفه‌های مرتبط با کارآفرینی فناورانه در ناحیه روستایی خواف انجام شده است. با توجه به تمرکز توسعه فناوری در مناطق شهری و محرومیت روستاها از مزایای آن، این مطالعه به بررسی راهکارهای توسعه کارآفرینی فناورانه به عنوان ابزاری برای کاهش مهاجرت، تقویت اقتصاد محلی و بهبود کیفیت زندگی در مناطق روستایی پرداخته است.
روش پژوهش: روش تحقیق مورد استفاده، کیفی و مبتنی بر نظریه دادهبنیاد بود که با مصاحبههای نیمهساختاریافته با 12 خبره فعال در حوزه کارآفرینی روستایی انجام شد. داده‌ها با استفاده از کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند.
یافته‌ها: یافتههای پژوهش نشان داد که عوامل مؤثر بر کارآفرینی فناورانه در سه دسته عوامل فردی مانند انگیزه، تحمل ریسک و مهارت‌های فناورانه؛ عوامل محیطی شامل دسترسی به زیرساخت‌های دیجیتال، حمایت‌های دولتی و فرهنگ پذیرش فناوری؛ و عوامل ساختاری مانند سیاستگذاری‌های حمایتی و همکاری نهادهای مختلف قرار می‌گیرند. همچنین، چالشهایی نظیر اقتصاد تک‌محصولی، کمبود آموزش‌های تخصصی، نبودِ زیرساخت‌های ارتباطی و نابرابری جنسیتی به‌عنوان موانع اصلی شناسایی شدند. راهبردهای پیشنهادی شامل شناسایی ظرفیت‌های محلی، توسعه زیرساخت‌ها، آموزش هدفمند و تقویت مشارکت جامعه محلی است.
نتیجه‌گیری: کارآفرینی فناورانه می‌تواند با ایجاد فرصت‌های شغلی جدید، افزایش بهره‌وری و حفظ هویت فرهنگی، به توسعه پایدار روستاها کمک کند. تدوین چارچوبی منسجم با تأکید بر شرایط محلی و هماهنگی میان نهادهای دولتی و خصوصی، برای موفقیت این رویکرد ضروری است. این مطالعه به سیاستگذاران و برنامهریزان توسعه روستایی کمک می‌کند تا با درنظرگرفتن عوامل کلیدی شناسایی‌شده، برنامه‌های مؤثرتری را طراحی و اجرا کنند.

 
زهرا سلطانی، مجید گودرزی، مینا جعفری،
دوره 14، شماره 54 - ( 11-1404 )
چکیده

هدف: آموزش‌های فنی و حرفه‌ای به‌عنوان یکی از ارکان بنیادین توسعه انسانی و اقتصادی، نقشی تعیین‌کننده در افزایش مهارت، اشتغال‌پذیری و بهبود بهره‌وری نیروی کار دارد. این نوع آموزش‌ها، به‌ویژه در نواحی روستایی، می‌تواند بستر مناسبی برای ارتقای مهارت‌های کاربردی و کارآفرینانه فراهم سازد و به شکل‌گیری سرمایه انسانی پویا منجر شود. هنگامی‌که زنان روستایی از راه آموزش‌های فنی و حرفه‌ای توانمند می‌شوند، نه‌تنها مهارت‌های لازم برای ورود به بازار کار و ایجاد کسب‌وکارهای خُرد و خانگی را به‌دست می‌آورند، بلکه درک بهتری از ظرفیت‌های اقتصادی محیط خود نیز پیدا می‌کنند. این موقعیت، به افزایش درآمد خانوار، بهبود وضعیت معیشتی و مشارکت فعال‌تر آنان در توسعه اقتصاد روستایی منجر می‌شود. بنابراین، پیوند میان آموزش‌های فنی و حرفه‌ای، توانمندسازی زنان و شکوفایی اقتصاد روستایی، زمینه‌ساز تحولی پایدار در جهت کاهش فقر، ایجاد اشتغال پایدار و تحقق توسعه متوازن در جوامع روستایی است.
روش پژوهش: پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی- تحلیلی است. داده¬های موردنیاز تحقیق با روش‌های اسنادی و پیمایشی جمع‌آوری‌شده است. برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از تکنیک‌های کمّی مانند آزمون تی، روش تصمیم‌گیری ARAS در GIS استفاده‌ شده‌است.
یافته‌ها: نتایج به‌دست‌آمده از این پژوهش نشان می‌دهد که آموزش‌های فنی و حرفه‌ای به‌طورکلی تأثیر مثبتی بر زندگی زنان روستایی در هر چهار شاخص درآمد، مصرف، پس‌انداز و تولید داشته، اما میزان این تأثیر در دهستان‌های مختلف شهرستان متفاوت بوده‌است. دهستان رودتلخ بیشترین تأثیر مثبت را در هر چهار شاخص تجربه کرده، درحالی‌که دهستان بهمئی گرمسیری شمالی کمترین تأثیر را از این آموزش‌ها داشته‌است.
نتیجه‌گیری: این یافته‌ها بر اهمیت توزیع عادلانه و متناسب آموزش‌های فنی و حرفه‌ای در سطح شهرستان و لزوم تطبیق محتوای این آموزش‌ها با نیازهای خاص هر ناحیه تأکید می‌کند.

 
اعظم بیگدلی، جمشید عینالی، مریم محمدلو،
دوره 14، شماره 54 - ( 11-1404 )
چکیده

هدف: پژوهش حاضر به بررسی نقش کارآفرینی اجتماعی مبتنی بر گروه‌‌های خودیار در توانمندسازی اقتصادی زنان روستایی در دهستان توپقره (شهرستان خدابنده- استان زنجان) پرداخته است.
روش پژوهش: پژوهش حاضر از نوع کاربردی و روش آن توصیفی- تحلیلی است. جامعۀ آماری تحقیق 645 نفر از زنان شاغل در کارگاه تولیدی لباس است که با استفاده از فرمول کوکران، تعداد 240 مورد به عنوان نمونه انتخاب شده بود. به دلیل مشارکت بالای افراد تعداد 271 پرسشنامه تکمیل و مبنای تحلیل قرار گرفت. برای گردآوری داده‌‌ها از روش میدانی مبتنی بر تکمیل پرسشنامه استفاده شده است. داده‌‌های گردآوری شده با بهره‌‌گیری از آزمون‌‌های T تک‌نمونه‌‌ای، ویلکاکسون و کروسکال والیس تجزیه‌‌ و تحلیل شده است.
یافته‌ها: نتایج آزمون T تک‌نمونه‌‌ای نشان داد که کارآفرینی اجتماعی تأثیر مثبتی بر روی همۀ شاخص‌‌های توانمندسازی زنان روستایی دارد و شاخص‌‌های مشارکت در تصمیم‌‌گیری‌‌های خانوار و ارتقای امنیت فردی و اجتماعی زنان هر دو با میانگین عددی (4/11) بیش‌‌ترین تأثیر را در توانمندسازی زنان روستایی داشته است. هم‌‌چنین، نتایج آزمون ویلکاکسون نشان داد که تفاوت معناداری در همۀ شاخص‌‌های تحقیق در سطح 99 درصد وجود دارد و بیش‌‌ترین تغییرات در شاخص‌‌های خوداتکایی اجتماعی- اقتصادی (11/511-) و آزادی و تحرک اجتماعی (11/508-) مشاهده شده است.
نتیجه‌گیری: کارآفرینی اجتماعی مبتنی بر گروههای خویار زنان روستایی به بهبود شاخصهای اقتصادی توانمندسازی زنان روستایی کمک کرده است.

یاسر محمدی، فرشته عواطفی اکمل،
دوره 14، شماره 54 - ( 11-1404 )
چکیده

هدف: امنیت غذایی از مسائل اصلی در توسعه پایدار و بهبود کیفیت زندگی خانوارهای روستایی است و تولید محصولات کشاورزی نقش کلیدی در تأمین نیازهای غذایی و بهبود معیشت روستاییان دارد. هدف این مطالعه بررسی سهم تولیدات کشاورزی بر امنیت غذایی خانوارهای روستایی با رویکرد فراتحلیل و بر مبنای داده‌های پایگاه‌های علمی معتبر است.
روش پژوهش: جامعه آماری شامل پژوهش‌های مرتبط با نقش تولید کشاورزی در امنیت غذایی خانوارهای روستایی، منتشر شده در پایگاه‌های علمی Sid، Ensani، Noormags، Magiran، ScienceDirect، Google Scholar، Scopus از 2000 تا 2025 بود که در نهایت 27 مطالعه براساس معیارهای ورود انتخاب و با نرم‌افزار CMA2 تحلیل شدند. علاوه بر این، از VOSviewer برای ایجاد شبکه موضوعی پژوهش و شناسایی اصطلاحات پرتکرار استفاده شد. کلمات کلیدی پژوهش در پایگاه‌های داده خارجی جستجو شدند و داده‌های مقالات انتخاب شده در یک فایل CSV برای وارد کردن به VOSviewer ذخیره شدند. جستجوی جداگانه‌ای برای منابع داخلی برای انتخاب مقالات واجد شرایط انجام شد و اطلاعات آنها به صورت دستی وارد شد. سپس، شاخص‌های علم‌سنجی با نرم‌افزار تجزیه و تحلیل شدند. با توجه به نتایج ناهمگنی، با بررسی شاخصهای Q و ، مدل اثرات تصادفی انتخاب شد.
یافته‌ها: نتایج ترسیم شبکه موضوعی بیانگر ارتباط معنادار بین تولید محصولات کشاورزی و امنیت غذایی خانوارهای روستایی بود. آزمون همبستگی بگز و مزدار نیز نشان داد که مطالعات وارد شده از تقارن نسبی برخوردارند و سوگیری وجود ندارد. همچنین اندازه اثر کلی 0/507 برآورد شد که بر اساس معیار کوهن، بالا است.
نتیجه‌گیری: نتایج نشان داد افزایش بهره‌وری محصولات کشاورزی موجب بهبود امنیت غذایی خانوارهای روستایی در بلندمدت می‌شود. تحلیل شبکه واژگان نیز رابطه امنیت غذایی را با کیفیت و تنوع رژیم غذایی و چالش‌هایی مانند تغییرات اقلیمی، فقر و مسائل جنسیتی نشان داد که ضرورت رویکردهای جامع و یکپارچه برای مقابله با این مسائل را برجسته می‌سازد.

سیدهادی طیب نیا، علی ایزدی،
دوره 15، شماره 55 - ( 3-1405 )
چکیده

هدف: امروزه بیشتر مناطق روستایی در کشورهای در حال توسعه با چالش‌های مختلفی در زمینه‌های اقتصادی، اجتماعی و محیط‌زیستی رو‌به‌رو هستند که به انزوای اجتماعی این مناطق و در نهایت تشدید فقر می­انجامد. بنابراین، بحث سکونتگاه­های خلاق به عنوان یک ایده جدید، بسیار معقول و قدرتمند برای رهایی از چالش­ها در بیشتر مناطق کشور مطرح شده است. هدف پژوهش حاضر، بررسی ارائه الگویی مناسب برای شکل­ گیری سکونتگاه­های خلاق در مناطق روستایی در سطح روستاهای شهرستان رشتخوار است.
روش پژوهش: این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی انجام گردیده است. بدین منظور، ابتدا ضمن مطالعات اسنادی و بازدید­های اولیه میدانی، طیف گسترده­ای از شاخص‌ها متناسب با شرایط روستاهای مورد مطالعه تعیین گردید. سپس جمع­ آوری داده­ها براساس شاخص­های انتخابی، با استفاده از فرم مشاهدات میدانی و پرسشنامه‌های خبرگان و خانوار انجام شده است. همچنین برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از تحلیل‌های آماری دیمتل فازی و نرم‌افزار SPSS استفاده گردید.
یافته‌ها: یافته ­های تحقیق موید آن است که مولفه مشارکت از با میانگین 4/05 در جایگاه اول قرار گرفته است. از سویی دیگر، در 70/3 درصد از خانوارها، سطح تغییر فرآیند شکل ­گیری الگوهای سکونتگاه­های خلاق در مناطق روستایی نسبت به 10 سال گذشته افزایش‌یافته، در 21/2 درصد از خانوارهای بررسی شده، سطح تغییر فرآیند شکل­ گیری الگوهای سکونتگاه­های خلاق در مناطق روستایی در این محدوده زمانی کاهش‌یافته است.
نتیجه‌گیری: با توجه به پتانسیل‌ها و چالش‌های فراروی شکل‌گیری سکونتگاه‌های خلاق در منطقه، مناسب
ترین الگو برای شکل‌گیری سکونتگاه‌های خلاق، الگوی مشارکتی است. الگوهای مشارکت با بیشترین مقدار D - R   که این معیار مهم­ترین الگو است؛ به این معنی که اگر این الگوی سکونتگاه­های خلاق در مناطق روستایی ارتقاء یابد سایر الگوهای سکونتگاه­های خلاق ارتقاء و در نتیجه زمینه پدیدارشدن فرآیند شکل­ گیری افزایش م­ی  یابد.

معصومه رهدار، صادق اصغری‌لفمجانی، محمودرضا میرلطفی، محمد پیرانی،
دوره 15، شماره 55 - ( 3-1405 )
چکیده

هدف: کمیته امداد به‌عنوان یکی از نهادهای اصلی حمایتی در ایران، مأموریت دارد با تکیه بر رویکرد توانمندسازی، زمینه خروج خانوارهای فقیر و محروم را از چرخه فقر فراهم آورد. پژوهش حاضر با هدف تحلیل انتقادی و آسیب‌شناسی اقدامات این نهاد در توانمندسازی خانوارهای روستایی شهرستان هامون در منطقه سیستان انجام‌شده است.
روش پژوهش: روش تحقیق، توصیفی ‌ـ ‌تحلیلی و مبتنی بر داده‌های اسنادی و میدانی بوده و داده‌ها با پرسشنامه‌های ساخت‌یافته در دو سطح خانوار و خبرگان محلی گردآوری شده‌است. جامعه آماری شامل سرپرستان خانوارهای تحت پوشش کمیته امداد در روستاهای شهرستان هامون است که با استفاده از فرمول کوکران، ۳۶۹ خانوار به‌عنوان نمونه انتخاب شد. تحلیل داده‌ها با بهره‌گیری از تکنیک تصمیم‌گیری چندمعیاره ARAS  و نرم‌افزارهای SPSS و ArcGIS صورت گرفته‌است.
یافته‌ها: در میان شاخص‌های اقتصادی، وام‌های خودکفایی و اشتغال با میانگین‌های 1/08 و 1/23 کمترین اثربخشی را در توانمندسازی اقتصادی داشته‌اند، درحالی‌که شاخص‌هایی نظیر ارتقاء آرامش روانی و رضایتمندی از زندگی، بالاترین امتیاز را در بُعد اجتماعی‌ ـ ‌فرهنگی کسب کرده‌اند. همچنین، نتایج آزمون فریدمن بیانگر وجود تفاوت معنادار بین ابعاد مختلف توانمندسازی است، به‌طوری‌که بُعد اجتماعی ـ‌ فرهنگی از بیشترین کیفیت و بُعد اقتصادی از کمترین کیفیت برخوردار است.
نتیجه‌گیری: بر اساس تحلیل‌های این پژوهش، ضعف در نظارت بر اجرای برنامه‌ها و ناکارآمدی نیروی انسانی در تحقق اهداف برنامه‌ای، مهم‌ترین عوامل ناکارآمدی اقدامات کمیته امداد شناسایی شدند. این نتایج بیانگر ضرورت بازنگری در سیاست‌های اجرایی، آموزش تخصصی پرسنل و تقویت نظارت فرآیندمحور در جهت ارتقاء اثرگذاری برنامه‌های توانمندسازی در مناطق روستایی است.

 
ساجده کریمی کندزی،
دوره 15، شماره 55 - ( 3-1405 )
چکیده

هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش هوش مصنوعی برای توانمندسازی جامعه روستایی با نقش میانجی حمایت‌های مدیریتی در مناطق روستایی شهرستان نطنز است.
روش پژوهش: این پژوهش از نظر نحوه گردآوری داده‌ها از نوع توصیفیِ پیمایشی از شاخه میدانی است و از نظر هدف کاربردی است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه روستائیان شهرستان نطنز هستند. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران به تعداد 371 نفر انتخاب شد. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه‌ای با 30 سوال در سه بخش هوش مصنوعی (5 سوال)، توانمندسازی (19 سوال) و حمایت‌های مدیریتی (6 سوال) است که روایی آن به شیوه صوری، سازه‌ای و محتوایی بررسی و تایید شده و پایایی آن بر مبنای فرمول کرونباخ به میزان 0/86 تایید گردیده است. داده‌های گردآوری شده بر اساس تحلیل مسیر معادلات ساختاری در نرم‌افزار Smart PLS تجزیه و تحلیل شد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که هوش مصنوعی بر توانمندسازی با ضریب تاثیر  0/636 و مقدار T 12/002، هوش مصنوعی بر حمایت مدیریت با ضریب تاثیر 0/392 و مقدار T 3/875 و حمایت مدیریت بر توانمندسازی با ضریب تاثیر 0/332 و مقدار  T 5/533 تاثیر دارد. همچنین نتایج آزمون سوبل نشان داد که هوش مصنوعی بر توانمندسازی با نقش میانجی حمایت مدیریت با مقدار  T  7/678  تاثیر دارد.
نتیجه‌گیری: بر مبنای یافته‌ها می‌توان گفت که هوش مصنوعی می‌تواند از طریق داده‌های تحلیل‌شده، روش‌های بهینه برای کشت و برداشت محصولات را ارائه دهد. با استفاده از هوش مصنوعی در پلتفرم‌های آموزشی، امکان آموزش از راه دور برای افراد روستایی فراهم می‌شود. این تکنولوژی می‌تواند به‌ویژه برای نوجوانان و جوانان در مناطق دورافتاده که به منابع آموزشی محدود دسترسی دارند، مفید باشد. سیستم‌های هوش مصنوعی در حوزه سلامت می‌توانند در تشخیص بیماری‌ها و پیش‌بینی وضعیت بهداشتی افراد در مناطق روستایی کمک کنند. همچنین بهره‌گیری از این فناوری در زمینه گردشگری، کشاورزی و دامداری می‌تواند به بهبود وضعیت اقتصادی و معیشتی مناطق روستایی کمک ویژه نماید.

 
دکتر فاطمه قربانی پیرعلیدهی، دکتر سمیه شیرزادی لسکوکلایه، خانم فاطمه فرهادی،
دوره 15، شماره 56 - ( 6-1405 )
چکیده

هدف: پرورش طیور بومی در روستاها موجب کارآفرینی و اشتغال برای زنان روستائی، تأمین پروتئین مورد نیاز، بهبود درآمد و توسعۀ روستایی پایدار خواهد شد. علی­رغم فواید طیور بومی، استقبال از این فعالیت روستائی چندان مورد توجه قرار نگرفته است. بنابراین شناسایی عوامل مؤثر بر پرورش طیور بومی در بین روستائیان استان مازندران می‎تواند زمینه‎های بهبود تمایل روستائیان به انجام این فعالیت بومی را فراهم کند.
روش پژوهش: پژوهش حاضر کمی و توصیفی- پیمایشی است. جامعۀ آماری، کل بهره­برداران طیور بومی در استان مازندران به تعداد 64725 نفر هستند. برای انتخاب افراد نمونه از روش نمونه­گیری چندمرحله­ای استفاده شد. 382 نفر از بهره­برداران طیور بومی به­صورت تصادفی به­عنوان نمونه انتخاب شدند. داده­های مورد نیاز از طریق پرسشنامۀ محقق­ساخته جمع­آوری شد. روایی پرسشنامه با نظرخواهی از کارشناسان و پایایی با محاسبۀ ضریب آلفای کرونباخ تأیید شد.
یافته‌ها: عوامل فردی- حرفه‎ای و عوامل اجتماعی- محیطی 73 درصد از تغییرات درک مفید بودن و 36 درصد از تغییرات درک آسانی کاربرد را تبیین می‎کنند. درک مفید بودن، نگرش، هنجار ذهنی و کنترل رفتاری درک شده در مجموع 74 درصد از تغییرات قصد رفتاری و کنترل رفتاری درک شده و قصد رفتاری نیز حدود 64 درصد از تغییرات رفتار پرورش طیور بومی را تبیین می‎کنند.
نتیجه‌گیری: جوهرۀ اصلی مدل پیشنهادی در تمایل رفتاری بر بروز رفتار است اما کنترل رفتاری درک شده نیز متغیر مهمی است که در کنار قصد رفتاری حتی با شدت بیشتری نیز پرورش طیور بومی را تحت تأثیر قرار می‎دهد. افزایش قدرت ریسک‎پذیری تولیدکنندگان، ارتقای دانش و مهارت تولیدکنندگان، آگاهی‎رسانی عمومی برای مصرف طیور بومی، گسترش تعاونی تولیدکنندگان طیور بومی و عرضۀ وام‎های بانکی کم‎بهره و هدفمند از جمله پیشنهادهای توسعۀ پرورش طیور بومی در استان مازندران است.

 
خانم آذر نوری، دکتر وحید ریاحی، دکتر فرهاد عزیزپور، دکتر حمید جلالیان،
دوره 15، شماره 56 - ( 6-1405 )
چکیده

هدف پژوهش حاضر شناسایی فرایند های فضایی موثر بر توسعه کارآفرینی روستایی به منظور  شناسایی دیدگاه های نظری موجود و درحال ظهور آن است.
روش تحقیق در پژوهش حاضر از حیث هدف کاربردی و از لحاظ روش شناسی ترکیبی است که به روش مرور سیستماتیک و تحلیل محتوای کیفی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش، مقالات مستخرج از مجلات مرتبط با حوزه کارافرینی روستایی و جغرافیا در پایگاه های داده معتبر است. جامعه پژوهش 113مقاله طی بازه زمانی 22 ساله از سال 2000-2023 است. که در مرحله بعدی با غربالگری مقالات نامرتبط حذف و نهایتا، از مجموع مطالعات صورت گرفته 38 مقاله علمی لاتین به عنوان جامعه پژوهش مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. برای تحلیل از کدگذاری باز، محوری و گزینشی در محیط نرم افزار (Atlas Ti ) استفاده شد. همچنین برای اعتبارسنجی،  از نظر 5 نفر از خبرگان استفاده شده است.
یافته های پژوهش شامل 212 کد اولیه بود که در 26 مقوله و چهار بعد و یک مولفه (اجتماعی -فضایی)مفهوم سازی شد. بررسی توزیع زمانی مقالات نشان داد اولین مقالات در سال 2007 منتشر شده و تا سال 2014 راکد بوده و پس از آن و تاکنون روندی افزایشی داشته است. همچینین توزیع موضوعی مقالات، به ترتیب در حوزه های اجتماعی، فضایی و اقتصادی منتشر شده اند.
نتایج پژوهش نشان داد، کارآفرینی روستایی به شدت تحت تأثیر عوامل فضایی قرار دارد. این مطالعات از سیر تحول مفهومی ادبیات فضا متاثر بوده و  همزمان با تحول مفهومی این گفتمان مولفه های مطرح شده آن نیز تغییر یافته و از یک دیدگاه سنتی به سمت مفهومی اجتماعی فضایی تغییر یافته است. بنابراین فضا به عنوان بستر تعاملات اجتماعی عمل می‌کند و بر شکل‌گیری شبکه‌های اجتماعی و فضایی که بر توسعه کارآفرینی روستایی تأثیر می‌گذارند، نقش مهمی دارد
افسانه احمدی، اسماعیل تقوی زیروانی،
دوره 15، شماره 56 - ( 6-1405 )
چکیده

هدف: هدف این پژوهش تحلیل پدیده انقباض روستایی با تأکید بر نقش کالایی شدن فضا و مهاجرت است.
روش پژوهش: این پژوهش از نظر روش تحقیق توصیفی تحلیلی مبتنی بر مشاهدات میدانی و اسنادی می باشد. روش تعیین حجم نمونه در پرسشنامه متخصصان در ارتباط با عوامل کالایی شدن فضا و پرسشنامه روستاییان در ارتباط با عوامل مؤثر بر مهاجرت اشباع نظری می باشد. روش نمونه گیری در بخش پرسشنامه متخصصان و شهروندان روش نمونه گیری غیر احتمالی هدفمند می باشد.
یافته‌ها: یافته ها نشان داد که مهم ترین عوامل مؤثر در مهاجرت روستاییان به ترتیب  عواملی همچون  عملکرد ناکارآمد مسئولان شهر، فقر خانواده و نابرابری در امکانات و خدمات میان این روستا با مرکز استان و سایر شهرهای مقصد و... می باشد. بر اساس مدل دنپ مهم ترین عوامل مؤثر در کالایی شدن فضای روستا در ارتباط با پدیده انقباض شهری به ترتیب عواملی همچون جمله تخریب چشم اندازهای طبیعی، احساس بیگانگی با فضا، تغییر کاربری زمین های کشاورزی، احساس خصوصی شدن فضا، بیکاری در روستا و.. می باشد.
نتیجه‌گیری:  نتایج نشان داد که . انقباض روستایی در سقز، قربانی منطق کالایی‌سازی فضا توسط سرمایه داری نئولیبرال و ناکارآمدی حاکمیت محلی است. مهاجرت، عامل مهم این فرآیند است که خود به چرخه معیوب انقباض دامن می‌زند.
دکتر سعدی محمدی،
دوره 15، شماره 56 - ( 6-1405 )
چکیده

توسعه و پیشرفت فعالیتهای کارآفرینانه در محیط­های روستایی به عنوان راه حلی مطمئن که توانایی ترسیم چشم انداز روشنی از تحقق توسعه پایدار روستایی را دارد؛ در گروه مطلوب بودن عناصر محیطی و مشخصه­های فردی و روانی روستاییان است. اما با توجه به ضعف­های متعددی که در عرصه­های اقتصادی، اجتماعی، محیطی-کالبدی و نهادی نواحی روستاها وجود دارد که بازتاب این معضلات نیز، وجود روستاها و روستاییانی است که از مشخصه­های مورد نیاز کارآفرینی به دور می باشند لازم است تا با اجرای برنامه­های توسعه و از جمله مهمترین آنها با توجه به اهمیت بعد اقتصادی در پایداری حیات و معیشت روستاییان، به تنوع بخشی اقتصاد روستایی پرداخت تا بتوان محیط روستایی را به محیطی شایسته فعالیت و تعالی روستاییان بدل نمود. حال، پژوهش حاضر سعی دارد تا اثرات این تنوع بخشی اقتصادی بر وضعیت عناصر محیطی و مشخصه­های فردی موثر بر کارآفرینی روستاییان را در روستاهای شهرستان مریوان بررسی نماید.
پژوهش کاربردی حاضر با روش توصیفی-تحلیلی انجام گرفته است، جامعه آماری این پژوهش با توجه به رویکرد مقایسه­ای آن، دو گروه روستاهای برخودار از تنوع اقتصادی و روستاهای فاقد این تنوع بخشی در شهرستان مریوان است که پس از تعیین روستاهای هدف، به روش کوکران؛ حجم نمونه تعیین و پرسشنامه­هایی به صورت طبقهای در بین روستاها و تصادفی ساده در میان روستاییان توزیع گردید. تجزیه و تحلیل داده­های حاصله نیز، با آزمون­های آمار استنباطی(تی مستقل و تحلیل مسیر) انجام گرفت. نتایج نشان دادند که تنوع اقتصادی انجام شده موجب ایجاد تفاوت معنی­داری در مطلوبیت وضعیت عناصر محیطی و مشخصه­های فردی موثر بر کارآفرینی در دو گروه روستایی مورد مطالعه گردیدهاست. همچنین، شاخص اقتصادی در میان عوامل محیطی و شاخص میزان انگیزه در میان مشخصه­های فردی، بیشترین تاثیر را در بهبود وضعیت کارآفرینی روستاها بواسطه اثرپذیری از تنوع اقتصادی انجام شده دارا هستند.
 

صفحه 24 از 24    
...
24
بعدی
آخرین
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه اقتصاد فضا و توسعه روستایی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 |

Designed & Developed by : Yektaweb