دکتر سیدهادی طیب نیا، دکتر علی ایزدی،
دوره 0، شماره 0 - ( 11-1404 )
چکیده
هدف: امروزه بیشتر مناطق روستایی در کشورهای در حال توسعه با چالشهای مختلفی در زمینه اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی روبهرو هستند که به انزوای اجتماعی این مناطق و در نهایت تشدید فقر میانجامد. لذا بحث سکونتگاههای خلاق به عنوان یک ایده جدید، بسیار معقول و قدرتمند برای رهایی از چالشها در بیشتر مناطق کشورمطرح شده است. در این راستا، هدف پژوهش حاضرارائه الگویی مناسب در جهت شکلگیری سکونتگاههای خلاق در مناطق روستایی شهرستان رشتخوار میباشد.
روش پژوهش: این پژوهش به روش توصیفی– تحلیلی انجام گردیده است. در این راستا، بررسی الگویی مناسب در جهت شکلگیری سکونتگاههای خلاق در مناطق روستایی مورد بررسی قرارگرفت. بدین منظور، ابتدا ضمن مطالعات اسنادی و بازدیدهای اولیه میدانی، طیف گستردهای از شاخصها متناسب با شرایط روستای مورد مطالعه تعیین گردید. سپس جمعآوری دادهها براساس شاخصهای انتخابی، با استفاده از فرم مشاهدات میدانی و پرسشنامههای خبرگان و خانوار انجام شده است. همچنین برای تجزیه و تحلیل دادهها از تحلیلهای آماری دیتمل فازی و نرمافزار SPSS استفاده گردید.
یافتهها: یافتههای تحقیق موید آن است که براساس پرسشنامه تکمیلی توسط خانوارهای روستایی، مولفه مشارکت از با میانگین 05/4 در جایگاه اول قرار گرفته است. از سویی دیگر، یافته های نشان میدهد که در 3/70 درصد از خانوارها، سطح تغییر فرآیند شکلگیری الگوهای سکونتگاههای خلاق را در مناطق روستایی نسبت به 10 سال گذشته افزایشیافته، در 2/21 درصد از خانوارهای بررسی شده، سطح تغییر فرآیند شکلگیری الگوهای سکونتگاههای خلاق را در مناطق روستایی در این محدوده زمانی کاهشیافته است
مسلم قاسمی، سعیده فخاری، احسان جعفری،
دوره 0، شماره 0 - ( 11-1404 )
چکیده
هدف: این پژوهش با هدف شناسایی پیشرانهای کلیدی محلی موثر بر توسعه گردشگری در شهرستان فردوس در افق آینده 1414 با رویکرد آیندهپژوهی انجام شده است.
روش پژوهش: نوع پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش شناخت کمّی است. جامعه آماری شامل کارشناسان و مدیران حوزه گردشگری شهرستان فردوس بود که با استفاده از روش نمونهگیری گلولهای و رسیدن به اشباع نظری، 30 نفر از آنان بهعنوان نمونه انتخاب شدند. گردآوری دادهها با استفاده از پرسشنامه تأثیرات متقابل آیندهپژوهی و مصاحبههای ساختاریافته انجام شد. دادهها با استفاده از مدل ساختاری MICMAC تجزیه و تحلیل شدند.
یافتهها: یافتههای پژوهش نشان داد که از میان 15 پیشران شناساییشده، مهمترین پیشرانهای کلیدی داخلی (محلی) مؤثر بر توسعه گردشگری در شهرستان فردوس در افق 1414 ، ایجاد امنیت اجتماعی در مقصد و جاذبههای گردشگری ( 15 +) ،ترویج و حفظ صنایع دستی بومی-محلی( 11+)، توسعه زیرساختهای گردشگری محلی(7 + )، برندسازی و بازاریابی محصولات گردشگری محلی (7 + )، حفظ پتانسیلهای تاریخی و میراث فرهنگی محلی(5 + )، سرمایهگذاری و تأمین منابع مالی گردشگری(1 + )، است.
نتیجهگیری: این پژوهش نسبت به مطالعات قبلی، ضمن بهکارگیری رویکرد آیندهپژوهی، پیشرانهای موثر بر توسعه گردشگری را در ابعاد محلی (داخلی) و فرامحلی مورد ارزیابی قرار داده است.
معصومه رهدار، صادق اصغریلفمجانی، محمود رضا میرلطفی، محمد پیرانی،
دوره 0، شماره 0 - ( 11-1404 )
چکیده
هدف: کمیته امداد بهعنوان یکی از نهادهای اصلی حمایتی در ایران، مأموریت دارد با تکیه بر رویکرد توانمندسازی، زمینه خروج خانوارهای فقیر و محروم از چرخه فقر را فراهم آورد. پژوهش حاضر با هدف تحلیل انتقادی و آسیبشناسی اقدامات این نهاد در توانمندسازی خانوارهای روستایی شهرستان هامون در منطقه سیستان انجام شده است. روش پژوهش: روش تحقیق، توصیفی ـ تحلیلی و مبتنی بر دادههای اسنادی و میدانی بوده و دادهها از طریق پرسشنامههای ساختیافته در دو سطح خانوار و خبرگان محلی گردآوری شدهاند. جامعه آماری شامل سرپرستان خانوارهای تحت پوشش کمیته امداد در روستاهای شهرستان هامون است که با استفاده از فرمول کوکران، ۳۶۹ خانوار بهعنوان نمونه انتخاب شد. تحلیل دادهها با بهرهگیری از تکنیک تصمیمگیری چندمعیاره ARAS و نرمافزارهای SPSS و ArcGIS صورت گرفته است. یافتهها: نشان میدهند که در میان شاخصهای اقتصادی، وامهای خودکفایی و اشتغال با میانگینهای 08/1 و 23/1 کمترین اثربخشی را در توانمندسازی اقتصادی داشتهاند، در حالیکه شاخصهایی نظیر ارتقاء آرامش روانی و رضایتمندی از زندگی، بالاترین امتیاز را در بُعد اجتماعی ـ فرهنگی کسب کردهاند. همچنین، نتایج آزمون فریدمن بیانگر وجود تفاوت معنادار بین ابعاد مختلف توانمندسازی است، بهطوریکه بعد اجتماعی ـ فرهنگی از بیشترین کیفیت و بعد اقتصادی از کمترین کیفیت برخوردار است. نتیجهگیری: بر اساس تحلیلهای تکمیلی، ضعف در نظارت بر اجرای برنامهها و ناکارآمدی نیروی انسانی در تحقق اهداف برنامهای، مهمترین عوامل ناکارآمدی اقدامات کمیته امداد شناسایی شدند. این نتایج بیانگر ضرورت بازنگری در سیاستهای اجرایی، آموزش تخصصی پرسنل و تقویت نظارت فرآیندمحور در جهت ارتقاء اثرگذاری برنامههای توانمندسازی در مناطق روستایی میباشد.
|
احسان مکرم زاهد، رویا اشراقی سامانی، بیتا رحیمی بدر، علیرضا نوشری،
دوره 0، شماره 0 - ( 11-1404 )
چکیده
هدف: هدف این پژوهش، تحلیل و اولویتبندی اثرات تسهیلات حمایتی و راهبردهای بازاریابی بر عملکرد اقتصادی دامداریهای روستایی در استان خراسان رضوی است.
روش پژوهش: در این پژوهش از مدل تصمیمگیری چندمعیاره تحلیل شبکهای (ANP) استفاده شد که امکان بررسی روابط درونی و وابستگیهای متقابل بین معیارها و زیرمعیارها را فراهم میسازد. ساختار مفهومی پژوهش شامل ۷ معیار اصلی و ۲۵ زیرمعیار بود که با هدف تبیین دقیق مؤلفههای اثرگذار بر عملکرد اقتصادی تدوین شد. دادههای مورد نیاز از طریق طراحی پرسشنامه مقایسه زوجی و تکمیل آن توسط ۲۳۷ دامدار در شهرستانهای مختلف استان خراسان رضوی گردآوری شد. پس از تشکیل ماتریسهای مقایسه زوجی، وزن معیارها و زیرمعیارها محاسبه و تحلیل نهایی با استفاده از نرمافزار Super Decisions انجام گرفت.
یافتهها: نتایج حاصل از تحلیل دادهها نشان داد که سه معیار «تسهیلات حمایتی»، «هزینههای اقتصادی» و «راهبردهای بازاریابی» دارای بالاترین اهمیت در تبیین عملکرد اقتصادی واحدهای دامداری هستند. در سطح زیرمعیارها، «هزینه خوراک دام» بیشترین وزن را به خود اختصاص داد که حاکی از بار هزینهای بالای این نهاده بر دوش دامداران است. همچنین، «دسترسی به بازار» و «میزان وامهای دریافتی» بهترتیب در رتبههای دوم و سوم قرار گرفتند که نشاندهنده اهمیت فروش مؤثر و برخورداری از منابع مالی کافی برای توسعه و پایداری فعالیتهاست. از دیگر زیرمعیارهای مهم میتوان به «بیمه محصولات دامی» و «ایجاد تعاونیها» اشاره کرد که در کاهش ریسک و بهبود بازاریابی نقش کلیدی دارند.
نتیجهگیری: یافتههای پژوهش نشان میدهد که برای ارتقای عملکرد اقتصادی دامداریهای روستایی، تمرکز بر بهینهسازی سیاستهای حمایتی، کاهش هزینه نهادهها، توسعه زیرساختهای بازاریابی و تقویت پوشش بیمهای ضروری است. این نتایج میتواند مبنای علمی مناسبی برای تصمیمگیران و سیاستگذاران بخش کشاورزی در جهت تدوین برنامههای توسعهمحور، هدفمند و واقعبینانه باشد.
کیومرث خداپناه، سعدی محمدی، اسداله حیدری،
دوره 0، شماره 0 - ( 11-1404 )
چکیده
هدف: گردشگری کشاورزی میتواند با ایجاد فضای ارتباطی جدید و استفاده از منابع موجود در مناطق روستایی، علاوه بر تقویت اقتصاد محلی، زمینه حفاظت از زمینهای کشاورزی را در مقابل تجاوز خرده فروشان بزرگ و زنجیرههای غذایی جهانی به وجود میآورد. با توجه به اهمیت موضوع، پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل مؤثر بر توسعه گردشگری کشاورزی در مناطق روستایی بخش مرکزی شهرستان اردبیل انجام شده است.
روش پژوهش: این پژوهش، از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش در زمره تحقیقات توصیفی- تحلیلی است. گردآوری اطلاعات به دو روش کتابخانهای و میدانی صورت گرفت. جامعه آماری شامل سرپرستان خانوار بهرهبردار از اراضی کشاورزی است. جهت تحلیل موضوع از مدلسازی معادلات ساختاری بهره گرفته شد. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران، 380 نفر برآورد گردید. انتخاب نمونه نیز در هر روستا به صورت تصادفی ساده انجام شد.
یافتههای پژوهش: به منظور بررسی موضوع از 67 مؤلفه استفاده شد که هفت مؤلفه به علت نداشتن کفایت لازم از مدل حذف شدند. نتایج ارزیابی اولیه مدل اندازهگیری، گویای مناسب بودن مدل است. نتایج مدل ساختاری بیانگر وجود رابطه ساختاری معنادار میان توسعه گردشگری کشاورزی و عوامل مؤثر بر آن است. بررسی یافتهها نشان میدهد، بیشترین بار عاملی برای عوامل ایجاد برگزاری جشنوارههای فرهنگی- تفریحی، بهبود روشنایی معابر و تنوع الگوی کشت و برندسازی محصول برآورد گردیده است. بیشترین مقدار t با 961/43 در مدل ساختاری بین متغیرها مربوط توسعه گردشگری کشاورزی و عوامل اجتماعی- فرهنگی میباشد.
شجاعت زارع، محرم عیناللهی،
دوره 0، شماره 0 - ( 11-1404 )
چکیده
هدف: هدف این مطالعه بررسی مزیت نسبی و سودآوری مهمترین محصولات زراعی در شهرستانهای مختلف استان زنجان طی دوره 1398-1395 و رتبهبندی محصولات برای قرار گرفتن در الگوی کشت بود.
روش پژوهش: در این مطالعه از شاخص هزینه منابع داخلی (DRC) برای تحلیل مزیت نسبی محصولات زراعی در تمام شهرستانهای استان زنجان استفاده شد. این شاخص بر اساس قیمت بازار و قیمت سایهای نهادهها و محصولات محاسبه میشود و محقق را در تحلیل و ارائه راهکارهایی برای اصلاح سیاستها کمک میکند.
یافتهها: بررسی میانگین چهارساله شاخص مزیت نسبی در شهرستانهای استان زنجان نشان داد که به دلیل تفاوت در عملکرد محصولات و هزینههای تولید در مناطق مختلف، مقدار و رتبه مزیت نسبی محصولات زراعی در شهرستانهای استان، متفاوت است. به طور کلی میتوان گفت که در استان زنجان، درجه مزیت نسبی محصولات سرمایهبر و آببر نسبت به سایر محصولات بیشتر است.
نتیجهگیری: نتایج نشان داد که میتوان با افزایش بهرهوری نهادهها و کاهش هزینههای تولید در مناطقی که آب کافی دارند؛ مزیت نسبی محصولات را تقویت کرد. از آنجایی که داشتن مزیت نسبی لزوماً به معنای انتخاب محصول توسط کشاورزی برای الگوی کشت نیست؛ بنابراین پیشنهاد میشود دولت سیاستهای خود را به سمت کاهش فاصله رتبه مزیت نسبی با درآمد خالص محصول هدایت کند تا محصولات دارای مزیت نسبی در الگوی کشت کشاورزان قرار گیرد.
عباس ظهوری عین الدین، حمزه نوذری، کرم حبیب پور گتابی، محمد جواد زاهدی مازندرانی،
دوره 0، شماره 0 - ( 11-1404 )
چکیده
هدف: طراحی و اجرای برنامههای اشتغال یکی از مهمتریم وظایف دولت در ایران است. سازمانهای دولتی اقدامات مختلفی برای اشتغال انجام میدهند اما آمارها نشان میدهد با وجود راهبردها و برنامههای متعدد اشتغالزایی، وضعیت اشتغال جوانان بهتر نشده و کماکان میزان بیکاری جوانان بالاتر از متوسط جامعه است. هدف این تحقیق اینست که چگونه میتوان موفقیت یا عدم موفقیت این برنامهها و اقدامات را توضیح داد.
روش پژوهش: در این تحقیق از دو روش تحلیل اسنادی و تحلیل نظری استفاده شده است. در روش اول اسناد برنامهها و سیاستهای اشتغال در دو دهه اخیر واکاوی و روند تغییرات برنامههای حوزه اشتغال تحلیل شدهاند. روش دوم به تحلیل نظری سیاستها و برنامههای اشتغال پرداخته است.
یافتهها: اغلب تحقیقات در این زمینه یا با مفهوم رشد اقتصادی و سرمایهگذاری، برنامهها و اقدامات اشتغال را تحلیل کردهاند به این معنا که تا رشد اقتصادی و سرمایهگذاری افزایش نیابد برنامههای اشتغال در تحقق اهدافشان با شکست مواجه میشوند. یا بر این مدعا بودهاند که به روز و جدید نبودن عناوین برنامهها و اقدامات دلیل ناموفق بودنشان است. این تحقیق با تحلیل اسناد اشتغال روند تغییرات در عناوین برنامههای اشتغال در دو دهه اخیر را توضیح داده است که نشان میدهد اغلب برنامهها و اقدامات اشتغال به روز شدهاند. در ادامه با تحلیل نظری، چارچوبی جامعهشناختی برای تحلیل برنامهها و اقدمات اشتغالزایی با هدف فهم موفقیت یا عدم موفقیت آنها ارائه کرده است. چارچوبی که بر اساس رویکرد رابطهای بین سه عرصه جامعه مدنی، دولت و بازار ارائه شده است
نتیجهگیری: موفقیت یا شکستهای برنامهها و اقدامات اشتغال را میتوان در شرایط همافزایی یا عدم همافزایی بین جامعهمدنی، دولت و بازار درک کرد. در آرایش مناسب بین جامعه مدنی؛ دولت و بازار است که میتوان به موفقیت برنامهها اشتغال امید داشت.
علی اکبر عنابستانی، حلیمه بینائیان، پگاه مریدسادات، جمیله توکلینیا،
دوره 0، شماره 0 - ( 11-1404 )
چکیده
هدف: گردشگری خلاق به عنوان جزئی از صنعت عظیم گردشگری میتواند نقش عمدهای در توانمندسازی مردم محلی و تنوعبخشی به رشد اقتصادی و همچنین خلق فرصتهای شغلی جدید در فضاهای روستایی در ارتباط با کارآفرینی پایدار روستایی و سایر بخشهای اقتصادی ایفا کند؛ از همین رو پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل کلیدی و پیشرانهای اثرگذار گردشگری خلاق بر توسعه کارآفرینی پایدار روستایی انجام شده است.
روش پژوهش: روش پژوهش بر اساس هدف از نوع کاربردی و بر اساس ماهیت، توصیفی – تحلیلی با رویکرد آیندهپژوهی است روش جمعآوری اطلاعات به روش اسنادی (کتابخانهای، مجلات علمی) و میدانی (پرسشنامه) بوده است. جهت استخراج پیشرانهای کلیدی پرسشنامه در پنج بعد شامل اجتماعی- فرهنگی، اقتصادی، زیستمحیطی، کالبدی و نهادی- سازمانی تهیه و در بین اعضای جامعه نمونه توزیع و تکمیل گردید جامعه نمونه این پژوهش را 25 نفر از کارشناسان و متخصصان تشکیل میدهد. جهت اعتباربخشی، روایی و پایایی پرسشنامه از نظرات اساتید دانشگاه استفاده گردید. جهت تجزیهوتحلیل دادهها و تحلیل ساختاری تأثیرگذاری هر یک از شاخصهای مؤثر بر امنیت غذایی از نرمافزار (MICMAC) استفادهشده است.
یافتهها: یافتههای پژوهش نشان داده است که در بین 91 عامل مورد بررسی در پنج بعد 20 عامل کلیدی شامل تقویت همکاریهای بیننسلی (39)، آگاهی عمومی از ارزشهای فرهنگی و اجتماعی (38)، کاهش وابستگی اقتصادی به کشاورزی (49)، ایجاد فرصتهای جدید صادراتی (49)، آگاهی زیستمحیطی گردشگران (48)، تشویق کسبوکارهای سبز (47)، ایجاد کمپینگهای طبیعی (49)، توسعه مراکز فرهنگی–گردشگری (48)، ایجاد بانک اطلاعاتی کارآفرینان (46)، افزایش شفافیت مالی (42) و غیره به عنوان پیشرانهای کلیدی شناختهشده اند.
نتیجهگیری: یافتههای پژوهش نشان داد که گردشگری خلاق میتواند بهعنوان ابزاری کارآمد در مسیر توسعه کارآفرینی پایدار روستایی عمل کند. نتایج تحلیل ساختاری بیانگر آن است که با تقویت همکاریهای اجتماعی، احیای صنایعدستی، کاهش وابستگی به کشاورزی و ایجاد فرصتهای نوین اقتصادی، نقش مهمی در توسعه کارآفرینی پایدار روستایی دارد.
بیژن رضایی، ایوب پژوهان، معین سلیمانی، خدیجه عزیزی،
دوره 0، شماره 0 - ( 11-1404 )
چکیده
پژوهش از نظر هدف، بنیادی و از نظر روش، آمیخته و از نوع اکتشافی بود. در بخش کیفی از روش تحلیل محتوای استقرایی استفاده شد و در بخش کمی از روش ساختاری تفسیری با تکنیک ISM-DEMATEL یکپارچه بهره گرفته شد. جامعه مورد مطالعه پژوهش را خبرگان دانشگاهی، کارشناسان بهزیستی و سازمانهای ذیربط که بهطور مستقیم با امر اشتغال افراد معلول در ارتباط هستند؛ و افراد معلول تشکیل داد. در بخش کیفی، نمونهگیری بهروش هدفمند و از نوع گلوله برفی تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. در بخش کمی تعداد 25 خبره از جامعه بخش کیفی بهصورت هدفمند و دردسترس انتخاب شدند. دادهها از طریق بررسی مطالعات ثانویه، مصاحبههای نیمهساختاریافته، گروههای کانونی و پرسشنامه محققساخته گردآوری شدند.در بخش کیفی، نتایج نشان داد که مقولات شبکهسازی و بازارسازی برای محصولات، پایدارسازی و بهبود مستمر طرح، اجرای مشاوره شغلی بر اساس نوع معلولیت و اقلیم، ظرفیتسازی روانی و توانمندسازی مهارتی، حمایت مالی و زیرساختی، شناسایی متقاضیان و افراد مستعد اشتغالآفرینی، عوامل مؤثر بر ایجاد الگوی اشتغال پایدار برای معلولان هستند. نتایج بخش کمی نشان داد که در گام نخست شناسایی متقاضیان و افراد مستعد اشتغالآفرینی؛ گام دوم اجرای مشاوره شغلی بر اساس نوع معلولیت و اقلیم؛ گام سوم ظرفیتسازی روانی و توانمندسازی مهارتی و حمایت مالی و زیرساختی، و گام چهارم شبکهسازی و بازارسازی برای محصولات، راهبری و بهبود مستمر کسبوکار در نظر گرفته شد.
بهیه باوان پوری، حسنعلی فرجی سبکبار، سیدعلی بدری، ندا زرندیان،
دوره 0، شماره 0 - ( 11-1404 )
چکیده
هدف: در سالهای اخیر، رضایت کاربران از اقامتگاههای بومگردی به یکی از مؤلفههای کلیدی موفقیت در صنعت گردشگری تبدیل شده است. با توجه به رشد پلتفرمهای آنلاین مانند جاباما و افزایش رقابت در این حوزه، نیاز به تحلیل دادهمحور برای شناسایی عوامل مؤثر بر رضایت کاربران بیش از پیش احساس میشود. فقدان مطالعات جامع با رویکردهای پیشرفته یادگیری ماشین در زمینه بومگردی ایران، ضرورت پژوهش حاضر را برجسته میسازد. اقتصاد اشتراکی و پلتفرمهای اقامتی مانند جاباما، تجربه کاربران را متحول کرده و بر اهمیت تحلیل دادهمحور تأکید دارند. مطالعات پیشین نشان دادهاند که عواملی مانند کیفیت خدمات، نظافت، و ارزش در برابر قیمت بر رضایت کاربران تأثیر دارند. با این حال، ویژگیهای فرهنگی و بومی اقامتگاههای بومگردی ایران نیازمند بررسیهای خاص و بومی است. روش پژوهش: در این پژوهش، دادههای ۱۱۲۳ اقامتگاه بومگردی از پلتفرم جاباما با استفاده از زبان برنامهنویسی Python و کتابخانه Selenium استخراج شد. متغیرهای مستقل شامل کیفیت اطلاعات، نظافت، ارزش در برابر قیمت، نحوه پذیرش، میزبانی، و موقعیت مکانی بودند و امتیاز رضایت کاربران بهعنوان متغیر وابسته در نظر گرفته شد. مدلسازی با استفاده از الگوریتمهای رگرسیونی شامل رگرسیون خطی، درخت تصمیم، جنگل تصادفی، گرادیان تقویتی، و ماشین بردار پشتیبان (SVR) با کرنل RBF انجام شد. عملکرد مدلها با معیارهای میانگین مربعات خطا (MSE)، ضریب تعیین (R²)، و اعتبارسنجی متقاطع ۵-تایی ارزیابی گردید. یافتهها: نتایج نشان داد که مدلهای جنگل تصادفی و گرادیان تقویتی با R² بالای 0.86 و MSE کمتر از 0.012 بهترین عملکرد را داشتند. تحلیل اهمیت ویژگیها حاکی از آن بود که کیفیت اطلاعات (با ضریب اهمیت 0.442)، نظافت، و ارزش در برابر قیمت مهمترین عوامل مؤثر بر رضایت کاربران هستند. مدل درخت تصمیم، قواعد تفسیرپذیری را ارائه کرد که نشاندهنده نقش کلیدی کیفیت اطلاعات در گره ریشه و تأثیر نظافت و ارزش در برابر قیمت در مراحل بعدی بود.
بهروز محسنی، محمدرضا غریب رضا، سعید شعبانی، آیدینگ کرنژادی،
دوره 0، شماره 0 - ( 11-1404 )
چکیده
هدف: هدف اصلی این پژوهش شناسایی، اولویتبندی و تحلیل چالشها و مسائل- مشکلات کشاورزی و منابعطبیعی در حوضه رودخانه اترکسفلی با تمرکز بر منطقه چات شهرستان گنبدکاووس است. پژوهش با تکیه بر دیدگاه نخبگان، کارشناسان و ذینفعان محلی، تلاش دارد روابط علّی میان عوامل انسانی و طبیعی مؤثر بر این چالشها را تبیین کرده و زمینه تصمیمسازی آگاهانه برای مدیریت پایدار منابع را فراهم آورد.
روش پژوهش: این پژوهش از نظر ماهیت کیفی و از نظر هدف کاربردی است. دادهها از طریق بررسی اسناد بالادستی و پرسشنامه تخصصی مبتنی بر طیف پنجدرجهای لیکرت گردآوری شدهاند. پایایی ابزار پژوهش با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ ارزیابی شد. برای اولویتبندی مسائل و مشکلات از آزمون ناپارامتریک فریدمن استفاده شد و بهمنظور تحلیل روابط علّی میان نیروهای محرک، فشارها، وضعیتها، اثرات و پاسخها، مدل مفهومی DPSIR بهعنوان چارچوب تحلیلی پژوهش بهکار گرفته شد.
یافتهها: در حوزه مخاطرات محیطی، "افزایش دمای منطقه و تغییر الگوی بارندگی ناشی از تغییرات اقلیمی" با میانگین رتبه 13.98 بهعنوان مهمترین چالش شناسایی شد. در حوزه مشکلات زیستمحیطی، "نبود نظارت مؤثر بر عملیات صنعتی و کشاورزی و بروز آلودگیهای غیرقابل جبران محیطزیست" با میانگین رتبه 14.53 بالاترین اولویت را به خود اختصاص داد. در حوزه کشاورزی و منابعطبیعی، "افزایش قیمت نهادههای کشاورزی مانند بذر و کود" و "نبود سیستمهای مؤثر مدیریت پسماند" هر دو با میانگین رتبه 14.19 بهعنوان مهمترین مشکلات شناسایی شدند. نتایج آزمون فریدمن نشان داد که تفاوت معناداری میان اولویت مسائل و مشکلات در هر سه حوزه وجود دارد (Sig =0.000). تحلیل نتایج در قالب مدل DPSIR نشان داد که نیروهای محرک اجتماعی، اقتصادی و حاکمیتی نقش غالبی در شکلگیری این مشکلات دارند.
فرامرز بریمانی، زهرا نیک منش، سهیلا خداوردی لو،
دوره 1، شماره 1 - ( 9-1391 )
چکیده
توانمندسازی زنان روستایی به معنی قدرت بخشیدن به این قشر از جامعه برای ایفای نقش برجسته در توسعه و مشارکت فعال آنها در تصمیمگیری است که یکی از ضرورتهای دستیابی به توسعه پایدارمیباشد. در این میان اعتبارات خرد میتواند دسترسی به اهداف توانمندسازیرا تسهیل نماید. این پژوهش درپاسخ به این سوال اصلی است: آیا اعتبارات خرد در توانمندسازی اقتصادی و روانی (اعتماد به نفس) زنان دهستان لکستان شهرستان سلماس موثر واقع بوده است؟دادههای مورد نیازاز روش کتابخانهای، میدانی و با استفاده از ابزار پرسشنامه گردآوری گردید. جامعه آماری این پژوهش کل زنان دهستان لکستان بود که از آنها نمونهای 225 نفری به روش نمونهگیری سهمی انتخاب شد. نتایج با استفاده از آزمون T مستقل مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفت. نتایج نشان داد اعتبارات خرد در توانمندسازی زنان روستایی مؤثر بوده است. گروهی از زنانی که وام گرفته بودند نسبت به گروهی که وام دریافت نکرده بودند از لحاظ اقتصادی توانمندتر شده و از نظر روانی(اعتماد به نفس) نیز در وضعیت بهتری قرار داشتند.
محمدرضا رضوانی، طاهره صادقلو، حسنعلی فرجی سبکبار، عبدالرضا رکن الدین افتخاری،
دوره 2، شماره 3 - ( 3-1392 )
چکیده
بازاریابی محصولات کشاورزی یکی از اساسیترین و مهمترین شاخصهای توسعه اقتصاد فضاهای روستایی محسوب میگردد. در این راستا، شناسایی فاکتورها و مولفه های تاثیرگذار بر فرآیند بازاریابی این محصولات به ویژه در محصولات فسادپذیری نظیر محصولات دامی و تولیدات لبنی می تواند در هدایت و تسهیل فرآیند بازاریابی و کاهش مشکلات و مسائل موجود در این عرصه به ویژه در اجتماعات محلی بسیار راهگشا باشد. شناسایی و تعدیل توزیع فضایی شاخصهای موثر در فرایند بازاریابی محصولی نظیر شیر با در نظر گرفتن تمامی محدودیتهای زمانی و زیستی این محصول، در سطح تولیدکنندگان خرد(سنتی و نیمه مدرن)؛ از مرحله تولید تا عرضه به مصرفکنندگان مختلف، و برنامهریزی برای سازماندهی به توزیع عناصر تعیین کننده در عرصه بازاریابی و بازاررسانی، با بهینهسازی کاربرد منابع، جلوگیری از اتلاف هزینه و زمان، و همچنین کاهش مسیرهای بازار از طریق کاهش تاثیر واسطهگران، افزایش منافع و رشد اقتصادی تولیدکنندگان روستایی را در پی خواهد داشت. بر این اساس شناخت دقیق عوامل شکل دهنده و تسهیل کننده شبکه فضایی بازاریابی محصول شیر و تغییرات فضایی اشکال بازاریابی در مناطق روستایی با تاکید بر عوامل جغرافیایی به عنوان یکی از هدف اساسی در سطوح مختلف تصمیم گیری و مدیریت و برنامه ریزی اقتصاد روستایی کشور مطرح است. بر این اساس سوال اساسی مقاله شناخت عوامل موثر و تبیین کننده شبکه فضایی بازاریابی و تحلیل تغییرات فضایی فرآیند بازاریابی محصول شیر تحت تاثیر این عوامل در مناطق روستایی با پتانسیل اقتصاد دامداری و تولید شیر در شهرستان خدابنده استان زنجان می باشد. برای دستیابی به این هدف از روش شناسی توصیفی و تحلیلی با بکارگیری داده های پرسشنامه ای، نظرات خبرگان، آزمون تحلیل واریانس استفاده شده است. نتایج نشان می دهد که از بین عوامل سه گانه شناسایی شده در شبکه فضایی بازاریابی شیر، مهمترین عامل از نظر سطوح مختلف تحلیل، عامل عملکردی- رفتاری یا توزیع فضایی عناصر بازاریابی است.
فرامرز بریمانی، معصومه امانی،
دوره 2، شماره 6 - ( 12-1392 )
چکیده
یکی از کارآمدترین و مهمترین نظامهای بخش کشاورزی، تعاونیهای تولید کشاورزی است. اعطای یارانههای تولیدی به این تشکلها از مهمترین سیاستهای حمایتی دولت به شمار میرود. با اجرای سیاست هدفمندسازی یارانهها و حذف یارانههای تولیدی این نگرانی بوجود آمد که کشاورزان عضو تعاونیها به دلیل افزایش هزینهها محتمل ضرر گردند. این پژوهش به منظور شناسایی آثار ناشی از اجرای سیاست هدفمندی یارانهها بر افزایش هزینههای تولیدی اعضاء تعاونیهای کشاورزی شهرستان لنجان انجام گرفت. روش انجام پژوهش توصیفی – تحلیلی و جامعه آماری این پژوهش 4 تعاونی کشاورزی فعال در شهرستان با 2809 نفرعضو بوده است. حجم نمونه از طریق فرمول کوکران با روش طبقه ای 180 نفر تعیین گردید. دادههای گردآوری شده از پرسشنامه در نرمافزار SPSS تحلیل شد. نتایج نشان داد که اجرای سیاست هدفمندی یارانهها، باعث افزایش هزینههای تولید بهرهبرداران عضو تعاونیهای کشاورزی (زراعت و باغداری) شده است، در حالی که اجرای این طرح کاهش اعتبارات و محدودیت منابع مالی اعضاء را در پی نداشته است. بر اساس نتایج آزمونANOVA میزان درآمد، سطح سواد، سن اعضاء در کاهش هزینه تعاونیها نقش نداشته است، در حالی که سابقه عضویت در افزایش هزینهها اثرگذار بوده است.
معصومه جمشیدی، سیدهدایت الله نوری زمان آبادی، سید اسکندر صیدایی گل سفیدی، داریوش رحیمی،
دوره 4، شماره 13 - ( 8-1394 )
چکیده
منطقه مورد مطالعه پژوهش، دارای اقتصاد مبتنی بر کشاورزی است و بهدلیل تغییرات اقلیمی و وقوع پدیده خشکسالی، بخش کشاورزی آن بهشدت آسیب دیده است. در این تحقیق، اثرات خشکسالی بر اقتصاد نواحی روستایی شهرستانهای سیروان و چرداول مطالعه شده است. جامعه آماری از کشاورزان شهرستانهای سیروان و چرداول تشکیل شده است که در سالهای 91-1385 در معرض خشکسالی قرار بوده است. این پژوهش با روش پیمایشی و با استفاده از پرسشنامه انجام شده است و حجم نمونه از طریق فرمول کوکران 367 نفر تعیین شده که به روش نمونهگیری طبقهای چندمرحلهای با توجه به اصل تسهیم به نسبت، در بین روستاهای مورد مطالعه، نمونههای مورد نظر انتخاب شده است. روایی گویهها در پرسشنامه توسط نظرات متخصصان مورد تأیید قرار گرفت و پایایی آن با انجام پیشآزمون و محاسبه آلفای کرونباخ (797/0) سنجیده شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از نماگرهای آمار توصیفی و استنباطی و همچنین برای ارزیابی وضعیت منطقه از نظر شدت خشکسالی، از شاخص استاندار شده بارش (SPI) استفاده شده است. نتایج محاسبه شاخص SPI برای شهرستانهای سیروان و چرداول نشان داد که هر دو شهرستان در دوره 91-1385 با خشکسالی مواجه بوده و در سال آبی 87-86 شاهد خشکسالی شدید و بیسابقهای بودهاند. نتایج حاصل از تحلیل عاملی نیز حاکی از آن بوده که خشکسالی در شهرستان سیروان، بر اقتصاد کشاورزی به ترتیب در چهار زمینه مهم رکود تولید، افزایش بدهی کشاورزان، پیدایش فقر و تغییر در کشاورزی تأثیر بیشتری داشته است و در شهرستان چرداول بیشترین تأثیر خشکسالی به ترتیب بر ایجاد بحران معیشت، پیدایش فقر، تغییر در کشاورزی و بحران بدهی بوده است.
مجید یاسوری، فرهاد جوان،
دوره 4، شماره 13 - ( 8-1394 )
چکیده
تنوعبخشی اقتصاد روستایی، به عنوان ابزاری برای سرعت بخشیدن به توسعه اقتصادی در سطوح مختلف به شمار میآید؛ این رویکرد به عنوان یکی از مهمترین راهبردهای توسعه و پایداری اقتصادی سکونتگاههای روستایی ایران تلقی شده و تأثیر بسزایی در ارتقای رفاه و امنیت اقتصاد منطقه دارد. چرا که ترکیب مطلوب بخشهای مختلف اقتصاد در نواحی روستایی، کارایی و بهره وری را در تمامی زمینههای تولیدی با افزایش مواجه میسازد، هدف از این تحقیق، شناخت موانع متنوع سازی فعالیتهای اقتصادی در روستاهای دهستان اشکور علیا در شهرستان رودسر استان گیلان است. منطقه اشکورات رودسر به علت کوهستانی بودن و قرار داشتن در وضعیت انزوای جغرافیایی و دسترسی ضعیف به امکانات و زیرساختهای لازم دارای ناپایداری اقتصادی و اجتماعی است. این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر روش انجام، توصیفی- تحلیلی است. در این تحقیق جامعه آماری، روستاهای دهستان اشکورعلیا(53روستا) در شهرستان رودسر است. جهت تعیین تعداد خانوارهای نمونه از فرمول کوکران استفاده شد که بر اساس آن، تعداد نمونهها 285، تعیین شد و پس از سنجش روایی (نظرات خبرگانی از اعضای هیئتعلمی ) و پایایی ( ضریب آلفای 0.781) پرسشنامه در میان خانوارهای روستاهای نمونه تکمیل شد. به منظور دستیابی به اطلاعات مورد نیاز جهت سنجش متغیرهای مورد تحقیق، از روشهای پیمایشی و اسنادی بهره گرفتهشده و برای بررسی و تجزیه و تحلیل اطلاعات و دادهها، از آزمونهای آماری نظیر تحلیلهای رگرسیونی چندگانه با روش گام به گام استفاده شد. یافتهها نشان میدهد که موانع زیرساختی و نهادی با ضریب تأثیر 0.633،عوامل محیطی، با 449/0 ، عوامل اقتصادی با 106/0 و عوامل اجتماعی با ، 093/0 در عدم تنوع اقتصادی نواحی روستایی منطقه نقش دارند.
محمد حسن یزدانی، افشار سیدین، رسول طایفه عیسی خواجه لو،
دوره 4، شماره 13 - ( 8-1394 )
چکیده
برای سنجش و سطحبندی توسعهیافتگی مناطق، شاخصهای بسیاری وجود دارد. هر یک از این شاخصها دارای ارزش و اهمیت خاصی است که با توجه به نوع هدف و روش مطالعه، مورد استفاده قرار میگیرد. بهکارگیری این شاخصها زمینه مناسبی برای ارائه راهبردها و بهکارگیری برنامههای مناسب توسعهی نواحی و همچنین پیریزی و ایجاد توسعهی یکپارچه ناحیهای و تحلیل وابستگی سکونتگاههای انسانی در سطوح نواحی میشود. پژوهش حاضر با استفاده از 13 شاخص زیربنایی، بهدنبال سنجش سطح توسعهیافتگی دهستانهای استان اردبیل و تعیین سطوح برخورداری آنها بوده است. روش تحقیق به صورت توصیفی- تحلیلی بوده و دادههای تحقیق به روش کتابخانهای جمعآوری شده است. پس از جمعآوری دادهها، وزن شاخصها با استفاده از آنتروپی شانون تعیین و بهوسیله روشهایTOPSIS ، VIKOR، SAW و HDI رتبهبندی شده است؛ همچنین برای رسیدن به یک اجماع کلی از یک تکنیک ادغامی تحت عنوان کپلند استفاده گردید. یافتههای حاصل از اجرای تکنیک کپلند نشان داد که دهستانهای پلنگا، محمودآباد و ویلکج جنوبی، به ترتیب در رتبههای نخست و دهستانهای کلخوران، پایین برزند و انگوت شرقی به ترتیب در رتبههای آخر از لحاظ توسعه یافتگی زیربنایی قرار دارد.
فرهاد عزیزپور، زهرا خداکرمی،
دوره 4، شماره 13 - ( 8-1394 )
چکیده
بخش کشاورزی با نقشپذیری اصلی در نظام اقتصادی روستا، زمینه تحول آن را در ابعاد مختلف محیطی، اجتماعی و اقتصادی را فراهم نموده است. از این رو میتواند نقش مهمی در تحقق توسعه پایدار روستایی ایفاء نماید. برای تحقق این امر، منابع سرمایهای طبیعی، اجتماعی، انسانی و مالی از اهمیت برخوردار هستند. در این میان، سرمایه مالی دارای نقش بیشتری است. مزیت مکانی نسبتا پایین روستا به همراه منابع سرمایه مالی کم در آن، سبب شده تا جریان سرمایه به بخش کشاورزی کاهش یابد. این چالش، سبب شده تا دولت حمایت بخش کشاورزی را با توجه به نظام بهرهبرداری فردی در قالب طرح اعطای اعتبارات خرد مدنظر قرار دهد. اجرای این طرح، اثراتی بر ابعاد مختلف توسعه سکونتگاههای روستایی داشته است. این مقاله، سعی نموده با رویکردی پیامدگرا به تبیین اثرات اجتماعی – اقتصادی آن بپردازد. روش تحقیق در این مقاله، توصیفی – تحلیلی است. محدوده جغرافیایی مورد مطالعه دهستان کرسف و جامعه آماری، روستاییان و کارشناسان کشاورزی و مالی آن دهستان بوده است. با توجه به دو جامعه آماری مورد مطالعه، از کل واحدهای بهرهبردار که در بین سالهای 85- 92حداقل یکبار وام دریافت کردهاند، 157 نفر با استفاده از فرمول تعیین حجم کوکران بهعنوان حجم نمونه مشخص شده و نمونهگیری این جامعه آماری با روش طبقهای و تصادفی صورت گرفته است. از جامعه کارشناسان با توجه به اهمیت معیار سطح دانش و آگاهی آنها از مسئله، با نمونهگیری هدفمند 15 نفر از کارشناسان سازمان جهاد کشاورزی و بانک کشاورزی انتخاب شده است. برای تحلیل اطلاعات تکنیک آزمون T تک نمونهای مورد استفاده قرار گرفت. نتایج تحقیق حاکی از آن است که اعتبارات خرد کشاورزی تأثیر یکسان و یکپارچه بر شاخص های ابعاد توسعه بویژه ابعاد اجتماعی – اقتصادی ندارد و سازوکار اجرایی اعطای اعتبارات خرد کشاورزی متأثر از رویکرد سنتی (رشد اقتصادی) از کارآمدی لازم برخوردار نیست. در این ساختار، مدیریت متمرکز (از بالا به پایین) و روابط رسمی و قانونی سبب شده تا منابع مالی ماهیتی محلی و متکی بر پس اندازهای خرد مردم نبوده و از پایداری برخوردار نباشد.
اسماعیل علی اکبری، مصطفی طالشی، نیره حاج امینی،
دوره 4، شماره 13 - ( 8-1394 )
چکیده
تغییرات ساخت و عملکرد نظامهای شهری جریانی مداوم و پیوسته در فضا است. این تغییرات که بر سازمان دادن تولید و بازتولید اجتمایی برای پاسخ به منافع نیروهای مسلط استوار است،در طول زمان الگوهای متفاوت ساختاری و کارکردی میآفریند. در این مقاله کوشش شده با روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده از دادههای اسنادی رابطه اقتصاد محلی، جریان مازاد و بازساخت نظام شهری در فضای ناحیهای کرمان تحلیل شود. در آغاز و طی زمان طولانی تا اصلاحات ارضی، تملک مازاد بهوسیله مالکان مبنای اشکال مختلف کنترل اجتماعی بر سازمان فضایی ناحیه بوده که سلطهی شهر بزرگ ناحیه (کرمان)، شکل غالب بازتاب فضایی آن در شبکه شهری بوده است. پس از اصلاحات ارضی با شکلگیری دولت رانتی، اثربخشی مازاد ملی نفت در شکلگیری فضای ناحیه مؤثر بوده است. از دهه هفتاد دگرگونیهای شهری بهوسیله تولید ساختارهای جدید شرایط جذب، جریان و انباشت نابرابر مازاد در شبکه شهری را فراهم آورده و بدینسان به اشکال جدید ناموزونی در فضای ناحیهای دامن زده است. بر این اساس، استراتژی واقعی برای یکپارچگی ناحیهای و بازساخت شبکه شهری و منطقه ای بر مبنای کاهش روابط سلطه جویانه مادرشهر ناحیه و دسترسی به فرصتهای برابر رشد برای اعضاء شبکه میبایست بر مدلی استوار باشد که از طریق آن، تولید اشتغال متکی بر ظرفیتهای درونی برای رشد اقتصادهای محلی در طیف پایین شبکه از یک سو و رشد برونگرای گره بزرگ شهری (کرمان) در ادغام با چند گره قدیمی در حال توسعه (رفسنجان، سیرجان، جیرفت، بم و زرند) از سوی دیگر فراهم آید. واضح است، کارآیی این مدل بدون بازنگری و بازاندیشی در مناسبات ساختاری، مضامین و قوانین جاری در جریان سلطه جویانه مازاد ملی، مسئله پیچیده و دشواری خواهد بود.
سید حسن مطیعی لنگرودی، حوریه مرادی،
دوره 4، شماره 13 - ( 8-1394 )
چکیده
برنامهریزی روستایی یکی از مهمترین فعالیتهای کارگزاران و برنامهریزان توسعه است. سازمان جهاد کشاورزی در جهت تحقق اهداف توسعه روستایی، با تدوین برنامهها و فعالیتهای خود در جهت ارتقاء سطح آگاهیها و مهارتهای حرفهای روستاییان گام بر میدارد. در این تحقیق به تبیین توانمندی حرفهای کارگزاران جهاد کشاورزی استان کرمانشاه در برنامهریزی روستایی پرداخته شده است. کلیهی کارگزاران و برنامهریزان توسعه روستایی استان کرمانشاه به تعداد 456 نفر جامعه آماری این پژوهش را تشکیل دادهاند. پژوهش از نوع کاربردی، روش پژوهش از نوع توصیفی ـ پیمایشی بوده است. حجم نمونه براساس جدول مورگان 210 نفر تعیین گردید. روش نمونهگیری، تصادفی طبقهای با انتساب متناسب از پاسخگویان انتخاب شد. ابزار پژوهش پرسشنامه بود که روایی صوری آن براساس نظر جمعی از اساتید و صاحبنظران تأیید گردیده و پایایی آن با استفاده از پیشآزمون مشخص گردید. ضریب آلفای کرونباخ برای مؤلفه توانمندی حرفهای در برنامهریزی روستایی و روحیه کارآفرینی به ترتیب 93/0 و 90/0 محاسبه شد که بیانگر مناسب بودن ابزار پژوهش بود. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از آزمونهای همبستگی و رگرسیون انجام شد. براساس نتایج، بین مؤلفه توانمندی حرفهای در برنامهریزی روستایی با روحیه کارآفرینانه، سن کارگزاران و اثربخشی دورههای آموزشی ضمن خدمت رابطه مثبت و معنیداری در سطح یک درصد خطا برقرار است. نتایج تحلیل رگرسیون نیز نشان داد که متغیرهای روحیه کارآفرینانه و اثربخشی دورههای آموزشی ضمن خدمت، تأثیر معنیداری بر میزان توانمندی حرفهای کارگزاران در برنامهریزی روستایی داشته و توانایی تبیین 64 درصد از تغییرات متغیر توانمندی حرفهای را دارد.