|
|
|
|
|
 |
جستجو در مقالات منتشر شده |
 |
|
2 نتیجه برای بحری
فائزه متشکر، حسین بحری، دوره 27، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده
این مطالعه به بررسی استراتژیهای نحوی و موضوعی توسط یک مدل ترجمه مبتنی بر هوش مصنوعی، ChatGPT، در ترجمه ادبی انگلیسی به فارسی میپردازد. نظریه جابجایی خطی مونا بیکر (2011) با هدف ارزیابی این است که آیا و تا چه حد چهار استراتژی اصلی (تغییر صدا، تغییر فعل، اسمسازی و اضافه کردن) در متن تولید شده توسط هوش مصنوعی رخ میدهند. مجموعه دادهها شامل داستان کوتاه «اغتشاش در یک همسرائی محلی» اثر توماس هاردی و ترجمه کامل فارسی آن است که توسط ChatGPT تولید شده است. یک روش مقایسهای کیفی اتخاذ شد که در آن طرح بیکر به عنوان نقطه شروع تحلیل متن در نظر گرفته شد. چهل و چهار بخش شناسایی و بررسی شد که هر کدام استفاده از حداقل یکی از استراتژیهای ذکر شده را نشان میدهند. یافتهها نشان میدهد که ChatGPT به طور ضمنی از هر چهار استراتژی به طور قابل توجهی استفاده میکند: تغییر فعل (31.82٪)، تغییر صدا (27.27٪)، اسمسازی (22.73٪) و اضافه کردن (18.18٪). این نتایج ساختار موضوعی و انسجام ارتباطی را در بیشتر موارد حفظ کرد. این مطالعه ظرفیت ChatGPT را برای پاسخگویی به ترجمه کاربردی در ترجمه ادبی با وفاداری اصطلاحی، ریتمیک و بلاغی مشخص میکند. این امر نشان میدهد که استراتژیهای بیکر نه تنها برای مترجمان انسانی، بلکه به عنوان ابزاری ارزشمند برای ارزیابی و پس از ویرایش ترجمههای هوش مصنوعی، به ویژه ادبیات نیز معتبر هستند.
زهرا وحدتی، دکتر حسین بحری، دوره 28، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
این مطالعه به بررسی چالشهای ترجمه طنز و ارجاعات فرهنگی در زیرنویسهای فارسی سریال «دختران طلایی»، فصل ۵، قسمت ۲۴ میپردازد. هدف اصلی، شناسایی و تحلیل استراتژیهای ترجمه مورد استفاده در زیرنویسهای نیمه حرفهای فارسی و مقایسه آنها با ترجمههای تولید شده توسط هوش مصنوعی است تا مشخص شود که آیا از دست دادن لحن کمدی، رقیق شدن عناصر خاص فرهنگ و دشواری در انتقال کنایه، در محدودیتهای زیرنویس هنگام استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی، همچنان ادامه دارد یا به طور متفاوتی آشکار میشود. این تجزیه و تحلیل، استراتژیهای رایج انسانی مانند اقتباس، حذف و بومیسازی مورد استفاده برای رسیدگی به این چالشها را آشکار میکند. یافتههای ما نشان میدهد که در حالی که ترجمههای هوش مصنوعی ممکن است به دقت و ثبات تحتاللفظی بیشتری دست یابند، اغلب در تکرار زمانبندی کمدی، تشخیص کنایههای ظریف و ایجاد جایگزینیهای فرهنگی متناسب با متن، شکست آشکارتری را نشان میدهند و به جای آن به طور پیشفرض به ترجمههای بیش از حد تحتاللفظی یا خنثی از نظر فرهنگی روی میآورند که طنز و ویژگی فرهنگی متن منبع را بیشتر کاهش میدهد. این مقاله راهحلهایی از جمله اقتباس فرهنگی، شفافسازی خلاقانه و گردشهای کاری ترکیبی انسان و هوش مصنوعی را برای بهبود درک بیننده پیشنهاد میکند. یافتهها بر تعادل حیاتی بین وفادار ماندن به منبع و تضمین دسترسیپذیری برای مخاطب هدف در ترجمه سمعی و بصری تأکید میکنند و نقش غیرقابل جایگزین مداوم شهود فرهنگی و کمدی انسان را برجسته میسازند.
|
|
|
|
|
|
|
|
|